فتنه یکی از پدیده های مخرب اجتماعی است که سبب آمیختن حق و باطل می گردد. با کمک گرفتن از تعالیم اسلامی می تواند فتنه را شناخت و در زمان بروز فتنه آن راهکارها را برای گریز از فتنه بکار بست. در این مقاله رهنمودهای امام علی (ع) در گریز از فتنه با توجه به کلام ایشان در نهج البلاغه بیان شده است.
گریز از فتنه
آن گاه که آتش های فتنه در جامعه بر افروخته می شود، خودی و غیرخودی، کوچک و بزرگ، زن و مرد، پدر و پسر، مراد و مرید، فقیر و غنی، شهری و روستایی، عالم و جاهل، زاهد و فاجر، استاد و شاگرد، همه و همه از یکدیگر شناخته نمی شوند و هیچ یک در جایگاه حقیقی خود قرار ندارند. آن چنان آشفتگی سراسر جامعه را فرا می گیرد که گریز از آن بسیار دشوار و سخت می شود.
در چنین اوضاع و احوال و در این روزگار کسانی نجات می یابند که افزون بر شناخت ابعاد وسیع و گسترده فتنه، راهکارهای گریز و نجات را فرا گرفته باشند و پیشاپیش خود را برای رویارویی با آن مهیا سازند و در این جهت با بهره گیری از تجربیات گذشتگان و گفتار و رفتار امامان و پیشوایان خود گام هایی بردارند.
گام نخست گریز از فتنه: توقف، تامل در شرایط جامعه
فتنه، چون گردبادی است که همه چیز را به هم می ریزد، خار و خاشاک در چشم ها می رود و در این شرایط، تشخیص راه بسیار دشوار می شود.
اظهار نظر، داوری، موضع گیری صریح، اتخاذ هرگونه رأی روشن و شفاف ناممکن می شود، لذا نخستین گام برای گریز از فتنه، تأمل و دقت در شرایط به وجود آمده است، چرا که حرکت در این اوضاع و احوال انسان را با خطر جدی روبه رو می کند و بیم آن می رود که بهترین دوست، دوست خود را از پای درآورد و یا کسانی مورد تأیید قرار گیرند که شایستگی آن را ندارند. امام علی (ع) می فرمایند:
«لَا تَقْتَحِمُوا مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ فَوْرِ نَارِ الْفِتْنَةِ وَ أَمِيطُوا عَنْ سَنَنِهَا وَ خَلُّوا قَصْدَ السَّبِيلِ لَهَا»؛[1] «با بی باکی در میان آتش فتنه ها نروید، از راه آن کنار بروید و راه را برایش باز کنید (تا از کنار شما عبور کند)».
شناگری در طوفان و موج، کار خردمندان نیست، زیرا غیر از هلاکت و غرق شدن نتیجه ای ندارد.
امام على (ع) در ادامه می فرمایند:
«فَقَدْ لَعَمْرِي يَهْلِكُ فِي لَهَبِهَا الْمُؤْمِنُ وَ يَسْلَمُ فِيهَا غَيْرُ الْمُسْلِمِ»؛[2] «به جانم سوگند، مؤمن در آتش فتنه می سوزد و نابود می شود. ولی نامسلمان آسیبی نمی بیند».
آتش افروزان به انگیزه نابودی بنیادهای راستین به صحنه می آیند و در انتظار طعمه خود می نشینند. آب را گل آلود می کنند تا از آن ماهی بگیرند و بازار را آشفته می سازند تا کالاها را به یغما برند.
در این شرایط بی مهابا دویدن و بدون تأمل و مطالعه وارد آتش فتنه شدن نتیجه ای جز خود سوزی و برآورده کردن آرزوها و اهداف دیگران ندارد.
امام علی (ع) برای عبور از این مراحل روش کارآمد و زیبایی را پیشنهاد می کند تا مؤمنان از این رهگذر در امان بمانند و ناخواسته در دام دشمن نیفتند.
با پیمودن این راه و عمل به آموزۀ ایشان، امکان سوء استفاده و بهره وری بی مورد از امکانات مؤمنان توسط دشمنان از بین می رود و توان و امکانات، برای رویارویی اساسی و تصمیم بایسته بر جای می ماند.
