در تاریخ پرفراز و نشیب اسلام، همواره نام هایی درخشان از مردان و زنانی به یادگار مانده است که با ایمان، استقامت، و فداکاری خود، چراغ راه آیندگان شدند. یکی از این شخصیت های برجسته و مجاهدان راستین، خباب بن ارت است. وی از پیشگامان اسلام و صحابه ای بزرگوار بود که زندگی پربرکتش سرشار از درس های تقوا، قناعت، و پایداری در راه حق است. امام علی (ع) در کلامی پرمحتوا، به ستایش این مرد بزرگ پرداخته و صفات برجسته او را برای همگان الگو قرار داده است. این مقاله به بررسی زندگی و ویژگی های بارز خباب بن ارت می پردازد تا ابعاد مختلف شخصیت این مجاهد وارسته روشن شود.
خباب بن ارت که بود؟
خباب بن ارت که با کنیه های ابوعبدالله، ابومحمد یا ابویحیی نیز شناخته می شد، از سابقین در اسلام و بزرگان صحابه رسول اکرم (ص) بود. او اصالتاً از قبیله بنی تمیم بود.[1] در دوران جاهلیت و پیش از ظهور اسلام، او توسط دشمنان اسیر شد و به مکه آورده شد و در آنجا به بردگی فروخته شد.[2] پس از مدتی، آزادی خود را بازیافت و در عصر جاهلیت، حرفه آهنگری و ساخت شمشیر را پیشه کرد. همین شغل به او توانایی و مهارت خاصی در کار با فلزات بخشیده بود.
درباره زمان دقیق اسلام آوردن خباب بن ارت روایت های متفاوتی وجود دارد. برخی او را ششمین نفری می دانند که اسلام را پذیرفت و برخی دیگر معتقدند وی پس از چند نفر دیگر به این افتخار بزرگ نائل آمد. آنچه مسلم است، او جزو اولین مسلمانان و از جمله معدود افرادی بود که از همان آغاز، دین حق را با تمام وجود پذیرفت و در راه آن قدم نهاد.[3]
خباب بن ارت در دوران حضور خود در مکه، شکنجه های بسیار سخت و بی رحمانه ای را از سوی مشرکان مکه متحمل شد. این شکنجه ها به قدری شدید بود که آثار آن تا سال ها بر بدن او باقی ماند. در برخی از تواریخ آمده است که خلیفه دوم در ایام خلافتش، از خباب بن ارت سؤال کرد که مشرکان مکه با او چه کردند.
خباب بن ارت در پاسخ، پشت خود را نشان داد و خلیفه با مشاهده آثار آتش هایی که بر پشت او افروخته بودند و پس از سال ها هنوز نمایان بود، گفت: «تا امروز پشت کسی را این چنین ندیده بودم.»[4] این واقعه نشان از شدت آزار و اذیتی دارد که او در راه ایمان خود متحمل شد.
خباب بن ارت پس از هجرت پیامبر اکرم (ص) به مدینه، در تمامی غزوات و نبردهای مهم اسلامی پس از آن، از جمله جنگ بدر، شرکت فعال داشت و همواره در کنار رسول خدا (ص) حضور داشت و از ایشان جدا نشد.[5] در اواخر عمر خود، به کوفه رفت و سرانجام در سال ۳۷ هجری قمری[6] و به گفته برخی دیگر در سال ۳۹ هجری، چشم از جهان فروبست و به دیدار حق شتافت.
برخی نیز معتقدند که وی در جنگ صفین و نهروان در لشکر امیر مؤمنان علی (ع) نیز حضور داشت، هرچند روایات دیگری نیز وجود دارد که حاکی از آن است که هنگام بازگشت امیر مؤمنان از صفین، قبری را در بیرون دروازه کوفه مشاهده کردند و پرسیدند: «این قبر کیست؟» عرض کردند: «قبر خباب بن ارت است.» این نشان می دهد که او در زمان جنگ صفین به شهادت نرسیده و از دنیا رفته بود.
