امام علی (ع) پدیده فقر را یکی از بزرگ ترین خطرات اجتماعی و اخلاقی می دانند به طوری که می تواند جامعه را به فساد و ناهنجاری بکشاند. از دیدگاه حضرت، پدیده فقر موجب سستی ایمان، کاهش اخلاق و افزایش جرایم می شود. به طوری که ثروتمندان مسئولیتی بزرگ در قبال فقرا دارند. و روزی فقرا در اموال ثروتمندان است و آنان باید با پرداخت زکات و کمک به نیازمندان، مسئولیت خود را در قبال جامعه ادا کنند. این نگرش امام علی (ع) بیانگر اهمیت عدالت اجتماعی و همبستگی انسانی در اسلام است.
علل، پیشگیری، فقرزدایی
پدیده فقر غم بارترین مصیبتی است که در زندگی، دامن گیر انسان شده است. تلاش های بشریت در طول تاریخ دست به دست هم داد تا این آفت را ریشه کن کند ولی علی رغم این تلاش ها و کوشش ها ریشه کن نشد و همچنان باقی ماند و تا به امروز قربانیان زیادی را از جامعه بشریت در کام خود فرو برده است.
خداوند سبحان پیامبران و رسولان را با معجزه های روشنی برانگیخت که درمان رذلیت اجتماعی را با خود داشتند ولی همیشه این فرستادگان الهی با دسیسه ها و توطئه های ثروتمندان روبرو شدند که در آغاز صف دشمنی با انبیا و رسالت شان حرکت می کردند.
اسلام که آخرین پیام آسمانی به زمینیان است با خود شیوه و راه استواری را برای زندگی آورد که حل همه دشواری های بشریت – و در رأس آن – پدیده فقر را تضمین کرده و پایه های درستی را برای ساختار نظام اقتصادی قرار داده است که همه وسایل سعادت آسایش و پیشرفت را با خود دارد و همزمان برای رویارویی با خطرات، موانعی را برای جلوگیری از نفوذ آسیب های اقتصادی به جامعه اسلامی پیش بینی کرده است.
خطراتی که منشأ اصلی آن بیماری های اقتصادی چون ثروتمندی، تبذیر، بخل، ربا و احتکار است که منشأ روحی و اجتماعی دارد.
امام علی (ع) وقتی زمام حکومت را بدست گرفت که پدیده فقر در نتیجه تجمع ثروت نزد طبقه خاصی از بنی امیه در دوران خلافت عثمان به اوج خود رسیده بود و این امر باعث گردید که شکاف عمیقی میان دو طبقه ثروتمندان و تهیدستان به وجود آید.
از این رو مسئولیت سنگینی در ریشه کن کردن این بیماری جانکاه بر دوش امام (ع) افتاد و نهایت تلاش خود را صرف کرد تا جامعه اسلامی را به مرز عدالت اسلامی برساند که در زمان پیامبر(ص) حکم فرما بود.
لذا می بینیم که امام (ع) همه توان خود را در قول و عمل بسیج می کند تا با اسباب و علل پدیده فقر مبارزه کند و شیوه جاودانه ای را برای برپایی جامعه ای عادل پی ریزی کرد که در آن فقیر با غنی برابر بود و حد غنی با تواضع به فقیر نزدیک می شد و فقیر با عزت نفس خود را به حد غنی بالا می برد.
سیره امام (ع) از دو جهت قابل بررسی است نخست می توان سیره عملی امام را بررسی کرد سپس به بحث و بررسی دستورات رهنمود ها مواعظ و نصایحی که امام (ع) به منظور دور کردن امت اسلامی از این پدیده نامیمون بر زبان جاری می ساخت.
