مصادیق انسان کامل شامل نفس مقدس پیامبر (ص) و امامان (ع) و دیگر انسان های کامل می شود که از یک سو با ذات الهی و از سوی دیگر با مخلوقات در ارتباط بوده و به عنوان واسطه فیض در آفرینش واسطه ای بین خالق و مخلوقات عمل می کنند.
تعریف انسان کامل
منظور از انسان کامل، کامل ترین انسان آفریده شده است و بنابراین، شبیه ترین مخلوق به خداوند بوده و موجودی کامل تر از او به وجود نیامده است. او خلیفه خدا روی زمین و صورت کامل حضرت حق و آینه جامع صفات الهی و دارای امانت خدایی و عالم به علم همه اسماء می باشد.
آنچه مسلم است اینکه واضعان این اصطلاح نظر به انبیاء و اولیاء داشته و فقط آنان را که واسطه فیض و رحمت و آفرینش بوده و از مقام عصمت و علم لدنی برخوردار می باشند، تحت عنوان انسان کامل برشمرده اند. بنابراین، انسان کامل یعنی انسانی که قهرمان همه ارزش های انسانی در همه میدان های انسانیت است[1] و انسان کامل یعنی انسانی که حوادث روی او اثر نمی گذارد.[2]
1. انسان کامل در نهج البلاغه
امام علی (ع) یکی از مصادیق انسان کامل است. لذا توصیف آن حضرت (ع) از انسان کامل به حکم این که او خود کامل و معصوم است، شنیدنی تر خواهد بود. زیرا انسان کاملی که چون امیرالمؤمنین (ع) مظهر اسم خداست، مرآت «يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»[3] خواهد بود و او که خود فرمود: «سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي، فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْضِ».[4] پس هم فرشتگان معارف را از او فرا می گیرند و هم انسان ها.[5]
حضرت علی (ع) در مواضعی از نهج البلاغه به توصیف رسول خدا (ص) یا خود یا اهل بیت (ع) پرداخته است و در این مواضع فضایل و منزلت آنان را تبیین فرموده است.
حضرت علی (ع) در خبردهی از علم خود می فرماید: «سیل علوم از دامن کوهسار من جاری است و مرغان دور پرواز اندیشه ها به بلندای ارزش من نتواند پرواز کرد».[6] و در مورد برحق بودن خویش می فرماید: «سوگند به خدایی که جز او خدایی نیست، من بر جاده حق می روم».[7]
و فرمود: «شما مردم به وسیله ما از تاریکی های جهالت نجات یافته و هدایت شدید و به کمک ما به اوج ترقی رسیدید. صبح سعادت شما با نور ما درخشید. از روزی که حق به من نشان داده شد، من هرگز در آن شک و تردید نکردم».[8]
و در اینکه او هیچ گاه امر به معروفی نمی کند، مگر این که پیش از آن خود عمل نموده است و نهی از منکری ندارد جز این که خود از آن اعراض نموده است، می فرماید: «به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی کنم، مگر آن که پیش از آن خود عمل کرده ام و از معصیتی شما را باز نمی دارم جز آن که پیش از آن، ترک گفته ام».[9]
ائمه (ع) که انسان کامل هستند و مصداق آیه شریفه «وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى»[10] و آیه شریفه «وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى»[11] بدون هر عیب و نقصی بوده و متصف به تمامی صفات الهی هستند تا آنجا که ملکوت آسمان و زمین برای آنان به سبب سالم نگه داشتن فطرتشان از دستبرد آلودگی های علمی و عملی و عقلی و روحی، مکشوف است و بلکه آنان عین علم صائب و عمل صالح و نیت صادق می باشند. چنان که حضرت (ع) فرمود: «لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً».[12]
چنین انسان هایی نه تنها به صفات نامحدود خداوند متّصف و بالاترین نمونه تجلی آن صفات حسنی هستند، بلکه هر آفریده ای که بخواهد به کمالی از کمالات حضرت حق متعال متّصف شود، باید از طریق و دروازه وجود نورانی ایشان کسب فیض کند. و البته هر موجودی هم هر اندازه از کمالات حق تعالی را دارد، از سر وساطت و مجرای آن بزرگواران است که به لطف کرامت حق، کریم و مفیض اند. فرقی نمی کند این حقیقت را بداند یا نه، بشناسد یا نشناسد.
