طلب خیر با استخاره قرآن و تسبیح بر اساس نامه 31 نهج البلاغه

با توجه به اهمیت دعا، استخاره و اثر آن در مقدرات و سرنوشت انسان، فراگیری آداب دعا در محضر خداوند متعال امری بسیار ضروری است که حضرت علی (ع) در نامه 31 دو ادب درخواست را به مومنین آموزش می دهد که یکی از آن آداب، اخلاص در خواستن و دیگری طلب خیر یا استخاره نمودن که این پژوهش در پی توضیح این دو موضوع می باشد.

اخلاص در دعا در هنگام استخاره

«أَخْلِصْ فِي الْمَسْأَلَةِ لِرَبِّكَ فَإِنَّ بِيَدِهِ الْعَطَاءَ وَ الْحِرْمَان».[1]

خويشتن را در مقام در خواست، از براى پروردگارت خالص گردان چه آنكه عطا و حرمان به دست اوست.

استخاره به معنای طلب خیر نمودن است و حضرت علی (ع) در اين فراز اخلاص را يكى از آداب دعا و از عوامل دست یابی به خواسته ها و طلب خیر نمودن ذكر فرموده است.

لذا بايد دعا كننده فقط دل به خدا ببندد و اميد و آروزيش را به دربار ذات لايزال او متوجه سازد، علايق ديگر را از دل بيرون بريزد و اعتقاد به موثر بودن ما سوى الله را از قلب خود خارج گرداند.

روايت شده كه حضرت موسى کلیم الله از کنار مردى گذشتند كه در حال سجده، گريه و زارى بود و دعا و درخواست از پروردگار مى نمود، حضرت موسى گفت: «پروردگارا اگر حاجت اين بنده در دست من بود هر آينه آن را بر آورده مى كردم»؛ خداوند به او وحى فرمود: «يَا مُوسَى إِنَّهُ يَدْعُونِي وَ قَلْبُهُ مَشْغُولٌ بِغَنَمٍ لَهُ فَلَوْ سَجَدَ حَتَّى يَنْقَطِعَ صُلْبُهُ تَتَفَقَّأُ عَيْنَاهُ لَمْ أَسْتَجِبْ لَهُ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى حَتَّى يَتَحَوَّلَ عَمَّا أُبْغِضُ إِلَى مَا أُحِبُّ».[2]

اى موسى او مرا مى خواند و ليكن قلبش مشغول به گوسفندانش مى باشد، اكنون اگر آن قدر سجده كند كه پشت او قطع شود و چشمانش نابينا گردد اجابتش نخواهم كرد.

بارى بايد در مقا دعا و نيايش از همه جا منصرف و منقطع گرديد و دل را فقط به خدا متوجه نمود.

حضرت علی (ع) در ذيل جمله مباركه، علت اين مطلب را ذكر فرموده و مى فرمايد: «زيرا عطا و حرمان هم در دست او است».

لذا خداوند است كه عطا مى كند و رزق مى دهد و درهاى احسانش را مى گشايد و خداوند است كه منع مى كند و در عطا و رزق و احسانش را مى بندد.
يكى از معاصران مرحوم حاج ملا على كنى درباره آن بزرگوار چنين مى گويد: «جناب مستطاب حجة الاسلام آقاى حاج ملا على كنى مد ظله العالى بعد از مراجعت از عتبات عاليات، امور معيشت ايشان منحصر به يك رشته قنات بود كه در كن واقع است آنهم مخروبه شده بود مى فرمودند: «زلزله شديدى شد و قنات در هم شكافت و سه سنگ آب بيرون آمد و باعث مكنت و ثروت آن جناب شد كه محتاج به خلق نشود».[3]

طلب خير از خدا

«و أكثِرِ الإستِخارَة».[4]

و (در کارها) بسيار طلب خير (از خداوند) كن.

