معرفی هفت عامل مهم خیانت در امانت از منظر نهج البلاغه

امانت داری از جمله خصایصی است که ضامن وجاهت و شرافت انسان است، اما شکل گیری روحیه امانت داری و در مقابل آن خیانت، تحت تأثیر عواملی است که شناخت آن ها از وظایف مهم انسان در مسیر زندگی است. از این رو با توجه به اینکه بخشی از مباحث نهج البلاغه به بعد اخلاقی اهتمام می ‏ورزد، عوامل و زمینه های خیانت در بیانات شیوای امام علی (ع) در نهج‏ البلاغه ذکر گردیده است.

علل خیانت در امانت

خیانت در امانت نیز همانند سایر رذائل اخلاقی دارای عللی است که شناخت آن ها می تواند در توانمندی انسان در دفع و رفع آن موثر واقع شود. بر این اساس، به برخی از مهمترین علل خیانت که در نهج البلاغه به آن پرداخته شده، اشاره می گردد:

۱. جهل و عدم تعقل

مسأله خیانت در امانت از جمله مسائلی است که به گمان برخی تنها منشاء آن بی اخلاقی است، در حالی که با توجه به ابعاد دیگر وجودی انسان جهل را نیز می توان از عوامل خیانت در امانت دانست. این موضوع در سخنان حضرت علی (ع) در نهج البلاغه مشهود است.

البته همه گناهان ریشه در جهل و نادانی دارد هر چند در ظاهر، برخی رفتارها مانند دشمنی ریشه در برخی از ویژگی های انسان چون حسد دارد، اما با تأمل بیشتر می توان دریافت که ریشه اکثر ویژگی های غیر انسانی، جهل است؛ زیرا کسی که حسد می ورزد، نسبت به آسیب های روحی و جسمی متحمل می گردد، جهل دارد. علاوه بر آن، نسبت به توحید ربوبی خداوند و که داشته های خویش نیز جاهل است.

حضرت علی (ع) در این باره می فرماید: «الجَهلُ مَعْدِنُ الشَّرِّ»؛[1] «جهل، معدن شر است». یا می فرماید: «لا يَجتَرِئُ عَلَى اللّه ِ إلاّ جاهِلٌ شَقِيٌّ»؛[2] «گستاخی و جرأت بر خدا را جز جاهل و شقی انجام نمی دهد».

بنابراین جهل ریشه همه گناهان و کژی هاست و از جمله کژی ها، می توان از خیانت در امانت نام برد. البته باید دانست جهل و نادانی در مقابل تعقل قرار می گیرد، نه در مقابل علم؛ زیرا اندیشه کردن و عاقبت اندیشی در گرو تعقل است، نه صرف برخورداری از علم.

به عبارت دیگر، شخصی که عاقبت افکار و رفتار خویش را در معرض تحلیل و بررسی قرار نمی دهد، همین امر زمینه ای می گردد که در ورطه اشتباه و گناه قرار گیرد، حتی اگر به گناه بودن آن فکر یا فعل آگاه باشد. چنان که افرادی هستند که به علوم الهی آگاهی دارند، اما این علم برای آن ها سودی ندارد و به آن علم، عمل نمی کنند.

از این رو، امام علی (ع) جهل را در مقابل عقل قرار می دهد و می فرماید: «لَا غِنَى كَالْعَقْلِ، وَ لَا فَقْرَ كَالْجَهْلِ»؛[3] «هیچ بی نیازیی چون عقل و هیچ بینوایی چون جهل نیست».

بنابراین جهل بالاترین فقر و نقصی است که انسان در بستر آن مرتکب گناهان بزرگی از جمله خیانت به امانت خواهد شد؛ زیرا شخصی که این عمل ناپسند را مورد تحلیل و تعقل قرار دهد و به عاقبت بد آن در دنیا و آخرت که رسوایی و عذاب خواهد بود، توجه نماید، دچار این رفتار قبیح نخواهد شد.

