مساله انتخاب جانشینی بعد از رحلت پیامبر (ص)، موجب گردید، خط سیر حکومت پیامبر (ص)، از ریل گذاری اصلی خود خارج و مسیر جدیدی را بپیماید. این موضوع نقطه عطفی در نظریات سیاسی و اجتماعی در تاریخ اسلام محسوب می شود.
برای انتخاب عثمان، ترکیب و چینش افراد در شورا به صورت گزینشی، حساب شده و کاملا سیاسی بود، این امر موجب اعتراض امام علی (ع) قرار گرفته و فرمود: «جَعَلَهَا فِي [سِتَّةٍ] جَمَاعَةٍ زَعَمَ أَنِّي أَحَدُهُمْ فَيَا لَلَّهِ وَ لِلشُّورَى».[1] عمر خلافت را در گروهى قرار داد كه پنداشت من همسنگ آنان می باشم. پناه بر خدا از اين شورا.
تصمیم شورا این شد که خلیفه سوم عثمان باشد. او به عنوان شخصیتی سیاسی و تاریخی به عنوان خلیفه سوم بعد از پیامبر (ص) به جامعه معرفی گردید.
دوران خلیفه سوم عثمان، دورانی پرفراز و نشیب و آبستن حوادث خطرناکی بود، که تأثیرات عمیقی بر مسیر آینده جامعه اسلامی گذاشت.
قدرت و ثروت مسلمانان در دست مجریانی افتاد، که امام علی (ع) در سخنان انتقادی خویش درباره عثمان، می فرماید: «الَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ الْقَوْمِ نَافِجاً حِضْنَيْهِ بَيْنَ نَثِيلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ وَ قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِيهِ يَخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ [خَضْمَ] خِضْمَةَ الْإِبِلِ نِبْتَةَ الرَّبِيعِ»[2].
تا آن كه سومی؛ به خلافت رسيد، دو پهلويش از پرخورى باد كرده، همواره بين آشپزخانه و دستشويى سرگردان بود، و خويشاوندان پدرى او از بنى اميّه به پاخاستند و همراه او بيت المال را خوردند و بر باد دادند، چون شتر گرسنه اى كه به جان گياه بهارى بيفتد.
کلام امام علی (ع) هنگام انتخاب خلیفه سوم عثمان
انتخاب عثمان نشان می دهد که مسئله خلافت او از نظر امام علی (ع) قابل تأمل بوده است، امام (ع) در ضمن سخنرانی های خود به طور صریح و تلویحی مخالفت و اعتراض خویش را نسبت به خلیفه سوم عثمان در موارد متعددی بیان نموده است.
به عنوان نمونه در این خطبه فرموده است: «لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّي أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَيْرِي؛ وَ وَاللَّهِ لَأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِينَ»[3] شما خوب مى دانيد که من از هر کس، به امر خلافت شايسته ترم (ولى به خاطر نيّات سوء خود و اين که مرا در مسير منافع شخصى خود نمى بينيد، مانع شديد) ولى به خدا سوگند! تا هنگامى که اوضاع مسلمين رو براه باشد (و عثمان راه سلامت را پيش گيرد) و تنها به من ستم شود، سکوت اختيار مى کنم.
مشاجره خلیفه سوم عثمان با امام علی (ع)
عمار بعد از شنیدن خبر رحلت ابوذر در «ربذه»، خیلی ناراحت شد و به خلیفه سوم عثمان بخاطر تبعید و بی احترامی نسبت به این صحابه بزرگ شدیداً اعتراض نمود، عثمان او را هم تهدید به تبعید در «ربذه» نمود.
