زبان ابزاری قدرتمند برای ارتباط و انتقال افکار، ایده ها و اطلاعات انسان است، و می تواند تاثیرات عمیقی بر زندگی فردی و اجتماعی انسان بگذارد. در اهمیت کنترل زبان همین بس که هم در اختیار انسان است و هم بر انسان حاکمیت دارد.
زبان، همچون شمشیر دو لبه، می تواند هم سازنده باشد، و هم خطرناک. به فرموده امام علی (ع) «اللسان سَبُع اِن خُلّی عنه عقر»[1] «زبان درنده اى است كه اگر رها شود، گاز مى گيرد». عدم کنترل زبان، آثار و پیامدهای ناگواری در پی خواهد داشت و می تواند روابط اجتماعی، آرامش روانی و حتی زندگی معنوی انسان را به مخاطره بیندازد. در این خطبه نورانی به اهمیت کنترل زبان و تلاش برای استفاده از آن در راه خیر و صلاح، که امری حیاتی و ضروری است پرداخته شده کنترل زبان، جز با کنترل بر گفتار ممکن نخواهد بود.
اهمیت کنترل زبان
از اهمیت کنترل زبان همین بس که از امام سجاد (ع) نقل شده: «إن لسان ابن آدم يشرف كل يوم على جوارحه فيقول : كيف أصبحتم؟ فيقولون : بخير إن تركتنا»[2]؛ هنگامی که هر روز صبح که فرا می رسد، زبان به تمام اعضاء بدن نظر می افکند، و می گوید: صبح شما چگونه است؟ آنها در پاسخ می گویند: «اگر تو ما را به حال خود بگذاری حال ما خوب است.»
در روایت دیگری از امام صادق (ع) آمده: «ما من یومٍ الّا و کلّ عضوٍ من اعضاء الجسد یکفّر اللّسان یقول نشدتک اللّه ان تعذّب فیک»[3] روزی نیست جز آن که هر عضوی از اعضاء بدن در برابر زبان فروتنی کنند، و بگویند: تو را سوگند به خدا، مبادا به سبب تو مشمول عذاب شویم.».
زبان در روز قیامت اولین عضوی است که علیه انسان شهادت می دهد. «يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»[4] زبان مقدم بر بقیه اعضا علیه انسان شهادت می دهد، حرف عطف «واو» ترتیب شهادت اعضا را بیان می کند.
امام علی (ع) فرموده اند: «الْكلاَمُ فِي وَثَاقِكَ مَا لَمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ؛ فَإِذَا تَكَلَّمْتَ بِهِ، صِرْتَ فی وَثَاقِهِ. فَاخْزُنْ لِسَانَكَ، كَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَكَ وَ وَرِقَكَ؛ فَرُبَّ كَلِمَة سَلَبَتْ نِعْمَةً وَ جَلَبَتْ نِقْمَةً»[5].
«سخن را تا نگفته اى اسير توست اما همين كه گفتى تو اسير او خواهى بود. زبانت را همچون طلا و نقره ات حفظ كن. اى بسا گفتن يك كلمه نعمت بزرگى را از انسان سلب كرده يا بلا و مصيبتى را فراهم ساخته است».
مولوی در مثنوی نقل می کند، وقتی که بازرگان پیام طوطیان هندوستان را برای طوطی خود رساند؛ طوطی بازرگان با شنیدن پیام آنها از نفس افتاد و مرد، این داستان به خوبی اهمیت کنترل زبان و تاثیر کلام را نشان می دهد.
نکته ای کان جست ناگه از زبان / همچو تیری دان که آن جست از کمان.
در جمله مشهور دیگری آمده: «اللسان جِرمه صغیر و جُرمه کبیر» زبان از نظر جِرم بسیار کوچک است ولی با عدم کنترل زبان، همین عضو به ظاهر کوچک، جُرم های بزرگی را مرتکب می شود.
در روایتی می خوانیم: «مردى خدمت پیامبر (ص) آمد و گفت: یا رسول اللَّه! مرا سفارشى کن، آن حضرت فرمود: زبانت را نگهدار. (برای دومین بار) گفت: یا رسول اللَّه! مرا سفارشى کن، پیامبر فرمود: زبانت را نگهدار، (برای بار سوم) گفت: یا رسول اللَّه! مرا سفارشى کن، پیامبر فرمود: زبانت را نگهدار. واى بر تو! آیا مردم را جز محصول و نتایج زبان هاى برّنده و نیست کننده شان، چیز دیگری هست؟! که آنها را با روى در آتش جهنّم اندازد».[6]
لقمان به فرزندش می گوید: «بدان كه من چهارصد پيامبر را خدمت كردم و از كلام آنها چهار كلمه دريافتم: هر گاه به نماز ایستادی دلت را حفظ كن. هر گاه کنار سفره اى نشستی گلويت را حفظ كن. هرگاه در خانه كسى هستى چشمانت را حفظ كن. هر گاه در بين مردمى زبانت را حفظ كن»[7].
