فنون و مهارت هایی که امام علی (ع) در سخنرانی هایشان بکار می بستند، بی شک از عوامل مختلفی از جمله شخصیت فطری و تربیت ایشان در محضر پیامبر (ص) تأثیرپذیر بوده است. این گفتار به تبیین ابعاد اثر گذاری شخصیت امام علی (ع) از جنبه تاثیر گذاری در فنون سخنرانی ایشان پرداخته است.
عناصر گوناگون شخصیت سخنران
شخصیت، متشکل از عوامل متعددی است که نشان دهنده علم، افکار، عقاید و سطح مناسبات اجتماعی یک فرد است و گاهی در متن اجتماع و گاهی خارج از آن شکل گرفته و از عوامل بسیاری تاثیر می پذیرد. شخصیت یک فرد نشان دهنده منزلت، جایگاه اجتماعی و میزان تحرک اجتماعی یک فرد است که به چه میزان در جامعه می تواند جایگاه را اشغال نموده و در متن اجتماع تاثیر گذار باشد.
این عامل را نمی توان به عنوان یک فن یا تکنیک محسوب نمود، اما عاملی است که در فرآیند سخنرانی نقش اساسی بازی می کند و در روند اقناع و تاثیر گذاری یک سخنرانی خوب، راه گشاست. از میان عناصر گوناگون شخصیت سخنران، چهار عنصر را می توان نام برد که تاثیر بیشتری نسبت به عناصر دیگر دارند:
1. فطرت و شخصیت سخنران
اولین عنصر فطرت و سرشت سخنران است؛ به هر میزان سخنران از فطرت و درونی پاک و دلسوز برخوردار باشد، به همان اندازه تاثیر گذاری آن نیز بیشتر خواهد شد. ضرب المثل معروفی است که می گوید: سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند، فطرت یعنی این که سخن از اعماق دل و قلب پاک و دلسوز سخنران بیرون بیایید، تا در دل مخاطب بنشیند.
2. شخصیت علمی سخنران
دومین عنصر شخصیت علمی سخنران است؛ هر اندازه علم سخنران نسبت به موضوع طرح شده بیشتر باشد، به همان اندازه تاثیر گذاری بیشتری را به همراه خواهد داشت، زیرا بیان مطلب، نیاز به علم قوی دارد و هنگامی برای شنونده جذابیت خواهد داشت که زوایای مختلف آن مورد بررسی قرار گیرد و این امر محقق نمی شود، مگر با علم و دانش کافی پیرامون آن موضوع.
3. ایده ها و افکار سخنران
سومین عنصر تاثیر گذار در سرشت سخنران، نحوه زندگی، ایده ها و افکار او می باشد که در طول سخنرانی و خطابه و حتی بعد از آن خود را نشان می دهد. این امر نشان دهنده این است که سخنران تا چه اندازه به حرف هایی که بر زبان آورده، اعتقاد داشته و در زندگی روزانه از آن ها بهره برده است. آیا گفته های خود را در رفتار رعایت می کند، یا منکر است؟ و یا به گفته های خود اعتقاد دارد یا نه؟
4. میزان تحرک اجتماعی سخنران
عنصر دیگر، میزان تحرک اجتماعی سخنران است. سخنران دارای چه تحرک اجتماعی است و یا در جامعه چه جایگاه و منزلتی را به خود اختصاص داده است. به عنوان مثال سخنرانی رهبر جامعه با توجه به منزلت اجتماعی و جایگاه اجتماعی، تاثیر گذاری بیشتری خواهد داشت تا سخنرانی یک مدیر ساده در میان جمع.