به همین جهت ميان امام علی (ع) و عثمان مشاجره اى در گرفت. مغيرة بن اخنس، كه در آنجا بود، به حمایت از خلیفه سوم عثمان به امام (ع) جسارت نمود: «فقال المغيرة بن الأخنس لعثمان: أنا أكفيكَهُ»[4] من تو را در برابر او بسنده ام و امام علی (ع) به مغيره فرمود: «یا ابْنَ اللَّعِينِ الْأَبْتَرِ وَ الشَّجَرَةِ الَّتِي لَا أَصْلَ لَهَا وَ لَا فَرْعَ، أَنْتَ تَكْفِينِي!؟ فَوَاللَّهِ مَا أَعَزَّ اللَّهُ مَنْ أَنْتَ نَاصِرُهُ»[5]
اى فرزند آن ملعون ابتر و درخت بى ريشه و شاخ، تو مرا بسنده اى؟ به خدا سوگند، كسى كه تو ياورش باشى، هرگز، روى پيروزى نخواهد ديد و كسى كه تو برپايش دارى، هرگز، بر پاى نخواهد ماند.
موضع گیری ناروا و متناقض خلیفه سوم عثمان نسبت به امام علی (ع)
در سال 35 هجرى وقتى خلیفه سوم عثمان محاصره شد، ابن عباس را فرستاد كه به امام على (ع) ابلاغ نماید، تا در مدينه نباشد و به باغات ينبع «محلّى در اطراف مدينه» برود، تا مردم به نام او شعار ندهند، امام از مدینه به «ینبع» رفت.
وقتى خلیفه سوم عثمان احتياج شديد به يارى امام علی (ع) داشت؛ باز هم توسط ابن عباس پيغام داد که امام به مدينه برگردد. اما بعد از اینکه خطر سقوط حکومتش دفع گردید و اوضاع بر وفق مراد خلیفه سوم عثمان شد، دوباره ابن عباس را فرستاد كه به على (ع) بگوید از مدينه خارج شود.
امام فرمود: «یا ابْنَ عَبَّاسٍ، مَا يُرِيدُ عُثْمَانُ إِلَّا أَنْ يَجْعَلَنِي جَمَلًا نَاضِحاً بِالْغَرْبِ أَقْبِلْ وَ أَدْبِرْ، بَعَثَ إِلَيَّ أَنْ أَخْرُجَ ثُمَّ بَعَثَ إِلَيَّ أَنْ أَقْدُمَ، ثُمَّ هُوَ الْآنَ يَبْعَثُ إِلَيَّ أَنْ أَخْرُجَ».[6]
اى پسر عبّاس عثمان جز اين نمى خواهد كه مرا سرگردان نگهدارد، گاهى بروم، و زمانى برگردم، يك بار پيغام فرستاد از مدينه خارج شوم، دوباره خبر داد كه باز گردم، هم اكنون تو را فرستاده كه از شهر خارج شوم.
با تحلیل درست از مواضع متناقض خلیفه سوم عثمان نسبت به امام علی (ع) در می یابیم که رفتار او براساس مصالح شخصی بوده، هرگاه احساس خطر می کرد، دستور اخراج و هرگاه احساس نیاز می کرد، او را دعوت می نمود.
لذا امام علی (ع) در این خطبه مى فرمايد: «وَ اللَّهِ لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتَّى خَشِيتُ أَنْ أَكُونَ آثِماً»[7] آن قدر در دفاع از خلیفه سوم عثمان كوشش كرده ام كه با توجه به زيادى خلافها و بدعتهاى وى، مى ترسم از گنهكاران به حساب آيم.
بیعت مردم با امام علی (ع) پس کشته شدن عثمان
این سخن را امام وقتى ايراد كرد كه مردم بعد از قتل عثمان، می خواستند با او بيعت كنند؛ و او می خواست با اين سخن هم با مردم اتمام حجّت كند و هم بی اعتنايى خود را به مقام، ثابت نمايد. «لما أراده الناس علی البيعة بعد قتل عثمان»[8]
خلفای پیشین در تقسیم عادلانه بیت المال و رعایت مواسات بین مردم، تغییرات تبعیض آمیزی انجام دادند؛ عرب را بر عجم و موالی را بر بردگان و بزرگان قبیله را بر افراد عادی مقدم داشتند.