امام علی (ع) می فرماید: «كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ، لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ»؛[3] «در هنگام فتنه همانند بچه شتر باش، نه پشت داشته باش تا سواری دهی و نه پستان داشته باش تا دوشیده شوی (چنان زی که در تو طمع نبندند)».
ابن ابی الحدید در ذیل این حدیث می گوید:
ایام فتنه زمانی است که بین دو رئیس گمراه که هر دو اهداف غیر الهی دارند، جنگ در گیرد، اما اگر یکی از آن ها صاحب حق شد، نمی توان آن را ایام فتنه نامید؛ مانند جنگ جمل و صفین. چون در این زمان باید در کنار صاحب حق ایستاد و شمشیر کشید و برای عزت دین و حاکمیت دین از جان و مال گذشت.
گام دوم گریز از فتنه: برخورد محتاطانه با رسانه ها
در روزگار فتنه هر گروه و جناحی می کوشد تا افکار عمومی خود جلب کند و حقانیت خود را ثابت کند. در زمان های پیشین که امکانات خبری و اطلاع رسانی و شبکه های بین المللی خبری وجود نداشت طرف های درگیر و صاحبان فتنه عده ای ،جارچی خبرچین و خبرگزار را به خدمت می گرفتند و از امکانات اطلاع رسانی آن زمان که مهمترین آن نقاط حساس بازار و مجتمع های مردمی بود استفاده می کردند.
امام علی (ع) در نامه ای که به یکی از یاران خود به نام حارث همدانی می نویسد او را از نشستن در این نقاط برحذر می دارد: «از نشستن در مراکزی خاص از بازار بر حذر باش چون این مکان ها محل حضور شیطان و جایگاه بروز فتنه هاست»[4].
بنابراین برای گریز از فتنه از بنگاه های خبر پراکنی و رسانه های گروهی و جمعی باید حذر کرد و با شنیدن یک خبر یا انتشار یک مقاله و یا یک مطلب نباید تحت تأثیر قرار گرفت و ناسنجیده وارد کارزار و موضع گیری شد.
گام سوم گریز از فتنه: جهل زدایی و افزایش آگاهی
از دیرباز جهل و نادانی بلای جان انسانیت بوده است. اگر تاریخ جنگ ها، قتل ها، غارت ها، آدم کشی ها، شرارت ها، مفاسد، مظالم و تجاوزها، مطالعه و تحلیل شود، ریشه و خاستگاه آن را می توان در جهل و نادانی یافت.
امام علی (ع) در توصیف جهل می فرمایند: «الجَهلُ أصلُ كُلِّ شَرٍّ»؛[5] «نادانی ریشه و منشأ همه بدی ها است».
و در تعبیر دیگر جهل را از بیماری خوره و سرطان برای انسان مضرتر می داند، تا جایی که نادانی را بدترین و بی درمان ترین درد معرفی می کند.[6]
این درد خانمان سوز در هر زمان به شکلی جلوه می کند و آتش افروزان و فتنه گران همواره از جهل انسان ها استفاده کرده و می کنند. جهل و نادانی است که فقر، اعتیاد و بزهکاری را توسعه می دهد و گروهی از انسان ها در فقر می مانند و گروهی دیگر صاحب سرمایه و امکانات می شوند. اگر جهل انسان ها نبود برای ستمکاران تاریخ لشکری تجهیز نمی شد.
امام علی (ع) می فرمایند: «لَوْ أَنَّ اَلْعِبَادَ حِينَ جَهِلُوا وَقَفُوا، لَمْ يَكْفُرُوا وَ لَمْ يَضِلُّوا»؛[7] «اگر بندگان (خداوند) به هنگام جهل خویش باز می ایستادند (و به جهل خود عمل نمی کردند)، هرگز کافر و گمراه نمی شدند».
آتش افروزان و فتنه انگیزان با روش های مختلف مردم را در جهل نگه می دارند و از همین نا آگاهی برای دستیابی به اهداف خود استفاده می کنند.
پیامبر اسلام (ص) از آخر الزمان و بلاها و مصیبت هایی که نصیب امت او می شود، خبر می دهد و می فرماید:
«لا ينجوا الا رجل عرف دين الله فَجاهَد عَليه بلسانه و بقلبه»؛[8] «(در آن هنگام کسی) از بلاها و فتنه ها نجات نمی یابد، مگر کسی که نسبت به دین خداوند شناخت صحیح و عمیق داشته باشد و برای پاسداری از عقیده و دینش با زبان و قلبش تلاش جدی کند».
