وصف شگفتی های سخنوری نهج البلاغه در کلام اندیشمندان برجسته

در ميان اندیشمندان شیعه و سنی كسى نيست كه به عظمت سخنوری حضرت على (ع) اعتراف نكند. پس از كلام خداى متعال و پيغمبرش (ص)، كلام حضرت على (ع)، بهترين شيوه بیان و بيشترين معانى و محتوا را دارد. در این مقاله به اختصار، کلام دانشمندان شیعی و سنی، در وصف شگفتی های سخنوری نهج البلاغه بیان شده است.

1. عبد الحمید بن یحیی (متوفی 132 ق)

عبد الحمید بن یحیی کاتب از دانشمندان مشهور اوائل قرن دوم هجری (متوفی 132 ق) است، کاتب مروان بن محمد، آخرین خلیفه اموی، ایرانی الاصل و استاد ابن مقفع، دانشمند و نویسنده معروف بود. درباره اش گفته اند:

نویسندگی با عبدالحمید آغاز شد و با ابن العمید پایان یافت (ابن العمید، وزیر آل بویه بود)، عبدالحمید یکی از بزرگترین نویسندگان نثر عربی بوده است. الازدواج، الإطناب فی رسائله، الإطالة فی تحمیدات رسائله و … از تألیفات اوست. [1]

عبدالحمید می گوید: «من هفتاد خطبه از خطبه های امام علی (ع) را از بر کرده ام که مانند چشمه ساران همیشه در وجودم جاری است، همواره حرکت آفرین و فیض بخش می باشد».[2]

عبدالحمید در فن نویسندگی، در عرب ضرب المثل بود، از وی پرسیدند: چه چیز تو را به این پایه از فصاحت و بلاغت رساند؟ پاسخ داد: «حفظ کلام الاصلع»؛ یعنی از بر کردن سخنان حضرت علی (ع).

اصلع یعنی کسی که موهای جلوی سرش ریخته باشد و این که نام امام علی (ع) را به صراحت نمی آورد، به وابستگی های فکری او مربوط می شود که از کارگزاران دربار مروان بن محمد، آخرین خلیفه اموی است و کاتب دربار نیز بوده است.[3]

2. جاحظ (متوفی 255 ق) 

عمرو بن بحر بن محبوب مکنی به ابوعثمان، معروف به جاحظ (160 – 255 ق)، رئیس فرقه های جاحظیه از فرقه های معتزله است، او از دانشمندان بسیار معروف قرن سوم و نویسنده زبردست که اکثر کتاب های او جزء اسناد عربی محسوب می شود. وی بسیار خوش خط بود و نیکو سخن می گفت. به دانش علاقه زیادی داشت؛ زیرا هیچ وقت کتابی به دست او نمی رسید، مگر آن که تا آخر آن را مطالعه کند.

حتی دکان های صحافی را اجاره می کرد و شب در آن می ماند تا کتاب ها را مطالعه کند. او در علم کلام، تبحر و اطلاعات وسیعی داشته و از داناترین مردم در این علم بوده است. محل تولد و وفات او بصره است.[4]

«جاحظ»، ادیب، سخندان و سخن شناس معروف که از نوابغ ادب بود، مکرر در کتاب خود، البیان و التبیین، ستایش و اعجاب فوق العاده خویش را نسبت به سخنان امام علی (ع) اظهار کرده است:

«علی بن ابی طالب کرم الله وجهه، پس از رسول خدا (ص) از همگان فصیح تر و دانشمندتر و زاهدتر بود و در رابطه با حق، سخت گیر و پس از پیغمبر اسلام (ص)، به طور مطلق امام خطبای عرب به شمار می رود».[5]

این ادیب معروف، در جای دیگر از کتاب خود در ضمن ذکر خطبه هایی از خطیبان مشهور، خطبه امیرالمؤمنین (ع) را که با این جمله شروع می شود: «ایها الناس قد أصبحنا فی دهر عنود و زمن شدید»[6] آورده است.

