امام حق، مسئولیت هدایت و حمایت امت اسلامی را به حق از سوی خدا و به فرمان و وصیت پیامبرش داشته و امام علی (ع)، پس از پیامبر خدا (ص)، نخستین امام حقی بود که این مسئولیت های امام را بر عهده گرفت. ویژگی ها و مسئولیت های امام حق در نهج البلاغه به خوبی تبیین گردیده است.
وصف امامان حق
«هُمْ مَوْضِعُ سِرِّهِ وَ لَجَأُ أَمْرِهِ وَ عَيْبَةُ عِلْمِهِ وَ مَوْئِلُ حُكْمِهِ وَ كُهُوفُ كُتُبِهِ وَ جِبَالُ دِينِهِ، بِهِمْ أَقَامَ انْحِنَاءَ ظَهْرِهِ وَ أَذْهَبَ ارْتِعَادَ فَرَائِصِهِ.
وَ مِنْهَا [فِي الْمُنَافِقِينَ] يَعْنِي قَوْماً آخَرِينَ:
زَرَعُوا الْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ الْغُرُورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُورَ. لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً، هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ، إِلَيْهِمْ يَفِيءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ. الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ»؛[1]
«عترت پیامبر (ص) جایگاه راز، پناه امن دین، گنجینه دانش، مرجع حکم، گنجینه های کتاب های خدا و کوه های استوار دین پروردگار می باشند و خدای توانا پشت دین را به یاری آنان راست و استوار کرد و لرزش آن را از میان برد. دشمنان عترت پیامبر (ص) بذر گناه و فساد افشاندند و آن را با آب غرور آبیاری کردند و محصول این بذر را که جز هلاک و نابودی نبود درویدند.
هیچ یک از افراد این امت را با خاندان محمد (ص) قیاس نمی توان کرد و آن ها که همیشه از نعمت وجود و حضور عترت پیامبر (ص) بهره می برند، با ایشان برابر نیستند. عترت رسول الله (ص) اساس و پایه دین و ستون و قائم یقین می باشند. تندروان باید به آن ها (که میانه رو اند) برگردند و کندروان باید بکوشند تا به آن ها برسند.
ویژگی ها و شرایط ولایت و امامت در وجود آنان فراهم آمده و پیامبر اکرم (ص) درباره جانشینی آن ها وصیت و سفارش کرده است. خاندان پیامبر (ص) کمالات نبوی را از آن بزرگوار به ارث برده اند. در این زمان، هنگامه خلافت امام علی (ع)، حق به اهل آن بازگشته و به جایگاه اصلی خود انتقال یافته است».
به اعتقاد امام علی (ع)، حکومت امام حق در جامعه اسلامی باعث روی آوری مردم به صلاح و صواب و حق و عدل و قسط و اخلاص و تقوی و ایثار می شود و در هنگامه خطرناک و وحشت آفرین حکومت پیشوای جور و باطل، زمینه فساد و تباهی و انحراف از حق و رواج و حاکمیت باطل فراهم می آید.
و بر اساس همین تجربه تاریخی امام علی (ع)، همه قدرت خود را در معرفی امام حق و تبین ملاک ها و معیارهای حکومت حقه اسلامی بکار می برد تا از حضور و ظهور فساد و انحراف در جامعه اسلامی جلوگیری کرده باشد.
تبیین مسئولیت های امام حق
آشنایی با سیره آن بزرگوار در دوران حیات، به ویژه در روزگار خلافت و امامتش، باعث آگاهی انسان از مسئولیت های امام حق می شود. و از این رهگذر می توان سیمای امام (ع) را در نهج البلاغه و مسئوولیت های امام را در دوران امامت شناخت.
امام علی (ع) در نخستین روزهای خلافت خویش، پس از آشوب ها و بحران های بعد از رحلت پیامبر (ص)، هنگامی که مردم ناگزیر و درمانده از امامت و رهبری خلفای پیشین به آن حضرت (ع) روی آورده و امامت و رهبری امت اسلامی را از آن حضرت (ع) درخواست و خواهش کردند، در برابر انبوه مسلمان های مشتاق و دل های شیفته و چشمان منتظر امامت و خلافت وی، لب به سخن گشود و فرمود:
«أَمَا وَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِي مِنْ عَفْطَةِ عَنْزٍ»؛[2]
«سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر این بیعت کنندگان نبودند و یاران، حجت بر من تمام نمی نمودند و خدا دانشوران را نفرموده بود تا ستمکار شکم باره را بر نتابند و به یاری گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار را از دست می گذاشتم و پایانش را چون آغازش می انگاشتم و مانند گذشته، خود را به کناری می داشتم و می دیدید که دنیای شما را به چیزی نمی شمارم، چندان که دنیا در نظر من از آب بینی بزی ماده خوارتر است».