کنترل زبان نشانه شخصیت انسان
یکی از شگفتی های سخنوری همین زبان است، که امام علی (ع) به عنوان معیار سنجش افراد معرفی می کند، به طوری که گفته اند، به واسطه سخن گفتن افراد، می توان آنها را ارزیابی کرد. امام علی (ع) می فرماید: «تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا، فإنّ المَرءَ مَخبُوءٌ تَحتَ لِسَانِهِ»[8]
این کلام حکیمانه اشاره به اين نکته است، اگر مى خواهيد کمالات علمى، اخلاقی، ايمانی و ارزش هاى وجودى شما آشكار گردد و مردم از آن بهره گيرند؛ سخن بگوييد، تا شما را بشناسند و به شخصيت شما پى ببرند و جايگاه خود را در جامعه پيدا كنيد و بتوانيد فرد مفيدى باشيد. زيرا زبان، ترجمان عقل و كليد گنجينه هاى روح آدمى است و به قول سعدی: «تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد». و اگر سكوت كنيد ممكن است ساليان دراز در ميان مردم باشيد و شما را نشناسند و از وجودتان استفاده نكنند و در واقع مانند محتكرى شويد كه مواد مورد نياز مردم را در انبارى پنهان كرده و درِ آن را قفل نموده است.[9]
در روایات نسبت به حفظ و کنترل زبان بسیار تأکید شده؛ چراکه زبان علاوه بر معرّف شخصیّت افراد بودن، منشأ بسیاری از انحرافات و لغزش ها نیز است. کسی که نتواند کنترل زبان کند و هر حرفی را به زبان می آورد، باب بسیاری از گناهان را به روی خود گشوده است. امام باقر (ع) می فرمایند:
«لایَسلمُ أحدٌ مِنَ الذّنُوبِ حتّی یَخزُنَ لِسانَهُ»[10] هيچ كس از گناهان در امان نمى ماند مگر آن كه زبانش را در كام كشد.
روزی مردی بادیه نشین به حضور پیامبر (ص) شرفیاب شد و عرض کرد: مرا به اموری که موجب بهره مندی از بهشت می شود راهنمایی فرما! پیامبر اکرم (ص) پنج دستورِ اخلاقیِ به او آموخت و فرمودند: گرسنه را سیر کن، تشنه را سیراب کن، امر به معروف کن، نهی از منکر کن، اگر توانایی بر این کارها نداری، زبانت را کنترل کن که جز به خیر و نیکی حرکت نکند. در این صورت، شیطان را سرکوب کرده ای و بر او پیروز خواهی شد.[11]
عدم کنترل زبان نشانه تمایز مومن و منافق
در طول تاریخ همواره بشریت با بیماری اخلاقی «نفاق» درگیر بوده، آسیبهای زیادی از این طریق متحمل شده و اثرات زیانبار این مرض مهلک در جوامع بشری، مشهود بوده است و هرچه پیش می رویم قربانیان بیشتری می گیرد. در اهمیت بحث نفاق همین بس که سوره ای ویژه آن در قرآن آمده است. هشدارهای مکرر امام علی (ع) که خود قربانی توطئه های شوم نفاق بود. که با تمام وجود، مکر و حیله های آنها را لمس می کرد، امام علی (ع) ویژگی ها و صفات بسیار ظریف و دقیقی را برای اهل نفاق ذکر کرده که یکی از آن موارد عدم کنترل زبان، تمایز منافق و مومن است.
کسى که در مسیر تهذیب نفس گام بر می دارد، لازمه اش؛ اصلاح و کنترل زبان است، امام علی (ع) در این زمینه نکات مهمی به بشر ارائه می کند، امام علی (ع) مى فرماید: «وَاجْعَلُوا اللِّسَانَ وَاحِداً» یک زبان باشید یعنی همیشه حق بگویید، این تعبیر در مقابل تعبیر «ذواللسانین» است که اشاره به منافقان مى باشد، در حضور فرد چیزى مى گویند و در غیاب او چیز دیگر؛ منافقان هنگامى که مؤمنان را ملاقات مى کنند مى گویند ما ایمان آورده ایم؛ ولى موقعى که جلسات خصوصى با شیطان صفتان تشکیل مى دهند مى گویند ما با شماییم، ما این ها را مسخره مى کنیم: «وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَیَاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ»[12]. بدیهى است در جامعه اى که افراد، کنترل زبان ندارند و افراد دو چهره و منافق نفوذ کنند، اعتماد و محبّت و همدلى که مهم ترین سرمایه زندگى اجتماعى است از بین مى رود، که همه با بدبینى به یکدیگر مى نگرند و همه از هم وحشت دارند.
