خرد و خردمندی در اسلام و تأثیر آن بر زندگی زنان

خرد و خردمندی به عنوان دو مفهوم کلیدی در زندگی انسان، همیشه مورد توجه اندیشمندان و متفکران بوده است. خرد به انسان کمک می کند تا حقیقت ها را به درستی درک کند و با به کارگیری آن، به خردمندی دست یابد که به معنای استفاده از دانش و تجربه در راستای تصمیم گیری های درست است. این نوشتار به خرد و خردمندی از دیدگاه نهج البلاغه می پردازد.

اهمیت خرد و خردمندی

خرد و خردمندی از مهم ترین ویژگی های انسانی هستند که او را به سوی شناخت، تصمیم گیری آگاهانه و زندگی متعادل هدایت می کنند. خرد، ابزار اندیشه و تعقل است و خردمندی، به کاربستن این توانایی در مسیر اخلاق و کمال است. از این رو درباره جایگاه خرد و خردمندی در نهج البلاغه آمده است: «إِنَّ أَغْنَی الْغِنَی الْعَقْلُ[1]، بی نیاز ترین بی نیازی ها خرد و خردمندی است». «لا غِنی کالعَقْل[2]، هیچ بی نیازی مانند عقل و خرد نیست». «لا مالَ أَعَودُ مَنَ العَقْلِ وَ لا عَقْلَ کَالتَدبِیرِ[3]، هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست … و هیچ تعقلی مانند تدبیر نیست». «العَقْلُ حُسامٌ قَاطِعُ[4]، خرد و خردمندی شمشیری بران است».

خرد و خردمندی انسان باعث برتری و شرافت او بر سایر موجودات شده است. این حقیقتی است که قرآن کریم و احادیث به آن تاکید کرده اند: «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ[5]، خدا فیض حکمت را به هر که خواهد عطا کند، و هر که را به حکمت و دانش رسانند در باره او مرحمت و عنایت بسیار کرده‌اند، و این حقیقت را جز خردمندان متذکر نشوند». هر وقت انسان از خرد و خردمندی، این نعمت الهی به گونه شایسته ای استفاده کند، کاستی های دیگر او جبران می شود.

اگر انسان دارای فقر مادی و مالی باشد به وسیله خرد و خردورزی و با تلاش و کوشش می تواند نیازهای خود را برطرف کند. همچنین اگر دچار فقر معنوی باشد با اجرای فرمان های اندیشه و تدبیر که از کارهای خرد و خردمندی است می تواند به کسب دانش و کمالات اخلاقی بپردازد و اعتبار و محبوبیت خویش را در نزد مردم افزایش دهد و رضایت خداوند را در نظر داشته باشد.

بدین گونه خرد و خردمندی ثروتی است که قادر است انسان را از بسیاری مشکلات برهاند و او را بی نیاز از مطالب بی فایده کند. عقل همچون وسیله دفاعی محکم در مقابل هجوم هوس هایی که دشمن انسان هستند می تواند مقاوم و مؤثر باشد.

خرد و خردمندی در رسالت انبیاء

خرد و خردمندی به عنوان یکی از ویژگی های برجسته انسان ها، نقش اساسی در درک و تحلیل مسائل زندگی دارد. پیامبران با رسالت خود، به هدایت انسان ها و انتقال پیام های الهی پرداخته و خرد را همچون ابزاری برای شناخت واقعیت و انتخاب های درست برشمرده اند. در حقیقت، خرد و خردمندی می تواند راهی باشد برای درک بهتر رسالت انبیاء و تبعیت از آموزه های آن ها در زندگی روزمره.

در قرآن کریم درباره رسالت انبیاء برای بیدار کردن خرد و خردمندی آمده است «فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ وَ یُرُوهُمْ آیَاتِ الْمُقَدَّرَةِ[6]،

خداوند رسولانی را برانگیخت و پیامبرانش را پیاپی به سوی آنان فرستاد تا مردم را به ادای پیمانی فطری که با آفریدگار شان بسته بودند وادار  کند و نعمت فراموش شده او را به یادشان بیاورند. با ابلاغ احکام الهی حجت را بر آن ها تمام نمایند و توانمندی های پنهان شده عقل ها را آشکار سازند و نشانه های قدرت خدا را معرفی کنند».

