موانع و آفات خردمندی از دیدگاه نهج البلاغه

آفات خردمندی از جمله مهم ترین موانعی هستند که می توانند نیروی تفکر و تعقل انسان را تضعیف کنند و او را از مسیر کمال و حقیقت دور کنند. خردمندی یکی از ارزشمندترین سرمایه های انسان است که با مدیریت صحیح می تواند راه گشای زندگی فردی و اجتماعی باشد. با این حال، موانع و آفاتی همچون هوای نفس، طمع، شوخی بی اندازه، دنیازدگی، خودرأیی، میگساری می توانند مانند گرد و غباری بر چراغ عقل بنشینند و روشنایی آن را کم کنند. در این نوشتار، به بررسی آفات خردمندی پرداخته می شود.

1- هوای نفس

«کَمْ مِنْ عَقْلٍ اَسْیرٍ تَحْتَ هَویً اَمیرٍ[1]، چه بسا عقل که اسیر و زیر دست هوی و هوس است». «شَهِدَ علی ذَلکَ العَقْلُ اِذا خَرَجَ مِنْ اَسرَ الهَوی[2]، به این سند عقل شهادت می دهد اگر از اسارت هوی رها شود».

«مَنْ عَشِقَ شَیْئاً أَعْشَی بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ فَهُوَ یَنْظُرُ بِعَیْنٍ غَیْرِ صَحِیحَةٍ وَ یَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَیْرِ سَمِیعَةٍ قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَوَاتُ عَقْلَهُ وَ أَمَاتَتِ الدُّنْیَا قَلْبَهُ وَ وَلِهَتْ عَلَیْهَا نَفْسُه[3]، هر کس به چیزی عشق ناروا ورزد نابینایش می کند و قلبش را بیمار کرده با چشمی بیمار می نگرد و با گوشی ناشنوا می شنود؛ خواهش های نفس پرده عقلش را دریده و دوستی دنیا دلش را میرانده است. شیفته بی اختیار دنیا و برده آن، و کسی که چیزی از آن را در اختیار دارد».

«قاتِلْ هَواکَ بِعَقْلِکَ[4]، با خرد خویش هوی و هوس خودت را بکش».

یکی از حالات و قوایی که در عقل انسان تأثیر دارد و یکی از مهم ترین آفات خردمندی شمرده می شود طغیان هوا و هوس ها است. این امور اگر از حد اعتدال خارج شود و انسان محکوم اینها باشد نه حاکم بر اینها، در برابر فرمان عقل فرمان می دهند. دیگر آدمی ندای عقل خویش را نمی شود و در برابر چراغ عقل گرد و غبار و دود و مه ایجاد می کنند.

هوا و هوس ها با عقل آدمی دشمنی می ورزند. در حدیث است که امام صادق (ع) فرمود: «الهوی عَدُوُّ العقل[5]، هوا و هوس دشمن عقل است». رسول اکرم (ص) می فرماید: «أعدی عَدُوُّکَ نَفْسُکَ التَّی بَیْنُ جَنْبیْکَ[6]، بالاترین دشمنان تو همان نفس اماره و احساسات سرکش تو است که از همه به تو نزدیکتر است». علت این که این دشمن بالاترین دشمنان است واضح است؛ زیرا دشمن عقل است که بهترین دوست انسان است. اگر دشمنی پیدا شود که بتواند عقل را بدزدد پس او از همه خطرناکتر است.[7]

2- فقر مادی و معنوی

«یَا بُنَیَّ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّینِ مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ دَاعِیَةٌ لِلْمَقْتِ[8]، ای فرزند عزیزم، برای تو از فقر می ترسم، زیرا فقر عامل کاهش دین است و عقل را به دهشت می اندازد و انگیزه برای عداوت می شود».

وجود انسان از دو قسمت ترکیب یافته است، یکی وجود مادی او و دیگری نیازهای معنوی، که هر کدام از این دو قسمت احتیاج به تغذیه مناسب دارند. از جهت مادی تامین نیازهای سه گانه ای همچون خوراک، پوشاک و مسکن از ضروریات و نیازهای اولیه هر انسانی است. چنان چه به این نیازها توجه نشود زندگی انسان با خطرهای جدی مواجه خواهد شد. و این مشکلات مادی در حیات معنوی انسان نیز آثار منفی بر جای می گذارد. پس از جمله آفات خردمندی در نهج البلاغه فقر است.

