زهدورزی یا زندگی مرفه؟! تاریخ بشر گواه این است که انسان ها در بهره مندی از لذت های دنیایی رویکردهای متفاوتی را در پیش گرفته اند.
گروهی مانند آریستیپوس کورنایی آشکارا به بهره مندی هرچه بیشتر از لذات در دنیا توصیه می نمایند.[1] برخی دیگر، مانند انیس طینس سر سلسله کلیون، فضیلت را در ترک همه نعمت های جسمانی می داند و به شاگردان خود توصیه می کند تا به فقر و تحمل درد و رنج افتخار کنند.[2]
در میان امت اسلامی نیز این دو خط فکری، طرفدارانی دارد. در سویی امثال عثمان بن مظعون هستند که زن و زندگی را رها کرده و رهبانیت را برگزیده اند.
در دیگر سو، امثال عبدالرحمن بن عوف حضور دارند. هنگام مرگش مقداری طلا باقی گذاشته بود که برای تقسیم آن، از تبر استفاده کردند و سهم الارث هر یک از چهار همسر او یک هشتم ما ترک او معادل هشتاد هزار دینار بود.
اما سبک زندگی امام علی (ع) و توصیه ایشان به دیگران بدور از افراط و تفریط و اعتدال در زندگی است. زهدورزی به مفهوم ترک مطلق دنیا نیست، بلکه بهره مندی از لذتهای دنیا در عین دلبستگی نداشتن به آن است.
حقیقت زهدورزی چیست؟
شناخت معنای صحیح واژه «زهد»، به ما کمک می کند. تا بتوانیم درک درستی از زهدورزی داشته باشیم. و روایت هایی را که به ظاهر متعارض بنظر می رسد؛ بهتر تحلیل نماییم. برخی لغت شناسان زهدورزی را دوری مطلق از دنیا دانسته اند.[3]
«زهد» در اصل به معنی کمی شی است، از این رو، به دره هایی که مقدار کمی از آب را در خود جای می دهد «زهید» و به زمین هایی که گنجایش پذیرش آب کمی را داشته و با اندک بارانی، در آنها سیل جاری می شود «زهاد» گفته اند.[4]
از همین رو، بسیاری از لغت شناسان، زهد را بی رغبتی و حریص نبودن بر دنیا معنا کرده اند.[5]
کلام امام علی (ع) در نهج البلاغه بهترین موئد بر این معنا است که می فرماید: «الزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ، قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» وَ مَنْ لَمْ يَأْسَ عَلَى الْمَاضِي وَ لَمْ يَفْرَحْ بِالْآتِي، فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَيْهِ».[6]
«تمام زهد در دو جمله از قرآن مجيد آمده است. خداوند سبحان مى فرمايد: تا بر گذشته تأسف مخوريد و به آنچه در دست داريد دلبسته و شادمان نباشيد (آیۀ قرآن). بنابراين آن كس كه بر گذشته تأسف نمى خورد و به آينده (و آنچه در دست دارد) دلبستگى ندارد هر دو طرف زهد (از آغاز تا پايان آن) را در اختيار گرفته است.».
اگر نعمت های الهی به تو روی آورد، شاکر و سپاس گزار خداوند باش، و چنانچه نعمتها را از دست دادی، تاسف نخور.
زهدورزی یک برادر و زندگی مرفه برادر دیگر
یکی از مکارم اخلاقی، پارسایی و زهدورزی نسبت به دنیا و لذتهای آن است. آیات قرآن و روایات نیز، بیانگر تشویق به سوی این فضیلت اخلاقی است.
ماهیت و و حقیقت زهدورزی واقعی چیست؟ آیا ترک همسر و فرزند و کناره گیری از دنیا و لذت های آن؛ و خرقه پوشی پوشی با زهدورزی تناسب دارد؟ یا اینکه در کنار استفاده از لذت های دنیوی هم می شود، زهدورزی نمود؟ کلام گهربار امام علی (ع) در این مورد به عنوان چراغ راه برای زاهدان و پارسایان است.