هنگامی که عثمان زمامدار حکومت گردید این کار تشدید شد؛ او خویشاوندان خود را از بنی امیه بر سایر مردم برتری بخشید. سالها این رسم درمیان آنان رواج داشت و بسیاری از مردم به آن خو گرفته بودند و سیره پیامبر به فراموشی سپرده شده بود.
بعد از کشته شدن خلیفه سوم عثمان، مردم دست بیعت به سوی امام علی (ع) دراز کردند بزرگان قبایل و افراد سرشناس انتظار داشتند که حضرت به همان شیوه خلفا عمل کند. در حالیکه امام تنها سیره پیامبر را ملاک می دانست؛ ناچار با این سخنان با آنها اتمام حجت کرد و با صراحت اعلام داشت که اگر رشته خلافت را به دست گیرد، مطابق خواسته آنها عمل نخواهد کرد.
اوضاع و شرائط جامعه اسلامی هنگام به خلافت رسیدن عثمان
سالهای 29 تا 41 هجری از سالهای پرتنش و پرآشوب در تاریخ اسلام است. که زمینه ساز تحولات وسیعی در آینده امت اسلام شد. حکومت عثمان، اگر چه به عنوان حکومت دینی بود. اما با توجه به سیره پیامبر (ص) و نوع حکومت دو خلیفه قبلی، احکام و و مسائل دینی در دوران حکومت خلیفه سوم عثمان به شدت تضعیف شده و جای خود را به مناسبات قبیله ای و غیر دینی با توجیهات دینی داد. لذا بررسی و تبیین رفتار و عملکرد خلیفه سوم عثمان، به فهم بهتر اختلافات صدر اسلام کمک می کند.
پیامدهای روی کار آمدن خلیفه سوم عثمان
یکی از نتایج انتخاب خلیفه سوم قدرت گیری بنی امیه بود. در همان روز های نخست خلافت عثمان، ابوسفیان در مجلسی می گوید: «اینک خلافت را چون گوی به یکدیگر پاس دهید. به خدا همیشه امیدوار بوده ام که خلافت به شما برسد و آن را میان فرزندانتان موروثی کنید.»[9]
در واقع عثمان دسترسی به حکومت را بازگشت تمام قبیله به موقعیت قدرت پنداشت که به هر قیمتی می بایست آن را حفظ کرد.
امام علی (ع) به عمویش عباس فرمود: «من می دانم که آنان (اعضای شورا) عثمان را انتخاب می کنند و او بدعتها و فتنه ها خواهد انگیخت و اگر کشته شود یا بمیرد، بنی امیه خلافت را میان خود دست به دست خوهند کرد.[10]
علت قتل خلیفه سوم عثمان
با تحلیل دیدگاه امام علی (ع) نسبت به عثمان، نکات تاریخی مهمی آشکار می گردد، عثمان با روی کار آوردن خویشاوندان و ثروت اندوزی، باعث نارضایتی و شورش مردم گردید، همین امر موجب قتل او شد. که امام (ع) در فرازهایی از گفتار خویش به علت قتل خلیفه سوم عثمان در نهج البلاغه اشاره نموده است.
هنگامى كه به امام علی (ع) خبر رسيد كه بنى اميّه او را به ناروا متّهم به شركت در قتل خلیفه سوم كرده اند، اين سخن را ايراد فرمود: «أَ وَ لَمْ يَنْهَ بَنِي أُمَيَّةَ عِلْمُهَا بِي عَنْ قَرْفِي؟ أَ وَ مَا وَزَعَ الْجُهَّالَ سَابِقَتِي عَنْ تُهَمَتِي، وَ لَمَا وَعَظَهُمُ اللَّهُ بِهِ أَبْلَغُ مِنْ لِسَانِي».[11]
اين جمله امام (ع) به صورت استفهامی و پرسشی آمده، درباره اين كه چرا بنی اميّه از تهمت زدن آن حضرت درباره قتل عثمان دست بر نمی دارند، با وجودى كه پايبندی آن بزرگوار را به ديانت و بركناری وى را از ريختن خون مطلق مسلمين می دانند؛ چه رسد به خون عثمان كه به ظاهر هم خليفه مسلمانها بوده است.
