زمان سرمایه ارزشمندی است، اما گذرا و تمام شدنی است و تنها کسانی که از لحظه لحظه این سرمایه در راه سعادت و کمال خویش بهره می گیرند، در پایان عمر گرفتار حسرت بر گذشته نخواهند شد. بنابراین انسان باید با وقت شناسی از لحظات زندگی خود کمال استفاده را بکند و بدون مسامحه و اهمال از آن ها بهره برد.
زمان، ارزشمندترین سرمایه انسان، نیازمند راهبردهای عملی مدیریت زمان است که در نهج البلاغه از منظر امام علی (ع) به خوبی تبیین گردیده است.
اهمیت وقت شناسی در زندگی انسان
پیشرفت انسان بسته به فعالیتی است که در راه رسیدن به مقصود انجام می دهد. این فعالیت ها اگر به موقع انجام گیرد، صد در صد نتیجه مثبت خواهد داشت. در زندگی مواردی پیش می آید که اگر فرد در آن موارد سخنی بگوید و یا به عملی اقدام کند، آن سخن و یا عمل برای او ثمر بخش بوده و ممکن است مسیر زندگی او، بلکه اولاد و اعقابش را عوض کند.
بنابراین، انسان باید وقت شناس باشد و وقت شناسی را در لحظات حساس تشخیص دهد و بدون مسامحه و اهمال از آن ها بهره برداری کند و اگر فرصت ها را به راحتی از دست بدهد، در فعالیت خود دچار شکست شده و پشیمان خواهد گردید. بنا بر اصل وقت شناسی، همه کارها زمان و وقت مناسبی را برای اجرا می طلبند و اقدام زود هنگام یا دیر هنگام نتیجه ای در بر ندارد.
تأکیدهای مکرر حضرت علی (ع) بر انجام دادن تکالیف، به اهمیت و نقش مؤثر وقت شناسی در کارها اشاره دارد و آدمی را به تفکر در مسائلی چون بلاهای تقدیری، فرا رسیدن اجل، گذشتن وقت توبه و فرا رسیدن رستاخیز وا می دارد. در اندیشه معاد بودن و شتاب در توشه گیری پیش از اجل نیز، در کلامی دیگر از آن حضرت (ع) چنین ترسیم شده است:
«فَبَادِرُوا الْمَعَادَ وَ سَابِقُوا الْآجَالَ»؛[1] این عبارت در واقع دعوت به آمادگی عملی و وقت شناسی و فرار از غافلگیر شدن است. امام علی (ع) تنظیم و توزیع وقت را همواره مد نظر داشته و به کارگزاران خود نیز، رعایت این اصل حیاتی را توصیه می کنند؛ چنان که در بخشی از عهدنامه خود به مالک اشتر می فرماید:
«أمضِ لِكُلِّ يَومٍ عَمَلَهُ فَإنَّ لِكُلِّ يَومٍ ما فيهِ»؛[2] «کار هر روز را در همان روز انجام بده؛ زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد (که اگر آن روز بگذرد، آن موقعیت بدست نخواهد آمد).
مراقبه و محاسبه
حسابرسی به کارها، یکی از عوامل کمک کننده به بهره وری بیشتر از زمان و وقت شناسی است. عمر آدمی ارزش بسیاری دارد، پس باید مراقب چگونه سپری شدن آن باشیم و اوقات خود را در راه بهترین و مفیدترین کارها صرف بکنیم و پیش از آن که از ما حساب بکشند، باید خود حسابگر عمر و نقاد کارها و فرصت هایمان باشیم.