2. برکات انسان کامل در زمین
امام علی (ع) پیرامون نعمت های حاصل از وجود نبی اکرم (ص) در میان مردم می فرماید: «به نعمت های بزرگ الهی که به هنگامه بعثت پیامبر (ص) بر آنان فرو ریخت، بنگرید که چگونه اطاعت آنان را با دین خود پیوند داد و با دعوتش آن ها را به وحدت رساند. چگونه نعمت های الهی، بال های کرامت خود را بر آنان گستراند و جویبارهای آسایش و رفاه بر ایشان روان ساخت و تمام برکات آیین حق آن ها را در برگرفت».[13]
آنگاه پیرامون خویش فرمود: «خداوند مرا به جنگ با سرکشان تجاوزکار، پیمان شکنان و فساد کنندگان در زمین فرمان داد . . . من نور وحی و رسالت را می دیدم و بوی نبوت را می بوییدم. من هنگامی که وحی بر پیامبر (ص) فرود می آمد، ناله شیطان را شنیدم . . . من از کسانی هستم که در راه خدا از هیچ سرزنشی نمی ترسند».[14]
انسان کامل چون خدا را شناخت و به لقای خدا مشرف شد و اشیاء را کما هی و حکمت اشیاء را کما هی دانست و دید، بعد از شناخت و لقای خداوند هیچ کاری و طاعتی را برتر و بالاتر از آن ندانست که به خلق راحتی رساند و هیچ راحتی بهتر از آن ندید که با مردم سخن گوید و کاری انجام دهد که مردم وقتی آن سخن را بشنوند و آن کار را انجام دهند، دنیا را به آسانی بگذرانند و از بلاها و فتنه های این عالم ایمن گردند و در آخرت رستگار شوند.
انسان کامل هیچ طاعتی را بهتر از این ندید که عالم را اصلاح کند و راستی و دوستی را در میان خلق گسترش دهد و عادات و رسوم بد را از میان خلق بردارد و قانون و قاعده نیک در میان مردم بنهد و مردم را به خداوند بخواند و از عظمت و بزرگواری و یگانگی خداوند مردم را با خبر سازد و مدح آخرت بسیار گوید و از بقا و ثبات آخرت خبر دهد و مذمت دنیا بسیار گوید و از بی ثباتی دنیا حکایت کند و منفعت درویشی و خمول با مردم گوید.
نیکان را به بهشت آخرت وعده دهد و بدان را از عذاب آخرت بترساند و از خوشی بهشت و ناخوشی دوزخ در دشواری حساب و کتاب حکایت کند.[15]
بر این اساس، حضرت علی (ع) فرمود: «ای مردم چرا سرگردانید؟ در حالی که عترت پیامبر خدا (ص) در میان شماست . آن ها زمامداران حق و یقین اند. پیشوایان دین و زبان های راستی و راستگویانند. پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید و همانند تشنگانی که به سوی آب شتابانند، به سویشان هجوم ببرید. ای مردم این حقیقت را از خاتم پیامبران بیاموزید که فرمود: هر که از ما می میرد، در حقیقت نمرده است و چیزی از ما کهنه نمی شود».[16]
3. انسان کامل مظهر اسم ولی است
«همانا امامان دین، از طرف خدا تدبیر کنندگان امور مردم و کارگزاران آگاه بندگانند. کسی به بهشت نمی رود، جز آن که آنان را شناخته و آنان او را بشناسند و کسی در جهنم سرنگون نگردد، جز آن که منکر آنان باشد و امامان دین هم وی را نپذیرند».[17]
از نگاه عارفان بزرگی چون ابن عربی و امام خمینی (ره) نماد انسان کامل، ولی است. به تعبیری دیگر، عالی ترین نوع از راهیافتگان و شبیه ترین آدمیان به خدا، «ولی» است که او خود انسان کامل است. انسان کامل، مظهر اتم و اکمل اسم شریف ولی است که از اسماء اﷲ بوده و همواره باقی است. «وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ».[18]
یعنی خداوند رحمت فراوان خود را منتشر می کند و او ولی و ستوده صفات است و نیز «فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ»[19] ولی اﷲ، صاحب ولایت کلیه و قادر به تصرّف در ماده کائنات است و می تواند به اذن الهی همه قوای آسمانی و زمینی را در تحت تسخیر خویش در آورده و هر محال از دست او ممکن می شود.[20]
چنین انسانی صاحب مقام جمعی و خلافت الهیه و حائز رتبه و منصب «کن» آن گونه که شایسته است می باشد. چون ولی از اسماء اﷲ تعالی است و اسماء اﷲ باقی و دائم اند، لذا انسان کامل که مظهر اتم و اکمل این اسم شریف است، صاحب ولایت کلیه است و می تواند به اذن اﷲ تعالی در ماده کائنات تصرّف کند و قوای ارضیه و سماویه را در تحت تسخیر خویش در آورد. حکم او در صورت و هیولای عالم طبیعت نافذ و مجری است.[21]
این اذن الهی، اذن قولی نیست، بلکه اذن تکوینی منشعب از ولایت کلیه مطلقه الهیه است. هنگامی که از گل شکل مرغی به امر من ساخته و در آن دمیده تا به امر من مرغی گردید و آنگاه که کور مادر زاد و پیس را به امر من شفا دادی و مردگان را به امر من از قبر بیرون آوردی.
