رعایت شرایط مستمعین از قبیل میزان آگاهی مخاطبان و موقعیت مکانی و زمانی در حین سخنرانی از اصول مهم فن خطابه است. امام علی (ع) به صورت مثال، بر حسب نیاز مردم و با توجه به شرایط موجود، به ایراد خطبه می پرداختند. این رویکرد نشان می دهد که شناخت مخاطب و شرایط محیطی در خطابه بسیار مهم است و می تواند سخنانی موثر و ماندگار ایجاد کند.
رعایت میزان آگاهی مستمعین در فن خطابه
کامل ترین شناخت جهات هستی و انسان و کسب علم و آگاهی و به دست آوردن انواع شناخت ها، وحی الهی و دسترسی به عالم غیب است که پیامبران الهی و رسول گرامی اسلام (ص) و حضرت امیرالمومنین (ع) از این چشمه زلال و همیشه جاری سیراب می شدند. انواع علوم و آگاهی را می گرفتند و به بشریت تشنه حقیقت می رساندند.
وحی الهى تنها کانال صحیح و مطمئن فراگیری انواع علوم و آگاهی های ضروری است که توانسته است بشریت را همواره از جهل و نادانی نجات بخشد و دستورالعمل صحیح زندگی را به انسان ها بیاموزد و همگان را از شناخت و آگاهی های لازم سرشار کند.
امیر المومنین علی (ع) از زبان رسول خدا (ص) و کانال وحی الهی به همه علوم و فنون و آگاهی های ضروری دست یافته و با عالم غیب ارتباط برقرار نموده بودند. ایشان جامع علوم گوناگون و مختلف بودند، علومی که مورد نیاز بشریت جهت زندگی و رسیدن به مسیر مطلوب و دریافت راه کمال است، به طوری که بدون آن بشر سر از بیراهه ها درخواهد آورد. با این علم بشر می تواند به کنه هستی و جهان پیرامون دست پیدا کند.
امام علی (ع) بر حسب این نیاز بشریت و انسان ها در برخی از خطبه های خویش بر این حقایق جهان هستی اشاره نموده و آن را انتقال داده اند تا برای همه انسان ها در طول زمان های متمادی و در همه مکان ها باقی بماند، همان گونه که علامه طباطبایی می گویند:
«از علی در فنون متفرقه عقلی و دینی و اجتماعی نزدیک به ۱۱ هزار کلمات قصار ضبط شده و معارف اسلام را در سخنرانی های خود با بلیغ ترین و روان ترین بیان ایراد نموده اند. وی دستور زبان عربی را وضع کرد و اساس ادبیات را بنیاد نهاد. اول کسی است که منطقی سخن گفت. در اسلام در فلسفه الهی غور کرده و به یک استدلال آزاد و برهان منطقی سخن گفت».[1]
امام علی (ع) با توجه به وظیفه امامت خویش، هم مطالب ساده و هم مشکل را بیان نموده اند، اما گاهی این مطالب بیان شده از حد ادراک مخاطبان حاضر بالاتر بود و آن ها قادر به تفسیر و توجیه آن نبودند (هرچند که با آن کلمات آشنا بودند و در برخی مواقع می دانستند معنای آن چیست).
زیرا در این حالت امام (ع) به دنبال این بودند که حقایق جهان هستی و نیازهای بشریت در طول زمان ها را بیان نمایند و با بیان آن مسیری روشن برای همه انسان ها مهیا سازند. بنابراین در این گونه خطبه ها امام (ع) نگاهی به آینده و آیندگان داشتند و آن ها را برای این علوم مفید می دانستند. باید آیندگان این حقایق را گرفته و آن را برای بکارگیری، بررسی و تحقیق نمایند.
