قرآن کریم، کلام نورانی خداوند و چراغ هدایت برای بشریت است. در میان آموزه های ارزشمند دین مبین اسلام، جایگاه قرآن آنقدر رفیع است که امام علی (ع) در نهج البلاغه، از آن به عنوان یک همراه و همدم بی بدیل یاد می کنند. همنشینی با قرآن تنها به معنای تلاوت آیات آن نیست؛ بلکه شامل فهم، تدبر و عمل به دستورات آن است. این همنشینی با قرآن، آثاری شگرف و برکاتی فراوان در زندگی فردی و اجتماعی انسان ها به همراه دارد که در ادامه به تفصیل از منظر نهج البلاغه به آن ها می پردازیم.
برکات و فواید همنشینی با قرآن
از دیدگاه نهج البلاغه و بر اساس فرمایشات امیرالمؤمنین امام علی (ع)، همنشینی با قرآن کریم، فواید و برکات بی شماری را برای انسان به ارمغان می آورد. این فواید که در خطبه ۱۷۶ نهج البلاغه به وضوح تشریح شده اند، در چند دسته اصلی خلاصه می شوند:
۱. راهنمایی و هدایت بی نقص
الف) ناصح، هادی و راستگو بودن
امام علی (ع) قرآن را با سه ویژگی اساسی توصیف می کنند که تضمین کننده راهنمایی کامل و بدون خطای آن است.
النَّاصِحُ الَّذِي لاَ يَغُشُّ:[1] قرآن، پنددهنده ای است که هرگز کسی را نمی فریبد. صفت «ناصح» برای قرآن استعاره ای است از خیرخواهی بی شائبه و بی غش آن. قرآن مانند اندرزگویی است که پیرو خود را به انواع مصالح و خیرات راهنمایی می کند و هرگز فریب نمی دهد. این ویژگی تربیتی قرآن، اطمینان بخش است که انسان در مسیر هدایت، از هرگونه خیانت و کج روی مصون می ماند.[2]
وَ الْهَادِي الَّذِي لاَ يُضِلُّ:[3] قرآن هدایتگری است که هیچ گاه گمراه نمی سازد. این صفت، تأکید می کند که راهنمایی قرآن، مطلق و بی خطاست و انسان را به سرمنزل مقصود می رساند.
وَ الْمُحَدِّثُ الَّذِي لاَ يَکْذِبُ:[4] قرآن، سخنگویی است که هرگز دروغ نمی گوید. صفت «محدث» برای قرآن استعاره ای است که به معنای راست گویی مطلق آن است. قرآن مانند سخنگویی راست گفتار، مشتمل بر اخبار و سرگذشت های راست و درستی است که از آن فهمیده و دانسته می شود. این بعد از قرآن، به انسان بصیرت تاریخی و معرفتی می بخشد و او را از افتادن در دام اوهام و خرافات باز می دارد.[5]
بنابراین، همنشینی با قرآن به انسان اطمینان می دهد که در مسیری صحیح و بی عیب گام برمی دارد.
ب) افزایش هدایت و کاهش گمراهی
وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ، زِيَادَةٍ فِي هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى؛[6] تأثیر همنشینی با قرآن اجتناب ناپذیر است؛ امام علی (ع) می فرمایند: هیچ کس در کنار این قرآن ننشسته جز این که از کنار آن با زیاده یا نقصانی برخاسته؛ زیادتی در هدایت یا نقصانی از کوردلی و جهالت.
منظور از همنشینی با قرآن، همنشینی با حافظان و قاریان آن، استماع آیات، و بخصوص تأمل و اندیشه در آن هاست. همانطور که لاهیجی و ابن میثم می گویند، در قرآن آیات روشن و نواهی هشداردهنده ای است که بر بینش کسی که خواهان آگاهی و بصیرت است می افزاید و از کوری جهل و ظلمت نادانی می کاهد.[7][8]
هر کس با آن همراه شود، یا بر هدایتش افزوده می شود (با تفکر و پند گرفتن و کسب معرفت) یا از تاریکی های جهل و گمراهی اش کاسته می گردد. اما اگر کسی تفکر نکند و پند نگیرد، گویا مستهزئ است و جز افزایش ضلالت و کوری از راه حق، چیزی حاصل نمی کند.[9] این رشد تدریجی در بصیرت و آگاهی، ثمره طبیعی همنشینی با قرآن است و نشان می دهد که قرآن پیوسته انسان را به سوی کمال سوق می دهد.
