نگاه آنتوان بارا نویسنده مسیحی در باره امام علی (ع) و نهج البلاغه

آنتوان بارا، شخصیتی نام آشنا در میان محققان و علاقه مندان به تاریخ اسلام و به ویژه نهضت عاشورا است. که با وجود تعلق مذهبی به آیین مسیحیت، عمر خود را صرف پژوهش و نگارش در باب زندگی و آموزه های امام حسین (ع) و شخصیتهای مرتبط با واقعه کربلا کرده است.

در مورد دیدگاه دکتر آنتوان بارا، درباره امام علی (ع) و نهج البلاغه، می توان گفت: او از معدود اندیشمندانی است، که نگاهش فراتر از مرزهای مذهبی است؛ نگاهی فلسفی و انسانی به شخصیت امام علی‌ (ع) دارد. آنتوان بارا معتقد است امام علی‌ (ع) نه فقط امام مسلمانان، بلکه رهبر معنوی همه بشریت است. کسی که پیامبر اسلام (ص)، پس از رحلت خود، او را همچون شمعی فروزان برای هدایت امت برگزید.

نهج البلاغه از دیدگاه دکتر آنتوان بارا

آنتون بارا، نویسنده مسیحی لبنانی می گوید: «من ضمن مطالعه دیگر منابع درباره شخصیت امام علی (ع) و دیگر کتاب های تاریخی درباره زندگي و زمانه ایشان، کتاب عظیم و برجسته نهج البلاغه را بیش از 25 بار مطالعه کردم و هر بار نکات جدیدی درباره آن یافتم. به نظرم این کتاب فلسفی ترین کتاب عالم است».

آنتوان بارا هم چنین اظهار داشته است: در کتاب «نهج البلاغه» همه دستورات درباره زندگی انسانی، از جمله سیاست، کشورداری، برخورد با مردم و … آمده است. همچنین در حکمت، زبان شناسی و … «نهج البلاغه» سرآمد دیگر کتاب ها و منابع است. نامه حضرت به مالک اشتر، حاوي عالی ترین مضامين درباره آيين کشور داری است که باید تمام ملت ها به آن توجه کنند.

این نویسنده لبنانی هم چنین به اعجازهای کلامی حضرت امام علی (ع) اشاره کرد و گفت: حضرت امام علی (ع) خطبه ای بدون نقطه و خطبه ای بدون حروف شفوی دارند و این نشان دهنده اوج بلاغت است.
آنتوان بارا درباره نام احتمالی کتابش درباره امام علی (ع) گفت: هنوز به نتیجه قطعی نرسیده ام و بسیاري از عناوین را برای این کتاب درنظر گرفته ام، اما به احتمال زیاد عناوین «حضرت علی (ع) فیلسوف بزرگ عالم» یا «حضرت علی (ع) حکیم بزرگ عالم» را بر این کتاب خواهم گذاشت.

آنتوان بارا معتقد است که سخن گفتن از مولا علی (ع) نهایت ندارد و به آخر نمی رسد و هیچ وقت انسان، از گفتن آن خسته نمی شود. بلکه با شنیدن آن دلها با طراوت و شاداب شده و باعث فرح و شادی قلب ها می گردد.

امام علی (ع) از منظر دکتر آنتوان بارا

دکتر آنتوان بارا درباره امام علی ‌(ع) نگاهی ژرف و حقیقت جویانه دارد. او ضمن احترام به جایگاه والای امام علی ‌(ع) و بیان فضایل او تأکید می کند، که پیامبر اکرم ‌(ص) در بازگشت از آخرین حج، همه مسلمانان را در غدیر خم گردآورد و با ایراد خطبه ای تاریخی فرمود:

«مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا علیٌ مَولاه»[1]؛ جمله ای که معنای آن، اعلام ولایت و رهبری معنوی امام علی‌ (ع) بر امت اسلامی بود.

دکتر آنتوان بارا می گوید، همان روز جرقه اختلاف میان برخی مسلمانان زده شد. پس از نزول آیه «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ…»[2] عده ای کوشیدند ماجرای غدیر را کوچک جلوه دهند و وانمود کنند که سخن پیامبر درباره‌ خلافت و وصایت علی ‌(ع) نبوده است.

آنتوان بارا، با اشاره به رخداد سقیفه و مخالفت هایی که از سوی برخی اصحاب شکل گرفت، می گوید: این اعتراض ها‌ پایه ای‌ نداشت؛ زیرا همه آنچه در غدیر اعلام شد، به فرمان الهی بود و انکارش انحراف از مسیر نبوت محسوب می شد.

آنتوان بارا همچنین واقعه‌ کربلا را امتداد همان انحراف ها می داند. به گفته ی او، هنگامی که سر مقدس امام حسین ‌(ع) به دربار یزید در شام آورده شد، سفیر روم با دیدن آن منظره هولناک پرسید: «این سر از آنِ کیست؟». یزید پاسخ داد: «این سرِ حسین، پسر فاطمه، دختر پیامبر ما محمد است.»

