در نظام اخلاقی اسلام، طمع و زیاده خواهی از جمله صفت های مذمومی است، که ریشه در ضعف ایمان و نا آگاهی از حقیقت دنیا دارد. در بیان امام علی (ع)، طمع و زیاده خواهی نه تنها صفت رذیله فردی، بلکه منشأ تباهی جمعی است؛ زیرا فردِ طماع، برای رسیدن به خواسته های خود، حاضر می شود عزت و حتی ایمان خویش را بفروشد.
امام علی (ع) می فرماید که «الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ»[1] طمع، بردگی همیشگی است. این تعبیر نشان می دهد که طمع، آزادی انسان را از بین می برد و او را اسیر خواسته های خویش و دیگران می سازد. امام علی (ع) نسبت به این خصلت ناپسند بارها در نهج البلاغه هشدار داده و آن را سرچشمه بسیاری از انحراف های اخلاقی و اجتماعی دانسته است.
تفاوت طمع و حرص
واژه «طمع» به معنای؛ تمایل نفس به چیزى از روى آرزوى شدید و آزمندى است.[2] طمع در لغت به معنای آرزو، ترغیب، میل، حریص بودن و آزمند هم هست[3] طمع را به معنای امید و رجاء[4] نیز معنا کرده اند که با برخی از آیات قرآن هم خوانی دارد.
طمع و حرص تفاوتی هم دارند، طمع به معنای آرزوی شدید به چیزی داشتن و منظور خواستن آنچه که دیگران آن را دارا هستند می باشد. ولی حرص به معنای، جمع کردن بیشتر از حد نیاز انسان، معنا کرده اند.[5] با این حال در کتب لغت و اخلاقی هر دو را به یک معنا و همنشین هم استعمال کرده اند و هر دو را به معنای زیاده خواهی و توجه به مال دیگران و ثروت اندوزی آورده اند.
طمع ممدوح در آیات و روایات هم ذکر شده «تَتَجافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ المَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفا وَ طَمَعا وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ»[6] ،« وَ ما لَنا لا نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ ما جاءَنا مِنَ الحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنا رَبُّنا مَعَ القَوْمِ الصَّالِحِينَ»[7].
امام سجاد (ع) در دعا فرمود: سرورم! چون به گناهان خود می نگرم بيمناك می شوم و چون به بخشش تو می نگرم، اميد می بندم. «إذا رَأيتُ مَولايَ ذُنُوبي فَزِعتُ، و إذا رَأيتُ عَفوَكَ طَمِعتُ»
پیامبر (ص) هم فرمودند: «دو گرسنه اند که سیر نمی شوند: گرسنۀ علم و گرسنۀ مال»[8]
طمع و زیاده خواهی به رحمت خدا، محشور شدن با صالحین و پی کسب علم و دانش رفتن ستایش شده است، اما طمع به شهرت، مال و مقام مذمت شده است.
طمع و زیاده خواهی عامل وابستگی
حقيقت طمع، علاقه شديد به امور مادى است كه در دست ديگران است و شخص طماع برای رسيدن به آن هر گونه خضوع و ذلت را می پذيرد و به همين دليل همچون برده اى است در برابر كسى كه طمع از او دارد و طماع غالباً اين صفت رذيله را با خود حفظ می كند.
از همين رو امام علی (ع) ریشه و میوه تمام بدبختی ها را صفت طمع وزیاده خواهی شمرده است، «أصلُ الشَّرَهِ الطَّمَعُ»[9]، «ثَمرَةُ الطَّمَعِ الشَّقاءُ»[10] افراد طمع كار انسان هاى ضعيف، زبون، دون همت و فاقد شخصيت اند و چون اعتماد به نفس ندارند؛ سعى می كنند از طريق وابستگى به ديگران به مقصود خود برسند.
در مقابل اين صفت رذيله فضيلتی است كه از آن به عنوان «يأس عَمّا في أيدِی النّاسِ» قطع اميد از آنچه در دست ديگران است، تعبير شده و به بيان ديگر قناعت به آنچه خود دارد.
شخص طماع در واقع نه اعتمادی به خدا دارد و نه ایمان درستی به رزاقیت او به همین دلیل دست نیاز به سوی این و آن دراز می کند.
