مسئولیت مردم در سیاست های اقتصادی از نگاه امام علی (ع)

از دیدگاه امام علی (ع)، مسئولیت مردم در قبال خود، طبیعت و جامعه بسیار حائز اهمیت است. ایشان می فرمایند که هر فرد باید با تلاش و کار، از منابعی چون آب و خاک بهره‌ برداری کند، به همین خاطر است که امام علی (ع) در این راه، مسئولیت مردم در قبال طبیعت را به‌ گونه ‌ای تبیین می ‌کنند که بایسته هست مردم با استفاده درست از نعمت ‌های الهی به کار و تلاش بپردازند.

همچنین، امام علی (ع) بر این مطلب نیز تأکید ویژه دارند که مسئولیت مردم در قبال جامعه ایجاب می ‌کند که ثروت خود را در تولید و اشتغال به کار گیرند تا به رشد و توسعه جامعه کمک کنند. این سه بعد مسئولیتی نه تنها به نفع فرد و جامعه است، بلکه موجب برکت و رضایت الهی نیز می ‌شود.

نقش مسئولیت مردم در اقتصاد

بدون تردید از دیدگاه امام علی (ع) مسئولیت مردم مبنای اقتصاد اسلامی است آنجا که می فرماید: «فَإِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَ الْبَهَائِمِ»[1] شما مسئول هستید حتی از سرزمین ها و ستوران.

این مسئولیت مردم از عمران و آبادانی زمین آغاز می شود سپس متوجه خود انسان که باید بی نیاز و باری را کنار بگذارد و آنگاه به جامعه برمی گردد که باید با دستگیری از نیازمندان و ترحم بر مستمندان فقر را از جامعه ریشه کن کند. وقتی این مسئولیت خدشه دار می شود مشکل پدید می آید که باید با این مشکل به مبارزه برخاست.

آری با بهره گیری از آب و خاک است که کارخانه های بزرگ آهن، مس و آلومینیوم ساخته می شود و از دل زمین معادن، زغال و طلا، بیرون می کشند و چاه های نفت حفر می گردد.

پس هر کس آب و خاک در اختیار داشته باشد بهانه از دست او گرفته می شود و اگر نیازمند بماند خود مسئول است نه طبیعت زیرا طبیعت همه نیازهای او را برای رسیدن به زندگی سعادتمند فراهم کرده است.

اول: مسئولیت مردم در برابر خود

گاهی افرادی را می بینیم که از عهده مسئولیت های خود در برابر طبیعت به خوبی بر می آیند و از ثروت های طبیعی که خداوند به آنان ارزانی داشته بهره برداری می کنند، کارخانه ها می سازند و مزارع کشاورزی را آباد می کنند ولی سستی که در وجودشان ریشه کرده آنها را از هدایت این توانایی ها در مسیری که خداوند خواسته ناتوان می سازد.

زیرا اشخاصی بخیل در جامعه هستند که سرمایه ها را روی هم انباشته می کنند و به جای آن که این سرمایه ها در جامعه جریان یابد در خانه ها انبار می گردد و از دو جهت به جامعه ضرر می رساند:

جهت اول: کسی که به ثروت های طبیعی جامعه دست پیدا کند. بخشی زیادی از آن را در دست خود جمع می کنند که می توان آن را برای بهره برداری بهتر در اختیار دیگران قرار داد.

جهت دوم: آن که وقتی سرمایه های به دست آمده از ثروت های طبیعی که با تلاش کارگر و عرق کشاورز آمیخته شده روی هم انباشته می گردد درآمد و سود قابل ملاحضه ای برای جامعه ندارد بدین سبب می بینیم که اسلام با این گونه بیماری های اجتماعی به شدت مبارزه می کند.

