ارزیابی و نقد کتاب نهج البلاغه دوم - بخش سوم

نهج البلاغه دوم، اثر حجت الاسلام و المسلمین شیخ جعفر حائری به دلیل قرابت نسبی و ارتباط با نهج البلاغه سید رضی، مورد توجه پژوهشگران بوده است. در بخش های گذشته از سلسله مقالات ارزیابی و نقد کتاب نهج البلاغه، مطالبی را در نقد این اثر خوانده و دانستیم که ایراداتی توسط اساتید به این کتاب وارد می باشد. اکنون در ادامه آن مباحث، به بررسی دقیق تر این اثر دینی و شیعی خواهیم پرداخت. برای مطالعه نقدها و نقایص دیگر این کتاب، می توانید مقاله ارزیابی و نقد کتاب نهج البلاغه دوم – بخش دوم را مطالعه فرمایید.

نقص هشتم

برخى احاديث‌ در نهج البلاغه دوم، دو یا سه‌ بار تکرار شده‌ است‌. نمونه هاى ذيل‌ فى الحال‌ به‌ دست‌ آمده‌ است. البته‌ در نهج‌ البلاغه‌ نيز برخى احاديث‌ دو بار عينا تکرار شده‌ و سید رضی نيز در مقدمه کتاب‌، احتمال‌ آن‌ را داده‌ و تکرار را ناشى از سهو و نسيان‌ دانسته‌ است‌. به‌ هر حال‌، وجود چنين‌ مواردى در نهج البلاغه‌، موجّه‌ لغزش‌ مولف‌ در نهج البلاغه دوم نيست‌.

  1. در بند سوم‌، ذيل‌ شماره 60 از بخش‌ حکمت‌ آمده‌ است‌: «و من‌ بالغ‌ فى الخصومه اثم‌، و من‌ قصر عنها ظلم‌.» اين‌ حديث‌ در همين‌ بخش‌، ذيل‌ شماره 71، 269، آمده‌ است‌. جز اينکه‌ در حديث‌ شماره 71، به‌ جاى «ظلم‌»، کلمه «خصم‌» آمده‌ و در حديث‌ شماره 269، به‌ جاى «الخصومه‌» کلمه‌ «الخصام‌» آمده‌ است‌. مضافا اينکه‌ حديث‌ مزبور در نهج البلاغه‌ نيز آمده‌ است‌.
  2. در بخش‌ حکمت‌، ذيل‌ شماره 61 آمده‌ است‌: «مَنْ أُعْجِبَ بِرَأْیهِ ضَلَّ..» اين‌ حديث‌ در صفحه 16 آمده‌ است‌.
  3. در همان‌ بخش‌، ذيل‌ شماره 77 آمده‌ است‌: «‌اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ» اين‌ حديث‌ در صفحه 18 آمده‌ است‌.
  4.  در همان‌ بخش‌، ذيل‌ شماره 18 آمده‌ است‌: «لا يَجِدُ رَجُلٌ طَعْمَ الإيمانِ…» اين‌ حديث‌ در همان‌ بخش‌، ذيل‌ شماره 174 آمده‌ است‌. جز اينکه‌ به‌ جاى «رجل‌» کلمه «احد» آمده‌ است‌.

نقص نهم

رسم‌ الخط‌ و اعراب‌ پاره اى از کلمات‌، صحيح‌ نيست‌. از اين‌ نمونه‌ فراوان‌ است‌ که‌ اينک‌ براى اختصار تنها به‌ ذکر ده‌ مورد اقتصار مى شود.

يک‌: «استغنائه‌»[1]، بايد به‌ صورت‌ «استغناؤه‌» درج‌ شود.

دو: «اَسوَأ»[2] بايد به‌ صورت‌ «اُسوَءُ» درج‌ شود.

سه‌: «الرّضا» [3]و «نَجا [4] و «رَجا» [5] و ديگر کلماتى از اين‌ دست‌، بايد با «الف‌ مقصوره‌» درج‌ شود.

