در نظر گرفتن درک و فهم مخاطب در سخنرانی های امام علی (ع)

از فنون تاثیر گذار در سخنرانی، رعایت درک و فهم مخاطب است. امام علی (ع) اندکی متفاوت تر از دیگر سخنرانان و در حد لزوم از این فن بهره جسته اند. البته باید این نکته مهم را در نظر داشت که امام علی (ع) علاوه بر مخاطب زمان حضور خود، مخاطبان اعصار بعدی را هم مدنظر قرار داده اند.

میزان درک و فهم مخاطب

در سخنرانی های امروزی، رعایت و تناسب مطالب با میزان فهم مخاطبین از فنون اصلی سخنرانی است، اما در خصوص امام علی (ع) وضع به گونه ای دیگر است، زیرا در خطابه های امام علی (ع) می توان در این رابطه دو رویکرد را مشاهده نمود:

بیان حقایق هستی

با توجه به این که امام علی (ع) دارای علم افاضه ای بودند و بشریت به این علم در جهت هدایت و پیدا نمودن مسیر زندگی و راه کمال نیاز دارد، لذا در برخی از خطبه هایشان به دنبال این هستند که حقایق هستی به خصوص آنجایی که برد عقل و علم از دایره آن خارج است را برای انسان های همه اعصار بیان نمایند.

هر چند که شاید شنیدن این سخنان برای فهم مخاطبین زمان حضور سنگین و از درک آن عاجز بوده باشند، زیرا در این نوع خطبه ها و یا مطالب، امام (ع) به دنبال این هستند که این ذخیره علمی برای آیندگان محفوظ و به آن ها انتقال داده شود و این حقایق تا ابد چراغ راه انسان ها گشته و مسیر را برای آیندگان روشن و حوادث و جریانات را برای آن ها واکاوی نمایند.

از بیانات امام علی (ع) می توان دریافت، آنچه امام (ع) در سخنرانی هایش مطرح می نمایند، بر اساس دو محور صورت می گیرد:

(1) نیازهای جامعه اسلامی (نیازهای مادی و معنوی) در طول همه زمان ها

(2) و واقعیت های اجتماعی عصر روز.

امام علی (ع) در قسمت اول، متعلق به عصر خاصی نیستند، هر چند احتمال دارد برخی از مطالب آن را مخاطبان حاضر درک و فهم و تفسیر نمایند. به این خاطر است که در هر عصری محققان و پژوهندگان همیشه در تلاش، با ابزار و وسایل لازم می توانند در دریای معارف و علوم آن به شناگری و غواصی روی بیاورند و پاسخگوی انسان های تشنه باشند.

در طول ۱۴۰۰ سال گذشته و هم اکنون شاهدیم که تمام دانشمندان و محققان بشری با استعدادها و تخصص های گوناگون در پرتو سخنان نورانی امام (ع) بهره مند شده اند و به هدایت و راهنمایی جامعه خویش همت گماشته اند.[1]

علامه طباطبایی به حدی سخنان و برخی از خطب امام علی (ع) را بالا می دانند که افکار اندیشمندان و دانشمندان عصر امام (ع) و عصر حاضر را در برخی از مطالب از درک آن عاجز می دانند و این نشان می دهد که امام (ع) در خطب خویش برخی از مطالب را بیان نموده که مستمعین زمان گذشته از درک و شناخت آن ها عاجز بودند که گاهی مواقع حتی این مطالب نیز از طریق علوم روز قابل شناخت نیست:

  • «پاره ای از سخنان علی (ع) آن چنان در سطح علمی قرار دارد که تفسیر و توجیه آن ها از حوصله علوم عقلی که بین فلاسفه و متکلمین اسلامی زمان های گذشته معمول بوده، خارج می باشد تا این که گره بسیاری از مسائل مشکل فلسفه الهی در پرتو بیانات آن حضرت (ع) در این اواخر حل شده است. نظیر مسائل ذیل که در مطاوی سخنان علی (ع) آمده است: توحید کامل نفی صفات است، عقل بشر نمی تواند محیط بر ذات حق باشد، خداوند واحد عددی نیست، پیش از دلالت هر دلیلی خود وجود خدا گواه و دلیل هستی اوست و هیچ وقت بواسطه دیگری شناخته نمی شود، بلکه تمام ماسوی توسط او شناخته شده اند».[2]