سفیر با شگفتی گفت: «اگر این همان پیامبر شماست، پس وای بر دینی که فرزند پیامبرش را می‌کشد! دین من از شما نیکوتر است، زیرا ما هرگز فرزندان پیامبران خویش را نمی‌کشیم.» یزید که از این سخنان سخت برآشفت، دستور قتل سفیر را صادر کرد.

آنتوان بارا در پایان سخنانش تأکید می کند که گفتن و نوشتن از اهل بیت (ع) پایانی ندارد. نام و یاد آنان همیشه جان را تازه و دل را شاداب می سازد. از دید او، امام علی ‌(ع) نه تنها پیشوای مسلمانان، بلکه رهبر معنوی همه بشریت است؛ شخصیتی که پیامبر اسلام (ص) برای استمرار نور هدایت امت، او را برگزید.

آنتوان بارا می افزاید: پس از رحلت پیامبر‌ (ص)، اسلام هنوز دینی نوپا بود؛ اما روح قبیله گرایی و دنیاطلبی برخی از صحابه، جامعه را از مسیر ولایت و حقیقت منحرف ساخت. امام علی ‌(ع) که در دامان پیامبر پرورش یافته و از سرچشمه وحی سیراب بود، در برابر این جریان ایستاد؛ شمشیر عدالت و ایمان را در برابر خود خواهی و جاه طلبی به کار گرفت.

به باور آنتوان بارا، شناخت امام علی ‌(ع) تنها در چارچوب مذهب نمی گنجد؛ زیرا شخصیتی است که فلسفه ی انسانیت و حقیقت الهی را در وجود خود مجسم ساخته است.

دیدگاه دکتر آنتوان بارا نسبت به ولایت امیرالمومنین (ع)

از نگاه آنتوان بارا، مولای متقیان علی (ع) در بیان ماجرای خلافت خود، پس از آن که این منصب الهی با شعار فریبنده «شورا» از مسیر حقیقی اش منحرف شد، چنین توصیف می کند:

در زمانی که امت اسلامی بیش از هر دوران دیگری به من نیاز داشت ـ نیازی به رهبری آگاه، پیشوایی دانا، وصی و سید و سالاری که سخنش سراسر حکمت و گفتارش سرشار از روشنایی باشد ـ مرا وا گذاشتند.

امتی که می توانستم با نیروی بینش و بلاغت خویش، آنان را در مسیر حق رهنمون گردم و جامعه ای بسازم که در پرتو اسلام عزیز، به افتخارات پیشینیان خود دست یابد و مایه فخر تاریخ گردد، پشت به حقیقت کردند و مرا تنها گذاشتند.

و نیز در بیان حق پایمال شده اش می فرماید: به خدا قسم ابوبکر لباس خلافت مرا به تن کرد و در حالی که می دانست نسبت من به حکومت اسلامی چون محور آسیاب است به آسیاب که دور آن می چرخد.

او می دانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جاری است و مرغان دور پرواز اندیشه ها، به بلندای ارزش من نتوانند پرواز کرد. پس من؛ ردای خلافت رها کرده و دامن جمع نموده، از آن کناره گیری کردم و در این اندیشه بودم که آیا با دست تنها برای گرفتن حق خود به پا خیزم؟ یا در این محیط خفقان زا و تاریکی که به وجود آوردند صبر پیشه سازم؟ که پیران را فرسوده، جوانان را پیر و مردان با ایمان را تا قیامت و ملاقات پروردگار اندوهگین نگه می دارد.

با وجود به این جریان، ایشان ترجیح دادند تا امت اسلامی دو دسته نشود با وجود اینکه تواناییِ باز پس گیری خلافت را با این که نیرو و قدرت بدنی و نیز وجود دوست دارانِ زیاد داشتند؛ ایشان اما موافقت ظاهری با اقدامات آن ها را برگزید.

صحابه یک سری اقدامات منظم برای اقناع مردم به منظور قبولاندن خلافتشان به کار می بردند. تفسیرهایی که از روز غدیر برای مردم می کردند و می گفتند که نامعقول است که نبوت و امامت در یک خاندان و آن هم بین هاشمیان قرار بگیرد.

بعد از آن واقعه، روز غدیر را انکار کردند؛ واقعه ای که هزاران حاجیِ مشغول بازگشت از حج آن را دیدند. حاجیانی که برای شنیدن آخرین سفارش های پیامبر دور او جمع شدند و شاهد و ناظر ماجرا بودند.

