در مسیر پر پیچ و خم زندگی، هر انسانی در پی یافتن راهی برای رشد و دستیابی به کمال است. این تلاش برای رسیدن به کمال و تعالی، یک خواسته ذاتی بشر است که او را از دیگر موجودات متمایز می کند. مراقبه و حسابرسی نفس، یکی از مراحل چهارگانۀ تهذیب نفس است؛ که علمای اخلاق برای پاک ماندن از گناه توصیه نموده اند.
این مراحل چهار گانه عبارت است از مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاتبه. فرد تائب در ابتدای روز مشارطه میکند که مرتکب گناه و خلاف نشود و در طول روز نیز در حال مراقبه است، تا بتواند به مشارطه خود عمل کند. و در پایان روز نیز به محاسبه نفس که همان بررسی عملکرد او در آن روز است میپردازد.
در این میان، دو مفهوم «مراقبه» و «محاسبه» اعمال فردی، همچون قطب نمایی عمل می کنند. که ما را در این سفر هدایت می کنند. این مفاهیم، که ریشه های عمیقی در آموزه های دینی دارند، نه تنها ابزارهایی برای خود سازی هستند، بلکه سنگ بنایی برای ساختن یک زندگی معنادار و هدفمند به شمار می روند.
بزرگان و علمای اخلاق در سیر و سلوک برای رسیدن انسان به کمال مراحلی را بیان کرده اند که عبارتند از:
مرحله اول: مشارطه
مشارطه به معنای شرط کردن و قرار گذاشتن سالک است. که هر روز بعد از نماز صبح مقداری با خود خلوت کند. و سوره «عصر» را مرور نماید، و نفس خویش را مورد خطاب قرار دهد و بگوید: ارزنده ترین سرمایه من، عمر من است، که تنها سرمایه رسیدن به حیات ابدی و سعادت جاوید است. ضایع کردن و صرف کردن آن در نافرمانی خدا و ارتکاب جرم و گناه مرا دچار خسارتی بزرگ خواهد کرد.
مگر این که کالایى از آن گرانبهاتر به دست آورم، کالایى که در همان سوره در ادامه آیات آمده است:«اِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الْصّالِحاتِ وَ تَواصَوا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبْرِ»[1]، مگر کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند. و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبائى و استقامت توصیه نموده اند!
خوب است انسان به خود این گونه تلقین نماید: فکر کن عمر تو پایان یافته، و از مشاهده حوادث بعد از مرگ و دیدن حقایق تلخ و ناگوارى که با کنار رفتن حجاب ها آشکار مى شود، سخت پشیمان شده اى و فریاد بر آورده اى «رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّى اَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکْتُ»[2] اى (فرشتگان) پروردگار، شما را به خدا مرا باز گردانید تا در برابر کوتاهی هایى که کردم! عمل صالح انجام دهم.
امام علی (ع) می فرماید: «عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَي مَن يَموتَ!»[3] در شگفتم از کسی که مرگ را فراموش کرده با این که مرده ها را به چشم خود می بیند.
در هنگام مشارطه سالک با اعضای خود مانند چشم، زبان، گوش، دست و پا، دهان، شکم، فکر و دل، یکی یکی شرط می کند که مطیع فرمان خدا باشند، رضایت او را در نظر بگیرند، از حدود الاهی تجاوز نکنند، آنچه را که خدا دوست دارد، دوست بدارند و از آنچه نمی پسندد، پرهیز کنند، نعمت های خداوند را شکر گذارند و نیروهای خود را در راهی مصرف کنند که باعث رشد و شکوفایی خود و قرب الهی باشد.
مرحله دوم: مراقبه
«مراقبه» از ماده «رقبه» به معني «گردن»، است، از آنجا كه انسان به هنگام نظارت و مواظبت از چيزي گردن مي كشد، و اوضاع را زير نظر مي گيرد، اين واژه بر معني نظارت و مواظبت و تحقيق و زير نظر گرفتن چيزي، می باشد.