برخی از سخنان امام علی (ع) در زمان بیان توسط آن حضرت (ع)، برای مخاطب قابل درک نیست، زیرا امام (ع) به یک علت فراتر از اقناع مخاطبان که حاصل و نتیجه یک سخنرانی است، نظر داشته اند و آن این که این علم (علمی که امام (ع) در حین خواندن خطبه آن را بیان می دارند)، نیاز بشر در همه مکان ها و زمان هاست و انسان های دیگر غیر از معصومین نسبت به آن دسترسی ندارند، پس بیان آن، مهم تر و بالاتر از در نظر گرفتن فهم مخاطبین است.

نمونه این خطبه را می توان خطبه اول امام (ع) دانست که در این خطبه امام (ع)، مباحث اساسی مربوط به توحید را بیان نموده اند که با اندک نگاهی می توان به دست آورد که مردم عادی به هنگام شنیدن این سخنان، از فهم و تفسیر آن عاجر بودند، هر چند که می توانستد معانی کلمات به صورت تک تک را بفهمند و ترجمه کنند:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا يُؤَدِّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ الَّذِي لَا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا يَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ الَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لَا نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لَا وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لَا أَجَلٌ مَمْدُودٌ فَطَرَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ.

أَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدِيقُ بِهِ وَ كَمَالُ التَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ وَ كَمَالُ تَوْحِيدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ وَ كَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ أَنَّهَا غَيْرُ الْمَوْصُوفِ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَيْرُ الصِّفَةِ فَمَنْ وَصَفَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ وَ مَنْ قَرَنَهُ فَقَدْ ثَنَّاهُ وَ مَنْ ثَنَّاهُ فَقَدْ جَزَّأَهُ وَ مَنْ جَزَّأَهُ فَقَدْ جَهِلَهُ وَ مَنْ‏ جَهِلَهُ فَقَدْ أَشَارَ إِلَيْهِ وَ مَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ فَقَدْ حَدَّهُ وَ مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ وَ مَنْ قَالَ فِيمَ فَقَدْ ضَمَّنَهُ وَ مَنْ قَالَ عَلَامَ فَقَدْ أَخْلَى مِنْهُ:

كَائِنٌ لَا عَنْ حَدَثٍ مَوْجُودٌ لَا عَنْ عَدَمٍ مَعَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ لَا بِمُقَارَنَةٍ وَ غَيْرُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ لَا بِمُزَايَلَةٍ فَاعِلٌ لَا بِمَعْنَى الْحَرَكَاتِ وَ الْآلَةِ بَصِيرٌ إِذْ لَا مَنْظُورَ إِلَيْهِ مِنْ خَلْقِهِ مُتَوَحِّدٌ إِذْ لَا سَكَنَ يَسْتَأْنِسُ بِهِ وَ لَا يَسْتَوْحِشُ لِفَقْدِهِ»؛[3]

و یا خطبه ۲۲۱ نهج البلاغه را که در تفسیر آیه «أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ» بیان کرده اند که آیت الله جوادی آملی در بحث سخن امام علی (ع) که فرموده اند:

«أَيُّ الْجَدِيدَيْنِ ظَعَنُوا فِيهِ كَانَ عَلَيْهِمْ سَرْمَداً»؛[4]

با اشاره به شرح ابن ابی الحدید، بیان داشته اند که شارحان هنوز به عمق مطلب نرسیده اند.[5]

بیان وقایع و شکافتن فتنه ها

قسمت دیگری از خطبه های امام علی (ع) که در آن نسبت به درک مخاطبین اهتمام داشته اند و آن را رعایت نموده اند، آن هنگامی است که امام (ع) در هدایت مردم عصر خویش کوشیده اند و یا به دنبال بیان وقایع و شکافتن فتنه های مختلف بوده اند، چون در این هنگام نیاز و درک و فهم مخاطبان مهم است، زیرا آنان هستند که باید شناخت داشته و بتوانند از میان گرد و غبار، عمق جریانات را ببینند و تاریخ را رقم بزنند، بدین خاطر نیازمند شناخت هستند.

