خردمندی یکی از مهم ترین ویژگی های انسان است که آثار عمیقی در زندگی فردی و اجتماعی به دنبال دارد. این نعمت خدادادی به انسان توانایی تشخیص درست از نادرست را می دهد و او را در راه رشد و تعالی راهنمایی می کند. آثار خردمندی در جنبه های گوناگونی مثل آینده نگری، مشورت، فهم صحیح دین، شناخت مسیر درست زندگی آشکار می شود؛ از این رو بهره مندی از خرد، انسان را به سوی تقوا، درک بهتر از عالم هستی و نجات از اشتباهات هدایت می کند. در ادامه به آثار خردمندی پرداخته می شود.
1. خردمندی و خداشناسی
«وَ أقَامَ مِنْ شَوَاهِدَ البَیَنَّاتِ عَلَی لَطیِفِ صَنْعَتِهِ وَ عَظِیمِ قُدْرَتِهِ مَا انْقَادَتْ لَهُ العُقُولُ مُعْتَرِفَةً بِهِ وَ مُسَلَّمَةً لَهُ[1]، خداوند شواهدی روشن را برای شناساندن لطف و عظمت قدرت خود، اقامه فرمود تا آن جا که عقول انسانی در حالی که توجه به لطف صنعت و عظمت قدرت او می کنند، تسلیم او گشته و اعتراف می کنند».
«ظَهَرَ لِلْعُقُولِ بِمَا أَرَانَا مِنْ عَلامَاتِ التَّدْبِیرِ الْمُتْقَنِ وَ الْقَضَاءِ الْمُبْرَمِ[2]، خداوند سبحان با علامات تدبیر محکم و قضاء قطعی که به ما ارائه می کند به عقول ظاهر و آشکار می شود».
«بِهَا تَجَلَّی صَانِعُهَا لِلْعُقُولِ وَ بِهَا امْتَنَعَ عَنْ نَظَرِ الْعُیُونِ[3]، با ایجاد آن پدیده ها است که خالق آن ها به عقول انسان ها تجلی کرد. و به جهت خواص محدود و مادی آن امور است که فوق دیدن چشم ها است».
قرآن کریم یکی از مسائلی که بر آن بسیار تأکید ورزیده است مسئله تعقل و اندیشه پیرامون پدیده های گوناگون جهان خلقت است. سوره ها و آیات متعددی از قرآن کریم پدیده شب و روز و خلقت آسمان ها و زمین و مخلوقات موجود در آن ها را بیان می کند و از انسان ها می خواهد تا درباره آن ها اندیشه کنند.
انسان ها با اندیشه درباره پدیده های موجود در طبیعت به دانش های مختلفی دست یافتند و آن ها را به تسخیر خود درآورند و به گونه بهتر از گذشته از طبیعت استفاده می کنند پس یکی دیگر از آثار خردمندی خداشناسی است که قرآن کریم در این باره بیان می کند:
«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی الأَرْضِ جمیعاً[4]، آیا ندیدی که خداوند آن چه را در زمین است مسخر شما کرد».
«أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ[5]، آیا ندیدید خداوند آن چه را در آسمان ها و زمین است مسخر شما کرده».
هر چند تصرف و استفاده مطلوب از طبیعت نیز از آیات قرآن استنباط می شود؛ ولی اندیشه مورد نظر قرآن در جهت خاص و هدفمند است. هدف اصلی از توصیه قرآن کریم از تفکر و تدبر تنها شناخت مبدا و آفریننده اصلی پدیده ها موجود در جهان هستی است.
بدین وسیله توحید و قدرت خداوند برای بشر آشکار می شود؛ بنابراین یکی از آثار خردمندی اعتقاد به خداوند قادر و یگانه است که به دنبال آن اعتقاد به معاد را نیز با خود به همراه خواهد داشت.
2. خردمندی و فهم دین
«عَقَلُوا الدِّینَ عَقْلَ وِعَایَةٍ وَ رِعَایَةٍ لاَ عَقْلَ سَمَاعٍ وَ رِوَایَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ العِلمِ کَثیرٌ وَ رُعاتَهُ قَلیلٌ[6]، آل محمد (ص) دین را با عقل درّاک، پذیرش و تعقل کرده اند نه آنکه شنیدند و نقل کردند؛ زیرا راویان دانش بسیار امّا عمل کنندگان به آن اندک اند».