«شعیب بن صفوان» خطبه مزبور را به معاویه نسبت داده است؛ سپس می گوید که در این خطبه، گونه هایی از شگفتی یافت می شود، از جمله این که روش آن در تقسیم بندی طبقات مردم و آنچه از مقهور شدن و خواری و تقیه و بیمناکی مردم در آن است، به کلام امام علی (ع) و مضامینی که آن حضرت (ع) به کار می برد، نزدیک تر است تا حال معاویه و این که ما در هیچ یک از حالت های معاویه نیافته ایم که به راه زاهدان باشد و او (معاویه) هرگز راه عبادت کنندگان را نپیموده است.[7]

3. مسعودی (متوفی 346 ق) 

علی بن حسین بن علی مسعودی (مصری الأصل)، امامی المذهب، عالمی فاضل، کامل، خبیر، مورخی ماهر، بصیر و از ثقات و اعیان علما و مورخین امامیه و از دانشمندان شیعه است. تألیفات او الإبانة عن اصول الدیانة، اثبات الوصیة لعلی بن ابی طالب علی، اخبار الامم من العرب و العجم، اخبار الخوارج و … می باشد.[8] این مورخ نامدار جهان اسلام، «مسعودی» می نویسد:

«مردم حدود چهارصد و هشتاد و اندی خطبه، از خطبه های امام علی (ع) را که بالبداهه ایراد کرده بود، حفظ کردند و آن ها را قولا و عملا (رفتار و گفتار) از امام (ع) گرفته، دست به دست گردانیدند».[9]

4. ابن نباته (متوفی  374 ق) 

عبدالرحیم بن محمد بن اسماعیل بن نباته فارقی (335 – 374 ق)، از دانشمندان نام آور روزگار حمدانیان در اوایل قرن چهارم بود. ابن نباته خطبه های زیادی درباره جهاد ایراد کرد و مردم شیفته خطبه های او بودند و آن ها را از برترین خطبه ها می شمردند. گفتنی است که خطبه ها و نوشته های حضرت علی (ع) بر خطبه های ابن نباته تأثیر و نفوذ انکار ناپذیری گذاشته است. او سخن حضرت علی (ع) را از حفظ داشته و بیشتر کلمات و خطبه های خویش را از معانی آن بر می گرفته است.[10]

او که در سخنوری، زبانزد خطبای عرب بود، همه ارزش ها و موفقیت های خود را در سخنوری و ایراد خطابه ها و جذابیت سخنانش، از نهج البلاغه می داند. وی می گوید:

«صد فصل از سخنان حضرت علی (ع) را حفظ کردم و به خاطر سپردم که همانا برای من، گنجی پایان ناپذیر بوده است و به هر اندازه آن ها را به نیازمندان علم و ادب بخشش نمایم، به همان اندازه بر وسعت دایره آن افزوده می شود».[11]

5. سید رضی (متوفی 406 ق) 

ابوالحسن محمد بن ابی احمد، معروف به سید شریف رضی (359 – 406 ق) یکی از بزرگترین نوابغ شیعه به شمار می رود و برادر کوچکتر سید مرتضی است. سید رضی، گذشته از مقام فقاهت، با تبحری که در تفسیر قرآن و سایر علوم دینی داشت، استاد مسلم عصر در ادبیات عرب و نظم و نثر بوده است.

ثعالبی و خطیب بغدادی که از دانشمندان معاصر او بودند، وی را سرآمد شعرای دودمان ابوطالب دانسته اند. محل تولد او بغداد و محل دفن او در خانه اش در کرخ می باشد. نهج البلاغه، مجازات الآثار النبویة، المتشابة فی القرآن، تلخیص البیان عن مجازات القرآن و… از تألیفات اوست.[12]

سید رضی می گوید: «کان امیرالمؤمنین (ع) مَسرَعُ الفصاحة و موردها …؛ امیرالمؤمنین (ع) آبشخور فصاحت و اندیشه و زادگاه بلاغت است. اسرار مستور بلاغت، از وجود او ظاهر گشت و قوانین آن از او گرفته شد. هر گوینده سخنوری از او پیروی کرد و هر واعظ سخن شناسی، از سخن او مدد گرفت، اما به او نرسیدند و از او عقب مانده اند؛ زیرا بر کلام امام (ع) نشانه های دانش الهی و بوی عطر آگین سخنان رسول خدا (ص) موجود است».[13]

سید رضی (ره) درباره نام گذاری مجموعه سخنان امیرالمؤمنین (ع) به نهج البلاغه گوید:

«و پس از آن که این کتاب، تألیف و جمع آوری شد، نام آن را نهج البلاغه (راه گشای بلاغت) نهادم؛ زیرا این کتاب ابواب بلاغت را به روی کسی که آن را مطالعه کند، می گشاید و او را برای استفاده از آن، حاضر می گرداند و این کتاب، همان طور که دانا و دانش آموز را به کار می آید، مطلوب شخص بلیغ و پارسا نیز هست …