ویژگی ها و وظایف مقام امامت
در این فراز از سخنان امیرمومنان امام علی (ع) در رابطه با تبیین وظایف رهبری و مسئولیت های امام زعامت جامعه اسلامی، نکات ارزنده و مهمی وجود دارد که در ارتباط با مقام امامت امت اسلامی شایان توجه است. مهم ترین این نکات عبارتست از:
1- اخلاص و ایثار
در رابطه با جریانات تلخی که پس از رحلت اندوه بار پیامبر اکرم (ص) در تاریخ اسلام پدید آمد و باعث انحراف و واماندگی امت اسلامی از صراط مستقیم امامت و ولایت شد، موضع گیری امام (ع) در برابر این حوادث به حدی از صحت، حقیقت، اخلاص و ایثار برخوردار بود که پس از چندی مسلمانان به لغزش و خطای خود پی بردند.
در نتیجه در نهایت شرمساری با امید، ایمان، عشق، شوق و شتاب به خانه امیرالمومنین علی (ع) روی آوردند و امامت آن محبوب خدا و وصی پیامبر (ص) را از جان و دل پذیرا شدند. امام (ع) در این رابطه فرمود:
«در آن هنگام (پس از قتل عثمان) ناگهان دیدم مردم از هر سوی به من روی نهادند و مانند یال کفتار پس و پشت هم ایستادند، چندان که حسنان فشرده گشت و دو پهلویم آزرده، مردم به گرد من فراهم آمدند و چون گله گوسفند سر نهاده به هم».[3]
2- برقراری تعادل اقتصادی
امام آگاه و بصیر امت اسلامی، به اقتضای امامت و به دلیل مسئولیت های امام، وظیفه دارد که تعادل اقتصادی جامعه اسلامی را کنترل کرده و در برابر قدرت و غنای ستمگران و فقر و گرسنگی ستمدیدگان بی تفاوت نباشد، این مسئولیت های امام در کلام امام علی (ع) تصریح شده، آنجا که فرمود:
«و اگر پیمان خدا با دانشوران و دانایان نبود که بر سیری ستمگر و گرسنگی ستمدیده راضی نباشد، هر آینه زمام شتر خلافت را بر دوش آن می افکندم و …».
3- بی اعتنایی به دنیا
دنیا با همه جلوه ها و جاذبه های فریبنده اش در چشم و دل امام حق که مسئولیت هدایت امت اسلامی را از دنیا به آخرت و بهشت برین دارد، باید بسیار ناچیز و بی ارزش و خوار جلوه کند و اگر جز این و یا خدای ناخواسته خلاف این باشد، امت چنین امامی روی سعادت و نیک بختی را هرگز نخواهد دید. با عنایت به این شرط مهم امامت، امام (ع) می فرماید: «… دنیای شما در چشم من از عطسه بزی خوارتر و ناچیزتر است».
یکی از ویژگی های ارزنده و ممتاز امام حق، بی اعتنایی او به حکومت و فرمانروایی و امارت است. حکومت بر مردم و فراهم آوردن امکانات و زمینه های مناسب برای این مهم، در نظر و اندیشه رهبران تاریخ به اندازه ای عزیز و دلخواه بوده که بر سر آن، همه ارزش های متعالی اخلاقی را لگدمال هواهای نفسانی و خواهش های جسمانی خویش می کرده اند.
4- دفاع از حق و ستیز با باطل
ولی حکومت و فرمانروایی بر مردم در چشم و دل و اندیشه امام حق، اگر برای خدا و در جهت احقاق حق و دفاع از حریم حقوق مردم نباشد، بی ارزش ترین و ناچیزترین جلوه از نمود های دنیا است. امام علی (ع) که درخشنده ترین چهره امامت حق است و به حق، امام حق همه پیشوایان حق تاریخ می باشد، مسئولیت های امام حق را در ارتباط با حکومت و ولایت بر امور جاری امت، دفاع از حق و ستیز بی امان و بی پایان با باطل می داند.