امام علی (ع) با تمام وجود با ضعف هایی که در درون انسان ریشه دوانده و به رابطه انسان و سرمایه انسان طبیعت لطمه می زند برخورد می کند: می فرماید: «يَا ابْنَ آدَمَ، مَا كَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِكَ، فَأَنْتَ فِيهِ خَازِنٌ لِغَيْرِكَ»[2] ای فرزند آدم هر چه بیش از روزی هر روزه ات کسب کنی تو خزانه دار آن برای دیگری هستی.

«الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِئِ الْعُيُوبِ، وَ هُوَ زِمَامٌ يُقَادُ بِهِ إِلَى كُلِّ سُوء»[3] بخل صفتی است جامع همه بدی ها و عیب ها.

«الشح أضر على الإنسان من الفقر لأن الفقير إذا وجد اتسع و الشحيح لا يتسع و إن وجد»[4] بخل ورزیدن بر انسان زیانبارتر از فقر است. چون فقیر اگر بیابد بی نیاز می شود اما بخیل به چیزی دست یابد بی نیاز نگردد.

امام علی (ع) رابطه معقولی میان این سه – طبیعت، انسان، جامعه – ترسیم می کند تا با حفظ تعادل میان آنها همه چیز سیر طبیعی خود را حفظ کند.

دوم: مسئولیت مردم در برابر طبیعت

امام (ع) مسلمانان را تشویق می کند که با نهایت توان خود در بهره برداری از منابع طبیعی بپردازد، و گفتارهای بسیاری را در زمینه احیای زمین ذکر می کند و برای آشنایی با نقشی که این گفتارها در برقراری روابط مثبت میان انسان و طبیعت ایفا می کنند دوباره یادآوری می کنیم:

«فمن أحيى أرضاً من المسلمين فليعمرها ، وليؤدّ خراجها إلى الإِمام من أهل بيتي ، وله ما أكل منها»[5] هر کس از مسلمانان زمین مواتی را احیا کند و آن را آباد نگه دارد خراج آن را به امام از اهل بیت من بپردازد هر چه از آن می خورد مال اوست.

این گفتار مسلمانان را فرا می خواند تا زمین های موات را که مالکیت آن به امام و دولت اسلامی بر می گردد احیا کنند و اگر این خواسته فراهم شود و مسلمان به احیای زمین بپردازد و تا وقتی که زمین را احیا می کند از آن او خواهد بود و در غیر این صورت به شخص دیگری منتقل می شود. اسلام با این دعوت می خواهد که همه زمین های موات را احیا کنند تا ذره ای از آنها باقی نماند آیا تشویقی از این بالاتر است که زمین از آن احیا کننده آن باشد؟

ما در تمامی نظام های حکومتی که از عهد حضرت آدم (ع) بر زمین حکم راندند سراغ نداریم که چنین موضع ارزشمندی در برابر کشاورز بگیرند کشاورزی که روی زمین بلا استفاده و بایر عرق می ریزد.

امام می فرماید: «من وجد ماء وترابا ثم افتقر فأبعده الله»[6] هر کس آب و خاک در اختیار داشته باشد سپس نیازمند باشد خداوند او را از رحمت خویش دور می کند.

زیرا آب رمز زندگی است و خاک خواه زمین یا معدن رمز تولید است و انسان با آب و خاک کاخ تمدن ها را بر می افرازد و با آب دشت ها سرسبز می شود و زمین جامه سبز و زیبایش را به تن می کند درختان قد می کشند و پرندگان برای ساختن آشیانه هایشان می شتابند و رمه های چهارپایان به طبیعت قدم می گذارند تا به سهم خود از مرغزارها بهره گیرند.