آثار سوء طمع و زیاده خواهی
طمع و زیاده خواهی هم مانند دیگر رذایل اخلاقی آثار و زیانهای زیادی به همراه دارد. فرد طماع در پی گناه طمع به گناهان دیگری همچون غیبت، تجسس، دروغ و بسیار دیگر گرفتار می شود. حتی در اجتماع و در نظر مردم نیز جایگاهی ندارد و ذلیل و خوار است.
طمع و زیاده خواهی یکی از خصلت های بارز یهود است که در قرآن خداوند در این باره می فرماید: «وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَیاهٍ وَ مِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَهٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ یُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِما یَعْمَلُونَ»[11]
آنها را حریص تر از مشرکان بر زندگى (این دنیا و اندوختن ثروت) خواهی یافت تا آنجا که هر یک از آنها دوست دارد؛ هزار سال عمر کند. در حالی که این عمر طولانی او را از عقاب خداوند باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آنها بینا است.
در احادیث متعددی هم ائمه معصومین خواستار پرهیز و دوری شیعیان از این خصلت ناپسند هستند و عواقب آن را ذکر می کنند.
امام علی (ع) مى فرمايد: «أَکْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ»[12] بيشترين قربانگاه عقل ها زير برق طمع هاست. «مَصارِع» جمع «مصرع» به معناى محلی است که انسان به خاک می افتد. اين واژه در مورد شهيدان و کشته شدگان و غير آن ها به کار می رود. «مَطامِع» جمع «طمع» غالبآ به معناى چشم داشتن به چيزهايى است که يا در دسترس قرار نمی گيرد و يا اگر قرار گيرد شايسته و حق انسان نيست.
امام علی (ع) طمع را به برق آسمان تشبيه نموده که لحظه اى همه جا را روشن مى کند و در شب هاى تاريک تمام فضای بيابان با آن آشکار می شود و شخص راه، گم کرده به شوق می آيد و به دنبال آن دوان دوان حرکت می کند. ناگهان برق خاموش می شود و او در پرتگاهى فرو می افتد.
عقل و دانش آدمی که حق را از باطل و نيک را از بد می شناسد. هنگامى که تحت تأثير برق طمع قرار گيرد به همين سرنوشت گرفتار می شود. در واقع طمع و زیاده خواهی، يکی از موانع عمده شناخت است، که در طول تاريخ، بسياری از انديشمندان را به خاک هلاکت افکنده يا دنيايشان و يا دين و ايمانشان را بر باد داده است.
طمع و زیاده خواهی آثار زيان بار فراوانی دارد؛ بسياری از حوادث دردناک تاريخی بر اثر همين صفت رذيله رخ داده است. مهم ترين فاجعه تاريخ اسلام شهيدان کربلا، از يک نظر به سبب طمع «عمر سعد» در حکومت ری واقع شد و حکومت مرگبار بنی اميه به طور کلی مولود طمع هايی بود که آنها در جانشينی پيامبر اکرم (ص) و گرفتن انتقام غزوات آن حضرت داشتند.
امام (ع) در مورد طمع و زیاده خواهی می فرمايد: «الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ»[13] طمع، بردگى و اسارت جاويدان است. در گفتار دیگر نيز امام (ع) طمع کار را در بند ذلت گرفتار می بيند: «الطّامِعُ في وَثاقِ الذُّلِّ»[14].
در غررالحکم نيز آمده است: «ثَمَرَةُ الطَّمَعِ ذُلُّ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ»[15] ثمره طمع و زیاده خواهی، ذلت دنيا و آخرت است.
طمع و زیاده خواهی عامل ذلت و خواری و دلبستگی انسان به دنیا می شود «أَزْرَی بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ»[16]، زيرا برای رسيدن به آن از آبرو و حيثيت خويش مايه می گذارد، انسان طماع غالبا به دنبال چیزی می رود اما به آن نمی رسد و در برابر هر شخصی سر تعظيم فرود مى آورد.
طمع و زیاده خواهی موجب هلاکت انسان
امام علی (ع) هنگام بازگشت از جنگ صفین، در نامه ای مفصل خطاب به امام حسن (ع) سفارش های زیادی را نمودند؛ که در بخش پنجم آن فرمودند: در زندگی واقع نگر باش و ارزشهای اخلاقی را حفظ کن، نفس خود را از هرگونه پستی باز دار، هر چند تو را به اهدافت رساند، زیرا نمی توانی به اندازه آبرویی که از دست می دهی بهایی به دست آوری.