از آنجا که تحقیق ما پیرامون کلام امیرالمؤمنین علی (ع) است لذا به بررسی سخنان حضرت که پدیده فقر از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده است بسنده می کنیم:
خطر پدیده فقر
پدیده فقر در سخنان امام علی (ع) پدیده زشت اجتماعی است که امام آن را به پست ترین صفت ها توصیف می کند صفت هایی واقعی که ماهیت و ابعاد زشت آن را بر بشریت منعکس می کند حال در این سخنان امام تامل می کنیم:
1- «الفقر الموت الاکبر»[1] تنگدستی مرگ بزرگتر است. این کلام از باب تشبیه نیست، بلکه حقیقتی تلخ است. فقر خود مرگ است، زیرا زندگی برای انسان فقیر معنی ندارد چه خداوند انسان را آفریده است تا در این دنیا سعادتمند شود، نه یک عمر را به بدبختی بگذراند و در همین مفهوم امام می فرماید:
«والقبر خیر من الفقر»[2] قبر(= مردن) بهتر از فقر و نداری است.
2- «الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حَاجَتِهِ»[3] فقر، زیرک را از بیان نیازش ناتوان سازد.
پدیده فقر، قدرت و توان برخوردهای اجتماعی را از انسان می گیرد و فقیر جرأت داد و ستد را از دست می دهد و به انسان بی اراده ای تبدیل می شود که قدرت انجام هیچ کاری را ندارد، حتی اگر از سلامت جسمانی برخوردار باشد و از نظر روحی و روانی این همان موت اکبر(= مرگ بزرگتر) است که امام امیرالمؤمنین (ع) از فقر تعبیر می کنند.
پدیده فقر انسان را از توان علمی اش تهی سازد، حتی اگر شخص از دانشهای مختلف بهره مند باشد به طوری که او را به شخصی منزوی و درون گرا بدل می کند که قدرت اظهار نظر و استدلال ندارد. همچنین انسان را از شجاعت که در زندگی روزمره علمی و اجتماعی بدان نیازمند است تهی می سازد.
3- «يَا بُنَيَّ، إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ، فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ؛ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ، دَاعِيَةٌ لِلْمَقْت»[4]
ای فرزند بیم دارم که تو فقیر شوی پس به خدا پناه ببر از فقر زیرا فقر سبب نقص در دین و سرگردانی عقل و ایجاد کننده دشمنی است.
فقر نه تنها بر رفتار اجتماعی انسان فقیر اثر می گذارد بلکه آثار بدی بر دین و عقل انسان بر جای می نهد. پس اگر این دو سرمایه مهم از او گرفته شود از نظر اجتماعی فرو می پاشد و به عنصری نامطلوب و بیهوده در جامعه بدل می شود.
فقر گامی بلند به سوی مرگ است، چون فقیر تعادل خود را به سبب نیاز از دست می دهد، پس دین و عقلش دچار نقصان می گردد تا آنجا که در معرض سقوط در پرتگاه گمراهی قرار می گیرد و هر چه فقر و نیاز آنان زیاد تر شود، او به سرنوشت مصیبت بارش – یعنی کفر- نزدیک تر می شود این فقر است از دیدگاه امام (ع) یعنی خطرناکترین بیماری که جامعه را تهدید می کند.
فقر رذیلت اجتماعی است و موجب کفر و نقصان در انسان است، همه چیز در مقابلش کوچک است امام امیرالمؤمنین علی (ع) این پدیده اجتماعی را با سخنانی ناپسند توصیف کرده است. به همین سبب از آغاز پذیرش زمامداری حکومت اسلامی با جدیت تمام برای ریشه کن کردن فقر آستین بالا می زند و درست بر خلاف تصور دانشمندان غربی و مقلدان شرقی آنها که می گویند دین انسان را به فقر و ناداری تشویق می کند.
پس اگر این واقعیت دین مسیحیت است اسلام از چنین تهمت هایی به دور است و این گفتارهای امام گواه صادق است آری احادیث و گفتارهایی است که فقیر را به شکیبایی می خواند تا تعادل خود را از دست ندهد ولی از او نمی خواهد که فقیر باقی بماند بلکه به عکس با اصرار از او می خواهد که به سوی ثروت و بی نیازی قدم بردارد.