لذا امام (ع) در این خطبه ها، بیان و انتقال مطالب به آیندگان را مهمتر از میزان درک مخاطبان حاضر دانسته اند و این نیز هرگز برای امام (ع) در بعد فن خطابه و سخنرانی نمی تواند به عنوان یک نقص مطرح شود، یعنی مطالبی بیان نموده که مخاطبان حاضر و آن هایی که پای خطبه ایشان بودند، نتوانستند آن را فهم و تفسیر نمایند، زیرا در اینجا نگاه امام (ع) فراتر از زمان است، همانگونه که استاد علامه طباطبایی در این باره سخن زیبایی دارند که می گویند:
«پاره ای از سخنان علی (ع) آن چنان در سطح علمی قرار دارد که تفسیر و توجیه آن ها از حوصله علوم عقلی که بین فلاسفه و متکلمین اسلامی زمان های گذشته معمول بوده خارج می باشد تا این که گره بسیاری از مسائل مشکل فلسفه الهی در پرتو بیانات آن حضرت (ع) در این اواخر حل شده است. نظیر مسائل ذیل که در مطاوی سخنان علی (ع) آمده است: توحید کامل نفی صفات است، عقل بشر نمی تواند محیط بر ذات حق باشد، خداوند واحد عددی نیست، پیش از دلالت هر دلیلی خود وجود خدا گواه و دلیل هستی اوست و هیچ وقت به واسطه دیگری شناخته نمی شود، بلکه تما ما سوی توسط او شناخته شده اند».[2]
از سخنان علامه به دست می آید که برخی بیانات امام علی (ع) در زمان های بعد از ایشان گره گشا بوده اند و در زمان امام (ع) مخاطبان و حتی عالمانی که مجهز به علوم عقلی بودند، قادر به تفسیر آن ها نبوده اند، زیرا نگاه امام (ع) به افق های دور بوده تا از این طریق علوم را نشر و گسترش دهند.
اگر امام (ع) می خواستند میزان فهم و درک مخاطبین حاضر را ملاک معیار خطبه های خویش قرار بدهند، بایستی برخی از جملات را بر زبان جاری نمی کردند، در این صورت هدف بزرگتر، یعنی هدایت آیندگان، مهجور واقع می شد و فدای یک هدف کوچکتر می گردید.
یکی دیگر از دلایلی که نشان دهنده این است که امام (ع) در برخی از خطبه های خویش انتقال مطالب به آیندگان و بیان آن را پر اهمیت دانسته اند، وجود شروح فراوانی است که بر نهج البلاغه در جهت تفسیر و بیان عمیق مطالب نگاشته شده اند، دانست.
زیرا اگر زوایای مطلبی روشن و واضح باشد و دارای باطن و اطلاعات و علوم عمیقی نباشد، نیاز به تفسیر و توضیح ندارد. پس وجود شروح فراوان نگاشته شده بر نهج البلاغه را می توان یکی از دلایل مهم بیان آن برای همه اعصار دانست. تا کنون شروحی که بر نهج البلاغه نوشته شده است را می توان بالغ بر ۲۱۰ شرح نام برد که به نوعی در هر پنج سال یک شرح نوشته شده است.[3]
اما با توجه به این شروح نگاشته شده، هنوز جای بسیاری برای کار کردن دارد و این امر نشان دهنده عمق این کتاب شریف است. آیت الله مکارم شیرازی در این خصوص می گویند: «در طول تاریخ اسلام، شروح متعددی بر نهج البلاغه نوشته شده و علمای عالیقدری، چه در گذشته و چه در عصر ما، برای تبیین و تفسیر و کشف گنجینه های آن کوشیده اند و خدمات پر ارزشی انجام داده اند، ولی انصاف این است که نهج البلاغه هنوز دست نخورده است، هنوز مظلوم است، هنوز تلاش های فراوان و فراوان دیگری را می طلبد».[4]
نمونه ای که نشان دهنده اوج فن خطابه امام (ع) است را می توان خطبه ۲۱۲ بیان کرد. در خطبه 212 کلامی را از امام علی بن ابیطالب (ع) نقل می کنند که حضرت (ع) بعد از این که سوره مبارکه التکاثر را تلاوت کردند، خطبه ای ایراد فرمودند که اول خطبه این است: «يَا لَهُ مَرَاماً مَا أَبْعَدَهُ وَ زَوْراً مَا أَغْفَلَهُوَ خَطَراً مَا أَفْطَعَه»؛ پایان خطبه هم این است: «وَ إِنَّ لِلْمَوْتِ لَغَمَرَاتٍ هِيَ أَفْظَعُ مِنْ أَنْ تُسْتَغْرَقَ بِصِفَةٍ أَوْ تَعْتَدِلَ عَلَى عُقُول أهل الدُّنْيَا»؛
یعنی مرگ آنچنان بر هستی انسان مسلط می شود و فراگیر است که توصیف پذیر نیست، عقول دانشمندان توان آن را ندارند که پدیده مرگ را درست تشریح کنند، یکی از جمله های بلند خطبه این است: «لَا يَتَعَارَفُونَ لِلَّيْل صَبَاحاً وَ لَا لِنَهَارِ مَسَاءً أَيُّ الْجَدِيدَيْنِ ظَعَنُوا فِيهِ كَانَ عَلَيْهِمْ سَرْمَدا»؛ «این ها چه در شب سفر کنند و در شب سفر بمیرند و چه در روز سفر کنند و رخت بر بندند، سرمد خواهند بود».
