زهد و ساده زیستی مورد نظر امام علی (ع) و توصیه ایشان به دیگران بدور از افراط و تفریط و اعتدال در زندگی است. زهد و ساده زیستی به مفهوم ترک مطلق دنیا نیست، بلکه بهره مندی از مواهب الهی در عین دلبستگی نداشتن به آن است. امام علی (ع) با بیانی شیوا، دنیا زدگی را نقد کرده و پیامبران را به عنوان الگوهای عملی زهد و ساده زیستی معرفی می کنند. این شیوه زندگی نشان می دهد؛ که کمال انسانی در گرو ساده زیستی است.
1. زهد و ساده زیستی حضرت موسی (ع)
اگرچه در نهج البلاغه جزئیات زندگی مادی حضرت موسی (ع) کمتر ذکر شده، اما نگاه کلی امام علی (ع) بر این است که موسی کلیم الله نیز در دوران رسالت خود، تجسم ساده زیستی بود.
هنگامی که موسی (ع) برای حمایت و دفاع از یکی از قوم بنی اسرئیل در برابر فرعونیان؛ یکی از آنها را کشت، فرعونیان همه جا در تعقیب او بودند. از مصر فرار کرد و به سوی شام، شهر مدین آمد، او این فاصله نسبتا طولانی را از کشوری به کشور دیگر را با پای پیاده آمد. در مسیر راه غذایی هم نداشت، به همین خاطر برگ سبز گیاهان را می خورد.
هنگامی که به دروازه شهر مدین رسید خیلی خسته و گرسنه بود، و با خدایش اینگونه راز و نیاز کرد: «رَبِّ إِنِّى لِمَا أَنزَلْتَ إِلَىَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ»[1]. «پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم!»
امام علی (ع) می فرماید: «وَاللّهِ، مَا سَأَلَهُ إِلاَّ خُبْزاً يَأْکُلُهُ، لاِنَّهُ کَانَ يَأْکُلُ بَقْلَةَ الاْرْضِ، وَ لَقَدْ کَانَتْ خُضْرَةُ الْبَقْلِ تُرَى مِنْ شَفِيفِ[2] صِفَاقِ[3] بَطْنِهِ، لِهُزَالِهِ[4] وَ تَشَذُّبِ[5] لَحْمِهِ» به خدا سوگند! موسی (ع) غیر از قرص نانی که بخورد از خدا نخواست؛ زیرا وی در مسیر راه مصر به مدین از گیاهان زمین تغذیه می کرد تا آن جا که بر اثر لاغری شدید و تحلیل رفتن گوشت بدن او رنگ سبز گیاه از پشت پرده شکمش آشکار بود.
درست است که موسی (ع) در این شرائط فوق العاده به حکم اجبار و به طور طبیعی، بسیار در مضیقه بود. ولی مهم این است که تنها به مقدار رفع ضرورت از خدای خود تقاضا کرد و این دلیل روشنی بر پارسایی اوست.
امام (ع) درباره تمام انبیا می فرمایند که خداوند ایشان را به ساده زیستی آزمود و آنها را از زرق و برق دنیا دور نگه داشت تا حجت بر مردم تمام شود. این ساده زیستی، به موسی امکان داد که با قلبی پاک به مناجات با پروردگار بپردازد.
2. زهد و ساده زیستی حضرت داوود (ع)
در مورد حضرت داوود (ع)، خداوند در قرآن می فرماید: «وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ»[6] ما حکومت او را استحکام بخشیدیم؛ هم دانش به او دادیم و هم مقام قضاوت.
او هم پادشاه بود و هم پیامبر، با این وجود از ساده زیستی و شب زنده داری هرگز غافل نبود. انبیا، هرچند دارای ملک و قدرت دنیوی بودند، هرگز گرفتار دام آن نشدند.
امام علی (ع) در مورد ساده زیستی حضرت داوود (ع) در نهج البلاغه می فرماید: «لَقَدْ کَانَ يَعْمَلُ سَفَائِفَ[7] الْخُوصِ[8] بِيَدِهِ، وَ يَقُولُ لِجُلَسَائِهِ: أَيُّکُمْ يَکْفِينِي بَيْعَهَا! وَ يَأْکُلُ قُرْصَ الشَّعِيرِ مِنْ ثَمَنِهَا.»[9]
حضرت داوود با دست خود از لیف خرما زنبیل می بافت و به دوستانش می گفت: کدام یک از شما حاضر است این ها را برای من بفروشد، و از بهای آن قرص نان جویی تهیه می کرد و تناول می نمود.