علل و انگیزه های فقر
در این زمینه دو نظر وجود دارد:
نظر اول: معتقد است که منابع طبیعی محدود است، زیرا مساحت اراضی مناسب کشاورزی و حجم ثروت های معدنی و حیوانی محدود است و ما نمی توانیم مساحت اراضی را که بر روی آن زندگی می کنیم بیشتر کنیم و نیز ثروت های محدود دیگر را نمی توانیم افزایش دهیم به همین سبب حجم ثروت های حیوانی نیز محدود است و زیادتر نخواهد شد.
طرفداران این نظریه می گویند که طبیعت از تأمین نیازهای همه مردم عاجز است، پس فقر پدیده حتمی نزد این گروه است و این اعتقاد تفکر سرمایه داری است راه های ریشه کن کردن فقر از نظر اینها هم قانع کننده نیست به عنوان مثال: «مالتوس» به کنترل نسل اعتقاد دارد، این فکر از اینجا نشأت می گیرد که معتقد است میان افزایش جمعیت و افزایش میانگین رشد اقتصادی مغایرت وجود دارد.
نظر دوم: معتقد است که فقر از تناقض میان شکل تولید و روابط توزیع ناشی می شود اینان – مارکسیت ها- معتقدند که هر وقت میان شکل تولید و روابط توزیع همخوانی و سازگاری بوجود آمد ثبات در جامعه برقرار می شود.
نقد سرمایه داری از منظر امام علی (ع)
اگر دیدگاه سرمایه داری را با نهج البلاغه مقایسه کنیم خواهیم دید که کاملا با هم تفاوت دارند. امام (ع) می فرمایند:
«هُوَ الْمَنَّانُ بِفَوَائِدِ النِّعَمِ وَ عَوَائِدِ الْمَزِيدِ وَ الْقِسَمِ، عِيَالُهُ الْخَلَائِقُ ضَمِنَ أَرْزَاقَهُمْ وَ قَدَّرَ أَقْوَاتَهُمْ وَ نَهَجَ سَبِيلَ الرَّاغِبِينَ إِلَيْهِ وَ الطَّالِبِينَ مَا لَدَيْهِ وَ لَيْسَ بِمَا سُئِلَ بِأَجْوَدَ مِنْهُ بِمَا لَمْ يُسْأَلْ»[5] تنها اوست که بر بندگان خود به اعطای نعمت ها و سودها و نصیب ها منت تواند نهاد همه موجودات روزی خوار اویند روزی آنها را ضمانت کرده و قوتشان مقدر فرموده راه آنان را که شوق و رغبت او دارند و خود ستار چیزهایی هستند که در نزد اوست گشاده و هموار ساخته است کسی را که زبان به سوال می گشاید افزون تر ندهد از آنکه مهر خاموشی بر لب نهاده است.
سپس درباره ثروت های زمین و دریاها می گوید:
«وَ لَوْ وَهَبَ مَا تَنَفَّسَتْ عَنْهُ مَعَادِنُ الْجِبَالِ وَ ضَحِكَتْ عَنْهُ أَصْدَافُ الْبِحَارِ مِنْ فِلِزِّ اللُّجَيْنِ وَ الْعِقْيَانِ وَ نُثَارَةِ الدُّرِّ وَ حَصِيدِ الْمَرْجَانِ مَا أَثَّرَ ذَلِكَ فِي جُودِهِ وَ لَا أَنْفَدَ سَعَةَ مَا عِنْدَهُ؛ وَ لَكَانَ عِنْدَهُ مِنْ ذَخَائِرِ الْأَنْعَامِ مَا لَا تُنْفِدُهُ مَطَالِبُ الْأَنَامِ لِأَنَّهُ الْجَوَادُ الَّذِي لَا يَغِيضُهُ سُؤَالُ السَّائِلِينَ وَ لَا [يُبَخِّلُهُ] يُبْخِلُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّينَ». [6]
اگر ببخشد هر چه را که از معادن، کوه ها بیرون می آید یا هر چه را که از خنده صدف های دریا حاصل می شود، از سیم و زر ناب و مرواریدهای غلطان و خوشه های مرجان در جود و بخشش او اثر نکند و از وسعت دارایی او نکاهد، ذخایر خزاین او به حدی است که درخواستهای بندگانش آن را به پایان نرساند، زیرا او بخشنده ای است که دریای نعمتش به درخواست خواهندگان نقصان نیاید و اصرار شوخ چشمان او را بخیل نگرداند.
