کتاب شریف نهج البلاغه از نگاه برخی دانشمندان

نهج البلاغه میراث ماندگار سید رضی است که پس از سال ها هنوز مانند چراغی پرفروغ، راه سیر و سلوک عاشقان حق و حقیقت را نورانی می کند. این گوهر گرانبها، در نظر علما و دانشمندان همواره مورد توجه بسیار بوده است. به همین دلیل، به بررسی برخی نظرات علما و دانشمندان پیرامون نهج البلاغه خواهیم پرداخت.

گفتار ابن ابی الحدید درباره نهج البلاغه

ابن ابی الحدید، شارح بزرگ نهج البلاغه که شرح او یکی از معروفترین شروح نهج البلاغه در میان مسلمانان است، در وصف خطبه 221 نهج البلاغه می نویسد:

«سوگند به کسی که همه امت ها به او سوگند می خورند، من این خطبه را در مدت پنجاه سال تاکنون بیش از هزاربار خوانده ام. هیچ بار در آن تامل نکردم مگر آن که در من خشیت و خوف و پندی ایجاد کرد و در دلم تاثیر نهاد و مرا به لرزه آورد. هیچ بار در آن تامل نکردم، مگر آن که به یاد مردگان از خویشاوندان و نزدیکان و دوستانم افتادم و چنین تصور کردم که آن را که حضرت به توصیف حالش پرداخته، خود من هستم.

در این زمینه بسیاری از خطبا و فصحا داد سخن داده اند و من آن ها را مکرر خوانده ام، ولی هیچ کدام تاثیر کلام امیرالمومنین را بر من نداشته است».[1]

سخنان برخی دانشمندان مسیحی درباره نهج البلاغه

  1. سخنان جرجی زیدان

جرجی زیدان، نویسنده معروف و مورخ متفکر مسیحی در کتاب تاریخ تمدن اسلام، سخن با ارزشی دارد که بسیار مناسب است در اینجا ذکر شود. وی می نویسد:

«ما که علی بن ابیطالب و معاویه بن ابی سفیان را ندیده ایم، چگونه می توانیم آنها را از هم تفکیک کنیم و پی به میزان ارزش وجود آنها ببریم؟ سپس می گوید ما از روی سخنان و نامه و کلماتی که از علی و معاویه مانده است پس از چهارده قرن به خوبی می توانیم درباره آنها قضاوت کنیم.

معاویه در نامه هایی که به عمال و حکام خود نوشته، بیشتر هدفش اینست که خوب بر مردم مسلط شوند و زر و سیم به دست آورند؛ سهم را خود بردارند، و بقیه را برای او بفرستند، زیرا او از زر و سیم معجزات زیادی دیده است!

ولی علی بن ابی طالب در تمام نامه های خود به فرمانداران و استانداران خود قبل از هر چیز اکیدا سفارش می کند که پرهیزکار باشند؛ و از خدا بترسند، نماز را مرتب و در اوقات خود بخوانند و روزه بدارند، امر به معروف و نهی از منکر کنند و نسبت به زیردستان رحم و مروت داشته باشند و از فقیران و یتیمان و قرض‌داران و حاجتمندان غفلت نورزند… و بدانند که در هر حال خداوند ناظر اعمال آنان می باشد و پایان این زندگی گذاشتن و گذشتن از این دنیاست».[2]

    2. سخنان مستر کرنیکوی

علامه فقید مرحوم شهرستانی در کتاب «تنزیه التنزیه» در بخش دوم، آنجا که از سخنان دانشمندان مغرب زمین برای عظمت و مقام بلند قرآن مجید گواه می آورد می نویسد:

«و از سخنان بدیع مستر کرنیکوی انگلیسی استاد ادبیات در دانشکده (علیکره) هندوستان در محضر استادان سخن و ادبائی که در مجلس حاضر بودند، از اعجاز قرآن از او پرسیدند در پاسخ گفت: قرآن را برادر کوچکی است که نهج البلاغه نام دارد. آیا برای کسی امکان دارد که مانند این برادر کوچک بیاورد، تا ما را مجال بحث از برادر بزرگ (یعنی قرآن) و امکان آوردن نظیرآن باشد؟[3]

    3. سخنان استاد امین نخله

نویسنده شهیر استاد «امین نخله» دانشمند مسیحی، خطاب به شخصی که از وی خواسته است چند کلمه از سخنان امیرالمومنین علی (علیه السلام) را برگزیند تا وی در کتابی گرد آورد و منتشر سازد، می گوید: «از من خواسته ای که صد کلمه از گفتار بلیغ‌ترین نژاد عرب «ابوالحسن» را انتخاب کنم، تا تو آن را در کتابی منتشر سازی.