این حقیقت در گفتگوی آن حضرت (ع) با عبدالله بن عباس متجلی است، به سخن ابن عباس توجه کنید:
«قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) بِذِي قَارٍ وَ هُوَ يَخْصِفُ نَعْلَهُ، فَقَالَ لِي مَا قِيمَةُ هَذَا النَّعْلِ؟ فَقُلْتُ لَا قِيمَةَ لَهَا. فَقَالَ (ع) وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا …»؛[4]
«عبدالله بن عباس گفت:
روزی در ذی قار بر امیرالمومنین امام علی (ع) وارد شدم، در حالی که حضرت (ع) سرگرم تعمیر کفش خود بود. هنگامی که آن حضرت (ع) مرا دید به من فرمود: این کفش کهنه چقدر ارزش دارد؟ گفتم: هیچ ارزشی ندارد. امام (ع) فرمود:
به خدا سوگند، این کفش را از حکومت بر شما بیشتر دوست دارم، مگر این که در سایه حکومت، اقامه حق کرده و یا باطلی را از ریشه براندازم».
5- تربیت و هدایت نفس خویش
امیرالمومنین امام علی (ع) عقیده دارد، امام حق که عهده دار هدایت و تربیت امت اسلامی است، وظیفه دارد پیش از ارشاد و هدایت دیگران به تربیت و هدایت نفس خویش بپردازد. چرا که در تربیت اسلامی مربی وظیفه دارد، مردم را با رفتار و کردار خود به خدا و تقوی و تربیت دعوت کند، پیش از آن که زبان به هدایت و حمایت انسان ها بگشاید. کلام حکمت بخش امام (ع) در این رابطه خواندنی است، آنجا که فرمود:
«مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً، [فَعَلَيْهِ أَنْ يَبْدَأَ] فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ؛ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ؛ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا، أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ»؛[5]
«هر کس بخواهد خود را امام و رهبر مردم قرار دهد، باید پیش از این که به دیگران تعلیم دهد، خود را آموزش بدهد و چنین کسی قبل از این که مردم را با زبان ادب بیاموزد، می باید با اخلاق و رفتار نیکوی خود آن ها را ادب کند و کسی که آموزگار و مربی خود باشد، به احترام و تجلیل سزاوارتر است از کسی که معلم و مربی دیگران است».
6- قیام در جهت اقامه حدود و احکام الهی
یکی دیگر از وظایف مهم و مسئولیت های امام حق، قیام در جهت اقامه حدود و احکام الهی است و امام حق موظف است که فرامین خدا و اصول دین و احکام شریعت الهی را با زبانی نرم و گرم و با بیانی دلنشین و حکمت آموز، به مردم ابلاغ کند و آنان را در جهت سیر و حرکت به سوی خدا و فراگیری دانش و حکمت یاری دهد. بخشی از این وظایف در نهج البلاغه چنین بیان شده است:
«إِنَّهُ لَيْسَ عَلَى الْإِمَامِ إِلَّا مَا حُمِّلَ مِنْ أَمْرِ رَبِّهِ، الْإِبْلَاغُ فِي الْمَوْعِظَةِ وَ الِاجْتِهَادُ فِي النَّصِيحَةِ وَ الْإِحْيَاءُ لِلسُّنَّةِ وَ إِقَامَةُ الْحُدُودِ عَلَى مُسْتَحِقِّيهَا وَ إِصْدَارُ السُّهْمَانِ عَلَى أَهْلِهَا. فَبَادِرُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِ تَصْوِيحِ نَبْتِهِ وَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُشْغَلُوا بِأَنْفُسِكُمْ عَنْ مُسْتَثَارِ الْعِلْمِ مِنْ عِنْدِ أَهْلِهِ، وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تَنَاهَوْا عَنْهُ، فَإِنَّمَا أُمِرْتُمْ بِالنَّهْيِ بَعْدَ التَّنَاهِي»؛[6]
«همانا بر امام و پیشوای مسلمانان جز قیام به آنچه پروردگارش فرمان داده، کاری دیگر واجب نیست.
– ابلاغ فرامین الهی به مردم همراه با پند و اندرز.
– تلاش در جهت نصیحت، اندرز و موعظه مردم.
– احیای سنت حق.
– اجرای حدود شرعی در مورد کسانی که سزاوار آن هستند.
– اعطای نصیب و بهره هر کس به او.
