فعالیت های اقتصادی امام علی (ع) از وفات پیامبر (ص) تا خلافت

با رحلت پیامبر (ص) مرحله جدیدى از زندگى امام علی (ع) شکل گرفت. دستگاه سیاسى جدید که کاملا بر خلاف توصیه هاى رسول خدا (ص) شکل گرفته بود، امام علی (ع) را کنار زد. از این رو امام علی (ع)، به میدان فعالیت های اقتصادی بازگشت و سیره اقتصادی ایشان، الگویی برای یک بنگاه اقتصادى شد. در این مقاله تحولات مربوط به این دوره از زندگى امام علی (ع) را تبیین مى کنیم.

تحولات درآمدهای امام علی (ع) در دوران خلافت

از تحولات دوره خلافت سه گانه، قطع سهم ذوى القربی از سهام خمس بود که در زمان ابوبکر اتفاق داد و بعدها نیز تداوم یافت. ابن عباس مى گوید:

«خمس در زمان رسول خدا (ص) بر شش سهم بود: براى خدا و رسول دو سهم و براى نزدیکان پیامبر (ص) یک سهم … تا این که رسول خدا (ص) وفات یافت و ابوبکر خمس را بر سه سهم جارى نمود».[1]

بنابراین امام على (ع) پس از رسول خدا (ص) درآمدی از سهم خمس نداشت. درآمدهاى امام (ع) از غنایم جنگى نیز قطع شد، چرا که بنا به تصمیم عمر، برخى از اصحاب خاص رسول خدا (ص) مانند امام على (ع) و طلحه و زبیر و ابن عباس، از شرکت در جهاد منع شده بودند و طبعا از تقسیم غنایم سهمى نداشتند.[2]

در زمینه فیء هم وضع به همین گونه بود. حتى ابوبکر زمین هاى فدک را که پیامبر (ص) به عنوان فیء به حضرت زهرا (س) بخشیده بود، باز پس گرفت و به دفاعیات استوار ایشان توجهی نکرد.[3]

این تحولات نشان گر این واقعیت است که دستگاه خلافت پس از رسول خدا (ص) از اقتدار فعالیت های اقتصادی امام على (ع) بیم داشت و به شیوه هاى گوناگون، منابع درآمدى امام (ع) را حذف می کرد. البته این سیاست پس از استقرار خلافت عمر، توجیهى نداشت و تعدیل شد.

پس از افزایش درآمدهاى خراج، عمر تصمیم به تأسیس دیوان و بیت المال گرفت و براى هر یک از مهاجران و انصار و فرزندان غیر شیرخوار آن ها مقررى سالانه تعیین کرد. او براى امام على (ع) نیز مانند سایر مهاجرین سالیانه 5 هزار درهم، مقرر کرد.

رسول خدا (ص) اراضى خیبر را به 36 سهم تقسیم کرده بود که 18 سهم آن به مسلمانان اختصاص داشت. هر سهم شامل صد سهم جزئى بود. یک سهم از 18 سهم به امام على (ع) و شیعیان او تعلق داشت.[4] در زمان رسول خدا (ص) بنا به درخواست یهودیان و نیز به این دلیل که مسلمانان قدرت بهره بردارى بهینه از این زمین ها را نداشتند، بهره بردارى از اراضى خیبر به صورت مزارعه به صاحبان قبلى آن ها واگذار شد.

آنان موظف بودند سالانه نیمى از محصول را به مسلمانان بدهند و هر گاه که مسلمانان خواستند، آن دیار را ترک کنند. این وضعیت تا زمان عمر ادامه داشت. او یهودیان را از منطقه خیبر اخراج و زمین ها را میان صاحبان سهام تقسیم کرد. سهم امام على (ع) بر اساس قرعه در یکى از نواحى خیبر به نام «الشق» معین شد.[5]

بر اساس برخى روایات، منقطه وادى القرى[6] نیز که در سال هفتم هجرى به شیوه ای مشابه فتح خیبر، فتح شده و با قرادادی مشابه در اختیار یهودیان بود، در زمان عمر، میان فاتحان آن تقسیم شد که سهمى نیز به امام (ع) تعلق گرفت.[7]

فعالیت های اقتصادی عمرانی امام علی (ع) در ینبع

فعالیت های اقتصادی عمده امام علی (ع) در دوره خلفا در منطقه ینبع به وقوع پیوسته است. ینبع نام منطقه اى است در 165 کیلومترى غرب مدینه در ساحل دریاى سرخ. این منطقه را به دلیل وجود چشمه هاى فراوان در آنجا به این نام نامیده اند. برخى، تعداد چشمه هاى آن را تا 170 عدد ذکر کرده اند. ساکنان ینبع عمدتا از جینه، نبولیث و انصار بوده اند.

