نگاهی عارفانه به مفهوم انسان کامل در نهج البلاغه

انسان کامل در نهج البلاغه نمادی از کمالات معنوی و تجلی اسمای الهی است که در سه مرتبه شریعت، طریقت و حقیقت به اوج خویش می رسد. این مفهوم، جلوه ای از جامعیت انسان در تمام ابعاد اخلاقی، عقلانی و عرفانی است که علاوه بر معیار و حجت شناخت دین و جهان، پایگاه ثبات عالم و واسطه فیوضات الهی نیز شمرده می شود. در این نوشتار، با رویکردی عارفانه به بررسی ویژگی ها و جایگاه انسان کامل در نهج البلاغه پرداخته شده است.

تعریف انسان کامل

منظور از انسان کامل، کامل ترین انسان آفریده شده است و بنابراین، شبیه ترین مخلوق به خداوند بوده و موجودی کامل تر از او به وجود نیامده است. او خلیفه خدا روی زمین و صورت کامل حضرت حق و آینه جامع صفات الهی و دارای امانت خدایی و عالم به علم همه اسماء می باشد.

آنچه مسلم است اینکه واضعان این اصطلاح نظر به انبیاء و اولیاء داشته و فقط آنان را که واسطه فیض و رحمت و آفرینش بوده و از مقام عصمت و علم لدنی برخوردار می باشند، تحت عنوان انسان کامل برشمرده اند. بنابراین، انسان کامل یعنی انسانی که قهرمان همه ارزش های انسانی در همه میدان های انسانیت است[1] و انسان کامل یعنی انسانی که حوادث روی او اثر نمی گذارد.[2]

1. انسان کامل، کامل در شریعت، طریقت و حقیقت است

در قسمتی از نهج البلاغه، امام علی (ع) اینگونه می فرمایند:

«خاندان پیامبر (ص) مایه حیات دانش و نابودی جهل اند. بردباری شان شما را از دانش آن ها، ظاهرشان از صفای باطن و سکوتشان از حکمت های گفتارشان شما را با خبر می سازد. هرگز با حق مخالفت نکردند و در آن اختلاف ندارند. ستون های دین اند و پناهگاه هایی که مردمان را نگاه می دارند حق به واسطه آنان به جای خود باز می گردد و باطل از آنجا که هست، رانده می شود و زبانش از بن بریده می شود».[3]

از دیدگاه عزیز الدین نسفی انسان کامل کسی است که در شریعت و طریقت تمام باشد و او را چهار چیز به کمال باشد: اقوال نیک، افعال نیک، اخلاق نیک و معارف. شریعت اقوال پیامبر (ص)، طریقت افعال او و حقیقت احوال اوست.[4]

سید حیدر آملی کتابی دارد به همین عنوان، با نام «اسرار الشریعة و احوال الطریقة و انوار الحقیقة» در این کتاب او برای همه آنچه که به عنوان اصول و فروع دین شناخته می شوند، سه مرتبه معرفتی مشخص و معین کرده است و برای هر یک از آن اصول و فروع معنایی در شریعت و معنایی در طریقت معنایی دیگر در حقیقت معین نموده است و برای هر یک از معارف سه گانه صاحبانی مشخص کرده و می گوید:

«شریعت، اسمی است که برای راه های الهی وضع شده و شامل اصول و فروع، رخصت و عزیمت، حسن و احسن است و علمی که متکفل فهم آن است، فقه نام دارد و طریقت، اخذ و عمل به احوط و احسن و اقوم از آن ها است و در هر روش و مذهبی که انسان به احسن و اقوم آن عمل کند، طریقت نامیده می شود.

اعم از این که گفتار باشد یا کردار و یا احوال و علمی که متکفل فهم آن است، حکمت نام دارد و اما حقیقت، این است که چیزی به کشف و عیان و یا به وجدان اثبات شود و علمی که متکفل فهم آن است، عرفان نام دارد».