و آن سخنان، طوری است که تشنه علوم و معارف الهی را سیراب می کند و برای هر بیماری از امراض و عقاید باطله، شفاست و برای شبهه های دل های زنگ زده، صفاست».[14]

6. ابن جوزی (متوفی 597 ق) 

جمال الدین محمد بن علی بن عبدالله الجوزی القرشی البغدادی (510-597 ق) فقیه حنبلی، واعظ و مفسر و از دانشمندان معروف است. حدود 250 اثر از او نام برده اند و تنها درباره تفسیر قرآن چند اثر از قبیل: زاد المسیر فی علم التفسیر، المغنی فی التفسیر، تیسیر البیان فی تفسیر القرآن و … دارد.[15]

علامه «ابن جوزی» درباره فصاحت و بلاغت و بی مانند بودن کلام حضرت علی (ع) می گوید:

«علی (ع) کلماتی را به زبان آورد که سرشار از عصمت است، او با میزان حکمت سخن می گفت و خدا با این گونه کلمات مهابت و شکوهی بر او افکنده است و به گوش هر کسی برسد، دچار حیرت و شگفتی می گردد. خداوند در سخن گفتن، نعمتی به حضرت علی (ع) ارزانی داشته است که توانسته حلاوت و ملاحت را یکجا گرد آورد و سحر بیان و زیبایی فصاحت را با هم درآمیزد.

نه می توان کلمه ای از آن انداخت، نه به حجت و دلیل می توان با آن، مسابقه داد. سخنگویان را به ناتوانی و عجز می کشاند و گوی سبقت از همه مسابقه دهندگان می رباید؛ سخنان امام (ع) که نور نبوت بر آن پرتو افکن است، مغزها را به حیرت و شگفتی دچار می کند».[16]

7. محمد بن طلحه شافعی (متوفی 652 ق) 

کمال‌الدین ابوسالم محمد بن طلحه بن محمد قرشی عدوی نصیبی شافعی معروف به ابن طلحه شافعی (۵۸۲–۶۵۲ ق)، عالم دینی سنی شافعی بود. کتاب مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول در شرح حال امامان اهل بیت (ع) از آثار اوست. او مفتی و از دانشمندان دمشق بود. ابن طلحه شافعی می گوید:

«فصاحت به علی (ع) منسوب است و بلاغت از وجود او سرچشمه می گیرد و براعت از کلام او استفاده می شود و علم معانی و بیان، نعمتی است که به طور غریزی در وجود علی نهفته است».[17]

8. ابن ابی الحدید (متوفی 656 ق) 

عزالدین، ابوحامد عبدالحمید، حسین بن ابی الحدید مداینی (586-656 ق)، دانشمند، شاعر، ادیب، مورخ فقیه شافعی و اصولی معتزلی است. اطلاعات وی در تاریخ صدر اسلام گسترده بود، لکن در مناجات و اشعار عرفانی، مشهورتر است.

پانزده اثر برای او برشمرده اند که مشهورترین آن ها عبارتند از شرح نهج البلاغه که حاوی مجموعه عظیمی از ادب، تاریخ، کلام و فرهنگ اسلامی است و معروفیت او نیز به سبب همین است و این کتاب از نظر ادبی و تاریخی، اهمیت دارد و از منابع مهم تاریخی به شمار می آید؛ همچنین السبع العلویات، نظم الفصیح ثعلب، الفلک الدائر علی المثل السائر از تالیفات اوست.[18]

این عالم برجسته اهل سنت، بعد از نقل نامه 35 نهج البلاغه، درباره فصاحت و بلاغت نهج البلاغه، با تعجب و شیفتگی، چنین می نگارد:

«فصاحت را ببین که چگونه افسار خود را به دست امام علی (ع) داده است و مهار خود را به او سپرده است. نظم عجیب الفاظ را تماشا کن که یکی پس از دیگری با زیبایی خاصی می آیند و در اختیار او قرار می گیرند، مانند چشمه ای که خود به خود و بدون زحمت، از زمین می جوشد.

سبحان الله! جوانی از عرب در شهری مانند مکه، بزرگ می شود، با هیچ حکیمی برخورد نکرده است، اما سخنانش در حکمت نظری، بالا دست سخنان افلاطون و ارسطو قرار گرفته است. با اهل حکمت نظری معاشرت نکرده است، اما از سقراط بالاتر رفته است.