۲. بی نیازی با قرآن و فقر بدون آن
وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى؛[10] امام علی (ع) در بیان عمق تأثیر قرآن در زندگی می فرمایند: هیچ کس با داشتن قرآن، فقر و بیچارگی ندارد و هیچ کس بدون آن غنا و بی نیازی نخواهد داشت.
این عبارت عمق تأثیر قرآن در زندگی را نشان می دهد. همانطور که ابن میثم و لاهیجی اشاره کرده اند، منظور این است که پس از نزول قرآن و بیان روشن آن، مردم برای اصلاح امور معاش و معاد خود به هیچ حکم و دستور دیگری نیاز ندارند.[11][12] قرآن جامع ترین و کامل ترین راهنما برای زندگی بشر است و هر که آن را بفهمد و به آن عمل کند، از هر هادی و مرشد دیگری بی نیاز می شود.
و مراد از فقر بدون قرآن این است که پیش از نزول قرآن، برای نفوس گمراه و نادان هیچ گونه بی نیازی از هدایت الهی وجود نداشته است.[13] این فقر، تنها فقر مادی نیست، بلکه مهم تر از آن، فقر معنوی و فکری است. جامعه ای که به آموزه های قرآن عمل کند، نه تنها در امور معنوی و اخلاقی پیشرفت می کند، بلکه در ابعاد مادی نیز می تواند به خودکفایی و استقلال برسد. دوری از قرآن، انسان و جامعه را دچار ناتوانی و پریشانی می کند و همنشینی با قرآن کلید برون رفت از این مشکلات است.
۳. شفای بیماری ها و حل مشکلات
الف) درمان دردها و غلبه بر مشکلات
فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوَائِكُمْ وَ اسْتَعِينُوا بِهِ عَلَى لَأْوَائِكُمْ فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ أَكْبَرِ الدَّاءِ وَ هُوَ الْكُفْرُ وَ النِّفَاقُ وَ الْغَيُّ وَ الضَّلَالُ؛[14] امام علی (ع) قرآن را درمان کننده اصلی بیماری های درونی انسان می دانند و می فرمایند: برای درمان بیماری های خود از قرآن شفا بطلبید و برای پیروزی بر شداید و مشکلات از آن یاری بجویید؛ زیرا در قرآن شفای سخت ترین بیماری ها یعنی کفر و نفاق و جهل و ضلالت است.
مقصود از دردها، بیماری جهالت است که شامل:
کفر: یکی از بزرگترین بیماری های حاصل از جهل و نادانی است و عبارت است از کوری دل و ناتوانی نیروی اندیشه در شناخت آفریننده خود.
نفاق: دورویی است که با دروغ گویی و خیانت همراه است و از بیماری های اخلاقی نفس به شمار می رود.
غیّ (غوایت): سرگردانی و گمراهی است که برخاسته از کوتاهی در به دست آوردن صفت پسندیده حکمت است.
ضلالت: نتیجه انحراف از طریق اعتدال و صراط مستقیم است.[15]
این بیماری ها، ریشه های اصلی بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی هستند و قرآن با نور ایمان، اخلاص، دانش و بصیرت خود، این بیماری ها را از بین می برد. مغنیه نیز این دردها را به «بیماری های عقلی» (مانند جهل، تقلید، خرافه) و «بیماری های اخلاقی» (مانند دروغ و خیانت) تقسیم می کند.[16]
این شفابخشی قرآن، با فرمایش پیامبر اکرم (ص) که زنگار دل ها با تلاوت قرآن و یاد مرگ زدوده می شود، همسو است.[17] همنشینی با قرآن به انسان قدرتی می بخشد که بر بزرگترین چالش های روحی و فکری خود فائق آید و در مواجهه با مشکلات اجتماعی و اوضاع فاسد، از آن یاری بجوید.