اهمیت عقل تا آنجاست که امیر (ع) عقل را نیرویی می داند که خداوند به وسیله آن عبادت می شود و بهشت با آن به دست می آید.[4] از این رو یکی از برنامه ها و وظایف رهبران الهی رهانیدن بشر از جهل است؛ چنان که حضرت علی (ع) در این باره می فرماید:

«أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِى عَلَيْكُمْ حَقًّا وَ لَكُمْ عَلَى حَقٌّ، فَأَمَّا حَقُكُمْ عَلَيَّ فَالنَّصِيحَةُ لَكُمْ وَ تَوفِيرُ فَيْتِكُمْ عَلَيْكُمْ وَ تَعلِيمُكُمْ كَيْلا تَجْهَلُوا وَ تَأدِيبَكُمْ كَيْمَا تَعْلَمُوا …»؛[5] «ای مردم! من و شما بر یکدیگر حقوقی داریم. حقی که من بر شما دارم این است که خیرخواه شما باشم و نیازها و رفاه شما را فراهم سازم و آموزش دهم تا از جهل و بدبختی نجات یابید …».

در واقع عدم تعقل در عاقبت این رفتار و جهل درباره توحید ناب ربوبی موجب می شود که انسان نسبت به امانت، خیانت ورزد؛ چرا که اعتقاد به توحید ربوبی به معنای دیدن تدبیر و اراده جهان خلقت در خداست؛[6] چنانکه خداوند در قرآن می فرماید: «قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ»؛[7] «بگو: آیا غیر از خدا را به ربوبیت برگزینم، در صورتی که خدا پرورنده همه موجودات است».

با توجه به برخورداری از توحید ربوبی جایی برای اقدام به خیانت و مکر در زندگی انسان الهی وجود نخواهد داشت؛ چرا که فرد به خدای روزی دهنده غیر ظالم و قادر و عالم اعتقاد دارد، به نحوی که هیچ گونه ظلمی در حق بندگان صورت نمی دهد و همگان به روزی مقرر خویش خواهند رسید.

۲. آزمندی و طمع

یکی دیگر از عوامل و ریشه های خیانت در امانت طمع و آزمندی است که همواره از نگاه اخلاق و شرع مورد نکوهش واقع شده است. البته اصل خواستن و طلب نمودن از امور فطری و لازم در انسان و دارای قوائد بیشماری است. اما در عین حال زیاده روی در برخی از موارد به خصوص امور مادی، می تواند انسان را ضایع نموده و به ورطه گناه و هلاکت بکشاند. طمع و آرزوهای خلاف عقل و شرع سرچشمه کردارهای ناپسند است.

امام على (ع) در این باره می فرماید: «مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ، أَسَاءَ الْعَمَلَ»؛[8] «هر که آرزو را دراز گرداند، کردار را بد نماید». خیانت در امانت نیز از امور نامطلوبی است که ریشه در طمع و آز دارد. باید در نظر داشت برخورداری از خصلت طبع بلند و قناعت در داشته ها عامل مؤثر در ترک آرزوهای خلاف شرع و عقل است و بالعکس، شخص آزمند که به داشته ها و سرمایه های خویش قانع نیست زمینه خیانت برای وی مهیا خواهد بود.

امام علی (ع) در این باره می فرماید: «أَشْرَفُ الْغِنَى، تَرْكُ الْمُنَى»؛[9] «برترین توانگری و بی نیازی، رها ساختن آرزوهاست». زیرا فردی که در زندگی مادی خویش راضی به داشته ها و سرمایه های موجود باشد و از دست دادن نعمت ها داشته ها و ناراضی نباشد، دیگر دچار خیانت نخواهد شد. زیرا وی به رزق و روزی که از مسیر صحیح به دست آمده، قانع است و حرص و طمع او را به تحقق آرزوها از نادرست، از جمله خیانت در مال و عرض دیگران وادار نخواهد کرد.

از این رو، قناعت نقش مؤثری در ترک آرزوهای خلاف شرع و عقل دارد. امام علی (ع) در این باره می فرماید: «الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا يَنْفَدُ»؛[10] «قناعت ثروتی پایان ناپذیر است». زیرا قناعت انسان را از توجه به مادیات و دنیا زدگی حفظ می کند و برای کسی که دوستدار کمالات و نزدیک شدن به خداوند است، بسیار مسیر گره گشا و در گام اول برای رشد ضروری است.[11]

3. هوی و هوس

انحراف عقیده و پیروی از هوا و هوس عامل دیگری است که می تواند موجب خیانت گردد؛ چنان که در آیات الهی پیروی از نفس، اساس همه مشکلات و فریب ها شمرده شده است: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي».[12] در روایات نیز از نفس، به عنوان رأس هر بدبختی و گمراهی نام برده شده است: «إِنَّ طَاعَةَ النَّفْسِ ومتابعة أهويتها أسُ كُلِّ مِحْنَةِ وَ رَأْسُ كُلِّ غَوَايَةٍ».[13] به همین دلیل، جهاد با نفس از بزرگترین جهادها شمرده شده است.