این ها از مسئولیت های امام حقی است که امامت مسلمانان را به عهده دارد و در ادامه سخن امام (ع) فرمود:
«پیش از خشکیدن درخت دانش، در فراگیری علم و حکمت شتاب کنید و قبل از آن که از فیض حضور دانشمندان محروم مانده و به خود سرگرم شوید، از آن ها استفاده کنید و کارهای زشت و ناشایست را نهی کنید و خودتان نیز از انجام آن پرهیز کنید، زیرا شما فرمان دارید تا از منکر نهی کنید، در حالی که خود مرتکب آن نمی شوید».
7- اقامه قسط و گسترش عدل
اقامه قسط و گسترش عدل در جامعه اسلامی و استقرار و حاکمیت سنت های پیامبر خدا (ص) در حکومت اسلامی، از مسئولیت های امام حق به شمار می آید. امام در جامعه اسلامی وظیفه دارد که در نهایت قدرت و با تمام توان در جهت محو و نابودی فرهنگ غلط و بدعت های ناشایست و جاهلانه مردم تلاش کند. بیان این مسئولیت های امام در کلام امام (ع) تصریح شده، آنجا که خطاب به عثمان بن عفان فرمود:
«فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عَادِلٌ هُدِيَ وَ هَدَى، فَأَقَامَ سُنَّةً مَعْلُومَةً وَ أَمَاتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً، وَ إِنَّ السُّنَنَ لَنَيِّرَةٌ لَهَا أَعْلَامٌ وَ إِنَّ الْبِدَعَ لَظَاهِرَةٌ لَهَا أَعْلَامٌ …»؛[7]
«آگاه باش که بهترین بندگان حق تعالی در پیشگاه او، امام و رهبر دادگری است که خود هدایت یافته و دیگران را راه می نماید. امامی که سنت های روشن و آشکار پیامبر اکرم (ص) را در جامعه بر پا و استوار کند و بدعت های جاهلانه و نا آشنا را از میان بردارد. سنت ها روشن و نشانه های آن ها آشکار است و بدعت ها نیز روشن و نشانه های آن هویدا است …».
و در همین رابطه امام (ع) طلحه و زبیر را مخاطب قرار داده و فرمود:
«وَ اللَّهِ مَا كَانَتْ لِي فِي الْخِلَافَةِ رَغْبَةٌ وَ لَا فِي الْوِلَايَةِ إِرْبَةٌ، وَ لَكِنَّكُمْ دَعَوْتُمُونِي إِلَيْهَا وَ حَمَلْتُمُونِي عَلَيْهَا، فَلَمَّا أَفْضَتْ إِلَيَّ نَظَرْتُ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ مَا وَضَعَ لَنَا وَ أَمَرَنَا بِالْحُكْمِ بِهِ فَاتَّبَعْتُهُ وَ مَا اسْتَنَّ النَّبِيُّ (ص) فَاقْتَدَيْتُهُ، فَلَمْ أَحْتَجْ فِي ذَلِكَ إِلَى رَأْيِكُمَا وَ لَا رَأْيِ غَيْرِكُمَا، وَ لَا وَقَعَ حُكْمٌ جَهِلْتُهُ …»؛[8]
«به خدا سوگند، که من رغبتی به خلافت و علاقه ای به زمامداری شما نداشتم، ولی شما مرا به این کار دعوت و به پذیرش آن وادار کردید و هنگامی که خلافت به من رسید، به کتاب خدا نگاه کردم و از آنچه برای ما تعیین کرده و ما را به اجرای آن فرمان داده بود، پیروی کرده و به آنچه پیامبر خدا (ص) سنت قرار داده اقتدا کردم و در این رابطه به اندیشه و رای شما و غیر شما نیازی نداشتم و هیچ حکمی پیش آمد نکرده است که نسبت به آن آگاه نباشم …».
حقوق متقابل امام و امت
در بینش اسلامی و در سیره ائمه اطهار (ع)، برای امام و امت حقوق متقابلی ذکر شده است و در حقیقت امام امت اسلام بر عهده امت حقوق قطعی و حتمی دارد که رعایت و اداء آن از سوی امت، حق مسلم و حتمی امام است و همچنین امت اسلامی نیز بر ذمه و عهده امام حق و رهبر جامعه اسلامی حقوقی دارد که امام موظف به رعایت آن ها می باشد و حکومت اسلامی به اوج عزت و قدرت خود دست نمی یابد، مگر این که این حقوق متقابل امام و امت در حد کمال خود، از هر دو سوی رعایت و اجرا شود.