چهار: اعراب‌ «اُعجِبَ» [6]، غلط‌ و «أعجَبَ» صحيح‌ است‌.

پنج‌: اعراب‌ «لَم‌ يَغفَل‌»[7]، غلط‌ و «لَم‌ يَغفُل‌» صحيح‌ است‌.

شش‌: اعراب‌ «غَروُر» [8]، غلط‌ و «غُرُور» صحيح‌ است‌.

هفت‌: اعراب‌ «بُشرُهُ» [9]غلط‌ و «بِشرُهُ» صحيح‌ است‌.

هشت‌: اعراب‌ «شُغلُکَ» [10]غلط‌ و «شُغُلُکَ» صحيح‌ است‌.

نه‌: اعراب‌ «خِلاص‌» [11]غلط‌ و «خَلاص‌» صحيح‌ است‌.

ده‌: اعراب‌ «اَحرَصَ مِنکَ» [12]، غلط‌ و «اُحرَصُ مِنکَ» صحيح‌ است‌.

نقص دهم

در اين‌ حديث‌ آمده‌ است‌: «الرُّوحُ فِى الجَسَدِ کَالمَعنى فَى اللَّفظِ؛[13] روح در بدن، نظیر معنا در لفظ است. ماخذ حديث‌ مزبور، شرح‌ لاميه العجم‌ از صفدى نشان‌ داده‌ شده‌ است‌.[14] گذشته‌ از اينکه‌ صدور اين‌ حديث‌ از امیرالمومنین علی (علیه السلام)‌ بسيار محل‌ ترديد است‌؛ اساسا نقل‌ حديث‌ (گو اينکه‌ قطعى الصدور) از چنين‌ منابعى صحيح‌ نيست‌؛ زيرا حديث‌ را بايد از جوامع‌ حديثى و يا تالیفاتی نزديک‌ به‌ عصر معصومين‌ نقل‌ کرد و نه‌ جز آن‌.

البته‌ حديث‌ مزبور را شيخ‌ بهايى نيز در کشکول‌ خود نقل‌ کرده‌ است‌. ولى نقل‌ آن‌ از کشکول‌ نيز به قاعده‌ نيست‌؛ خاصه‌ در کتابى با عنوان‌ نهج البلاغه دوم که‌ منابع‌ آن‌ بايد به‌ دقت‌ گزينش‌ شود.

نقص یازدهم

حديثى آمده‌ که‌ بخشى از آن‌ چنين‌ است‌: «وَ مَن‌ تَخَلَّقَ بِالاَخلاقِ النَّفسانِيَّهِ فَقَد صارَ مَوجُوداً بِما هُوَ اِنسان‌، دُونَ اَن‌ يَکُونَ بِما هُوَ حَيوان‌، وَ دَخَلَ فِى البابِ المَلَکِيّ»[15]. اولا مجعول‌ بودن‌ اين‌ حديث‌ براى کسى که‌ با تعبيرات‌ ائمه معصومين ‌(علیه السلام‌) آشنا باشد و شم حديثى داشته‌ باشد، کاملا آشکار است‌.

اصطلاحات‌ به‌ کار رفته‌ در حديث‌ مزبور نشانگر آن‌ است‌ که‌ اين‌ حديث‌ پس‌ از نهضت‌ ترجمه‌ و ورود فلسفه‌ به‌ جهان‌ اسلام‌، ساخته‌ شده‌ است‌. ثانيا ماخذ حديث‌، کشکول‌ شيخ‌ بهایى نشان‌ داده‌ شده‌ است‌ که‌ چنان‌ کتابى، نمى تواند ماخذ حديث‌ در چنين‌ کتابى باشد. گويا مولف‌ محترم‌، اين‌ دو حديث‌ را از کتاب‌ معرفت‌ نفس‌ استاد حسن‌ زاده آملى [16] نقل‌ کرده‌ و حتى خود، مستقيما به‌ منابع‌ آن‌ رجوع‌ نکرده‌ است‌.