آنگاه در خصوص توزیع ثروت می فرماید:
«وَ قَدَّرَ الْأَرْزَاقَ، فَكَثَّرَهَا وَ قَلَّلَهَا وَ قَسَّمَهَا عَلَى الضِّيقِ وَ السَّعَةِ، [فَعَدَّلَ] فَعَدَلَ فِيهَا لِيَبْتَلِيَ مَنْ أَرَادَ بِمَيْسُورِهَا وَ مَعْسُورِهَا وَ لِيَخْتَبِرَ بِذَلِكَ الشُّكْرَ وَ الصَّبْرَ مِنْ غَنِيِّهَا وَ فَقِيرِهَا»[7]
خدای تعالی روزی ها را مقدر ساخت بعضی ها را فراوان و بعضی را اندک در کار برخی گشایش داد و بر برخی تنگ گرفت و تقسیم از روی عدالت بود تا هر که را که بخواهد در سختی و آسانی بیازماید و توانگر و مستمند را در شکرگزاری و شکیبائی امتحان کند.
این گفتارها زیبای امام بر چند نکته مهم تأکید دارد:
1- آفریدگان همه روزی خوار خوان اویند و خداوند روزیشان را تضمین کرده است.
2- خداوند سبحان نعمت های خود را در زمین – خشکی و دریا- به ودیعت نهاده است که در شمار نیاید.
3- خداوند سبحان خود مسئول تقسیم روزی میان بندگان خویش است در جایی نعمت ها را فراوان و در جایی دیگر کم می کند تا بندگانش را بیازماید.
4- کار، معیار روزی انسان است، در نتیجه خود او مسئول فقر و غنای خویش است، امام در این گفتار از آیات قرآن الهام می گیرد که می فرماید:
«اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهَارَ وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ»[8]
خداست که آسمان ها و زمین را آفرید و از آسمان باران نازل کرد و بدان باران برای روزی شما میوه ها رویانید و کشتی ها را رام شما کرد تا به فرمان او در دریا روان شوند و رودها را مسخر شما ساخت و آفتاب و ماه را که همواره در حرکتند، رام شما کرد و شب و روز را مسخر شما گردانید.
آیه کریمه قرآن مقرر می دارد که خداوند در این جهان پهناور همه مصالح و منافع انسان را فراهم کرده و منابع کافی در اختیار او قرار داده است تا از آن منابع کمک بگیرد و نیازهای مادی اش را بر آورد ولی انسان با ستم و ناسپاسی خود این فرصتی را که خداوند به او عطا کرده از دست داده است، پس ظلم و ستم انسان در زندگی خود و ناسپاسی او به نعمتهای الهی دو علت اصلی مشکل اقتصادی در زندگی انسان است.[9]
بنابراین مشکل در کمبود منابع یا چیزهای مشابه آن که سرمایه داری جهانی مطرح می کند نیست و نظر مارکسیم نیز با نظر امام (ع) تفاوت اساسی دارد و هیچ رابطه میان فقر و گفته آنان وجود ندارد که اعتقاد دارند تضاد بین شکل تولید و رابطه توزیع موجب بروز فقر می گردد.
امام علی (ع) می فرماید:
«إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ، فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ، وَ اللَّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِكَ»[10] خداوند سبحان روزی فقرا را در اموال توانگران مقرر داشته پس هیچ فقیری گرسنه نماند مگر آنکه توانگری حق او را باز داشته است و خداوند تعالی توانگران را بدین سبب باز خواست کند.