او شریعت را حد پایین معرفت و طریقت را حد وسط و حقیقت را حد اعلای معرفت معرفی می کند، در نهایت این سه روش را سه مرتبه از معرفت می داند و کسی که این سه مرتبه معرفتی را چه نسبت به انسان و چه نسبت به جهان و چه نسبت به ادیان دارا باشد، انسان کامل است که به مقام تعلیم اسما الهی رسیده است.[5]

2. انسان کامل واجد همه صفات کمال است

وقتی کرامت اعزام نبوت از طرف خدای سبحان به حضرت محمد (ص) رسید، نهاد اصلی وجود او را از بهترین معادن استخراج کرد و نهال وجود او را در اصیل ترین و عزیزترین سرزمین ها کاشت و آبیاری کرد. او را از همان درختی که دیگر پیامبران و امینان خود را از آن آفرید به وجود آورد که عترت او بهترین عترت ها و خاندانش بهترین خاندان ها و درخت وجودش از بهترین درختان است. در حرم امن خدا رویید.[6]

انسان کامل از جنبه تجرّد روحانی و کمال اعتدال وجودی که بالفعل نفس مکتفی و کامل است، باید بالفعل مظهر تام جمیع اسماء و صفات الهی باشد. زیرا از آن جانب امساک نیست و این جانب هم نفس در کمال اعتدال و استواء است. لذا کمالات انسانیه که برای نفوس ناقصه امکان دارند، برای انسان کامل بالفعل واجب اند. این مرتبه شامخ عقل مستفاد، به اصطلاح ارباب قلوب، قلب نامیده می شود.

این چنین فرد را آدم و انسان کامل و جام جهان نما و آینه گیتی نما گویند و به اسامی بسیار دیگر نیز نامند و در موجودات داناتر و بزرگوارتر از او موجودی نیست که زبده و خلاصه موجودات است و تمام عمال کارخانه وجود از اعلی تا به اسفل از ملائکه کروبی تا قوای منطبع در طبایع، از عقل نخستین تا هیولای اولی خادمان اویند و گرد او طواف می کنند.[7]

قاعدتاً انسان کامل می بایستی به حکم صدارت در آفرینش و وساطت در فیوضات رحمانی، خود دارای همه کمالات و صفات حسنه باشد و به تعبیر دیگر، چون انسان کامل تجلّی حق در مرتبه اسماء و صفات است، پس خود مزین به همه اسماء و صفات پسندیده خواهد بود.

3. انسان کامل حجت است

رسول خدا (ص) و عترت طاهرینش (ع)، همتای قرآن کریم اند و از این رو حجت تام و کامل خداوند هستند. امام علی (ع) در وصف خویش فرمود: «من حجت از دین خارج شدگان هستم»[8] و فرمود: «من گواه اعمال شما بوده و در روز قیامت حجت بر شما هستم».[9]

حجت یعنی دلیل و گواه. معنای سخن حضرت (ع) این خواهد بود که او و همه معصومین دلیل و برهان رسای خداوند بر بندگان و راهنما و راهبر آنان هستند. از این رو هم سخن آنان حجت است و هم سیره و روش و منش ایشان.

بنابراین، هم در دنیا و هم در قیامت ترازو بوده و صحت و سقم اعمال و اخلاق و اعتقادات و نیات با آنان سنجش می شود و پرونده انسان ها در هر دو جهان در منظر آنان قرار گرفته و پاداش و عقاب بندگان رقم می خورد و بهشتی بودن و جهنّمی شدن هر کس با وجود آنان معلوم می گردد و هر کس لایق شفاعت بود و به اندازه کمالش به آن حضرات (ع) نزدیک تر، سعادت را به دست می آورد.