اسلام می کوشد تا انسانی تربیت کند که تولید کند و صدقه دهد البته تولید تنها کافی نیست بلکه باید صدقه هم بپردازد و خویش را به بخشش و انفاق عادت دهد و به مال خود بخل نورزد گرچه گشایش در مال نوعی سعادت و خوشبختی است ولی چیزهای دیگری هست که سعادت بیشتری را برای انسان به ارمغان می آورد. امام (ع) می کوشد در برابر انسان ارزشی بالاتر از مال قرار دهد بدین جهت در زمینه تربیت به صاحبان سرمایه می فرماید:

«أَلَا وَ إِنَّ مِنَ الْبَلَاءِ الْفَاقَةَ، وَ أَشَدُّ مِنَ الْفَاقَةِ مَرَضُ الْبَدَنِ، وَ أَشَدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْبِ؛ أَلَا وَ إِنَّ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَى الْقَلْبِ»[7]

بدانید از نعمتها است گشایش در مال؛ و برتر از گشایش در مال، تندرستی است و برتر از تندرستی پرهیزگاری است.

اگر انسان بیمار باشد و جسم ناتوان داشته باشد مال و ثروت چه سودی به حال او خواهد داشت. پس بهتر است که انسان اول به سلامتی خویش اهتمام ورزد و برای زندگی و حیات خود به مالش بخل نورزد. زیرا که اگر بیمار شود و از دنیا چشم فرو بندد مالش به او سودی نرساند.

بلکه به دست دیگران می افتد علاوه بر اینکه صاحب مال باید سرمایه اش را برای سلامتی خود هزینه کند مسئولیت دیگری نیز به عهده دارد و آن بالا بردن روحیه آنان در درون است تا جمع پرهیزگاران و متقیان بپیوندد.

پس دو بُعد در انسان است که باید برای آن ساز و برگ کافی فراهم آورد: بُعد جسم و بُعد روح، مال وسیله خوبی برای تقویت جسم و روح است جسم انسان با طعام خوب و مفید قوی می شود روح، با بخشندگی و کمک مالی به نیازمندان و مستمندان تقویت می شود؛ این مسئولیت مردم در برابر خویش است و مال نقش زیادی را در تحقق این مسئولیت بازی می کند.

تنها مشکل در بخل ورزیدن جمع کردن مال و هزینه نکردن آن نیست بلکه تبذیر مال و هزینه نابجای آن نیز در رأس بسیاری از مشکلات است امام (ع) می فرماید: «أَلَا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَ إِسْرَافٌ»[8] بخشیدن مال به کسی که حق او نباشد خود گونه ای تبذیر و اسراف است.

و خطاب به صاحب مال می فرماید: «كُنْ سَمْحاً وَ لَا تَكُنْ مُبَذِّراً، وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَكُنْ مُقَتِّراً»[9] بخشنده باش و اسراف کار مباش زیرا اسراف کاری چون بخل ورزی آفت است. چه در حالت اسراف کاری و تبذیر اموال بیهوده صرف می شود و در حالت بخل اموال بدون استفاده می ماند.

سوم: مسئولیت مردم در برابر جامعه

منابعی که انسان از آن بهره برداری می کند و بدان وسیله ثروت بهم می زند از آن همه مردم است و جامعه نیز از این ثروت سهمی می برد پس باید این سهم را بپردازد تا جامعه احساس نیاز نکند و اسلام به پیشرفت جامعه اهمیت می دهد نه پیشرفت فرد، زیرا وجود انسان ثروتمند در جامعه فقیر و نیازمند سودی به دنبال ندارد اسلام می خواهد که شخص پیشرفت کند و پیشرفت او جامعه را نیز به پیش ببرد.

زیرا جامعه با گام های ثابت و استوار حرکت می کند و به پیش می رود و این افراد جامعه اند که باید یکی پس از دیگری با گام های خود به حرکت جامعه سرعت بخشند. حال اگر راه ها و هدف ها یکی نباشد و گام ها در سرعت با هم هماهنگ نباشد حرکت جامعه کند می شود و از جوامع دیگر عقب می افتد.

بدین سبب فرد باید در مسیر حرکتش به اطراف خویش نیز بنگرد چون انسان نمی تواند به تنهایی زندگی کند و پیشرفت او را وا می دارد که به فکر مستمندان و نیازمندان باشد.