شخصیت امام علی (ع)
اولین عنصر از عناصر فنون سخنرانی امام علی (ع) که موجب شده خطبه ها و سخنرانی هایش جهان شمول گردیده و حتی بعد از سال های متمادی هنوز گذار باشند، نوع شخصیت امام علی (ع) است. امام علی (ع) دارای شخصیتی ممتاز و منحصر به فرد بودند؛
همین امر موجب شده که خطبه های امام (ع) به عنوان خطبه های تاثیر گذار در آمده و هر دانشمند، سخندان و ادیبی که می خواهد از خطبه ها و تاثیرگذاری آن حرف بزند، قبل از آن، از شخصیت امام علی (ع) سخن گفته است و یا برخی از دانشمندان نتیجه این سخنان و خطبه ها را وجود شخصیتی بی مانند در نوع انسانی دانسته اند.[1]
بنابراین شخصیت امام علی (ع) سبب افزایش اشتیاق انواع مختلف قشرهای انسانی به خطبه های امام (ع) خواهد بود. مرحوم دشتی در کتاب شناخت نهج البلاغه خویش به این نکته نظر داشته و این گونه مطالب خویش را بیان می دارند:
- «یکی از ریشه های پیدایش سخنان امام علی (ع) شخصیت بی نظیر آن حضرت (ع) در جامعه اسلامی است که دوست و دشمن به این حقیقت اعتراف کرده و می کنند و مسلمین صدر اسلام پس از رسول خدا (ص) متوجه عظمت و ارزش های حضرت علی (ع) بودند و طبیعی است، وقتی امام (ع) را دومین شخصیت اسلامی بشناسند، دل ها و جان های آماده و بیدار به سوی او پر می کشند و مسائل و مشکلات فردی، اجتماعی، عقیدتی خود را از او می پرسند و راه حل های اساسی و رهنمودهای واقعی را از او می طلبند. اینجاست که چشمه های علوم و معارف الهی از جان نورانی امام (ع) جوشیدن آغاز کرده و به صورت خطبه ها و کلمات کوتاه حکم آمیز، بر زبان حق گوی آن ابر مرد تاریخ جاری می شد».[2]
مهمتر از نوع شخصیت زیبا و منحصر به فرد، عواملی است که آن را ساخته و پرداخته و به آن شکل زیبا داده اند. علل و عوامل مختلف در کنار همدیگر قرار گرفته تا یک شخصیت ممتاز ساخته شود، شاید بتوان این عوامل را مهمترین دلیل صدور این سخنان و تاثیر آن دانست.
علل و عوامل شکل گیری شخصیت حضرت علی بن ابی طالب (ع) را می توان به سه دسته تقسیم نمود: دسته اول، علل و عواملی که موجبات پاکی فطرت و راستی سرشت آن حضرت (ع) گشته اند و دوم عواملی که افق علمی آن حضرت (ع) را سازمان داده و سوم، شیوه زندگی آن حضرت (ع) می باشد.
سرشت پاک امام علی (ع) و تربیت در دامان پیامبر (ص)
خداوند تبارک و تعالی به هنگامی که انسان را خلق کرد، فطرت را به صورت تکوین در وجود انسان قرار داد که سرشت و جبلت به عنوان عنصر اولیه هدایت هر شخصی مطرح شده و یک نوع هدایت و کشش به سمت خوبی ها و کمال را در انسان ایجاد می کند.
انسان دارای هدایت فطری و اکتسابی است و کسی که هدایت فطری اش روشن نباشد، هدایت اکتسابی برای او فایده ای ندارد،[3] اما این فطرت نیازمند تربیت و حفاظت است تا بتواند کارآیی خویش را حفظ نماید. این فطرت در اثر وراثت و تربیت شکوفا می شود و یا خاموش می گردد. این دو عامل است که فطرت را سالم نگه داشته و یا آن را خدشه دار ساخته و از کارآیی لازم می اندازد.[4]
فطرت پاک و بی آلایش امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) و شخصیت والای فطری آن حضرت (ع) برگرفته از دو عنصر اصلی و اساسی یعنی وراثت و تربیت بود. امیرالمومنین (ع) فرزند ابو طالب و از صلب اوست که سراسر وجود او کانونی از سماعت و بخشش، عطوفت و مهر و جانبازی در راه آیین توحید بود.
همان که به مدت ۴۲ سال، حراست و حفاظت پیامبر (ص) را در سفر و حضر بر عهده گرفت و با عشق و علاقه بی نظیری در راه هدف مقدس پیامبر (ص) که گسترش آیین یکتا پرستی بود، جانبازی و فداکاری کرد. مادر امام علی (ع) از نخستین زنانی است که به پیامبر اکرم (ص) ایمان آورد و پیش از بعثت، از آیین ابراهیم (ع) پیروی کرد، همان که وارد کعبه شد و طفل خود را در آنجا به دنیا آورد.[5]
از سوی دیگر امام علی (ع) در خاندانی پا به عرصه وجود گذاشتند که جزء خطبا مشهور بوده و اهل خطابه و خطابت بودند. اجداد امام علی (ع) هر کدام به نوبه خود از عنصر خطابه برخوردار بودند که این هنر به امام علی (ع) به ارث رسید و در نزد خطیب ترین مردم روزگار یعنی پیامبر اکرم (ص) و به تربیت ایشان به حد اعلای خود رسید.