مراقبه مهمترین و مؤثرترین گام در بندگی خدا و تهذیب اخلاق به حساب می آید. مراقبه، یعنی انسان پس از عهد و پیمان و شرط بستن با اعضا و جوارح خود در کمین آنها بنشیند و کاملا مراقب باشد، که بر عهد خود بمانند و از صراط مستقیم هدایت گمراه نشوند.
حال انسانی که در حال مراقبه است، مانند کسی می ماند، که تمام سرمایه او گوهر گرانبهایی است که در اختیار دارد و در حال مراقبه است. تا دزدان و شیادان سرمایه او را به غارت نبرند.
مهم ترین سرمایه انسان عمر او است، انسانی که در محاصره هواهای درونی و شیطان های بیرونی قرار دارد، سرمایه ایمان و تقوای او در معرض هجوم و حمله دشمنان درونی و بیرونی است. اگر از خویشتن مراقبت نکند و اخلاق و کردار و افکارش را تحت کنترل و نظارت کامل قرار ندهد، شک نداشته باشد که سعادت ابدی او بر باد می رود و با دست خالی به عالم دیگر انتقال می یابد.
واژه «مراقبه» در تعبيرات علماي اخلاق در مورد «مراقبت از خويشتن» به كار مي رود، و مرحله بعد از «مشارطه» است. يعني انسان بعد از عهد و پيمان با خويش براي طاعت فرمان الهي و پرهيز از گناه بايد مراقب پاكي خويش باشد، چرا كه اگر از مراقبه غفلت كند؛ ممكن است تمام شرط و پيمانها به هم بريزد.
مراقبه انواع مختلفی دارد که هر کدام روش ها و هدف های خاص خود را دنبال می کنند.
1. مراقبه بیرونی
پيش از آن كه انسان از خود مراقبه داشته باشد، خداوند همیشه و در همه جا این مراقبه را انجام می دهد.[4] همچنین فرشتگان الهي هم مشغول مراقبه اعمال ما هستند. قرآن مجيد مي فرمايد: «و ان عليكم لحافظين»[5] بي شك حافظان و مراقباني بر شما گمارده شده است.
در اينجا منظور از «حافظين» همان فرشتگانی اند که مشغول مراقبه و محافظت اعمال است. به قرينه آيات بعد كه مي فرمايد: «يعلمون ما تفعلون»[6] آنها مي دانند شما چه مي كنيد.
و یا در آيه دیگر مي فرمايد: «ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد»[7] انسان هيچ سخني را تلفظ نمي كند مگر اين كه نزد آن فرشته اي مراقب و آماده براي انجام ماموريت است.
هم چنین در این آيه نیز آمده است: «و ربّك علي كلّ شيء حفيظ»[8] پروردگار تو نگهبان و مراقب هر چيز است. بنابراین خداوند و فرشتگان مراقب دائمی انسان ها هستند.
2. مراقبه درونی
ولي سالكان راه خدا، و رهروان راه دوست كه پيوسته در طريق تقوا و تهذيب نفوس گام بر مي دارند، پيش از آن كه فرشتگان خداوند مراقب اعمال آنها باشند خودشان مراقب اعمالشان هستند. و به تعبير ديگر، اين مراقبه از درون مي جوشد، نه از برون.
به همين دليل، تاثير آن بسيار زياد و نقش آن فوق العاده مهم است. البته توجه به «مراقبت از برون» سبب مي شود كه پايه هاي «مراقبت از درون» محكم گردد.
در حقيقت انسان در اين دنيا به كسي مي ماند كه داراي گوهرهاي گرانبهايي است و از يك بازار آشفته مي گذرد، و مي خواهد با آن بهترين متاعها را براي خود تهيه كند. در حالي كه اطرافش را دزدان و شيادان گرفته اند، چنين كسي اگر لحظه اي از سرمايه نفيس خويش غافل گردد، آن را به غارت مي برند، و او مي ماند و يك عالم اندوه و افسوس.
دقيقا همين گونه است، شياطين جن و انس در اين جهان انسان را احاطه كرده اند و هوا و هوسهاي درون او را به سوي خود مي خوانند، اگر خويش را به خدا نسپارد و از اعمال خويش مراقبه نداشته باشد، سرمايه ايمان و تقواي او به غارت مي رود، و دست خالي از اين جهان به سراي ديگر منتقل خواهد شد.