از آنجا که آدمی همواره در معرض اشتباه و لغزش است، لازم است حریم حقیقت را پاس داشته و به حساب خویش توجه کنیم تا از لغزیدن خود جلوگیری و در صورت لغزش به سرعت باز گردیم و جبران کنیم. بدیهی است، اگر آدمی خود بدین روش به اصلاح خویش نپردازد، دیگران نمی توانند او را اصلاح کنند. حضرت علی (ع) در این خصوص می فرمایند:
«عِبَادَ اللَّهِ زِنُوا أَنْفُسَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُوزَنُوا، وَ حَاسِبُوهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تُحَاسَبُوا، وَ تَنَفَّسُوا قَبْلَ ضِيقِ الْخِنَاقِ، وَ انْقَادُوا قَبْلَ عُنْفِ السِّيَاقِ؛ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ لَمْ يُعَنْ عَلَى نَفْسِهِ حَتَّى يَكُونَ لَهُ مِنْهَا وَاعِظٌ وَ زَاجِرٌ، لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ غَيْرِهَا لَا زَاجِرٌ وَ لَا وَاعِظ»؛[3]
«بندگان خدا! خود را بسنجید و حساب نفس خویش را برسید، پیش از آن که به حسابتان برسند، پیش از آن که مرگ، گلویتان را بگیرد و نتوانید نفس بکشید (رام و گردن نهاده)، به راه راست روید، پیش از آن که به سختی رانده شوید و بدانید، آن کس که نتواند خود را پند دهد تا از گناه باز دارد، از دیگری نیاید تا این کار را برای او به جای آورد».
پس انسان باید شرط کند که عهد و پیمانی را که بسته، حفظ کرده و مراقب نفس خویش باشد، تا خلافی از او صادر نشود؛ چرا که «كما تزرعُ تَحصُدُ»؛[4] «آن گونه که کشته ای، درو می کنی». کسی که حساب عمرش را نداشته باشد، وقتی از باختن خود آگاه می شود که دیگر دیر شده است.
بنابراین، حسابگری در همه چیز، به ویژه در خصوص گوهر ارزشمند عمر، لازم و مفید است و حسابرسی نفس، عاملی در جهت بهره وری بهتر از زمان و وقت شناسی است؛ چرا که آگاه شدن از خطاها و خسران های زندگی، در سایه محاسبه اعمال و رفتار امکان پذیر است. حضرت علی (ع) همچنین می فرماید:
«حاسِبْ نَفْسَكَ لنَفْسِكَ؛ فإنَّ غَيرَها مِن الأنْفُسِ لَها حَسيبٌ غَيرُكَ»؛[5] «خویشتن را به نفع خویشتن (یا برای خویشتن) محاسبه کن، زیرا برای غیر نفس تو، حسابگری غیر از تو وجود دارد» و نیز می فرماید: «اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ عَلَيْكُمْ رَصَداً مِنْ أَنْفُسِكُمْ وَ عُيُوناً مِنْ جَوَارِحِكُمْ، وَ حُفَّاظَ صِدْقٍ يَحْفَظُونَ أَعْمَالَكُمْ وَ عَدَدَ أَنْفَاسِكُمْ»؛[6]
«بدانید ای بندگان خدا! برای شما از درون خویشتن تان کمین گرفته شده (بر همه شئون حیات شما نظاره می کند) و از اعضای خودتان، چشمانی است که شما را می بیند و نگهبانان صادقی است که کردارها و عدد نفس های شما را ثبت می کنند». این گوشزدهای متعدد و متنوع قاطع ترین دلیل بر اهمیت محاسبه گری نفس است.
آخرت گرایی
در فرهنگ اسلامی یکی از عوامل مهم وقت شناسی که بازدارنده انسان از انواع زشتی ها و گناهان است، آخرت گرایی است؛ زیرا انسان همواره می خواهد، باشد و جاودانه گردد و عمر و لذت و سعادت او همیشگی باشد. این امر از غریزه مطلق خواهی در ذات انسان نشأت می گیرد و در دنیای فناپذیر تحقق نمی پذیرد، بلکه با سفر به دیار دیگری در بهشت جاویدان محقق می گردد.