زیرا وجود یک نیازمند می تواند جامعه را به فروپاشی تهدید کند کفر و هر رذیلتی از دریچه فقر وارد جامعه می شود همان گونه که ثروت می تواند زمینه ساز کفر و هرگونه پستی باشد. امام (ع) می فرماید:

«شر الدنيا و الآخرة في خصلتين الفقر و الفجور»[10] شر دنیا در دو صفت جمع شده است فقر و گناهکاری و اگر فقر با گناه همراه گردد دنیا را بر سر دنیاپرستان حتی ثروتمندانش واژگون می کند. اینجاست که مبارزه با فقر و تنگدستی از مسئولیت های ثروتمندان شناخته شده است امام علی می فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ، فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ»[11] خداوند سبحان روزی فقرا را در اموال توانگران مقرر داشته پس هیچ فقیری گرسنه نماند مگر آن که توانگری حق او باز داشته است.

سپس امام از ثروتمند می خواهد تا در رفع نیاز فقرا شتاب کند و آن را تا فردا به تأخیر نیندازد گاهی مسائلی پیش می آید که جبران آن ممکن نیست: «لا تؤخر إنالة المحتاج إلى غد فإنك لا تعرف ما يعرض في غد»[12] دستگیری نیازمند را به فردا مینداز تو ندانی که فردا چه پیش آید.

از مواردی که بیم آن می رود شورش نیازمندان علیه ثروتمندان است آنگاه که نیازشان گسترش یابد و غیر قابل تحمل گردد که می تواند اوضاع را به نفع نیازمندان رقم زند.

شاید مقصود امام از شجاعت در این حدیث همان پیامدی باشد که به سبب فقر بروز می کند: امام می فرماید: «العدل أفضل من الشجاعة لأن الناس لو استعملوا العدل عموما في جميعهم لاستغنوا عن الشجاعة»[13] عدل از شجاعت بهتر است چون اگر مردمان در میانشان عدل را به کار بندند از شجاعت بی نیاز گردند. به کار نبستن عدل به ناآرامی میان مردم می انجامد و به انقلابی علیه ستمگران تبدیل می گردد چون عدل کلید هر آرامشی است.

مسئولیت مردم و دولت در تحقق اهداف اقتصادی

سیاست های اقتصادی، اقدامات عملی است که دولت برای تأثیرگذاری در حیات اقتصادی اتخاذ می کند سیاست دارای مفاهیم بسیاری است از آن جمله به معنی تحقق اهداف مورد نظر و همچنین به مفهوم شیوه ها و روش هایی است که برای رسیدن به اهداف تعیین شده در پیش گرفته می شود در این صورت شامل ابزارها و هدف ها می گردد.

پس می توان گفت سیاست های اقتصادی شیوه هایی است که دولت و جامعه برای رسیدن به اهداف راهبردی از آن پیروی می کنند این اهداف از نظر یک اقتصاددان عبارت است از:

1- رشد و توسعه اقتصادی

2- ثبات اقتصادی

3- توزیع عادلانه منابع

4- حفظ آزادی اقتصادی

5- توزیع بهینه درآمدها

از این رو حکومت ها و جوامع ابزارهای مختلفی را برای اجرای این سیاست ها به کار می گیرند که می توان گرفتن مالیات، کمک های مالی و تسهیلات اعتباری را نام برد.

پس از این توضیح کوتاه باید بپرسیم که: آیا امام علی (ع) سیاست های اقتصادی روشنی داشتند؟ پیش از آن که به تحلیل این مطلب بپردازیم نظر آقای عوض محمود کفراوی یکی از اقصادادان های اسلامی را در توصیف فرمان امام (ع) به مالک اشتر می آوریم وی در این باره می گوید:

