نقش تقسیم کار و فرهنگ تولید در شکوفایی اقتصادی و اجتماعی

کار، زمینه سازی تمدن و پیشرفت و مایه حیات جامعه است. در منابع اسلامی به مقوله کار و فعالیت اجتماعی به طور جدی توجه شده و این مهم در سیره علوی و در کلام نهج البلاغه نیز قابل ردیابی است. هدف اصلی از کار و اشتغال از منظر نهج البلاغه، رشد، تعالی و تکامل افراد است و برای اجرایی شدن این هدف، به نحو صحیح و اصولی، نیازمند تقسیم کار براساس توانمندی ها، استعداد و علایق افراد هستیم.

برای رسیدن به آن باید از نقش ایمان و اخلاق در شکل گیری فرهنگ کار نیز بهره جست. همچنین اصول فردی و مهارتی در عرصه کار و اشتغال را مدنظر قرار داد.

تقسیم کار و مسئولیت پذیری

یکی از مبانی و اصول در کار و اشتغال، بحث تقسیم کار است که از ابعاد گوناگون قابل بررسی است. در جامعه کارهای متعددی وجود دارد که برخی کار بدنی است، مانند کشاورزی و کارگری و برخی فکری است، مانند معلمی و نویسندگی و برخی احساسی است، مانند پرستاری و مددکاری، برای اجرایی شدن این شغل ها به نحو صحیح و اصولی، نیازمند تقسیم کار براساس توانمندی ها، استعداد و علایق افراد هستیم.

از سویی در جامعه، طبقات، اقشار و شغل های متعدد وجود دارد که بر اساس نیازها و احتیاجات مختلف، با هم همکاری و تعاون دارند و ارتباط مستقیم با تقسیم کار داشته و امام علی (ع) نیز در نهج البلاغه به آن توجه نموده و در این مورد می فرماید:

«فَالْجُنُودُ، بِإِذْنِ اللهِ، حُصُونُ الرَّعِيَّةِ، وَزَيْنُ الْوُلاَةِ، وَعِزُّ الدِّينِ، وَسُبُلُ الاْمْنِ وَلَيْسَ تَقُومُ الرَّعِيَّةُ إِلاَّ بِهِمْ. ثُمَّ لاَ قِوَامَ لِلْجُنُودِ إِلاَّ بِمَا يُخْرِجُ اللهُ لَهُمْ مِنَ الْخَرَاجِ الَّذِي يَقْوَوْنَ بِهِ عَلَى جِهَادِ عَدُوِّهِمْ، وَيَعْتَمِدُونَ عَلَيْهِ فِيمَا يُصْلِحُهُمْ وَيَکُونُ مِنْ وَرَاءِ حَاجَتِهِمْ. ثُمَّ لاَ قِوَامَ لِهَذَيْنِ الصِّنْفَيْنِ إِلاَّ بِالصِّنْفِ الثَّالِثِ مِنَ الْقُضَاةِ وَالْعُمَّالِ وَالْکُتَّابِ، لِمَا يُحْکِمُونَ مِنَ الْمَعَاقِدِ، وَيَجْمَعُونَ مِنَ الْمَنَافِعِ، وَيُؤْتَمَنُونَ عَلَيْهِ مِنْ خَوَاصِّ الاْمُورِ وَعَوَامِّهَا.

وَلاَ قِوَامَ لَهُمْ جَمِيعاً إِلاَّ بِالتُّجَّارِ وَذَوِي الصِّنَاعَاتِ، فِيمَا يَجْتَمِعُونَ عَلَيْهِ مِنْ مَرَافِقِهِمْ، وَيُقِيمُونَهُ مِنْ أَسْوَاقِهِمْ وَيَکْفُونَهُمْ مِنَ التَّرَفُّقِ بِأَيْدِيهِمْ مَا لاَ يَبْلُغُهُ رِفْقُ غَيْرِهِمْ. ثُمَّ الطَّبَقَةُ السُّفْلَى مِنْ أَهْلِ الْحَاجَةِ وَالْمَسْکَنَةِ الَّذِينَ يَحِقُّ رِفْدُهُمْ وَمَعُونَتُهُمْ. وَفِي اللهِ لِکُلّ سَعَةٌ، وَلِکُلّ عَلَى الْوَالِي حَقٌّ بِقَدْرِ مَا يُصْلِحُهُ، وَلَيْسَ يَخْرُجُ الْوَالِي مِنْ حَقِيقَةِ مَا أَلْزَمَهُ اللهُ مِنْ ذَلِکَ إِلاَّ بِالاِهْتِمَامِ وَالاِسْتِعَانَةِ بِاللهِ، وَتَوْطِينِ نَفْسِهِ عَلَى لُزُومِ الْحَقِّ، وَالصَّبْرِ عَلَيْهِ فِيمَا خَفَّ عَلَيْهِ أَوْ ثَقُلَ»؛[1]