این جمله از غرر جمله های نهج البلاغه است و شارحان هم در تشریح این جمله کوشش ها کرده اند و بسیاری از آن ها به عمق این جمله امام (ع) نرسیده اند: «أى الجديدين ظَعَنُوا فِيهِ كَانَ عَلَيْهِمْ سَرْمَدا»؛
این خطبه را ابن ابی الحدید معتزلی در جلد سوم صفحه ۵۱ کتاب خود شرح کرده است، می گوید: این خطبه از آن عمق و محتوای بلیغ و مشکل و نصیحی برخوردار است که اگر کسی این فصل از نهج البلاغه را بررسی کند، می فهمد که معاویه که گفت بلاغت را برای قریش، علی (ع) بنیانگذاری کرده است، درست است و سپس می گوید که اگر تمام فصحای عرب در یک جایی نشسته باشند و این خطبه علی بن ابی طالب (ع) قرائت شود شایسته است که همه آن ها سجده کنند.[5]
نتیجه این که علت اصلی در این زمینه را می توان انتقال مفاهیم اصلی و اساسی هدایت برای آیندگان و روشن نمودن مسیر کمال و برخی مباحث دیگر از سوی امام علی (ع) بنابر وظیفه امامت ایشان دانست.
اهمیت زمان و مکان سخنرانی در فن خطابه
در فن خطابه و سخنرانی های متداول تاکید بر این است که مکان خطابه و میزان روشنایی و غیره، همچنین زمان خطابه و این که کدام یک از زمان های روزانه متناسب است، باید متناسب با خطابه و سخنرانی و مخاطبین باشد. اما امام (ع) در برخی از خطابه ها در زمان و مکانی نسبت به ایراد خطبه اقدام نموده اند که جزو مكان و زمان خاص خطابه محسوب نمی شود، برای این اقدام امام (ع) می توان سه علت و حکمت ذکر نمود:
1. هدایت و اقناع با توجه به موقعیت مکان و زمان
در برخی از مکان ها و زمان ها و با توجه به موقعیت به وجود آمده، امام علی (ع) مجبور بودند نسبت به هدایت، اقناع و تحریک اقدام نمایند که در صورت فوت وقت و تاخیر و از دست رفتن زمان، خسارات ناشی از آن بیشتر و جبران آن امکان پذیر نخواهد بود.
به عنوان نمونه می توان به خطبه امام (ع) که در هنگام باز پس گرفتن شریعه فرات از دست معاویه ایراد نمودند، اشاره نمود که اگر امام (ع) منتظر زمان و مکان خاص جهت خطابه می ماندند و به انتظار می نشستند، آن گونه که باید به وقوع نمی پیوست و زمان فوت شده و فرصت از دست می رفت و تحریک احساسات به درستی صورت نمی گرفت و هدف مورد نظر به دست نمی آمد، آنجا که امام (ع) می فرمایند:
«قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ فَأَقِرُّوا عَلَى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخِيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ الْمَاءِ فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَ الْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ أَلَا وَ إِنَّ مُعَاوِيَةَ قَادَ لُمَةً مِنَ الْغُوَاةِ وَ عَمَّسَ عَلَيْهِمُ الْخَبَرَ حَتَّى جَعَلُوا نُحُورَهُمْ أَغْرَاضَ الْمَنِيَّةِ»؛[6]
«سپاهیان معاویه از شما خواهان طعام پیکارند، اینک شما یکی از دو کار را در پیش دارید: یا باید ذلت و خواری را پذیرا گردیده در تشنگی باقی بمانید و یا شمشیرهایتان را از خون دشمنان و خود را از آب فرات سیراب گردانید. مرگ با ذلت در زندگی شماست، اگر مغلوب شوید و زندگی با عزّت در مرگ شماست، اگر پیروز گردید. اینک این میدان کارزار، شما و شمشیرهاتان و این هم شریعه فرات دشمنانتان. معاویه گروهی از گمراهان شام را به میدان جنگ آورده و حقیقت امر را که ریاست خواهی است از آنان پوشیده و به بهانه خونخواهی عثمان گلوهای خود را هدف پیکان های داشته مرگ قرار داده اند».