پس از شهادت امام علی (ع) این منطقه در اختیار فرزندان امام حسن (ع) قرار گرفت. نام ینبع در کتاب های تاریخ، سیره و جغرافیا با نام امام على (ع) عجین شده است. چنان که این شهر در هیچ کتابى بى نام حضرت على (ع) معرفى نشده است. از برخى شواهد تاریخى بر مى آید که نام ینبع را امام (ع) بر این منطقه نهاده است. امام صادق (ع) مى فرماید:

«پس از تقسیم اراضى فیء توسط رسول خدا (ص)، زمینى هم نصیب على (ع) شد. او در این زمین چاهى حفر کرد که آب از درون آن مانند گردن شتر مى جوشید. به همین مناسبت نام ینبع ـ به معناى جوشیدن آب از زمین ـ بر آن نهاد».[8]

درباره چگونگى تسلط امام علی (ع) بر این منطقه نقل های مختلفى است. ابن شبه در تاریخ المدینة المنورة مى گوید:

«هنگامی که رسول خدا (ص) ینبع را در اختیار گرفت، آن را به «کشد بن مالک جهنى» اقطاع کرد (واگذاری زمین به افراد نظامی)، کشد گفت: یا رسول الله (ص) من در حال پیرى هستم، آن را به برادر زاده ام اقطاع کنید. پیامبر (ص) زمین را به او اقطاع کرد. پس از آن، عبد الرحمان بن سعد بن زراره انصارى آن را به 30 هزار درهم از او خرید. او به دلیل وزش بادهاى شدید و وجود سختى هاى فراوان، قصد ترک آنجا را کرد.

هنگام بازگشت در نزدیکى ینبع با حضرت على بن ابى طالب (ع) مواجه گردید. [حضرت على (ع) از او] پرسید: از کجا مى آیى؟ عبدالرحمان جواب داد: از ینبع مى آیم و از آن بیزار شده ام. [امام پرسید]: آیا قصد فروش آن را ندارى؟ من آن را به قیمت خرید، خریدم. عبدالرحمان گفت: مال تو باشد. پس از آن [امام (ع)] به آنجا رفت».[9]

وى در روایت دیگرى از عمار بن یاسر نقل مى کند: «پیامبر اکرم (ص) «ذى العشیرة»[10] را به امام على (ع) اقطاع کرد. عمر نیز پس از رسیدن به خلافت، قطعه زمینی را به او اقطاع کرد. حضرت (ع) قطعه زمین دیگرى خرید و به آن ها اضافه کرد و به همین دلیل اموال حضرت على (ع) در ینبع از چشمه هاى متفرقی تشکیل مى شد».[11]

در کتاب معجم البلدان نیز در روایتى از امام صادق (ع) آمده است که قسمتى از ینبع توسط عمر به امام على (ع) اقطاع شد و خود ایشان نیز قطعه زمین دیگرى را خرید و به آن اضافه کرد.[12]

در این روایات سه وجه براى نحوه تسلط امام (ع) ذکر شده است. با توجه به وسعت املاک آن حضرت (ع) در ینبع، مى توان مفاد روایت عمار یاسر مبنى بر تملک هر بخش از این سرزمین به یکى از سه وجه مذکور پذیرفت. گویا امام على (ع) از سال ها پیش و از زمان رسول خدا (ص) این سرزمین را به خوبى مى شناخت. چنان که عمار یاسر مى گوید:

«من و حضرت على (ع) در غزوه ذى العشیرة[13] همراه بودیم. هنگامی که رسول خدا (ص) در آنجا فرود آمد، گروهى از مردم بنى مدلج را دیدیم که در نخلستان یکى از چشمه هاى آن کار مى کردند. حضرت على (ع) به من گفت: اى ابا الیقظان، آیا مى خواهى ببینیم اینان چگونه کارى مى کنند؟ نزدیک آنان رفتیم و مدتى به نحوه کار کردن آنان نگاه کردیم تا این که خواب بر ما چیره شد و آنگاه به میان نخل های کوچک رفتیم و بر روى خاک خوابیدیم».[14]

ابن شبه مى نویسد: «هنگامی که على (ع) بر ینبع تسلط یافت، به کوه هاى آن نگاه کرد و گفت: راستی که تو بر منبع عظیمى از آب گوارا قرار گرفته اى».[15]

از تاریخ شروع اقامت امام علی (ع) در ینبع اطلاع دقیقى در دست نیست، ولى از شواهد تاریخى چنین به دست مى آید که امام (ع) در اوایل دوره خلفا در این محل اقامت گزیده و تا نزدیکى زمان خلافت آن حضرت (ع) در آنجا بوده است.[16]

علاوه بر این، امام علی (ع) در ینبع چشمه ها و نخلستان های فراوان دیگری را آباد کرد. ابن شبه خلاصه اموال امام على (ع) در ینبع چنین گزارش کرده است.