و در حدیثی دیگر می فرمایند: «سَتَكُونُ فِتَنٌ يُصبِحُ الرجُلُ فيها مؤمِنا و يُمسِي كافِرا، إلاّ مَن أحياهُ اللّه تعالى بالعِلمِ»؛[9]
«چنان فتنه هایی در می گیرد که هر کس ممکن است بامدادان مؤمن باشد و شبانگاهان كافر شود، مگر کسانی که خداوند جان آنان را به علم و دانش (دین) زنده بدارد».
پیامبر اکرم (ص) علم و دانش را برای گریز از فتنه توصیه کرده است و در حدیثی علم را ریشه همه خوبی ها و جهل را اساس همه بدی ها دانسته است.[10] لذا مبارزه با جهل و توسعه علم، دانش و معرفت دینی و سیاسی به عنوان گام سوم در گریز از فتنه ها از اهمیت خاصی برخوردار است.
گام چهارم گریز از فتنه: پرهیزکاری و خویشتن داری
امام علی (ع) در این باره می فرمایند:
«اعلَمُوا أنّهُ مَن يَتَّقِ اللّه َ يَجعَلْ لَهُ مَخرجا مِن الفِتَنِ ، و نورا مِن الظُّلَمِ»؛[11] «بدانید هر کس که تقوی پیشه کند، خداوند زمینه برون رفت او را از فتنه ها فراهم می سازد و به او نوری عطا می کند تا از تاریکی ها رهایی یابد».
آنان که راه کمال یافته اند و در جوار خداوند جای گرفته اند، علاوه بر این که در دام فتنه انگیزان نمی افتند، اگر لغزشی هم پیدا شد بی درنگ با نیروی خداوندی نجات پیدا می کنند.
در میان آن راه یافتگان به بارگاه کبریایی، گروهی پیدا می شوند که ظلمت شکن و نابود کننده فتنه ها هستند و چون چراغی فروزان بر تارک گیتی نورافشانی می کنند، همان بندگان مخلص و راستین خداوند، آنان که در خداوند ذوب شده اند و حضور آن ها در جامعه باعث خیر و برکت است.
پیامبر اکرم (ص) درباره آنان فرمودند:
«طُوبى للمُخْلِصينَ، اُولئكَ مَصابيحُ الهُدى، تَنْجَلي عَنهُم كُلُّ فِتْنَةٍ ظَلْماءَ»؛[12]
«خوشا به حال بندگان راستین خداوند، آنان چراغ های هدایت اند که از هر گونه فتنه ظلمانی به دور می مانند (و فتنه گران قدرت نفوذ و انحراف آنان را ندارند)».
اخلاص و تقوی باعث مصونیت از حضور و نفوذ فتنه گران می شود و انسان پرهیزگار و خود ساخته با نیروی الهی در مقابل کژی ها و انحراف ها می ایستد و مقاومت می کند و خداوند نیز بر اساس قول و قرار خود زمینه نجات او را فراهم می سازد.
گام پنجم گریز از فتنه: پرهیز از خود سری و توجه به مصلحان
سرسختی، فرعون گرایی، غرور بی جا و خود بزرگ بینی از عوامل و موانع پذیرش راه درست است. انسان مغرور حاضر نیست در مقابل پندها تواضع نشان دهد و در جهان خارج، دست در دست دیگران گام بردارد.
آنان با برنامه های دقیق زمینه رشد و گسترش این روحیه منفی را فراهم می سازند و با ایجاد جاذبه های کاذب راه حق را بر او می بندند و از انسانی که می توانست در راه تکامل و سعادت قدم بردارد، موجودی بی اختیار و دور از واقع می سازد که بیهوده فریاد می کشد و یا موضع گیری می کند.