برده دیگری مباش که خدا تو را آزاد آفرید، آن نیک که جز با شر به دست نیاید نیکی نیست، و آن راحتی که با سختی های فراوان به دست آید، آسایش نخواهد بود. بپرهیز از آنکه مرکب طمع و زیاده خواهی تو را به سوی هلاکت به پیش راند، «وَ لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً وَ مَا خَيْرُ خَيْرٍ لَا يُنَالُ إِلَّا بِشَرٍّ وَ يُسْرٍ لَا يُنَالُ إِلَّا بِعُسْرٍ وَ إِيَّاكَ أَنْ تُوجِفَ[17] بِكَ مَطَايَا الطَّمَعِ فَتُورِدَكَ مَنَاهِلَ[18] الْهَلَكَةِ»[19]
امام (ع) در اينجا موارد طمع و زیاده خواهی را به منزله مرکب های سرکشى گرفته که اگر انسان بر آن سوار شود اختيار را از او ربوده و به پرتگاه می کشانند و تعبير به «مَناهِلَ الْهَلَکَةِ؛ آبشخورهای هلاکت» اشاره لطيفی به اين حقيقت است که انسان به سراغ آبشخور برای سيراب شدن می رود ولی آبشخوری که با مرکب طمع به آن وارد می شود نه تنها سيراب نمی کند، بلکه آبی نيست و به جای آن هلاکت است.
بارها در زندگی خود آزموده ايم و تاريخ نيز گواه صدق اين حقيقت است که افراد طماع گرفتار شکست های سختی در زندگی شده اند، زيرا طمع و زیاده خواهی، چشم و گوش انسان را می بندد و به او اجازه نمی دهد راه را از بيراهه و محل نجات را از پرتگاه بشناسد، بلکه می توان گفت غالب کسانى که در مسائل تجاری و مانند آن گرفتار ورشکست نهايی می شوند، عامل اصلی آن طمع و زیاده خواهی آنها بوده است.
مذمت و نکوهش طمع و زیاده خواهی
امام علی (ع) در اين گفتار نورانی خویش به شش نكته اشاره می كند كه هركدام اندرز گرانبهايی است. نخست مى فرمايد: «إِنَّ الطَّمَعَ مُورِدٌ غَيْرُ مُصْدِرٍ».[20] طمع انسان را به سرچشمه آب وارد می كند و او را تشنه باز می گرداند.
زيرا شخص طمع كار غالبا دنبال چيزى مى رود كه در دسترس او قرار نخواهد گرفت؛ ولى طمع، او را به هوس می اندازد كه به آن برسد و به اشتباه، آن را دستيافتنى می پندارد؛ اما همچون كسی كه به سراغ آب می رود ولی با سراب روبرو می شود، ناكام باز می گردد.
در دومين نكته می فرمايد: «وَضَامِنٌ غَيْرُ وَفِيٍّ»[21] طمع، ضامنى است كه وفا نمی كند. زيرا طمع و زیاده خواهی، شخص طمع كار را به دنبال خواسته هايش می فرستد، همان خواسته هايی كه دست نيافتنی است و آن را برای طمع كار تضمين می كند؛ ولی همانند ضامنی كه به قول خود وفا نمی كند، طمع كار را محروم و ناكام رها می سازد.
در سومين نكته می فرمايد: «وَرُبَّمَا شَرِقَ شَارِبُ الْمَاءِ قَبْلَ رِيِّهِ»[22] بسيار شده است كه نوشنده آب پيش از آنكه سيراب شود، گلوگيرش شده و به هلاكت می رسد.
اين است سرنوشت طمع كارى كه با حرص و ولع به دنبال چيزى می رود و خود را به آب و آتش می زند و پيش از آنكه به آن برسد هلاك می گردد؛ مانند كسى كه عطش شديدی به او روی آورده، هنگامی كه به آب می رسد با حرص و ولع چنان می نوشد كه گلوگيرش می شود و سيراب نشده جان می دهد.
آنگاه در چهارمين نكته به حريصان و طماعان اشاره كرده، می فرمايد: «وَكُلَّمَا عَظُمَ قَدْرُ الشَّيْءِ آلْمُتَنَافَسِ فِيهِ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ لِفَقْدِهِ»[23] هرقدر ارزش چيزی بيشتر باشد به گونه ای كه افراد برای به دست آوردن آن، با يكديگر به رقابت برخيزند، همانقدر، مصيبت از دست دادنش زيادتر خواهد بود.