امام علی (ع) براى بیان اهمّیّت زبان، یکى از تفاوت هاى مؤمنان و منافقان را در کنترل زبان بر مى شمرد و مى فرماید: «وَ إِنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ، وَ إِنَّ قَلْبَ الْمُنَافِقِ مِنْ وَرَاءِ لِسَانِهِ: لاِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَرَادَ أَنْ یَتَکَلَّمَ بِکَلاَم تَدَبَّرَهُ فِی نَفْسِهِ، فَإِنْ کَانَ خَیْراً أَبْدَاهُ، وَ إِنْ کَانَ شَرّاً وَارَاهُ. وَ إِنَّ الْمُنَافِقَ یَتَکَلَّمُ بِمَا أَتَى عَلَى لِسَانِهِ لاَ یَدْرِی مَاذَا لَهُ، وَ مَاذَا عَلَیْهِ»[13].زبان مؤمن، پشت قلب او قرار دارد و قلب منافق، پشت زبان اوست؛ چرا که مؤمن هرگاه بخواهد سخنى بگوید نخست مى اندیشد؛ اگر خیر بود اظهار مى کند و اگر شرّ بود آن را پنهان مى سازد؛ ولى منافق آن چه بر زبانش جارى مى شود مى گوید، در حالى که نمى داند کدام به سود اوست و کدام به زیان او.
به یقین، زبان هر کس در دهان اوست و قلب ـ خواه به معناى این عضو مخصوصى که در وسط سینه است تفسیر شود و یا به معناى عقل ـ از زبانش جداست و ظاهراً میان مؤمن و منافق، فرقى نیست؛ ولى در بیان امام علی (ع)، کنایه لطیفى است براى بیان این معنا که مؤمن، اوّل مى اندیشد و سپس سخن مى گوید، ولى منافق، اوّل سخن مى گوید و سپس مى اندیشد.
قابل توجّه این که همین معنا در کلمات قصار امام علی (ع) به صورت دیگرى ذکر شده است؛ مى فرماید: «لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ، قَلْبُ الاَحْمَقِ وَرَاءَ لِسانِهِ»[14] زبان عاقل در پشت قلب اوست، در حالى که قلب احمق در پشت زبان او قرار دارد.
هم چنین در روایت دیگرى نیز از آن حضرت نقل شده است: «قَلْبُ الاَحْمَقِ فِی فِیهِ وَ لِسَانُ الْعَاقِلِ فِی قَلْبِهِ»[15] قلب احمق در دهان اوست و زبان عاقل در قلب اوست.
همه این روایت ها بیانگر این است که مؤمن و عاقل مراقب حفظ زبان خویش هست، ابتدا تدبر و اندیشه می کند، بعد سخن می گوید، اما احمق و منافق مى گوید و نمى اندیشد.
کنترل زبان، برابر اصلاح قلب
امام علی (ع) به حدیث پرمعنایى از رسول خدا (ص) استدلال مى کند و مى گوید: «رسول خدا (ص) فرمود: ایمان هیچ بنده اى صاف و استوار نخواهد شد تا قلبش صاف شود و هیچ گاه قلبش صاف و استوار نمى شود تا زبانش چنین گردد وَ لَقَدْ قَالَ رَسُولُ الله (ص): «لاَیَسْتَقِیمُ إِیمَانُ عَبْد حَتَّى یَسْتَقِیمُ قَلْبُهُ وَ لاَ یَسْتَقِیمُ قَلْبُهُ حَتَّى یَسْتَقِیمَ لِسَانُهُ».
یعنی اگر می خواهید قلب نوسان نداشته باشد، در مسیر حق ثابت شود، به خدا دل بدهد و گاهی با خدا و گاهی با شیطان نباشد. باید مراقب کنترل زبان خود باشید. زیرا ایمان وقتی محکم میشود که دل ثابت، مستقیم، محکم و پابرجا باشد و قلب و دل انسان پا برجا و محکم نمی شود؛ مگر زبان در مسیر صحیح و ثابت قرار بگیرد و کلام انسان درست و صحیح باشد. رابطه اى که میان کنترل زبان و قلب و ایمان در این حدیث آمده، دقیق و حساب شده است. تجربه نشان داده که عدم کنترل زبان به انواع گناهان و سخنان لغو و بیهوده، قلب را تاریک و روح را تهى از معنویت مى کند و بدیهى است هنگامى که قلب، تاریک شود جاى درخشش نور ایمان نخواهد بود.