بنابراین در این گونه مواقع برای امام (ع) از دست ندادن فرصت و استفاده بجا از آن در جهت اقناع و تاثیر گذاری، مهمتر از آماده شدن شرایط مکان و زمان خطابه است و حتی شناخت این مطلب که چه موقع و در کجا می بایست اقدام به خطابه نمود، می تواند به عنوان یکی از بارزترین هنر امام (ع) در فن خطابه عنوان شود.
زیرا شرایط مناسب زمان را در آمادگی روحیات و اذهان مخاطبان دیده اند و با استفاده از این آگاهی، اقناع را به طور کامل صورت داده و هدف از خطابه را محقق نموده اند و هیچ نیازی به عنصر زمان و مکان و میزان نور و ساعات خستگی مخاطبان و ساعات توان یادگیری آن ها نداشتند که این خود عین هنر است.
به عبارت دیگر آماده شدن روحیات مخاطبان و شرایط روحی و روانی آن ها و شرایط موقعیتی برای امام (ع) مهمتر از شرایط زمان و مکان بود که شناخت خود این عناصر از اهمیت بالاتری برخوردار است. به قول شهید مطهری این چند جمله که در فراز بالا آمد، چنان حمیت و شجاعت را به وجود آورد که با یک حرکت شریعه فرات را از دست معاویه و لشکریانش بیرون آوردند[7] که شناخت امام (ع) از شرایط و غیره موجب این حرکت و تاثیر گذاری شد.
2. آماده سازی روحی و روانی استماع خطابه
منظور از آماده شدن زمان و مکان در خطابه، آن است که شرایط زمانی و مکانی به گونه ای فراهم باشد که در آن زمان و مکان، مخاطب آمادگی روحی و روانی استماع خطابه را داشته و عنصر زمان و مکان مخل در دریافت مخاطبان نباشد، لذا در برخی مواقع امام (ع) در زمان و مکانی نسبت به ایراد خطبه اقدام نموده اند که وقایعی و یا حادثه ای اتفاق افتاده و امام (ع) در حول و حوش آن به ایراد سخن پرداخته اند.
به علت این که وقایع و جریانات واقع شده، مخاطبان و مردم را نسبت به ما وقع آگاه نموده و زمانی که سخنران اقدام به خطابه می نمایند، مخاطبان با آن آشنایی کامل داشته و به راحتی آن را درک می نمایند، زمانی که یک سخنران بعد از حادثه و یا واقعه ای اقدام به خطابه نماید، این فرصت را دارد که بتواند به راحتی و به سهولت مخاطبان را با خود همراه نماید و در جهت اقناع گام بردارد.
بنابراین علت دیگری که امام (ع) عنصر زمان و مکان را در نظر نگرفته اند، این است که برخی از خطابه های خویش را براساس جریانات و وقایع و حوادث اتفاق افتاده ایراد نموده اند. در این حالت چون مخاطبان نسبت به آن جریان و واقعه آگاهی کاملی دارند به راحتی می توانند در جریان خطابه قرار گیرند و روحیات آن ها آماده درک آن موضوع است.
از سوی دیگر، به راحتی می توانند تصویر سازی ذهنی نمایند و این عامل، موجب می شود عوامل محل زمان و مکان از بین برود. با بررسی زمینه ها و ریشه های سخنان و فن خطابه های حضرت علی (ع) می توان برخی از آن را به نحوی به جریان و یا حادثه و اتفاق مرتبط دانست.
این امر نشان می دهد که امام (ع) در بحث زمان و مکان، حوادث و جریانات را مهمتر از زمان روزانه و زمان خاص برای سخنرانی دانسته اند. حتی امام (ع) در برخی مواقع در جهت این که زمان از دست نرود، ایستاده و با تکیه بر شمشیر و یا سوار بر شتر در مناطق و جاهای مختلف حتی صحنه های جنگ نسبت به ایراد سخنرانی اقدام نموده اند.
بنابراین امام (ع) خطابه و سخنرانی های خویش را بر اساس حوادث و جریانات واقعه قرار داده اند و در برخی از آن ها، زمان و مکان خاصی را در نظر نگرفته اند، زیرا برای امام (ع) مهمترین عنصر، آمادگی و پذیرا بودن دل ها و جان ها می باشد که در حوادث و اتفاقات واقع شده، به علت شناختی که از آن جریان دارند، آمادگی پذیرش بیشتری دارند. لذا باز هم امام (ع) اقناع را مهم تر از رعایت قواعد مکانی و زمانی در نظر گرفته اند.
