غفلت سر منشأ خود فراموشی و بیگانگی و زمینه ساز اصلی همه گناهان و رذایل اخلاقی است و فرد را از سعادت دنیا و آخرت ساقط می سازد. مهمترین عوامل غفلت و راهکار برون رفت از آن در سیره علوی با تمرکز بر خطبه مشهور حضرت امیر (ع) خطبۀ ۸۳ نهج البلاغه معروف به خطبه غرّاء تبیین و بررسی گردیده است.
مهمترین عوامل غفلت انسان
با کمی تامل در سخنان امام علی (ع) در خطبه غرّا می توان از هر بخش و از هر سخنی از کلام ایشان به محور غفلت و فراموشی انسان و عواما آن که یکی از اصلی ترین راه های شقاوت و سقوط انسان است، پی برد. برخی از مهمترین عوامل غفلت انسان در این خطبه با توجه به سخنان امام علی (ع) عبارتند از:
۱. نداشتن پیشوا و رهبر
خداوند به انسان چند روزی در دنیا فرصت داده و راه سعادت و شقاوت را نیز در مقابلش قرار داده است و از او می خواهد با استفاده از سرمایه هایش سعادت ابدی خود را فراهم سازد. اما انسان غافل با پا گذاشتن به دنیا مسئولیت خود را فراموش می کند و پیوسته با سایر غافلان در حال سقوط است. او حتی نسبت به غفلت خود هم غافل است، زیرا اگر نسبت به آن آگاهی داشت، برای خود پیشوا و رهبری انتخاب می کرد تا او را از منجلاب غفلت برهاند.
پیشوایان و رهبرانی که می توانند انسان غافل را از دام غفلت بیرون بکشند، امامان معصوم (ع) هستند. معصومانی که با قیام علیه تیرگی ها ندای حق سر می دهند و برای مردم بشیر و نذیر می باشند. پیامبران و امامان همواره در طول تاریخ با هدایت تشریعی و ارائه راه گنجینه های عقل بشری را شکوفا کرده اند و آنان را به سوی سعادت و کمال رهنمون ساخته اند.
یکی از اهداف آنان در این مسیر تشکیل مدینه فاضله یا جامعه آرمانی است که افراد جامعه در آن فارغ از هر گونه ظلم و بی عدالتی به سوی کمال حقیقی و معرفت الهی پیش روند. در واقع رسالت سنگین انبیا و معصومین (ع) روشن کردن مسیر سعادت انسانی است.
امام علی (ع) در این خطبه به پیامبر (ص) به عنوان هدایتگر و نذیر از سوی خدا اشاره کرده و می فرماید: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صلی الله علیه وآله عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ وَ تَقْدِيمِ نُذُرِهِ»؛[1] گواهی می دهم محمد (ص) فرستاده و بنده خداست. او را فرستاده تا فرمانش را اجرا کند و بر مردم حجت را تمام کرده و آن ها را در برابر اعمال ناروا بترساند».
پس انتخاب رهبر و پیشوا از عوامل مهم سعادت و هدایت انسان است که اگر از آن غفلت ورزیم زمینه سقوط خود را فراهم خواهیم کرد.
۲. بی بصیرتی و نا آگاهی
یکی از عوامل غفلت انسان بی بصیرتی و نا آگاهی است. هر چه انسان نسبت به مسائل اعتقادی و دینی سست تر عمل کند و آگاهی و بصیرت نداشته باشد، انحرافش از مسیر حق بیشتر خواهد بود.
با بررسی اجمالی حوادث و مشاهده فراز و فرودهای تاریخ اسلام از دوران پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) تا دوران حاضر آنچه پیش از هر عاملی در رسیدن یا نرسیدن به موفقیت تأثیر بسزایی دارد، میزان بهره مندی و برخورداری مردم اعم از عوام و خواص و نخبگان از بصیرت و آگاهی است و در هر برهه ای که مردم از بصیرت بهره برده اند و با آگاهی راه درست را انتخاب کرده اند، امور به نحو احسن پیشرفته است و به عکس در مواقعی که بدون بصیرت عمل کرده اند، هم خودشان و هم جامعه را دچار مشکل ساخته اند.