«لاَ تَکُونُوا کَجُفَاةِ الْجَاهِلِیَّةِ لاَ فِی الدِّینِ یَتَفَقَّهُونَ وَ لاَ عَنِ اللَّهِ یَعْقِلُونَ[7]، مانند ستمکاران دوران جاهلیت نباشید که نه از دین آگاهی داشتند و نه در خدا اندیشه می کردند».
«تَفَقَّهَ فِیِ الدِّینِ[8]، [فرزندم] حقایق دین را فراگیر و در آن ها تفقه کن».
از دیدگاه اسلام، اصول اعتقادات در باور انسان ها باید مبتنی بر برهان و دلایل عقلی باشد و در نتیجه افراد باید در عقاید دینی به مرحله یقین ثابت و استوار برسند. در این صورت اعتقادات دینی افراد در عمق جان آن ها جای دارد و یک باور عمیق که ناشی از تفقه و شناخت کامل از دین است را دارا خواهند بود. پس می توان یکی از آثار خردمندی را، فهم عمیق دین دانست.
شاید بتوان گفت فقیه با متدین تفاوت داشته باشد. کسی که فقط بر اساس تقلید از دیگران به مذهب اعتقاد پیدا نموده است در مقابل شبهات و تردیدهایی که پیرامون دین مطرح می شود بسیار ضعیف و متزلزل خواهد بود و چه بسا اعتقادات دینی او از بین برود.
چنانچه باورهای دینی شخص بر پایه های فکری و برهانی استوار باشد در مقابل طوفان های فتنه و هواهای نفسانی محکم و پایدار می ماند؛ بنابراین در اسلام توصیه شده است که در اصول دین همچون توحید نبوت و معاد نباید تقلید کرد؛ بلکه به وسیله تحقیق و پژوهش های عقلانی به یقین و باور رسید.
3. خردمندی و تقوا از شرایط رهبری
«فَلْیَصْدُقْ رَائِدٌ أَهْلَهُ وَ لْیُحْضِرْ عَقْلَهُ وَ لْیَکُنْ مِنْ أَبْنَاءِ الآْخِرَةِ[9]، هر طلایه داری [پیشوای قوم] باید به مردم خود راست بگوید و عقل خود را به کار بیندازد و از اهل آخرت باشد».
«فَإِنَّکَ وَ اللَّهِ مَا عَلِمْتُ الأَغْلَفُ الْقَلْبِ الْمُقَارِبُ الْعَقْلِ[10]، تو ای معاویه سوگند به خدا آن طوری که دانسته ام قلبی بسته و عقلی ناتوان داری».
رهبری نقش بسیار مهمی در حل مشکلات و معضلات اجتماعی در زمان های بحرانی دارد و این جز با خردمندی و تدبیر و تیزبینی امکان پذیر نیست. از این رو یکی دیگر از آثار خردمندی، رهبری است که یک جامعه را در مسیر درست آن قرار می دهد.
تمام انسان ها از نعمت خرد برخوردارند و خداوند آن را در اختیار همه آن ها قرار داده است. بعضی از انسان ها که مسئولیت رهبری گروهی یا ملتی را بر عهده می گیرند باید برتری هایی به خردمندان مردم خویش داشته باشد؛ زیرا رهبر یک جامعه چنانچه خردمندی با تدبیر نباشد، بستر نامناسبی برای ایجاد هرج و مرج و آشوب در جامعه فراهم می آید.
چنانچه رهبر جامعه از خرد خویش در مدیریت و تدبیر جامعه به گونه ای شایسته استفاده کند می تواند به جامعه نظم و سامان ببخشد و مردم آن جا از نعمت امنیت و آرامش برخوردار شوند. تقوا و خداترسی نیز باید همراه با خردمندی باشد؛ زیرا خرد بدون دین و ایمان انسان و جامعه را به فساد و تباهی سوق می دهند، همان گونه که جوامع صنعتی غرب نظاره گر این حقیقت است.
4. خردمندی و اطاعت از رهبری شایسته
«فَأَقِمْ عَلَی مَا فِی یَدَیْکَ قِیَامَ الْحَازِمِ الصَلیبِ وَ النَّاصِحِ اللَّبِیبِ التَّابِعِ لِسُلْطَانِهِ الْمُطِیعِ لإِمَامِهِ[11]، سپس در امور هشیارانه و سرسختانه استوار باش و چون خیرخواه خردمند که پیرو حکومت و فرمانبردار امام خویش است به کارپرداز».