همچنین در ماجرای حکمین، امام علی (ع) از این ماجرا به عنوان تجاوز از پیمان یاد کرده و عامل این پیمان شکنی را ستمگری و پیروی از هوس و انحراف فکری دانسته است: «فَأَخَذْنَا عَلَيْهِمَا أَنْ يُجَعْجِعَا عِنْدَ الْقُرْآنِ وَ لَا يُجَاوِزَاهُ وَ تَكُونَ أَلْسِنَتُهُمَا مَعَهُ وَ قُلُوبُهُمَا تَبَعَهُ، فَتَاهَا عَنْهُ وَ تَرَكَا الْحَقَّ وَ هُمَا يُبْصِرَانِهِ وَ كَانَ الْجَوْرُ هَوَاهُمَا وَ الِاعْوِجَاجُ [دَأْبَهُمَا] رَأْيَهُمَا»؛[14]

«از آن دو پیمان گرفتیم که در برابر قرآن تسلیم باشند و از آن تجاوز نکنند و زبان آن دو با قرآن و قلب هایشان پیرو کتاب خدا باشد اما آنها از قرآن روی گردان شدند، حق را آشکارا می دیدند و ترک گفتند که جور و ستم، خواسته دلشان و کجی و انحراف در روش فکریشان بود».

همچنین ایشان در نکوهش کارگزار خیانتکار می فرماید: آیا به معاد ایمان نداری؟ زیرا کسی که ایمان به جزای آخرت داشته باشد، تابع خواهش های نفسانی خویش نمی باشد و نمی تواند در نگهداری از امانت کوتاهی کند. در اندیشه توحیدی، کارگزاران و کارکنان باید پیوسته به یاد داشته باشند که بنده خدا هستند و همین تلقی است که آن ها را از بیماری های روحی و رفتارهای غیر اخلاقی حفظ می نماید.[15]

از این رو خویشتنداری و مراقبت از نفس زمینه ارتکاب به معصیت و تمرد از فرامین الهی را طرد کرده و موجب اصلاح و کنترل درون می گردد. این امر در فرد مسئول موجب می شود تا با دقت بیشتری بر روی رفتار و نیات درونی خود کار کند. به این ترتیب فرد در حفظ امانات دقت بیشتری می کند و میزان خیانت های معنوی و مادی در امور کاهش می یابد.

۴. حسادت

حسادت از صفات ناپسند اخلاقی است تا حدی که از اصول کفر شمرده شده است. چنان که امام علی (ع) ریشه عهد شکنی ناکثین و خیانت آن ها را حسادت دانسته و معتقد است، حسادت عامل مقابله پیمان شکنان خواستار دنیا و منویات آن، با حاکم شرعی است و در این باره می فرماید: «وَ إِنَّمَا طَلَبُوا هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَداً لِمَنْ أَفَاءَهَا اللَّهُ عَلَيْهِ»؛[16] «آن ها از روی حسادت بر کسی که خداوند حکومت را به او بخشیده است، به طلب دنیا برخاسته اند».

علاوه بر آن، حسادت را می توان در رأس رذایل اخلاقی دانست؛ زیرا صفتی که موجب کبر ورزیدن شیطان در برابر آدم (ع) شد و در نتیجه بر او سجده نکرد، خصلت حسد بود که بر اساس آن بنیان معصیت خدا نیز بنا نهاده شد.[17]

چنانکه در قرآن آمده است: «قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَٰذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا»؛[18] «گفت با من بگو آیا این آدم خاکی را بر من فضیلت و برتری دادی؟ (ای خدا) اگر اجل مرا تا قیامت به تأخیر افکنی به جز قلیلی (چون معصومین و خواص مؤمنین) همه اولاد آدم را مهار می کنم».

از آیه استفاده می شود که شیطان از برتری آدم بر خویش سخت ناراحت بود و در صدد نابود ساختن انسان به هر قیمتی بود و این مطلب به علتی جز حسد او به انسان نبود. فردی که دچار حسادت باشد از هر طریقی در صدد از بین بردن نعمت دیگران است و در این مسیر می تواند از هر اقدام خیانتکارانه بهره مند شود تا نعمت از شخص دیگر گرفته شود یا از بین رود.

