جنبشی که در دوره حکومت خلیفه سوم عثمان اتفاق افتاد را می توان یک سرکشی توده مردم قلمداد کرد که در نابهنگامی تاریخی به وقوع پیوست. مطالعه دقیق سیره، بیانات و نوشته های حضرت علی (ع) در نهج البلاغه حاکی از این است که امیرمومنان (ع)، همزمان، هم در مقابل خلیفه و هم تندروی و شورش مردم برضد خلیفه سوم عثمان، موضعی منفی داشته اند.
در نهج البلاغه، ماهیت حکومت عثمان و رویکرد امام علی (ع) در برابر آن، به خوبی تبیین گردیده است.
سرکشی توده مردم بر ضد خلیفه سوم عثمان
سرکشی توده مردم برضد عثمان در منابع تاریخی گوناگون منعکس شده اند. ابن ابی الحدید، یکی از بزرگترین شرح دهندگان نهج البلاغه، معتقد است، صحیح ترین گزارش درباره کشته شدن عثمان را طبری در کتاب خود نقل کرده است.[1]
مهم ترین کارهای ناروایی که موجب خشم مردم برضد خلیفه شد، حاکم کردن بنی امیه (به ویژه فاسق ها، احمق ها و کم دین ها)، گذاشتن اموال عمومی در اختیار آنان، ذلیل و تحقیر کردن بزرگانی چون ابوذر، عمار و عبدالله بن مسعود[2] و دامن زدن به قبیله گرایی با محوریت قریش و بنی امیه بود[3] که در مجموع خشم عمومی را برضد حکومت برانگیخت.
شهیدی فساد در سیاست مالی دوره دوم حکومت عثمان را افزودن (غیر موجه) بر مقرری ها، اعطای جایزه، باز کردن سفره عمومی ماه رمضان برای مستمندان، اما بدون حساب و کتاب، بذل و بخشش های ویژه برای اولین بار به کسانی چون زبیر طلحه و مروان، رسم کردن مال اندوزی به جای توزیع آن در میان مردم برشمرده است که سرانجام به مرگ سنت و زنده شدن بدعت انجامید.[4]
در چنین شرایطی، هزاران نفر از مردم مصر، کوفه و بصره، با توافق قبلی شوریدند و به سمت مدینه حرکت کردند. آنان می خواستند خلیفه را خلع کنند؛ حاکمان منطقه خود را عزل نمایند؛ بخشی از آن ها، مصریان، دنبال به خلافت رساندن حضرت علی (ع) بودند؛
گروهی دیگر، کوفیان، به زبیر علاقه نشان می دادند و مردم بصره نیز به طلحه گرایش داشتند. در ملاقاتی که بین شورش کنندگان و این سه نفر اتفاق افتاد، علاوه بر حضرت علی (ع)، در ظاهر طلحه و زبیر نیز با شورشیان مخالفت کردند. شورشگران بعد از برگشت از منزل حضرت علی (ع)، طلحه و زبیر، مستقل از خواست آن سه نفر، اهداف خود را دنبال کردند و برای مدتی دارالخلافه را به محاصره در آوردند.
عثمان برای رهایی از خطر، دائم، از یک طرف با کارگزاران خود مشورت می کرد و از طرف دیگر به حضرت علی (ع) پناه می آورد و از آن حضرت (ع) استمداد می جست. در عمل، کارگزاران در راستای حفظ وضع موجود و تشویق خلیفه به مقاومت کاری از پیش نبردند و بدتر اینکه راه برگشت را بر روی عثمان بستند و در واقع او را مجبور کردند تا نتواند تغییرات لازم را برای فروکش کردن بحران به وجود آورد.
حضرت علی (ع) در عمل به مقام بی طرف، مورد وثوق دو طرف شورشی ها و حکومت تبدیل شده بود تا بتواند توافقی میان آنان به وجود آورد تا جلو عملی شدن قتل خلیفه را بگیرد و خواسته های مخالفان نیز برآورده گردد. آنچه این حرکت را با شکست مواجه ساخت، انفعال خلیفه سوم عثمان در برابر نفوذ مروان ها بود که در راستای حفظ منافع اقتصادی و سیاسی در عمل خلیفه را به آلت دست خود تبدیل کرده بودند و او نمی توانست به قول هایی که به مخالفان خود می داد، جامه عمل بپوشد.