انسانى كه فهميد كه همه امور در دست خداوند است به طور طبيعى چشم به دربار او خواهد دوخت و كسي كه مى داند و يا هر عملى را كه رها مى نمايد عاجزانه رو به ملجأ و پناهگاه خود، خداى عالم قادر آورده و از صميم قلب خير خود را از او مى طلبد و قهراً خداوند متعال هم كه صاحب رحمت واسعه است از تقدير خير براى او دريغ نخواهد فرمود.

اميرالمومنين (ع) در زمینه طلب خیر کردن از خداوند مى فرمايد: رسول خدا (ص) مرا به يمن فرستاد و در وصيت خود به من فرمود: «يَا عَلِيُّ مَا حَارَ مَنِ اِسْتَخَارَ وَ لاَ نَدِمَ مَنِ اِسْتَشَارَ».[5]

ای على سرگردان نشد كسي كه طلب خير از خداوند كرد و پشيمان نگشت كسي كه مشورت نمود.

طلب خیر با استخاره قرآن یا تسبیح

مطلب قابل توجه اين است كه آيا مقصود از استخاره، همان معنى كلى طلب خير است كه با توجه قلبى به ضميمه يك دعا صورت مي گيرد که ظاهر معنى لغت استخاره هم همين است يا اينكه استخاره هاى متداول را هم شامل مى شود؟

ابن أبى الحديد در این فراز از فرمایش امام علی (ع) مى گويد: «مقصود امام از استخاره آنچه كه مردم امروز انجام مى دهند نيست بلكه مقصود اين است كه در همه ى امور طلب خير از خدا كنند».[6]

چنانكه شيخ محمد عبده نيز در شرح خود مى گويد: «استخاره، جولان دادن رأى و انديشه در كارى قبل از انجام آن براى اختيار بهترين راه آن است».[7]

شيخ محمود شلتوت استاد سابق دانشگاه الازهر مصر می گوید :«از قبيح ترين استخاره ها استخاره با قرآن كريم است كه عادت بعضی از مسلمين به آن جارى شده و متداول و معروف بين همگان حتى اهل علم و دين گرديده است؛ آنگاه مى گويد: «وخداوند هرگز راضى نيست كه كتاب هدايت و ارشاد او كه وسيله قوام و استوارى در حيات عقلى و روحى و عملى است وسيله شعبده و بازيچه دست بيهوده كار، يا گمراه كننده، و يا مزورى واقع شود».[8]

ولى همه اين مطالب و سخنان، به دلایل زیر نادرست و به دور از حقيقت است:

اولاً استخاره هر چند به معنى طلب خير از خداوند است و ليكن استخاره هاى متداول نيز شعبه اى از همان حقيقت و مصداقى از همان كلى است و نفى اين گونه استخاره وجهى ندارد.

ثانیاً استخاره يك نوع توسل و التجاء به دربار الهى است و فقط در مقام ترديد به كار برده مى شود كه راههاى عادى و طبيعى بسته باشد و گرنه كارى كه راه مخصوص دارد بايد از راهش وارد شد و با وجود طريق واضح و راه طبيعى، مجالى براى استخاره نيست.

و ثالثاً انسانى كه به پناه استخاره مى رود در حقيقت يك نحوه توسل با ذات لا يزال الهى پيدا كرده و از ميان دو طريقى كه قهراً يكى را انتخاب مى كند، همان يك طريق بر سر دو راهى را با توسل و روى آوردن به خداى تعالى به دست مى آورد و بدين طريق متوسل به معبود يگانه می شود و خداوند متعال هم نظر لطف به او می كند و خير او را از اين رهگذر تعيين نمايد.

بنابراين استخاره نه تنها شرك نيست كه خود عين توحيد و توكل و اعتماد به ذات لا يزال الهى است و شعبده نيست، بلكه امرى عقلائى و خردمندانه و واقعيت دار مى باشد، خواه اين عمل با تسبيح انجام شود و يا با قرآن كريم و قبح و زشتى اى اصلاً در كار نيست تا در خصوص استخاره با قرآن اقبح و زشت تر باشد و اين برنامه تازگى ندارد بلكه امرى سابقه دار است و قدمت آن طورى است كه به اعصار ائمه طيبين مى رسد و عمومات آيات كريمه هم شرعيت آن را اثبات مى كنند.