ب) چشمه ای برای عطش دانشمندان و بهار دل ها
امام علی (ع) در توصیفی دیگر، قرآن را «مایه فرونشاندن عطش دانشمندان و بهار دل های فهمیدگان و شاهراه درستکاران قرار داد و دارویی که با وجود آن دیگر دردی باقی نمی ماند و نوری که با آن ظلمتی همراه نیست.»[18]
این سخن تأکیدی مضاعف بر نقش شفابخش و روشنگر قرآن است. برای اهل علم، قرآن منبعی بی پایان از دانش و برای دل های مشتاق، سرچشمه ای از زندگی و طراوت است. این یعنی همنشینی با قرآن به عمق وجود انسان نفوذ کرده و آن را متحول می کند.
۴. وسیله تقرب به خداوند و معیار حق
الف) بهترین وسیله برای ارتباط با خدا
فَاسْأَلُوا اللَّهَ بِهِ وَ تَوَجَّهُوا إِلَيْهِ بِحُبِّهِ وَ لَا تَسْأَلُوا بِهِ خَلْقَهُ، إِنَّهُ مَا تَوَجَّهَ الْعِبَادُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِمِثْلِهِ؛[19] امام علی (ع) می فرمایند: آنچه را می خواهید به وسیله قرآن از خدا بخواهید و با محبت قرآن به سوی خدا روی آورید، و هرگز به وسیله آن از مخلوقات او چیزی نخواهید؛ زیرا بندگان به چیزی مانند آن به خدا تقرب نجسته اند.
قرآن بهترین راه برای نزدیک شدن به خداوند است. منظور از درخواست از خدا به واسطه قرآن این است که نفوس خود را به کمالاتی که قرآن مشتمل بر آن هاست آراسته و آماده کنید تا درخواست های شما از جانب خداوند برآورده شود. این یعنی دعا و درخواست باید بر پایه عمل به آموزه های قرآن و همنشینی با قرآن باشد.[20]
وَ تَوَجَّهُوا إِلَيْهِ بِحُبِّهِ: یعنی با دلبستگی به قرآن و دوستی آن به خداوند رو آورید. زیرا هر کس قرآن را دوست بدارد، خود را به آنچه در آن دستور داده شده آراسته و کامل می گرداند و در این صورت به گونه ای شایسته و نیکو به خدا رو می آورد.[21] این بعد اخلاقی، نیت خالصانه را در محوریت همنشینی با قرآن قرار می دهد.
وَ لَا تَسْأَلُوا بِهِ خَلْقَهُ: یعنی فراگرفتن قرآن را وسیله کسب روزی از مخلوقاتی همچون خودتان قرار ندهید. مغنیه نیز تأکید می کند که تلاوت قرآن نباید بهانه ای برای کسب و کار و روزی قرار گیرد.[22]
إِنَّهُ مَا تَوَجَّهَ الْعِبَادُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِمِثْلِهِ: هیچ چیزی مردم را مانند قرآن به خدا متوجه نمی کند، زیرا قرآن کریم همگی علوم و کمالات نفس را در بر دارد و مشتمل بر همه مکارم اخلاق و صفات عالی انسانی است و از همه زشتی ها و پلیدی ها که مایه هلاکت آدمی است منع می کند.[23] از این روست که «بهترین ذکر (سخن) قرآن است؛ با قرآن است که سینه ها فراخ می شود و درون ها نورانی می گردد.» [24]
ب) معیار سنجش آرا و هواهای نفسانی
امام علی (ع) در مورد نقش قرآن به عنوان معیار نهایی برای سنجش اعتقادات و اعمال، یک رویکرد تربیتی عمیق ارائه می دهند: پروردگارتان را با قرآن بشناسید و خویشتن را با آن اندرز دهید و در برابر قرآن، آرای خود را متهم کنید و خواسته های نفسانی خویش را در برابر آن نادرست بشمارید.