در آيات قرآن و روايات اسلامي اشارات فراواني نسبت به مراقبه آمده است، از جمله:
«الم يعلم بان الله يري»[9] آيا انسان نمي داند كه خدا او و اعمالش را مي بيند، این آیه هم اشاره به مراقبت پروردگار نسبت به اعمال انسان است و هم اين كه او بايد مراقب خويش باشد.
خدا خطاب به مؤمنان مي فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» [10] اي كساني كه ايمان آورده ايد! از (مخالفت) خدا بپرهيزيد و هر كس بايد بنگرد تا براي فردايش چه چيز از پيش فرستاده و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام مي دهيد آگاه است.
جمله «وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ»[11] در واقع همان مفهوم مراقبه را مي رساند. همين معني مراقبه در این آيه به صورت محدودتري بيان گرديده، مي فرمايد: «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ»[12] انسان بايد به طعام خويش بنگرد (و مراقب باشد كه آيا از طريق حلال آنها را فراهم ساخته يا از طريق حرام)!
امام علی (ع) در این خطبه نورانی می فرماید: «وَ قَدَّمَ زَادَ الْآجِلَةِ سَعِيداً وَ بَادَرَ مِنْ وَجَلٍ وَ أَكْمَشَ فِي مَهَلٍ وَ رَغِبَ فِي طَلَبٍ وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَبٍ وَ رَاقَبَ فِي يَوْمِهِ غَدَهُ وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ»[13] کسی که توشه آخرت را پيش فرستاده، و از ترس قيامت در انجام اعمال صالح پيش قدم شده است، ايام زندگى را با شتاب در اطاعت پروردگار گذرانده، و در فراهم آوردن خشنودى خدا با رغبت تلاش كرده، از زشتى ها فرار كرده، امروز رعايت زندگى فردا كرده، و هم اكنون آينده خود را ديده است.
در حديثي از رسول خدا (ص) مي خوانيم كه در تفسير احسان در آيه شريفه «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»[14] فرمود: «الاحسان ان تعبد الله كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك»[15] نيكوكاري به اين است كه آن چنان خدا را پرستش كني كه گويي او را مي بيني، و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند و مراقب توست.
بديهي است كه توجه به اين حقيقت كه خداوند در همه جا و در هر حال و در هر زمان، ناظر و شاهد و مراقب اعمال ما است. روح مراقبت را در ما زنده مي كند. تا پيوسته مراقب اعمال خويش باشيم.
امام علی (ع) در حدیث دیگری فرموده: «ينبغي ان يكون الرجل مهيمنا علي نفسه، مراقبا قلبه، حافظا لسانه»[16] سزاوار است انسان بر خويشتن مسلط و هميشه مراقب قلب خود و نگاهدار زبان خويش باشد!
امام علی (ع) دريكي از خطبه های خود می فرماید: «فرحم الله امرء راقب ربه وتنكب ذنبه، وكابر هواه، وكذب مناه»[17] خدا رحمت كند كسي را كه (در اعمال خويش) مراقب پروردگارش باشد، و از گناه بپرهيزد و با هواي نفس خويش مبارزه كند و آرزوهاي واهي را تكذيب نمايد».
امام علی (ع) فرموده: «فاتقوا الله عباد الله تقيه ذي لب شغل التفكر قلبه … و راقب في يومه غده»[18]
پس تقواي الهي پيشه كنيد اي بندگان خدا، تقواي انديشمندي كه تفكر قلب او را به خود مشغول داشته … و امروز مراقب فردا ی (قيامت) خويش است.
بنابراین رهروان راه حق و سالكان طريق الي الله بايد بعد از «مشارطه»، يعني عهد و پيمان بستن با خود و خداي خويش جهت اطاعت و بندگي حق و تهذيب نفس، بطور مداوم مراقبه را در نظر داشته باشند، تا اين پيمان الهي شكسته نشود.