همچنین اگر حاسد امانتی از جانب شخص در اختیار داشته باشد، از روی حسادت در آن خیانت می کند تا موجبات ناراحتی و ضرر معنوی یا مادی آن شخص را فراهم آورد.

۵. بی تفاوتی و عدم توانمندی

عامل دیگر خیانت در امانت کوچک شمردن امانت است؛ زیرا زمانی انسان برای چیزی ارزش قائل نشود، طبعاً در حفظ و نگهداری آن کوشش نخواهد کرد و آن امانت در معرض هر خطر و آفتی قرار خواهد گرفت.

امام علی (ع) نیز از خصایصی که برای مؤمن برمی شمارد، صفت امانتداری و وفای به عهد است. اگر امانت و مسئولیت در دیده انسان، خوار و بی مقدار شمرده نشود و شخص خود را متعهد به آن بداند، تعدی و خیانت صورت نمی گیرد و از مرز امانتداری فراتر نمی رود و نسبت به مسئولیت واگذارشده، تعهد خواهد داشت.[19]

همچنین از دلایل خیانت، سپردن کارهای مختلف بر عهده یک شخص است؛ چراکه این وضعیت موجب کاهش توان فرد و در نهایت خیانت می گردد. کسی که کارهای مختلف و سنگین بر عهده دارد، به طور طبیعی نمی تواند از انجام درست آن ها برآید. پس به ناچار در انجام برخی از کارها سهل انگاری صورت می پذیرد و شخص دچار اهمال کاری می گردد، تا آنجا که کار و امور مربوطه بدان ضایع می شود که خود نوعی خیانت در امانت است.

حضرت امیر (ع) در این باره می فرماید: «وَاجْعَلْ لِرَأْسِ کُلِّ أَمْر مِنْ أُمُورِکَ رَأْساً مِنْهُمْ، لاَ يَقْهَرُهُ کَبِيرُهَا وَلاَ يَتَشَتَّتُ عَلَيْهِ کَثِيرُهَا»؛[20] «برای هر کاری از کارهایت رئیسی از منشیان قرار ده که بزرگی امور او را عاجز نکند و کثرت کارها پریشانش نسازد».

بنابراین واگذاری همه امور بر عهده یک فرد، نه تنها کارآمدی لازم را در پی نخواهد داشت، بلکه با توجه به امانت بودن هر یک از مسئولیت های اداری و سیاسی، خیانت محسوب می گردد.

6. فقر و نیاز مالی

از دیگر عوامل خیانت در امانت، نیاز مالی است. شخصی که از عهده مخارج زندگی بر نیاید، در شرایط فقر و سختی حاصل از آن، به ناچار دست به هر کاری خواهد زد. سوء استفاده از هر گونه امانات جهت رفع نیازمندی از این جمله است.

این روایت بیانگر وضعیت سخت برای فرد فقیر است که می تواند شرایط را برای خیانت فراهم سازد. این مسئله تا آنجا تأثیرگذار است که غنی بودن و بی نیازی پاک بودن از خیانت های مالی را در پی خواهد داشت. امام علی (ع) معتقد است، فراوانی مال رابطه مستقیم با عدم دستبرد به اموال و حتی خیانت های غیرمالی دارد و در این باره می فرماید روزی فراوان بر کارگزاران موجب بی نیازی و عدم دستبرد و خیانت در امانت می شود:

«ثُمَّ أَسْبِغْ عَلَيْهِمُ الاَْرْزَاقَ، فَإِنَّ ذَلِکَ قُوَّةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِصْلاَحِ أَنْفُسِهِمْ، وَغِنًى لَهُمْ عَنْ تَنَاوُلِ مَا تَحْتَ أَيْدِيهِمْ، وَحُجَّةٌ عَلَيْهِمْ إِنْ خَالَفُوا أَمْرَکَ أَوْ ثَلَمُوا أَمَانَتَکَ»؛[21] «سپس جیره آنان را فراوان ده زیرا این برنامه برای آنان در اصلاح وجودشان قوت است و از خیانت در آنچه زیر دست آنان میباشد بی نیاز کننده است و اگر از فرمانت سر برتابند یا در امانت خیانت کنند بر آنان حجت است».

زیرا فقر و نیاز موجبات و زمینه ساز دستبرد در اموال دولتی را فراهم خواهد کرد و به این ترتیب، شخص به راحتی خیانت می کند، حتی ممکن است بعد از رفع مشکل نیز این عمل تبدیل به یک عادت رفتاری برای وی شود. البته باید توجه داشت که مساله فقر بهانه ای برای توجیه برخی افراد برای انجام هر گونه اقدام خیانتکارانه با برچسب ناچاری نشود.