در واقع می توان گفت اصلی ترین دلیل انحرافات سیاسی و اعتقادی عدم بصیرت و نا آگاهی است که از عوامل متعددی نشأت می گیرد. در هر صورت زمینه برای کسب معرفت و آگاهی هر انسانی فراهم است؛ چنانکه امام علی (ع) در همین خطبه به برخی از آن ها اشاره نموده و می فرماید:
«جَعَلَ لَكُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِيَ مَا عَنَاهَا وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا … خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِينَ قَبْلَكُمْ»؛[2] «خدا گوش هایی برای پند گرفتن از شنیدنی ها و چشم هایی برای کنار زدن تاریکی ها به شما بخشیده و از آثار گذشتگان عبرت های پند آموز برای شما ذخیره کرده است».
این پیام امام علی (ع) توجه انسان را به بصیرت افزایی و کسب معرفت و آگاهی جلب می کند و هشدار می دهد که اگر چشم بصیرت را بگشایید، وسایل بینایی شما فراهم شده و اگر گوش شنوا داشته باشید، سخنان حق به گوش شما رسانده شده است. فقط کافی است در امور سرنوشت ساز زندگی آگاهانه و با بصیرت تصمیم گیری کنید و غفلت نورزید.
3. توجه به زرق و برق دنیا
یکی دیگر از عوامل غفلت بشر، دلبستگی او به دنیای فریبنده است؛ چنان که امام علی (ع) در این خطبه به بیان صفت دنیا پرداخته و می فرماید:
«فَإِنَّ الدُّنْيَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا رَدِغٌ مَشْرَعُهَا يُونِقُ مَنْظَرُهَا وَ يُوبِقُ مَخْبَرُهَا، غُرُورٌ حَائِلٌ وَ ضَوْءٌ آفِلٌ»؛[3] «دنيا منظره ای دلفریب و سرانجامی خطرناک دارد. فریبنده و زیباست، اما دوامی ندارد».
در واقع تشبیهاتی که امام (ع) در جای جای نهج البلاغه و به ویژه خطبه مذکور به کار می برد، حاکی از فریبندگی دنیاست. دنیا درخششی دارد که همه را به سمت خود می کشاند. اگر انسان مواظب نباشد و به زرق و برق دنیا مشغول گردد و دل بسته آن شود، سقوط خواهد کرد.
دنیا به معنای عام پول و شهوت و ریاست است. انسان به هر یک از این ها دچار و دلبسته شود، راه رستگاری خویش را سد کرده و دچار اضطراب و افسردگی و سلب آرامش می شود و در نهایت همین امور موجب برانگیخته شدن معضلات اجتماعی و فساد اخلاقی می گردد، اگر انسان می خواهد مشغول دنیا نشود، باید غفلت را از خود دور کند.
۴. پیروی از هوای نفس و شیطان
یکی دیگر از عوامل غفلت انسان که مانع قرار گرفتن او در کمال و سعادت می شود، پیروی از هوای نفس و شیطان است. همان که امام علی (ع) در غرر الحکم از آن به عنوان فرمانده لشکر شیطان نام برده و می فرماید:
«عقل دارای لشکر الهی است و هوای نفس فرمانده لشکر شیطان و انسان در میان این دو قرار دارد، هر کدام قالب شود، انسان در اختیار او قرار می گیرد».[4]
وقتی انسان تحت لوای شیطان قرار بگیرد، چگونه می توان انتظار داشت که خدا را فراموش نکند و دست به هر خطا و اشتباه وسوسه انگیز نزند؛ چرا که شیطان آنقدر ماهرانه در وجود انسان رخنه می کند که گاهی او اصلاً متوجه حضور شیطان و وسوسه های او نمی شود؛ چنانکه امام علی (ع) در خطبه غرّاء ضمن توجه دادن انسان ها به دشمنی شیطان می فرمایند:
«حَذَّرَكُمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِي الصُّدُورِ خَفِيّاً وَ نَفَثَ فِي الْآذَانِ نَجِيّاً، فَأَضَلَّ وَ أَرْدَى وَ وَعَدَ فَمَنَّى وَ زَيَّنَ سَيِّئَاتِ الْجَرَائِمِ وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ حَتَّى إِذَا اسْتَدْرَجَ قَرِينَتَهُ»؛[5] «شیطان در سینه ها پنهانی راه می یابد و آهسته در گوش ها راز می گوید، زشتی گناه را زینت می دهد و وعده های دروغین داده و آرام آرام انسان را فریب می دهد».