بنابراين شخص طمع كار كه با شتاب برای به دست آوردن اشيای مهم مورد نظرش با ديگران به رقابت بر می خيزد، هنگامی كه به آن نرسد يا برسد و آن را از دست بدهد گرفتار مصيبت عظيمی خواهد شد و اين، يكی ديگر از مصائب بزرگ طمع كاران دنيا پرست است.
در پنجمين نكته امام علي (ع) به آرزوهای دور و زياد اشاره كرده است كه چشم انسان را كور و گوشش را كر می كند، می فرمايد: « وَالاَْمَانِيُّ تُعْمِي أَعْيُنَ الْبَصَائِرِ»[24]، آرزوها چشم بصيرت را نابينا می سازد.
دليل آن هم روشن است؛ عشق و علاقه شديد به چيزی كه از دسترس بيرون است به انسان اجازه نمی دهد موانعى را كه بر سر راه است؛ ببيند و يا آثار زيانبار آن چيز را مشاهده كند. هم چنان در بيابان آرزوها برای يافتن آب به دنبال سراب می دود و ای بسا گرفتار حيوانات درنده و گرگان خونخوار می شود و يا در پرتگاه ها سقوط می كند.
در ششمين و آخرين نكته به اين حقيقت اشاره می كند كه هميشه با تلاش وكوشش و دست و پا زدن، انسان به خواسته هايش نمی رسد، می فرمايد: «وَالْحَظُّ يَأْتِي مَنْ لاَ يَأْتِيهِ»[25] گاه سود و بهره به سراغ كسی می آيد كه دنبالش نمی رود. هم در زندگی خود ديده ايم و هم در تاريخ خوانده ايم كه افراد زيادی بودند بی آنكه بسيار دست و پا بزنند به مقصود رسيدند و به عكس افرادی هم بودند كه با تلاش و كوشش فراوان به جايی نرسيدند.
اشتباه نشود، هرگز امام علي (ع) در اين گفتار نورانى خود نمی خواهد نقش تلاش و كوشش و سعی را در رسيدن به اهداف بزرگ ناديده بگيرد. زيرا آن، يك اصل اساسی ازنظر قرآن و روايات بوده و عقل نيز حاكم به آن است.
مقصود امام (ع) اين است كه از طمعِ طمع ورزان بكاهد و آنها را از آلوده شدن به انواع گناهان برای رسيدن به مقاصد شان باز دارد. از آنچه گفته شد به خوبی روشن می شود؛ شش نكته ای كه در اين گفتار حكيمانه در مذمت طمع و زیاده خواهی آمده گرچه به ظاهر مستقل و جدا از هم به نظر می رسند؛ ولی با دقت ثابت می شود كه با هم ارتباط نزديكی دارند.
امام علی (ع) در مورد طمع وزیاده خواهی فرمودند: «ما هَدَمَ الدِّينَ مِثلُ البِدَعِ، و لا أفسَدَ الرَّجُلَ مِثلُ الطَّمَعِ»[26]هيچ چيز مانند بدعت دين را ويران نكرد و هيچ چيز مثل طمع آدمى را تباه نساخت.
طمع و زیاده خواهی ملاک شناخت انسان های متقین و منافقان
یکی از اصحاب امام علی (ع) به نام همّام که مرد عابدی بود، اظهار نمود: «یا امیرالمومنین صف لی المتقین حتی کانی انظر الیهم»[27] امام در جواب تاملی نمود و فرمود: «ای همّام تقوای خدا داشته باش و نیکوکار باش که خدا با تقوا پیشگان و نیکوکاران است» همّام به این سخن قانع نگردید و با سوگند دادن امام (ع) به درخواست خود اصرار ورزید.
امام (ع) ویژگی های متقین را برای همّام بیان نمود از جمله فرمودند: یکی از ویژگی های متقین دوری و اجتناب از طمع و زیاده خواهی است، «فمن علامه احدهم انک تری له قوة فی دین… و صبرا فی الشده، و طلبا فی حلال، و نشاطا فی هدی، و تحرجا عن الطمع»[28]
امام (ع) در توصيف پرهيزگاران، فرمود: از نشانه های هر پرهيزگار اين است كه او را در دين نيرومند می بينى … و در سختي ها صبور، و طالب روزی حلال، و در پيمودن راه هدايت چالاك و پر نشاط، و از طمع و زیاده خواهی به دور.
در روایت دیگری فرمود: «لا يَجتَمِعُ الوَرَعُ و الطَّمَعُ»[29]. پارسايی و طمع، با هم جمع نمی شوند .