امام علی (ع) چون تربیت یافته دامان پیامبر بودند، لذا خطابه را نیز به عنوان یک عنصر و اهرم تربیتی از پیامبر (ص) دریافت نموده و بعد درونی خطابه خویش را با بعد تربیتی آن پیوند زده و هنر خویش را تا به حد اعجاب رساندند.
مرحله دوم یعنی تربیت آن حضرت (ع) است که از یک ویژگی خاصی برخوردار بود. حضرت (ع) در آغوش پر مهر پیامبر اکرم (ص) رشد و تربیت یافت و در دامان برگزیده ترین انسان روی زمین و پاک ترین موجود جهان هستی و ختم رسل به پرورش عالی انسانی رسید و فضیلت های انسانی با گوشت و خون او آمیخته گشته و به درجه اعلا رسید. خود امام علی (ع) در خطبه قاصعه بر این جریان اشاره نموده و آن را فضیلتی بر خود بر می شمرند:
«شما موقعیت مرا نسبت به رسول خدا (ص) در خویشاوندی نزدیک، در مقام و منزلت ویژه می دانید؛ پیامبر (ص) مرا در اتاق خویش می نشاند، در حالی که کودک بودم مرا در آغوش خود می گرفت و در بستر مخصوص خود می خوابانید، بدنش را به بدن من می چسباند و بوی پاکیزه خود را به من می بویاند و گاهی غذایی را لقمه لقمه در دهانم می گذارد.
هرگز دروغی در گفتار من و اشتباهی در کردارم نیافت. از همان لحظه ای که پیامبر (ص) را از شیر گرفتند، خداوند بزرگترین فرشته (جبرئیل) خود را مأمور تربیت پیامبر (ص) کرد تا شب و روز، او را به راه های بزرگواری و راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کند و من همواره با پیامبر (ص) بودم، چونان فرزند که همواره با مادر است. پیامبر (ص) هر روز نشانه تازه ای از اخلاق نیکو را برایم آشکار می فرمود و به من فرمان می داد که به او اقتداء نمایم».[6]
تربیت در خانه پیامبر (ص)، به همراه نزول وحی و استفاده از آیات پر برکت قرآن و سپردن گوش جان به آن، سرشت و فطرت پاک امام (ع) را به عنوان سازنده ترین شخصیت امام علی (ع) قرار داد و منجر شد به این که سخنان ایشان از چنان جذابیت و محکمیت برخوردار باشد که بعد از قرن ها، شنونده را لرزان سازد. اینجاست که جرج جرداق لب به سخن می گشاید و می گوید:
- «وی شیوه سخنوری جاهلیت را که توام با سرشت سالم بوده به منطق نیرومند و بیان اصیل اسلام ضمیمه کرده است. بیان جالب علی (ع) که از شیوه سخنوری و بیان سحر آمیز پیامبر (ص) سرچشمه می گرفت، برخی را بر آن داشته که درباره سخنانش بگویند: آن فروتر از کلام خالق و فراتر از کلام مخلوق است. شگفت نیست، زیرا علی (ع) از تمام وسایلی که او را بین سخنوران به این موقعیت قائل کرده اند، برخوردار بود؛ او در محیطی که فطرت سالم بر آن حکومت می کرد، پرورش یافته بود و با داناترین مردم یعنی حضرت محمد (ص) زندگی می کرد».[7]
از آنجایی که امام علی (ع) در دامان پر مهر پیامبر اکرم (ص) رشد یافته بودند، در زمان پیامبر (ص) و بعد از ایشان نیز از جایگاه ویژه و منزلت اجتماعی برخوردار بودند. نگاهی که به امام (ع) در زمان پیامبر (ص) و بعد از ایشان بود، نگاهی حاکی از مقبولیت اجتماعی شخصیت امام علی (ع) و منزلت بالای ایشان در جامعه اسلامی آن روز است.
امام (ع) بعد از پیامبر (ص) به عنوان دومین و مهمترین مرجع مناقشات اسلامی در جهت حل اختلافات و مسائل مشکل دینی اسلامی، حتی در بین خلفای سه گانه است، زیرا جامعه دینی آن روز جهان نگاهش به امام علی (ع)، نگاه تربیتی و دینی بود که در دامان پیامبر (ص) رشد یافته است. همین عنصر می تواند در خطابه های امام (ع) خودش را نشان داده و بعد اولیه و ثانويه شخصیت امام علی(ع) در حین خطابه را سازمان داده و مقبولیت جمعی، جهت استماع سخنان امام (ع) از خود بر جای بگذارد.
