انسان در زندگی و هنگام سختی ها باید مراقب باشد و با بهره گیری از کلام خدا و سیره پیامبر (ص) و ائمه هدی (ع) از مسیر حق جدا نشود و با بندگی خداوند پیوسته در مسیر بندگی و عبودیت قرار گرفته و منحرف نگردد. از این رو ضروری است که انسان ها پیوسته در پی شناخت و مدیریت خویشتن باشند. مؤثرترین راه های مدیریت خویشتن از منظر امام علی (ع) در نهج البلاغه تبیین گردیده است.
مؤثرترین راه های مدیریت خویشتن
امام علی (ع) درباره ضرورت و اهمیت مدیریت خویشتن می فرمایند:
«مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً، [فَعَلَيْهِ أَنْ يَبْدَأَ] فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ؛ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ؛ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا، أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ»؛[1] «هر کس خود را رهبر مردم قرار دهد، باید قبل از دیگران به خود بپردازد و باید نخست، مردم را با رفتار خود و سپس با گفتار، ادب آموزد. کسی که معلم و ادب کننده خویشتن است، به احترام سزاوارتر است از کسی که معلم و مربی مردم است».
همچنین می فرمایند: «إذا نَفَذَ حُكمُكَ في نفسِكَ تَداعَت أنفُسُ الناسِ إلى عَدلِكَ»؛[2] «هرگاه حکم تو درباره خودت نافذ باشد، دل های مردم به عدالت تو روی می آورد».
انسان دارای گرانبهاترین گوهر وجود است و نباید آن را به خواری بکشاند، بلکه باید آن را بشناسد، به بار بنشاند و استعدادهای شگفت خود را در جهت کمال مطلق شکوفا سازد. نفس انسانی، جوهری الهی و نفحه ای ربانی است و همچون آیینه ای است که صفات رحمانی در آن متجلی می شود و انسان واجد این حقیقت ملکوتی، می تواند با تربیت، خود را شکوفا کرده و والاترین جلوه حق گردد و از طریق مدیریت خویشتن به اصلاح فردی بپردازد، زیرا کسی که از اصلاح نفس خویش ناتوان باشد، از اصلاح امور اجتماعی ناتوان تر است.
۱- خودشناسی
خودشناسی، مهمترین عامل خوشبختی انسان در دنیا و آخرت است. علمای اخلاق، با توجه به آیات و روایات و آموزه های دینی، از خودشناسی به عنوان سودمندترین علوم یاد کرده اند و آن را نخستین مرحله در سیر و سلوک اخلاقی برشمرده اند؛ چرا که همانا خداشناسی نیز از خودشناسی آغاز می شود. از این رو یکی از مسائل مهمی است که در نهج البلاغه سخت، مورد توجه قرار گرفته است.
از نظر امام علی (ع) انسان موجودی است دارای خرد و دارای استعدادهای گوناگون که باید قدر آن را شناخته و آن را در جهت تعالی و کمال بکشاند. شناخت قدر و منزلت، خود نشانه تعالی و رشد یافتگی انسان است. انسانی که قدر و منزلت خود را درک کند، استعدادهای وجودی خویش را به هدر نمی دهد و از امکانات و جهانی که برای او خلق شده در جهت نیل به کمال بهره می جوید.[3]
بنابراین، انسان باید خود را بشناسد، زیرا به فرموده امیرالمؤمنین (ع): «هَلَكَ امْرُؤٌ لَمْ يَعْرِفْ قَدْرَهُ»؛[4] «کسی که قدر و منزلت خود را نشناسد، هلاک می گردد».
2- جهاد با نفس و خودسازی
شناخت و بصیرت خود، محور مدیریت خویشتن است و این با مفهوم جهاد با نفس و نقطه آغاز آن، یعنی یقظه و بیداری، ارتباط تنگاتنگی دارد. آری، بشر امروز خسته از فن آوری هایی که حجابی بر فطرت او شده اند، می رود که به فطرت خود رجوعی دوباره داشته باشد. این نیاز به بازگشت به فطرت است که او را لحظه به لحظه به سوی تعمیق و گسترش رهبری و مدیریت خویشتن هدایت و رهنمون می سازد.
خودسازی، یکی از ویژگی های بارز انسان های شایسته است که در آن، نه تنها با رذایل اخلاقی نفس خویش به مبارزه می پردازند، بلکه سجایا و اخلاق نیکو را در خویش تقویت می کنند. تزکیه و خودسازی، یکی از اصول تربیتی اسلام است.
هدف از تزکیه، این است که انسان خود را از هر خصلت ناروا که مانع کمال و کرامت نفس است، پیراسته سازد و از این طریق آماده پذیرش خصلت های سازنده و پاک انسانی گردد و در نتیجه، تعادل و رشد لازم را برای انسان تر شدن و به خدا نزدیک شدن به دست آورد.
حضرت علی (ع) درباره بهترین و دوست داشتنی ترین بندگان می فرمایند:
«عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَيْهِ عَبْداً أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ، فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ وَ تَجَلْبَبَ الْخَوْفَ، فَزَهَرَ مِصْبَاحُ الْهُدَى فِي قَلْبِهِ وَ أَعَدَّ الْقِرَى لِيَوْمِهِ النَّازِلِ بِهِ، فَقَرَّبَ عَلَى نَفْسِهِ الْبَعِيدَ وَ هَوَّنَ الشَّدِيدَ؛ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ ذَكَرَ فَاسْتَكْثَرَ وَ ارْتَوَى مِنْ عَذْبٍ فُرَاتٍ سُهِّلَتْ لَهُ مَوَارِدُهُ فَشَرِبَ نَهَلًا وَ سَلَكَ سَبِيلًا جَدَداً»؛[5]
«اى بندگان خدا، محبوب ترين بندگان خدا در نزد او بنده اى است كه خدايش در مبارزه با نفس يارى دهد. پس اندوه را جامه، زيرين خود سازد و خوف را پوشش رويين. چراغ هدايت در دلش افروخته است و براى روز مرگ خود توشه اى مهيا كرده، مرگى را كه ديگران دورش مى پندارند، نزديكش انگاشته است.
