سیره زندگانی امام علی (ع) صحنه تمام عیار تقوی و زهد است و برای بررسی و مطالعه دقیق ابعاد آن می توان به سخنان امام در نهج البلاغه رجوع کرد. این مقاله گذری بر تقوی و زهد امام علی (ع) بر اساس سیره عملی ایشان می باشد.
زهد امام علی (ع) در حیات علوی
تجلی خورشید تقوا و درخشش اختر زهد و پارسایی در افق روشن حیات امام علی (ع)، به اندازه ای تابناک و چشمگیر و خیره کننده است که هر انسان خواستار تقوا و هر مؤمن شیفته زهد و پارسایی را مات و مبهوت خود کرده است.
«وَ اللَّهِ لَقَدْ رَقَّعْتُ مِدْرَعَتِي هَذِهِ حَتَّى اسْتَحْيَيْتُ مِنْ رَاقِعِهَا، وَ لَقَدْ قَالَ لِي قَائِلٌ أَلَا تَنْبِذُهَا عَنْكَ؟ فَقُلْتُ [اعْزُبْ] اغْرُبْ عَنِّي، فَعِنْدَ الصَّبَاحِ يَحْمَدُ الْقَوْمُ السُّرَى»؛[1]
«به خدا سوگند، آنقدر به این پیراهنم وصله دوخته ام که از وصله کننده آن شرم دارم، گوینده ای به من گفت: چرا این جامه کهنه را به دور نمی اندازی؟ گفتم: از من دور شو، چرا که در بامداد آن رهروان شبانه را ستایش می کنند».
برخی بر قامت رسای امام علی (ع) جامه ای کهنه و فرسوده و وصله دار دیدند، به آن حضرت (ع) گفتند: چرا این گونه لباس می پوشی؟ امام (ع) در پاسخ فرمودند: «يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَ يَقْتَدِي بِهِ الْمُؤْمِنُونَ»؛[2] «با پوشیدن جامه کهنه، دل فروتن شده و نفس سرکش رام می شود و مومنان راستین از این کار پیروی کرده و این گونه عمل می کنند».
نوف ابن فضاله بکالی که از اصحاب خاص امام علی (ع) است، روایت می کند شبی امام (ع) را دیدم که از بستر خویش بیرون آمد، به ستارگان آسمان نگاه کرد و فرمود: «يَا نَوْفُ طُوبَى لِلزَّاهِدِينَ فِي الدُّنْيَا، الرَّاغِبِينَ فِي الْآخِرَةِ، أُولَئِكَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْأَرْضَ بِسَاطاً وَ تُرَابَهَا فِرَاشاً وَ مَاءَهَا طِيباً وَ الْقُرْآنَ شِعَاراً وَ الدُّعَاءَ دِثَاراً، ثُمَّ قَرَضُوا الدُّنْيَا قَرْضاً عَلَى مِنْهَاجِ الْمَسِيحِ»؛[3]
«ای نوف! خوشا به حال پارسایان در دنیا که دل به آخرت و سرای جاوید بسته اند. آن ها کسانی هستند که زمین را فرش، خاک آن را بستر و آب آن را شربت گوارا (برای خود) قرار داده اند. پرهیزگاران قرآن را پیراهن و دعا به درگاه خدا را جامه زیرین خود برگزیده اند و همانند عیسی مسیح (ع) دنیا را از خود دور کرده و دل به آن نمی سپارند».
تقوی و زهد امام علی (ع) در سیره حکومت علوی
امام پارسایان و مولای پرهیزگاران علی (ع)، هنگامی که شنید، عثمان ابن حنیف انصاری که از سوی آن حضرت (ع) عهده دار حکومت بصره بود، بر سفره های رنگین اشراف بصره نشسته است. نامه ای عتاب آمیز به وی نوشت و در آن نامه درباره روش حکومت و سیره زندگانی خود چنین فرمود:
«أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِيءُ بِنُورِ عِلْمِهِ؛ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ»؛[4] «آگاه باشید که هر پیروی را پیشوایی است که از او پیروی می کند و از فروغ دانش امام خویش روشنی می یابد. به راستی که امام شما از دنیا به پیراهن و ردایی و از میان خوراکی های آن، به دو قرص نان جوین بسنده کرده است».
«وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَيْتُ الطَّرِيقَ إِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ وَ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقَزِّ، وَ لَكِنْ هَيْهَاتَ أَنْ يَغْلِبَنِي هَوَايَ وَ يَقُودَنِي جَشَعِي إِلَى تَخَيُّرِ الْأَطْعِمَةِ، وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوْ الْيَمَامَةِ مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِي الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ، أَوْ أَبِيتَ مِبْطَاناً وَ حَوْلِي بُطُونٌ غَرْثَى وَ أَكْبَادٌ حَرَّى … أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي بِأَنْ يُقَالَ هَذَا أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكُهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ، أَوْ أَكُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِي جُشُوبَةِ الْعَيْشِ.