این فرمان در برگیرنده بسیاری از مبانی و اصول کلی سیاست های مالی جدید است که میان مالیات و هزینه های درآمدزا با توسعه اقتصادی هماهنگی ایجاد می کند و روشن می سازد که هزینه کردن در جهت بهبود خدمت رفاهی و حفظ آن منجر به توسعه اقتصادی می گردد همان گونه که در آینده افزایش درآمدها را به دنبال دارد و چنانچه دولت در این بخش هزینه نکند نه تنها توسعه اقتصادی صورت نمی گیرد بلکه بخش زیادی از فعالیت های اقتصادی دیر یا زود دچار اخلال می شود.[14]

وقتی که دخالت دولت مبنای سیاست اقتصادی قرار می گیرد پس باید پیش از هر چیز به این اصل بپردازیم و در برنامه سیاست های اقتصادی جایی برای او باز کنیم. در این باره دو دسته صاحب نظرند:

دسته اول به اقتصاد آزاد اعتقاد دارد و دخالت دولت را در امور اقتصادی نمی پذیرد و می خواهد که افراد در فعالیت های اقتصادی خود آزادی بی قید و شرط داشته باشند این دسته نظام اقتصاد سرمایه داری را پذیرفته است.

دسته دوم به اقتصادی با برنامه اعتقاد دارد و دولت را عهده دار مسئولیت اقتصادی می داند اینان پیروان سوسیالیسم اند.

در کنار این دو دسته گروه سومی نیز وجود دارد و به اقتصادی معتقد است که متشکل از بخش دولتی و بخش خصوصی است و عاقلانه هم نیست که دولت در اقتصاد نقشی نداشته باشد در حالی که شواهد ملموسی در خصوص نقش دولت در اقتصاد وجود دارد، از جمله:

اول: پیشرفت اروپا در زمینه اقتصادی نتیجه دخالت دولت است بدون این دخالت کشورهای صنعتی شاهد چنین پیشرفت چشمگیری نمی شدند.

دوم: توسعه اقتصادی ممکن نیست مگر با وجود قدرتی که بتواند جریان اقتصادی را به حرکت در آورد. بیشتر اقتصاددانان بر این باورند که توسعه اقتصادی نیازمند کار دولت است زیرا مشکلات این جوامع آن قدر زیاد است که جز با وجود دولت نمی توان به حل آن پرداخت. اما تاثیر و نقش دولت در اقتصاد اسلامی غیر قابل انکار است.

نتیجه گیری

از دیدگاه امام علی (ع)، مسئولیت مردم در قبال خود، طبیعت و جامعه نقشی اساسی در زندگی آنها ایفا می ‌کند. ایشان تأکید دارند که مسئولیت مردم در قبال جامعه ایجاب می ‌کند که با تلاش و استفاده از ثروت خود، به توسعه و رفاه اجتماعی کمک کنند. در نهایت، مسئولیت مردم نه تنها به بهبود زندگی فردی و اجتماعی منجر می ‌شود و باعث فقر زدایی از جامعه می شود.

پی نوشت ها

[1]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج9، ص288.

[2]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 192.

[3]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 378.

[4]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج20، ص335.

[5]. حر عاملی، وسایل الشیعة، ج25، ص86.

[6]. مجلسی، بحارالانوار، ج103، ص65.

[7]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 388.

[8]. شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 126.

[9]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 33.

[10]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج20، ص301.

[11]. شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 328.

[12]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج20، ص332.

[13]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج20، ص333.

[14]. کفراوی، سیاسة الانفاق العام، ص 79.

منابع

1. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي، 1363ق

  1. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، تهران، اسلامیه، 1372ش
  2. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، دارالهجرة، ۱۴۱۴ق
  3. کفراوی، محمود، سیاسة الانفاق العام، اسکندریه، مؤسسة شباب الجامعة، 1998م
  4. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، بیروت، دار إحياء التراث العربي، 1403ق

منبع مقاله با اقتباس از:

حائری، محسن، اندیشه‌ های اقتصادی در نهج‌ البلاغه، تهران، بنياد نهج البلاغه، 1386ش.

مسئولیت مردم در سیاست های اقتصادی از نگاه امام علی (ع)

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.