لذا امام صادق (ع) فرمود: «حجت خدا قبل از خلقت بوده و با خلق هست و بعد از خلق نیز می باشد».[10] و فرمود: «اگر در روی زمین جز دو نفر نباشد، حتماً یکی از آن دو بر دیگری حجت می باشد».[11]

بزرگی می نویسد: «در حکمت متعالیه مبرهن است که هیچ زمانی از ازمنه خالی از نفوس مکتفیه نیست و هر نفسی از نفوس مکتفیه که اتم و اکمل از سایر نفوس خواه مکتفیه و خواه غیرمکتفیه باشد، حجت اﷲ است، پس هیچ زمانی از ازمنه خالی از حجت اﷲ نباشد».[12]

پس انسان کامل حجت خداوند بر بندگان است. هم در دنیا و هم در آخرت. چه این که او در پیامرسانی و پیام خوانی نیز واسطه است و مفسر، مروج، مبلّغ و مجری آن پیام هم خود اوست . پس آیت و نشانه خداوند در همه جلوه ها و جنبه ها است.

4. بقای تمام عالم به بقای انسان کامل است

امام علی (ع) به نقل از رسول خدا (ص) فرمود: «هر کس از ما می میرد، به ظاهر می میرد، ولی در حقیقت مرده نیست».[13] و فرمود: «آگاه باشید، مثل آل محمد (ص) چونان ستارگان آسمان است. اگر ستاره ای غروب کند، ستاره دیگری طلوع خواهد کرد».[14]

چون انسان کامل جامع و مظهر اسم جامع حق تعالی است و علم به تمام اسما در دست قدرت اوست و نیز غایت الغایات تمام موجودات امکانی است، پس دوام انسان کامل موجب بقای تمام عالم خواهد بود.

امام علی (ع) فرمود: «امامان از طرف خداوند تدبیر کنندگان امور مردم و کارگزاران آگاه بندگانند»[15] و امام صادق (ع) فرمود: «اگر زمین بدون امام باشد، فرو می ریزد».[16]

در واقع انسان کامل واسطه در فیض و مکمل نفوس مستعده است[17] و لذا هیچ گاه اجتماع انسانی از انسان کامل خالی نیست.

5. انسان کامل قطب زمان است

امام علی (ع) فرمود: «جایگاه من محور آسیاب است به آسیاب».[18]

در این مورد علامه حسن زاده می نویسد: «آسیاب بر محور و قطب دور می زند و بر آن استوار و بدان پایدار است، همچنین خلافت الهیه قائم به انسان کامل است که قطب عالم امکان است، وگرنه خلافت الهیه نیست.

مقام قطب همان مرتبت امامت و مقام خلافت است که نه تعدد در آن راه دارد و نه انقسام به ظاهر و باطن و نه شقوق اعلم و اعقل و غیرها. به بسط کریمه «لَوْ کانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا»[19] امام در هر عصر بیش از یک شخص ممکن نیست و آن خلیفه اﷲ و قطب است».[20]

علی (ع) فرمود: «امام زمان، باقیمانده حجت های الهی و آخرین جانشین جانشینان پیامبران است».[21]

از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: «هر امری که از امیر المؤمنین (ع) رسیده، باید اخذ شود و از هر چه نهی فرموده باید ترک شود. برای او همان فضیلت است که برای رسول خدا (ص) است و رسول خدا (ص) بدون عیب است و هر که او را در امری کوچک یا بزرگ رد کند، در مرز شرک به خداست.

امیر المؤمنین (ع) دری است که از غیر آن به خدا نتوان رسید و راه به سوی خداست که هر کس جز آن پوید، هلاک شود و همچنین است مقام ائمه یکی پس از دیگری. خدا ایشان را ارکان زمین قرار داد تا اهلش را نجنباند و حجت رسای خویش نمود، بر کسانی که روی زمین و زیر خاک اند و امیر المؤمنین (ع) فرمود: من از طرف خدا قسمت کننده میان بهشت و دوزخم».[22]

6. انسان کامل معدن کلمات الله است

حضرت امیر (ع) می فرماید: «ما از درخت سر سبز رسالتیم و از جایگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان برخاستیم، ما معدن های دانش و چشمه سارهای حکمت الهی هستیم».[23] و در توصیف رسول خدا (ص) فرمود: «احکام نورانی را بر پا کرد او پیامبر امین و مورد اعتماد و گنجینه دار علم نهان تو و شاهد روز رستاخیز و برانگیخته تر برای بیان حقایق و فرستاده تو به سوی مردم است».[24]