بنابراین پیروی از هوای نفس و شیطان به شدت در دوری و غفلت انسان از خدا و معارف الهی اثر گذار است، تا حدی که انسان غافل را اگر همچنان در غفلت بماند، به هلاکت و نابودی می کشاند.
۵. فراموشی مرگ
عمر انسان که تنها سرمایه اوست، همچون آب روان در سراشیبی با تندی می گذرد و با گذشت هر روز به اندازه یک روز از سرمایه وی مستهلک می شود. بنابراین باید نهایت توجه و وسواس را داشت تا در قبال رفتن این سرمایه ارزشمند، توشه و کمالی در خور جایگاه والای انسانی کسب کنیم.
نیرو، سلامتی و بالاخره فرصت های مختلف، همیشه به یک منوال نمی مانند و هر لحظه از مقدار آن ها کاسته می شود. انسان عاقل کسی است که قبل از پایان یافتن فرصت ها، استعدادهای خویش را شکوفا سازد و کمال مطلوب خود را تحصیل نماید.
امیر مؤمنان (ع) در همین خطبه یاد آوری می کند: «وَ قَدَّرَ لَكُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْكُمْ»؛[6] «عمرهایی برای شما مقدر فرمود که مقدار دقیق آن از شما پنهان است».
در همین باب امام صادق (ع) نیز می فرماید: «اگر انسان از مقدار عمر خود آگاه باشد و ببیند عمرش کوتاه است و پیوسته انتظار مرگ می کشد، همان چند صباح زندگی برای او گوارا نخواهد بود و همانند کسی است که اموالش در شرف نابودی است و با تمام وجودش فقر و تنگدستی را احساس می کند و اگر عمر خود را طولانی ببیند، در غرور و غفلت و لذات و انواع گناهان غوطه ور می شود، به این پندار که از همه لذات بهره بگیرد و در پایان عمر توبه کند».[7]
از مجموعه آموزه های قرآن کریم استفاده می شود که با ایمان و عمل صالح و بندگی خدا راه سعادت انسان طی می شود و وقت و عمر او قیمت پیدا می کند. اگر ما دچار غفلت شویم و از حسابرسی عمر و عملکرد خویش غافل گردیم، حساب گرانی دقیق، مأمور ثبت و ضبط اعمال و ارزیابی ما بر اساس عملکردمان هستند. آن ها نه غافل می شوند و نه چیزی از چشم شان پوشیده می ماند.
چنان که امام علی (ع) می فرماید: «إِنَّ عُمُرَكَ عَدَدُ أَنْفَاسِكَ وَ عَلَيْهَا رَقِيبٌ تُحْصِيهَا»؛[8] «عمر تو همان تعداد نفس های توست و کسی مراقب آن هاست و آن ها را می شمارد».
راهکارهای رهایی و بیداری از غفلت در خطبه غرّاء
امام علی (ع) هر جا توصیه ای کرده و هشداری را بیان داشته و یا مردم را از اموراتی منع نموده است، حتماً جایگزین آن راهکاری را بیان نموده است. در خطبه غرّا نیز علاوه بر بیان عوامل غفلت، به ارائه راهکارهای رهایی از غفلت نیز اشاره نموده است:
۱. تقوا و پرهیزکاری
تقوا در آیات و روایات عامل سعادت و رستگاری انسان و یکی از اهداف نزول قرآن معرفی شده و رعایت آن مورد تأکید فراوان قرار گرفته است؛ زیرا از اثرات تقوا بصیرت و تشخیص حق از باطل می باشد؛ چنانکه خداوند می فرمايد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ»؛[9] «اگر با تقوا بودید، خداوند توان فرق نهادن بین حق و باطل را نصیب شما می نماید».
یکی از راهکارهای رهایی از غفلت، پرهیزکاری و رعایت تقواست. انسان با تقوا، به یاری الهی، دری از درهای حکمت به رویش گشوده می شود و همین امر موجب می گردد، دچار غفلت نشود. امام علی (ع) در اکثر خطبه ها و سخنانشان مردم را به تقوا توصیه می نماید و در این خطبه نیز می فرماید: «أوصيكم عباد الله بتقوى الله»؛[10] «ای بندگان خدا شما را به تقوا و ترس از خدا سفارش می کنم».
