معنی و ارکان ایمان از نگاه امام علی (ع)؛ حکمت 31 نهج البلاغه

درباره ماهیت ایمان، به حدیث معروف امام على (ع) استناد شده که در پاسخ به سؤال از حقیقت ایمان، فرمودند: «الایمان معرفةٌ بالقلب و اقرارٌ باللسانِ و عملٌ بالارکان»[1]

یعنى: ایمان، شناخت و معرفت قلبى و اقرار و اعتراف به زبان و عمل به اعضا و جوارح را گویند.

بنابراین ایمان بدون شناخت صحیح، صرفاً تقلید کورکورانه یا تعصب است. شناخت ارکان ایمان باید عمیق، مستدل و ناشی از تدبر در آیات الهی و حکمت نبوی باشد.

چهار پایه اساسی ارکان ایمان

براساس حکمت 31 نهج البلاغه، ساختار ارکان ایمان بر چهار پایه اساسی بنا شده است. که هر کدام خود دارای چهار شعبه یا رکن فرعی هستند. این تقسیم بندی در مجموع به شانزده رکن فرعی می انجامد؛

جدول شانزده گانه ارکان ایمان براساس خطبه 31
1. صبر یک. شوق به بهشت 3. عدل یک. فهم دقیق
دو. ترس از آتش جهنم دو. علم و دانش عمیق
سه. زهدورزی در دنیا سه. قضاوت صحیح و روشن
چهار. انتظار مرگ چهار. حلم و بردباری
2. یقین یک. بینایی هوشمندانه 4. جهاد یک. امر به معروف
دو. پی بردن به دقایق حکمت دو. نهی از منکر
سه. پند گرفتن از عبرت ها سه. صدق در معرکه هاى نبرد
چهار. اقتدا به پیشینیان صالح چهار. دشمنی با فاسقان

به يقين اگر كسى بتواند اين ساختار عملی و ارکان ایمان را که به شکلی منسجم و چهار وجهی به تمام جنبه های زندگی مؤمن می پردازد، در وجودش پرورش دهد و همچنین اصول شانزده گانه را در خود زنده كند؛ در اوج قله ايمان قرار خواهد گرفت و چنين ايمانى است، كه می تواند دنيا را به سوى امنيت و آرامش و عدل و داد رهبرى كند و انسان را به مقام قرب پروردگار و اوج افتخار انسانی برساند.

این چهار اصل، که هسته مرکزی ارکان ایمان را تشکیل داده و محوریت تعالیم عملی امام در حوزه ایمان را نشان می دهند. عبارتند از: صبر، یقین، عدل و جهاد.

1. صبر

صبر، از مهم ترین ابعاد عملی ارکان ایمان است و پلی است؛ که مؤمن را از میدان عمل به سوی پاداش می رساند. امام علی (ع) صبر را نه انفعال در برابر سختی ها، بلکه نوعی مقاومت فعال و استقامت هدف مند تعریف می کند.

صبر بر چهار شعبه استوار است؛ «وَالصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَب: عَلَى الشَّوْقِ، وَالشَّفَقِ، وَالزُّهْدِ، وَالتَّرَقُّبِ»[2].

«شوق» به معنای علاقه و اشتياق به چيزى و «شفق» در اصل به معنای آميخته شدن روشنايى روز به تاريكی شب است، سپس به ترس آميخته با علاقه به كسى يا چيزى به كار رفته است و «زهد» عدم وابستگى به دنيا و زخارف دنياست و «ترقب» به هرگونه انتظار گفته می شود.

سپس به ريشه هاى هر يك از اين چهار شاخه كه از آن منشعب می شود، پرداخته؛ می فرمايد: آن كس كه مشتاق بهشت باشد، شهوات و تمايلات سركش را به فراموشى می سپارد و آن كس كه از آتش جهنم بيمناك شد؛ از گناهان دوری می گزيند و كسى كه زاهد و بی اعتنا به دنيا باشد.  مصيبت ها را ناچيز می شمرد و آن كس كه انتظار مرگ را می کشد؛ براى انجام اعمال نيك سرعت می گيرد؛ «فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلاَ عَنِ الشَّهَوَاتِ؛ وَمَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ؛ وَمَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِيبَاتِ؛ وَمَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَيْرَاتِ»[3].