این ولایت که اقتدار نفس بر تصرّف در ماده کائنات است، ولایت تکوینی است، نه تشریعی. چه ولایت تشریعی خاص واجب الوجود است که شارع و مشرّع است و برای عبادش شریعت و آیین قرار می دهد و جز او کسی حق تشریع شریعت را ندارد.[22]
این ولایت به حسب اینکه از نظر رتبت اعلی و ارفع از رسالت و نبوت است، منقطع نمی شود، برخلاف رسالت و نبوت که قطع می شود.[23]
انسانی که مظهر اسم ولی است، می تواند بر بیرون از خود ولایت داشته باشد. انسان کامل ولی اﷲ صاحب ولایت کلیه است، پس می تواند به اذن خداوند در ماده کائنات تصرف کند. تمام معجزات و خوارق عادات و کرامات از شق القمر و شق الجبل و شق البحر و قلع درب قلعه خیبر و غیرها همه از ولایت تکوینی است که نفوس مستعده، مؤید به روح القدس به اذن اﷲ تعالی، چنان تأثیرات در کائنات می کنند.[24]
حضرت علی (ع) می فرماید: «سوگند به خدا اگر بخواهم می توانم هر کدام شما را از آغاز و پایان کارش و از تمام شئون زندگی آگاه سازم».[25]
4. انسان کامل مظهر اسم اعظم است
«زمین هیچ گاه از حجت های الهی خالی نیست که برای خدا با برهان روشن قیام کند یا آشکار و شناخته شده یا بیمناک و پنهان تا حجت خدا باطل نشود و نشانه هایش از میان نرود … به خدا سوگند که تعدادشان اندک ولی نزد خدا بزرگ مقدارند که خدا به وسیله آنان حجت ها و نشانه های خود را نگاه می دارد تا به کسانی که همانندشان هستند بسپارد و در دل های آنان به کارد. آنان که دانش و نور حقیقت بینی را بر قلبشان تابیده و به یقین رسیده اند … آنان جانشینان خدا در زمین هستند».[26]
انسان کامل مظهر اسم اعظم بوده و واسطه در خلقت و فیض و رحمت حق تعالی در همه چیز است. یعنی تمامی عوالم هستی اعم از جبروت و ملکوت و ناسوت طفیلی وجود انسان کامل است، هم در ایجاد و هم دربقا و هم در بازگشت. معنی این سخن آن است که تمامی موجودات اعم از فرشته و جن و انس و حیوان و جماد نیز فیض وجود خود را مدیون انسان کاملی می دانند که واسطه در خلقت و آفرینش است.
از این رو، انسان کامل واجد همه کمالات موجودات ارضی و سماوی بوده، بدون اینکه شریک در نقایص آن ها باشد. هیچ صفت کمالی از جامعیت او بیرون نیست، جز اینکه وجوب ذاتی نداشته و تأثیر استقلالی و بالاصاله نیز ندارد. در هر صورت هر فیضی که از جانب ذات اقدس باری تعالی به ممکنات می رسد به وساطت انسان کامل است و در این جهت فرقی بین انسان، فرشته، جن، حیوان و … نیست، چنان که فرقی بین انواع فیوضات نیست.[27]
لذا انسان کامل دارای نشآت مراتب امری و خلقی می باشد. انسان کامل جامع همه مراتب وجود است، هرچند به حکم اینکه در مرتبه ای از هستی خود دارای وجود عنصری و دنیوی است، مقصود قوانین طبیعی بوده و نیازهای جسمی و مادی و آفات بیماری و خواب و مانند آن را دارد. اما او همه چیز را از حضرت حق می گیرد و به مادون تنزّل می دهد. بنابراین، انسان کامل سرچشمه رحمت، حیات، علم، رزق مادی و معنوی، حکمت و همه صفات کمالیه دیگر است. چنانکه در زیارت جامعه و دیگر زیارات و ادعیه معلوم است.