یکی از اصحاب خاص امام علی (ع) به نام «نوف بکالى» که همواره در خدمت آن حضرت بوده نقل می کند: امام علی (ع) را در یکى از شب ها دیدم براى عبادت از بستر خود خارج شده بود. نگاهى به ستارگان آسمان افکند. سپس به من فرمود: اى نوف! خوابى یا بیدار؟ عرض کردم: بیدارم.
در ستایش زاهدان فرمود: «اى نوف! خوشا به حال زاهدان در دنیا که راغبان در آخرتند، همان ها که زمین را فرش و خاک آن را بستر و آبش را نوشیدنى گواراى خود قرار دادند. قرآن را همچون لباس زیرین و دعا را همچون لباس رویین خویش ساختند. سپس دنیا را بر روش مسیح سپرى کردند»[10]
تعبیر امام علی (ع) در این کلام نورانی؛ که زاهدان زمین را فرش و خاک را بستر قرار داده اند؛ کنایه از زهد آنان در حد اعلى است.
سپس امام علی (ع) در ادامه این سخن در بیان اهمیت بیدار ماندن در آن ساعت شب و راز و نیاز به درگاه خداوند فرمود: «اى نوف! حضرت داوود (ع) در چنین ساعتى از خواب برخاست و گفت: این همان ساعتى است که هیچ بنده اى در آن دعا نمى کند؛ جز این که به اجابت مى رسد، «یَا نَوْفُ إِنَّ دَاوُدَ (ع) قَامَ فِی مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَةِ مِنَ اللَّیْلِ فَقَالَ إِنَّهَا لَسَاعَةٌ لاَ یَدْعُو فِیهَا عَبْدٌ إِلاَّ اسْتُجِیبَ لَهُ»[11]
علت ذکر نام داوود در اینجا شاید از این رو باشد که او حکومت گسترده اى داشت و چنین کسى مى بایست؛ قاعدتاً از مناجات با خداوند در چنین ساعت از شب بر اثر گرفتارى ها غافل بماند. اما او به خاطر زهد و ساده زیستی اش در دام قدرت و دنیا نیفتاد.
لذا حضرت داوود (ع) با دسترنج خود امرار معاش می کرد و این عمل خود، اوج زهد و ساده زیستی را در مقابل کسانی که به دنبال کسب ثروت اند، نشان می دهد. همین زهد و ساده زیستی داوود، او را شایسته مقام نبوت و حکومت الهی ساخت.
3. زهد و ساده زیستی حضرت عیسی (ع)
امام علی (ع) در فرازی از کلام گهربارش به تبیین زهد و ساده زیستی عيسى بن مريم مى پردازد و در سيزده جمله کوتاه، تمام بخش هاى اين زندگى زاهدانه را خلاصه مى کند؛ همان زندگانى عجيبى که تصورش براى ما مشکل است؛ تا چه رسد به عمل کردن آن.
امام علی (ع) در توصیف ساده زیستی حضرت عیسی (ع) مى فرمايد:
«فَلَقَدْ کَانَ يَتَوَسَّدُ [12] الْحَجَرَ، وَ يَلْبَسُ الْخَشِنَ، وَ يَأْکُلُ الْجَشِبَ وَ کَانَ إِدَامُهُ الْجُوعَ»[13]
او سنگ را بالش خود قرار مى داد، لباس خشن مى پوشيد؛ غالباً تنها به نان قناعت مى کرد و نان خورشى نداشت.
«وَ سِرَاجُهُ بِاللَّيْلِ الْقَمَرَ، وَ ظِلاَلُهُ فِي الشِّتَاءِ مَشَارِقُ الاَْرْضِ وَ مَغَارِبَهَا»[14]
چراغ شب هايش ماه، سر پناه او در زمستان مشرق و مغرب زمين بود. (صبح ها در طرف غرب و عصرها در طرف شرق رو به آفتاب قرار مى گرفت).