«سلا» به معنای فراموش كردن چيزى است. در واقع صبر و شكيبايى گاه در مقابل شهوت و در مسير اطاعت خداست و گاه در مقام پرهيز از گناهان و گاه در مقابل مصائب و درد و رنج هاى دنيوى است و گاه در مقابل پايان عمر و مرگ.

براى اين كه انسان بتواند مواضع خود را در مقابل اين امور چهارگانه روشن سازد؛ بايد متكى به عقايد صحيح گردد. عشق به بهشت و نعمت هاى بی پايانش او را از غلطيدن در شهوات سركش دنيا حفظ می کند و اين همان صبر بر طاعت است و ايمان به عذاب الهی در آخرت و خوف از دوزخ او را از گناهان باز می دارد، چرا كه گويى آتش دوزخ را با چشم خود می بيند.

از آنجا كه بی تابى در برابر مصائب به دليل دلبستگی هاى دنيوى است؛ آن كس كه زاهد و بى اعتنا به دنيا باشد و از اين دلبستگی ها وا رَهَد؛ مصيبت در برابر او كوچك می شود و صبر در برابر آن آسان می گردد.
امام (ع) علاوه بر سه شاخه معروف صبر شاخه چهارمى هم در اينجا بيان فرموده و آن صبرى است، كه از انتظار مرگ ناشى می شود.

كسى كه در هر لحظه احتمال می دهد؛ پرونده حياتش بسته شود و پنجه مرگ گلويش را بفشارد، با سرعت به سوى كارهاى خير می دود؛ تا در فرصت باقى مانده كفه عمل صالح خود را سنگين سازد و اين نياز به صبر و استقامت فراوان دارد.
از آنچه در بالا آمد روشن شد؛ صبر، معیار سنجش ایمان است. در بحران هاست که صبر، عمق ایمان را آشکار می سازد. و الا در دوران آسایش همه اظهار شادی و صبر می نمایند. لذا این رکن، ستون فقرات ارکان ایمان محسوب می شود و بدون آن، سایر ارکان ایمان متزلزل خواهد شد.

2. یقین

«یقین» نقطه مقابل «شک» است. همان گونه که علم نقطه مقابل جهل است و به معنای وضوح و ثبوت چیزی آمده است، و طبق آنچه از روایات استفاده می شود به مرحله عالی ایمان «یقین» گفته می شود. از منظر امام علی (ع) یقین بالاترین و محکم ترین ارکان ایمان است.

امام باقر (ع) فرمود: ایمان یک درجه از اسلام بالاتر است و تقوا یک درجه از ایمان بالاتر و یقین یک درجه برتر از تقوا است. و خود یقین درجاتى دارد که دو مرحله اش در سوره تکاثر[4] آمده و مرحله سومش در آیه 95 سوره واقعه آمده است.

مراحل و درجات یقین عبارتند از: علم الیقین، حق الیقین و عین الیقین.

انسان، گاهى از دیدن دود پى به وجود آتش می برد، که این «علم الیقین» است. خداوند در قرآن می فرماید: اگر آدمی به علم الیقین برسد می تواند جهنم را ببیند، «لوتعلمون علم الیقین لترون الجحیم»، اما گاهى علاوه بر دود خودِ آتش را می بیند که «عین الیقین» است.

اما آخرین مرحله علاوه بر دیدن دود و شعله آتش، دستى هم بر آتش می نهد و سوزندگى آن را احساس می کند که «حق الیقین» است. از دیدگاه قرآن «حق الیقین»: حقی که بالاتر از آن در بخش معرفت نمی توان فرض کرد.