3- عجب، خودپسندی و خودبزرگ بینی

«عُجْبُ المَرءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسّادِ عَقْلِهِ[9]، خودپسندی آدمی، یکی از حسد کنندگان عقل اوست». «وَ اعْلَمْ أَنَّ الإِعْجَابَ ضِدُّ الصَّوَابِ وَ آفَةُ الأَلْبَابِ[10]، و بدان خودپسندی ضد درستی و آفت عقول بشری است».

خودپسندی باعث می شود تا انسان عیوب و نقاط ضعف خود را نبیند و این خود مانع پیشرفت و ترقی او می شود. شخص خودپسند به دستورات و هشدارهای عقل توجه نمی کند و حقایقی را که عقل او می گوید نمی شنود. پس عجب و خودپسندی فرصت مناسبی برای حیله گری شیطان معرفی شده است؛ از این رو یکی از آفات خردمندی شمرده می شود.

4- آرزوهای طولانی

«وَ اعملوا أنَّ الأَمَلَ یُسْهِی الْعَقْلَ وَ یُنْسِی الذِّکْرَ فَأَکْذِبُوا الأَمَلَ فَإِنَّهُ غَرُورٌ وَ صَاحِبُهُ مَغْرُورٌ[11]، و بدانید آرزوها عقل را پوشانده و ذکر خداوندی را به فراموشی می سپارد، آرزو را تکذیب کنید زیرا آرزو فریبنده و صاحبش فریب خورده است».

یکی از آفات خردمندی خیالبافی و آرزوهای دور و دراز است. بدین وسیله انسان واقعیات را نمی بیند و از تلاش و فعالیت برای رسیدن به اهداف متعالی باز می ماند. تجربه نیز این را ثابت کرده است افرادی که در گوشه ای می نشینند و مشغول به تخیلات بلند پروازانه می شوند، در عمل موفق نبوده و جایگاه مناسبی در جامعه پیدا نمی کنند.

5- طمع و زیاده خواهی

«أکْثَرُ مَصارِعِ العُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ المَطامِعِ[12]، بیشتر هلاکت و سقوط عقل ها زیر برق طمع هاست».

یکی دیگر از آفات خردمندی طمع است. طمع بدین معناست که شخصی به آن چه از اموال در اختیار دیگران است چشم داشته و در اندیشه به دست آوردن آن باشد. یا در پی افزایش ثروت خویش باشد به گونه ای که به اموال دیگران توجه کند و به آن چه خود دارد راضی نباشد. طمع باعث می شود تا عیوب و ضررهایی که در این کار وجود دارد را نبیند و به هشدارهای عقل در مورد مفاسد و خطرات طمع ورزی به مال دیگران، توجه نکند.

6- زیاده روی در شوخی

«مَا مَزَحَ امْرُؤٌ مُزْحَةً إِلَّا مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّةً[13]، هیچ شخصی شوخی نکرد مگر این که چیزی از عقلش را از دست بدهد».

شوخی و خنده اگر در زندگی انسان نباشد، او دچار افسردگی و فرسودگی زودرس می شود؛ ولی مزاح و شوخی آن گاه که در محدوده رعایت اصول اخلاقی باشد و به دیگران توهین نشود مطلوب اسلام و مذهب است. چنانچه شوخی از حالت متعادل آن خارج شود و مرزهای اخلاقی را بشکند و به سر حد افراط و زیاده روی برسد دیگر خرد در آن جایی نخواهد داشت و به دنبال آن مفاسد متعددی را با خود به همراه می آورد و باعث فتنه و عداوت در جامعه می شود. پس شوخی و مزاح بی اندازه و بدون رعایت اصول اخلاقی از آفات خردمندی است.

7- خودرأیی

«مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا[14]، هر کس که خودرأیی را انتخاب کرد، هلاک گشت؛ و هر کس که با مردم مشورت کرد، با عقول آنان شریک شد».