خباب بن ارت پسری به نام عبدالله داشت که در زمان پیامبر اکرم (ص) متولد شد و حضرت نام «عبدالله» را بر او نهاد و بدین ترتیب او نیز جزء صحابه محسوب می شد. عبدالله نیز مردی پارسا و از شیعیان مخلص امام علی (ع) بود که متأسفانه توسط خوارج به طرز بسیار بی رحمانه ای به شهادت رسید؛ او را ذبح کردند و شکم همسر باردارش را پاره نمودند. امیر مؤمنان (ع) در هنگام برشمردن جنایات خوارج، شهادت عبدالله، فرزند خباب بن ارت را مطرح فرمود و آنها را مسئول خون او دانست. [7]
ویژگی های برجسته خباب بن ارت
امام علی (ع) درمورد خباب بن ارت فرمودند:
«[رَحِمَ] يَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ، فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً، وَ هَاجَرَ طَائِعاً، وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ، وَ عَاشَ مُجَاهِداً؛ [8] خدا رحمت کند خباب بن ارت را. او از روی رغبت اسلام آورد و برای اطاعت خداوند هجرت کرد، به زندگی ساده قناعت نمود، از خدا خشنود و در تمام دوران عمرش مجاهد بود.»
از این گفتار گهربار، می توان پنج ویژگی مهم خباب بن ارت را استخراج کرد که او را به شخصیتی ممتاز تبدیل کرده است:
1. اسلام آوردن از روی رغبت و عشق
نخستین وصفی که امام (ع) برای خباب بن ارت ذکر می کند، اسلام آوردن او از روی عشق، علاقه و رغبت است؛ نه از روی ترس، طمع یا تقلید کورکورانه. خباب اسلام را به خوبی شناخت و با تمام وجود به آن عشق ورزید. بهترین گواه این عشق، شکنجه های بی رحمانه ای بود که مشرکان بارها بر او روا داشتند تا دست از اسلام بردارد. او با تحمل این شداید، هرگز از دامان پیامبر (ص) و دینش دست نکشید.
2. هجرت برای اطاعت خداوند
دومین ویژگی بارز خباب بن ارت که توسط امام علی (ع) مورد تأکید قرار گرفته، هجرت اوست؛ «وَ هَاجَرَ طَائِعاً». هجرت از مکه به مدینه، نقطه عطفی در تاریخ اسلام بود و فصل جدیدی را در حیات مسلمانان گشود. اما نکته مهم در هجرت خباب بن ارت، انگیزه او از این سفر بود. امام (ع) تصریح می کند که هجرت او صرفاً برای اطاعت محض از فرمان خداوند صورت گرفت. در حالی که ممکن بود هجرت برخی از مسلمانان به دلیل ترس از آزار و اذیت مشرکان در مکه یا حتی به طمع کسب موقعیت و آینده ای بهتر در مدینه باشد، خباب بن ارت تنها به انگیزه فرمان الهی و رضایت پروردگار هجرت کرد.
این خلوص نیت، ارزش عمل او را دوچندان می کرد. هجرت مهاجران به مدینه، با استقبال گرم انصار همراه شد و این اتحاد و همدلی، نیروی مقتدری را برای اسلام فراهم آورد. در سایه این همبستگی، مسلمانان توانستند در مبارزات خود با دشمنان به پیروزی های بزرگی دست یابند و حکومت اسلامی را تحقق بخشند.
3. قناعت و ساده زیستی
سومین وصفی که امام علی (ع) در مورد خباب بن ارت بر آن تأکید دارد، «وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ» یعنی قناعت او به زندگی ساده و بی تکلف است. خباب بن ارت مردی قانع و زاهد بود که به حداقل ها بسنده می کرد و هرگز دلبسته زرق و برق دنیا و تجملات نبود. در فرهنگ اسلامی، قناعت یک فضیلت بزرگ محسوب می شود که انسان را از طمع و وابستگی به مادیات رها می سازد. افراد قانع، عزتمند و سربلند زندگی می کنند و هرگز برای کسب مال و جاه دنیا، در برابر ثروتمندان از خدا بی خبر و زورگویان، سر تعظیم فرود نمی آورند.
زندگی خباب بن ارت تجلی بخش این مفهوم بود. او در این ویژگی ارزشمند، به طور حقیقی از پیامبر گرامی اسلام (ص) الگو می گرفت که خود ساده زیست ترین و قانع ترین انسان ها بودند. این قناعت به او کمک کرد تا در تمام طول زندگی خود، فارغ از دغدغه های مادی، تمام توان و تمرکز خود را بر بندگی خدا و جهاد در راه او معطوف کند..