سرانجام شورش مردم با لطایف الحیل، از جمله بستن آب به روی عثمان، شکستن و سوزاندن دروازه، وارد محل اقامت خلیفه شدند و و او را با تعدادی دیگر از حامیان و دادن تعدادی کشته به قتل رساندند.[5]
فرصت طلبان فتنه انگیز
در هر جامعه ای کسانی پیدا می شوند که یک سروگردن از دیگران برتر هستند. این گروه برای رسیدن به قدرت برتر همیشه در رقابت اند. آنان برای رسیدن به قدرت و ثروت از هر فرصتی بهره می گیرند. در کل، برای این گروه، منفعت طلبی شخصی، بر مصالح جامعه مقدم است.
در دوره حکومت خلیفه سوم عثمان، نخبگان متعلق به این گروه از یک سو، از سفره باز قدرت و ثروت عثمان، آنچه توانستند، برداشتند و از سوی دیگر، همین که جامعه را آماده عصیان و طغیان دیدند و دانستند که آینده آبستن حوادث تلخی برضد وضعیت موجود است، پشت حکومت را خالی کردند و بر آتش فتنه هر چه بیشتر دمیدند تا مگر بتوانند دوباره از آب گل آلود ماهی خود را بگیرند و امتیازات گذشته را در شرایط جدید تداوم بخشند.
در این گروه، از افرادی مانند معاویه، عمرو بن العاص، از نخبگان حکومتی، طلحه و زبیر، از نخبگان غیر حکومتی، می توان نام برد.
این گروه ها، شورش مردم را به طغیانی پر از فتنه دامنه دار تبدیل ساخت. در واقع، شورش مردم در این زمان و حوادث بعدی تا کشته شدن خلیفه سوم عثمان، نه پایان که آغاز فتنه در جهان اسلام را رقم زد و در دوره حضرت علی (ع) جنگ های ناخواسته را به شورش پیوند داد و هزینه های جبران ناپذیر مادی و معنوی را برای تاریخ اسلام و مسلمانان به وجود آورد و انسجام و اتحاد جهان اسلام در طول تاریخ را با آسیب های درونی جدی مواجه ساخت.
دیدگاه حضرت علی (ع) درباره فتنه جویان خواص
بر اساس خطبه ها و نامه های آن حضرت (ع) در نهج البلاغه، نه تنها حکومت و شیوه حکمرانی خلیفه سوم عثمان، بلکه شیوه طغیان مردم نیز برای آن حضرت (ع) قابل قبول نبود. در طی چندین نامه و گاهی در ضمن ایراد سخن امام (ع) با نقش منفی فتنه جویانی چون معاویه، طلحه، عایشه و زبیر را مانند فرمانروایان فتنه انگیز حکومتی از امویان و مروانیان افشا نموده و کارهای ناپسند آنان در خلال هیجان عمومی را سرزنش کرده است.
همچنین امیر مومنان (ع) شیوه طغیان تند ستمدیدگان را رد کرده و آنان را مسئول زیاده روی در شیوه برخورد با کج روی های حکومت دانسته اند. بنابراین، حضرت علی (ع) در حالی که خود بارها بر انحرافات سیاسی پیش آمده، اعتراض نموده و خیرخواهانه خلیفه و یارانش را به تغییر مسیر نادرست تشویق کرده بود، در طغیان مسلمانان برضد حکومت، همزمان دو طرف ماجرای پیش آمده را محکوم نموده و دلایل خود برای این موضع انتقادی را توضیح داده اند.
امام (ع) در پاسخ به نامه های معاویه و یا نامه هایی که خود آن حضرت (ع) به او نوشته است، ضمیر آلوده او و نیت های فاسدش را برملا کرده و نقش منفی معاویه در تشدید فتنه را به خوبی توضیح داده اند. حضرت علی (ع) در بخشی از پاسخ به نامه مفصل معاویه که قسمتی از آن درباره داستان عثمان و اتهامات معاویه به حضرت علی (ع) است، فرموده اند:
«آنگاه درباره داستان من با عثمان یاد کردی، حق داری این پرسشت پاسخ داده شود، به جهت خویشاوندی که با او داری. به راستی کدام یک از ما دشمنی و تجاوزش بر عثمان بیشتر و همکاریش در کشتن او فزونتر بوده است؟ آیا آن کس که یاریش نمود و از او خواست بر جایش بنشیند و او را از ارتکاب کارهای زشت و رسوایش باز می داشت.