امام علی (ع) در این مورد فرموده: «لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا[5]» اگر «پرده‏هاى مادى‏» هم، از معارف غیبى برداشته شود؛ به یقین و ایمان کامل من افزون نگردد.

ذعلب یمانى از امام  علی (ع) سئوال کرد که: آیا پروردگار خود را دیده اى؟ حضرت فرمود: آیا خدایى را که نمى بینم عبادت کنم؟ ذعلب گفت: خدا را چگونه دیده‏ اى؟ امام فرمود: چشمها هرگز او را آشکارا نمى بینند، اما قلبها با نیروى ایمان وى را درک مى کنند.[6]

این کلام نورانی امام علی (ع) نشان دهنده اوج معرفت است، که «حق الیقین» نامیده می شود. این مرتبه از معرفت که اعلی ترین مرتبه ارکان ایمان می باشد، مخصوص اولیاء خاص الهی است.

در جای دیگر از امام علی (ع) سوال شد؛ یقین چیست؟ فرمود: «التوکل علی الله و التسلیم لله و الرضا بقضاء الله و التفویض الی الله»[7]؛ حقیقت یقین توکل بر خدا و تسلیم در برابر ذات پاک او و رضا به قضای الهی و واگذاری تمام کارهای خویش به خداوند است.

قرآن مجید راه رسیدن به یقین را عبادت مى داند: «وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ»[8] پروردگارت را عبادت کن تا به یقین برسی.

بدون عبادت ممکن نیست کسى به یقین نائل آید. منظور از عبادت،‌ حرکات و سکنات ظاهرى نیست. بلکه حقیقت عبادت و بندگى خدا است که در آن صورت غیر خدا در انسان جاى ندارد.

شعب و ابعاد یقین

امام علی (ع) برای رسیدن به مقام یقین، چهار شعبه اصلی را تعیین فرموده ا‌ند؛ که هر یک مکمل دیگری است. فرموده: يقين بر چهار شاخه استوار است؛ بر بينش هوشمندانه و عميق و پی بردن به دقايق حكمت و پند گرفتن از عبرت ها و اقتدا به روش پيشينيان صالح، «وَالْيَقِينُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَب: عَلى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ، وَتَأَوُّلِ الْحِكْمَةِ، وَمَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ، وَسُنَّةِ الاْوَّلِينَ»[9].

آن گاه امام (ع) ميوه هاى هر يك از اين شاخه هاى چهارگانه را بيان می کند و می فرمايد: «كسى كه بينايى هوشمندانه داشته باشد، حكمت و دقايق امور براى او روشن می شود. كسى كه دقايق امور براى او روشن شود عبرت فرا می گيرد، و كسى كه درس عبرت گيرد، چنان است كه گويا هميشه با گذشتگان بوده است؛ «فَمَنْ تَبَصَّرَ فِي الْفِطْنَةِ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ؛ وَمَنْ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ؛ وَمَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ فِي الاْوَّلِينَ»[10].

از آنچه گفته شد روشن می شود كه يك پايه مهم ارکان ايمان، بر يقينِ حاصل از علم استوار است؛ علومى كه از مبدأهاى متعدد سرچشمه می گيرد و روح را سيراب می كند و اعتقادِ انسان را به مبدأ و معاد محكم می سازد و آثارش در اخلاق و عمل ظاهر می گردد.

باور به جهان غیب، معاد، وجود خداوند و صفات او، رکن اصلی یقین و از مهمترین ارکان ایمان است که نقطه آغاز حرکت به سوی کمال است.

3. عدل

عدل، به عنوان یکی از اصول اساسی ارکان ایمان، نه فقط یک فضیلت اخلاقی، بلکه یک اصل محوری در نظام معرفتی امام علی (ع) است. عدل، تجلی دهنده نظم الهی در عالم خلقت و شریعت است. امام (ع) می فرمایند: «العدل حیاةٌ للدین و قوامٌ للملک»[11]. عدل مایه حیات دین و استواری حکومت است.