«أَیُّهَا الشَّاهِدَةُ أَبْدَانُهُمْ الْغَائِبَةُ عَنْهُمْ عُقُولُهُمْ الْمُخْتَلِفَةُ أَهْوَاؤُهُمْ الْمُبْتَلَی بِهِمْ أُمَرَاؤُهُمْ صَاحِبُکُمْ یُطِیعُ اللَّهَ وَ أَنْتُمْ تَعْصُونَهُ[12]، ای مردمی که بدن هایشان حاضر و عقولشان از خودشان غایب و تمایلاتشان مختلف اند [و زمامداران شما دچار مشکلات شمایند] امیر شما خدا را اطاعت می کند و شما او را معصیت می کنید».
امام علی (ع) از مردم خویش به شدت گلایه و شکایت می کند و آنان را به خاطر نافرمانی به شدت مورد عتاب و سرزنش قرار می دهد. یکی از علت های این عصیان و تمرد آن ها را بی خردی بر می شمارد؛ یعنی اگر مردم اندیشه می کردند اوامر و فرمان های رهبر و امام عادل خود را برای سعادت دنیا و آخرت خویش مفید می دیدند و از او اطاعت می نمودند، خیلی از مشکلات برای آن ها پیش نمی آمد.
امام و رهبری خردمند و خداترس خیر و مصلحت آن ها را می خواهد و آنان اگر به چشم و گوش خردمندانه ای به فرامین او توجه کنند. توصیه ها و اوامر او را به کار خواهند بست و بدان ها عمل می کنند و عزت و سربلندی دنیا و آخرت را از آن خود خواهند کرد. بنابراین یکی دیگر از آثار خردمندی اطاعت از رهبری شایسته است.
5. خردمندی و عبرت پذیری
«فَیَا لَهَا أَمْثَالاً صَائِبَةً وَ مَوَاعِظَ شَافِیَةً لَوْ صَادَفَتْ قُلُوباً زَاکِیَةً وَ أَسْمَاعاً وَاعِیَةً وَ آرَاءً عَازِمَةً وَ أَلْبَاباً حَازِمَةً[13]، چه مثال های بجا و پندهای رسایی وجود دارد اگر در دل های پاک بنشیند و در گوش های شنوا جای گیرد و با اندیشه های مصمم و عقل های با تدبیر برخورد کند».
«اعْقِلْ ذَلِکَ فَإِنَّ الْمِثْلَ دَلِیلٌ عَلَی شِبْهِ[14]، تعقل کن این پند را زیرا هر مثلی دلیلی است برای مانند و شبیه خود».
«فِی دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَطَبٍ وَ اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَرٌ وَ مَا کُلُّ ذِی قَلْبٍ بِلَبِیبٍ[15]، برای شما مردم در دشواری ها و مشقت هایی که پیش رو دارید و در حوادث بزرگ که پشت سر گذاشته اید عبرت ها وجود دارد؛ نه هر که دلی دارد خردمند باشد».
یکی دیگر از آثار خردمندی عبرت پذیری است. در این میان عبرت پذیری بدین معناست که انسان عوامل موفقیت و ناکامی های افراد و ملت هایی را که در گذشته زندگی می کرده اند را به دیده خرد بنگرد و آن ها را در جهت بهبود زندگی خویش مورد توجه قرار دهد. زمینه ها و ریشه های نابودی و شکست دیگران را مورد کنکاش قرار دهد و از تکرار اشتباهات آن ها پرهیز کند، و عوامل موفقیت و پیشرفت آن ها را نیز بررسی نموده و آن ها را به کار بندد.
«اسْتَدِلَّ عَلَی مَا لَمْ یَکُنْ بِمَا قَدْ کَانَ فَإِنَّ الأُمُورَ أَشْبَاهٌ[16]، با آن چه در گذشته دیده یا شنیده ای برای آن چه هنوز نیامده استدلال کن؛ زیرا تحولات و امور زندگی همانند یکدیگرند». عبرت پذیری یکی از عوامل رشد و ترقی انسان های خردمند است. مولا علی (ع) کسانی را که دارای خرد صحیح و اندیشه مصمّم هستند پندپذیر معرفی می کند. در جای دیگر می فرماید: «مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ، وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ[17]، پندها چه بسيار است و پند گرفتن چه اندك به شمار».