امام علی (ع) بعد از خاتمه جنگ جمل، وارد شهر بصره شد. در خلال ایامی که در بصره بود، روزی به عیادت یکی از یارانش به نام «علاء بن زیاد حارثی» رفت. این مرد خانه مجلل و وسیعی داشت. امام علی (ع) همین که آن خانه را با آن عظمت و وسعت دید، به او گفت: «مَا كُنْتَ تَصْنَعُ [بِسَعَةِ] بِسِعَةِ هَذِهِ الدَّارِ فِي الدُّنْيَا- [أَمَا] وَ أَنْتَ إِلَيْهَا فِي الْآخِرَةِ كُنْتَ أَحْوَجَ»[7]
«این خانه به این وسعت به چه کار تو در دنیا می خورد، در صورتی که به خانه وسیعی در آخرت محتاج تری؟!
«وَ بَلَى إِنْ شِئْتَ بَلَغْتَ بِهَا الْآخِرَةَ تَقْرِي فِيهَا الضَّيْفَ وَ تَصِلُ فِيهَا الرَّحِمَ وَ تُطْلِعُ مِنْهَا الْحُقُوقَ مَطَالِعَهَا، فَإِذاً أَنْتَ قَدْ بَلَغْتَ بِهَا الْآخِرَةَ»[8]
ولی اگر بخواهی می توانی که همین خانه وسیع دنیا را به وسیله ای برای رسیدن به خانه وسیع آخرت قرار دهی، به اینکه در این خانه از مهمان پذیرایی کنی، صله رحم نمایی، حقوق مسلمانان را در این خانه ظاهر و آشکار کنی، این خانه را وسیله زنده ساختن و آشکار نمودن حقوق قرار دهی و از انحصار مطامع شخصی و استفاده فردی خارج نمایی.
«فَقَالَ لَهُ الْعَلَاءُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَشْكُو إِلَيْكَ أَخِي عَاصِمَ بْنَ زِيَادٍ. قَالَ وَ مَا لَهُ؟ قَالَ لَبِسَ الْعَبَاءَةَ [الْعَبَاءَ] وَ تَخَلَّى [مِنَ] عَنِ الدُّنْيَا»[9]
علاء رو به امام (ع) نمود و عرضه داشت: «یا امیر المؤمنین! من از برادرم عاصم پیش تو شکایت دارم.
امام (ع) فرمود: چه شکایتی داری؟
علاء گفت: برادرم عاصم، تارک دنیا شده، جامه کهنه پوشیده، گوشه گیر و منزوی شده، همه چیز و همه کس را رها کرده.
«قَالَ عَلَيَّ بِهِ. فَلَمَّا جَاءَ قَالَ يَا عُدَيَّ نَفْسِهِ، لَقَدِ اسْتَهَامَ بِكَ الْخَبِيثُ، أَمَا رَحِمْتَ أَهْلَكَ وَ وَلَدَكَ؟ أَتَرَى اللَّهَ أَحَلَّ لَكَ الطَّيِّبَاتِ وَ هُوَ يَكْرَهُ أَنْ تَأْخُذَهَا؟ أَنْتَ أَهْوَنُ عَلَى اللَّهِ مِنْ ذَلِكَ.»[10]
امام (ع) دستور داد؛ او را حاضر کنید!
عاصم را احضار کردند و آوردند. امام علی (ع) به او رو کرد و فرمود: «ای دشمن جان خود، شیطان عقل تو را ربوده است، چرا به زن و فرزند خویش رحم نکردی؟ آیا تو خیال می کنی که خدایی که نعمتهای پاکیزه دنیا را برای تو حلال و روا ساخته ناراضی می شود از اینکه تو از آنها بهره ببری؟ تو در نزد خدا کوچکتر از این هستی.»
عاصم: عرض کرد: «قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَذَا أَنْتَ فِي خُشُونَةِ مَلْبَسِكَ وَ جُشُوبَةِ مَأْكَلِكَ. قَالَ وَيْحَكَ، إِنِّي لَسْتُ كَأَنْتَ، إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ [الْحَقِ] الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ، كَيْلَا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ.»[11]
«ای امیر المؤمنین، تو خودت هم که مثل من هستی، تو هم که به خود سختی می دهی و در زندگی بر خود سخت می گیری، تو هم که جامه نرم نمی پوشی و غذای لذیذ نمی خوری، بنابراین من همان کار را می کنم که تو می کنی و از همان راه می روم که تو می روی».