«ارتش به اذن خداوند، دژ مردم و زینت حاکمان و ارجمندی دین و راه های امنیت اند که مردم بدون آنان برپای نمانند. سپس نظام ارتش جز با مالیاتی که خداوند برای آنان قرار داده، استوار نگردد. مالیاتی که به وسیله آن در جنگ با دشمن توانا می شوند و برای اصلاح زندگی خود به آن تکیه می نمایند و مایه رفع نیازمندی های آنان است.

سپس کار ارتش و مالیات دهندگان استوار نگردد، جز با گروه سوم که عبارتند از قضات و کارگزاران حکومت و منشیان حسابگر که قراردادها را محکم می کنند و آنچه را به سود رعیت است، جمع می نمایند و در امور خصوصی و عمومی بر آنان اعتماد می شود و کار اینان نیز به سامان نشود، جز با تاجران و صنعتگران که آنچه برای مردم سودمند است، فراهم می آورند و بازارها را به آن برپا می دارند و به کارهایی که به نفع مردم است، دست می زنند. کارهایی که از غیر ایشان ساخته نیست.

سپس جمع نیازمند و از کار افتاده است که احسان و یاری ایشان لازم است و برای هر کدام از این گروه ها، نزد خداوند گشایشی است و برای هر یک از این طبقات به مقداری که امور آنان را اصلاح نماید، بر عهده والی حقی است و والی از ادای آنچه خداوند بر عهده او قرار داده، بر نیاید، جز با کوشش و یاری خواستن از خداوند و مهیا نمودن خود بر به کارگیری حق و استقامت بر آن چه اینکه بر او آسان باشد یا سخت».

امام على (ع) نیز در موقعیت های مختلف، ضمن توصیه به کار و تلاش، موضوع تقسیم کار و راهبردهای اجرایی شدن آن را به تفصیل بیان کرده و حتی مواردی در منابع اسلامی ذکر شده که حکایت از عملکرد صحیح و سنجیده امام (ع) در بحث کار و تقسیم آن دارد؛ امام علی (ع) طی نامه ای به حضرت حسن (ع) می فرماید:

«اِجْعَلْ لِكُلِّ إِنْسَانٍ مِنْ خَدَمِكَ عَمَلا تَأْخُذُهُ بِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَحْرَى أَنْ لاَ يَتَوَاكَلُوا فِي خِدْمَتِك»؛[2] «مسئولیت هر يک از زیر دستان خود را مشخص نما و بعد بازخواست کن که این بهتر است برای اینکه هر یک مسئولیت را به گردن دیگری نیندازد».

تقسیم کار از مهم ترین اصول مدیریت است و هنگامی که کارها و مسئولیت ها تقسیم شود، هر کسی می داند در برابر کار خود مسئول است و در انجام آن سعی و تلاش می کند. از دیدگاه امام علی (ع) برای حیات و استمرار و ثبات جامعه، لازم است که هر فرد متناسب با استعداد و و توانایی و مهارت خویش به کاری مشغول باشد، اما پرداختن به کارهای متعدد و گاه فراتر از حد توان، منجر به شکست و حتی نا امیدی خواهد شد.

امام علی (ع) می فرمایند: «مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِيَلُ»؛[3] «و کسی که به کارهای گوناگون پردازد، خوار شده، پیروز نمی گردد».

افراد زیادی را در جامعه می بینیم که قانع به يک يا چند شغل نیستند و حتی گاهی شغل های متضاد و مختلف برای خود انتخاب می کنند و با این که از استعداد خوبی برخوردار هستند و گاه ممکن است، جزء نخبه ها و نابغه ها باشند، باز می بینیم به موفقیت چشمگیری نائل نمی شوند.

