در جامعه اسلامی کار و کسب درآمد مقوله جدا از اعتقاد فرهنگ و باور آدمی نیست. فرهنگ کار و اشتغال در عرصه دینی، مانند مجاهدت در راه خدا، ارزشمند و مقدس شمرده شده است، چرا که کار و تلاش بسترهای لازم برای تکامل تعالی انسان را فراهم می کند. هدف، ارتقای فرهنگ کار و اشتغال است و برای رسیدن به آن باید از منابع ارزشمندی مثل نهج البلاغه و روایات علوی بهره جست.
حضرت علی (ع) با کلنگ زمین را می کند و آن را آبیاری می کرد و بارهای هسته خرما را روی شانه می گذاشت و به صحرا می برد و بر زمین می فشاند و اگر یک دانه ای از آن بر زمین می افتاد، خم می شد و آن را بر می داشت و می فرمود: «امروز هسته است و فردا خرما».[1]
در آثار برجای مانده در سرزمین وحی (حجاز) و به خصوص مدینه منوره، یادبودهای کار و تلاش عملی و پایدار امیرالمؤمنان (ع) را می یابیم؛ با وجود تمام دشمنی های آشکار حاکمان وقت، آثاری از بئر علی (چاه علی)، عین علی (چشمه علی) و نخلستان های خرما باقی مانده است. حضرت علی (ع) در طول عمر خویش علاوه بر رسالت زمامداری و امامت، به کارهای زراعت و باغبانی می پرداخت و درآمد آن را صرف فقرا و یتیمان و اقشار پایین جامعه می نمود.
در اسلام روی برخی مشاغل که در رشد و توسعه جامعه نقش ویژه ای ایفا می کنند، تمرکز شده است؛ در قرآن و روایات اهل بیت (ع) به جایگاه و اهمیت مشاغلی از قبیل تجارت، دامداری، صنعت، کشاورزی و … اشاره شده است. از نظر اسلام، هر کار و عمل اقتصادی، باید مشروع بوده و طبق قاعده لاضرر ولا ضرار في الإسلام برای مردم سودمند باشد و به کسی زیان نرساند.
اسلام به همه انواع کار شرافتمندانه احترام می گذارد و هیچ کار لازم یا مفیدی را کوچک نمی شمارد. اگر در جامعه به خدمت یا مهارتی، اعم از پرستاری یا جمع آوری زباله، نیاز باشد، شماری از اعضای جامعه مکلفند که آن علم یا مهارت را کسب کنند. علاوه بر این، هر کاری که انجام می شود، باید به بهترین وجه و استوار انجام شود. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «خداوند دوست دارد هر کدام از شما دست به کاری می زند، آن را خوب و استوار انجام دهد».
با بررسی موضوع فرهنگ کار در میان خطبه ها، نامه ها و حکمت حضرت علی (ع) در نهج البلاغه، می توان برای ارتقای فرهنگ کار و اشتغال، راهبردها و برنامه های کاربردی زیر را بدست آورد و ارائه داد:
تاثیر ایمان و یقین بر فرهنگ کار و اشتغال
متقین و افراد با ایمان، کار و تلاش را رها نمی کنند و در جهت رضای الهی و خدمت به خلق از تنبلی و بیکاری بیزار هستند. حضرت علی (ع) نمونه والای انسانیت، در بحث ارتباط تقوا و ایمان با فرهنگ کار و تلاش بیاناتی دارند. از جمله این که می فرمایند:
«يَعْمَلُ الْأَعْمَالَ الصَّالِحَةَ وَ هُوَ عَلَى وَجَلٍ؛ يُمْسِي وَ هَمُّهُ الشُّكْرُ وَ يُصْبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّكْرُ»؛[2] «از نشانه های متقین این است … در آن حال که به کارهای شایسته می پردازد، دلش بیمناک است. سپاس گویان روز را به شب می آورد و ذکر گویان شب را به روز می رساند».
تعبیر به «یمسی» اشاره به این است که متقین در آغاز روز که تلاش و کوشش را شروع می کنند، با نام خدا آغاز می کنند و در پایان روز که از مواهب الهی بهره کافی گرفتند، به شکر خدا می پردازند. درست همچون نشستن بر سر سفره غذا که با نام خدا شروع می شود و با شکر پروردگار پایان می پذیرد.