آنگاه در مورد اهل بیت (ع) فرمود: «ما اهل بیت پیامبر (ص)، چونان پیراهن تن او و یاران راستین او و خزانه داران علوم و معارف وحی و درهای ورود به آن معارف می باشیم که جز از در هیچ کس به خانه ها وارد نخواهد شد. درباره اهل بیت پیامبر (ص) آیات کریمه قرآن نازل شد، آنان گنجینه های علوم خداوند رحمانند. اگر سخن گویند راست گویند و اگر سکوت کنند بر آنان پیشی نجویند».[25] و جای دیگری فرمود: «ما امیران سخن می باشیم . درخت سخن در ما ریشه دوانده و شاخه های آن بر ما سایه افکنده است».[26]

در صحف کریمه اهل تحقیق محقّق است که صادر نخستین، نفس رحمانی است که آن را حقیقت محمدی نیز گویند و بالجمله اهل تحقیق بر این عقیده راسخ اند که مراتب تمامی موجودات در قوس نزول، از تعینات نفس رحمانی و حقیقت ولایت است و در قوس صعود، حقیقت انسان کامل دارای جمیع مظاهر و جامع جمیع مراتب است.

پس تمامی حقایق عقلانیه و رقایق برزخیه آن ها که گاهی به عقل و گاهی به شجره و گاهی به کتاب مسطور به عبارات و اسامی مختلفه مذکور می شود، تماماً نفس حقیقت انسان کامل است.[27]

7. انسان کامل قرآن ناطق است

انسان کامل قرآن ناطق است.[28] امام علی (ع) می فرماید: «درهای دانش و روشنایی امور انسان ها نزد ما اهل بیت پیامبر است».[29]

بدون شک قرآن تنها نسخه بی کم و کاست و بی عیب و ریب انسان ساز است که هم در بخش معارف نظری و هم در بخش احکام و دستورات عملی اکمل و اتم می باشد. در واقع تشریح و تفسیر انسان کامل، قرآن است. همچنین، انسان کامل ترسیم و تجلّی قرآن است که آنچه در قرآن مسطور است، در انسان کامل مشهود خواهد بود.

لذا امام علی (ع) در خطبه های فراوانی از نهج البلاغه به ویژه در خطبه ١٩٨، ویژگی های قرآن را به خوبی بر شمرده است. انسان کامل، واسطه بین حق و خلق است و به سبب او و به سبب هر که در مرتبه اوست، فیض حق و مدد او که سبب بقای ما سوی اﷲ است به همه عوالم علوی و سفلی می رسد.

حضرت علی (ع) فرمود: «از من بپرسید پیش از آن که مرا نیابید. سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، نمی پرسید از چیزی که میان شما تا روز قیامت می گذرد، جز آن که شما را از آن آگاه می سازم و پاسخ می دهم».[30]  این سخن تالی تلو  آیه قرآن است که فرمود: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْک الْکتَابَ تِبْيَانًا لِّکلِّ شَيْءٍ».[31]

و نیز این آیه شریفه که فرمود: «وَکلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ»[32] در واقع آنچه مربوط به کمالات قرآن است، در شخص انسان کامل هم عصر با آن موجود خواهد بود.

8. انسان کامل گواه و ترازوی اعمال دیگران است

امام رضا (ع) فرمود: «کردار نیک و بد بندگان بر رسول خدا (ص) عرضه می شود».[33] «و به خدا قسم که اعمال شما در هر صبح و شام بر من عرضه می شود».[34]

معلوم می شود که انسان کامل هم گواه و شاهد همه اعمال انسان ها اعم از مؤمن و غیر مؤمن، در گذشته و حال و آینده و هم ترازوی درست و غلط آن اعمال است.