«وَ فَاکِهَتُهُ وَ رَيْحَانُهُ مَا تُنْبِتُ الاَْرْضُ لِلْبَهَائِمِ؛ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ زَوْجَةٌ تَفْتِنُهُ، وَ لاَ وَلَدٌ يَحْزُنُهُ، وَ لاَ مَالٌ يَلْفِتُهُ، وَ لاَ طَمَعٌ يُذِلُّهُ، دَابَّتُهُ رِجْلاَهُ، وَ خَادِمُهُ يَدَاهُ»[15].
ميوه او گل، گياهانى بود که از زمين براى چهارپايان مى رویید. نه همسرى داشت که او را بفريبد و نه فرزندى که (مشکلاتش) او را غمگين سازد؛ نه مالى داشت که او را به خود مشغول دارد و نه طمعى که خوارش کند؛ مرکبش پاهايش بود و خادمش دست هايش!».
حضرت عیسی (ع) در زمانى ظهور کرد که دنيا پرستان بنى اسرائيل زندگى پر زرق و برق، کاخ هاى پرتجمل، همسران زيبا، لباس هاى زينتى و مرکب هاى گرانبها داشتند. زندگی حضرت عیسی (ع) نمونه بارزی از زهد و ساده زیستی بود؛ او با اختیارِ این زهد و ساده زیستی مطلق، به ما آموخت که رهایی روح در گرو رهایی از قید مادیات است
4. زهد و ساده زیستی پیامبر اسلام (ص)
امام علی (ع)، که نزدیک ترین فرد به رسول خدا (ص) بود، گویا ترین توصیفات را از زهد و ساده زیستی ایشان بیان می کند.
«وَ لَقَدْ کَانَ فِي رَسُولِ اللّهِ (ص) کاف لَکَ فِي الاْسْوَةِ، وَ دَلِيلٌ لَکَ عَلَى ذَمِّ الدُّنْيَا وَ عَيْبِهَا، وَ کَثْرَةِ مَخَازِيهَا وَ مَسَاوِيهَا»[16] امام (ع) در این کلام نورانی می فرماید: برای تو کافی است که روش رسول خدا را سرمشق خود قرار دهی و دلیل و راهنمای خود در نکوهش دنیا و عیب آن و رسوایی فراوان و بدی هایش بشماری.
امام علی (ع) در این کلام دو تعبیر در مورد پیامبر (ص) به کار برده است؛ هم پیامبر را «اسوه» و هم «دلیل» می شمرد. یعنی هم اینکه از آن پیشوای بزرگ پیروی کنیم، و هم زندگی خویش را با زندگی او تطبیق دهیم، که نتیجه این دو تعبیر یکی است.
ولی از نظر معنا تفاوت لطیفی با هم دارند، «اسوه» اشاره به این است که ما زندگی خود را با زندگی پیامبر (ص) تطبیق دهیم، ولی «دلیل» اشاره به این است که او ما را به سوی خود فرا می خواند.
امام (ع) در ادامه کلام به ذکر «دلیل» می پردازد و می فرماید: «اذْ قُبِضَتْ عَنْهُ أَطْرَافُهَا، وَ وُطِّئَتْ لِغَيْرِهِ أَکْنَافُهَا، وَ فُطِمَ عَنْ رَضَاعِهَا، وَ زُوِيَ عَنْ زَخَارِفِهَا»[17].
یعنی اینکه جوانب دنیا از او گرفته شد و برای دیگران آماده شد؛ به تعبیر دیگر او چیزی از متاع دنیا در اختیار نداشت و دنیا پرستان همه چیز داشتند؛ او از پستان دنیا جدا و از رخارف و زیباییش برکنار شده بود.
پیامبر در زمانی می زیست؛ که قیصرها و کسری ها در کاخ های افسانه ای در ناز و نعمت بودند. حتی در زمانی که به قدرت هم رسید و غنایم فراوان در اختیارش قرار گرفت، زهد و ساده زیستی را برگزید، و به آن زندگی افتخار می کرد و می فرمود: «الفقر فخری».