یا آن کس که وقتی عثمان از او یاری طلبید، دریغ ورزید و عوامل مرگ را به سوی او برانگیزانید تا زندگی اش به سر آمد … من پوزش نمی طلبم از این که عثمان را نسبت به کارهای زشتش نکوهش می کردم، اگر گناه من ارشاد و هدایت اوست، پس چه بسیارند ملامت شده هایی که بی گناهند …».[6]
امام علی (ع) یا در نامه ای معاویه را نکوهش کرده و ادعای دروغین وی در خونخواهی عثمان را افشا کرده اند: «… اما این که درباره عثمان و قاتلانش بسیار احتجاج و مجادله می کنی، (حقیقت آن است که) تو آنجا عثمان را یاری کردی که یاری خودت بود، ولی آنجا که تنها یاری عثمان بود و برای تو سودی نداشت، تنهایش گذاشتی».[7]
امام علی (ع) در نامه ای دیگر به معاویه، در پی درخواست معاویه از آن حضرت (ع) درباره تحویل کشندگان عثمان به او، این درخواست را نه صادقانه که به گمراهی و تفرقه افکنی معاویه نسبت داده اند.[8] همچنین در بخشی از پاسخ به نامه ای از معاویه به آن حضرت (ع)، خون خواهی خلیفه سوم عثمان را بهانه ای برای جنگ طلبی معاویه توصیف کرده اند.[9]
به این ترتیب امام (ع) نشان داده اند که معاویه، علی رغم بهره مندی زیاد در حکومت خلیفه سوم عثمان و تبدیل شدن به خواص او، برای حفظ منافع مادی در زمان لازم، مخفیانه و از روی نفاق، از عثمان کناره گیری کرده و مردم را بر کشتن او یاری کرده است.
امیر مومنان (ع) در نامه ای به نقش منفی طلحه، زبیر و عایشه در کشته شدن خلیفه سوم عثمان پرداخته و زیاده روی آن ها را افشا کرده اند:
«مردم بر عثمان خرده گرفتند. من یکی از مهاجران بودم، بیشتر خشنودی وی را می خواستم و کمتر سرزنشش می نمودم و طلحه و زبیر آسان ترین کارشان آن بود که بر او بتازند و برنجانندش و ناتوانش سازند. عایشه نیز سر برآورد و خشمی را که از او داشت، آشکار کرد و مردمی فرصت یافتند و کار او را ساختند».[10]
جزائری واژه اکثر استعتابه را برخلاف شهیدی که در متن ترجمه (بیشتر خشنودی او را می خواستم)، ترجمه کرده «از او خواستم دست از کارهای باطل و زشتش بردارد» ترجمه کرده است.[11] با توجه به این که صبحی صالح واژه استعتاب را با استرضاء[12] و ابن ابی الحدید هم آن را با طلب العتبی و هی الرضا[13]، مترداف دانسته اند، به نظر می آید ترجمه فیض الاسلام که آن را به، بسیار خواستار خوشنودی مردم از او بودم، برگردانده،[14] صحیح تر است.
اما با در نظر گرفتن همه جوانب، یعنی معنای واژه و این واقعیت که حضرت علی (ع) از کارهای عثمان راضی نبود و مردم شورشی هم اما (ع) را پناهگاه خود می دانستند، شاید ترجمه دشتی، او را به جلب رضایت مردم واداشتم، با مقصود گوینده هماهنگ تر باشد.[15]
به هر ترتیب، در این خطبه حضرت علی (ع) کار خود را صلح جویی و پرهیز از فتنه و تلاش برای جبران مافات از حکومت دانسته اند. در مقابل، به درستی، کار سه نفر را زیاده روی در کینه توزی و از این طریق، تبدیل کردن امر عمومی به تمایلات شخصی و دنبال کردن هوا و هوس معرفی کرده اند.