هم چنین امام على (ع) یکی از ویژگی های منافق طمع و زیاده خواهی آنها دانسته و فرمودند: «يَتَوَصَّلُونَ إلى الطَّمَعِ باليَأسِ لِيُقِيمُوا بهِ أسواقَهُم، و يُنَفِّقوا بهِ أعلاقَهُم»[30] خود را بی چشم داشت نشان می دهند تا به طمع خويش برسند و بدين وسيله، بازارشان را رونق بخشند و كالاهای فريبنده شان را رواج دهند، وقت کلام گفتن دو پهلو سخن می گویند، مدام ستایش و تزویر می نمایند.
بنابراین یکی از ویژگی انسانهای متقین اجتناب از طمع و زیاده خواهی است. همین طور از ویژگی های شخص منافق طمع و زیاده خواهی و تزویرگری می باشد.
شاخه های طمع و زیاده خواهی
امام على (ع) فرمودند: «شُعَبُ الطَّمَعِ أربَعٌ: الفَرَحُ، و المَرَحُ، و اللَّجاجَةُ، و التَّكاثُرُ، فالفَرَحُ مَكروهٌ عِندَ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ، و المَرَحُ خُيَلاءُ، و اللَّجاجَةُ بَلاءٌ لِمَن اضطَرَّتهُ إلى حَبائلِ الآثامِ، و التَّكاثُرُ لَهوٌ و شُغلٌ و استِبدالُ الذي هُو أدنَى بِالَّذي هُو خَيرٌ»[31].
طمع و زیاده خواهی چهار شاخه دارد: شادى [به ناحق] و نازش و سرسختى و فزون خواهى. شادى [به ناحق ] نزد خداوند عزّ و جلّ ناخوشايند است و نازش، تكبّر است و سرسختى، بلايى است كه انسان را به سوى دام هاى گناه می كشاند و فزون خواهى، بازی و سرگرمی و جايگزين كردن چيزهای پَست تر به جای چيزهای بهتر است.
نتیجه
با توجه سخنان نورانی امام علی (ع) طمع و زیاده خواهی باعث ذلت، خواری و وابستگی انسان می شود، طماع در واقع آبرو و حیثیت خود را لگد مال می نماید. تا به خواسته اش برسد. براساس آیات و روایات طمع و زیاده خواهی، و امید بستن به رحمت الهی ممدوح است، اما طمع و درخواست از غیر خدا برای رسیدن به شهرت و ثروت مذموم است و پیشوایان دین از این کار نهی کرده اند.
پی نوشت ها
[1] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 180.
[2] – ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن، ج2، ص500.
[3] – فرهنگ لغت دهخدا
[4] – الطمع: الحرص. والامل و الرجاء. الافصاح فی فقه اللغة، ج1، ص175.
[5] – معراج السعادة، ص395.
[6] – سوره سجده، آیه 16.
[7] – سوره مائده، آیه84.
[8] – محجة البضاء، ج6، ص50.
[9] – آمدی، غررالحکم، 3094.
[10] – آمدی، غرر الحکم، 4609.
[11] – سوره بقره، آیه 96.
[12] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت219.
[13] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت180.
[14] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت226.
[15] – آمدی، غررالحکم، ح4639.
[16] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت2.
[17] – ريشه اصلى آن «وَجْف» بر وزن «حذف» به معناى حرکت کردن سريع است. با توجّه به اينکه در عبارت بالا با «باء» متعدى شده به معناى به سرعت راندن است.
[18] – «مَناهل» جمع «مَنْهل» به معناى آبشخور است.
[19] – شریف رضی، نهج البلاغه، نامه31.
[20] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 275.
[21] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 275.
[22] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 275
[23] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 275.
[24] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 275.
[25] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 275.
[26] – مجلسی، بحارالانوار، ج78، ص92، ح98.
[27] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 193.
[28] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 193.
[29] – آمدی، غررالحکم، ح10578.
[30] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 194.
فهرست منابع
- قرآن کریم.
- شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، چاپ سوم، 1379ش.
- آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم و درر الکلم،
- فیض کاشانی، محمد، محجه البضاء فی تهذیب الاحیا، با تصحیح غفاری، علی اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامی.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دار الاحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق.
- نراقی، احمد، معراج السعاده، موسسه انتشارات هجرت.





