در قرآن آمده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَقُولُوا قَوْلا سَدِیداً[16] یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ»[17] ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خدا بترسید و سخن راست و درست و محکم گویید. تا خداوند كارهاى شما را اصلاح كند.
قول «سدید» در روایات به گفتار حق و سخن صحیح تفسیر شده است. بنابراین، بین کنترل زبان و اصلاح قلب و اصلاح ایمان، یک رابطه روشنى است. لازمه ى ايمان، داشتن تقواست، «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ» و لازمه تقوا سخن استوار است. «اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً». امام علی (ع) اولین اوصاف متقین را مربوط به سخن گفتن آنها می داند و می فرماید: «فَالْمُتَّقُونَ فِیهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ» (خطبه متقین) سخن گفتن متقین درست، بجا و به اندازه است.
عکس این معنا نیز صادق است؛ یعنى قوّت ایمان؛ باعث نورانیّت قلب و نورانیّت قلب، باعث کنترل زبان مى شود و به تعبیر روشن تر این امور سه گانه، تأثیر متقابل در یکدیگر دارد، یعنی سعادت دنیا و آخرت در گرو پرهیزکاری و کنترل زبان ومدیریت کلام است.
آن گاه امام علی (ع) به سه موضوع مهم دیگر در پایان این عبارت از خطبه اشاره کرده، مى فرماید: «فَمَنِ اسْتَطَاعَ مِنْکُمْ أَنْ یَلْقَى اللهَ تَعَالَى وَ هُوَ نَقِیُّ الرَّاحَةِ مِنْ دِمَاءِ الْمُسْلِمِینَ وَ أَمْوَالِهِمْ، سَلِیمُ اللِّسَانِ مِنْ أَعْرَاضِهِمْ، فَلْیَفْعَلْ»[18] هر کس از شما بتواند خدا را در حالى ملاقات کند که دستش از خون و اموال مسلمانان پاک باشد و زبانش از تعدى بر آبروى آنان سالم بماند، باید چنین کند.
به یقین با کنترل زبان می توان از تقواى فراوانى برخوردار گشت و در سایه کنترل زبان مشمول برترین عنایات الهى خواهد شد. چه تقوایى از این بالاتر که اذیت و آزار انسان به هیچ کس نرسد و اصول سه گانه احترام انسان ها را رعایت کند: احترام جان و مال و آبرو، این امر جز با کنترل زبان میسر نخواهد شد.
آفات و خطرات عدم کنترل زبان
زبان از جمله نعمتهاى بزرگ خداوند است كه به انسان عطا فرموده است و اين تنها انسان است كه از روى عقل و درايت، ميتواند تكلم كند و از اين نعمت الهى بهره مند شود. اين نعمت عظيم الهى، با اينكه از حجم كمى برخوردار است مي تواند انسان را به درجاتى عالى رسانده و جايگاه او را در بهشت قرار داده و نيز مى تواند او را به درك اسفل، سقوط داده و او را در جهنم جاى دهد. این امر فقط با کنترل زبان میسر خواهد شد.
به طوری که گاهی با عدم کنترل زبان، با یک جمله ناصواب باعث ریختن خون انسانها و از بین رفتن آرامش و امنیت جامعه و شعله ور شدن آتش جنگ می شود.
امام علی(ع) می فرماید: «اللِّسَانُ سَبُعٌ، إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ»[19]زبان درنده ای است، که اگر رهایش کنی به تو آسیب می رساند و تو را می دَرَد. لذا بسیاری از گناهان[20] بوسیله زبان صورت می گیرد. در حالی که با کنترل زبان می شود، خیر و سعادت را برای انسانها و جامعه به ارمغان آورد.