علم امام على (ع)
دسته دیگری از عوامل سازنده شخصیت امام علی (ع) علم و آگاهی از جزئیات و علوم و فنون مختلف توسط امام (ع) است. علم و آگاهی امام علی (ع) چیزی نیست که بر کسی پوشیده ماند، همانگونه که پیامبر اکرم (ص) امام علی (ع) را عالم ترین امت، بعد از خودشان معرفی می نماید:
«عالم ترین امت، بعد از من، علی بن ابی طالب است».[8]
امام علی (ع) متصف به آن علم نامتناهی الهی بودند که می توانستند قضایای غیبی را شکافته و از درون آن ها نسبت به هدایت انسان ها همت گمارند. همین علم و آگاهی امام (ع) است که بلاغت را در سخنان ایشان به حد نهایت رسانده و با آگاهی از دل مردمان و سوار بر حيث زمان و مکان، سخنانی نغز و پر گهر را بر زبان جاری می ساختند، به نحوی که دل ها را به لرزه در آورده و اشک از دیدگان فرو ریزد. امام علی (ع) در حدیثی گهربار می فرمایند:
«از من سوال کنید، به خدا قسم، درباره هر چیزی که از حالا تا قیامت مسأله اش را بپرسید، خبرش را به شما می دهم».[9]
از همین جمله امام (ع) می توان به علم لدنی و افاضه ای آن حضرت (ع) پی برد؛ چگونه می توان از زمان های آینده و هر سوالی در این رابطه پاسخ گفت و خبر داد، بدون علم افاضه ای حضرت احدیت. آیا با علم اکتسابی می توان به این امر واقف شد؟ بتبع نه.
نتیجه این که امام علی (ع) در همه ابعاد علوم در حدی از آگاهی قرار داشتند که به همه جریانات علوم گذشته و حال و آینده واقف باشند و این عنصر به تنهایی کافی است که شخصیت ساخته شده از سرشت پاک و تربیت صحیح را به یک عنصر فرا مکان و زمان تبدیل نماید و سخنانش را از حیطه زمان و مکان خارج سازد و در عصر حضر و در اعصار آینده، شنوندگان را به حیرت وادار سازد و او را از دیگر صحابی پیامبر (ص) جدا کرده و فرهنگ ها فاصله در بین آن ها ایجاد نماید.
علامه طباطبایی با بیان تفاوت سطح علمی امام علی (ع) با دیگر صحابی، در رابطه با علم امام (ع) این گونه می گویند:
«آنچه در مورد معارف الهی از صحابه پیامبر (ص) برای ما باقی مانده، چیزی نیست جز یک سلسله اخبار در زمینه تجسیم و تشبیه و یا احياناً تنزيه باری تعالی. پاره ای نیز شامل معلومات بسیار سطحی و ساده و عوامانه است، در حالی که تعداد و شماره صحابه ای که ترجمه و شرح حال آنان در کتب تراجم و رجال آمده، بالغ بر ۱۲۰۰۰ نفر می باشند و مسلمانان هم در نقل حدیث و ضبط اخبار از ایشان کوتاهی و قصور نکرده اند.
مگر سخنان امام علی بن ابی طالب (ع) که از معارف الهی می جوشد و بر حیرت و شگفتی عاشقانه فلسفه الهی می افزاید و افکار والای جویندگان حقیقت را در اقیانوس بیکران الوهيت به منتهای اوج و ترقی می رساند، تا آنجا که همگی خسته و کوفته از پیشرفت باز می مانند. اما این امام علی بن ابی طالب (ع) مثل بارز و اعلای الهی است که به تنهایی پیش می رود و کسی به گرد او نمی رسد».[10]
پس یکی از عناصر اصلی که موجبات تاثیرات شگرف و عمیق نهج البلاغه شده است و آن را از دیگر خطابه ها جدا نموده است؛ علم امام علی (ع) است که موجبات شکافته شدن مطالب در خطابه های خویش شده و توانسته به طرز شگفت آوری نسبت به توصیفات و توضیحات مطالب خطب اقدام نمایند. علم امام (ع) روح تازه و با نشاطی را به خطبه ها داده تا از این طریق مخاطب حاضر و غایب را به تکاپو بیندازد و او را وادار به گوش سپردن نماید.
