اسلام نسبت به تلاش و کوشش برای زندگی سفارشات زیادی نموده و آن را تنها عامل پیشرفت و موفقیت در این دنیا و حتی در آخرت معرفی می نماید. در این مقاله درصدد آن برآمدیم تا با توجه به کلام امام علی (ع) در نهج البلاغه، برتری سعی و تلاش را نسبت به حسب و نسب، بعنوان عامل پیشرفت در زندگی، تبیین نماییم.
عامل پیشرفت در زندگی
امیر مؤمنان علی (ع) در کلمات قصار شماره ۲۳ سخنی از پیامبر (ص) را بیان می فرمایند: «مَنْ أَبْطأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعُ بِهِ نَسَبُهُ»؛[1] کسی که عملش او را کُند سازد، نسبش به او سرعت نمی بخشد.
آنچه انسان را به پیش می برد، کار و عمل است نه نسب، چه بسیار افرادی که با کار و کوشش و علم و دانش به درجات بسیار ارجمندی رسیدند، در حالی که از نظر نسب در حد صفر بودند و چه بسیار افرادی که در بهترین خاندان بودند، ولی بر اثر سستی و تن پروری به جایی نرسیدند. عامل پیشرفت و تکامل کار و عمل صالح بر اساس ایمان است، نه نسب وحسب.
امام علی (ع) در این سخن پر بار و حکمت آمیز به اهمیت عمل صالح و نیک در سرنوشت انسان اشاره دارد و تلویحاً کسانى را که بر نسب خود تکیه مى کنند، در خطا مى شمرد.
قرآن مجید و روایات اسلامى، در جاى جاى خود بر فرهنگ عمل تکیه کرده است و آن را مقدم بر هر چیز مى شمرد و این آیه شریفه قرآنى که به صورت شعار براى مسلمانان در آمده، شاهد این گفتار است: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ».[2]
از این رو در قرآن می خوانیم: «فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ»؛[3] «هنگامی که در صور (در روز قیامت) دمیده شود، هیچ گونه نسبی میان آن ها نخواهد بود». از یکدیگر تقاضای کمک نمی کنند. ارزش های زندگی در جهان آخرت، بر اساس ایمان و عمل صالح است و آن جهان همچون جهان دنیا نیست که ارزش ها براساس نسب وحسب و ثروت و … باشد.
و در قرآن می خوانیم: «يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»؛[4] «روز قیامت روزی است که مال و فرزند سودی ندارد، تنها کسی نجات می یابد که دارای قلب سلیم و خالص و پاک است».
امام سجاد (ع) فرمود: «خداوند بهشت را برای کسی آفریده که اطاعت فرمان او کند و نیکوکار باشد، گرچه برده سیاه چهره حبشی باشد و دوزخ را برای کسی آفریده که نافرمانی کند، هرچند فرزندی از قریش باشد».[5]
مرد عمل باش!
کار و عملی شایسته است که انسان را سریعاً به پیش می برد و اگر عمل او کند باشد، نسبش عامل پیشرفت و سرعتش نمی باشد. پیشرفت بلال حبشی در اسلام و سقوط ابولهب عموی پیامبر (ص) بهترین شاهد بر این موضوع است.
درست است که نسب عالى، یکى از مزایاى اجتماعى افراد محسوب مى شود، ولى در واقع جنبه تشریفاتى دارد. آنچه به حقیقت و واقعیت مقرون است، اعمال خود انسان است و بسیار دیده ایم افرادى که از خانواده هاى پایین بودند و به سبب جد و جهد و تلاش و کوشش به مقامات عالى رسیده اند، در حالى که افراد دیگرى با نسب هاى عالى، بر اثر سستى و تنبلى خوار و بى مقدار شدند.
عمل مثبت معنوى و مادى
از آنچه گفتیم روشن مى شود که عمل در اینجا، به معناى عبادت نیست، بلکه هرگونه عمل مثبت معنوى و مادى را شامل مى شود.
در حدیث معروف و مشروحى این حقیقت در لباس دیگرى از امام سجاد (ع) نقل شده است و خلاصه حدیث چنین است که «اصمعى» مى گوید: شبى در مکه بودم که شبى مهتابى بود، هنگامى که اطراف خانه خدا طواف مى کردم صداى زیبا و غم انگیزى گوش مرا نوازش داد.
به دنبال صاحب صدا مى گشتم که چشمم به جوان زیبا و خوش قامتى افتاد که آثار نیکى از او نمایان بود. دست در پرده خانه کعبه افکنده و با جمله هاى پرمعنا و تکان دهنده اى با خدا مناجات مى کند. مناجات او مرا سخت تحت تأثیر قرار داد. آن قدر ادامه داد و گفت و گفت که مدهوش شد و به روى زمین افتاد.
نزدیک رفتم و سرش را به دامان گرفتم و به صورتش خیره شدم، دیدم امام زین العابدین، على بن الحسین (ع) است. سخت به حال او گریستم. قطره اشکم بر صورتش افتاد و به هوش آمد و فرمود: «مَنِ الَّذِی أَشْغَلَنِی عَنِ ذِکْرِ مولاى»؛ کیست که مرا از یاد مولایم به خود مشغول داشته.