هر چند یکی از پیامدهای خیانت در امانت، فقر است؛ زیرا هیچ فردی به شخص خیانتکار، مالی را جهت مشارکت در کار قرض یا … نمی سپارد و همواره در صدد است که اموال خویش را به فرد امین بسپارد تا از دستبرد و تضییع در امان باشد. البته شخص امین و قانع در زمان سختی و فشار به واسطه برخورداری از تقوا، هیچگاه در امانت، خیانت نخواهد نمود.

7. عدم نظارت بر کارکنان

امانت مصادیق بسیاری دارد که از جمله آن پست های دولتی است. موضوعی که در کلام امام علی (ع) به آن اشاره شده و نسبت به حفظ آن هشدار می دهند؛ چنان که ایشان در مکاتبات خویش به یکی از فرمانداران خود می نویسد:

«فَقَدْ بَلَغَنِي عَنْكَ أَمْرٌ إِنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ رَبَّكَ وَ عَصَيْتَ إِمَامَكَ وَ أَخْزَيْتَ أَمَانَتَكَ»؛[22] «از تو خبری به من رسید، اگر چنان باشد که خبر داده اند، پروردگارت را خشمگین ساخته ای و بر امام خود عصیان ورزیده ای و امانت را خوار و بی مقدار شمرده ای».

ایشان حکومت را شرکت در امر امامت دانسته و برای این خیانت، تهدید به کیفر می نماید و می فرماید: «فَإِنِّي كُنْتُ أَشْرَكْتُكَ فِي أَمَانَتِي وَ جَعَلْتُكَ شِعَارِي وَ بِطَانَتِي … فَاتَّقِ اللَّهَ وَ ارْدُدْ إِلَى هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ أَمْوَالَهُمْ، فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ ثُمَّ أَمْكَنَنِي اللَّهُ مِنْكَ لَأُعْذِرَنَّ إِلَى اللَّهِ فِيكَ وَ لَأَضْرِبَنَّكَ بِسَيْفِي الَّذِي مَا ضَرَبْتُ بِهِ أَحَداً إِلَّا دَخَلَ النَّارَ»؛[23]

«همانا من تو را در امانت خود شرکت دادم و همراز خود گرفتم … از خدا بترس و اموال آنان را باز گردان و اگر چنین نکنی و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست یابم، تو را کیفر خواهم کرد که نزد خدا عذرخواه من باشد و با شمشیری تو را می زنم که به هر کس زدم، وارد دوزخ گردید».

حضرت علی (ع) تا آنجا این امانت را مهم می داند که در تهدید به یکی از کارگزاران خویش سوگند یاد می کند که چنان نسبت به این مسئله سخت می گیرد که وی در هزینه عیال درمانده و خوار و سرگردان شود:

«وَ إِنِّي أُقْسِمُ بِاللَّهِ قَسَماً صَادِقاً لَئِنْ بَلَغَنِي أَنَّكَ خُنْتَ مِنْ فَيْءِ الْمُسْلِمِينَ شَيْئاً صَغِيراً أَوْ كَبِيراً، لَأَشُدَّنَّ عَلَيْكَ شَدَّةً تَدَعُكَ قَلِيلَ الْوَفْرِ، ثَقِيلَ الظَّهْرِ، ضَئِيلَ الْأَمْرِ؛ وَ السَّلَام»؛[24] «به خدا سوگند می خورم، سوگندی راست که اگر به من خبر رسد که در غنایم مسلمانان به اندک یا بسیار خیانت کرده ای چنان بر تو سخت گیرم که کم مایه مانی و بار هزینه عیال بر دوشت سنگینی کند و حقیر و خوار شوی، والسلام».

از این رو می توان گفت زمامداری مردم از جمله امانت های عظیم الهی است که عدم نظارت بر عملکرد کارکنان نه تنها زمینه خیانت آنان را فراهم خواهد کرد، بلکه خیانتی از جانب زمامدار و فرماندار هم خواهد بود. البته حضرت (ع) معتقد است در مقام پیشگیری، مراقبت و نظارت، موجب امانت داری و مهربانی کارگزاران با رعیت می شود و در این باره می فرماید:

«اخْتَبِرْهُمْ بِمَا وُلُّوا لِلصَّالِحِينَ قَبْلَکَ، فَاعْمِدْ لاِحْسَنِهِمْ کَانَ فِي الْعَامَّةِ أَثَراً، وَأَعْرَفِهِمْ بِالاْمَانَةِ وَجْهاً»؛[25] «آنان را به کارهایی که برای نیکان پیش از تو انجام داده اند، امتحان کن، پس به آن شخص روی آور که در میان مردم اثرش نیکوتر و در امانتداری معروف تر است».