انبیای الهی برای هدایت انسان ها به سوی کمال و نزدیکی آن ها به خداوند آمده اند تا انسان ها را از جهل و نادانی و بدبختی نجات دهند و آن ها را برای یک زندگی پاکیزه انسانی و عاری از هرگونه آلودگی تربیت کنند؛ ولی انجام این هدف نیازمند به ابزارهایی دارد که یکی از آن ها خرد و اندیشه خود انسان ها است. خرد در حقیقت پیامبر درونی انسان است که انبیای الهی با کمک آن انسان ها را به سوی خداوند متعال راهنمایی می کنند.

پس یکی از کارهای انبیاء بیدار کردن عقل خفته انسان ها است تا از خرد و خردمندی خویش در جهت به دست آوردن کمالات متعالی انسانی استفاده کنند.

اسلام آیین خرد و خردمندی

اسلام آیین خرد و خردمندی است که انسان را به تفکر و تدبر در آفرینش و زندگی دعوت می کند. خرد در آموزه های اسلامی، راهنمایی برای شناخت حقیقت و انتخاب مسیر درست است و خردمندی به عنوان یکی از ارزشمندترین ویژگی ها، پایه ای برای سعادت و کمال انسان به شمار می آید. به همین دلیل درباره آیین اسلام که حجت و برهان برای خردمندان است در نهج البلاغه آمده است که:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی شَرَعَ الإسْلَامَ فَسَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ وَ أَعَزَّ أَرْکَانَهُ عَلَی مَنْ غَالَبَهُ فَجَعَلَهُ أَمْنًا لِمَنْ عَلِقَهُ وَ سِلْمًا لِمَنْ دَخَلَهُ وَ بُرْهَانًا لِمَنْ تَکَلَّمَ بِهِ وَ شَاهِدًا لِمَنْ خَاصَمَ عَنْهُ وَ نُورًا لِمَنِ اسْتَضَاءَ بِهِ وَ فَهْمًا لِمَنْ عَقَلَ وَ لُبًّا لِمَنْ تَدَبَّرَ وَ آیَةً لِمَنْ تَوَسَّمَ[7]،

ستایش خداوندی را سزاست که راه اسلام را گشود و راه نوشیدن آب زلالش را بر تشنگان آسان فرمود، ستون های اسلام را در برابر ستیزه جویان استوار نمود. آن را پناهگاه امنی برای پناه پرندگان و مایه آرامش برای وارد شوندگان قرار داد.

اسلام حجت و برهان برای گویندگان، گواه روشن برای دفاع کنندگان و نور هدایتگر برای روشنی خواهان و مایه فهمیدن برای خردمندان و عقل و درک برای تدبیر کنندگان و نشانه گویا برای جویندگان حق است».

با نگاهی کلی به دستورات دین اسلام به عقلانی بودن این آیین پی برده می شود. همه واجبات و محرمات دارای مصالح و یا مفاسدی است که عقل هر انسانی آن را می فهمد. آن چه را برای بشر و اجتماع سودمند است آن را به عنوان واجب و تکلیف برای مسلمین معین کرده است و آن چه را که برای انسان ها ضرر و مفسده دارد نهی کرده و آنها را از انجام آن کارها هشدار داده است.

اسلام دین خرد و خردمندی و خالی از خرافه و جهل است. دینی است که افزایش آگاهی و آموختن دانش های کارآمد را به انسان توصیه می کند و همیشه انسان را به خردمندی و اندیشه و تدبیر در امور زندگی تشویق کرده است و آنان را که از خرد و خردمندی استفاده نمی کنند مورد سرزنش قرار می دهد.

رازداری، نشانه خرد و خردمندی

رازداری به عنوان یک فضیلت اخلاقی، نشان دهنده احترام به حریم خصوصی دیگران و اعتماد در روابط انسانی است. خرد و خردمندی این توانایی را می دهند که درک کنیم چه وقتی باید رازها را حفظ کرد و چه وقتی باید آن ها را با دیگران در میان گذاشت. در حقیقت، این دو مفهوم به هم پیوند خورده و کمک می کنند تا با استفاده از آن، رازداری به عنوان وسیله ای برای ایجاد ارتباطات عمیق تر و معنادارتر به کار گرفته شود.