مرحوم آيت الله آقاى حاج سيد عبدالحسين نجفى لارى اعلى الله مقامه با ادله سه گانه از ادله اربعه، اثبات مشروعيت آن را مى كنند، مثلاً از عمومات قرآن كريم اين آیات را به عنوان دليل مى آورند: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»[9]

بخوانید مرا تا شما را اجابت کنم.

«قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ»[10]

بگو اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى كند.

«مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا»[11]

هر كس بر خدا توكل كند پس همو برايش بس است؛ زيرا خدا به انجام رساننده فرمانِ خويش است، بى گمان، خدا براى هر چيزى اندازه اى قرار داده است.

و وجه دلالت اين آيات كريمه اين است كه استخاره نوعى دعا، توكل و تفويض به سوى خداى تعالى و حسن ظن به او است.

آنگاه استدلال به رواياتى می کند که دلالت بر جواز دارند و سپس تمسك به اجماع كرده و مى فرمايند: «راجع به اجماع، كافى است كه قول اماميه و فعل آنان بر شرعيت استخاره و عمل به مؤداى آن استقرار يافته است، بطورى كه اين جريان از شعائر آنان به شمار مى رود و قطعاً كاشف از راى رئيس آنان و تقرير از آن ناحيه مى باشد».[12]

مطلب بعد که اصرارى روى استخاره به نحو معمول نيست و عمده، طلب خير از خداوند كردن و خير خود را از او خواستن است و ليكن غرض و مقصود ما اين است كه استخاره ى متداول بين علماء و صلحاء نيز از مصاديق همان كلى است و مشروعيت آن هم ثابت است و برداشتهاى غلط مربوط به مطلب ما نيست؛ و استخاره براى رفع تحير و انتخاب يكى از دو طرف قضيه است و البته بعدى هم ندارد كه چون پيدا كردن راه و تعيين وظيفه از مسير توسل و توجه به خداوند است که طريقه­ خير و صلاح انسان باذن الله به او ارائه می شود؛

و تخلف در بعضى از موارد، با طريق بودن و دلالت آن بر صواب، منافاتى ندارد، زيرا دعا و توسل نيز گاهى مقرون به اجابت نيست و خداوند قادر است كه اگر در موردى به حسب ظاهر و از محدوده تنگ نظر شخصى، استخاره تخلف كرد و انسان را به مراد نرسانيد و از مسير ديگر در مورد و يا جاى ديگرى آن را جبران فرمايد.
و البته ارشادات و ارائه طريق هايى كه با استخاره ها به خصوص استخاره با قرآن كريم شده و خارجاً به عينه تطابق داشته و تحقق يافته به اندازه اى است كه از حد احصاء و شماره بيرون است که به چند نمونه اشاره می شود:

در حالات مرحوم شيخ انصارى اعلى الله مقامه آمده كه سال 1240 به عزم زيارت امام هشتم از دزفول حركت نمود مى خواست رجال فضل را ببيند كه اگر از علماى عراق بهتر باشند از آنان استفاده كند؛ مادر شيخ، راضى به این سفر نبود، چون چند سال مى گذشت كه فرزندش را نديده بود و حاضر نبود دوباره به فراق او مبتلا شود؛ شيخ در اين باب با مادر، سخن ها گفت و خواهش ها نمود و مادرش راضى نشد، پس از اصرار زياد بنا بر استخاره گذاشت؛ شيخ، با نيت مادر خویش، قرآن را گشود؛ در سر صفحه كه محل استكشاف خوب و بد استخاره است اين آيه شريفه آمد:

«وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ».[13]

هرگز مترس و محزون نباش که ما او را به تو باز آوریم و هم از پیغمبران مرسلش گردانیم.