ایمان و پرهیزکاری چنان در فرهنگ کار و فعالیت اجتماعی تاثیر گذار است که فقدان آن منجر به آثار سوء می شود و حتی انسان را دچار نفاق و شرمساری می کند. امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند: «از هر کاری که در نهان انجام می شود و در آشکار از انجام آن شرم می شود، دوری کن».[3]
حضرت (ع) در این توصیه به انسان، به هماهنگی ظاهر و باطن امر می کند و از اعمالی که مخفیانه انجام می دهد که اگر آشکار شود، خجل می شود، برحذر می دارد. عجیب است که انسان از مردم کوچه و بازار خجالت بکشد، ولی از خدایی که عالم الخفية والاسرار است، شرم نداشته باشد و این نشانه ضعف ایمان است و عدم توجه به این حقیقت است که همه جای عالم محضر خداست.
در توصیه دیگر، انسان را از اعمال خلافی پرهیز دهد که نشانه اش این است که اگر از او سؤال کنند که تو چنین عملی را انجام دادی، اگر بتواند آن را انکار می کند و اگر نتواند به عذرخواهی می پردازد.[4] همچنین حضرت علی (ع) برای بیان تاثیر ایمان و اعتقاد بر فرهنگ کار و تلاش، بیاناتی دارند، از جمله؛
«ایمان مرد، به اندازه عمل او است»؛[5] «عمل، همسفر شخص برخوردار از یقین است»؛[6] «عمل، شعار مؤمن است»؛[7] «به طاعت خدای سبحان دست نیابد، مگر کسی که تلاش کند و نهایت کوشش خود را به کار گیرد»؛[8] «مؤمن، باید شبانه روز خود را به سه قسمت تقسیم کند: زمانی را برای نیایش و عبادت پروردگار و زمانی را برای تامین هزینه زندگی و زمانی را برای خود و لذت هایی که حلال و زیباست».[9]
درستکاری در فرهنگ کار
«قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ»؛[10] «قیمت و ارزش هر کس به اندازه کاری است که می تواند آن را به خوبی انجام دهد». اشاره به این که ارزش و جایگاه انسان، به کارهای صحیح و اصولی است که انجام می دهد و هر چقدر این کارها در جامعه تاثیر بیشتر داشته و مفید تر باشد، شخصیت و اعتبار انسان نیز ارتقا می یابد.
امام علی (ع) در جای دیگر می فرمایند: «اندازه هر کس به اندازه همت او است»؛[11] «نیکوترین کارها آن است که موافق با حق باشد»؛[12] «با نیکویی کردار است که میوه دانش چیده می شود، نه با زیبایی گفتار»؛[13] «شرافت و بزرگی نزد خداوند سبحان، به نیکویی کردارها است، نه به نیکویی گفتارها»؛[14] «کار و پیشه با پاکدامنی بهتر است از توانگری با گناه و نافرمانی»؛[15] «عمل، کامل ترین خلف (انسان) است».[16]
تمام این روایات و سخنان حضرت علی (ع)، حکایت از درستکاری و انجام صحیح و اصولی کارها دارد تا نتیجه بخش باشد و ارزش و قیمت پیدا کند.
کار سبب جذب پاداش الهی
در نهج البلاغه، امام علی (ع) در عین کوتاهی سخن، مجموعه ای از اندرزهای مهم را برای فرمانده لشکر خود بیان می کند. از جمله این که در حق رعیت توصیه می کند: «وَ الِاحْتِسَابُ عَلَى الرَّعِيَّةِ بِجُهْدِكَ، فَإِنَّ الَّذِي يَصِلُ إِلَيْكَ مِنْ ذَلِكَ أَفْضَلُ مِنَ الَّذِي يَصِلُ بِكَ؛ وَ السَّلَامُ»؛[17] «به اندازه توان در امور رعیت تلاش کن. آن چه در این راه از منافع عاید تو می شود، از مشکلات و ناراحتی هایی که دامنگیر تو می گردد، بیشتر است. والسلام»؛
امام علی (ع)، مکرراً در نهج البلاغه توصیه هایی به زمامداران می کند و این حکایت از تاثیر گذاری این افراد بر سرنوشت جامعه دارد. از جمله در نامه 59 بیان می کند؛ تا آن جا که می توانی حق رعیت را بپرداز و برای امور رعیت تلاش کن، چرا که رضای حق نصیب تو می شود که بسیار ارزشمند است. حتی اگر مشکلات و سختی هایی در این راه متحمل شوی، باز هم این پاداش الهی، منفعت بیشتری دارد.