امام (ع) به اين دليل بنى اميّه را نادان دانسته است، كه آنها بخوبى سابقه آن حضرت را در اسلام و به دور بودن وى را از قتل عثمان می دانستند و در عين حال كشتن خليفه را به وی نسبت می دادند.
الف. اسراف و شکم پرستی علت قتل عثمان
امام علی (ع) در خطبه دیگر علت قتل عثمان را اسراف و تبذیر و شکم پرستی او می داند «إِلَى أَنِ انْتَكَثَ عَلَيْهِ فَتْلُهُ وَ أَجْهَزَ عَلَيْهِ عَمَلُهُ وَ كَبَتْ بِهِ بِطْنَتُهُ»[12]. عثمان آنقدر اسراف كرد كه ريسمان بافته او باز شد و أعمال او مردم را برانگيخت، و شكم بارگى او نابودش ساخت.
هم چنین در خطبه دیگری به صورت جامع علت و عوامل قتل خلیفه سوم عثمان را اینگونه بیان می کند: «وَ أَنَا جَامِعٌ لَكُمْ أَمْرَهُ، اسْتَأْثَرَ فَأَسَاءَ الْأَثَرَةَ وَ جَزِعْتُمْ فَأَسَأْتُمُ الْجَزَعَ وَ لِلَّهِ حُكْمٌ وَاقِعٌ فِي الْمُسْتَأْثِرِ وَ الْجَازِعِ».[13]
آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر این خطبه می نویسد:
امام اين سخن را، در پاسخ کسی ايراد فرمود، که در محضرش چنين گفت: «آنهایی که دست از ياری عثمان برداشتند، منشأ فتنه بودند، چرا که اگر بزرگان صحابه به يارى خلیفه سوم عثمان بر می خاستند؛ جاهلان امّت هرگز جرأت ريختن خون او را نداشتند. و اگر بزرگان صحابه او را واجب القتل می دانستند، می بايست صريحاً اين مسأله را بيان کنند، تا شبهه از مردم برطرف گردد.
امام (ع) فهميد که گوينده نظر به آن حضرت دارد، لذا با اين عبارت ظريف پاسخ او را بيان فرمود؛ به هر حال اين سخن نشان می دهد. که اگر امام (ع) به طور جدّى به حمايت از عثمان برنخاسته، در اين امر تنها نبوده است، بلکه همه بزرگان صحابه چنين موضعى را داشتند، پس چرا اشکال متوجّه آن حضرت شود؟
در پایان خطبه ۳۰ نهج البلاغه، امام (ع) ضمن بیان کوتاهی، تحلیل روشنی از قتل عثمان و عوامل آن ارائه میدهد و میفرماید: «من جریان کار عثمان را در عبارتی کوتاه و پرمعنا، برای شما خلاصه میکنم: او استبداد ورزید، استبداد بسیار بدی و شما ناراحت شدید و واکنش بدی نشان دادید و از حد گذراندید.».
ج. پاسخ امام علی (ع) به قاسطین و ناکثین درباره خونخواهی عثمان
اگر چه این نامه ابتدایی به معاویه نبوده، بلکه پاسخی از سوی امام (ع) به نامه ای بود، که معاویه خدمت آن حضرت فرستاده. امام (ع) به سه نکته در این نامه اشاره کرده است. که قسمت سوم آن مورد نظر ما می باشد. «فَأَمَّا إِكْثَارُكَ الْحِجَاجَ عَلَى عُثْمَانَ وَ قَتَلَتِهِ، فَإِنَّكَ إِنَّمَا نَصَرْتَ عُثْمَانَ حَيْثُ كَانَ النَّصْرُ لَكَ، وَ خَذَلْتَهُ حَيْثُ كَانَ النَّصْرُ لَهُ؛»[14]
اينکه پيوسته به خون عثمان و قاتلان او استدلال می کنى (و گويا خود را ولی دم عثمان و مطالبه کننده خون او می پندارى بسيار شگفت آور است) زيرا تو آنجا به ياری عثمان برخاستی که در حقيقت ياری خودت بود. ولی آنجا که نیاز به ياری عثمان بود، دست از ياريش برداشتی و او به آن سرنوشت گرفتار آمد.