اغلب خطبه هایی که امام علی (ع) در زمان جنگ ها بیان نموده اند، از این دسته هستند که با این طریق به دنبال اقناع و تحریک مردم جهت مبارزه با نفاق و همچنین شناخت آن ها در جریانات است تا در این رابطه بتوانند، با شناخت کامل از وقایع نسبت به آن ها اقدام نمایند. لذا در اینجا می توان به خطبه های 7، 8، 9، 10 اشاره نموده که امام (ع) در خصوص آگاهی به مردم در زمینه جریان خروج طلحه و زبیر به بیان خطبه اقدام می نمایند:

«اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاكاً وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً، فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِي صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِي حُجُورِهِمْ، فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ، فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ فِعْلَ مَنْ قَدْ شَرِكَهُ الشَّيْطَانُ فِي سُلْطَانِهِ وَ نَطَقَ بِالْبَاطِلِ عَلَى لِسَانِه»؛[6]

«منحرفان، شیطان را معیار کار خود گرفتند و شیطان نیز آن ها را دام خود قرار داد و در دل های آنان تخم گذارد و جوجه های خود را در دامانشان پرورش داد. با چشم های آنان می نگریست و با زبان های آنان سخن می گفت. پس با یاری آن ها بر مرکب گمراهی سوار شد و کردارهای زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد، مانند رفتار کسی که نشان می داد در حکومت شیطان شریک است و با زبان شیطان، سخن باطل می گوید».

«يَزْعُمُ أَنَّهُ قَدْ بَايَعَ بِيَدِهِ وَ لَمْ يُبَايِعْ بِقَلْبِهِ، فَقَدْ أَقَرَّ بِالْبَيْعَةِ وَ ادَّعَى الْوَلِيجَةَ، فَلْيَأْتِ عَلَيْهَا بِأَمْرٍ يُعْرَفُ وَ إِلَّا فَلْيَدْخُلْ فِيمَا خَرَجَ مِنْه‏»؛[7]

«زبیر می پندارد با دست بیعت کرد نه با دل، پس به بیعت با من اقرار کرده ولی مدعی انکار بیعت با قلب است، بر او لازم است بر این ادعا دلیل روشنی بیاورد، یا به بیعت گذشته باز گردد».

«وَ قَدْ أَرْعَدُوا وَ أَبْرَقُوا وَ مَعَ هَذَيْنِ الْأَمْرَيْنِ الْفَشَلُ، وَ لَسْنَا نُرْعِدُ حَتَّى نُوقِعَ وَ لَا نُسِيلُ حَتَّى نُمْطِرَ»؛[8]

«چون رعد خروشیدند و چون برق درخشیدند، اما کاری از پیش نبردند و سر انجام سست گردیدند ولی ما این گونه نیستیم تا عمل نکنیم، رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمیسازیم».

«أَلَا وَ إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ وَ اسْتَجْلَبَ خَيْلَهُ وَ رَجِلَهُ، وَ إِنَّ مَعِي لَبَصِيرَتِي مَا لَبَّسْتُ عَلَى نَفْسِي وَ لَا لُبِّسَ عَلَيَّ. وَ ايْمُ اللَّهِ لَأُفْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضاً أَنَا مَاتِحُهُ لَا يَصْدُرُونَ عَنْهُ وَ لَا يَعُودُونَ إِلَيْهِ»؛[9]

«آگاه باشید که شیطان حزب خود را جمع کرده و سواره و پیاده های لشکر خود را فراخوانده است، اما من آگاهی لازم به امور را دارم، نه حق را پوشیده داشتم و نه حق بر من پوشیده ماند. سوگند به خدا، گردابی برای آنان به وجود آورم که جز من کسی نتواند آن را چاره سازد، آن ها که در آن غرق شوند، هرگز نتوانند بیرون آیند و آنان که بگریزند، خیال بازگشت نکنند».