در حقیقت نهج البلاغه تفسیر آیات قرآن کریم است که انسان های خردمند را توصیه به عبرت پذیری از سرنوشت گذشتگان می کند: «لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لأُوْلِی الأَلْبَابِ[18]، در سرگذشت آن ها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه بود». از این رو از جمله آثار خردمندی عبرت پذیری است.
6. خردمندی و نجات انسان
«مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلاَ إِلاَّ لِیَسْتَنْقِذَهُ بِهِ یَوْماً مَا[19]، خداوند عقل و خرد را در نزد کسی به ودیعت ننهاد مگر این که با همان حقیقت شریف، روزی او را نجات داد».
گاهی انسان خطرات زیادی او را تهدید می کند و گرفتار بسیاری از مشکلات و معضلات می شود که او را در آستانه نابودی قرار می دهد. در این هنگام عاملی از بیرون او را نجات می دهد. مثلاً ممکن است انسانی دچار بیماری خطرناک و غیر قابل علاجی شود که دوام زندگی او را به مخاطره انداخته است؛ ولی ناگهان پزشکی حاذق با یک عمل جراحی و تجویز بعضی از داروها جان او را نجات می بخشد.
در مسائل اجتماعی و فردی نیز در هنگام برخورد با مشکلات، این خرد انسان است که او را از نابودی می رهاند. خرد که از پیامبران درونی انسان است او را در هنگام حوادث خطرناک نجات می بخشد، به شرط آن که به فرامین خرد خویش عمل کند. پس نجات انسان ها از مهلکه های دنیوی از دیگر آثار خردمندی است.
7. خردمندی و مشورت
«مَنْ شَاوَرَ الرَّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِها[20]، هر کس که با مردم مشورت کرد با عقول آنان شریک است».
مشورت کردن با دیگران نشانه عجز و ناتوانی انسان نیست، بلکه خردمندی شخص را نشان می دهد. زیرا او بدین وسیله پشتوانه محکم و مطمئنی را برای انجام کارها با خود همراه می کند: «لا ظَهیرَ کَالمُشَاوِرَه»[21]. مشورت یک روش عقلایی است که همه خردمندان جهان در انجام کارهای خویش برای آن که دچار ضرر و زیان های احتمالی ناشی از ناآگاهی نشوند به این کار اقدام می کنند. از این رو مشورت از جمله آثار خردمندی شمرده می شود.
امروزه بشر به فواید و آثار مثبت مشاوره پی برده به گونه ای که مراکز مختلقی برای مشاروه جهت امور گوناگون دایر شده است. قرآن کریم این چراغ هدایت انسان ها قبل از همه این اصل مهم و سودمند را به انسان ها توصیه کرده است: «و َشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ[22]، و در کارها با آنان مشورت کن امّا هنگامی که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن». «وَ أَمرُهُمْ شُوری بَینَهُم[23]، و کارهایشان به صورت مشورت در میان آن هاست».
قرآن خردمندان را کسانی می داند که از سخنان و نظریات دیگران استقبال کرده و از میان آن ها آن چه را اصلح است انتخاب کنند و خداوند هدایت خویش را نیز شامل این افراد می کند.[24] پس مشورت نیز یکی از مهم ترین آثار خردمندی است.
8. خردمندی و دنیاگریزی
«مثلُ الدُّنْیَا کَمَثَلِ الْحَیَّةِ مَا أَلْیَنَ مَسَّهَا وَ فِی جَوْفِهَا السَّمُّ النَّاقِعُ یَحْذَرُهَا الرَّجُلُ الْعَاقِلُ[25]، دنیا مانند ماری است که دارای پوست و گوشتی نرم است در حالی که زهر کشنده ای درون آن است، شخص نادان به آن میل می کند و خردمند عاقل از آن اجتناب می کند».
«فإِنَّهَا عِنْدَ ذَوِی الْعُقُولِ کَفَیْءِ الظِّلِّ بَیْنَا تَرَاهُ سَابِغاً حَتَّی قَلَصَ وَ زَائِداً حَتَّی نَقَصَ[26]، این دنیا در نظر کسانی که دارای خرد هستند مانند سایه در حال بازگشت است، در همان هنگام که آن را در حال گسترش می بینی، رو به جمع شدن و زوال است. و در عمل هنگامی که آن را رو به افزایش می بینی رو به نقص است».