«اموال حضرت على (ع) در ینبع چشمه هایى پراکنده است. از جمله چشمه اى است به نام «عین البحیر» و چشمه اى به نام «عین نولا» که امروزه به آن «الغدر» مى گویند و این همان ملکى است که مى گویند حضرت على (ع) با دست خود در آن کار می کرد و مکان نماز پیامبر (ص) در واقعه ذى العشیرة که کاروان قریش را تعقیب مى کرد نیز در آن واقع است … حضرت على (ع) نهرى از چشمه «عین الحدث» در ینبع و سهمى از چشمه «الغصبیة» را نیز دارا است».[17]

ابن شهر آشوب تعداد چاه هاى امیر مؤمنان (ع) در ینبع نزدیک به صد حلقه دانسته است.[18] میزان محصول این املاک در زمان حیات امام علی (ع) به روایت واقدى افزون بر هزار وسق (وسق 180 کیلوگرم) بوده است. درباره ارزش مجموعه این املاک، اطلاعات دقیقى در دست نیست، اما از روایت مربوط به «عین ابى نیزر» معلوم می شود که این املاک ارزش بسیار بالا داشته اند.

در این روایت آمده است که معاویه 200 هزار دینار براى خرید عین ابى نیزر به امام حسین (ع) پیشنهاد کرد، ولى امام (ع) آن مبلغ را نپذیرفت.[19]

فعالیت های اقتصادی امام علی (ع): حفر چاه ها، احداث مزارع و نخلستان ها

از اشاره هایى که در وقف نامه ها و گزارش هاى مربوط به برکات فعالیت های اقتصادی امام على (ع) وجود دارد، چنین به دست مى آید که آن حضرت (ع) علاوه بر ینبع، در نواحى متعدد دیگر مدینه نیز به فعالیت های اقتصادی عمرانى مانند حفر چاه ها و احداث مزارع و نخلستان ها مشغول بوده اند. در وقف نامه ای که آن حضرت (ع) به دست خود نگاشته اند، به وجود اموالى در وادى القرى، وادى ترعه و وادى اذنیه و فقیر اشاره شده است.[20]

ابن شهر آشوب در ذکر برکات فعالیت های اقتصادى امیر مؤمنان (ع) به موارد دیگرى نیز اشاره کرده که در نصوص تاریخى دیگر هم به آن اشاره شده است. از جمله حفر چاه هایى در کناره هاى راه مدینه ـ مکه.[21] این مطلب در روایتى از امام صادق (ع) نیز نقل شده است.[22] اگر چه تعیین دقیق مکان این چاه ها ممکن نیست، ولى در حال حاضر منطقه اى که مسجد شجره در آن واقع شده است، به نام بئر على و آبار على معروف است.[23]

بنا به روایتى از امام صادق (ع) این منطقه با اقطاع پیامبر (ص) به على (ع) واگذار شده بود.[24] در معجم البلدان، وادى عقیق به سه ناحیه صغیر و کبیر و اکبر تقسیم شده و عقیق اکبر، بئر على و مکان آن را در بطن ذى الحلیفه دانسته شده است.[25] سمهودى نیز در ذکر حدود وادى عقیق به نقل از مطرى، یک حد وادى عقیق را بئر على علیا ـ معروف به خلیقه ـ و حد دیگر آن را بئر على در ذوالحلیفه محرم معرفى کرده است.[26]

با توجه به مجموعه این قرائن مى توان گفت که این چاه ها در مکانى که اکنون به آبار على (چاه هاى على) معروف است، حفر شده بود. برخى تعداد چاه هاى امام (ع) در این منطقه را 23 حلقه دانسته اند.[27]

اقتصاد امام علی (ع): ثروت در خدمت مردم و دوری از تفاخر

امام على (ع) فعالیت های اقتصادی خود را از نقطه صفر شروع کرد. به گونه اى که در سال هاى آغازین هجرت حتى قادر به رفع گرسنگی هم نبود. اما با به هم پیوستن نیروهاى ایمان، اندیشه و دست، در مدتی نسبتا کوتاه موفقیت هاى بزرگى نصیب ایشان شد که دست یابی به همه آن ها از عهده انسان هاى معمولى خارج است.