اینجا محور، مخاطبان حاضران هستند نه غایبان در آینده (هر چند که مخاطبان غایب و ثانویه نیز می توانند از آن استفاده نمایند)، اینجا زمان حال مهم تر از زمان آینده است، زیرا پیروزی و شکست در این جنگ وابسته به این مردم و میزان آگاهی آن ها از جریان خروج طلحه و زبیر و نیت آن ها است. امام (ع) در این خطبه ها با اشاره به گمراهی توسط شیطان و بیعت زبیر با حضرت علی (ع) و پیمان شکنی، به دنبال شناساندن طلحه و زبیر و گمراهی آنان است.

همان گونه که مشاهده می شود، امام (ع) در این خطب سعی بر این دارند که علل و عوامل را شناسایی و بیان کنند تا مردم بفهمند که با چه کسانی به مبارزه خواهند پرداخت. امام (ع) در این خطبه ها، اول دلیل روشنی ارائه می دهند و سپس به رفتار آن ها اشاره و رفتار خود را با آن ها مقایسه کرده و چیرگی شیطان بر یکی از این دو طرف مقایسه را بیان می دارند.

یا می توان به خطبه شقشقیه استناد نمود که در این خطبه حضرت (ع) به حقانیت خود و نحوه غصب آن اشاره می کنند. هر چند امام (ع) در این خطبه از الفاظ و تماثیل و کنایه استفاده نموده اند، اما آن را به گونه ای بیان کرده اند که برای حاضران در جلسه که از خواص بودند، قابل درک و فهم باشد، نه فهم مخاطب عادی.

مثال هایی که در این خطبه از امام (ع) صادر شده اند، مثال هایی است که قریب به فهم مخاطبان بوده و در عرب کاربرد داشته اند. از سوی دیگر این یک جریان تاریخی است و به صورت کامل اتفاق افتاده است، پس امام (ع) به گونه مناسب و به شیوه بیان سیر تاریخی، آن را بیان می دارند که برای مردم مانوس بوده و از نزدیک آن را مشاهده نموده اند؛

ابتدا به خلافت ابوبکر سپس عمر و عثمان و پس از آن به خلافت خود و نحوه بیعت با خویش می پردازند. در این خطبه نیز امام (ع) مطابق با میزان درک و فهم مخاطبان سخنان خویش را بیان داشته اند. اگر بخواهیم این خطبه را با خطبه اول مقایسه کنیم، می توانیم به وضوح مشاهده کنیم که این خطبه در مقایسه با خطبه اول، با ذهن مخاطبان بیشتر مانوس دارد و نیاز به شرح و توضیح و تفسیر زیادی ندارد.

در یک حالت کلی، در زمینه رعایت درک و فهم مخاطب حاضر و مستمعین در خطب، امام (ع) به دو روش آن را در نظر گرفته اند. آنجایی که نیاز به انتقال علم و اندیشه و علوم مختلف به خصوص علوم عقلی و کلامی، از سینه امام (ع) برای همه مردم جهان در همه زمان ها و مکان ها است، امام (ع) مخاطب غایب را بر مخاطب حاضر ترجیح داده اند، اما آنجایی که شناخت و نیاز مخاطب حاضر و مستمعین به آگاهی و برخورد با حوادث و جریانات نیاز است، امام (ع) خطبه ها را با میزان درک و فهم مخاطبان بیان نموده اند.

در بحث مخاطبان حاضر و این که مخاطبان به صورت همگن هستند یا نا همگن، امام (ع) به طور کامل آن را رعایت کرده و معمولا سخنان خویش را طوری بیان نموده اند که برای اکثریت حاضر در جلسه قابل فهم و استفاده باشد.