درباره تأثیر خرد و خردمندی در رازداری در نهج البلاغه بیان شده است که «صَدْرُ العاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ[8]، سینه انسان عاقل صندوق راز اوست». «الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَ الْحَزْمُ بِإِجَالَةِ الرَّأْیِ وَ الرَّأْیُ بِتَحْصِینِ الأَسْرَارِ[9] پیروزی با حسابگری است، و حسابگری با کوشش فکر، و اندیشه صحیح به رازداری است».

پس رازداری یکی از عوامل موفقیت انسان در عرصه های گوناگون زندگی است. برخی از رازها بسیار ارزشمندند و همچون کالایی گران بها باید در جایی امن و مستحکم نگه داری شوند تا از دستبرد سارقان مصون و محفوظ بمانند و در جای مناسب از آن ها استفاده شود.

برخی از رازها بسیار مهم هستند که اگر نمایان شوند دشمن از آن ها سوء استفاده  کرده و موجب آسیب های بسیاری به افراد اجتماع می شود. همچنین بعضی از رازها اگر افشا شوند باعث ایجاد فتنه، اختلاف و از بین رفتن آبرو و حیثیت افراد می شود؛ بنابراین انسان خردمند کسی است که آن چه را می داند بر زبان نیاورد.

خرد و خردمندی، و مقابله با اخبار دروغ

خرد و خردمندی به عنوان ابزارهای کلیدی در رابطه با اخبار دروغ، با جستجوی شواهد متقن و ارزیابی منابع اطلاعاتی، به افراد کمک می کند تا اطلاعات را به دقت تحلیل کرده و از فریب خوردن جلوگیری کنند. همچنین، تفکر انتقادی و دوری از واکنش های آنی به آن ها این امکان را می دهد که همچون شهروندانی آگاه و مسئول، در مقابل اخبار دروغ ایستادگی کنند. از این رو در نهج البلاغه آمده است که: «اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَایَةٍ لاَ عَقْلَ رِوَایَةٍ[10]، چون خبری را شنیدید آن را درک کرده عمل کنید، نه بشنوید و نقل کنید».

انسان در طول زندگی اخبار و گفته های زیادی را می شنود و چه بسا بعضی از آن ها واقعیت نداشته و خبر کذب باشد. روش خردمندان در این شرایط آن است که از بیان این خبرها و شنیده ها تا زمانی که از واقعیت آن ها مطمئن نشده اند خودداری ورزند.

در روایات نیز بر این مطالب تأکید شده است که انسان اگر آن چه را می شنود برای دیگران نقل  کند همانند انسان دروغگو  است: «وَ لا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِکُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ فَکَفَی بِذَلِکَ کَذِبًا[11]، اگر انسان هر آن چه را می شنود بدون سنجش برای دیگران بازگو نماید باعث ایجاد بحران ها و مفاسد و فتنه های زیادی در جامعه می گردد».

پس از آن جایی که رواج شایعه آثار و تبعات زیان باری را به دنبال دارد، خرد و خردمندی حکم می کند آن چه را می شنود اگر چه از واقعیت آن هم اطمینان پیدا کرد؛ ولی آن را در همه جا برای هر کسی بیان نکند.

گزیده گویی، خرد و خردمندی

گزیده گویی به معنای بیان مختصر و مؤثر ایده ها و افکار است که محتاج درک عمیق و انتخاب دقیق کلمات است. این مهارت به خرد و خردمندی وابسته است؛ چرا که فرد باید بتواند با تحلیل و ارزیابی اطلاعات، از نکات کلیدی آگاهی پیدا کرده و به شیوه ای واضح و قابل فهم انتقال دهد؛ یعنی گزیده گویی نه تنها به بهبود رابطه ها کمک می کند، بلکه به عنوان نشانه ای از خردمندی، بیان کننده توانایی فرد در تفکر انتقادی و گزینش بهترین راه برای بیان احساسات و افکارش است.