نهج البلاغه امام علی (ع)، بازگو کننده این حقوق دو جانبه امام و امت با زبانی ساده و روشن است:
«أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَيَّ حَقٌّ؛ فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَيَّ فَالنَّصِيحَةُ لَكُمْ وَ تَوْفِيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ وَ تَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِيبُكُمْ كَيْمَا تَعْلَمُوا. وَ أَمَّا حَقِّي عَلَيْكُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَيْعَةِ وَ النَّصِيحَةُ فِي الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ وَ الْإِجَابَةُ حِينَ أَدْعُوكُمْ وَ الطَّاعَةُ حِينَ آمُرُكُمْ»؛[9]
«ای مردم! شما را بر عهده من حقی و مرا نیز بر شما حقی است. حقی که شما به من دارید این است که:
– شما را موعظه کرده و پند و اندرز داده و هدایت کنم،
– و غنایم و بهره های شما را به تساوی در میان شما تقسیم کنم.
– شما را آموزش داده تا از نادانی برهانم،
– و آداب و احکام دین را به شما بیاموزم.
و اما حقی که من بر شما دارم این است که:
– بر بیعت و پیمان با من پایدار باشید،
– در پیدا و پنهان نسبت به من خلوص نیت داشته باشید.
– هرگاه شما را بخوانم، پاسخ مثبت داده و مرا اجابت کنید،
– و هنگامی که به شما فرمان می دهم، از فرمان من اطاعت کنید».
«وَ أَعْظَمُ مَا افْتَرَضَ سُبْحَانَهُ مِنْ تِلْكَ الْحُقُوقِ حَقُّ الْوَالِي عَلَى الرَّعِيَّةِ وَ حَقُّ الرَّعِيَّةِ عَلَى الْوَالِي، فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِكُلٍّ عَلَى كُلٍّ، فَجَعَلَهَا نِظَاماً لِأُلْفَتِهِمْ وَ عِزّاً لِدِينِهِمْ، فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلَاةِ، وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِيَّةِ. فَإِذَا أَدَّتْ الرَّعِيَّةُ إِلَى الْوَالِي حَقَّهُ وَ أَدَّى الْوَالِي إِلَيْهَا حَقَّهَا، عَزَّ الْحَقُّ بَيْنَهُمْ وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّينِ وَ اعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ وَ جَرَتْ عَلَى أَذْلَالِهَا السُّنَنُ، فَصَلَحَ بِذَلِكَ الزَّمَانُ وَ طُمِعَ فِي بَقَاءِ الدَّوْلَةِ وَ يَئِسَتْ مَطَامِعُ الْأَعْدَاءِ …»؛[10]
«و از بزرگترین حقوقی که خدای سبحان واجب فرموده، حق امام بر مردم و حق مردم بر امام است و این حق را خدای متعال بر هر دو گروه، یعنی بر ائمه و مردم نسبت به یکدیگر واجب کرده است و خدای سبحان رعایت این حقوق متقابل را وسیله نظم و محبت ایشان نسبت به یکدیگر و باعث عزت و قدرت دین آن ها قرار داده است.
بنابراین وضع مردم اصلاح نمی شود و سامان نمی یابد، مگر به اصلاح رهبران و رهبران اصلاح نمی شوند، مگر به پایداری مردم در اجرای فرامین ایشان و اگر مردم حق رهبران و رهبران حق مردم را رعایت کنند:
حق در میان آن ها عزیز، راه دین هموار، نشانه های عدالت بر پا و سنت ها در مواضع و جایگاه های خود استوار می شود و در نتیجه روزگار اصلاح شده و به پایداری دولت امید می رود و طمع دشمنان به یاس تبدیل خواهد شد …».
در رابطه با حقوق متقابل امام و مردم، امام علی (ع) در نامه ای به فرماندهان سپاه خود نوشت:
«أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ حَقّاً عَلَى الْوَالِي أَلَّا يُغَيِّرَهُ عَلَى رَعِيَّتِهِ فَضْلٌ نَالَهُ وَ لَا طَوْلٌ خُصَّ بِهِ، وَ أَنْ يَزِيدَهُ مَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبَادِهِ وَ عَطْفاً عَلَى إِخْوَانِهِ. أَلَا وَ إِنَّ لَكُمْ عِنْدِي أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَكُمْ سِرّاً إِلَّا فِي حَرْبٍ وَ لَا أَطْوِيَ دُونَكُمْ أَمْراً إِلَّا فِي حُكْمٍ وَ لَا أُؤَخِّرَ لَكُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ وَ لَا أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ، وَ أَنْ تَكُونُوا عِنْدِي فِي الْحَقِّ سَوَاءً، فَإِذَا فَعَلْتُ ذَلِكَ وَجَبَتْ لِلَّهِ عَلَيْكُمُ النِّعْمَةُ.