نقص دوازدهم

در بخش‌ حکمت‌، برخى احاديث‌ منسوب‌ به‌ امیرالمومنین علی (علیه السلام)‌ بى ترديد به‌ حضرتش‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌. بيشتر بگويم‌ که‌ ابن‌ ابى الحديد در پايان‌ شرح‌ خويش‌ بر نهج البلاغه‌، فصلى را تحت‌ عنوان‌ «الحکم‌ المنسوبه» گشوده‌ و هزار کلمه قصار را که‌ منسوب‌ به‌ امیرالمومنین علی (علیه السلام) است‌، در ذيل‌ اين‌ عنوان‌ آورده‌ و يادآور شده‌ که‌ برخى از آنها در شمار احاديث‌ آن‌ حضرت‌ نيست‌ و با وجود اين‌، چون‌ کلماتى ادب‌ و حکمت آموز است‌، به‌ عرضه آن‌ پرداخته‌ است‌.

پيداست‌ که‌ در اين‌ مورد هيچ‌ اشکالى بر ابن‌ ابى الحديد نيست‌. اما اشکال‌ بر مولف‌ کتاب‌ نهج البلاغه دوم است‌ که‌ برخى از اين‌ کلمات‌ قصار را بدون‌ هيچ‌ توضيحى از کتاب‌ ابن ‌ابى الحديد آورده‌ و يادآور نشده‌ که‌ چرا اين‌ دسته‌ احاديث‌ را قطعى الصدور قلمداد کرده‌ است‌. به‌ هر حال‌، مولف‌ وضوى شک دار گرفته‌ و با وجود هزاران‌ حديث‌ قطعى الصدور از امیرالمومنین علی (علیه السلام)‌، به‌ نقل‌ احاديثى پرداخته‌ که‌ منسوب‌ به‌ آن‌ حضرت‌ است‌.

طرفه‌ اينجاست‌ که‌ از ماخذ اين‌ احاديث‌ به‌ نام‌ «الحکم‌ المنثوره» ياد شده‌ است‌[17] با اينکه‌ عنوان‌ آن‌، قطعا «الحکم‌ المنسوبه» است‌ و توضيح‌ ابن‌ ابى الحديد در آغاز اين‌ بخش‌ از کتاب‌ خويش‌، روشن‌ و راهنماست‌.

نقص سیزدهم

در نقل‌ منابع‌ کتاب‌، از مستدرک‌ نهج البلاغه مرحوم‌ هادى کاشف ‌الغطاء به‌ گونه اى ياد شده‌ که‌ در شان‌ مولف‌ فقيد آن‌ نيست‌. دو سه‌ بار از او به‌ صورت‌ کاشف‌ الغطاء ياد شده‌ که‌ جاى اعتراضى نيست‌. اما در ديگر موارد، مکررا از آن‌ مرحوم‌ با نام‌ «هادى» (مستدرک‌ النهج‌ الهادى) ياد شده‌ است‌ و بس‌! [18] آيا مولف‌ خرده‌ حسابى با نام‌ «کاشف ‌الغطا» داشته‌ که‌ از آوردن‌ آن‌ خوددارى ورزيده‌ و پى در پى از کاشف ‌الغطا به‌ نام‌ «هادى» ياد کرده‌ است‌؟ يا اينکه‌ قانون‌ جديدى در کتاب شناسى وضع‌ شده‌ که‌ بايد نام‌ کوچک‌ مولفين‌ در منابع‌ کتاب‌ آورده‌ شود؟

نقص چهاردهم

در نقل‌ منابع‌، کتاب‌ اثبات‌ الوصيه بى ترديد به‌ مسعودى نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌ [19] اما به‌ گفته علامه امينى، و استاد صالحى نجف ‌آبادى، اين‌ کتاب‌ از آن‌ مسعودى (مولف‌ مروج الذهب‌) نيست‌ و کتاب‌ وى، غير از اين‌ کتابى است‌ که‌ امروزه‌ در دسترس‌ است.‌[20] براى اطمينان‌ بيشتر مى توان‌ سبک‌ ادبى و ساختار مضمونى کتاب‌ مروج ‌الذهب‌ را با اثبات‌ الوصيه‌ مقايسه‌ کرد.