مفهوم کلام امیرالمؤمنین (ع) آنست که:
1- توانگران و ثروتمندان مسئول تأمین نیازهای فقیرانند زیرا که خداوند در اموالشان حقوقی را برای فقیران مقرر داشته است که باید ادا کنند.
2- وقتی که توانگران مانع رسیدن این حق به مستحقان می شوند فقر به وجود می آیند از این گفتار فهمیده می شود که توزیع ناسالم از علل مهم فقر است. البته به کیفیتی که امام علی (ع) می فرماید نه آن طور که مارکسیست ها اعتقاد دارند زیرا آنچه را که مارکسیست ها می گویند با حقیقت تناقض دارد و در سایه نظام سوسیالیستی که اوج تناقض میان شکل تولید و روابط آن است نباید پدیده ای به نام فقر وجود داشته باشد در حالی که ما می بینیم که در عمق وجود مردم نفوذ کرده است این خود دلیل دیگری بر شکست نظریه مارکسیسم است.
و اکنون – با توجه به آنچه گذشت – به بررسی علل و انگیزه های فقر از دیدگاه امام علی (ع) می پردازیم:
علل و انگیزه های فقر از دیدگاه امام علی (ع)
اول: تجمع و انباشته شدن ثروت نزد توانگران و ثروتمندان در این خصوص باید بار دیگر سخن امام را تکرار کنیم که فرمود: «فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ»[11].
طبیعت مالکیت، اقتضا می کند که شخص از ثروت خود بهره مند گردد و هر کس ثروت در اختیار داشت آن را مختص خود می گرداند و دیگران را از آن محروم می کند. این پدیده در نظامهای سرمایه داری حاکم بر جهان غرب به وضوح دیده می شود.
به طوری که برخورداری از ثروت را در زشت ترین صورتش مشاهده می کنیم و در نتیجه آن بیست درصد از ساکنان کره زمین هفتاد درصد تولید جهانی را مصرف می کنند در حالی که برای هشتاد درصد باقی مانده مقدار کمی- تنها- سی درصد- باقی می ماند.
دوم: انحصار منابع ثروت در دست طبقه خاصی از مردم که در کشورهای جهان سوم شاهد آن هستیم به طوری که عوامل تولید و فرصتهای کار منحصر به عده ای از مردم است که با همدیگر نسبت خویشاوندی یا وابستگی دارند و در کنار این پدیده دیگران از داشتن چنین فرصتهایی محرومند و این امر آنان را در حالت فقر جانکاه قرار می دهد.
امام امیرالمؤمنین (ع) سخنانی را درباره پدیده انحصار طلبی فرمودند جایی که بنی امیه و اطرافیانش ثروتهای کشور را میان خود تقسیم می کردند.
مسعودی می گوید: سعید بن عاص که والی عثمان بن عفان در عراق بود می گوید: او در اموال دخالت خود سرانه می کرد و در بعضی اوقات می گفت: این سرزمین (عراق) جایگاه قریش است، مالک اشتر به او گفت: چیزی را که خداوند در سایه شمشیر و سرنیزه غنیمت ما کرد بُستان خودت و قومت می شماری.[12]
مسعودی در ادامه می گوید: موجودی زبیر پس از مرگ پنجاه هزار دینار بود و هزار غلام و کنیز داشت.
در طویله عبدالرحمن بن زهری یکصد اسب بود و هزار شتر و هزار گوسفند داشت پس از وفات یک چهارم یک هشتم مالش هشتاد و چهار هزار دینار بود.