البته در زمان ایشان، شمار کسانى چون عبدالرحن بن عوف، طلحه و زبیر که با سو استفاده از بیت المال مسلمانان به طلا و نقره و خدم و حشم بسیار دست یافته بودند و اندوخته هاى طلاى آنان پس از مرگشان با تبر تقسیم شد، کم نبودند.[28]

تولید ثروت هنگفت استفاده انسانى و اسلامى از آن به دور از تفاخر و تکاثر و در راه رضاى خدا و آسایش خلق، در سیماى امیر مؤمنان (ع) قابل مشاهده است. چنین الگویى از موفقیت فعالیت های اقتصادی که امام (ع) عرضه کرد، براى بسیارى از مردم آن زمان قابل درک نبود. تا آنجا که کسانى مانند طلحه و زبیر آن حضرت (ع) را متهم به نادارى و فقر می کردند. امام صادق (ع) در پاسخ به انتقاد کسانی که ایشان را به دلیل برخورداری از ثروت زیاد، سرزنش می کردند، با استناد به استفاده انسانى از ثروت امیر مؤمنان (ع) چنین فرمود:

«ثروت زیاد مرا ناراحت نمى کند، چرا که روزى امیر مؤمنان (ع) در حالى که پیراهن کهنه اى به تن داشت، بر گروهى از قریش گذشت، آنان با مشاهده ظاهر آن حضرت (ع) گفتند: على تهیدست شده است. این سخن آن ها به گوش امیر مؤمنان (ع) رسید و به متولى صدقات خود دستور داد از محصولات خرما برای کسى نفرست و آن ها را انبار کن.

به تدریج بفروش و تبدیل به پول کن. پول ها را در انبار خرما روى هم جمع کن و روى آن ها را با خرما بپوشان، به گونه اى که دیده نشود. هر گاه من طلب خرما کردم، بالا برو و به مال نگاه کن و با پایت به آن بزن، گویا کارى به پول ها ندارى و آن ها را پخش کن. امام (ع) سپس سراغ چند نفر از آن ها فرستاد و ایشان را دعوت کرد و در حضور آن ها خرما طلب کرد. خادم امام (ع) بالا رفت و با پا پول ها را پخش کرد.

آن ها با تعجب گفتند: یا ابا الحسن! این چیست؟

امام (ع) فرمود: این مال کسى است که مالى ندارد! آنگاه دستور داد مطابق رسم پیشین، سهم خرمای هر خانه را بپردازند».[29]

در روایت مشابهى که از ابى بصیر نقل شده است، پول حاصل از فروش محصولات در این ماجرا، صد هزار درهم ذکر شده است.[30] این روایت نشان مى دهد که امام (ع) از  این که او را به ضعف فعالیت های اقتصادى و فقر مالى منسوب کنند، رنج مى برد و به همین دلیل اگرچه زندگى خود را با زندگی فقیران هم طراز کرده بود، گاهى مجبور به اظهار اقتدار فعالیت های اقتصادى خویش مى شد.

امام علی (ع) در این باره مى فرماید: «مرا در زمان رسول خدا (ص) مى دیدى که از گرسنگى، سنگ بر شکم مى بستم، در حالی که (امروزه) صدقه مالم بالغ بر چهل هزار دینار است».[31] در برخى روایات به جاى 40 هزار دینار، 4 هزار دینار نقل شده است،[32] ولى 40 هزار دینار شهرت بیشترى دارد. در روایات دیگر آمده است: «… و امروزه صدقه من به حدى است که اگر تقسیم کنم، تمام بنى هاشم را کفاف مى دهد».[33]

نتیجه گیری

پس از رحلت پیامبر (ص)، امام علی (ع) به دلیل ترس خلفا از نفوذ ایشان در حکومت، از عرصه سیاسی کنار گذاشته شدند. این وضعیت باعث شد تا امام علی (ع) به جهاد اقتصادی روی آورند. فعالیت های اقتصادی ایشان شامل جنبه های مختلفی مانند فعالیت های تجاری و عمرانی بود. امام علی (ع) با رویکردی فعال و مبتکرانه، تلاش کردند تا شرایط اقتصادی جامعه را بهبود بخشند و عدالت را در توزیع منابع برقرار کنند. ایشان به کشاورزی و تولید کالاهای اساسی توجه ویژه ای داشتند و با حفر چاه ها و آباد کردن زمین ها، فرصت های شغلی جدیدی ایجاد کردند.