از سوی دیگر، علم امام (ع) می تواند در خطابه ها خود را به نحو دیگری نشان دهد و آن این که امام (ع) با علم خویش از زوایای خارجی یک خطبه آگاهی کامل داشته و می دانستند که اکنون چه فنی از فنون خطابه می طلبد که مورد استفاده قرار گیرد، زیرا برای یک خطیب بهترین اهرم این است که بداند، چه فنی را در کجا و چگونه مورد استفاده قرار دهد تا بتواند خطابه های خود را تاثیر گذار نماید.
معمولا اولین ارزیابی که مخاطب انجام می دهد، در حیطه علم سخنران است و به دنبال سنجیدن علم او در رابطه با این که این سخنران تا چه میزان از علوم روز آشنایی دارد، می رود که امام (ع) در این زمینه سرآمد همه علما و فقها و دانشمندان و اندیشمندان هستند که موجب تاثیر گذاری بیشتر سخنان امام (ع) برای مخاطبان حاضر و غایب شده است.
شیوه زندگی امام علی (ع) و اخلاقیات مختص ایشان
از دیگر زوایای شخصیت امام علی (ع) شیوه زندگی آن حضرت (ع) می باشد که جلوه خاصی به سخنان ایشان داده است؛ هر چه گفته اند را به صورت عملی در رفتار و کردار خویش نشان داده اند. البته این شیوه زندگی و زوایای شخصیت امام علی (ع) متاثر از سرشت پاک و بی آلایش تربیت یافته در دامان قرآن و پیامبر اکرم (ص) است.
عدالت مداری، حق گرایی، راستی، درستی و هزاران رفتار پاک دیگر امام علی (ع)، ایشان را به عنوان یک انسان کامل در تمامی اعصار نمایش داده و رعایت مساوات و برابری، برتری شخصیت او را به حد کمال رسانده است.
حضرت علی (ع) با آن حال که حاکم تمام عیار بلاد اسلامی است و بیت المال در دست او قرار دارد، پیراهنی به تن دارد که ساده و پر وصله و کمربند و غلاف شمشیر و کفش پایش از الیاف خرما است و هنگام ناهار و شام، جز دو عدد نان جوین و مقداری سرکه و نمک و گاهی یک کاسه شیر یا مقداری ماست چیز دیگر نمی توان بر سر سفره اش دید.
اما همین انسان ساده زیست در هیچ کدام از جنگ ها پشت به دشمن نکرد،[11] جز بر مدار حق سخن نگفت و جز راستی و درستی چیزی از او دیده نشد. اینجاست که نویسنده معروف و متفکر مسیحی جرجی زیدان در کتاب مشهور خود، تاریخ تمدن اسلام، سخنی را بیان می دارد که نشان دهنده یک سیاست و حرکت و رفتار درست حضرت علی بن ابی طالب (ع) است، حتی در مقابل دشمنان اسلام.
او امام (ع) را با معاویه مقایسه نموده و علت تشکیل حکومت معاویه را حیله و نیرنگ او و به دور بودن امام (ع) از هر گونه حیله و نیرنگ و سیاست بازی و رفتارهای ایشان را بر اساس راستی و صداقت و درستی می داند:
«موجب دیگر پیشرفت معاویه آن بود که علی (ع) از حیله های سیاسی و افسون و افسانه های دنیوی بر کنار بود و در جمیع امور راستی و درستی پیشه داشت».[12]
بعد از بیان این جمله کوتاه به داستان مغيرة بن شعبه اشاره می کند که در اوایل خلافت ظاهری حضرت (ع) به ایشان گفت که از والیان عثمان هر کدام را خواهی عزل کن، ولی معاویه را بر کار گمار که امام (ع) هر گونه خدعه و نیرنگ را از خود بری می کنند، حال آن که امام (ع) می توانستند در اوایل معاویه را گمارده و بعد از آرام شدن اوضاع او را بر کنار دارند.