امام علی (ع) درباره گزیده گویی می فرماید: «إذا تَمَّ العقلُ نَقَصَ الکَلامُ[12]، چون خرد کمال گیرد، گفتار نقصان پذیرد». «لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ[13]، زبان خردمند، پشت دل او و دل بی خرد در پس زبان اوست».

پس انسان اندیشمند سخن خویش را بر پایه فکر و اندیشه قبلی محاسبه کرده و آن گاه آن را بر زبان جاری و آشکار می کند. در این صورت کلام و سخن او چون جواهری درخشان نمایان می شود و مخاطبان را همچون تشنگانی در جستجوی آب زلال و گوارا به خود جلب می کند. خردمندان نیز به سخن حکیمانه عمل می کنند و آن را به کار می بندند؛ زیرا سخن بدون اندیشه قبلی آفات و مفاسد زیادی به دنبال خواهد داشت و چه بسا باعث فتنه، آشوب و کینه توزی شود. از طرفی ممکن است شخصیت خود گوینده آسیب دیده و یا جان او به خطر بیفتد.

ویژگی خرد و خردمندی

عاقل بودن به معنای بهره مندی از بینش عمیق و توانایی درک پیچیدگی های زندگی است. خرد و خردمندی به آدمی این امکان را می دهد که با نگاهی دقیق به تجربیات و اطلاعات، تصمیماتی آگاهانه و سنجیده بگیرد. در واقع، این دو خصوصیت به انسان کمک می کند تا در مسیر زندگی، با درایت و بصیرت، به سوی اهدافش گام بردارد و از چالش ها به عنوان فرصت هایی برای رشد و یادگیری بهره برداری کند.

درباره ویژگی عاقل به امام علی (ع) عرض کردند: خردمند را برای ما توصیف فرما. آن حضرت فرمود: «هُوَ الَّذِي يَضَعُ الشَّيْءَ مَوَاضِعَهُ[14]، عاقل کسی است که هر چیز را در محل خود قرار می دهد». سپس گفته شد: جاهل را برای ما توصیف فرما. فرمود: توصیف کردم.  یعنی جاهل کسی است که هیچ چیز را در محل خود قرار نمی دهد.

پس هر چیزی اگر در جای مناسب خویش قرار گیرد زیبا خواهد بود و در غیر آن صورت بسیار زشت و ناپسند به نظر خواهد رسید. خردمند کسی است که هر چیز را در جای خودش قرار می دهد. بدین وسیله منظم بودن را در رفتار خویش آشکار می کند. طبقه بندی امور و اولویت بندی آن ها نیز بر اساس تدبیر و اندیشه میسر می شود و اگر کارها و چیزها در زمان و مکان مناسب خود انجام و قرار نگیرند، بسیار ناهماهنگ و نامنظم خواهد بود که خود نشانه بی خردی و بی تدبیری است.

خرد و خردمندی در زنان

خرد و خردمندی در زنان، نشانه ای از توانمندی های فکری و عقلانی آن هاست که در عرصه های مختلف زندگی، از جمله تربیت فرزند، مدیریت خانواده و مشارکت در امور اجتماعی، نقشی حیاتی اجرا می کنند. در آموزه های دینی و عقلانی، هیچ تفاوتی بین عقل زنان و مردان وجود ندارد و هر دو از همان ظرفیت های الهی بهره مندند. اعتقاد به نقص عقل زنان، تفکری اشتباه است که با دقت در متون دینی و علمی به وضوح مردود می شود؛ زیرا خرد و خردمندی از ویژگی های انسانی است که جدای از جنسیت، در وجود هر انسان یافت می شود.

در روایت آمده است: «مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الإِیمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ[15]، ای مردم ایمان زنان ناقص است، برخورداری زنان از سهم الارث ناقص است، عقول آنان ناقص است». «وَ لاَ تَهِیجُوا النِّسَاءَ بِأَذًی وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَکُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَکُمْ فَإِنَّهُنَّ ضَعِیفَاتُ الْقُوَی وَ الأَنْفُسِ وَ الْعُقُولِ[16]، و با وارد کردن اذیت بر زنان آنان را به هیجان درنیاورید هر چند آبروی شما را ببرند (به نوامیس شما دشنام بدهند) و به فرماندهان شما ناسزا بگویند؛ زیرا آنان از حیث انواع نیروها و نفس و خرد دستخوش ناتوانی هستند».