در واقع سرنوشت سازترین مسئله زندگی انسان از نگاه امام (ع)، تقواست که سعادت دنیا و آخرت انسان به آن بستگی دارد و هر چه درجه تقوا بالاتر رود، از غفلت انسان کاسته خواهد شد.
۲. صبر و استقامت
در آیات و روایات از فضایل صبر و استقامت و ثمرات آن بسیار سخن گفته شده است؛ چنان که خداوند در سوره مبارکه انفال می فرماید:
«وَالَّذِينَ آمَنُوا مِن بَعْدُ وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولَٰئِكَ مِنكُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»؛[11] «آن ها کسانی هستند که درجات عالی بهشت در برابر آن ها به آنان ارزانی و پاداش داده می شود و در آنجا به درود و شکیبایی و صبر سلام با آن ها برخورد می کنند».
در سایه سار تلاش همراه با بردباری است که استعدادهای فرد شکوفا شده و از شکست روحی در امان می ماند و جلوی سرکشی ها و کج روی هایش گرفته می شود. هر انسانی برای هدایت خویش، مکلف به انجام واجبات و دوری از محرمات است که لازمه اجرای این فرامین الهی ایمان قوی و مستحکم می باشد؛ چنان که حضرت علی (ع) در همین خطبه می فرماید: «وَ أَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ وَ أَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ وَ أَظْمَأَ الرَّجَاءُ هَوَاجِرَ يَوْمِهِ وَ ظَلَفَ الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ»؛[12] «عبادت شب کمترین خواب را هم از دیده اش گرفته و امید به رحمت حق او را در گرمای وسط روز تشنه نگاه داشته و بی رغبتی به دنیا وی را از شهواتش منع کرده است».
انسانی که در مسیر بندگی خدا و رسیدن به سعادت شکیبایی ورزد و استقامت کند و تمام هم و غمش توجه به فرامین الهی و پیاده سازی آن ها باشد، دچار غفلت و فراموشی نخواهد شد.
3. معاد اندیشی
یکی از عواملی که موجب ترس از عذاب الهی می شود و در نهایت انسان را از غفلت دور می کند، یادآوری معاد و قیامت و حساب و کتاب است که امام على (ع) بسیار بلیغ و تکان دهنده در خطبه غرّاء به آن اشاره کرده است. لحظه ای تفکر در مورد مرگ و معاد و جزا و پاداش منجر به بیداری هر انسان آگاه و عاقلی خواهد شد و دیگر جایی برای غفلت نخواهد ماند.[13]
چرا که وقتی سخن از ناتوانی خویشان و نزدیکان از مرگ است یا سخن از متلاشی شدن و پوسیده شدن بدن انسان ها در قبر توسط حشرات موذی است، چگونه می تواند غفلت کرد و غافلانه در این دنیا زیست؟
حضرت علی (ع) می فرماید: «فَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ وَ قَدْ غُودِرَ فِي مَحَلَّةِ الْأَمْوَاتِ رَهِيناً وَ فِي ضِيقِ الْمَضْجَعِ وَحِيداً قَدْ هَتَكَتِ الْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ وَ أَبْلَتِ النَّوَاهِكُ جِدَّتَهُ»؛[14] آیا آن ها (بستگان و نزدیکان) می توانند مرگی را از او دفع کنند و یا ناله و شیون های آنان برای او سودی دارد؟ در حالی که به محله مردگان سپرده شده، در تنگنای قبر تنها مانده است، حشرات موذی پوست تن او را از هم می شکافند و سختی های قبر بدن او را می پوشاند».
ایشان در این خطبه به گذرگاه سخت و خطرناک صراط به عنوان معبری که همه باید از آن عبور کنند، اشاره نموده و از سر افکندگی و شرمساری انسان ها در روز محشر در برابر عظمت الهی و دیگر ویژگی های روز قیامت در این خطبه سخن رانده و فرموده است:
«أَنَّ مَجَازَكُمْ عَلَى الصِّرَاطِ وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ وَ أَهَاوِيلِ زَلَلِـهِ وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ»؛ «و بدانید که عبور شما از صراط است، آنجا که جایگاه لغزش قدم هاست و محل هول و ترس و انواع مخاطرات». توجه به این ها انسان را از هر غفلت و بی خبری نجات خواهد داد.