کار سبب جلب رزق و روزی
حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید: «بدان که روزی بر دو گونه است: يك نوع، روزی است که به جستجوی آن برمی خیزی (و باید برخیزی) و نوع دیگر آن که به سراغ تو خواهد آمد، حتی اگر به دنبالش نروی، خود به دنبال تو می آید».[18]
منظور امام (ع) از روزی هایی که انسان باید به دنبال آن برود، کسب و کارهای روزانه است؛ مانند زراعت، صنعت، تجارت و امثال آن و منظور از روزی هایی که به دنبال انسان می آید، هرچند انسان به دنبال آن نرود، اموری مانند ارث، هدایا و یا تجارت و درآمدهای غیر منتظره ای است که انسان به چنگ می آورد؛
بنابراین، اگر روزی های قسم اول برای او تنگ شود، نباید از لطف خدا مأیوس گردد و در عین تلاش و کوشش بیشتر، انتظار روزی های ناخواسته را داشته باشد. حضرت (ع) در جای دیگر نهج البلاغه می فرماید: «وَ قَدَّرَ الْأَرْزَاقَ، فَكَثَّرَهَا وَ قَلَّلَهَا وَ قَسَّمَهَا عَلَى الضِّيقِ وَ السَّعَةِ، [فَعَدَّلَ] فَعَدَلَ فِيهَا لِيَبْتَلِيَ مَنْ أَرَادَ بِمَيْسُورِهَا وَ مَعْسُورِهَا وَ لِيَخْتَبِرَ بِذَلِكَ الشُّكْرَ وَ الصَّبْرَ مِنْ غَنِيِّهَا وَ فَقِيرِهَا، ثُمَّ قَرَنَ بِسَعَتِهَا عَقَابِيلَ فَاقَتِهَا»؛[19]
«خدا روزی انسان ها را اندازه گیری و مقدّر فرمود، گاهی کم و زمانی زیاد و به تنگی و وسعت، به گونه ای عادلانه تقسیم کرد تا هر کس را که بخواهد با تنگی روزی یا وسعت آن بیازماید و با شکر و صبر، غنی و فقیر را مورد آزمایش قرار دهد. پس روزی گسترده را با فقر و بیچارگی در آمیخت».
اینکه طبق آیات و روایات فراوان، خداوند روزی همه را تأمین می کند، به معنای آن نیست که تلاش انسان برای کسب روزی و بهبود وضع زندگی بی معناست؛ چرا که با ملاحظه دیگر آیات و روایات می بینیم، منظور از تضمین روزی، فراهم کردن زمینه های کسب روزی برای انسان است تا با تلاش خود بدان دست یابد.
موارد استثنایی که خداوند علی رغم کوشش یا تنبلی اشخاص، روزی هایشان را کم یا زیاد می کند، به این خاطر است که مردم با فراموش کردن خدا، زیادی و کمی روزی خود را منحصر در کارهای خود نبینند. اگرچه در آیات قرآن گفته شده که خداوند روزی مردم را گسترده یا تنگ می کند؛ اما باید توجه داشت، این مشیت الهی تابع حکمت است، نه بی حساب و کتاب.
یکی از این حکمت های مورد اشاره قرآن، این است که هرچه کوشش و فداکاری شخص بیشتر باشد، روزی اش نیز گسترده تر می گردد و هر کسی که تقوا پیشه کند، کارهایش گشایش می یابد و روزی اش تأمین می گردد. البته خداوند برای این که مردم روزی را تنها نتیجه تلاش و کوشش خود ندانند، گاهی بدون تلاش و کوشش به برخی افراد روزی می دهد که این یک استثنا می باشد.
همچنین امام علی (ع) در طلب روزی، به موضوع میانه روی اشاره دارند و می فرمایند: «در به دست آوردن دنیا زیاده روی مکن و در کسب و کار میانه رو باش، زیرا بسیار شده که تلاش فراوان منجر به نابودی (اموال) گردیده، نه هر تلاشگری به روزی رسیده و نه هر شخص میانه رویی محروم گشته است. در طلب دنیا میانه رو باشید؛ چرا که به هرکس آنچه مقدر شده است، داده می شود».[20]
این توصیه امام علی (ع)، اشاره به این حقیقت دارد که هر کس در جهت کسب روزی به حد اعتدال کار و تلاش کند، زندگی بهتر و توام با آرامش بیشتری دارد.