برای امام (ع) می توان دو نوع مخاطب حاضر را در نظر گرفت، مخاطبان جزء یاران اصلی آن حضرت (ع) و از محدثان و مفسران بودند که از جمله آن ها ابن عباس است و نوع دوم مخاطبان حاضر را می توان مردم عادی و عامه مردم دانست که امام (ع) بیانات خویش را متناسب با آن ها بیان می نمودند.

به عنوان نمونه امام علی (ع) خطبه شقشقیه را برای خواص و یاران نزدیک خود بیان کرده اند. ملاحظه می شود سخنان ایشان متناسب با حال خواص است که در آن نحوه به خلافت رسیدن را بر شمرده و توضیح داده، در حالی که شاید بیان این خطبه در بین عامه مردم احتمال ایجاد تفرقه را به بار می آورد.[10]

یا خطبه جهادیه را امام (ع) در بین مردمی که در جامعه اجتماع کرده بودند، بیان نمودند که مطابق با عامه مردم و قابل شنیدن و استفاده برای عامه مردم است.

«أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِينَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِيقَةُ. فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَةِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِيلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْيِيعِ الْجِهَادِ وَ سِيمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَفَ …»؛[11]

«پس از حمد خدا، محققاً، جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند برای دوستان مخصوص خود آن را گشوده است. جهاد، لباس پرهیزکاری و زره محکم و استوار خداوندی و سپر مطمئن اوست. آن که جهاد را از روی بی میلی ترک کند، خداوند لباس خواری و ذلت بر وی می پوشاند و به بلاها، گرفتاری ها و بی اعتباری و سرافکندگی دچارش می سازد و به دلیل ضایع ساختن جهاد و پذیرش سختی و عدم رعایت عدالت درک و فهم از دل و اندیشه اش رخت بر می بندد و حق و حقیقت از وی دور می گردد …».

نتیجه گیری

امام علی (ع) با توجه به سطح فهم مخاطبان، معمولاً سخنان خود را به گونه ای بیان می کردند که برای اکثر حاضران در جلسه قابل فهم و بهره برداری باشد. مخاطبان امام (ع) شامل یاران نزدیک و خاص ایشان و همچنین مردم عادی بودند، بنابراین ایشان کلام خود را متناسب با درک هر گروه تنظیم می نمودند. از سوی دیگر، برخی از خطبه ها و سخنرانی های امام علی (ع) به دلیل اهمیت علمی و هدایت بخشی شان برای بشریت به خصوص آنجایی که برد عقل و علم بشری از دایره آن خارج است، به گونه ای بیان شده اند که برای انسان های همه اعصار قابل درک و استفاده باشد.

پی نوشت ها

[1] . دشتی، شناخت نهج البلاغه، ص18.

[2] . طباطبایی، علی و فلسفه الهی، ص30.

[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 1.

[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 221.

[5] . جوادی آملی، حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه، 1361.

[6] . بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج1، ص560.

[7] . بحرانی، شرح نهج البلاغه، ص564.

[8] . بحرانی، شرح نهج البلاغه، ص566.

[9] . بحرانی، شرح نهج البلاغه، ص568.

[10] . طالقانی، پرتوی از نهج البلاغه، ص128.

[11] . بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج2، ص70-66.

منابع

  1. بحرانی، میثم بن علی، شرح نهج البلاغه،ترجمه: محمد مقدم، قربانعلی، مشهد، بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی، 1375.
  2. جوادی آملی، عبدالله، حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه، تهران، انتشارات سید جمال، 1361.
  3. دشتی، محمد، شناخت نهج البلاغه، قم، نشر امام علی (ع) 1368.
  4. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، ۱۴۱۴ق.
  5. طالقانی، محمود، پرتوی از نهج البلاغه، تهران، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1374.
  6. طباطبایی، محمد حسین، علی و فلسفه الهی، قم، انتشارات اسلام، 1361.

 

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

یار محمدی، مهدی، آیین سخنرانی امام علی (ع)، قم، مهر امیرالمومنین (ع)، 1391. ص44-37.

مخاطب شناسی: در نظر گرفتن میزان درک و فهم مخاطب در خطبه ها

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.