وَ لِي عَلَيْكُمُ الطَّاعَةُ وَ أَلَّا تَنْكُصُوا عَنْ دَعْوَةٍ وَ لَا تُفَرِّطُوا فِي صَلَاحٍ وَ أَنْ تَخُوضُوا الْغَمَرَاتِ إِلَى الْحَقِّ؛ فَإِنْ أَنْتُمْ لَمْ تَسْتَقِيمُوا لِي عَلَى ذَلِكَ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ أَهْوَنَ عَلَيَّ مِمَّنِ اعْوَجَّ مِنْكُمْ، ثُمَّ أُعْظِمُ لَهُ الْعُقُوبَةَ وَ لَا يَجِدُ عِنْدِي فِيهَا رُخْصَةً. فَخُذُوا هَذَا مِنْ أُمَرَائِكُمْ وَ أَعْطُوهُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ مَا يُصْلِحُ اللَّهُ بِهِ أَمْرَكُمْ»؛[11]
«اما بعد، بر هر والی و فرماندهی فرض است که به سبب برتری مقامی که یافته و یا به دلیل نعمت های فراوانی که به آن ها مخصوص شده، رفتار خود را در رابطه با مردم تغییر ندهد و به پاس نعمت هایی که خدا نصیب او فرموده به بندگان خدا بیشتر نزدیک شود و نسبت به برادران دینی خود عاطفه و محبت داشته باشد. آگاه باشید که حق شما بر من این است که:
– هیچ رازی را جز درباره جنگ از شما پنهان نکنم.
– هیچ کاری را بی مشورت شما، مگر به حکم شرع انجام ندهم.
– در احقاق حق شما کوتاهی نکنم و تا آن حق را به شما نرسانم از پای ننشینم.
همه شما در رابطه با حق نزد من مساوی هستید و اگر رفتار من با شما بر این اساس باشد، برخدای بزرگ است که نعمت خویش را بر شما تمام کند و هرگاه برخورد من با شما این گونه باشد، حق من بر شما این این است که:
– هرگاه شما را فراخوانم، درنگ نکنید.
– از اجرای فرمان من سر برنتابید.
– در کاری که انجام آن را صلاح بدانم، کوتاهی نکنید.
– در سختی های راه حق فرو روید (برای دستیابی به حق سختی های راه آن را تحمل کنید).
و اگر شما به وظیفه خود عمل نکنید، فردی که کجروی کرده در نظر من پست ترین است و او را به کیفری شدید، عقوبت می کنم و برای او از کیفر من راه گریزی نخواهد بود.
و شما نیز از فرماندهان زیر دست خود همین گونه پیمان بگیرید و با آن ها چنان رفتار کنید که خدای بزرگ کار شما را اصلاح کند».
و سرانجام در رابطه با حقی که امام بر عهده امت و امت بر عهده امام دارد، در پایان نامه ای که به یکی از ماموران دریافت مالیات و صدقات می نویسد، پس از آن که او را به تقوای الهی و امانتداری و صداقت در عمل فرمان می دهد، وی را از خیانت به امام امت اسلامی نهی کرده و می فرماید:
«وَ إِنَّ أَعْظَمَ الْخِيَانَةِ خِيَانَةُ الْأُمَّةِ وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّةِ»؛[12]
«بزرگترین خیانت ها، خیانت به امت و زشت ترین نابکاری ها، ناخالصی و نفاق و خیانت به امامان است».
نتیجه گیری
آشنایی با سیره امام علی (ع)، به ویژه در دوران امامتش، منجر به شناخت مسئولیت های امام حق شده و در گفتار نهج البلاغه ویژگی ها و مسئولیت های امام حق بیان گردیده است.
پی نوشت ها
[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 2.
[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 3.
[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 3.
[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 33.
[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 73.
[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 105.
[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 164.
[8] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 205.
[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 34.
[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 216.
[11] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 50.
[12] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 26.
منابع
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
حجازی، علاء الدین، تجلی امامت در نهج البلاغه، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی، 1372. ص126-112.






