جناب شیخ رجبعلی خیاط از اوتاد زمان بود که تنها از دسترنج خویش ارتزاق می کرد. از جناب شیخ نقل شده: «احسان و اطعام یک ولی خدا توسط پدرش، موجب آن گردیده که خداوند متعال او را از صلب این پدر خارج سازد». ایشان در کار خود بسیار جدی بود و تا آخرین روزهای زندگی تلاش کرد تا از دسترنج خود زندگیش را اداره کند. با این که ارادتمندان وی با دل و جان حاضر بودند زندگی ساده او را اداره کنند، ولی او حاضر به چنین کاری نشد.[21]
پرهیز از سستی و بیکاری و احتراز از تکدی
از نگاه امام علی (ع) افرادی که در عمل و کار کوتاهی و سستی کنند، پیامدهای سوئی برایشان است. آن حضرت (ع) فرمود: «وَ قَالَ (ع): مَنْ قَصَّرَ فِي الْعَمَلِ ابْتُلِيَ بِالْهَمِّ …»؛[22] «کسی که در عمل کوتاهی کند، به اندوه دچار گردد و …». کسی که در عمل برای خدا کوتاهی می کند، بیشتر اوقات در عمل دنیا سرگرم است و بیشتر در پی دنیا و گردآوری مال دنیاست.
در صورتی که هر چه از ثروت دنیا برخوردار باشد، اولا به همان اندازه گرفتار غم و اندوه گردآوری دنیاست و ثانیا در نگهداری و بیم از دست رفتن آن ها، مضطرب است. عبارت مشهوری است: از دنیا هر چه می خواهی به دست آر و از غم و اندوه آن دو برابر نصیب ببر. پس امام (ع) انسان را از کوتاهی در اعمال، چه بدنی و چه مالی، برحذر داشته است.[23]
همچنین امام علی (ع) می فرمایند: «من مردی را که در کار دنیا سستی می کند، خوش نمی دارم؛ زیرا اگر در کار دنیا سستی کند، در کار آخرت بیشتر سستی خواهد کرد».[24] همچنین در جای دیگر نهج البلاغه امام علی (ع) می فرماید: «وَ قَالَ (ع): مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ، لَمْ يُسْرِعْ بِهِ (حَسَبُهُ) نَسَبُهُ»؛[25] «کسی که عملش او را به جایی نرساند، افتخارات خاندانش او را به جایی نخواهد رسانید».
آن چه به حقیقت و واقعیت مقرون است، اعمال خود انسان است و بسیار دیده ایم افرادی که از خانواده های پایین بودند، به سبب جد و جهد و تلاش و کوشش به مقامات عالی رسیده اند، در حالی که افراد دیگری با نسب های عالی، بر اثر سستی و تنبلی خوار و بی مقدار شدند. روشن می شود که عمل در اینجا به معنای عبادت نیست، بلکه هر گونه عمل مثبت معنوی و مادی را شامل می شود.[26]
سستی، تنبلی و بیکاری آفت کار و تلاش و موفقیت است و به صورت مستقیم بر تمام جوانب زندگی بشر تاثیر می گذارد، به طوری که امام علی (ع) بیکاری را مایه تباهی می داند.[27] گسترش بیکاری و کم کاری، به تدریج آسیب ها و مشکلات اقتصادی و اجتماعی دیگری را به همراه دارد که برخی از آن ها عبارتند از: افزایش فقر و تهیدستی،[28] گسترش انحرافاتی نظیر اعتیاد، فساد، تبعیض، تکدی گری و جز این ها.