یک نمونه بارز از این مقوله را می توان به خطبه غرا اشاره نمود، ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیا بخش مهمی از این خطبه را آورده و در سبب ورود آن از حضرت علی (ع) چنین می گوید:
«آن حضرت (ع) جنازه مسلمانی را تشییع کردند، هنگامی که در قبر گذاشتند، بازماندگانش صدا به ناله و شیون بلند کرده و گریستند، امام (ع) فرمودند: به خدا سوگند اگر این ها آنچه را میت شان مشاهده کند، ببینند، گریه بر او را فراموش خواهند کرد و برخود خواهند گریست، به خدا سوگند مرگ سراغ یک یک از آن ها می آید و کسی را باقی نمی گذارد. سپس حضرت (ع) با توجه به آمادگی گروه تشییع کننده و در آن شرایط برای پذیرش اندرزهای الهی برخاست و این خطبه را ایراد فرمود».[8]
3. پاسخگویی به سوالات مخاطب در مکان و زمان
برخی از خطبه های امام (ع) در جهت پاسخ به سوالی که در مکان ها و زمان های مختلف، حتی بین خطبه های دیگرشان از ایشان پرسیده می شد، ایراد نموده اند که باز هم در این صورت امام (ع) به علت پذیرش در طرف مقابل، با توجه به سوال ایجاد شده، در هر مکان و زمانی که بودند، نسبت به پاسخ آن و ایراد خطبه اقدام می کردند.
همام بن شريح بن يزيد بن مرة بن عمرو یکی از یاران و شیعیان امام (ع) بود، از امام (ع) خواستند که متقین را برای او وصف نمایند، آنچنان که گویی آن ها را می بینند که امام (ع) اندکی در جواب درنگ نمودند، اما همام در کار خویش اصرار نمود و چندین بار سوال خویش را تکرار نمودند که در نهایت امام (ع) پاسخی اندک دادند، اما همام باز هم قانع نشده و سخت اصرار ورزیدند که در نهایت امام (ع) خطبه معروف متقین را بیان نمودند.[9]
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ. فَقَسَمَ بَيْنَهُمْ مَعَايِشَهُمْ».[10]
همانطور که از جریان خطبه بالا به دست می آید که امام علی (ع) این خطبه را در جواب درخواست و سوال یکی از یاران خویش بیان نموده اند که در آن مقام پذیرش و آماده بودن دل جهت جذب مطلب و هضم آن و رسیدن به مرحله اقناع مهمتر از عناصر زمان و مکان خواهد بود.
نتیجه گیری
امام علی (ع) با توجه به رسالت امامت و هدایتگری خودش به ایراد خطابه می پرداختند. با توجه به شرایط حضار در صحنه و موقعیت مکانی و زمانی، امام (ع) روش های مختلفی از فن خطابه برای رسیدن به بیشتری تاثیر گذاری را از سخنان خود را مدنظر قرار می دادند. چه بسا به تاثیر کلام برای آیندگان نیز توجه خاص نموده اند.
پی نوشت ها
[1] . طباطبایی، شیعه در اسلام، ص20.
[2] . طباطبایی، شیعه در اسلام، ص30.
[3] . دشتی، شناخت نهج البلاغه، ص21.
[4] . مکارم شیرازی، پیام امام (ع)، ج۱، ص۱۴.
[5] . جوادی آملی، حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه، ص16-17.
[6] . ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج2، ص289.
[7] . مطهری، ده گفتار، ص247.
[8] . مکارم شیرازی، پیام امام (ع)، ج3، ص331.
[9] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج10، ص134.
[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، ص303.
منابع
- ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، 1363.
- ابن میثم، میثم بن علی، شرح نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر الکتاب، 1379ق.
- جوادی آملی، عبدالله، حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه، قم، اسرا، 1398 چاپ دهم.
- دشتی، محمد، شناخت نهج البلاغه، قم، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین (ع)، 1392.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، ۱۴۱۴ق.
- طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، قم، مرکز مطبوعاتی دارالتبلیغ، 1356.
- مطهری، مرتضی، ده گفتار، تهران، صدرا، 1389 چاپ سیزدهم.
- مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام (ع)، تهران، دارالکتب اسلامیه، 1375.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
یار محمدی، مهدی، آیین سخنرانی امام علی (ع)، قم، مهر امیرالمومنین (ع)، 1391. ص144-133.





