5. انسان کامل خلیفه است
امام علی (ع) فرمود: «آن ها جانشینان خدا روی زمین هستند و دعوت کنندگان به دینش».[28] بی شک، منظور از خلیفه اﷲ روی زمین در آیه شریفه «إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»[29] انسان کامل است . از این رو چون انسان کامل خلیفه است، پس صفات مستخلف عنه را نیز باید داشته باشد تا در حکم او باشد، وگرنه خلیفه نیست.
در این آیه شریفه، به لحاظ تعدد اسماء الهیه و اتصاف خلیفه به صفات مستخلف عنه، وجوب استمرار وجود انسان کامل در زمین تمام است که پیوسته در افراد و نوع انسان، فرد اکمل از جمیع افراد کائنات در جمیع اسماء و صفات جمالی و جلالی موجود است تا نماینده حضرت اﷲ باشد.
مثلاً حق تعالی واحد احد است که دلالت بر یگانگی ذات او در کمال می نماید. در افراد نوع انسانی که اکمل و اتم و اشرف انواع است نیز او را مظهری باید که در تمام کمال یگانه باشد و حق جل و علی عالم و علیم است که دلالت بر احاطه او به جمیع ماسوی دارند، او را مظهری در افراد انسانی باید که علمش اتم از علم همه ماسوی باشد و هکذا در دیگر صفات و دیگر اسمای بی نهایت او … وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کلَّهَا[30] حتّی در اسمای مستأثره الهی به یک معنی.[31]
انسان کامل ، نسخه یا از تمام عالم است و از نظر خُلقی به اسماء الهی و از نظر خَلقی به حقایق عالم علوی شباهت دارد و همانگونه که پیش از این بیان شد عالم به همه اسماء بوده و دارای جوامع کلم و مرآت حق است و بر همه موجودات دیگر شرف و برتری دارد.
انسان کامل، کتاب جامع الهی و نسخه عالم کبیر است. او از نظر روح و عقلش کتابی عقلی است و مسمی به ام الکتاب است و از نظر قلبش کتاب لوح محفوظ می باشد و از حیث نفسش، کتاب محو و اثبات است.[32]
انسان کامل، یعنی انسانی که تمام کمالات انسانی در او جمع است، یکی است و آن به این معنا است که انسان کامل، مظهر جمیع کمالات الهی و موصوف به تمام صفات جمالی و جلالی است، مگر وجوب ذاتی که در غیر ذات حضرت حق تعالی تحقّق ندارد. رمز این که انسان کامل این گونه است، این می باشد که بر صورت خدا خلق شده، چنان که در خبر آمده است: خلق اﷲ آدم علی صورته و در روایتی: علی صوره الرحمان.[33]
6. انسان کامل واسطه فیض است
انسان کامل، صورت کامل، حضرت حق و آینه جامع صفات الهی است. او .اول تجلّی حق از فیض اقدس بوده و واسطه حق و خلق است و به دلیل وجود او فیض و مدد حق که سبب بقای عالم است به عالم می رسد. وی علت نهایی خلقت نیز می باشد. انسان کامل روح عالم و عالم جسد اوست. همانگونه که روح در بدن تدبیر و تصرّف می کند، او نیز به وسیله اسماء الهی که از خدواند آموخته و به امانت گرفته است در عالم تصرّف نموده و آن را اداره می کند.
انسان کامل در مرتبه نزولی خلقت اول ما صدر است و لذا اگر او نبود هیچ چیز دیگر نیز نبود و همچنین هر بهره ای از وجود و صفات کمال که به هر موجودی بر حسب ظرفیت وجودی او می رسد، همه از مرتبه وجودی انسان کامل عبور می نماید. در واقع او واسطه همه خیرها و وجودها است. در مرتبه صعودی نیز که مرتبه بازگشت همه هستی به دارالقرر است. هر بازگشتی اول به انسان کامل و از او به حق است.
پس انسان کامل هم واسطه در «انّا لله» است و هم واسطه در «انّا الیه راجعون». به همین دلیل هر قدر مسیر بازگشت موجودات به ویژه انسان و جن به انسان کامل نزدیک تر باشد، سعادت و کمال و قرب حاصله دقیق تر و خالص تر و برتر است. این بدن معناست که انسان کامل راهبر و راهنما و دروازه عبور به کمالات و جمالات است.