من اکنون دسترسی به کتاب هایی که چنین منظوری را تامین کند ندارم، مگر کتاب هایی چند که از جمله انجیل بلاغت «نهج البلاغه» است. با مسرت این کتاب با عظمت را ورق زدم، به خدا نمی دانم چگونه از میان صدها کلمات علی (علیه السلام) فقط صد کلمه را انتخاب کنم بلکه بالاتر بگویم نمی دانم چگونه کلمه ای را از کلمه دیگر جدا سازم، این کار درست به این می ماند که دانه یاقوتی را از کنار دانه دیگر بردارم.

سرانجام من این کار را کردم در حالی که دستم یاقوت های درخشنده را پس و پیش می کرد و دیدگانم از تابش نور آنها خیره می گشت. باور کردنی نیست که بگویم به واسطه تحیر و سرگردانی با چه سختی کلمه ای را از این معدن بلاغت بیرون آوردم!

بنابراین تو این «صد کلمه» را از من بگیر، و به یاد داشته باش که این صد کلمه پرتوهایی از نور بلاغت و غنچه‌هایی از شکوفه فصاحت است. آری نعمت هایی که خداوند متعال از راه سخنان علی (علیه السلام) بر ادبیات عرب و جامعه عرب ارزانی داشته؛ خیلی بیش از این صد کلمه است».[4]

    4. سخنان نرسی سیان

علامه شهرستانی می نویسد: در سال 1328 هجری «نرسی سیان» رئیس منشیان کنسولگری انگلیس در بغداد که مردی فاضل بود؛ در ضمن گفتگوی با من، از «نهج البلاغه» سخن به میان آورد و اظهار عقیده کرد و گفت: «نهج البلاغه» بر هر سخن عربی برتری دارد. زیرا سخنان سهل و ممتنع آن، و سجع های مشکلی که بدون تکلف ادا شده و در آن فراوان دیده می شود، در هیچ کتابی جز آن نمی بینم.

وی برای تایید نظریه خود سطور زیر را از سخنان نغز آن حضرت در چگونگی آفرینش انسان از «نهج البلاغه» شاهد آورد: «أَمْ هذَا الانسان الَّذِی أَنْشَأَهُ فِی ظُلُمَاتِ الاْرْحَامِ، وَ شُغُفِ الاْسْتَارِ، نُطْفَةً دِفاقاً، وَ عَلَقَةً مِحَاقاً، وَ جَنِیناً وَ رَاضِعاً، وَ وَلِیداً وَ یَافِعاً ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً، وَ لِساناً لاَفِظاً، وَ بَصَراً لاَحِظاً؛[5]

آیا (چگونگی خلقت) این انسان (را برای شما شرح ندهم که چگونه) خداوند او را در تاریک های رحم‌ها و اندرون پرده ها، از نطفه ریخته، و لخته خونی بی ارزش بیافرید، آنگاه جنین گشت، و سپس کودک شیرخوار گردید و از آن پس از شیر گرفته شد تا به حد بلوغ رسید. سپس دلی نگاه دارنده، و زبانی گویا، و چشمی بینا بوی عطا کرد».

نامبرده این جمله را می‌خواند و از حسن «سجع» و آوردن «روی» که در زبان امام (علیه السلام) مانند آب روان جریان داشته است، در شگفت بود.

وی سپس گفت: اگر این گوینده با عظمت امروز بر منبر کوفه قرار می گرفت، شما مسلمانان می دیدید که «مسجد کوفه» با همه وسعت خود، از اجتماع مردم مغرب زمین برای استفاده از دریای خروشان دانش امیرالمومنین علی (علیه السلام) موج می زد.

شگفتی های نهج البلاغه

تعجب ادبا تنها به ملاحظه انجام الفاظ نهج البلاغه نیست، همچنین تحیر دانشمندان منحصر به این نیست که عظمت معانی بلیغ آن به سرحد اعجاز رسیده است، بلکه تمام شگفتی و تحیر انسان همه و همه در تنوع مقاصدی است که در این خطبه ها و کلام است.