سعید بن مسیب گوید: وقتی زید بن ثابت بمرد چندان طلا و نقره به جا گذاشته بود که آن را تبر می شکستند به جز اموال و املاک دیگر که قیمت آن یکصد هزار دینار بود.[13]
هنگامی که امیرالمؤمنین (ع) به حکومت رسید با تمام قدرت عزم خود را جزم کرد تا با این پدیده مبارزه کند و در نامه اش به مالک اشتر می فرماید:
«ثُمَّ إِنَّ لِلْوَالِي خَاصَّةً وَبِطَانَةً، فِيهِمُ اسْتِئْثَارٌ وَتَطَاوُلٌ، وَقِلَّةُ إِنْصَاف فِي مُعَامَلَة، فَاحْسِمْ مَادَّةَ أُولَئِکَ بِقَطْعِ أَسْبَابِ تِلْکَ الاحْوَالِ. وَلاَ تُقْطِعَنَّ لاَِحَد مِنْ حَاشِيَتِکَ وَحَامَّتِکَ قَطِيعَةً، وَلاَ يَطْمَعَنَّ مِنْکَ فِي اعْتِقَادِ عُقْدَة، تَضُرُّ بِمَنْ يَلِيهَا مِنَ النَّاسِ، فِي شِرْب أَوْ عَمَل مُشْتَرَک، يَحْمِلُونَ مَؤُونَتَهُ عَلَى غَيْرِهِمْ، فَيَکُونَ مَهْنَأُ ذَلِکَ لَهُمْ دُونَکَ، وَعَيْبُهُ عَلَيْکَ فِي الدُّنْيَا وَالآْخِرَةِ»[14]
بدان که والی را خویشاوندان و نزدیکان است و در ایشان خوی برتری جویی و گردن کشی است و در معاملات با مردم رعایت انصاف نکنند، ریشه ایشان را با قطع موجبات آن صفات قطع کن، به هیچ یک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را به اقطاع مده مبادا به سبب نزدیکی به تو پیمانی بندند که صاحبان زمینهای مجاورشان را در سهمی که از آب دارند یا کاری به اشتراک انجام دهند زیان برسانند و بخواهند بار زحمت خود را بر دوش آنان نهند. پس لذت و گوارایی نصیب ایشان شود و ننگ آن در دنیا و آخرت بهره تو گردد.
نتیجه
از دیدگاه امام علی (ع)، پدیده فقر نه تنها یک مشکل اقتصادی، بلکه یک معضل اجتماعی و اخلاقی است که می تواند به تزلزل بنیان های جامعه منجر شود. وی بر اهمیت توزیع عادلانه ثروت و مسئولیت ثروتمندان در حمایت از فقرا تأکید دارند. با این دیدگاه، رفع پدیده فقر و تأمین نیازهای اساسی فقرا نه تنها وظیفه ای اخلاقی، بلکه راهی برای حفظ سلامت و پایداری جامعه است. تأکید اسلام بر عدالت اجتماعی و همبستگی میان افراد جامعه است. از این رو، تلاش برای کاهش پدیده فقر و حمایت از نیازمندان باید در اولویت قرار گیرد.
[1]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 154.
[2]. ابن شعبه، تحف العقول، ص95.
[3]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج18، ص87.
[4]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 311.
[5]. شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه91.
[6]. شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه91.
[7]. شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه91.
[8]. ابراهیم، 33-35.
[9]. صدر، اقتصادنا، ص749.
[10]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 328.
[11]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 328.
[12]. مسعودی، مروج الذهب، ج 2، ص337.
[13]. مسعودی، مروج الذهب، ج 2، ص333.
[14]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.
منابع
- قرآن کریم
- ابن ابی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي، 1363ق
- صدر، محمد باقر، إقتصادنا، قم، مکتب الإعلام الإسلامي، 1417ق
- ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1404ق
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، دارالهجرة، ۱۴۱۴ق
- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، قم، مؤسسة دارالهجرة، 1409ق
منبع مقاله با اقتباس از:
حائری، محسن، اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه، تهران، بنياد نهج البلاغه، 1386ش.






