دلیل آن روشن است؛ هر کاری تدبیر خاص خودش را می طلبد و کارهای مختلف، تدبیرهای مختلفی را طلب می کند و جمع کردن بین تدبیرهای متضاد، کار بسیار مشکلی است. به همین دلیل، افرادی را می بینیم که تمام هم خود را مصروف به يک فن می کنند و توفیقات زیادی به دست می آورند، ولی افرادی که چندین فن مختلف و گاه متضاد را بر عهده می گیرند، غالباً همه را ناقص می گذارند و یا نتیجه مهم و چشمگیری به دست نمی آورند.[4]

کار و تقسیم اوقات

امام علی (ع) در بخشی از عهدنامه خود با مالک اشتر چند دستور مهم درباره تقسیم کارها و تقسیم اوقات روزانه می دهند: «بخشی از کارهای توست که باید شخصاً به آن ها بپردازی، این معنای مدیریت صحیح و اثر بخش است که کارهای کلیدی و اموری که از دست دیگران ساخته نیست، رسماً به دست رئیس حکومت باشد و لحظه ای از آن غافل نشود؛ اموری که اگر انسجام یابد، تمام بخش های حکومت در مسیر صحیح خود قرار خواهد گرفت».[5]

سپس می افزایند: «و دیگر، برآوردن نیازهای مردم است، در همان روز که حاجات و نیازهای آن ها به تو گزارش می شود و معاونان تو در پاسخ به آن مشکل دارند».[6] آن گاه دستور دیگری می دهند؛ دستوری که از نظر مدیریت خرد و کلان فوق العاده اهمیت دارد، می فرماید:

«أمضِ لِكُلِّ يَومٍ عَمَلَهُ فَإنَّ لِكُلِّ يَومٍ ما فيهِ»؛[7] «(به هوش باش) کار هر روز را در همان روز انجام بده (و به فردا میفکن)، زیرا هر روز، کاری مخصوص به خود دارد (و اگر کار روز دیگر بر آن افزوده شود، مشکل آفرین خواهد بود)».

این گفته، منطقی و روشن است که هر روز، مشکلات خاص خود را دارد و اگر کار امروز به فردا موکول شود، به طور طبیعی، کارها و مشکلات روز بعد هم به آن اضافه می شود و به مرور اگر این کم کاری و بی نظمی ادامه پیدا کند، فرد سردرگم و مستاصل می شود و با انبوهی از کارها و مشکلات مواجه می شود.

اما اگر برنامه ریزی داشته باشد و زمان را تقسیم کرده و منظم و بر اساس برنامه عمل کند. با آرامش به کارهای روزانه می پردازد و حتماً نتیجه بهتر و کامل تری خواهد گرفت.

کار زمینه ساز جذب ثروت و دفع فقر

در مقابل فقر، ثروت، مطلوبی است که از راه تولید کار و تلاش به دست می آید. اما اگر ثروت نامطلوب شد، مورد مذمت قرار خواهد گرفت، چون مایه طغیان است؛ «كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَىٰ * أَن رَّآهُ اسْتَغْنَىٰ»؛[8] «راستی که انسان سرکش و مغرور می شود، چون که خود را در غنا و دارایی ببیند» و در نهج البلاغه آمده است: «الْمَالُ مَادَّةُ الشَّهَوَاتِ»؛[9] «مال، ماده اصلی همه شهوت هاست».

البته اگر غنا سبب بی نیازی و آمادگی برای انجام کارهای خیر و اجرای عدالت و پیشرفت اهداف الهی گردد، بهترین وسیله است. همان طور که فقر، هرگاه به معنای ساده زیستن، بی اعتنایی به دنیا و ترک وابستگی ها و قناعت به کفاف و عفاف باشد، بهترین افتخار است.[10]

کار و تلاش در کسب رزق و روزی حلال از مهم ترین عبادت ها، مایه بقا و رشد عقل و خردمندی، مایه عزت و آبرو و نشاط و شادابی است. همچنین کار و تلاش، جذب ثروت و دفع فقر نموده و یکی از مهم ترین اهداف سیاست های اقتصادی و اجتماعی امام علی (ع) است.

امام (ع) در نهج البلاغه می فرمایند: «فَاسْعَ فِي كَدْحِكَ وَ لَا تَكُنْ خَازِناً لِغَيْرِكَ»؛[11] «پس سخت بکوش و گنجور دیگران مشو» و در جای دیگر می فرماید: «به تجارت پردازید که آن شما را از آن چه در دست مردم است، بی نیاز می گرداند و خداوند عزّوجل بنده پیشه ور درستکار را دوست دارد»[12] و این برنامه ها و راهبردهای حضرت علی (ع) کاربردی بوده و سبب ارتقای فرهنگ کار و اشتغال می شود.