امام علی (ع) فرمود: اشتباه می کنی. من با تو فرق دارم. من سمتی دارم که تو نداری. من در لباس پیشوایی و حکومتم. وظیفه حاکم و پیشوا وظیفه دیگری است. خداوند بر پیشوایان عادل فرض کرده که ضعیف ترین طبقات ملت خود را مقیاس زندگی شخصی خود قرار دهند و آن طوری زندگی کنند که تهیدست ترین مردم زندگی می کنند، تا سختی فقر و تهیدستی به آن طبقه اثر نکند. بنابراین من وظیفه ای دارم و تو وظیفه ای.[12]
اهمیت ذکر این داستان از آن جهت است؛ که امام علی (ع) علاوه بر انتقاد از زندگی اشرافی علاء بن زیاد حارثی، از برادرش عاصم بن زیاد، نیز به زهدورزی بیش از حد نیز خرده گرفت.
بنابراین از کلام امام علی (ع) استفاده می شود که زهدورزی راستین، به خرقه پوشی و ترک مطلق دنیا و لذتهای آن نیست؛ بلکه زهدورزی با وجود مال و مقام و موقعیت نیز تحقق می پذیرد، چنانکه بسیاری از اولیای خدا، مانند حضرت داوود و سلیمان با داشتن ملک و حکومت و ثروت، زاهدترین بندگان خدا نیز بوده اند.
از روايات متعدّدى استفاده مى شود که يکى از نشانه هاى سعادت انسان داشتن خانه وسيع است؛
پيامبر اکرم (ص) در حديثى فرمود: «مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ، المَسْکَنُ الْواسِعُ»[13] خانه وسیع داشتن از سعادت مرد مسلمان است. روایت پیامبر (ص) دقیقا مانند کلام امام علی (ع) است که در بالا ذکر شد.
لذا خانه هاى تنگ و کوچک، بهانه خوبى براى ترک صله رحم و دعوت نکردن از مهمان است. به همین جهت داشتن منزل وسیع از نشانه های سعادت مرد مسلمان محسوب می شود.
جمع بندی
زهدورزی به معنای ترک مطلق دنیا و تحریم لذتهای آن و رهبانیت نیست چنانچه برخی همین مفهوم را از زهدورزی دریافته اند، بلکه به معنای وابستگی نداشتن به دنیاست نه دوری مطلق از دنیا؛ برخورد امام علی (ع) با عاصم بن زیاد بهترین دلیل این نظریه است. لذا با توجه به مطلوبیت زهدورزی، با فرهنگ مصرف گرایی در جامعه باید مقابله شود.
پی نوشت ها
[1] – مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ص110.
[2] – مطهری، مجموعه آثار، ج19، ص398.
[3] – لوئیس معلوف، المنجد فی اللغة، ص308.
[4] – ابن فارس، معجم مقائیس اللغة، ج3، ص30.
[5] – ابن منظور، لسان العرب، ج3، ص197.
[6] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 439.
[7] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 209.
[8] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 209.
[9] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 209.
[10] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 209.
[11] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 209.
[12] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه209.
[13] – کلینی، اصول کافی، ج6، ص526، ح7، باب وسعه المنزل.
فهرست منابع
- قرآن کریم
- شریف رضی، محمدبن حسین، نهج البلاغه، قم، انتشارات لقمان، 1379، چاپ سوم.
- ابن فارس، ابوالحسین، معجم مقائیس اللغه، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1404ق.
- ابن منظور، جمال الدین، لسان العرب، دارصادر، بیروت، 1408ق.
- معلوف، لوئیس، المنجد فی اللغه، دارالمشرق، بیروت، 1992م.
- مصباح یزدی، محمد تقی، اخلاق در قرآن، نشر بین الملل، تهران،1381ش.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، قم، بی تا.
منبع مقاله؛ با اقتباس و ویرایش از:
مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمومنین (ع)، جلد 8، ص119-137.





