بیان دیگر مطلب این که موجودات تنزّلاتی از مرتبه ذات حق می باشند. همانگونه که در آیه ای از قرآن فرمود: «هیچ موجودی نیست، مگر این که گنجینه های آن نزد ما می باشد و ما آن را جز به اندازه معینی پایین نمی فرستیم».[34] تحقق و ظهور آن حقیقت والا، در مراتب پایین نیازمند واسطه است و هر چه وجود کم رنگ تر شود و از مرتبه احدیت دورتر، نیازمند وسایط بیشتری است. بنابراین، موجودات مادی که در دورترین مرتبه از وجود حق تعالی قرار گرفته اند، علاوه بر وسایط، نیازمند شرایط نیز می باشند.
در این سلسله خداوند هر موجودی را نسبت به موجودات پایین تر ولی نعمت و اولی به تصرف قرار داده است و از این طریق ولایت حق تعالی بالاصاله و ولایت غیر او بالتبع ظهور می یابد. سرسلسله ولایت داران و اولی به انفس جمیع خلایق ارضی و سمائی، وجود نوری مبارک حضرت ختمی مرتبت (ص) و ائمه کرام (ع) هستند. امام علی (ع) می فرماید: «خانواده پیامبر (ص)، نیکوترین خانواده و درخت وجودش از بهترین درختان است که شاخه های آن راست و میوه های آن سر به زیر و در دسترس همگان است».[35]
مطالعه «حقیقت انسان کامل و اثبات ضرورت آن در نظام هستی» برای دریافت بهتر مطالب توصیه می شود.
نتیجه گیری
هر چه خداوند به موجودات می دهد، از رحمت الهی است. انسان کامل در مرتبه واسطه همه خیرها و وجودها است. فیض الهی به واسطه انسان کامل به سایر موجودات در مراتب پایین تر می رسد. پس اگر انسان کامل از جهان برود، فیض و رحمت الهی نیز در جهان نمی ماند. لذا هیچ گاه جهان از وجود جانشینان الهی خالی نخواهد ماند.
پی نوشت ها
[1] . مطهری، انسان کامل، ص124.
[2] . مطهری، انسان کامل، ص179.
[3] . الرحمن، 29.
[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 189.
[5] . جوادی آملی، حیات عارفانه امام علی (ع)، ص١١٥.
[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 3.
[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 197.
[8] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 4.
[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 175.
[10] . اعراف، 180.
[11] . روم، 27.
[12] . محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ص 7188.
[13] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 192.
[14] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 192.
[15] . نسفی، الانسان الکامل، ص٧٦.
[16] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 87.
[17] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 152.
[18] . شوری، 28.
[19] . یوسف، 101.
[20] . حسن زاده، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص٧٣.
[21] . حسن زاده، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص٧9.
[22] . حسن زاده، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص80.
[23] . حسن زاده، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص85.
[24] . حسن زاده، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص94.
[25] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 175.
[26] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 147.
[27] . جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ص١٤٩.
[28] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 147.
[29] . بقره، 30.
[30] . بقره، 31.
[31] . حسن زاده، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص١٣٢.
[32] . قیصری رومی، شرح فصوص الحکم، ص 91-89.
[33] . قیصری رومی، شرح فصوص الحکم، ص 91-89.
[34] . حجر، 21.
[35] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 161.
منابع
- قرآن کریم.
- جوادی آملی، عبدالله، ادب فدای مقربان، قم، اسرا، 1382.
- جوادی آملی، عبدالله، حیات عارفانه امام علی (ع)، قم، اسرا، 1380.
- حسن زاده، حسن، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، قم، قیام، 1372.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- قیصری رومی، داود بن محمود، شرح فصوص الحکم، تهران، 1375.
- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، قم، دارالحدیث، چاپ پنجم، 1384.
- مطهری، مرتضی، انسان کامل، تهران، صدرا، چاپ سوم، 1385.
- نسفی، عزیز الدین، الانسان الکامل، تهران، کتابخانه طهوری، 1377.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
بسیج، احمد رضا، انسان کامل در نهج البلاغه، نشریه پژوهش های اخلاقی، 1389، شماره اول، ص 27-45.






