کار و تولید

بر اساس آن چه در قرآن، عهدین و کتاب های تاریخی آمده است، بیشتر پیامبران به کارهایی چون کشاورزی، زره سازی، نجّاری و تجارت … اشتغال داشته اند. حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) به دست خویش، خانه کعبه را بنا نهادند. حضرت نوح (ع) کشتی ساخت. حضرت موسی (ع) چوپانی کرد. حضرت عیسی (ع) طبابت می کرد. حضرت داوود (ع) زره می ساخت و حضرت محمد (ص) به چوپانی و تجارت می پرداخت.

در قرآن آمده است: «وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ * أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»؛[13]

«و ما حظ و بهره داوود را به فضل و کرم خود کاملا افزودیم (و امر کردیم که) ای کوه ها و ای مرغان، شما نیز با (تسبیح و نغمه الهی) داوود هم آهنگ شوید و آهن سخت را (چون موم) بر دست او نرم گردانیدیم (و به او دستور دادیم) که از آهن زره فراخ و گشاد بساز و حلقه زره به اندازه و یک شکل گردان و خود با قومت همه نیکوکار باشید که من کاملا به هر چه کنید، بینایم».

امام علی (ع) می فرمایند: «خداوند عزّوجل به داوود وحی نمود که تو چه بنده خوبی هستی، اگر از بیت المال نخوری و با دست خود کار کنی (و مشغول کاری شوی و از درآمد آن مصرف کنی). حضرت داوود (ع) به این خاطر، چهل روز گریست و خداوند به آهن وحی نمود که برای بنده ام داوود نرم شو.

پس خداوند عزّوجل آهن را برای داوود نرم گردانید و او هر روز زرهی می ساخت و آن را به قیمت هزار درهم می فروخت. در نهایت، سیصد و شصت زره ساخت و آن ها را به قیمت سیصد و شصت هزار درهم فروخت و از روزی خوردن از بیت المال بی نیاز شد».[14]

همچنین امام علی (ع) در نهج البلاغه فرمودند: «وَ إِنْ شِئْتَ ثَلَّثْتُ بِدَاوُدَ صَاحِبِ الْمَزَامِيرِ وَ قَارِئِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، فَلَقَدْ كَانَ يَعْمَلُ سَفَائِفَ الْخُوصِ بِيَدِهِ وَ يَقُولُ لِجُلَسَائِهِ أَيُّكُمْ يَكْفِينِي بَيْعَهَا، وَ يَأْكُلُ قُرْصَ الشَّعِيرِ مِنْ ثَمَنِهَا»؛[15]

«داوود (ع) صاحب مزامير و قارى بهشتيان را به تو معرفى مى کنم؛ او با دست خويش از برگ درخت خرما زنبيل مى بافت و به دوستانش مى گفت: کدام يک از شما حاضر است اين ها را براى من بفروشد؟ از بهاى آن، قرص نان جويى تهيه مى کرد و تناول مى نمود».

نتیجه گیری

در اندیشه و سیره حضرت علی (ع)، کار و تلاش در زندگی از مباحث مهم محسوب می شود و ایشان در طول عمر خویش علاوه بر حمایت از اسلام و امامت، به کارهای زراعت و باغبانی می پرداخت و درآمد آن را صرف امور مسلمانان به ویژه محرومان و یتیمان می کرد. یکی از وجوه تمایز و برتری برخی انسان ها بر بعضی دیگر، کار و تلاش است و تقسیم کار در جامعه باید براساس علایق و توانایی ها صورت پذیرد.

پی نوشت ها

[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31.

[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 403.

[4] . مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج15، ص284.

[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

[8] . علق، 6 و 7.

[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 58.

[10] . مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج14، ص590.

[11] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31.

[12] . کلینی، الکافی، ج5، ص149.

[13] . سبا، 10 و 11.

[14] . کلینی، الکافی، ج5، ص74.

[15] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 160.

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
  3. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1365.
  4. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمومنین (ع)، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1383.

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

بابا علی، فاطمه، راهبردهای نهج البلاغه در جهت ارتقای فرهنگ کار و اشتغال، فصلنامه علمی پژوهش های نهج البلاغه، شماره 82، 1403، ص 208-187.

نقش تقسیم کار و فرهنگ تولید در شکوفایی اقتصادی و اجتماعی

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.