۴. عبرت آموزی
یکی از مهمترین مقاصد تربیت، آن است که انسان به درجه ای از درک و بصیرت برسد که بتواند از ظواهر امور بگذرد و به باطن آن ها بنگرد. از محسوسات عبور کرده و به معقولات برسد و قدرتی فراگیر برای سنجش و اندازه گیری تجزیه و تحلیل حل و فصل امور و انتخاب و تصمیم گیری در ابعاد مختلف زندگی به دست آورد.
عبرت آموزی راهی است که می تواند انسان را به این مقصد تربیتی برساند. حضرت علی (ع) بر عبرت آموزی و آثار آن تصریح کرده و می فرماید:
«وَ خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِينَ قَبْلَكُمْ مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلَاقِهِمْ وَ مُسْتَفْسَحِ خَنَاقِهِمْ أَرْهَقَتْهُمُ الْمَنَايَا دُونَ الْآمَالِ وَ شَذَّبَهُمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ الْآجَالِ، لَمْ يَمْهَدُوا فِي سَلَامَةِ الْأَبْدَانِ وَ لَمْ يَعْتَبِرُوا فِي أُنُفِ الْأَوَانِ»؛[15]
«و از آثار گذشتگان برای شما عبرت ها به جای گذاشت از بهره ای که از دنیا بردند و از فراخی عمر که پیش از گلوگیر شدن مرگ نصیب آنان بود، ولی قبل از اینکه به آرزوهایشان برسند، مرگ به طرف آنان شتاب کرد و گسستن ریسمان اجل آنان را از آرزوهایشان جدا نمود. به وقت تندرستی زاد آخرت تهیه نکردند و از ابتدای جوانی عبرت نگرفتند».
یکی از اهداف نقل تاریخ و داستان گذشتگان در قرآن عبرت آموزی است. عبرت آموزی یعنی شخص تجربیات دیگران را در زندگی خود به کار گیرد و از فراز و فرود و عاقبت خیر و شر آن ها درس بگیرد. پند پذیری و عبرت آموزی از اعمال پسندیده و فضایل نفسانی است که موجب بیداری انسان و تعالی روح و سعادت دنیا و آخرت می گردد. در بسیاری از آیات قرآن به داستان زندگی پیامبران الهی اشاره شده که در واقع هرگز هدف قرآن داستان سرایی نبوده، بلکه ارائه رهنمود از رهگذر این داستان های سازنده بوده است.
چه بسیار کسانی که نقشه های دامنه داری برای زندگی خود کشیده بودند و در دنیایی از آرزوها غوطه ور بودند، ولی مرگ آمد و دامنه آرزوها را به سرعت برچید و همه نقشه هایشان را نقش بر آب کرد و این در حالی بود که آن ها تاریخ گذشتگان شان در برابر خود قرار داشتند، ولی هوا و هوس های سرکش، پرده ضخیمی بر چشمانشان افکنده بود و نتوانستند واقعیات زندگی را ببینند و درست زندگی کنند، از این رو با دست خالی به جهان دیگر شتافتند.[16]
نتیجه گیری
غفلت آدمی را از رسیدن به سعادت باز می دارد و مانعی جدی در راه رشد و کمال اوست، از این رو امام علی (ع) نیز به این مهم دقت داشته و به طور مستقیم و غیر مستقیم در کلام خود به همگان هشدار داده و مردم را از عوامل غفلت را آگاه ساخته و در مقابل، راهکارهای مبتلا نشدن به غفلت و فراموشی را متذکر شده است تا شاید موجب بیداری جامعه گردد.
پی نوشت ها
[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[4] . تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ح304.
[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[7] . مکارم شیرازی، پیام امام (ع)، ج3، ص388.
[8] . تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ح3427.
[9] . انفال، 29.
[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[11] . انفال، 75.
[12] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[13] . شریعتی، عوامل غفلت از نگاه امام علی (ع)، ص90.
[14] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[15] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[16] . شریعتی، عوامل غفلت از نگاه امام علی (ع)، ص93.
منابع
- قرآن کریم.
- تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ترجمه: لطیف راشدی، قم، انتشارات پیام علمدار، 1388.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمومنین (ع)، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1385.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
شریعتی، آمنه، عوامل غفلت از نگاه امام علی (ع) با برداشت از خطبه غرّا، فصلنامه آیین علوی، 1400، شماره 1، ص 94-81.





