یا در سخنی، جورج جرداق راستی و درستی کردار و رفتار امام علی (ع) را از ویژگی های برجسته ایشان بر شمرده که به شخصیت امام علی (ع) و سخنانش چهره جاودانه بخشیده است.[13]
پس سومین عنصر سازنده شخصیت امام علی (ع) را می توان شیوه زندگی و راستی و درستی و اعتقاد راسخ و عمل به آن اعتقاد دانست که تاریخ رفتارهای امام (ع) به خصوص رفتار با برادرش عقیل، طلحه و زبیر، مغیره و دیگران را ثبت نموده است که به سخنان آن حضرت (ع) جنبه عملی داده و توانسته دل ها را شکافته و بر اعماق آن ها نفوذ نماید و سخنانش از تاثیرات خاصی بر خوردار باشد، همانگونه که خود امام (ع) نیز می فرمایند:
«دعوت کننده بی عمل، چون تیرانداز بدون کمان است».[14]
نتیجه گیری
شخصیت سخنران، از جمله افکار، عقاید، عمل، تحرکات اجتماعی، سرشت پاک، نحوه تربیت و شیوه زندگی او هر چند جز و فنون سخنرانی نیست، اما بر روند سخنرانی کاملا تاثیر گذار بوده و حتی می تواند مستمعین را از ابتدا به جبهه گیری و یا گوش سپردن فراخواند که حضرت علی بن ابی طالب (ع) از این عنصر به نحو کامل و شایسته برخوردار بودند؛
سرشت پاک ایشان آمیخته شده بود با تربیت اصیل قرآنی پیامبر اکرم (ص) که موجبات اعتقاد و افکاری راسخ و ایمانی قوی و محکم در امام علی (ع) گردید و علم و آگاهی امام (ع) از جریانات و عوامل و ابعاد مختلف یک زندگی بشری سبب شکل گرفتن تحرکات اجتماعی بسیار بالای امام (ع) که موجب به وجود آمدن سخنان آن حضرت (ع) و تاثیر آن در عصر حضور امام (ع) و اعصار بعدی در بسیار بالایی گردید که از ویژگی های ممتاز خطابه های امام علی (ع) به شمار می رود.
پی نوشت ها
[1] . جرداق، بخشی از زیبایی های نهج البلاغه، ترجمه: انصاری، ص57-54.
[2] . دشتی، شناخت نهج البلاغه، ص30.
[3] . مطهری، فطرت، ص 23و 241.
[4] . مطهری، فطرت، ص14.
[5] . سبحانی، فروغ ولایت، ص16-13.
[6] . بحرانی، شرح نهج البلاغه، ص518.
[7] . جرداق، بخشی از زیبایی های نهج البلاغه، ترجمه: انصاری، ص23.
[8] . ابن طاووس، طرائف، ترجمه: الهامی، ص193.
[9] . حسکانی، شواهد التنزیل، ترجمه:روحانی، ص24.
[10] . طباطبایی، علی و فلسفه الهی، ص28-27.
[11] . شهرستانی، پیرامون نهج البلاغه، ص10-7.
[12] . زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه: جواهر کلام، ص64.
[13] . جرداق، شگفتی های نهج البلاغه، ص179.
[14] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 337.
منابع
- ابن طاووس، سید رضی الدین، طرائف، ترجمه: الهامی، داود، قم، انتشارات نوید، 1374.
- بحرانی، میثم بن علی، شرح نهج البلاغه،ترجمه: محمد مقدم، قربانعلی، مشهد، بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی، 1375.
- جرداق، جرج، بخشی از زیبایی های نهج البلاغه، ترجمه: انصاری، محمد رضا، تهران، کانون انتشارات محمدی، 1373.
- جرداق، جرج، شگفتی های نهج البلاغه، ترجمه: حجازی، فخرالدین، تهران، انتشارات بعثت، 1395.
- حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ترجمه: روحانی، احمد، قم، انتشارات دارالهدی، 1380.
- دشتی، محمد، شناخت نهج البلاغه، قم، نشر امام علی (ع) 1368.
- زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه: جواهر کلام، علی، تهران، امیرکبیر، 1356.
- سبحانی، جعفر، فروغ ولایت، قم، موسسه امام صادق (ع)، 1379.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، ۱۴۱۴ق.
- شهرستانی، هبة الدین، پیرامون نهج البلاغه، تهران، انتشارات بنیاد نهج البلاغه، 1359.
- طباطبایی، محمد حسین، علی و فلسفه الهی، قم، انتشارات اسلام، 1361.
- مطهری، مرتضی، فطرت، تهران، صدرا، 1389، چاپ بیست و یکم.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
یار محمدی، مهدی، آیین سخنرانی امام علی (ع)، قم، مهر امیرالمومنین (ع)، 1391. ص36-25.






