در نهج البلاغه موارد متعددی از سرزنش زنان به چشم می خورد؛ ولی در این دو مورد به نقص و ضعف خرد و خردمندی زن ها اشاره شده است. در توضیح این فرازهای کلام امام المتقین علی ابن ابی طالب (ع) می توان به دو نکته توجه کرد:

نکته اول: قرآن کریم در آیات متعددی زنان و مردان را در خلقت و کسب ایمان و تقوا و تلاش برای فعالیت های اقتصادی به صورت یکسان مطرح می کند: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»[17]، ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست».

«لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَ لِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ[18]، مردان نصیبی از آن چه به دست می آورند دارند و زنان نیز نصیبی (و نباید حقوق هیچ یک پایمال شود».

«أنِّی لَا أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ»[19]، من عمل هیچ عمل کننده ای از شما را زن باشد یا مرد ضایع نخواهم کرد شما هم نوع و از جنس یکدیگر هستید».

بنابراین قرآن کریم زنان را در کیفیت خلقت که شامل خرد و خردمندی آنان نیز می شود و همچنین در اکتساب ایمان و تقوا هم ردیف مردان معرفی می کند و به نقصان خرد و ایمان آنان هیچ اشاره ای ندارد.

نکته دوم: این سخن مولا علی (ع) که پس از جنگ جمل به فرماندهی عایشه بوده و نقصان عقل زنان را بیان می کند نمی تواند به صورت یک حکم کلی و فراگیر تصور شود؛ زیرا که در میان زنان، نمونه ها و الگوهایی چون فاطمه زهرا (س) که یکی از معصومین چهارده گانه است و زنان دیگری که در تاریخ اسلام و گسترش علم و دانش نقش اساسی در هدایت جامعه داشته اند، گواه روشنی بر این مطلب است. بنابراین ممکن است این روایت ناظر به امور نظامی باشد.

از سوی دیگر آن حضرت در سخن دیگری بیان می کند «إیّاکَ وَ مُشاوَرَةِ النِّساءِ إلَّا مَنْ جُرِّبَتْ بِکمَالِ عَقلِهِ[20]، بپرهیز از مشورت با زنان، مگر زنانى که کمال عقلشان آزموده و اثبات شده است». از این سخن امام علی (ع) چنین فهمیده می شود که زنانی مورد سرزنش هستند که خرد خویش را کنار گذاشته باشند و از هوس ها و احساسات خود پیروی کنند، نه همه زنان و این موارد در مردان نیز یافت می شود.

نتیجه گیری

خرد و خردمندی به عنوان دو رکن مهم در زندگی انسان، نقش اساسی در شکل گیری رفتارهای مثبت و اخلاقی ایفا می کنند، و به انسان کمک می کند تا در زندگی روزمره، همچون فردی آگاه و مسئول، به رشد و تعالی دست یابد و در دنیای پیچیده کنونی، با درایت و بصیرت بیشتری قدم بردارد. رازداری، مقابله با اخبار دروغ، گزیده گویی، نظم و سنجیده عمل کردن، در سخنان امیرالمؤمنین (ع) به عنوان ویژگی های انسان خردمند شمرده شده است.

پی نوشت ها

[1] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 38.
[2] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 54.
[3] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 113.
[4] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 424.
[5] . بقره/269.
[6] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 1.
[7] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 106.
[8] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 6.
[9] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 48.
[10] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 98.
[11] . شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 69.
[12] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 71.
[13] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 40.
[14] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 235.
[15] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 80.
[16] . شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 14.
[17] . حجرات/13.
[18] . نساء/23.
[19] . آل عمران/195.
[20] . مجلسی، بحار الأنوار، ج100، ص253.

منابع

1. قرآن کریم
2. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق
3. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، بیروت، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، 1403 ق.

منبع مقاله | اقتباس از:

حسینی، سید حسین، خرد و خردمندی از دیدگاه نهج البلاغه، قم، انتشارات زائر، چاپ اول، 1390ش، ص22-37

خرد و خردمندی در نهج البلاغه آموزه‌ های جاودانه برای زندگی

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.