امام در پاسخ به گروه ناکثین هم که به خونخواهی عثمان دست به شورش زده بودند؛ می فرماید: «وَ إِنَّهُمْ لَيَطْلُبُونَ حَقّاً هُمْ تَرَكُوهُ وَ دَماً هُمْ سَفَكُوهُ؛»[15]
اين کلام، ناظر به آتش افروزان جنگ جمل، يعنی طلحه و زبير و ياران آنها است. آن دو که هوای حکومت در سر داشتند و على (ع) را آماده واگذاری بعضى از مناصب مهم حکومتی به خودشان نديدند.
تحت تأثير هوای نفس و وسوسه هاى شيطانى، بيعت خود را با على (ع) شکستند و گروهی از مردم را پيرامون خود جمع کردند و همسر پيامبر، عايشه را هم با خود همراه نمودند و به عنوان خونخواهىِ عثمان، قيام کردند. امام (ع) در نخستين فراز اين خطبه، به اين توطئه، اشاره کرده می فرمايد:
آگاه باشيد! شيطان، حزب خود را بسيج کرده و سپاهش را گرد آورده است تا بار ديگر، ظلم و ستم به وطنش بازگردد و باطل، به جايگاه نخستين اش رسد. «أَلا وَ إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ ذَمَّرَ حِزْبَهُ وَاسْتَجْلَبَ جَلْبَهُ لِيَعُودَ الْجَورُ إلى أوْطانِهِ وَ يَرْجِعَ الْباطِلُ إلى نِصابِهِ».
حضرت سپس در ادامه اين سخن، حقيقت را روشن می سازد که آنها هيچ دليلى برای مخالفت هاى خود ندارند و تابع هيچ منطقِ روشنی نيستند:
به خدا سوگند! آنها هيچ کار خلاف و منکری از من سراغ ندارند، و انصاف را، ميان من و خود، حاکم نکرده اند؛ «وَاللهِ! مَا أَنْکَرُوا عَلَیَّ مُنْکَراً، وَ لاَجَعَلُوا بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ نَصِفاً».
در اين جمله، امام (ع) اشاره به طلحه و زبير و گروه پيمان شکنان (ناکثين) می کند و به طور سربسته، به بهانه واهی آنها اشاره می فرمايد. بهانه آنها، قتل عثمان بود.
نتیجه
امام (ع) در خطبه ها و نامه های خود به طور مستقیم و غیرمستقیم به عملکرد خلیفه سوم عثمان، اعتراض نموده است. اعتراض ها بیشتر ناظر به دوران خلافت او، نسبت به رفتار و عملکرد او می باشد.
پی نوشت ها
[1] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه3.
[2] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه3.
[3] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه74.
[4] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 135.
[5] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 135.
[6] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه240.
[7] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه240.
[8] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه92.
[9] – مسعودی، مروج الذهب، ج2، ص 342. .
[10] – ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج1، ص64.
[11] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه75.
[12] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه3.
[13] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 30.
[14] – شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 37.
[15] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 22.
فهرست منابع
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، 1379، چاپ سوم.
- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر، نی،1367.
- مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمومنین، انتشارات مدرسه امام علی ابن ابی طالب (ع)، قم،
- مسعودی، ابوالحسن، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر،قم، دارالهجره،1409ق.

