وَ اسْتَدِلُّوهُ عَلَى رَبِّكُمْ: یعنی قرآن را دلیلی حاضر در راه خود به سوی پروردگار قرار دهید. قرآن راهنمای اصلی برای شناخت خداوند، صفات او و راه های تقرب به اوست.[25]
وَ اسْتَنْصِحُوهُ عَلَى أَنْفُسِكُمْ: یعنی در برابر نفس اماره که انسان را به گناه می کشاند و دیده دل را از مشاهده حقایق می پوشاند، قرآن را خیرخواه و راهنمای خود گردانید و آن را وسیله سرکوبی این نفس سرکش قرار دهید. مغنیه نیز تأکید می کند که نباید نصیحتی جز از قرآن و راسخین در علم و عمل به آن پذیرفت.[26]
وَ اتَّهِمُوا عَلَيْهِ آرَاءَكُمْ: یعنی اگر نظریه ای بر خلاف قرآن یافتید، آن را متهم به بطلان کنید زیرا برخاسته از نفس اماره است. این یک اصل مهم اخلاقی و معرفتی است که انسان را وادار می کند تا در برابر کلام الهی، فروتن باشد و قضاوت های خود را بر اساس آن تنظیم کند، نه برعکس.[27]
وَ اسْتَغْشُوا فِيهِ أَهْوَاءَكُمْ: یعنی خواسته های نفسانی خویش را در برابر قرآن نادرست و با غش و خدعه بدانید. ابن میثم توضیح می دهد که «هوی» (خواهش نفس اماره) بدون مراجعه به عقل است و اگر انسان بنا به حکم قرآن از پيروى آن ممنوع باشد، اين خواهش، غشّ و فريبى آشكار خواهد بود.[28] این دستور، انسان را از پیروی کورکورانه از تمایلات نفسانی باز می دارد.
قرآن، «فرمان دهنده ای است باز دارنده و خاموشی است گویا. حجت خدا بر خلق اوست، از آنان نسبت به [عمل به] قرآن پیمان گرفت و جانشان را گروگان آن کرد.»[29]
۵. شفاعت و سعادت اخروی
الف) شفاعت کننده مقبول در قیامت
اعْلَمُوا أَنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ قَائِلٌ مُصَدَّقٌ، وَ أَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ شُفِّعَ فِيهِ وَ مَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صُدِّقَ عَلَيْهِ؛[30] امام علی (ع) در مورد نقش قرآن در قیامت می فرمایند: بدانید قرآن، شفاعت کننده ای است که شفاعتش مورد قبول و گوینده ای است که سخنش مقبول است. آن کس که قرآن در روز قیامت برای او شفاعت کند مشمول شفاعت می شود و آن کس که قرآن در قیامت از وی شکایت کند گواهی اش بر ضد او پذیرفته خواهد شد
این وعده بزرگ، پاداش حقیقی همنشینی با قرآن است:
قرآن شفاعت کننده ای است که شفاعتش مورد قبول خداوند است. ابن میثم وجه مناسبت این استعاره را چنین توضیح می دهد که تدبر و اندیشیدن در آیات قرآن و عمل به احکام آن، موجب محو عوارض زشتی است که در نتیجه ارتکاب گناه بر نفس عارض می گردد. زدوده شدن این زشتی ها از قلب، سبب محو خشم خداوند است و به منزله عمل شفیعی است که شفاعت او مقبول افتاده و توانسته است اثر خطا را از دل کسی که نزد او شفاعت رفته، بزداید. این نشان دهنده قدرت تحول بخش قرآن در پاکسازی روح و آماده سازی آن برای رحمت الهی است.
قرآن گوینده ای است که سخنش مقبول و تصدیق شده است. زیرا قرآن مانند گوینده ای راست گفتار دارای الفاظی است که چون آن کلمات ادا شود، تکذیب آن ها ممکن نیست.
برای کسانی که در دنیا به قرآن عمل کرده اند و آن را راهنمای خود قرار داده اند، قرآن در روز قیامت شفاعت خواهد کرد و شفاعتش پذیرفته می شود. اما برای کسانی که با خودداری از پیروی و مخالفت با احکام و آیاتش از آن روی گردانیده اند، قرآن به زبان حال در پیشگاه خداوند بر ضد آن ها گواهی می دهد و این گواهی پذیرفته خواهد شد. این بعد از قرآن، مسئولیت پذیری انسان در قبال کلام الهی را برجسته می کند.[31]
ب) تنها محصول پرثمر در مزرعه دنیا همنشینی با قرآن است
فَإِنَّهُ يُنَادِي مُنَادٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: أَلَا إِنَّ كُلَّ حَارِثٍ مُبْتَلًى فِي حَرْثِهِ وَ عَاقِبَةِ عَمَلِهِ، غَيْرَ حَرَثَةِ الْقُرْآنِ، فَكُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ أَتْبَاعِهِ؛[32] امام علی (ع) در تشبیهی زیبا، دنیا را به مزرعه ای تشبیه می کنند که هر کس در آن بذری می افشاند و محصول آن را درو می کند. ایشان می فرمایند: روز قیامت، منادی صدا می زند: آگاه باشید! امروز هر کس گرفتار بذری است که افشانده و در گرو عاقبت اعمال خویش است؛ جز آنان که بذر قرآن افشاندند. شما نیز از بذر افشانان قرآن و پیروان آن باشید.