و مردم او را دیدند که از تپه ای بالا می رود و نورهایی از بالای سرش پرتو افشانی می کند. آن هنگام که زبان به خطبه گفتن باز نمود، سکوتی فراگیر همه جا را پر کرد. سخن پیامبر تمام اعضای بدن حاجیان را به لرزه انداخت. و چشمان همه به نور پیامبر روشن و بینا گشت. پیامبر دست نبوتش را به سمت آن ولیِ ولایت مدار دراز کرد. و او را صدا کرد و دیری نپایید که مولا او را اجابت کرد و نزد او رفت.

و پیامبر (ص) گفت: این سفارش پدری خشنود برای امتش است. این شخص جانشین من است و سنگینی نبوت و ولایت مرا بعد از وفاتم به دوش خواهد کشید. و این حجت و گواه من برای شماست قبل از رفتنم. و این شخص، وصی من قبل از رحلتم است.

بعد از من هیچ پیامبری بین شما مبعوث نخواهد شد و من این هاشمی زاده را بین شما به امانت می گذارم. هر کسی که من مولای او بودم علی مولای اوست و او عزیز من است که وصیت هایم را به او گفته ام.

اما مردم این واقعه را با قصد و نیت سوئی؛ به فراموشی سپردند و عمر [خلیفه دوم] نیز با این تعابیر به فراموشی آن دامن زد: – او بیش از یک بار اعتقادش را این طور بیان کرد که؛ انتخاب علی توسط پیامبر بخاطر جوان بودن علی مناسب نبود. و نیز اینکه علی، بزرگان قریش را در زمانی که مشرک بودند به خاک هلاکت افکنده و نیز اینکه بی انصافی است که حکومت در بین هاشمیان و فرزندان شان باشد. او به ابن عباس گفته بود: قریش جمع شدن نبوت وامامت را در یک قبیله بر نمی تابد.

ارتباط امام علی (ع) با پیامبر (ص) از دیدگاه آنتوان بارا

امام علی (ع) از کودکی تا جوانی در رکاب پیامبر بود. او کسی است که با شمشیرش جهاد کرده و دوبار بیعت نموده و دو هجرت انجام داده است. و در جنگها پا در رکاب پیامبر حضور موثر داشته است؛ اوقاتی که دیگران از جنگ گریزان بودند، مولا علی (ع) بارها برای دفاع از جان پاک پیامبر جان فشانی می کرد. پیامبر در مورد علی (ع) فرمودند: «من شهر علم هستم و علی دروازه آن شهر است.»

آن ها اما پیش از آن که علی را با چشمانشان به فراموشی بسپارند با دل هایشان او را انکار می کردند. فراموش کردند که دیوار بهترین خانه دنیا [کعبه] برای او در شبی مقدس شکافته شد؛ تا او پا به عرصه وجود بگذارد. تمام عمرش آن چنان دارای جایگاه والا و برتری نسبت به دیگران بود که خودشان می فرماید: پیامبر زمانی که من طفل خردسالی بودم، مرا در آغوش می کشید ودر بسترش می خواباند وبه بدن پاک ومطهرش می کشید و مرا می بویید. و بسیار عزیز و ارجمند می داشت.

به باور آنتوان بارا مولا علی (ع) مردی الهی بود که در آغوش پیامبر تربیت یافته و از معارف او جرعه نوشی کرده بود. چنان رشد یافته بود که مثل و مانندی برای این چنین تربیتی وجود ندارد و نمونه بارز آن خلافت چهار ساله اش است که بسیار به عدالت وانصاف عشق می ورزید. نمونه های روشن آن در ماجرای مرد یهودی ونیز عدالتش در مورد پیرمرد مسیحی شاهد آن هستیم.

پس از رسیدن به خلافت مبانی و ایدئولوژی اش را به گوش جهانیان رساند. و مهمترین آن ها را می توان در نامه اش به مالک اشتر نخعی یافت؛ که او را به استانداری مصر منصوب کرده بود. در آن نامه به صورت خلاصه، بنیانِ روابط بین مردم و حاکمان آمده و شرح داده شده است.

نتیجه‌گیری

آنتوان بارا، نمونه ای برجسته از پژوهشگری است؛ که مرزهای مذهبی و فرهنگی را در راه حقیقت یابی پیموده است. زندگی او که با نجاری آغاز شد و با فعالیت در مطبوعات منطقه‌ای به اوج رسید، در نهایت وقف تبیین و ترویج مفاهیم عمیق عاشورا گردید. تعهد او به پژوهش درباره شخصیت هایی چون امام حسین (ع)، حضرت زینب (س) و امام علی (ع) چهره ای ماندگار از او در تاریخ ثبت نموده است.

پی نوشت ها

[1] – فرازی از خطبه غدیر.

[2] – سوره مائده، آیه 67.

منابع مقاله: با اقتباس و ویرایش از

  1. پایگاه خبری و تحلیلی انصاف نیوز.
  2. خبرگزاری کتاب ایران (ابینا)

 

نگاه آنتوان بارا نویسنده مسیحی درباره امام علی و نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.