امام علی (ع) می فرماید: «خداوند پیامبر (ص) را فرستاد تا دعوت کننده به حق و گواه اعمال خلق باشد».[35] انسان کامل و خلیفه تام و معصوم خدا چونان امیرالمؤمنین علی (ع) میزان عقیده، اخلاق و اعمال دیگران است.[36] از این رو حضرت (ع) می فرماید: «مردم، به اهل بیت پیامبرتان بنگرید، از آنسو که گام بر می دارند بروید، قدم جای قدمشان بگذارید».[37]

برای درک بهتر «حقیقت انسان کامل و اثبات ضرورت آن در نظام هستی» و همچنین «مصادیق انسان کامل و نقش واسطه فیض در آفرینش» می تواند اطلاعاتی مفیدی در این موضوع برای خوانندگان محترم فراهم آورد.

نتیجه گیری

اولین تجلّی خداوند در عالم امکان، انسان کامل است. انسان کامل به تعبیر عرفا حقیقت محمدیه است که به ترتیب شامل وجود نوری حضرت محمد (ص) در رأس و اهل بیت (ع) و آنگاه سایر انبیا می شود که در هر عصر و دوره ای یکی از آنان ظهور دارد. هیچ گاه زمین از وجود انسان کامل خالی نیست و مصداق آن در زمانه ما حضرت مهدی موعود (عج) است که جهان در انتظار قیام اوست تا به دست او جهانی پر از عدل و قسط، مهر و نعمت و علم و عشق پدید آید.

پی نوشت ها

[1] . مطهری، انسان کامل، ص124.

[2] . مطهری، انسان کامل، ص179.

[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 239.

[4] . نسفی، الانسان الکامل، ص٧٤.

[5] . کبیر، عرفان و معرفت قدسی، ص 455-457.

[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 94.

[7] . حسن زاده، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص١٨٥- ١٨٦.

[8] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 75.

[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 176.

[10] . محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ص١٠٢٢.

[11] . کلینی، اصول کافی، ج١، ص٢٥٣.

[12] . حسن زاده، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص١٥٧.

[13] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 87.

[14] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 100.

[15] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 152.

[16] . کلینی، اصول کافی، ج١، ص٢٥٢.

[17] . حسن زاده، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص١٥١.

[18] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 3.

[19] . انبیا، 22.

[20] . حسن زاده، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص١٤٩.

[21] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 182.

[22] . کلینی، اصول کافی، ج١، ص٢٨١.

[23] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 109.

[24] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 72.

[25] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 154.

[26] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 233.

[27] . حسن زاده، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، ص٥٣٣.

[28] . حسن زاده، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، ص674.

[29] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 120.

[30] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 93.

[31] . نحل، 89.

[32] . یس، 12.

[33] . کلینی، اصول کافی، ج١، ص٣١٩.

[34] . کلینی، اصول کافی، ج١، ص٣١٩.

[35] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 116.

[36] . جوادی آملی، حیات عارفانه امام علی (ع)، ص٦١.

[37] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 97.

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. جوادی آملی، عبدالله، حیات عارفانه امام علی (ع)، قم، اسرا، 1380.
  3. حسن زاده، حسن، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، قم، قیام، 1372.
  4. حسن زاده، حسن، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1378.
  5. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
  6. کبیر، یحیی، عرفان و معرفت قدسی، قم، مطبوعات دینی، 1386.
  7. کلینی، ابی جعفر، اصول کافی، تهران، بنیاد رسالت، 1364.
  8. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، قم، دارالحدیث، چاپ پنجم، 1384.
  9. مطهری، مرتضی، انسان کامل، تهران، صدرا، چاپ سوم، 1385.
  10. نسفی، عزیز الدین، الانسان الکامل، تهران، کتابخانه طهوری، 1377.

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

بسیج، احمد رضا، انسان کامل در نهج البلاغه، نشریه پژوهش های اخلاقی، 1389، شماره اول، ص 27-45.

نگاهی عارفانه به مفهوم انسان کامل در نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.