آخرت گرایی، بهشت گرایی و زندگی جاودانه پس از مرگ، می تواند به غریزه مطلق خواهی انسان پاسخ مثبت دهد؛ چنان که حضرت علی (ع) فراوان به این نکته اشاره داشته و می فرماید: «وَاعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّكَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْيَا، وَ لِلْفَنَاءِ لَا لِلْبَقَاءِ، وَ لِلْمَوْتِ لَا لِلْحَيَاةِ؛ وَ أَنَّكَ فِي [مَنْزِلِ] قُلْعَةٍ وَ دَارِ بُلْغَةٍ وَ طَرِيقٍ إِلَى الْآخِرَةِ»؛[7]
«همانا تو برای زندگی جاویدان آخرت آفریده شدی، نه برای دنیا، برای فنا، نه برای بقا، برای مرگ، نه برای حیات. تو در جایی زندگی می کنی که باید از آنجا بگذری. تو در سرای موقتی. تو در راه آخرتی». همچنین، نسبت به شهدای اسلام می فرماید:
«بندگان نیکوکار و برگزیده خدا آماده رحیل گردیده اند و کمی از دنیای فانی را با آخرت که در آن فنا نیست، معاوضه کردند، راستی برادران ما که خونشان در صفین ریخت، اگر امروز زنده نیستند، چه زیان دیده اند، خوشا به حالشان که نیستند تا از این لقمه های گلوگیر بخورند! و از این آب هایی ناگوار بنوشند! به خدا سوگند! آن ها خدا را ملاقات کردند و پاداش شان را داد و آن ها را بعد از خوف در سرای امن خویش جایگزین ساخت».[8]
بارها رهنمود می دهند: «فَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الْآخِرَةِ وَ لَا تَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الدُّنْيَا»؛[9] «از فرزندان آخرت باشید، نه از فرزندان دنیا». سیاست آموزشی امام علی (ع) بر همین اصل معنوی تکیه دارد که روح آخرت گرایی را تقویت نماید و از انواع دنیا پرستی ها، شهوت زدگی ها و هوا پرستی ها جامعه را برهاند.
اختصاص دادن بهترین اوقات به عبادت
در اسلام هر کار خیر و مفیدی اگر با انگیزه پاک خدایی توأم باشد، عبادت است. از اینرو همه کارهای مسئولان و دست اندرکاران اجرایی نیز، اگر خالصانه و برای خدا باشد، عبادت خواهد بود. حضرت علی (ع) به مالک فرمان می دهد که بهترین اوقاتش را به عبادت اختصاص دهد و نماز را که تجلی گاه عروج انسان به مبدأ هستی است، به طور کامل و بدون کم و کاستی و با تمام توان و نیرو، سر لوحه همه کارهایش قرار دهد:
«وَاجْعَلْ لِنَفْسِکَ فِيمَا بَيْنَکَ وَبَيْنَ اللهِ أَفْضَلَ تِلْکَ الْمَوَاقِيتِ وَأَجْزَلَ تِلْکَ الاْقْسَامِ، وَإِنْ کَانَتْ کُلُّهَا لِلَّهِ إِذَا صَلَحَتْ فِيهَا النِّيَّةُ، وَسَلِمَتْ مِنْهَا الرَّعِيَّةُ»؛[10] «و برای اصلاح نفست ما بین خود و خدایت، بهترین و با عظمت ترین اوقات را قرار بده، اگر چه همه آن اوقات به شرط صلاحیت نیت و آسودگی رعیت، برای خدا است».
مالک! وقتی را برای حضور در بارگاه خداوندی انتخاب کن که بتوانی همه قوای مغزی و روانی خود را برای بیان حال و موقعیتی که تا آن لحظه به آن رسیده ای، متمرکز نمایی. آن موقع، بهترین ساعت نشاط مغزی و روانی برای گیرندگی الطاف و عنایات الهی است.