سپس امام (ع) به سراغ شاخه هاى عدالت می رود و شاخه هاى این پایه مهم را چنین شرح می دهد: «وَالْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَب: عَلى غَائِصِ الْفَهْمِ، وَغَوْرِ الْعِلْمِ، وَزُهْرَةِ الْحُکْمِ، وَرَسَاخَةِ الْحِلْمِ»[12]

عدالت نیز چهار شعبه دارد: فهم دقیق، علم و دانش عمیق، قضاوت صحیح و روشن و حلم و بردبارى.

امام علی (ع) در یک نتیجه گیرى حکیمانه، آثار هر یک از این شاخه هاى چهارگانه عدالت را اینگونه بیان می کند، می فرماید: «کسى که درست بیندیشد به اعماق دانش آگاهى پیدا می کند و کسى که به عمق علم و دانش برسد از سرچشمه احکام، سیراب باز می گردد و آن کس که حلم و برد بارى پیشه کند گرفتار تفریط و کوتاهى در امور خود نمی شود و در میان مردم با آبرومندى زندگى خواهد کرد. «فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ؛ وَمَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُکْمِ؛ وَمَنْ حَلُمَ لَمْ یُفَرِّطْ فِی أَمْرِهِ وَعَاشَ فِی النَّاسِ حَمِیداً»[13].

آری دقت در فهم، انسان را به ژرفاى علم و دانش می رساند و آن کس که به ژرفاى علم و دانش برسد. احکام الهى را به خوبى درک می کند و هرکس احکام خدا را دقیقاً بداند؛ هرگز گمراه نخواهد شد و کسانى که در مقابل نابخردان حلم و برد بارى داشته باشند و به گفته قرآن: «لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْم عَلى أَلاّ تَعْدِلُوا»[14] و البته شما را نباید عداوت گروهی بر آن دارد، که از راه عدل بیرون روید.

بنابراین عدالت در این چارچوب، شامل دو حوزه بنیادین است:

الف. عدالت فردی (حقوق نفس) رعایت حقوق الهی و حقوق خویشتن، شامل اعتدال در همه امور و پرهیز از افراط و تفریط. این عدالت، پیش نیاز هر نوع عدالت دیگری است.

ب. عدالت اجتماعی (حقوق خلق): اجرای حق در میان مردم، پرهیز از ظلم به زیر دستان و ایستادگی در برابر ظالمان. تحقق این عدالت، ضامن حفظ و استواری ارکان ایمان در جامعه است.

عدل به معنای قرار دادن هر چیز در جای خود (وضع الشیء فی موضعه)، یکی از بارز ترین مظاهر ارکان ایمان است؛ زیرا ایمان بدون عمل عادلانه، ادعایی توخالی است. این رکن پیوند دهنده اعتقاد به مبدأ (خداوند عادل) و اعمال فردی و اجتماعی است.

4. جهاد

جهاد، چهارمین رکن از ارکان ایمان است، که جنبه فعال و پویای ایمان را به نمایش می گذارد. در دیدگاه امام علی (ع)، این رکن حیاتی ترین بخش از ارکان ایمان محسوب می شود و بدون آن، ساختار کلی ایمان ناقص خواهد بود.

امام (ع) در توصیف این رکن از ارکان ایمان، شاخه های آن را به روشنی بیان می فرماید: «وَالْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَب: عَلَى الاْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ، وَالنَّهْىِ عَنِ الْمُنْکَرِ، وَالصِّدْقِ فِی الْمَوَاطِنِ، وَشَنَآنِ الْفَاسِقِینَ»[15] جهاد نیز چهار شاخه دارد: امر به معروف، نهى از منکر، صدق و راستى در معرکه هاى نبرد، و دشمنى با فاسقان.