پیامبر اکرم (ص) شرایط جامعه فتنه زده را ترسیم می کند و می فرماید:
«و الَّذي نَفسِي بيدِه، ليَأتِيَنَّ علَى النَّاسِ زمانٌ لا يَدرِي القاتِلُ في أيِّ شيءٍ قَتَلَ، و لا يدرِي المقتولُ في أيِّ شيءٍ قُتِلَ»؛[13]
«سوگند به ذات مقدسی که جانم در دست اوست، زمانی برای مردم فرا خواهد رسید که قاتل نمی داند به چه دلیلی دست به قتل و آدم کشی زده است و مقتول نیز نمی داند به چه دلیلی کشته شده است».
در این دوران سرهای بی گناه بر دار می رود و انسان هایی قاتل و درنده خوی می شوند که هرگز قابل تصور نبود.
در این شرایط طوفانی و پرمخاطره که امواج فتنه ها، پی در پی فرا می رسند، باید نصیحت خیرخواهان را به گوش جان شنید.
امام علی (ع) می فرمایند:
«وَ اقْبَلُوا النَّصِيحَةَ مِمَّنْ أَهْدَاهَا إِلَيْكُمْ وَ اعْقِلُوهَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ»؛[14]
«برای رهایی از فتنه ها، نصیحت ها و پند و اندرزهای خیرخواهانتان را بشنوید و از جان و دل آن را بپذیرید (آن را آویزه گوش خود کنید)».
ملاک قرار دادن آنچه در خیال می سازند و بی توجهی به دلسوزی بزرگان و کسانی که در زندگی، یار و همراهشان هستند، یکی از برنامه های فتنه گران است. آنان قداست ها و حرمت ها را می شکنند و روح بی اعتمادی را حاکم می سازند تا در مقابل حرکت ویرانگرشان، مانع و سدی وجود نداشته باشد. گریز از یکدیگر و جدایی دل و جان مسلمانان را از همدیگر گسترش می دهند و هر گروه و جناحی را تشویق می کنند تا با تأکید بر شعارهای بی ریشه و بیهوده جناحی، قومی، نژادی، قبیله ای، صنفی، از دیگران جدا شود و هر کسی به سویی رود و تنفر و انزجار از یکدیگر، جانشین رفاقت، صمیمیت و یکدلی و هم رنگی شود.
امام علی (ع) می فرمایند:
«أَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ وَ عَرِّجُوا عَنْ طَرِيقِ الْمُنَافَرَةِ وَ ضَعُوا تِيجَانَ الْمُفَاخَرَةِ»؛[15]
«مردم؛ از گرداب های فتنه و بلا با کشتی های نجات برون روید (این کشتی ها همان نصیحت خیرخواهانه است) به تبار خویش منازید و تاج ها و نشانه های فخرفروشی و بزرگ نمایی را کنار نهید».
در این گام باید گوش جان به کلام خیر خواهان و خیراندیشان بسپاریم و سرسختی، غرورهای بیجا، تعصب های بی مورد و دشمنی های بی پایه و اساس را کنار بگذاریم و برای گریز از فتنه به کشتی های نجات روی آوریم.
گام ششم گریز از فتنه: اهتمام و تمسک به قرآن مجید
کتاب هدایت، زمانی بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد که جامعه در حیرت و ضلالت به سر می برد و انسان ها در زبانه های جهل و گمراهی می سوختند. این کتاب آسمانی در آن جامعه پر از درد و رنج تجربه شد و دیری نپایید که محبت، رأفت و صمیمیت را جایگزین خشونت، قهر و کینه ساخت و گل خوش عطرِ محمدی را در سرزمین یثرب به بار نشاند و اکنون پس از چهارده قرن؛ از فروغ تابناک مشعل الهی کاسته نشده و همواره چون دژی محکم، مسلمانان و مؤمنان را در مقابل تندبادهای فتنه حفظ کرده است و به دردها و آلام جامعه شفا بخشیده است.
امام رضا (ع) در توصیف قرآن می فرمایند:
«قرآن، ریسمان و رشته محکم و قابل اعتماد خداوند است، بزرگ راهی است که انسان ها را به سوی بهشت رهنمون و از آتش جهنم دور می سازد. با گذشت زمان از اعتبار این کتاب کاسته نمی شود و خاصیت خود را از دست نمی دهد، زیرا برای زمان خاص نازل نشده است».