امام علی (ع) در خطبه غراء خردمندان را به عنوان الگو معرفی نموده و می فرماید: «فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ تَقِيَّةَ ذِي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلْبَهُ وَ أَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ وَ أَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ وَ أَظْمَأَ الرَّجَاءُ هَوَاجِرَ يَوْمِهِ وَ ظَلَفَ الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ وَ أَوْجَفَ الذِّكْرُ بِلِسَانِهِ»[19] از خدا چون خردمندان بترسيد كه دل را به تفكّر مشغول داشته، و ترس از خدا بدنش را فرا گرفته، و شب زنده دارى خواب از چشم او ربوده، و به اميد ثواب، گرمى روز را با تشنگى گذارنده، با پارسايى شهوات را كشته، و نام خدا زبانش را همواره به حركت در آورده.
مرحله سوم: محاسبه
محاسبه از ریشه «حسب» و بر وزن مفاعله است که معنای سنجش کردن، برآورد کردن و حساب کردن می دهد.
در روایات اسلامی تأکید زیادی بر محاسبه نفس شده است. در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم.
امام علی (ع) در خطبه غراء در مورد محاسبه نفس می فرماید: «وَظَّفَ لَكُمْ مُدَداً فِي قَرَارِ خِبْرَةٍ وَ دَارِ عِبْرَةٍ أَنْتُمْ مُخْتَبَرُونَ فِيهَا وَ مُحَاسَبُونَ عَلَيْهَا»[20]. خدا و چند روزى جهت آزمايش و عبرت براى شما مقرّر داشته، كه در اين دنيا آزمايش مى گرديد، و برابر اعمال خود محاسبه مى شويد.
امام علی (ع) فرمودند: «مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبح»[21] هر کس محاسبه نفس نمود سود مند شد.
در جای دیگری فرمودند: «قیّدوا انفسکم بالمحاسبة و املکوها بالمخالفة»[22] نفس های خود را با حسابرسی به بند کشید، و با مخالفت کردن با آن زمامش را در اختیار گیرید.
امام علی (ع) بعد از سفارش به تقوای الهی و و یاد آوری نعمت های پیاپی خداوند، می فرماید: «وَ أَرْفَغَ لَكُمُ الْمَعَاشَ وَ أَحَاطَ بِكُمُ الْإِحْصَاءَ»[23] خدا زندگى پر وسعت به شما بخشيده، و با حسابگرى دقيق خود، بر شما مسلّط است.
بنابراین وظیفه هر انسان شاکر این است که در یکی از ساعات پایانی روز به حساب و کتاب حالات و افعال خود رسیدگی کند. که امروز چکار کرده ام، چه کار می بایست انجام می دادم که انجام نداده ام و چه کار انجام داده ام که می بایست نمی کردم؟ و به یاد روزی باشد که به تنهایی سر از قبر بیرون می آورند، و برای گرفتن پاداش به دقت حساب رسی می گردند. «مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً وَ مَدِينُونَ جَزَاءً وَ مُمَيَّزُونَ حِسَاباً».[24]
منظور از محاسبه این است که هر کس همانند تاجری دقیق که در پایان روز یا هفته و ماه و سال، حساب های تجاری خود را بررسی می کند و سود زیان خویش را مورد مطالعه قرار می دهد، به یک محاسبه الهی و معنوی دست زند و همین دقت و موشکافی را در مورد اعمال و رفتارش اعمال نماید.
اگر اعمالش نیک و خدا پسند باشد خدا را شکر کند و دوام آن را از خداوند بخواهد و اگر گناه و خلافی از او سرزده از خدا طلب آمرزش کند و از استمرار آن جلوگیری کند و در جبران آن و محو آثارش بکوشد.
یکی از مراحل سخت و دشواری که همه انسان ها در روز قیامت پیش رو خواهند داشت، محاسبه اعمال و رسیدگی به رفتار و کردار آنها در دنیاست. «یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً.»[25] روزی که هر کس، هر کار نیکی را که انجام داده حاضر می بیند، و آرزو می کند میان او و اعمال بدش فاصله زیادی باشد.
در حدیث معروفی از رسول گرامی اسلام (ص) آمده: «حَاسِبُوا أَنفُسَکُم قَبلَ أَن تُحَاسِبُوا وَزِنُوا قَبلَ أَن تُوزَنُوا وَ تَجهَزُوا لِلعَرض الاَکبَر»[26] پیش از آن که به حساب شما برسند، خود را محاسبه کنید و قبل از آن که شما را بسنجند خویش را بسنجید.