فَمَا خُلِقْتُ لِیَشْغَلَنِی أَکْلُ الطَّیِّبَاتِ، کَالْبَهِیمَةِ الْمَرْبُوطَةِ، هَمُّهَا عَلَفُهَا; أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا، تَکْتَرِشُ مِنْ أَعْلاَفِهَا، وَتَلْهُو عَمَّا یُرَادُ بِهَا، أَوْ أُتْرَکَ سُدًى أَوْ أُهْمَلَ عَابِثاً، أَوْ أَجُرَّ حَبْلَ الضَّلاَلَةِ، أَوْ أَعْتَسِفَ طَرِیقَ الْمَتَاهَةِ»؛[5]
«و اگر می خواستم، توانایی آن را داشتم که به عسل پالوده، مغز گندم و بافته های پرنیانی دست یابم. ولی هیهات که هوی و هوس بر علی (ع) پیروز شود و بسیاری حرص و آز مرا به گزینش طعام های لذیذ برانگیزد، در حالی که شاید در حجاز و یمامه کسی باشد که امید به یافتن قرص نانی نداشته و در همه عمر خود روی سیری را ندیده است.
هیهات که من با شکمی انباشته از خوراک سر به بالین بگذارم، در حالی که پیرامون مرا گرسنگان ناکام و جگر سوختگانی تشنه کام پر کرده است … آیا به این دلخوش کرده و قانع باشم که به من امیرالمومنین بگویند، ولی من در ناگواری های روزگار همراه و شریک مردم نباشم؟ و در تلخکامی های زندگی پیشاپیش آن ها گام بر ندارم.
به راستی که مرا نیافریده اند، تا مانند چهارپای زمام گسیخته ای که تنها فکر او علف او است و یا همانند حیوان به خود واگذار شده ای که کارش چریدن در خاکروبه ها و پر کردن شکم از علف هاست و از سرانجام خود غافل است، زندگی کنم. آیا مرا آفریده اند تا بیکار مانده و بیهوده به خود رها شوم؟ و یا سر رشته دار گمراهی بوده و بی اندیشه در طریق سرگردانی گام گذارم؟».
بی ارزشی حکومت در نگاه علوی
ابن عباس ماجرای گفتگوی خود را با امام علی (ع) در حالی که عازم جنگ با مردم بصره بود، این گونه روایت می کند:
«دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) بِذِي قَارٍ وَ هُوَ يَخْصِفُ نَعْلَهُ، فَقَالَ لِي مَا قِيمَةُ هَذَا النَّعْلِ؟ فَقُلْتُ لَا قِيمَةَ لَهَا. فَقَالَ (علیه السلام) وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا»؛[6]
«روزی در ذی قار (محلی در نزدیک بصره) بر امیرالمومنین امام علی (ع) وارد شدم، آن حضرت (ع) را سرگرم تعمیر کفش خود دیدم، هنگامی که امام (ع) مرا دید، به من فرمود: ارزش این کفش کهنه چند است؟ گفتم هیچ ارزشی ندارد، امام فرمود: به خدا سوگند، این کفش فرسوده را از حکومت بر شما بیشتر دوست می دارم، مگر این که در سایه حکومت به اقامه حق پرداخته و باطل را نابود کنم».
الگوی عملی در زهد و تقوا
آنجا که سخن از تقوای خدا و اطاعت فرمان پروردگار است و آنگاه که سخن از پرهیز از گناه و دوری و باز داشت از معصیت خدای سبحان، امام علی (ع) نخستین امام تقوا پیشه و یگانه مرد صادق و پرهیزگاری است. در همین رابطه امام (ع) فرمود:
«… أَيُّهَا النَّاسُ، إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا، وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا».[7]
«ای مردم! به خدا سوگند، من شما را به هیچ طاعتی (از خدا) وادار نمی کنم، مگر این که پیش از شما خود آن را انجام می دهم و شما را از هیچ گناهی بازنمی دارم، مگر آن که پیش از شما خود از آن روی برمی تابم».
سفارش به تقوای الهی
در مثالی دیگر از تقوی و زهد امام علی (ع) پرهیزگاران خدا ترس و پیشوای پارسایان خدا خواه، امیرالمومنین علی (ع) پس از بازگشت از جنگ صفین، در محلی به نام حاضرین، نامه ای به فرزند عزیز خود امام حسن (ع) نوشت. این نامه که حاوی وصیت های امام علی (ع) به فرزند خود و همه پیروان صادق وی می باشد، با تکیه بر زهد امام علی (ع)، سرشار از حکمت، موعظه، اسرار رستگاری، رموز فلاح و پیروزی و نصایح سودمندی است که انسان را به تقوا و پرهیز از گناه و نافرمانی خدای حکیم فرمان می دهد.