دیدگاه امام علی (ع) درباره سرکشی توده مردم
امام علی (ع)، علاوه بر انتقاد از نخبگان قدرت طلب و ثروت اندوز حکومتی و غیر حکومتی، کار توده مردم را بررسی نموده و تندروی شورش آنان را نیز در اعتراض به تخلفات حکومتی نپسندیده و راه آنان را تخطئه کرده اند. مهمترین مفهومی که حضرت علی (ع) در تخطئه خروج کنندگان بر حکمرانی خلیفه سوم عثمان استخدام کرده، و جزعتم فاساتم الجزع است. سخن امام (ع) به این معناست که مردم شورش کننده در حق عثمان بی قراری کردند و زیاده روی نمودند.[16]
فیض الاسلام در ترجمه این عبارت گفته است: «و شما (از ظلم و جور او) بی تابی می کردید (شکیبایی نمی نمودید و به این جهت او را به قتل رسانیدید)، پس شما هم در این بی تابی بد کردید (بایستی صبر می نمودید تا این امر به همواری به اصلاح می آمد و یا از دور او متفرق می شدید تا حق به صاحبش بر می گشت).[17]
یکی از خطاهای مخالفان، استفاده از دروغ و عهد شکنی بود.[18] نمونه ای از دروغ آن ها این بود که زمانی که با هم قرار گذاشتند برضد خلیفه حرکت کنند، به دیگران اعلام کردند که به قصد زیارت مکه از شهر کوفه بصره و مصر) بیرون می روند.
یک مورد از عهد شکنی آن ها این بود که وقتی حضرت علی (ع)، زبیر و و طلحه آن ها را از قیام نهی کردند و آن ها آن را پذیرفتند، در عمل حرکت خود را رها نکردند و در شهر مدینه پراکنده شدند و خود را برای محاصره خلیفه آماده کردند.[19]
به همین خاطر، امیر مومنان (ع) در ادامه سخن خود فرموده اند: هر دو طرف، هم حکمرانان ستمگر و هم مردم تندرو شورشی، در آخرت به اندازه جرمشان مجازات خواهند شد.[20] امام (ع) در نامه ای به مردم کوفه، شورش به وجود آمده برضد خلیفه سوم عثمان را با توصیفی منفی به فتنه تعبیر کرده است:
«و بدانید که مدینه، مردمش را از خود راند و مردم آن در شهر نمانند. دیگ آشوب جوشان گشت و فتنه بر پای و خروشان».[21]
دیدگاه امام علی (ع) درباره انتقام خون عثمان
در همان ابتدای بیعت مردم با حضرت امیر (ع)، بیعت کنندگان پیشنهاد دادند که حضرت (ع) از کسانی که خون عثمان را ریخته اند، انتقام بگیرد. پاسخ حضرت علی (ع) این بود که خروج کنندگان بر خلیفه بی شمارند و تنبیه آنان که هنوز هم در اوج قدرت اند، ممکن نیست.
انتقام گیری به شیوه ای که مخاطبان مطرح کردند، از نظر آن حضرت (ع) روشی نادرست و متعلق به دوره جاهلیت بود. آنگاه امام (ع) سه گروه را در این زمینه از هم کرده اند: آنان که به تنبیه مخالفان عثمان اعتقاد دارند؛ کسانی که معتقدند باید کشندگان را یاری کرد؛ آن ها که به هیچ کدام تمایل ندارند.