منیان شجاعان و دلاوران تربیت نشده، زیرا مردم مکه، تاجر پیشه بودند، اما شجاع ترین شجاعان از کار درآمد که بر روی زمین راه رفته است … این مرد، فصیح تر از «سحبان بن وائل»[19] و «قس بن ساعده»[20] است و حال آن که قریش که از قبیله او می باشند، افصح عرب نبودند».[21]

سپس، سخن را چنین ادامه می دهد:

«کسی که بخواهد فصاحت و بلاغت بیاموزد و امتیاز سخن را دریابد، باید در این خطبه ها تأمل کند؛ زیرا نسبت این سخن، با هر سخن دیگر غیر از کلام خدا و رسول خدا (ص)، نسبت ستاره درخشان، با سنگ سیاه و تاریک است.

بیننده باید بنگرد که این سخن چه روشنی و شکوهی دارد و چه خوف و خشیتی ایجاد می کند. خدا به گوینده اش جزای خیر دهد که گاهی با دست و شمشیرش از اسلام دفاع کرد و گاهی با زبان و بیانش و زمانی با فکر و قلبش از اسلام دفاع نموده است. در جهاد، او سید و آقای مجاهدین و در موعظه، بلیغ ترین واعظ و در فقه و تفسیر، رییس فقها و مفسران و در عدل و توحید، پیشوای عادلان و موحدان است.

لیس علی الله بمستنکر أن یجمع العالم فی واحد[22]

توحید و عدل و سایر مباحث شریف الهی، جز از سخن حضرت علی (ع) این رجل آسمانی دانسته نشد؛ زیرا سخن دیگران، حتی بزرگان صحابه پیغمبر (ص)، حاوی این مطالب نیست؛ بلکه این مطالب به فکر آن ها خطور نمی کرده است؛ اگر خطور می کرد، بیان می کردند و به دست ما می رسید. چنان که نهج البلاغه رسید؛ این بزرگترین فضیلت حضرت علی (ع) است».[23]

9. ابن میثم بحرانی (متوفی 699 ق) 

کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی (636-699 ق)، محدث، فقیه و متکلم و از دانشمندان مشهور شیعی معاصر خواجه نصیرالدین طوسی است. خواجه نزد وی فقه می خواند و او نیز در کلام شاگرد خواجه بود، در واقع شهرت عمده ابن میثم در کلام است و در شرح نهج البلاغه نیز روش کلامی و فلسفی در پیش گرفته است.

طریحی در مجمع البحرین[24] او را در فقه چون خواجه نصیرالدین در کلام دانسته است. قبر وی در هلنا در ماحوز بحرین است. از تألیفات او قواعد المرام فی علم الکلام، اختیار السالکین، منهاج العارفین و مصباح السالکین یا شرح بزرگ نهج البلاغه، رساله فی آداب البحث و … می باشد.[25]

این دانشمند، فقیه و متکلم مشهور شیعه آورده است:

«همواره این کتاب (نهج البلاغه) پس از کتاب خدا و گفتار پیامبرش (ص) چراغ راهنمایی بود که در تاریکی ها از آن نور می گرفتم و نردبانی بود که با آن به آسمان های اندیشه بالا می رفتم؛ در این میان بر چیزی از اسرار و رموز آن اطلاع یافتم و به روشنایی آن چشمانم را روشنی بخشیدم».[26]

10.آلوسی (متوفی 1270 ق) 

شهاب الدین محمود شکری الآلوسی (1217 – 1270 ق)، فقیه، مفسر و محدث و از دانشمندان، در فضل و ادب و جودت خط و قوت حافظه معروف بود. ولادت و وفات او در بغداد اتفاق افتاده است.[27]

آلوسی می گوید: «چیزی را به ذهن خود امانت ندادم که خیانتش کند. نهج البلاغه کتابی است که از علی بن ابی طالب (ع) به ودیعه مانده شده است؛ و آن کلامی است که از نور کلام الهی برگرفته شده و خورشیدی است که به فصاحت منطق نبوی می درخشد».[28]

 

نتیجه گیری

نهج البلاغه نظر دانشمندان شیعه و سنی را بسیار به خود جلب نموده است و حتی شرح هایی بر آن نوشته شده است. روایت های بسیاری از نهج البلاغه در منابع سنی نیز موجود است. به همین علت دانشمندان شیعه و سنی متفق القول معتقدند که کلام امام علی (ع) در نهج البلاغه اعجازی از سنخوری و فصاحت و بلاغت را به نمایش گذاشته است.