تعبیر به «مواطن» (میدان‌ها) می تواند اشاره به نبرد نظامی باشد، همان طور که در قرآن مجید آمده است: «لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّهُ فِی مَواطِنَ کَثِیرَة»[16]. با این حال، اهمیت این رکن از ارکان ایمان در آن است؛ که فراتر از جهاد اصغر (مبارزه نظامی)، شامل جهاد اکبر (مبارزه با نفس) نیز می شود که از اهمیت بالا تری برخوردار است. لذا، جهاد در دیدگاه امام علی (ع)، تنها به مبارزه بیرونی محدود نیست.

این رکن، تکمیل کننده ساختار کلی ارکان ایمان است؛ زیرا ایمان بدون آمادگی برای دفاع از آن، در برابر طوفان حوادث دوام نمی آورد. این بخش از ارکان ایمان تضمین‌کننده بقا و استواری ایمان است.

در ادامه امام علی (ع)، آثار هر یک از این شاخه هاى چهارگانه را به منظور تحکیم این ارکان ایمان به روشنی بر می شمرد:

«فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِینَ»[17] آن کس که امر به معروف کند، پشت مؤمنان را محکم ساخته.

«وَمَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْکَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْکَافِرِینَ»[18] و آن کس که نهى از منکر کند بینی کافران (منافقان) را به خاک مالیده.

«وَمَنْ صَدَقَ فِی الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَیْهِ»[19] و کسى که صادقانه در میدان هاى نبرد با دشمن (و هرگونه مقابله با آنها) بایستد وظیفه خود را در امر جهاد با دشمن انجام داده است.

«وَمَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِینَ غَضِبَ لِلَّهِ، غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَأَرْضَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»[20] و کسى که فاسقان را دشمن دارد و براى خدا خشم گیرد، خدا نیز به خاطر او خشم می کند، و او را در برابر دشمنان حفظ می نماید و روز قیامت وى را خشنود می سازد.

نتیجه گیری

چهار رکن یقین، صبر، عدل و جهاد، تعریف جامع و عملی امام علی (ع) از ارکان ایمان را شکل می‌دهند. این ارکان به صورت یک سیستم درهم تنیده عمل می کنند. حقیقت ایمان از نظر امام علی (ع) با معرفت قلبی آغاز شده، توسط اقرار لسانی رسمیت می یابد و سپس در عمل با ارکان به مرحله کمال می رسد. ارکان ایمان، شاکله ای را تشکیل می دهند که مؤمن را با تحمل صبر، در برابر سختی ها مقاوم. با یقین؛ حقیقت جو و با عدل؛ منصف در جامعه و با جهاد فعال در مسیر هدایت می سازد.

توجه به ارکان ایمان برای هر مسلمانی ضروری است، تا بتواند مسیر سعادت را با قدرت تمام طی کند. این چهار ستون اصلی، یکدیگر را تقویت می کنند؛ به گونه ای که بدون یقین، صبر متزلزل است، بدون عدل، جهاد به افراط می گراید، تحقق این چهار رکن، موجب می شود که ارکان ایمان فرد در برابر هر چالشی مستحکم بماند.

پی نوشت ها

[1] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 227.

[2] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 31.

[3] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 31.

[4] – سوره تکاثر، آیه 5 و 7.

[5] – مجلسی، بحارالانوار، ج69، ص209.

[6] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه179.

[7] – مجلسی ، بحارالانوار، ج70، ص138، ح4.

[8] – سوره حجر، آیه 99.

[9] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت31.

[10] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت31.

[11] – آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 126.

[12] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 31.

[13] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 31.

[14] – سوره مائده، آیه8.

[15] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت31.

[16] -سوره مائده، آیه8.

[17] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 31.

[18] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 31.

[19] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 31.

[20] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 31.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم
  2. آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم،
  3. سجادی، سید جعفر، فرهنگ و معارف اسلامی، تهران، نشر گومش، چاپ سوم، 1373ش.
  4. شریف رضی، محمدبن حسین، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، چاپ سوم، 1379.
  5. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت،1403ق.

 

معنی و ارکان ایمان از نگاه امام علی (ع)؛ حکمت 31 نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.