امام (ع) طی این وصیت نامه مفصل با صراحت و روشنی تمام در نهایت قاطعیت، خطاب به فرزند و پیروان خود می فرماید: «وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّ أَحَبَّ مَا أَنْتَ آخِذٌ بِهِ إِلَيَّ مِنْ وَصِيَّتِي تَقْوَى اللَّهِ وَ الِاقْتِصَارُ عَلَى مَا فَرَضَهُ اللَّهُ عَلَيْكَ»؛[8]
«و تو ای فرزند گرامی من! بدان که محبوبترین مطلبی که از سخنان من در این وصیت نامه باید فرابگیری، تقوا و پرهیزگاری است و بسنده کردن به آنچه که خدا برای تو واجب کرده است».
امام علی (ع) در رابطه با دلبستگی به دنیا، شوق به آن و طمع ورزیدن به مظاهر فریبایش به همه پیروان دانا و خردمند خود هشدار می دهد:
«أَكْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ، تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ»؛[9] «بیشترین لغزشگاه های خردها در پرتو جلوه و درخشش های آزها و هوس هاست».
تقوا بالاترین عزت دینی
آنجا که امام علی (ع) در فضیلت اسلام سخن گفته و در بیان ارزش های متعالی اسلام از شرف و عزت اسلامی بحث کرده، تقوی و ورع را از سجایای ممتاز و ارزنده اسلامی شمرده و در این رابطه می فرماید:
«لَا شَرَفَ أَعْلَى مِنَ الْإِسْلَامِ، وَ لَا عِزَّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَى، وَ لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ، وَ لَا شَفِيعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَةِ، وَ لَا كَنْزَ أَغْنَى مِنَ الْقَنَاعَةِ»؛[10]
«در دوران حیات انسان هیچ شرفی بالاتر از اسلام، عزتی برتر از تقوا، پناهگاهی استوارتر از پارسایی، شفاعت کننده ای رهایی بخش تر از توبه و گنجی بی نیاز کننده تر از قناعت نیست».
در سیره تقوی و زهد امام علی (ع)، تقوی ارزنده ترین جلوه کرامت انسان و پرهیز از آنچه که شبهه انگیز است، نهایی ترین مرز پارسایی و ورع می باشد. این حقیقت در کلام رسای امام (ع) متجلی است، آنجا که فرمود:
«وَ لَا كَرَمَ كَالتَّقْوَى، وَ لَا قَرِينَ كَحُسْنِ الْخُلُقِ، وَ لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَبِ، وَ لَا قَائِدَ كَالتَّوْفِيقِ، وَ لَا تِجَارَةَ كَالْعَمَلِ الصَّالِحِ، وَ لَا [زَرْعَ] رِبْحَ كَالثَّوَابِ، وَ لَا وَرَعَ كَالْوُقُوفِ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، وَ لَا زُهْدَ كَالزُّهْدِ فِي الْحَرَامِ»؛[11]
«برای انسان، هیچ کرامتی مانند تقوی، همنشینی مانند اخلاق نیکو، پارسایی همانند توقف در برابر شبهات (اموری که حقیقت آن آشکار نیست) و زهدی همچون پرهیز و بی میلی نسبت به حرام نیست».
تقوا کلید صبر بر سختی های دنیا
آنگاه که امام (ع) در فضیلت تقوی و پرهیز از روی آوری و دلبستگی به دنیا و سفارش به مردم در رابطه با صبر بر سختی ها و ناگواری های دنیا سخن می گفت، ایشان را به اعتصام و چنگ زدن به رشته استوار تقوا که دستگیره ای محکم و پناهگاهی استوار است فرمان داده و می فرماید:
«فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اللَّهِ، فَإِنَّ لَهَا حَبْلًا وَثِيقاً عُرْوَتُهُ وَ مَعْقِلًا مَنِيعاً ذِرْوَتُهُ»؛[12] «ای مردم به رشته تقوا و پرهیزگاری چنگ زنید. چرا که تقوای خدا رشته ای استوار، دستگیره ای محکم و پناهگاه امنی است که بلندای آن استوار و محکم است».
گفتار امیرالمومنین امام علی (ع) پیرامون خواری دنیا و سفارش ها و توصیه های آن بزرگوار در جهت گرایش به تقوا و روی آوری به پایگاه عفاف و عصمت و پارسایی، به عبارت دیگر تقوی و زهد امام علی (ع)، در خطبه خطبه نهج البلاغه آشکار و در صفحه صفحه این کتاب شریف هویدا است.
نتیجه گیری
در پی همه تلاش ها و مجاهدت های عارفانه امام علی (ع)، در راه ارائه الگوی تقوی و زهد برای مسلمانان، در راه شناخت تقوی و زهد امام علی (ع)، هر کس به میزان عشق و تلاش و اخلاص و ظرف وجودی خود موفق به دستیابی به حقیقت ذات و درک صفات امام علی (ع) می گردد.
پی نوشت ها
[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 160.
[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 103.
[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 104.
[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 45.
[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 45.
[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 33.
[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 175.
[8] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31.
[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 219.
[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 371.
[11] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 113.
[12] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 190.
منبع
شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
حجازی، علاء الدین، تجلی امامت در نهج البلاغه، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی، 1372. ص184-179.





