4. رضایت از تقدیرات الهی
چهارمین ویژگی بارز خباب، خشنودی او از تقدیرات الهی است. با وجود اینکه او دوران های سخت و طوفانی اسلام را از نزدیک مشاهده کرد، زجرهای فراوان کشید و شداید بسیاری را تحمل نمود، اما همواره از خدا راضی بود؛ راضی از مقدرات الهی و خشنود به پاداش های نیک. قرآن کریم درباره مؤمنان راستین می فرماید: «رَضِىَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْه»[9] هم خدا از آنها راضی بود و هم آنها از خدا.» و نیز درباره صاحبان نفس مطمئنه می فرماید: «راضِیَةً مَرْضِیَّةً؛ [10] هم آنها از خدا خشنود بودند و هم خدا از آنها خشنود.»
5. جهاد در تمام دوران عمر
در پنجمین و آخرین توصیف، امام علی (ع) می فرماید که خباب بن ارت در تمام عمر مجاهد بود. در مکه جهادی آمیخته با شکنجه شدن های بی رحمانه داشت؛ مشرکان آتش افروختند و او را به پشت بر روی آتش خواباندند، به گونه ای که قسمت زیادی از پشتش سوخت، اما هرگز از اسلام بازنگشت.
در دوران مدینه نیز که زمان جهادهای سخت و سنگین اسلامی بود، در تمام میدان های جهاد و نبرد حضور فعال داشت و می جنگید. برخی مورخان حضور او را در جنگ صفین و نهروان در رکاب امیر مؤمنان علی (ع) ذکر کرده اند، هرچند برخی دیگر معتقدند وی در اواخر عمر بیمار بود و پیش از جنگ نهروان در سال ۳۷ یا ۳۹ هجری از دنیا رفت [11].
جمع بندی
خباب بن ارت، با ایمان راسخ، استقامت بی بدیل، و زهد مثال زدنی خود، الگویی تمام عیار از یک مسلمان واقعی و مجاهدی وارسته را به نمایش گذاشت. صفاتی چون اسلام آوردن از روی رغبت، هجرت برای اطاعت خداوند، قناعت، رضایت از تقدیر الهی، و جهاد مستمر در راه خدا، او را محبوب اولیاء الله ساخت. زندگی این صحابی بزرگ، تلنگری است برای همگان تا با الگوبرداری از او، مسیر حق و حقیقت را با صلابت و ایمان طی کنند.
پی نوشت ها
[1] طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۵۴.
[2] ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۶۷.
[3] ابن بابویه، الخصال، ج۱، ص۳۱۲.
[4] طبری، تاریخ طبری، ج۱۴، ص۲۳۷.
[5] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۶۶.
[6] قمی، سفینة البحار، ج۱، ص۳۷۲.
[7] ابن عبدالبر، استیعاب فی معرفة الاصحاب، ج2، ص438؛ ابن اثیر، أسد الغابة، ج1، ص591؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۸، ص۱۷۱.
[8] شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 43.
[9] سوره مائده، آیه 119.
[10] سوره فجر، آیه 28.
[11] ابن عبدالبر، استیعاب فی معرفة الاصحاب، ج2، ص438.
منابع
- قرآن کریم
- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبة آیت الله المرعشي النجفي (ره)، 1363ش.
- ابن اثیر، عزالدین، أسد الغابة، بیروت، دارالفکر، 1409ق.
- ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، 1385ق.
- ابن بابویه، محمدبن علی، الخصال، قم، نشر اسلامی، 1416ق.
- ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمية، 1410ق.
- ابن عبدالبر، يوسف بن عبدالله، استیعاب فی معرفة الاصحاب، بیروت، دارالجیل، 1412ق.
- شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، دار الهجره، ۱۴۱۴ق.
- طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، قاهرة، مکتبة ابن تیمیة، 1404ق.
- طبری، محمدبن جریر، تاریخ طبری، تهران، اساطیر، 1362ش.
- قمی، عباس، سفینة البحار، مشهد، نشر آستان قدس، 1430ق.
منبع اقتباس
مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المؤمنین (ع)، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1386ش، ج12، ص285 تا ص290.





