مرحله چهارم: معاتبه و معاقبه
بعد از محاسبه نوبت به معاتبه و معاقبه می رسد. معاتبه به معنای عتاب و سرزنش کردن و معاقبه به معنای مجازات کردن و کیفر دادن خود است.
این مرحله مخصوص کسانی است که در مراقبت از خود خوب عمل نکرده و نتوانسته است خواسته های افراطی نفس خود را کنترل نماید و دچار خطا و نافرمانی شده است.
اگر انسان بعد از محاسبه نفس و حسابرسی رفتار و کردار خود، در مقابل تخلفات و سرکشی های نفس واکنشی نشان ندهد، جرأت و جسارت نفس برای ارتکاب گناه بیشتر می شود.
البته باید توجه داشت که کیفر نفس در برابر کارهای خلافی که انجام داده، دارای مراتب فراوانی است.
گاهی به گونه ای است که تنها سرزنش کافی است و بیش از آن نیاز نیست. ولی گاهی نیز لازم است سخت گیری بیشتری صورت گیرد و نفس انسان از برخی لذت ها، خواهش ها و چیزهای مورد علاقه اش، مانند خواب و غذا و استراحت محروم گردد؛ تا رام و مهار شود.
امام علی (ع) در خطبه معروف متقین در بیان اوصاف اهل تقوا می فرمایند: هر گاه نفس او در انجام وظایفی که خوش ندارد سرکشی کند، او هم از آن چه دوست دارد محرومش می سازد.
امام علی (ع) در حدیث نورانی دیگر می فرمایند: «إِذَا صَعبَت عَلَیکَ نَفسَکَ فَاصعَب لَهَا تَذِلُّ لَک»[27]. هنگامی که نفس منقاد و رام تو نگردد و بر تو سخت بگیرد، تو هم عرصه را بر او تنگ کن تا تسلیم تو گردد.
نتیجه
از دیدگاه حقیقت انسان کامل در خطبه 83 نهج البلاغه، مراقبه و حسابرسی و بازبینی اعمال فردی در انتهای روز، ابزارهای قدرتمندی برای خودشناسی، خودسازی، تهذیب نفس و دستیابی به یک زندگی معنادار و هدفمند هستند. این فرآیندها، برای انسان سالک ممکن است در ابتدا چالش برانگیز به نظر برسند، اما با پشتکار، صداقت و رویکردی دلسوزانه، می توانند دریچه ای به سوی رشد پایدار و تعالی انسان در ابعاد مختلف زندگی بگشایند.
پی نوشتها
[1] – سوره عصر، آیه 3.
[2] – سوره مومنون، آیه 100.
[3] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 126.
[4] – سوره نساء، آیه 1. «ان الله كان عليكم رقيبا: به یقین خدا مراقب شماست». سوره احزاب، آیه52.« و كان الله علي كل شي ء رقيبا: خداوند ناظر و مراقب هر چیزی است».
[5] – سوره انفطار، آیه 10.
[6] – سوره انفطار، آیه 12.
[7] – سوره ق، آیه 18.
[8] – سوه سباء، آیه 21.
[9] – سوره علق، آیه 14.
[10] – سوره حشر، آیه 18.
[11] – سوره حشر، آیه 18.
[12] – سوه عبس، آیه 24.
[13] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[14] – سوره نحل، آیه 90.
[15] – مجلسی، بحارالانوار، ج25، ص204.
[16] – آمدی، غررالحکم، حدیث 10947.
[17] – آمدی، عررالحکم، حدیث 5205.
[18] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[19] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[20] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[21] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 208.
[22] – آمدی، غررالحکم، حدیث 6794.
[23] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[24] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[25] – سوره آل عمران، آیه 30.
[26] – مجلسی، بحارالانوار، ج67، ص73.
[27] – آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص497.
فهرست منابع
- قرآن کریم.
- آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، 1379، چاپ سوم.
- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، موسسة الوفاء، 1404ق.





