نقص پانزدهم

در نقل‌ منابع‌، از کتاب‌ شيخ‌ صدوق‌ به‌ نام‌ «من‌ لا يحضره‌ الفقيه‌» ياد شده‌ است.‌[21] گفتنى است‌ که‌ عنوان‌ کتاب‌ وى، «کتاب‌ من‌ لا يحضره‌ الفقيه‌» است‌ و کلمه «کتاب‌»، جز عنوان‌ آن‌ است‌. مى سزد اشاره‌ شود که‌ نام‌ کتاب‌ مشهور طبى زکرياى رازى نيز «کتاب‌ من‌ لا يحضره‌ الطبيب‌» است‌ و اين‌ نيز به‌ غلط‌، مشهور به‌ «من‌ لا يحضره‌ الطبيب‌» شده‌ است‌. شيخ‌ صدوق‌ عنوان‌ کتاب‌ خويش‌ را به‌ گفته خود، از کتاب‌ رازى اقتباس‌ کرده‌ است.

لغزش هاى کتاب‌ نهج البلاغه دوم بيشتر از آن‌ است‌ که‌ بتوان‌ در ضمن‌ يک‌ مقاله‌ بدان‌ اشاره‌ کرد. نمونه هايى که‌ برشمرده‌ شد، شامل‌ لغزش هاى عمده‌ و اساسى اين‌ اثر بود. اميد است‌ چاپ‌ بعدى کتاب‌، پيراسته‌ از اين‌ لغزش ها گردد و اثرى شايسته‌ در دسترس‌ نهج البلاغه ‌خوانان‌ قرار گيرد.

پيشنهاد هايى براى بهبود کتاب‌ نهج البلاغه دوم

اينک‌ در پايان‌ اين‌ نوشتار، پيشنهاد هايى نيز براى بهبود کتاب‌ نهج البلاغه دوم تقديم‌ مى شود؛ باشد که‌ قبول‌ افتد و کارگر باشد:

الف) در مواردى که‌ خطبه ها و نامه هاى امیرالمومنین علی (علیه السلام)‌ در چند منبع‌ با اندکى اختلاف‌ روايت‌ شده‌، به‌ نقل‌ يک‌ روايت‌ آن‌ بسنده‌ شده‌ و صورت هاى ديگر آن‌، بازگو نشده‌ است‌. مناسب‌ است‌ در اين گونه‌ موارد اختلاف‌ کلمه ها و صورت هاى گوناگون‌ هر حديث‌ در پاورقی درج‌ شود. بنابراين‌ لازم‌ است‌ که‌ به‌ لحاظ‌ اهميت‌ سخنان‌ امیرالمومنین علی (علیه السلام)‌، صورت هاى ديگر احاديث‌ آن‌ حضرت‌، ضبط‌ و در پاورقی درج‌ شود.

ب) حتى الامکان‌ کليه مدارک‌ سخنان‌ امیرالمومنین علی (علیه السلام)‌ آورده‌ شود. غالب‌ سخنان‌ آن‌ حضرت‌ در چند منبع‌ موجود است‌. اما مولف‌ غالبا به‌ نقل‌ يک‌ یا دو مدرک‌ اقتصار کرده‌ است‌. مثلا مدرک‌ خطبه 44، کفايه الطالب‌ کنجى و شرح‌ نهج البلاغه ابن‌ ابى الحديد نشان‌ داده‌ شده‌ است‌. در صورتى که‌ اين‌ خطبه‌ در منابع‌ ديگرى نيز آمده‌ است‌؛ از جمله‌ علامه مجلسی[22] و کفعمى [23] و کاشف ‌الغطاء [24] و فيروزآبادى [25] اين‌ خطبه‌ را آورده‌اند.[26]

ج) مدارک‌ سخنان‌ امیرالمومنین علی (علیه السلام)‌ در ذيل‌ هر سخن‌ آورده‌ شود. آن گاه‌ در پايان‌ کتاب‌ نهج البلاغه دوم، مشخصات‌ کتاب شناسى کليه مدارک‌ بر اساس‌ استانداردهاى موجود آورده‌ شود.