عبادات و نیایش های اعتیادی که معمولاً در اوقات کسالت و برای انجام بار تکلیفی که بر دوش سنگینی می کند، نه تنها برای گردیدن های تکاملی مفید نیست، بلکه برای نیل به حضور در بارگاه الهی نیز مضر می باشد. این ساعت را ناچیز مشمار و آن را با اهمیت ترین ساعت عمرت تلقی نما، زیرا مربوط به با اهمیت ترین جریان روحی توست که عبارت است از حضور در بارگاه خداوندی.
ساعتی را که توفیق حضور در بارگاه الهی پیدا کردی، می توانی بهترین ساعت برای نیروگیری تلقی کنی؛ نیرویی که برای مدیریت یک جامعه مورد نیاز است و نه از نظر کیفیت با نیروی انسانی که یک فرد را می خواهد اداره کند، قابل قیاس است و نه از نظر کمیت نیرویی که در آن ساعت می توانی از خدا بگیری، می تواند پاسخگوی همه آرمان های معقول جامعه باشد.
مالک! هر آنچه که در این فرمان به تو گفته ام و هر آنچه که از من و رسول خدا (ص) و آیات قرآنی در چگونگی ارتباط چهار گانه اساسی (ارتباط تو با تو، ارتباط تو با خدا، ارتباط تو با جهان هستی، ارتباط تو با افراد بنی نوع خود) دریافته ای، در ساعت ارتباط با خدا، قابل درک و پذیرش واقعی خواهد شد، زیرا دیگر ساعت های عمر آدمی هر چند که در مطالعه و تفکر و فعالیت های عقلانی و عضلانی صرف شود، مانند آن ساعت که برای برقراری حضور در بارگاه الهی قرار داده است، نخواهد بود.
تو در این ساعت، در حال گیرندگی و جذب فیض الهی هستی که می تواند فروغ ربانی را به مطالعات و تفکرات و هرگونه فعالیت های دیگر تو بتاباند. در این ساعت است که تو رویاروی مبدأ اعلی و فیض بخش کائنات قرار گرفته ای. این ساعت را می توانی در روز انتخاب کنی و یا می توانی در شب برگزینی.
اختیار در انتخاب ساعت حضور با توست و اگر همه ساعات عمرت را در مشاغل معمولی، اگرچه زمامداری صالح هم بوده باشد، بگذرانی و وقتی را برای حضور خاص تعیین نکنی، از جذب فیض الهی که برای اداره شئون فردی و جمعی بندگانش اجرا می کند، محروم خواهی گشت و بدیهی است، کسی که دستش خالی از فیض مستمر الهی باشد، از سعادت حیات معقول محروم است و کسی که فاقد چنین سعادتی است، چگونه می تواند دیگران را از سعادت بهره ور بسازد؟!
ترک آرزوهای دور و دراز
در کلام امام علی (ع) در برخی موارد آرزو مدح شده و در بعضی دیگر آرزو، یکی از سرمایه های بزرگ الهی نامیده شده است. پیامبر (ص) می فرماید: «آرزو برای امت، رحمت و رفیق و همدمی است».[11] امام علی (ع) می فرماید: «أَشْرَفُ الْغِنَى، تَرْكُ الْمُنَى»؛[12] «بالاترين توانگری، ترک آرزوهاست».
از آنجایی که آرزوها گاهی با صفات پستی همچون حرص و آز و امثال آن همراه می شوند و کمترین حد آرزو، سرگرمی به کارهای بی فایده است، امام علی (ع) در تشویق به ترک آن، به برترین توانگری تعبیر می کنند. همچنین داشتن آرزوی طولانی مذمت شده است؛[13] چنان که امام (ع) می فرماید: «مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ، أَسَاءَ الْعَمَلَ»؛[14] «هر کس آرزوهای دور و دراز در سر بپروراند، عمل و کردارش ناپسند گردد».
در جمع بین احادیث و روایات، می توان آرزوهای انسان را به دو دسته تقسیم کرد:
1- آرزوهای حقیقی
آرزوهای معقولی است که با واقعیات عالم مرتبط است و به عبارتی، خیال با پشتوانه عقل آن آرزوها را می سازد و به کوتاهی عمر و مقدمه بودن دنیا برای زندگی حقیقی و ابدیت آخرت توجه دارد.