همچنین اهداف گوناگونی در تمام شئون علمی، ادبی، سیاسی و اجتماعی خداشناسی، توحید ذاتی، صفاتی، افعالی و عبادی و بیان صفات ذاتی و فعلی الهی از جمله علم و قدرت و حیات و عدالت، بعثت پیامبر، فلسفه بعثت، هدف بعثت، هدف داری در خلقت، حرکت مخلوقات، آفرینش جهان و طبیعت و انسان و ویژگی های آن ها، موعظه و حکمت، زهد، تقوی، ایثار، دنیا، ارزش های اخلاقی، تاریخ، حوادث تاریخی، مردم شناسی، فتنه ها و بلاهای جوامع گذشته جهت شناساندن حقایق این جهان، احکام و عبادات، بیان بایدها و نبایدهای شرعی و فلسفه و آثار عملی آن ها، مرگ، برزخ، حشر، حساب، بهشت، دوزخ و زندگی اخروی، دعا و مناجات، تضرع، استغفار و غیره دارد.

می بینید ضمن اینکه از وعظ و پند و اندرز و زهد و تقوی، ایثار و زجر سخن می گوید، به امور جنگی و بسیج عمومی برای جهاد می پردازد، سپس رشته سخن را به آموزش عملی آن ها و درس های عالی از چگونگی آسمان ها و بحث های نجومی و اسراری از موجودات زمینی، و خلقت مخلوقات، فلسفه آفرینش جهان و طبیعت انسان و حوادث تاریخی، مردم شناسی، فتنه ها و بلاهای جوامع گذشته جهت شناساندن حقایق این جهان و آنچه در آسمان نهفته است می کشاند.

سپس از آنجا به فلسفه بعثت پیامبران و هدف بعثت و اثبات وجود آفریدگار جهان و تفنن در معارف الهی و بحث خدا شناسی، توحید ذاتی، صفاتی، افعالی و عبادی و… و کیفیت مبدا و معاد، مرگ، برزخ،، حشر، حساب، بهشت و دوزخ پرداخته و توجه خود را به امور مملکت داری و سیاست کشوری و زندگی ملت ها معطوف می دارد.

به دنبال آن از آشنا ساختن مردم به فضائل اخلاقی و قوانین اجتماعی و آداب معاشرت و مکارم اخلاق و ظواهر زندگی دنیا و غیر اینها از مقاصد گوناگونی که با متجلی ترین مظاهر خود در «نهج البلاغه» می درخشد، سخن می گوید.

می بینیم امام در برابر هر یک از این اقسام که برشمردیم پیشوای همه است، و شخصیت بی مانند آنحضرت بر همگان به‌خوبی آشکار است، در حالی که مردان بزرگ جهان در بهترین سخنان خود فقط در یک صفت از خصوصیات خود دیده می شوند.

آری کتاب با عظمت نهج البلاغه، سند افتخار هر مسلمان و مایه اعتبار جهان انسانیت است. برای یک ‌فرد مسلمان چه افتخاری از این بزرگتر که گوینده این سخنان نغز و هیجان انگیز، پیشوای عالی مقام اوست، و برای هر انسانی چه اعتباری از این مهم تر که امیرالمومنین علی (علیه السلام) صاحب «نهج البلاغه» با تمام مزایای علمی و عملی که دارد مانند او یک‌ فرد «انسان» بوده است. انسانی که معنی انسانیت و راه و رسم انسانی را فقط باید از او پرسید و در وجود شخص بی مانند او جستجو کرد.[6]

گواهی استاد حسین نائل مرصفی بر شگفتی نهج البلاغه

استاد فن بلاغت حسین بن احمد مرصفی[7] استاد علم بیان در دانشکده «دارالعلوم» مصر در مقدمه شرح خود بر نهج البلاغه با نیکوترین وجه این کتاب ارج دار را ستوده و با بیانی موجز و پر مغز، پیرامون شخصیت بزرگ امیرالمومنین علی (علیه السلام) و امتیازات عالی آن حضرت و شرح ماهیت سخنان امام (علیه السلام) در نهج البلاغه بدین گونه سخن گفته است.