د) در استفاده از کتاب‌ گران سنگ‌ دستور معالم‌ الحکم‌ و ماثور مکارم‌ الشيم‌ از قاضى قضاعى، غفلت‌ شده‌ است‌. اين‌ اثر شامل‌ گنجينه‌ ایی از احاديث‌ امیرالمومنین علی (علیه السلام)‌ است‌ که‌ سوگمندانه‌ ارزش‌ آن‌ بر بسيارى از خواص‌ نيز پوشيده‌ مانده‌ است‌. اميد است‌ از اين ‌ماخذ نيز در ویرایشات بعدی نهج البلاغه دوم استفاده‌ شايسته‌ شود.

نتیجه گیری

نهج البلاغه دوم اثر شیخ جعفر حائری در این مقاله در بوته نقد قرار گرفته است. در این سلسله مقالات، پانزده اشکال به کتاب نهج البلاغه دوم گرفته شده است و پیشنهاداتی نیز به جهت بهبود اثر ارائه گردیده است. از جمله نقایص مطروحه در این مقاله، می توان به تکرار بی مورد بعضی از احادیث، ناصحیح بودن رسم الخط بعضی از کلمات، ناصحیح بودن ماخذ بعضی از احادیث و آوردن بعضی از احادیثی که انتساب آن ها به حضرت مشکوک می باشد نام برد.

پی نوشت ها

[1] حائری، نهج البلاغه دوم، ص 1.

[2] همان، ص 15.

[3] همان، ص‌15 – 17 … .

[4] همان، ص 20.

[5] همان، ص 63 – 297.

[6] همان، ص 16.

[7] همان، ص 17.

[8] همان، ص 39.

[9] همان، ص‌ 271.

[10] همان، ص‌ 65 – 84.

[11] همان، ص‌ 293.

[12] همان، ص‌ 294.

[13] همان، ص‌ 291.

[14] صفدی، شرح لامیه، ج‌ 2، ص‌ 133.

[15] حائری، نهج البلاغه ثانی، بخش‌ حکمت‌، ص‌ 328.

[16] علامه حسن زاده آملی، معرفت نفس، ج‌ 3، ص‌ 446 و 472

[17] حائری، نهج البلاغه دوم، ص‌347 – 364.

[18] حائری، نهج البلاغه دوم، ص‌ 344 – 345.

[19] حائری، نهج البلاغه دوم، ص‌ 343.

[20] صالحى نجف‌آبادى، شهيد جاويد، ص‌ 409.

[21] حائری، نهج البلاغه ثانی، ص‌ 343.

[22] مجلسی، بحارالانوار، ج‌ 17، ص‌ 124.

[23] کفعمی، مصباح‌، ص‌ 744.

[24] کاشف الغطا، مستدرک‌ نهج البلاغه‌، ص‌ 44.

[25] فیروزآبادی، فضائل‌ الخمسه، ج‌ 2، ص‌ 256.

[26] على محمد على دخيل‌، خطبتان‌ للامام‌ امیرالمومنین علی (علیه السلام)‌ الخاليه‌ من‌ الالف‌ و الخاليه‌ من‌ النقطه‌، ص‌ 19.

منبع

با اقتباس از: اسفندیاری، محمد، از نهج البلاغه اول تا نهج البلاغه دوم، گلستان قرآن، آذر 1380، شماره 96، ص 25 – 37.

ارزیابی و نقد کتاب نهج البلاغه دوم – بخش سوم

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.