پی نوشت ها

[1] . زمخشری، الکشاف، ج2، ص127.

[2] . جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ج2، ص72.

[3] . بخاری، صحیح البخاری، ج4، ص1549.

[4] . بیهقی، السنن الکبری، ج6، ص350.

[5] . البصری، تاریخ المدینة المنورة، ج 1، ص190.

[6] . یاقوت حموی، معجم البلدان، ج4، ص338.

[7] . یاقوت حموی، معجم البدان، ج5، ص345.

[8] . کلینی، الکافی، ج7، ص54.

[9] . ابن شبه نمیری، تاریخ المدینة المنورة، ج 1، ص219.

[10] . یاقوت حموی، معجم البدان، ج4، ص127.

[11] . ابن کثیر، بدایة و نهایة، ج1، ص221.

[12] . ابن کثیر، بدایة و نهایة، ج1، ص220.

[13] . ابن کثیر، بدایة و نهایة، ج3، ص246.

[14] . شیبانی، فضائل الصحابة، ج2، ص687.

[15] . ابن شبه نمیری، تاریخ المدینة المنورة، ج 1، ص221.

[16] . سمهودی، وفاء الوفاء، ج2، ص1334؛ محمدی ری شهری، موسوعة امام علی بن ابی طالب (ع)، ج3، ص263؛ ابن شبه نمیری، تاریخ المدینة المنورة، ج1، ص222.

[17] . ابن شبه نمیری، تاریخ المدینة المنورة، ج1، ص221.

[18] . ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج2، ص132.

[19] . مبرد، الكامل فی اللغة و الأدب، ج3، ص1128.

[20] . ابن شبه نمیری، تاریخ المدینة المنورة، ج1، ص225.

[21] . ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج2، ص123.

[22] . مجلسی، بحار الانوار، ج41، ص32.

[23] . سمهودی، وفاء الوفاء، ج3، ص1002.

[24] . سمهودی، وفاء الوفاء، ج3، ص1282.

[25] . حموی، معجم البدان، ج4، ص139.

[26] . سمهودی، وفاء الوفاء، ج3، ص1041.

[27] . قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، ص409 و 403.

[28] . مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج2، ص341.

[29] . کلینی، الکافی، ج6، ص439.

[30] . کلینی، الکافی، ج6، ص440.

[31] . ابن حنبل، مسند، ج1، ص334.

[32] . ابن عساکر، ترجمه امام علی بن ابی طالب من تاریخ مدینة دمشق، ج2، ص450.

[33] . مجلسی، بحار الانوار، ج41، ص43.

منابع

  1. ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الامام احمد بن حنبل، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1416ق.
  2. ابن شبه نمیری، عمر بن شبه، تاريخ المدينة المنورة، قم، دار الفکر، 1410ق.
  3. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب (ع)، بیروت، دارالضواء، 1412ق.
  4. ابن عساکر، علی بن حسن، ترجمة الإمام علي بن أبی طالب (ع) من تاریخ مدینه دمشق، بیروت، المحمودی، 1398ق.
  5. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البداية و النهاية، جیزه، هجر، 1417ق.
  6. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، قاهره، لجنة احیاء کتب السنة، 1410ق.
  7. بیهقی، احمد بن حسین، السنن الكبری، بیروت، دار الکتب العلمية، 1424ق.
  8. جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام تا سال چهلم هجری، قم، مؤسسه در راه حق، 1366.
  9. زمخشری، محمود بن عمر، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الأقاويل في وجوه التأويل فی وجوه التأويل، بیروت، دار الکتاب العربی، 1407ق.
  10. سمهودی، علی بن احمد، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دار الکتب العلمیة، 2006م.
  11. قائدان، اصغر، تاريخ و آثار اسلامى مكه مكرمه و مدينه منوره، تهران، مشعر، 1386.
  12. کلینی، محمد بنیعقوب، الکافی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، 1430ق.
  13. مبرد، محمد بن یزید، الكامل فی اللغة و الأدب، بیروت، دار الکتب العلمية، 1409ق.
  14. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1300.
  15. محمدی ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابی طالب علیه السلام فی الکتاب و السنة و التاریخ، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، 1425ق.
  16. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، مؤسسة دار الهجرة، 1409ق.
  17. یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، 1374.

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

حسینی، سید رضا، سیره اقتصادی امام علی (ع)، تهران، کانون اندیشه جوان، 1386.

فعالیت های اقتصادی امام علی (ع) از وفات پیامبر (ص) تا خلافت

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.