«آنچه علی (علیه السلام) در این کتاب آورده است، از قبیل نشانه‌های حکمت عالی، قوانین زنده صحیح سیاسی وهر گونه پند نافذ و دلیل متقن که هم اکنون گواه عظمت و بهترین دلیل شخصیت بی‌مانند اوست؛ نصیب حکمای بزرگ و فلاسفه سترگ و نوابغ عالی‌مقام جهان نشده است. علی (علیه السلام) در این کتاب از دریای علم و سیاست و دیانت سربدر آورده، و از این رو در تمام این مسائل نابغه برازنده است.».[8]

سخنان شیخ محمد عبده پیرامون عظمت نهج البلاغه

علامه نامی شیخ محمد عبده مرجع تقلید مصر و مصلح دینی آن کشور در مقدمه شرح خود بر نهج البلاغه[9] بعد از تفکر و تدبر و بررسی درباره این کتاب با عظمت، اعجاب خود را نسبت به مقصد عالی «نهج البلاغه» این چنین بیان می کند: «بر حسب تقدیر و به طور تصادف با کتاب «نهج البلاغه» آشنا شدم، این برخورد و تصادف در وقتی بود که دچار دگرگونی و تشویش خاطر و افسردگی شده و از کارهایم بازمانده بودم.[10]

از این رو کتاب مستطاب «نهج البلاغه» را وسیله ای برای تسلیت روح و چاره ای برای برطرف ساختن اندوه های خویش یافتم – بدینگونه بعضی از صفحات آن را تصفح نمودم و جمله هایی چند از عبارات آن را از قسمت های مختلف و موارد پراکنده، مورد دقت و تامل قرار دادم.

در طی مطالعه آن خیال می کردم جنگ هایی اتفاق افتاده، و تاراج هایی به وقوع پیوسته، و این فکر برایم پدید آمد که بلاغت را دولت و نیرویی، و فصاحت را صولت و سطوتی است.

و اوهام (کسانی‌ که درباره نهج البلاغه تردید کرده اند) مشوب، و تردید آنها چیزی جز فسق و پلیدی نیست. اندیشیدم که انبوه سپاه خطابه ها با شمشیرهای برنده، در صف های منظم خود با نظم و ترتیب خاصی به حالت دفاع ایستاده اند، و هرگونه شک و شبهه ای را برطرف می سازند ودل های آشفته را آرام می کنند، و بدینگونه وسوسه های پلید شکست خورده و خاطره های سوء نابود می گردد. آری همیشه پیروزی با حق و شکست و نابودی از آن باطل است، و شک و تردید خمود و خاموش می شود.

از این مطالعات به یقین دانستم که مدبر این دولت و قهرمان این صولت (فصاحت و بلاغت) پرچمدار پیروزمند آن: امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) است.

بلکه هر وقت از مطالعه قسمتی صرف نظر می کردم و به قسمت دیگر می پرداختم؛ کاملا تغییر موضوع و مطلب تازه ای را احساس می کردم. گاهی خود را در عالمی بسیار بزرگ از معانی بلند و موضوعات عالی می دیدم؛ که با زینت های عبارات زیبا آراسته شده و به گرد نفوس پاکیزه دور زده، و به طرف دل های روشن روی آورده است، تا راه راست را به آن ها بنمایاند، و به خواسته هایش رهبری کند، و با مرکب فضل و کمال از لغزشگاه ها باز دارد.

در جای دیگر مشاهده می کردم که عقلی نورانی که شباهت به مخلوق جسمانی نداشت، از این موکب الهی جدا شده، و خود را به روح انسان می چسباند، سپس او را از پرده های طبیعت جدا ساخته و به سوی ملکوت اعلا بالا می برد، و به جایگاهی پر نور راهنمایی می‌کند، و از آن پس شوائب اوهام ماده را رها کرده، در کاخ های مقدسی ساکن می گرداند.

بسیار اتفاق می افتاد که گویا می شنیدم خطیبی بزرگ با سخنان حکیمانه خود، زمامداران امور مردم را مخاطب ساخته و با صدایی رسا، کارهایی شایسته و نیک را به آن ها نشان می دهد، و به موارد آلوده شک و تردید آشنا می‌سازد، و از لغزشگاه ها بر حذر می دارد، و به جزئیات سیاست ارشاد می کند، و به راه های صحیح زندگی هدایت می نماید.

تا آنجا که آنان را به مقام عالی ریاست نشانده، و با ارائه طریق و حسن و تدبیر، و رمز ممکلت داری، به مقام عالی دنیوی بالا می برد.