امام على (ع) می فرمایند: از پیامبر اکرم (ص) و شنیدم که می فرمود: روزی جبرئیل به نزد من آمد و گفت: ای محمد، امت تو در آینده گرفتار فتنه می شوند! از او پرسش کردم راه رهایی چیست؟ پاسخ داد: کتاب خداوند. چون این کتاب از گذشته و آینده خبر می دهد و بین شما قضاوت می کند.[16]
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ، فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ»؛[17]
«آنگاه که فتنه ها مانند پاره های شب ظلمانی شما را فرو گیرد و از هر سو احاطه کند، شما باید به قرآن پناه برید …».
قرآن میثاق و منشور وحدت تمامی مسلمانان است که تمسک و اهتمام به آن می تواند به عنوان گامی راسخ و استوار آتش فتنه ها را خاموش کرده و اخوت و الفت را میان مسلمانان بازگرداند.
گام هفتم گریز از فتنه: پیروی از راه و رسم اهل بیت (ع)
امامان دوازده گانه (ع) که به اتفاق آرای همگی، خلیفه رسول الله (ص) هستند و همه کتاب های مورد اعتماد مسلمانان آن را تأیید می کند،[18] چون دژی پولادین در مقابل امواج فتنه مقاومت کرده اند. آنان کشتی های نجات بشریت هستند که محتوای وحی و معارف الهی را از سرچشمه آن دریافت داشته و در بستر تاریخ جاری ساخته اند و در برابر بدعت ها و انحراف های فکری و عقیدتی که ریشه همه انحراف های، سیاسی، اجتماعی است، ایستادگی کرده اند.
امام علی (ع) پس از توصیف فتنه ها و روی آوری بدعت ها و انحراف های فکری و عقیدتی و تبیین زیان های فراوانی که این حرکت برای مسلمانان به بار آورده است، می فرماید:
«نَحْنُ الشِّعَارُ وَ الْأَصْحَابُ وَ الْخَزَنَةُ وَ الْأَبْوَابُ وَ لَا تُؤْتَى الْبُيُوتُ إِلَّا مِنْ أَبْوَابِهَا، فَمَنْ أَتَاهَا مِنْ غَيْرِ أَبْوَابِهَا سُمِّيَ سَارِقاً»؛[19]
«ما چهره های شاخص و برجسته و از اصحاب و یاران پیامبر (ص) و کلید دار (و امین نبوت) و درهای رسالتیم. فقط از در وارد خانه ها می شوند و کسی که جز از در به خانه در آید، به عنوان دزد معرفی خواهد شد».
و در جایی دیگر می فرمایند:
«إنّما مَثَلي بينَكُم كَمَثَلِ السِّراجِ في الظُّلمَةِ ، يَستَضيءُ بهِ مَن وَلَجَها»؛[20] «من میان شما همانند چراغم در تاریکی، آن که به تاریکی پای گذارد از آن چراغ روشنی جوید و سود برد».
پیامبر اکرم (ص) در جایگاه و نقش اهل بیت (ع) می فرماید:
«ألا إن مثل أهل بيتى فيكُم مَثَلُ سَفينه نوحٍ مِن قَومِهِ. مَن رَكِبَها نجا و مَن تخلف عنها غرق»![21]
«بدانید که اهل بیت من در میان شما مانند کشتی نوح است برای قومش، هر کس بر این کشتی سوار شد، نجات یافت و هر کس روی گردانید غرق شد».
اگر جایگاه سیاسی و مرجعیت علمی امامان (ع) در جامعه مسلمانان از همان ابتدا به رسمیت شناخته می شد و مسلمان ها امکان دستیابی به سرچشمه زلال وحی را پیدا می کردند، این همه اختلاف و تشتت در جامعه وجود نداشت و زبان طعن بداندیشان بر مسلمانان باز نمی شد و مکتب حیات بخش اسلام در حال انفعال و رکود قرار نمی گرفت.
فتنه گران و آتش افروزان برای تحمیل نظریات و عقاید خود و ایجاد انحراف و بدعت در اسلام و انطباق آن با هواها و خواسته های خود، جامعه بشری را از این منابع نور و چشمه ساران زلال محروم ساختند و بدین گونه مردم از فیض اسلام ناب محمدی بی بهره و محروم ماندند.