اين آيه شريفه، اندوه آن بانو را تخفيف داد و اينده شيخ را هم كاملا روشن ساخت پس مادر شيخ قدرى گريست و اجازه مسافرت را به او داد.[14]

مرحوم آيت الله آقاى حاج شيخ مرتضى حائرى رضوان الله عليه راجع به مهاجرت
پدرشان مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى اعلى الله مقامه مى نويسد:

«مرحوم والد تا آنجا كه من ياد دارم با قرآن استخاره نمي كردند مى فرمود: «من درست نمى فهمم مثلاً «يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»[15] نسبت به موضوع استخاره، خوب است نه بد؟»؛ ولى معروف و مسلم است كه براى ماندن در قم پس از اصرار عده اى از علماى قم و اهالى و نيز اهالى تهران، بالاى سر حضرت معصومه سلام الله عليها استخاره كرده بودند و اين آيه آمده بوده است: «وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ»[16]یعنی همه اهل و نزديكان و خواص خود را به نزد من بياوريد».[17]

نتیجه گیری

حضرت علی (ع) دو ادب در مقام استخاره و یا طلب خیر نمودن از پروردگار را به فرزندش آموزش می دهد، اولین ادب خواستن، اخلاص و توجه تام داشتن به پروردگار و نفی تعلق دل از غیر او کردن می باشد، چون دادن نعمت و منع آن به دست آفریدگار است، و دومین ادب دعا، طلب خیر نمودن یا استخاره در تمامی امور از پروردگار می باشد، لذا خواستن خیر و راهگشایی در محضر ربوبی در امورات روزمره زندگی بر اساس روایات موجب می شود انسان پشیمان نشود که یک وجه آن، استخاره نمودن با قرآن و یا تسبیح در هنگام حیرت در تصمیم گیری می باشد که این عمل مورد تأیید عقل و شرع می باشد.

پی نوشت ها

[1] – شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31

[2] -دیلمی، ارشاد القلوب، ص208

[3] – قائم مقام فراهانی، يادداشتها و خاطرات، ص215.

[4] – شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31

[5] – طوسی، امالى، ج1، ص135

[6] – ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج16، ص65.

[7] -عبده، شرح عبده، ج2، ص45.

[8] – گلپایگانی، لمحات فى الكتاب و الحديث و المذهب، ص242 -247.

[9] -سوره غافر، آیه60.

[10] -سوره فرقان، آیه25.

[11] -سوره طلاق، آیه3.

[12] – کلباسی، رسالة في الإستخارة من القرآن المجيد، ص8.

[13] -سوره قصص، آیه12.

[14] .انصاری، زندگی و شخصیت شیخ انصاری، ص87.

[15] -سوره جمعه، آیه1.

[16] -سوره یوسف، آیه29.

[17] – لاجوردی، يادداشتهاى مرحوم آقاى حائرى، ص134.

منابع

1– قرآن کریم.

2- ابن ابى الحديد، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، قم، مکتب آیت الله مرعشی نجفی، 1363.

3- انصاری، مرتضی، زندگی و شخصیت شیخ انصاری، قم، کنگره بزرگداشت دویستمین سالگرد شیخ انصاری، 1373.

4- دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب، قم، شریف رضی، 1371

5- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، مترجم: دشتی، قم، مشهور، سال 1379.

6- صافی گلپایگانی، لطف الله، لمحات فى الكتاب و الحديث و المذهب، قم، مکتب آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، 1434ق.

7- طوسی، محمدبن حسن، امالى، قم، دارالثقافه، 1414ق

8- عبده، محمد، شرح عبده، تهران، ذوی القربی، 1385.

9- قائم مقام فراهانی، عبدالمجید، يادداشتها و خاطرات قائم مقام فراهانی، تهران، بهارستان، 1369.

10- کلباسی، محمد بن محمدابراهیم، رسالة في الإستخارة من القرآن المجيد، قم، موسسه امام مهدی، 1411ق.

11- لاجوردی، حبیب، يادداشتهاى مرحوم آقاى حائرى، تهران، نادر، چاپ دوم، 1382.

منبع مقاله | با اقتباس از:

کریمی جهرمی، علی، به سوی مدینه فاضله، قم، راسخون، 1387.

طلب خیر با استخاره قرآن و تسبیح بر اساس نامه 31 نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.