2- آرزوهای کاذب
آرزوهای مرهوم است که خیال با پشتوانه حس آن ها را می سازد. قوه وهم، دنیا را برای انسان، دائمی تصویر می کند و او را به آرزوهای بی پایان دور و دراز مشغول می سازد. آمال دور و دراز موجب غفلت عقل، گم شدن هدف حقیقی و پراکندگی دل می شود.
واقع نگری و داشتن آرزوهای مثبت و معقول، با رشد حرص و بلند پروازی در تضاد است. از سویی، تکیه بر آرزوی دراز و غفلت از واقعیت، سبب راکد نگه داشتن سرمایه عمر و هدایت آن در مسیری نادرست می شود و آدمی را در بهره وری عمر ناکام می سازد.
حضرت علی (ع) در بیانی لطیف می فرماید: «وَ إِيَّاكَ وَ الِاتِّكَالَ عَلَى الْمُنَى فَإِنَّهَا بَضَائِعُ النَّوْكَى»؛[15] «از تکیه بر آرزوها بپرهیز؛ زیرا آرزوها، کالا و سرمایه نابخردان است». آرزوهای دور و دراز، برای کسانی است که از یاد مرگ غافلند و خود را در این دنیا جاودانه می پندارند. نتیجه این عمل نیز فراموشی آخرت و بی توجهی به سعادت آن جهان است.
امیرمؤمنان (ع) در پرهیز دادن آدمیان از این فکر غفلت آور می فرماید: «ای مردم! خوفناک ترین چیزی که من به شما نسبت بر آن بیم دارم، دو چیز است: پیروی از هوای نفس که انسان را از حق باز می دارد و آرزوی دراز که آخرت را از یاد می برد».[16]
همچنین می فرماید: «اعْلَمُوا أَنَّ الْأَمَلَ يُسْهِي الْعَقْلَ وَ يُنْسِي الذِّكْرَ فَأَكْذِبُوا الْأَمَلَ فَإِنَّهُ غُرُورٌ وَ صَاحِبُهُ مَغْرُورٌ»؛[17] «و بدانید آرزو عقل را پوشانده و ذکر خداوندی را به فراموشی می سپارد. آرزو را تکذیب کنید، زیرا آرزو فریبنده و صاحبش فریب خورده است».
آرزویی که در این عبارات آمده، به نوعی به خواسته ها و امور غیر ضروری و دور از توانایی فرد اشاره دارد. از اینرو می توان گفت انسان آرزو گرا، همواره در فرداهای موهوم زندگی می کند و واقعیت زنجیری دیروز و امروز در زندگی او نقش طبیعی خود را از دست داده است.
نتیجه گیری
دستیابی به سعادت اخروی و نیل به کمال انسانی در گرو بهره برداری بهینه از فرصت توشه اندوزی عمر کوتاه دنیایی ماست. در نهج البلاغه تاکیدات فراوانی مبنی بر استفاده درست از زمان و وقت شناسی، در جهت خدمت به وصول کمال انسانی آمده است.
پی نوشت ها
[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 183.
[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.
[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 90.
[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 153.
[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 222.
[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 157.
[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31.
[8] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 182.
[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 42.
[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.
[11] . مجلسی، بحار الانوار، ج8، ص173.
[12] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 34.
[13] . ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، حکمت 34.
[14] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 36.
[15] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31.
[16] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 42.
[17] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 86.
منابع
- ابن میثم بحرانی، میثم بن علی، شرح نهج البلاغه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1362.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، بیروت، موسسه الوفاء، 1403ق.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
طباطبایی مزرعه نو، طاهره سادات، مدیریت زمان در نهج البلاغه، فصلنامه آیین علوی، شماره 6، 1401، ص 78-47.





