انسان اگر بخواهد خانه ای بسازد آن را در جایی احداث می کند که دارای زمین مستحکم و محیط امن باشد و چنانچه در جایی بسازد که پس از مدتی درهم فرو ریزد همه زحمات و هزینه هایی که انجام داده از بین خواهد رفت و هیچ خردمندی چنین نمی کند. انسان عاقل با کمی دقت و اندیشه در می یابد که دنیا هیچ چیز آن دوام و بقا ندارد. ثروت و ریاست و لذت های متنوع دیگری که در آن وجود دارد، همه آن ها پس از مدتی نه چندان طولانی پایان می یابد.
لبخندهایی که دنیا به او می زند او را فریب نمی دهد. می داند در پس این لبخندها صیادی بی رحم در کمین او نشسته است؛ بنابراین از دنیا و دلبستگی شدید به آن پرهیز می کند و آن را تکیه گاه خود قرار نمی دهد، زیرا که می داند پایه ها و سایبان های آن بسیار سست و دارای خطرات متعددی است. پس می توان گفت یکی دیگر از آثار خردمندی دل نبستن به دنیای زودگذر و فانی است.
9. خردمندی و آینده نگری
«الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَ الحَزْمُ بِاجَالَةِ الرَّأَیِ[27]، پیروزی در دوراندیشی است، و دوراندیشی در بکارگیری صحیح اندیشه».
«وَ نَاظِرُ قَلْبِ اللَّبِیبِ بِهِ یُبْصِرُ أَمَدَهُ وَ یَعْرِفُ غَوْرَهُ وَ نَجْدَهُ[28]، خردمند با چشم دل سرانجام کارش را می بیند و پستی و بلندی آن را می شناسد».
یکی از آثار خردمندی آینده نگری است که خرد انسان توانایی پیش بینی بخشی از حوادث آینده را دارد و می تواند برای حوادث آینده تدبیر و دوراندیشی کند. انسان باید برای آنچه که در پیش روی خواهد بود، با کمک نیروی خرد و اندیشه خود برنامه ریزی و تدبیر داشته باشد و به هشدارها و پیام های خرد خویش در این زمینه توجه کامل نماید، و خود را برای آینده مهیا سازد.
انسان اگر با دیده خرد به شواهد و قراین موجود در زمان خودش بنگرد می تواند حوادث زمان های دورتر را مشاهده کند، هر چند این نگاه نتواند همه حقایق احتمالی آینده را روشن سازد؛ ولی به یقین قسمتی از پیش بینی های خردمندانه واقعیت خواهد داشت و بدیهی و ضروری به نظر می رسد. یکی از مسائلی که برای آن باید توشه تهیه کند مسئله جهان بعد از مرگ و آخرت است که انجام عمل صالح و پرهیزگاری از بهترین اندوخته ها برای آن جهان جاوید و ابدی خواهد بود.
نتیجه گیری
خردمندی انسان را به تفکر در خصوص پدیده های جهان هستی واداشته و او را به شناخت خداوند و قدرت بی پایان او راهنمای می کند. یکی از آثار خردمندی، قدرت پیش بینی رخدادهای آینده و برنامه ریزی برای آن هاست؛ همچنین از آثار خردمندی، رهبر خردمند است که با تدبیر و تقوا نظم را در جامعه ایجاد کرده و امنیت را برقرار می کند. یکی دیگر از آثار خردمندی، بهره مندی از نظر دیگران است. عبرت پذیری، اجتناب از دلبستگی به دنیای زودگذر، فهم عمیق دین، اطاعت از رهبری شایسته از دیگر آثار خردمندی است. خرد که ودیعه ای الهی است، در لحظات بحران انسان را راهنمایی و از هلاکت نجات می دهد.
پی نوشت ها
[1] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 165.
[2] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 182.
[3] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 186.
[4] . حج/65
[5] . لقمان/20
[6] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 239.
[7] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 166.
[8] . شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 31.
[9] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 154.
[10] . شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 64.
[11] . شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 33
[12] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 97.
[13] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[14] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 153.
[15] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 88.
[16] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 76.
[17] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 297.
[18] . یوسف/111
[19] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 407.
[20] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 161.
[21] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 54.
[22] . آل عمران/159.
[23] . شوری/38.
[24] . زمر/17-18.
[25] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 119.
[26] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 63.
[27] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 48.
[28] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 154.
منبع مقاله | اقتباس از:
حسینی، سید حسین، خرد و خردمندی از دیدگاه نهج البلاغه، قم، انتشارات زائر، چاپ اول، 1390ش، ص56 تا 77





