از این رو در جامعه اسلامی باید سعی و تلاش بر انتخاب کارگزاران با تجربه و مفید باشد و حتی الامکان نیروها باید توانمندی و کارایی لازم را داشته باشند، چرا که حفظ و ثبات، موجب دلگرمی است و تغییر مداوم کارگزاران به زیان جامعه و موجب بی انگیزگی در کار می شود.

اما از سوی دیگر لازم است که با ضعف و خطای کارگزاران نیز مرحله به مرحله برخورد شود. این کار موجب خود مراقبتی آنان می گردد. وقتی کارکنان و کارگزاران مراقب خود باشند، بالطبع در کار خود دقت بیشتری می نماید و تمام تلاش خویش را در حفظ امانت به کار می بندد و می دانند در صورت خیانت، با توبیخ و عقوبت روبرو می گردند.

پس همان گونه که زمامداری امور مردم از امانت های بزرگ الهی است، عدم تعهد در برابر آن و عدم نظارت کافی بر کارکنان زمینه ای برای خیانت های فراوان خواهد شد.

نتیجه گیری

امانت داری از ویژگی انسان های وارسته و رعایت آن در هر شرایطی مورد تأکید دین مبین اسلام است و عدم رعایت آن، خیانت محسوب می گردد. عوامل و زمینه هایی سبب بروز خیانت در امانت می گردد که این عوامل از منظر امام علی (ع) در نهج البلاغه مورد بررسی قرار گرفت. انتظار می رود با بر طرف شدن این عوامل، ریشه خیانت در امانت خشکیده شده و جامعه اسلامی در صحت به سر خواهد برد.

پی نوشت ها

[1]. درایتی، ترجمه تصنیف غررالحکم، ص97.

[2]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

[3]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 54.

[4]. مغنیه، فی ظلال نهج البلاغه، ج4، ص249.

[5]. شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 34.

[6]. دهقان، یکصد و پنجاه موضوع از آیات قرآن و احادیث اهل بیت (ع)، ص23.

[7]. انعام، 164.

[8]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 36.

[9]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 34.

[10]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 57.

[11]. رضا زاده، راه روشن، ص123.

[12]. یوسف، 53.

[13]. لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص151.

[14]. شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 177.

[15]. دلشاد تهرانی، ارباب امانت، ص59.

[16]. شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 169.

[17]. هاشمی، اخلاق در نهج البلاغه، ص158و159.

[18]. اسرا، 62.

[19]. دلشاد تهرانی، ارباب امانت، ص70.

[20]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

[21]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

[22]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 40.

[23]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 41.

[24]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 20.

[25]. شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. درایتی، مصطفی، ترجمه تصنیف غررالحکم و دررالکلم، قم، مرکز نشر التابع لمکتب الاعلام الاسلامی، 1366.
  3. دلشاد تهرانی، مصطفی، ارباب امانت، تهران، دریا، 1379.
  4. دهقان، اکبر، یکصد و پنجاه موضوع از آیات قرآن و احادیث اهل بیت (ع)، تهران، مرکز فرهنگی، 1386.
  5. رضا زاده، محمد، راه روشن، قم، نسیم فردوس، 1384.
  6. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
  7. لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، قم، دارالحدیث، 1376.
  8. مجلسی، محمد باقر، بِحارُ الاَنوار الجامِعَةُ لِدُرَرِ أخبارِ الأئمةِ الأطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1362.
  9. مغنیه، محمد جواد، فی ظلال نهج البلاغه، بیروت، دار العلم للملایین، 1358.
  10. هاشمی، سید حسین، اخلاق در نهج البلاغه، قم، بوستان کتاب، 1389.

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

کلیجی، سمیه؛ اباذر پور، فاطمه، علل خیانت در امانت از منظر نهج البلاغه، فصلنامه آیین علوی، 1400، شماره 1، ص 79-59.

معرفی هفت عامل مهم خیانت در امانت از منظر نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.