انسان خردمند همیشه از افکار و اندیشه های دیگران استفاده می کند و خود را به فکر و اندیشه خویش محدود نمی کند؛ چرا که خرد خویش را برای تدبیر، کافی و کامل نمی داند و بدین وسیله کاستی های خویش را جبران می کند. از طرفی دیگر انسان خودرأی تنها نظریه و سخن خویش را مطلوب می داند و چون خرد هر انسانی قلمرو و توانایی خاص و محدودی دارد این شخص نمی تواند همه راه های درست را تشخیص دهد بنابراین خود را در چهاردیواری اندیشه خود زندانی می کند و شکست می خورد. پس یکی دیگر از آفات خردمندی خودرأیی است.

8- وسوسه های شیطان

«اتَّخَذَهُمْ إِبْلِیسُ مَطَایَا ضَلالٍ وَ جُنْداً بِهِمْ یَصُولُ عَلَی النَّاسِ وَ تَرَاجِمَةً یَنْطِقُ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ اسْتِرَاقاً لِعُقُولِکُمْ[15]، شیطان آنان را [فرومایگان] مرکب گمراهی برای تاختن اتخاذ کرد و لشکریانی که به وسیله آنان به مردم حمله می کند و ترجمان هایی که با زبان های آنان سخن می گوید تا عقول شما را برباید».

پیروی از خواست های شیطان نوعی جهالت و بی خردی است. شیطان در حقیقت به خواست های نفسانی و حیوانی انسان را تایید می کند و انسان را تشویق به انجام دادن خواست های شهوانی و حیوانی درون انسان می کند و از طرفی هوی و هوس های انسانی دشمن خرد انسان است؛ بنابراین پیروی از وسوسه های شیطان از آفات خردمندی است.

9- دلبستگی به دنیا

«یَهِرُّ بَعْضُهَا عَلَی بَعْضِ وَ یَأْکُلُ عَزِیزُهَا ذَلِیلَهَا وَ یَقْهَرُ کَبِیرُهَا صَغِیرَهَا نَعَمٌ مُعَقَّلَةٌ وَ أُخْرَی مُهْمَلَةٌ قَدْ أَضَلَّتْ عُقُولَهَا[16]، [دنیاپرستان] برخی به برخی دیگر هجوم می آورند و نیرومندشان، ناتوان را می خورد و بزرگترها کوچکترها را. برخی از آنان [همچون] شترانی هستند بسته و برخی دیگر مهار گسیخته و رها شده که عقول خود را گم کرده اند».

علاقه شدید و دل بستن به دنیا از آفات خردمندی است؛ زیرا دوست داشتن افراطی چیزی باعث می شود تا عیوب و مفاسد آن را نبیند. دنیا زدگی نه تنها زیان ها و خطراتی را در این دنیا متوجه شخص می کند، بلکه آخرت او را نیز ویران می سازد. چرا که دنیاپرستی باعث می شود تا شخص حدود و قوانین شرع را مراعات نکند و مستوجب عذاب و مجازات اخروی شود. بنابراین دلبستگی به دنیا از آفات خردمندی است.

10- استفاده نکردن از عقل

«فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ نَفْعَ مَا أُوتِیَ مِنَ الْعَقْلِ وَ التَّجْرِبَةِ[17]، همانا بدبخت کسی است که از عقل و تجربه ای که نصیب او شده محروم ماند». بهره نگرفتن از نیروی خرد و اندیشه باعث محرومیت انسان از نعمت های مادی و معنوی خدادادی می شود و انسان را دچار گرفتاری و مشکلات عدیده ای می کند.

قرآن کریم آنان را که از خرد خویش استفاده نمی کنند به شدت سرزنش می کند: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ[18]، بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی کنند». پس یکی دیگر از آفات خردمندی، به کار نبردن عقل است.