این کتاب با عظمت (نهج البلاغه) همان است که سید شریف رضی، از سخنان پیشوای بزرگ مسلمانان و مولای ما امیرالمومنین علی بن ابیطالب از میان بیانات پراکنده آن حضرت گرد آورده و با این اسم (نهج البلاغه) موسوم گردانیده است.

به حقیقت می گویم من اسمی را که به بهترین وجه دلالت بر مسمی و هدف این کتاب گرانقدر کند، بهتر از «نهج البلاغه» سراغ ندارم. من قادر نیستم این کتاب پر ارج را بیشتر از آنچه از نامش برمی آید، تعریف و توصیف کنم؛ و در میان مزایای آن بالاتر از آنچه سید رضی مولف این کتاب در مقدمه آن آورده است، چیزی بیاورم.

اگر قضاوت وجدان و حکم فطرت انسانی ملزم نمی ساخت که از شخص نیکوکار نسبت به کار نیکش قدردانی و سپاسگزاری شود، هرگز احتیاجی به تمهید این مقدمه و آوردن این بینه نداشتم.

زیرا آنچه «نهج البلاغه» از فنون فصاحت و قوانین بلاغت که مخصوص به آنست در بر دارد،‌ بهترین معرف است. مخصوصا که «نهج البلاغه» از آوردن هیچ موضوعی از مقاصد سخن فرو گذار نکرده، و از هر گذرگاه فکر و اندیشه گذشته است».[11]

نتیجه گیری

نهج البلاغه کتابی سراسر نور و عظمت است که تحسین دانشمندان و علمای بسیاری را برانگیخته است، تا آنجا که ابن ابی الحدید با خواندن صدها باره آن، ادعا می کند این کلام دلنشین هنوز در قلب او تاثیر زیادی می گذارد و به او پند و اندرز می دهد.

دیگر دانشمندان نیز با تشبیه کلمات حضرت در نهج البلاغه به دانه های یاقوت، معتقدند که اگر حضرت در این زمان به خطابه می پرداختند، اجتماع خروشان مردم برای شنیدن این سخنان شکل می گرفت. از مهم ترین ویژگی های نهج البلاغه در نظر دانشمندان، جامعیت آن در بسیاری از موضوعات عقیدتی، علمی، سیاسی، اجتماعی و … است.

پی نوشت ها

[1] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 11، ص 153.

[2] همان، ص 2-3.

[3] همان، ص 5.

[4] همان، ص 26.

[5] فیض الاسلام، ترجمه نهج البلاغه، خطبه 82.

[6] شهرستانی، ماهو نهج البلاغه، ص 1.

[7] حسین مرصفی، متوفی به سال هجری 1307، از دانشمندان و ادبا و مدرسین الازهر مصر بود. سپس زبان فرانسه را آموخت و در دارالعلوم قاهره استاد ادبیات عرب و تاریخ شد. یکی از تالیفات مشهور او کتاب (الوسیلة الادبیة فی العلوم العربیة) است.

[8] شهرستانی، ماهو نهج البلاغه، ص 34.

[9] شرح نهج البلاغه محمد عبده در یک جلد، مکرر در مصر چاپ شده است. شیخ محمد عبده در این کتاب ذیل خطبه ها و سخنان حضرت امیر، لغات مشکل و نکات حساس آن را شرح داده و از نظر ادبی خدمت بسزائی به «نهج البلاغه» نموده است.

وی که دانشمندی روشن فکر بود، سال ها به معیت استاد مشهور خود سید جمال الدین اسدآبادی در مصر و اروپا بر ضد استعمار انگلیس در ممالک اسلامی مبارزه کرد، و در پاریس با همکاری سید روزنامه «العروة الوثقی» برای نشر افکار و اهداف خود نشر نمود. وی به سال 1320 هـ در مصر چشم از جهان فرو بست.

[10] در آن زمان شیخ محمد عبده در «بیروت» تبعید بوده است.

[11] با استفاده از ترجمه ماهو نهج البلاغه سید عباس میرزاده اهری، برگرفته از مقدمه شرح نهج البلاغه عبده چاپ سفارت جمهوری اسلامی ایران (دمشق).

منبع:

با اقتباس از: قم، ابوالفضل عرب زاده، بخشی از مقاله نسخه نفیس عهدنامه مالک اشتر، 16/12/1391، مطابق با 23 ربیع الثانی 1434.

کتاب شریف نهج البلاغه از نگاه برخی دانشمندان

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.