تن به سختی ها سپرده. نگريسته و نيكو نگريسته، خدا را ياد كرده و فراوان ياد كرده. از آبى گوارا كه راه آبشخورش سهل و آسان بوده، سيراب گشته و با همان جرعه نخستين تشنگی اش فرو نشسته است».
همچنین می فرماید:
«فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُ مِنْكُمْ فِي أَيَّامِ مَهَلِهِ قَبْلَ إِرْهَاقِ أَجَلِهِ، وَ فِي فَرَاغِهِ قَبْلَ أَوَانِ شُغُلِهِ؛ وَ فِي مُتَنَفَّسِهِ قَبْلَ أَنْ يُؤْخَذَ بِكَظَمِهِ؛ وَ لْيُمَهِّدْ لِنَفْسِهِ وَ قَدَمِهِ؛ وَ لْيَتَزَوَّدْ مِنْ دَارِ ظَعْنِهِ لِدَارِ إِقَامَتِهِ … لَا تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتَذْهَبَ بِكُمُ الرُّخَصُ مَذَاهِبَ الظَّلَمَةِ وَ لَا تُدَاهِنُوا فَيَهْجُمَ بِكُمُ الْإِدْهَانُ عَلَى الْمَعْصِيَةِ»؛[6]
«پس بر هر یک از شماست (که برای اصلاح و تربیت خود) عمل نماید و وظیفه خود بگذارد، در روزهایی که فرصتی دارد، پیش از آن که مرگ او را به حال خود نگذارد. روزهایی که آسوده خاطر است و زمان دل مشغولی او نرسیده، روزهایی که دم تواند برآورد و گلویش خشک نشده است (و راه نفسش بسته نشده است) و باید که خود را برای رسیدن (بدان جهان) آماده دارد و از جای کوچ برای جای ماندن توشه بردارد …
به نفستان میدان ندهید که این شما را به راه های ستم پیشگان می برد و با نفستان سازش مکنید که این شما را به معصیت می کشاند».
در منطق امیرمومنان (ع) انسان خود باید به تربیت خویش قیام کند و راه سخت کمال را با پای خود در نوردد و به سازش با نفس تن نسپارد. از اینرو، ایشان خودسازی معنوی را شرط اول رشد و سعادت می دانند و پس از طرح ضرورت خودسازی، به راه های آن می پردازند و روش تربیت نفس و راه مدیریت خویشتن را نشان می دهند و رهنمود می دهند که منتظر دیگران نباشید و تربیت و خودسازی را با تلاش و کوشش از خود آغاز کنید و نفس خویش را از هرگونه کارهای پست دور نگهدارید.
3- بیداری از خواب غفلت
امام علی (ع) می فرماید: «خُذُوا مِنْ أَجْسَادِكُمْ فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ وَ لَا تَبْخَلُوا بِهَا عَنْهَا»؛[7] «از جسم و تن خویش بگیرید و آن را خرج روح و روانتان کنید و از مصرف کردن تن، برای جان بخل نورزید». در این دنیا، هر کس به فکر خویش است. در این میان، یکی، تنها به جسم خود می اندیشد و آن را اصل می داند و دیگری، روح را.
بسیاری در پایان عمر حسرت می خورند که اوقات بی بازگشت خود را صرف اموری گذرا و ناچیز کردند. امیرمؤمنان علی (ع) نیز در سخنی پند آموز، حالت کسانی را ترسیم می کنند که با جدا شدن از دنیا و گذاشتن آن و رفتن به جهانی دیگر، پرده غفلت از مقابل چشمانشان کنار می رود و هر آنچه را سود اخروی برایشان نداشت، عیان می بینند.
همه نیروها تحلیل می روند، امانت ها پس گرفته می شوند و مرگ به سراغشان می آید، به گونه ای که توان حرف زدن نیز از آنان گرفته می شود. اینجاست که دیگر هیچ موجودی را یارای چاره جویی و بازگرداندن لحظه های تلف شده بر او نیست و تنها به این می اندیشد:
«يُفَكِّر فيم آفنی عُمره و فيم أَذْهَبَ دهره»؛[8] «عمرم را صرف چه کردم و روزگارم را در چه راهی گذراندم».
نتیجه گیری
مراتب کمال انسانی در پی شناخت و نقد دقیق خویشتن برای رهرو راه حق تبیین شده است. جهاد با نفس و خودسازی، باعث ایجاد تغییرات درونی و حرکت به سوی ارزش ها شده و پس از بیداری از خواب غفلت، منجر می شود قدر داشته ها را دانسته و در پایان عمر حسرت اوقات بی بازگشت زندگی را نخورد.
پی نوشت ها
[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 73.
[2] . آمدی تمیمی، غررالحکم و دررالکلم، ح4095.
[3] . نصری، سیمای انسان کامل از دیدگاه مکاتب، ص492.
[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 149.
[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 87.
[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 86.
[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 183.
[8] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 108.
منابع
- آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، قم، دارالکتاب الاسلامی، 1410ق.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- نصری، عبدالله، سیمای انسان کامل از دیدگاه مکاتب، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهی، 1371.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
طباطبایی مزرعه نو، طاهره سادات، مدیریت زمان در نهج البلاغه، فصلنامه آیین علوی، شماره 6، 1401، ص 78-47.






