پس در چنین شرایطی وارد کارزار شدن با کشندگان عثمان، دامن زدن بیشتر به فتنه است.[22] این سخن حضرت (ع) نشان می دهد که اصل حرکت به شیوه تندروانه و شورشی که کشندگان عثمان اقدام نمودند، خطا بوده و این انتظار را برای مسلمانان راستین به وجود آورده است که آنان باید تنبیه جدا گردند. حضرت علی (ع) نیز خطاکاری آنان را انکار نکرده، اما درخواست مخاطبان برای تنبیه سرکشی را نپسندید و فرمود:
«شکیبا باشید تا مردم آرامش یافته دل ها در جای خود قرار گیرد و حقوق در موقع مناسب به آسانی گرفته شود، پس نزد من آرام باشید (شتاب نکنید و اینگونه پند ندهید) و ببینید فرمانم به شما چگونه صادر می شود (دستورم را پیروی نمایید) و کاری نکنید که توانایی را نابود ساخته، از بین ببرد و سستی و خواری جا گذارد و بزودی این امر را با مدارا اصلاح کنم، مادامی که مدارای با آن ممکن باشد».[23]
بنابراین حضرت علی (ع)، ضمن پذیرش خطای شورش کنندگان، معتقد هستند، تا آنجا که ممکن است نباید با دست بردن به سلاح و جنگ پا را از حد، فراتر گذاشت و به خون ریزی جدید پرداخت و دوباره، مانند دوره جاهلیت بر آتش فتنه دمید؛ بلکه باید کار را به شیوه انسانی و عقلانی و از راه اصلاح امور پیگیری کرد. ابتدا باید صبر کرد تا هیجانات و فضای شورش فروکش کند، سپس در فضای آرام، حقوق ضایع شده را از راه آسان گرفت و به صاحبان حق برگرداند.[24]
امام (ع) در همین خطبه با تعبیر إنّ هذا الأمر أمر جاهلیّة، نه تنها به صراحت انتقام گیری از شورش کنندگان را کاری متعلق به دوره جاهلیت دانسته اند؛ بلکه به طور ضمنی، خود طغیان برضد عثمان را هر چند مبارزه برضد ستمگری بود، به خاطر روش های غیرانسانی، زیاده روی ها و اقدامات خشونت آمیز، برگشت به دوره جاهلیت ارزیابی کرده اند.
نتیجه گیری
آنچه از موضع گیری امام علی (ع) درباره طغیان مردم برضد حکومت خلیفه سوم عثمان استفاده می شود، این است که در اسلام هم اصل مبارزه و هم شیوه مبارزه، فقط در چارچوب اصول اخلاقی انسانی و آموزه های برتر دینی توجیه پذیر است.
پی نوشت ها
[1] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج2، ص 161-129.
[2] . هاشمی خویی، منهاج البراعة، ج4، ص33.
[3] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج2، ص129.
[4] . شهیدی، نهج البلاغه، ص 55-53.
[5] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج2، ص 161-134.
[6] . موسوی جزائری، ترجمه بهج الصباغة، ص431.
[7] . موسوی جزائری، ترجمه بهج الصباغة، ص356.
[8] . موسوی جزائری، ترجمه بهج الصباغة، ص410.
[9] . موسوی جزائری، ترجمه بهج الصباغة، ص411.
[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 1.
[11] . موسوی جزائری، ترجمه بهج الصباغة، ص403.
[12] . دشتی، نهج البلاغه، ص675.
[13] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج14، ص7.
[14] . فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ص832.
[15] . دشتی، ترجمه نهج البلاغه، ص481.
[16] . موسوی جزائری، ترجمه بهج الصباغة، ص86.
[17] . فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ص105.
[18] . دشتی، ترجمه نهج البلاغه، ص81.
[19] . هاشمی خویی، منهاج البراعة، ص 34-33.
[20] . فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ص105.
[21] . شهیدی، نهج البلاغه، ص271.
[22] . فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ص 548-547؛ موسوی جزائری، ترجمه بهج الصباغة، ص273.
[23] . فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ص548.
[24] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 168.
منابع
- ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، 1363.
- دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، قم، مشهور، 1379.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- شهیدی، سید جعفر، نهج البلاغه، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1378.
- فیض الاسلام اصفهانی، علی نقی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، تهران، موسسه چاپ و نشر تالیفات فیض الاسلام، 1379.
- موسوی جزائری، سید علی محمد، ترجمه بهج الصباغة فی شرح نهج البلاغة، قم، دانشگاه مفید، 1395.
- هاشمی خوئی، حبیب الله، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، تهران، مکتبة الاسلامیه، 1356.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
شفیعی، محمود، تحلیل انقلاب بر ضد عثمان بر اساس نهج البلاغه، فصلنامه علمی پژوهش های نهج البلاغه، شماره 83، 1403، ص 127-105.





