گام هشتم گریز از فتنه: قانونگرایی و حمایت از امام جامعه
با اندک تأمل در منابع دینی، برای تداوم راه پیامبر (ص) و امامان (ع) جایگاه خاص و ویژه علما و دانشمندان پرهیزکار مشاهده می شود، آنان وارث انبیاء،[22] چراغ های روی زمین و جانشینان پیامبر (ص)[23] معرفی شده اند و عهده داری هدایت فکری و معنوی جامعه بر دوش ایشان گذاشته شده است.
امام هادی (ع) می فرمایند: «اگر بعد از غیبت امام دوازدهم (ع)، علما و دانشمندانی وجود نداشتند که مردم را به راه مستقیم دعوت کنند و از دین خداوند با دلایل و براهین قوی حمایت کنند و مردم را آگاه سازند، بندگان خدا را از مکرها و خدعه های شیطان و طرفدارانش نجات دهند و در مقابل توطئه های فکری و فرهنگی بدخواهان و دشمنان دین خدا و مکتب راستین بایستند؛ همه مردم از دین خداوند خارج می شدند».[24]
علما و دانشمندان، تا زمانی که خود را نفروخته اند و در فکر سودای دین با دنیا نیفتاده اند[25] و در معادله قدرت ها و جناح های داخلی و خارجی قرار نگرفته اند، به عنوان سنگر داران و دیوارهای محکم برای پاسداری از فرهنگ دین و راه اهل بیت (ع) معرفی شده اند.
امام علی (ع) می فرمایند:
«وَ قَامَتِ الْفِتْنَةُ عَلَى الْقُطْبِ؛ فَأَسْرِعُوا إِلَى أَمِيرِكُمْ وَ بَادِرُوا جِهَادَ عَدُوِّكُمْ»؛[26] «آتش فتنه در قلب و مرکز اسلام نفوذ کرده است. پس با سرعت به سوی امیر و فرمانروای خود بشتابید و با دشمنانتان به نبرد و جنگ برخیزید».
در این کلام، امام على (ع) نظرها را متوجه امیر و فرمانروای مشروع نموده است. تا با یاری دادن و یاری گرفتن از او با فتنه گران مقابله شود و در قسمتی دیگر آنگاه که عواقب شوم هجوم فتنه گران را بر می شمرند، به مردم توصیه می کنند که شما آب به آسیاب فتنه گران نریزید و آگاهانه و ناآگاهانه در تقویت آنان گام برندارید و برای این که بتوانید با آشوب گران مقابله کنید؛ می فرمایند:
«وَ الْزَمُوا مَا عُقِدَ عَلَيْهِ حَبْلُ الْجَمَاعَةِ وَ بُنِيَتْ عَلَيْهِ أَرْكَانُ الطَّاعَةِ»؛[27] «بر پیمان ها و میثاق هایی که باعث وحدت شما شده است و اطاعت و بندگی خداوند بر او بنا گردیده است، پایدار باشید».
امام علی (ع) در این سخن بر قانون گرایی و پیمان های اجتماعی و الهی که به عنوان منشور وحدت جامعه مسلمانان مورد قبول باشد، تأکید کرده اند. این منشور می تواند روابط سنتی و پذیرفته شده میان یک جمعیت مسلمان باشد و هم می تواند قانون اساسی کشوری باشد که بر اساس تعالیم دینی طراحی شده است.
امام على (ع) وقتی با انتقاد مردم مواجه می شود و نسبت به برخی از سیاست ها و مواضعی که انتخاب کرده، مورد پرسش قرار می گیرد، بسیار متأسف می شود و از ناراحتی دست خود را بر دست دیگر می زند و آه سردی می کشد و در پاسخ آنان می فرماید:
«هَذَا جَزَاءُ مَنْ تَرَكَ الْعُقْدَةَ»؛[28]
«این (نابسامانی ها و مشکلاتی که پدید آمده است)، مکافات و تاوان کسانی است که پیمان های بسته شده را زیر پا گذاشتند».
سپس می فرمایند: سوگند به خداوند! آن روز که به شما فرمان جنگ و یا فرمان عقب نشینی دادم و شما کوتاهی و نافرمانی کردید، به خوبی می دانستم که اگر شما را با اجبار و زور وارد صحنه می کردم و شما کوتاهی می کردید و من با شما برخورد می کردم، به نفع شما و به نفع اسلام بود و هیچ یک از مشکلات موجود پدید نمی آمد، ولی من این کار را با کدام نیرو و با چه افرادی می توانستم انجام دهم.