این کلام نه بدان معنا است که پیامبر (ص) توان و قدرت دستیابی به ثروت را نداشت؛ بلکه خود او به چنین زندگی مایل نبود. لذا در روایت آمده فرشته ای نزد پیامبر آمد و کلید خزائن زمین را در دست داشت؛ عرض کرد: «یا مُحَمَّدُ هَذِهِ مَفَاتِيحُ خَزَائِنِ الاَْرْضِ يَقُولُ لَکَ رَبُّکَ إِفْتَحْ وَ خُذْ مِنْهَا مَا شِئْتَ مِنْ غَيْرِ أَنْ تَنْقُصَ شَيْئاً عِنْدِي»[18]
اى محمد! اين ها کليدهاى خزائن زمين است. پروردگارت مى گويد: هر يک را مى خواهى بگشا و هر چه مى خواهى از آن بردار؛ بى آن که چيزى از مقام تو نزد من کاسته شود.
رسول خدا (ص) فرمود: «الدُّنْيَا دَارَ مَنْ لاَ دَارَ لَهُ وَ لَهَا يَجْمَعُ مَنْ لاَ عَقْلَ لَهُ» دنيا سراى کسى است که از سراى آخرت بى بهره است و کسى براى دنيا جمع مى کند که عقل و خرد ندارد. آن فرشته عرض کرد: «سوگند به خدايى که تو را به حق، به نبوّت برانگيخته است، من همين سخن را از فرشته اى در آسمان چهارم هنگامى که کليدها به من سپرده شد، شنيدم»[19]
امام علی (ع) در خطبه ۱۶۰، بخش پنجم می فرمایند: «در روش زندگی او تأمل کن؛ دنیا را چگونه ترک گفت و چقدر به آن بی اعتنا بود؟» او به اندازه ضرورت از دنیا بهره گرفت و هرگز تمایلی به آن نشان نداد. پهلویش از همه مردم لاغرتر و شکمش از همه گرسنه تر بود. دنیا به او عرضه شد ولی آن را نپذیرفت، این نهایت ساده زیستی پیامبر است.
امام علی (ع) پیامبر را معیار اصلی زهد و ساده زیستی برای همه مسلمانان معرفی می کند و می گوید: «فَتَأَسَّ بِنَبِيِّكَ الْأَطْيَبِ الْأَطْهَرِ، فَإِنَّ فِيهِ أُسْوَةً لِمَنْ تَأَسَّى»[20] اگر از شیوه زهد و ساده زیستی او پیروی کنید، رستگار خواهید شد. پیروی از این زهد و ساده زیستی، نشانه ایمان حقیقی است.
نتیجه گیری
از دیدگاه امام علی (ع)، زهد و ساده زیستی پیامبران الهی یک سیره مستثنی و فردی نبود، بلکه یک الگوی جهانی و ابدی است. زندگی حضرت عیسی، موسی، داوود و پیامبر اسلام (ص)، همگی بر پایه زهد و ساده زیستی بنا شده بود تا به مردم ثابت شود که خوشبختی واقعی در گرو تعلقات مادی نیست. امام علی (ع) خود، با ادامه دادن این زهد و ساده زیستی، آخرین پرچمدار این سنت الهی شد و زهد و ساده زیستی را به عنوان میراثی گرانبها برای بشریت به جای گذاشت.
پی نوشت ها
[1] – سوره قصص، آیه 24.
[2] – «شفیف» از ماده «شفوف» به معناى شفاف شدن چيزى است؛ به طورى که آن چه در پشت آن قرار گرفته، نمايان شود.
[3] – «صفاق» به معناى پوسته زيرين شکم است، که زير پوسته روئين قرار گرفته.
[4] – «هزال» به معناى لاغرى است.
[5] – «تشذب» به معناى متفرق شدن است و در اين جا به معناى تکيده شدن گوشت بدن است.
[6] – سوره ص، آیه 20.
[7] – «سفائف» جمع سفیفه به معنای چیزی است که از برگ درخت خرما بافته شده.
[8] – «خوص» برگ درخت خرما.
[9] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 160.
[10] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 104.
[11] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 104.
[12] – چیزی را که زیر سر می گذارد، بالشت.
[13] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 160.
[14] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 160.
[15] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 160.
[16] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 160.
[17] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 160.
[18] – مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین (ع)، ج6، ص240.
[19] – کلینی، اصول کافی، ج2، ص129.
[20] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه160.
فهرست منابع
- قرآن کریم
- شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، لقمان، 1379، چاپ سوم.
- کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1363.
- مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمومنین (ع)، قم، انتشارات مدرسه امام علی (ع).





