امام (ع) تأکید می کنند که تنها بذر همنشینی با قرآن و عمل به آن است که ثمره ای پربار و رستگاری در آخرت به همراه دارد. منظور از «حرث» یا «زرع»، هر عملی است که از آن فایده ای خواسته می شود و ثمره ای از آن به دست می آید.
کشت کنندگان قرآن کسانی هستند که عمل به قرآن را مزرعه آخرت خود سازند و کوشش در فهم معانی و مقاصد آن را وسیله تکمیل و تهذیب نفس خود قرار دهند. این افراد از ابتلا به کیفرها و عذاب ها مصون خواهند بود.[33] بقیه بذرها، هر چند در ظاهر مفید به نظر برسند، اما در نهایت منجر به زیان و خسران خواهند شد. این فراخوان، یک دعوت تربیتی برای انتخاب مسیر سعادت ابدی است.
جمع بندی
همنشینی با قرآن از دیدگاه نهج البلاغه، یک فرصت بی نظیر برای رشد، هدایت و سعادت انسان در دنیا و آخرت است. قرآن راهنمایی صادق و شفابخش دردها و وسیله برای تقرب به خداوند و ضامن شفاعت در روز قیامت است. این کتاب آسمانی، معیاری بی چون و چرا برای شناخت حق از باطل است و نجات دهنده انسان از جهل و گمراهی است. بنابراین، بر هر مسلمانی واجب است که با درک والا از اهمیت این کتاب الهی، قدم در مسیر همنشینی با قرآن بگذارد و با تدبر و عمل به آموزه های آن، از برکات بی شمارش بهره مند شود.
پی نوشت ها
[1] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه176.
[2] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[3] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه176.
[4] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه176.
[5] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[6] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه176.
[7] لاهیجی، شرح نهج البلاغه لاهیجی، خطبه 176.
[8] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[9] لاهیجی، شرح نهج البلاغه لاهیجی، خطبه 176.
[10] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه176.
[11] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[12] لاهیجی، شرح نهج البلاغه لاهیجی، خطبه 176.
[13] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[14] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه176.
[15] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[16] مغنیه، فی ظلال نهج البلاغه، ذیل خطبه176.
[17] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[18] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه176.
[19] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه176.
[20] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[21] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[22] مغنیه، فی ظلال نهج البلاغه، ذیل خطبه176.
[23] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[24] آمدی، غرر الحکم، حدیث3255.
[25] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[26] مغنیه، فی ظلال نهج البلاغه، ذیل خطبه176.
[27] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[28] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[29] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه183.
[30] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه176.
[31] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
[32] شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه176.
[33] محمدی، ترجمه شرح ابن میثم، خطبه176.
منابع
- آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دار الکتاب الإسلامی، ۱۴۱۰ق.
- شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، دار الهجره، ۱۴۱۴ق.
- ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه ابن میثم (ترجمۀ فارسی)، مترجم: قربانعلی محمدی مقدم و علی اصغر نوایی، مشهد، مجمع البحوث الإسلامية، 1417 ق.
- لاهیجی، محمدباقر، شرح نهج البلاغه لاهیجی، تهران، موسسه نشر میراث مکتوب، ۱۳۷۹ش.
- مغنیه، محمدجواد، فی ظلال نهج البلاغه، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۷۹ م.
منبع اقتباس
- مکارم شیرازی، ناصر، پيام امام اميرالمؤمنين (ع)، ج6، ص562-554.
- ابن میثم بحرانی، ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم، ذیل خطبه 176.
- لاهیجی، محمدباقر، شرح نهج البلاغه لاهیجی، ذیل خطبه 176.





