«أُرِيدُ أَنْ أُدَاوِيَ بِكُمْ وَ أَنْتُمْ دَائِي»،[29] من می خواستم دردها را به وسیله شما و با حمایت شما درمان کنم، حال که خود شما برای من درد شده اید، چگونه می توانم درد را با درد درمان کنم؟! داستان من مانند داستان کسی است که خاری در دست او خلیده باشد و بخواهد این خار را با خار دیگر از دست خود بیرون آورد! که هرگز امکان پذیر نیست. چون این خار نیز از جنس همان خار است و میل به او دارد. خفته را خفته کی کند بیدار؟
سرپیچی از فرمان رهبر عادل، عالم و عابدی که بر اثر تداوم تلاش، زحمت ها و فداکاری علما و مراجع اسلام و پایداری امت بیداردل و شجاع که در تبعیت از رهبران دینی خود جان و مال خود را نثار کردند؛ زمام امور را به دست گرفته است، موجب سرافکندگی و شکست یک ملت می گردد. چون امام بدون امت است، هیچ گونه قدرت و اقتداری ندارد و امت بدون امام نیز چون بدن بی سر و گله بی شبان است.
امام علی (ع) می فرمایند:
«وَ لَا تَصَدَّعُوا عَلَى سُلْطَانِكُمْ فَتَذُمُّوا غِبَّ فِعَالِكُمْ»؛[30] «امام حاکم خود را تنها نگذارید، تا از آن پس خود را سرزنش کنید (و خطاکار بشمارید)».
نتیجه گیری
نهج البلاغه به عنوان کلام امام علی (ع) شامل راهکارهای زیادی برای گریز از فتنه می باشد. چرا که امام علی (ع) در دوران زندگی خود با فتنه های زیادی روبرو شده اند و توانستند به سلامت از آن ها عبور کنند. آنچه واضح است سرپیچی از امام (ع) موجب غرق شدن مردم در طوفان فتنه ها و شکست حکومت خواهد گشت و پیروی از گام های امام (ع) راهکاری مطمئن برای گریز از فتنه خواهد بود.
پی نوشت ها
[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 187.
[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 187.
[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، کلمات قصار 1.
[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 69.
[5] . حکیمی، الحیاة، ج1، ص53.
[6] . حکیمی، الحیاة، ج1، ص53.
[7] . حکیمی، الحیاة، ج1، ص53.
[8] . متقی، کنز العمال، ج11، ص154، ح31008.
[9] . متقی، کنز العمال، ج11، ص125، ح30883.
[10] . حکیمی، الحیاة، ج1، ص53.
[11] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 183.
[12] . ری شهری، میزان الحکمة، ح15632.
[13] . متقی، کنزالعمال، ص129، ح30908.
[14] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 121.
[15] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 5.
[16] . ری شهری، میزان الحکمة، ح16110.
[17] . مجلسی، بحارالانوار، ج92، ص17.
[18] . علامه عسکری، معالم المدرستین، ج1، ص333.
[19] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 154.
[20] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 187.
[21] . ری شهری، أهل البيت في الکتاب و السنة، ص87 .
[22] . متقی، کنزالعمال، ح28679.
[23] . متقی، کنزالعمال، ح28677.
[24] . مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص6.
[25] . متقی، کنزالعمال، ح28952.
[26] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 1.
[27] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 151.
[28] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 121.
[29] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 121.
[30] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 121.
منابع
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- حکیمی، محمد رضا، الحیاة، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1408ق.
- متقی، علی بن حسامالدین، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1409ق.
- محمدی ری شهری، محمد، ميزان الحكمة، قم، مکتب الإعلام الإسلامی، 1367.
- محمدی ری شهری، محمد، أهل البيت في الکتاب و السنة، قم، دارالحدیث، 1382.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1300.
- عسکری، مرتضی، معالم المدرستین، تهران، مؤسسة البعثة، 1412ق.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
ابوالقاسمی، محمد جواد، موج در موج بازشناسی فتنه از منظر امام علی (ع)، تهران، عرش پژوه، 1383، ص99-71.






