11- فتنه و آشوب

«أَیُّهَا النَّاسُ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَلأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الأَرْضِ قَبْلَ أَنْ تَشْغَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَةٌ تَطَأُ فِی خِطَامِهَا وَ تَذْهَبُ بِأَحْلاَمِ قَوْمِهَا[19]، ای مردم از من بپرسید پیش از آن که مرا از دست بدهید قطعی است که من به طرق آسمان از طریق زمین داناترم، پیش از آن که فتنه ای مانند شتر بی صاحب پای خود را بلند نموده مهار خود را زیر پا بگذارد و عقول قوم خود را تباه کند».

فتنه، آشوب و هرج و مرج یکی از آفات خردمندی است. این آشوب های سیاسی و اجتماعی همچون طوفان های سهمگین و گرد و غبارهای تاریک مانع روشنی بخش بودن حقیقت خرد انسان است.

12- میگساری

«وَ تَرْکَ شُربِ الخَمْرِ تَحصیناً لِلْعَقْلِ[20]، خداوند ترک میگساری را برای سلامت عقل قرار داد». یکی از مشکلاتی را که بیشتر جوامع غربی و ضددین به آن گرفتار هستند، مصرف بی رویه مشروبات الکلی است. امروزه با پیشرفت علم، دنیا به مضرات و مفاسد الکل پی برده است و آن را تجربه کرده؛ ولی متأسفانه باز هم به خاطر هوس ها و لذت های زودگذر از مصرف آن خودداری نمی شود.

تولید مشروبات هر چند منافع اقتصادی قابل توجهی دارد؛ ولی مفاسد اجتماعی و اقتصادی که از پیامدهای مصرف آن است بیش از سود و منافع آن است. قرآن کریم این مطلب را مورد تأکید قرار داده است: «یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَآ أَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا[21]، درباره شراب و قمار از تو سؤال می کنند، بگو: در آن ها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم در بر دارد (ولی) گناه آن ها از نفعشان بیشتر است». اسلام که دین خرد است، با تحریم مصرف مشروبات الکلی یکی از موانع و آفات خردمندی را از مسیر راه ترقی و پیشرفت انسان برداشته است.

 

نتیجه گیری

آفات خردمندی از جمله مهم ترین موانعی هستند که می توانند نیروی تفکر و تعقل انسان را تضعیف کنند و او را از مسیر کمال و حقیقت دور کنند. هوای نفس، فقر، عجب و خودپسندی، به کار نگرفتن عقل، میگساری، آرزوهای طولانی، طمع، زیاده روی در شوخی، خودرأیی و دلبستگی به دنیا، همگی از آفات خردمندی و موانع بزرگ عقلانیت هستند و انسان را از حقیقت و تعالی دور می کنند. با توجه به این موارد، لازم است که انسان با تقویت تعقل، تقوا، و خودآگاهی، از این آفات دوری کرده و مسیر پیشرفت و کمال را هموار کند.

 

پی نوشت ها

[1]. شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 211.

[2]. شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 3.

[3]. شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 109.

[4]. شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 424.

[5]. آمدی، غرر الحكم، ص27.

[6]. ورام، تنبيه الخواطر، ج1، ص59.

[7]. مطهری، ده گفتار، ص49.

[8]. شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 319.

[9]. شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 212.

[10]. شریف رضی، نهج البلاغه،  نامه 31.

[11]. شریف رضی، نهج البلاغه،  خطبه 86.

[12]. شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 219.

[13]. شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 450.

[14]. شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 161.

[15]. شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 211.

[16]. شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 31.

[17]. شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 78.

[18]. انفال/22.

[19]. شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 189.

[20]. شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 252.

[21]. بقره/219.

 

منابع

1. قرآن کریم

2. آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دار الکتاب الاسلامی، چاپ دوم، 1410ق

3. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.

4. مطهری، مرتضی، ده گفتار، تهران، انتشارات صدرا، چاپ بیست و هشتم، 1388ش.

5. ورام، مسعود بن عيسى، تنبيه الخواطر و نزهة النواظر، قم، مکتبة الفقیه، چاپ اول، 1410 ق.‏

 

منبع مقاله | اقتباس از:

حسینی، سید حسین، خرد و خردمندی از دیدگاه نهج البلاغه، قم، انتشارات زائر، چاپ اول، 1390ش، ص37-56

موانع و آفات خردمندی از دیدگاه نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.