پی نوشت ها

[1] . بازعی، الموسوعة العالمیة العربیة، ج16، ص90.

[2] . عبده، شرح نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص33.

[3] . دشتی، شناخت نهج البلاغه، ص157؛ عبده، شرح نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص33.

[4] . دهخدا، لغت نامه، ج5، ص14؛ عبده، شرح نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص32؛ احمد آرام و همکاران، زندگی نامه دانشمندان اسلامی، ص358؛ خویی، شرح نهج البلاغه، ج1، ص؛ جاحظ، البیان والتبیین، ج1، ص2.

[5] . جاحظ، البیان والتبیین، ج1.

[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 32.

[7] . جاحظ، البیان و التبیین، ج1، ص83.

[8] . مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج6، ص307.

[9] . دشتی، شناخت نهج البلاغه، ص151.

[10] . موسوی بجنوردی، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 5، ص31.

[11] . عبده، شرح نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص24؛ موسوی بجنوردی، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج5، ص31؛ دشتی، شناخت نهج البلاغه، ص157.

[12] . دوانی، مفاخر اسلام، ج3، ص296-302.

[13] . دشتی، شناخت نهج البلاغه، ص151.

[14] . فیض الاسلام، شرح نهج البلاغه، ص21؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج1، ص7.

[15] . ایازی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص491.

[16] . ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج1، ص2.

[17] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ص100.

[18] . موسوی، بجنوردی، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج2، ص640.

[19] . حبان بن زفر بن إیاس الوائلی؛ در خطابه و بیان در زمان جاهلیت ضرب المثل بوده است و خطابه ها را بدون تکرار و توقف و در حال ایستاده ایراد می کرد و در زمان پیامبر اسلام (ص) اختیار نمود؛ زرکلی، اعلام، ج3، ص78.

[20] . قس بن ساعده عدی بن مالک؛ یکی از حکما و خطیبان بزرگ عرب در زمان جاهلیت بوده است و اسقف نجران و از معدود کسانی است که عمر طولانی داشته و پیامبران را قبل از نبوت درک کرده است؛ زرکلی، اعلام، ج5، ص196.

[21] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج16، ص145.

[22] .  ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 7، ص22.

[23] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج6، ص34.

[24] . طریحی، مجمع البحرین، ج6، ص172.

[25] . موسوی بجنوردی، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج4، ص716.

[26] . ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج1، ص2.

[27] . بازعی، الموسوعة العالمیة العربیة، ج 2، ص672؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج1، ص60.

[28] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ج1، ص107.

منابع

  1. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج‌البلاغة، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، 1363.
  2. ابن میثم بحرانی، میثم بن علی، شرح نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر الکتاب، 1379ق.
  3. ایازی، محمدعلی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1414ق.
  4. آرام، احمد، زندگی نامه علمی دانشمندان اسلامی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1365.
  5. بازعی، سعد بن عبدالرحمن، الموسوعة العربية العالمية، ریاض، مؤسسة أعمال الموسوعة للنشر و التوزيع، 1419ق.
  6. جاحظ، عمرو بن بحر، البیان والتبیین، بیروت، دار و مکتبة الهلال، 1381.
  7. حسینی، عبدالزهرا، مصادر نهج‌البلاغة و أسانيده، بیروت، 1409ق.
  8. خویی، سید حبیب الله، منهاج البراعة في شرح نهج‌البلاغة، تهران، مکتبة الاسلامىة، 1400ق.
  9. دشتی، محمد، شناخت نهج البلاغه، قم، مشهور، 1379.
  10. دوانی، علی، مفاخر اسلام، تهران، امیرکبیر، 1366.
  11. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه،تهران، روزنه، 1373.
  12. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دار العلم للملايين، 1410ق.
  13. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
  14. طریحی، فخرالدین بن محمدعلی، مجمع البحرین، تهران، مکتبة المرتضوية، 1375.
  15. عبده، محمد، شرح نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، تهران، صبا، 1376.
  16. مدرس تبریزی، محمد علی، ریحانة الأدب، تهران، خیام، 1369.
  17. موسوی بجنوردی، سید محمدکاظم، دایرة المعارف بزرگ اسلامی،تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، 1369.

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

رضایی، عبدالرحمن، در آستانه آفتاب، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 1380. ص51-25.

وصف شگفتی های سخنوری نهج البلاغه در کلام اندیشمندان برجسته

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.