در شرح نهج البلاغه آمده است: «انسان سالم و بیکاری که نه مشغول کارهای دنیایی و نه مشغول کارهای آخرتی باشد، مورد خشم پروردگار است».[29] در واقع طبق فرموده امام علی (ع) در نهج البلاغه: «مَنْ أَطَاعَ التَّوَانِيَ ضَيَّعَ الْحُقُوقَ»؛[30] «هر که در کارها سستی پیشه کند، حقوق خویش را تباه کرده» و در جای دیگر آمده، در رسیدن به آرزویش ناکام می ماند.[31]
همچنین امام علی (ع) برای مبارزه با بیکاری و تنبلی، توصیه هایی دارد از جمله: «وَ وَهَنَ؛ يُقَصِّرُ إِذَا عَمِلَ، وَ يُبَالِغُ إِذَا سَأَلَ»؛[32] مردی از امام علی (ع) درخواست اندرز کرد، حضرت (ع) فرمود: «و از کسانی مباش که به هنگام عمل کوتاهی می کند و به هنگام درخواست و سؤال اصرار می ورزد»؛
اشاره به افراد سست و تنبلی است که مرد میدان عمل نیستند و همیشه دستشان به سوی این و آن دراز است و با تکدی، زندگی را می گذرانند که نتیجه ای جز حقارت و ذلت نخواهد داشت. پس نتیجه می گیریم امام علی (ع) با بیکاری مخالف است و به احتراز از تکدی توصیه می کند و داشتن عزم و اراده و شغل را راهبرد اساسی آن می داند؛ امام (ع) سفارش می کند: «با عزم و اراده به جنگ سستی بروید».[33]
نتیجه گیری
داشتن ایمان و یقین بر فرهنگ کار تاثیر می گذارد و ارزش کار به درستکاری است؛ از طرفی کار و تلاش، ایمان را صیقل می دهد، به این معنا که اهمیت کار آن چنان بالاست که در کنار ایمان مطرح می شود. کار و تلاش یکی از راه های جلب رزق و روزی خداوند است و همچنین اگر در جهت رضای الهی و خدمت به بشر انجام شود، سبب جذب پاداش الهی نیز خواهد شد. ثروت، اگر از روش صحیح و اصولی بدست آید و در جهت رضای الهی مصرف شود، ارزشمند است و در مقابل فقر مورد نکوهش قرار گرفته است.
پی نوشت ها
[1] . برقعی قمی، جلوه حق در سیرت مولای متقیان (ع)، ص55.
[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 193.
[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 69.
[4] . مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین (ع)، ج11، ص339.
[5] . شریف الرضی، نهج اللاغه، حکمت 47.
[6] . آمدی، غررالحکم، ج1، ص196.
[7] . آمدی، غررالحکم، ج1، ص196.
[8] . آمدی، غررالحکم، ج1، ص435.
[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 390.
[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 81.
[11] . محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ص314.
[12] . لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ج1، ص125.
[13] . آمدی، غررالحکم، ج1، ص200.
[14] . آمدی، غررالحکم، ج1، ص200.
[15] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31.
[16] . آمدی، غررالحکم، ص 151.
[17] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 59.
[18] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31.
[19] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 91.
[20] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31.
[21] . محمدی ری شهری، کیمیای محبت.
[22] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 127.
[23] . بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج5، ص525.
[24] . کلینی، الکافی، ج5، ص85.
[25] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 23.
[26] . مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنين (ع)، ج12، ص147.
[27] . مفید، الارشاد، ج11، ص298.
[28] . کلینی، الکافی، ج5، ص86.
[29] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج17، ص146.
[30] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 239.
[31] . محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ج11، ص518.
[32] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 150.
[33] . محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ج11، ص 5184.
منابع
- آمدی، عبدالواحد بن محمد تمیمی، غررالحکم و دررالکلم، مترجم: محسن موسوی، قم، دارالحدیث، 1383.
- بحرانی، ابن میثم، شرح نهج البلاغه، مترجم: محمدی مقدم و نوایی، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیة، 1417ق.
- برقعی قمی، سید علی اکبر، جلوه حق در سیرت مولای متقیان امیر مومنان علی بن ابی طالب (ع)، تهران، حافظ، 1379.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1365.
- لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، قم، دارالحدیث، 1376.
- محمدی ری شهری، محمد، کیمیای محبت، قم، دارالحدیث، 1395.
- محمدی ری شهری، محمد، منتخب میزان الحکمة، قم، دارالحدیث، 1381.
- مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، موسسه آل البیت (ع)، 1413ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمومنین (ع)، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1383.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
بابا علی، فاطمه، راهبردهای نهج البلاغه در جهت ارتقای فرهنگ کار و اشتغال، فصلنامه علمی پژوهش های نهج البلاغه، شماره 82، 1403، ص 208-187.





