در مورد کنترل زبان حدیثی از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده، که خداوند زبان را عذابی می کند که هیچ یک از اعضای بدن را با آن عذاب نمی کند. زبان عرضه می دارد؛ پروردگارا! تو مرا مجازاتی کردی که هیچ چیز را با آن مجازات نکردی، خداوند به او می فرماید: «خَرَجَتْ مِنْکَ کَلِمَةٌ فَبَلَغَتْ مَشارِقَ الاْرْضِ وَمَغارِبَها، فَسَفَکَ بِها الدَّمُ الْحَرامُ وَانْتَهَبَ بِهَا الْمالُ الْحَرامُ وَانْتَهَکَ بِهَا الْفَرجُ الْحَرامُ، وَعِزَّتی وَجَلالی لاَُعَذّ بَنَّکَ بِعَذاب لا أُعَذِّبُ بِهِ شَیْئاً مِنْ جَوارِحِکَ»[21] سخنی از تو خارج شد و به شرق و غرب زمین رسید و به سبب آن خون بی گناهانی ریخته شد و اموال مردم غارت گردید و نوامیس مردم بر باد رفت. به عزت و جلالم سوگند، تو را مجازاتی می کنم؛ که هیچ یک از اعضا را با آن مجازات نخواهم کرد».
امام باقر (ع) نیز در مورد کنترل زبان به ابوذر فرمود: «یا مُبْتَغِی الْعِلْمِ إنَّ هذا اللِّسانَ مِفْتاحُ خَیْر وَمِفْتاحُ شَر فَاخْتِمْ عَلی لِسانِکَ کَما تَخْتِمُ عَلی ذَهَبِکَ وَوَرَقِکَ»[22] ای طالب علم این زبان کلید خیر و شر است. بنابراین بر زبانت قفل و بند بنه، همان گونه که بر درهم و دینارت قفل و بند می نهی».
نتیجه
زبان، دریچه ای به سوی شناخت انسان ها، ابزاری برای بیان اندیشه ها و احساسات، و نشانه ای از هویت فردی و جمعی ماست. به همان میزان که کنترل زبان مفید وسازنده است، عدم کنترل زبان می تواند به همان اندازه خطرناک هم باشد و گناهان بزرگی را مرتکب گردد.
زبان، ارزشمند ترین نعمت الهی به بشر است که تاثیرات بزرگی در زندگی فردی و اجتماعی انسانها دارد. با کنترل زبان می توانیم زبانی سازنده و مفید داشته باشیم و از بسیاری بد اخلاقی ها در جامعه جلوگیری کنیم.
با کنترل زبان می توانیم به ارتقای سطح اخلاقی، معنوی و فرهنگی جامعه کمک کنیم. به یاد داشته باشیم که زبان، آینه دل است و هر آنچه در دل داریم، از طریق زبان به دیگران منتقل می شود.
پی نوشت ها
[1] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت60.
[2] – مجلسی، بحارالانوار، ج71، ص278.
[3] – مجلسی، بحارالانوار، ج71، ص302.
[4] – سوره نور، آیه 24.
[5] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت381.
[6] – کلینی، الکافی، ج 2، ص115.
[7] – حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج 12، ص191.
[8] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت392.
[9] – مکارم شیرازی، پیام امیرالمومنین، ج6، ص574.
[10] – ابن شعبه، تحف العقول، ص662.
[11] – رحمتی شهرضا، گنجینه معارف، ج1، ص534 . به نقل از: محمدی اشتهاردی، محمد؛ داستان دوستان، ج2، ص251.
[12] – سوره، بقره، آیه 14.
[13] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 176.
[14] – شریف رضی، نهج البلاغه، کلمات قصار، 40.
[15] – شریف رضی، نهج البلاغه، کلمات قصار،41.
[16] – «قول سدید» سخنی است که در آن سستی و لغو و دروغ و نفاق نباشد، سخنی که همچون سدی محکم، جلو شک و شبهه وفساد را بگیرد. ر.ک. قرائتی، تفسیرنور، ج7، ص410.
[17] – سوره احزاب، آیات 70 و 71.
[18] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه176.
[19] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 60.
[20] – دروغ، تهمت و غیبت. «یا ايها الذين امنوا…. لا يغتب بعضكم بعضا ايحب احدكم ان ياكل لحم اخيه ميتا». حجرات، 12.
[21] -کلینی، الکافی، ج2، ص115، ح16.
[22] -کلینی، الکافی، ج2، ص114، ح10.
فهرست منابع
-
- قرآن کریم.
- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، 1379، چاپ سوم.
- حرّانی، ابن شعبه؛ تحف العقول، احمد جنتی، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل،
- حرّ عاملی، وسائل الشیعة، قم، مؤسسه آل البیت (ع) ، 1409ق، چاپ اول.
- رحمتی شهرضا، محمد؛ گنجینه معارف، قم، صبح پیروزی، 1387، چاپ ششم.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۳ش، چاپ يازدهم.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1407ق، چاپ چهارم.
- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404ه ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1386 شمسی، چاپ اول.





