عرض کردم: «اصمعى» هستم اى سید و مولاى من این چه گریه و چه زارى است؟ تو از خاندان نبوت و معدن رسالتى. مگر خدا در مورد شما نفرمود: «إِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا».[6]
امام (ع) برخاست و نشست و فرمود: «هَیْهاتَ هَیْهاتَ خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ لِمَنْ أَطَاعَهُ وَأَحْسَنَ وَلَوْ کَانَ عَبْداً حَبَشِیّاً وَخَلَقَ النَّارَ لِمَنْ عَصَاهُ وَلَوْ کَانَ وَلَداً قُرَشِیّاً»؛[7]
«هیهات، هیهات، خداوند بهشت را براى مطیعان و نیکوکاران آفریده، هرچند غلام حبشى باشد و دوزخ را براى عاصیان خلق کرده، هرچند فرد بزرگى از قریش باشد. مگر این سخن خدا را نشنیده اى که مى فرماید: هنگامى که در صور دمیده شود و قیامت بر پا گردد، نسب ها به درد نمى خورد و کسى از آن سوال نمى کند».
شبیه همین داستان در بحارالانوار، جلد 46، صفحه 81، از طاووس یمانى نقل شده است.
تنها مسئله معاد و نجات یوم القیامه نیست که نسب ها در آن تأثیرى ندارد، بلکه در گرو اعمال آدمى است. در دنیا نیز افرادى را مى شناسیم که از نسب هاى برجسته اى برخوردار بودند، اما بر اثر سستى و تنبلى عقب ماندند و راه به جایى نبردند و افرادى را سراغ داریم که از نظر نسب از یک خانواده به ظاهر پایین اجتماعى بودند، ولى لیاقت و کاردانى و تلاش و کوشش آن ها، عامل پیشرفت در رسیدن به مقامات بالا شده است.
سعدى حال این دو گروه را در شعر خود به خوبى سروده است و مى گوید:
وقتى افتاد فتنه اى در شام / هرکس از گوشه اى فرا رفتند
روستا زادگان دانشمند / به وزیرى پادشا رفتند
پسران وزیر ناقص عقل / به گدایى به روستا رفتند
نکوهش نسب های دنیوی و نه اصالت خانوادگی
در اینجا این سوال پیش مى آید که ما در روایات اسلامى درباره فضیلت سادات و فرزندان پیامبر (ص) مطالب زیادى داریم و در نامه مالک اشتر، امام على (ع) به او توصیه مى کند که فرماندهان لشکرش را از خانواده هاى اصیل برگزیند (ثُمَّ الْصِقْ بِذَوِى الاْحْسابِ …) و در دستورات مربوط به انتخاب همسر نیز آمده است که همسران خود را از خانواده هاى اصیل برگزینید و این ها نشان مى دهد که نسب و اصالت خانوادگى نیز مؤثر است.
پاسخ این سوال با توجه به یک نکته روشن مى شود و آن این که منظور امام (ع) از نسب، نسب هاى تشریفاتى دنیوى است که فلان کس شاهزاده است یا پدرانش از مالکان بزرگ و ثروتمندان معروف شهر بوده اند و اما نسب هاى معنوى که بر اساس ارزش هاى والاى اخلاقى و انسانى بنا شده به یقین مؤثر و در عین حال باز هم اصالت با عمل است.
این گونه نسب ها نیز در درجات بعد قرار دارد. به همین دلیل افرادى از خانواده هاى اصیل بوده اند، همچون فرزند نوح و جعفر کذاب که بر اثر سوء عمل به اشقیا پیوستند و برعکس افرادى از خانواده هاى فاسد بودند که بر اثر حسن عمل در صف سعدا جاى گرفتند.
در حدیثى در حالات «سعد بن عبدالملک» که از خاندان بنى امیه بود آمده است که نزد امام باقر (ع) آمد و همچون زنان مصیبت زده گریه و ناله مى کرد. امام (ع) فرمود: چرا گریه مى کنى؟ عرض کرد: چگونه نگریم در حالى که من از همان طایفه اى هستم که به عنوان شجره ملعونه در قرآن از آن ها نام برده شده!
امام (ع) فرمود: تو از آن ها نیستى، گرچه از بنى امیه اى، ولى از ما اهل بیتى. آیا این آیه را نشنیدى که خداوند از زبان ابراهیم در قرآن فرموده: «فَمَنْ تَبِعَنِى فَإِنَّهُ مِنِّى»؛ آن کس که از من پیروى کند، او از من (و از خانواده من) است؛ از این رو سعد را به موجب اعمال نیکش، سعد الخیر مى نامیدند.[8]
تلاش و کوشش عامل پیشرفت و سازندگی
هدف امام علی (ع) توجه دادن انسان ها به تلاش و کوشش و عمل است که عامل پیشرفت و سازندگی در ابعاد مختلف خواهد شد و افراد به نسب و حسب خود تکیه نکنند که حسب و نسب آن ها را به پیش نخواهد برد.
به قول شاعر:
گیرم پدر تو بود فاضل / از فضل پدر ترا چه حاصل
در نهج البلاغه امام علی (ع) فرمود: «إِنَّ وَلِيَّ مُحَمَّدٍ (ص) مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ، وَ إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ (ص) مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ إِنْ قَرُبَتْ قَرَابَتُهُ»؛[9]
دوست حضرت محمد (ص) کسی است که اطاعت از فرمان خدا کند، گرچه پیوند نسبیش با آن حضرت (ص) دور باشد و دشمن حضرت محمد (ص) کسی است که نافرمانی از خدا کند، اگر چه پیوند نسبیش با آن حضرت (ص) نزدیک باشد.
بنابراین باید بر کار و عمل شایسته بر اساس ایمان و توحید افزود که نتیجه بخش در دنیا و آخرت است، وگرنه افتخار به حسب ونسب … انسان را نه تنها به مقامی نمی رساند، بلکه باعث تخدیر و رکود و انحطاط خواهد گردید.
نتیجه گیری
عامل پیشرفت فردی و اجتماعی انسان ها تلاش و کوشش است و نسب خانوادگی نمی تواند تضمین کننده موفقیت همه جانبه ما باشد. در اسلام، آنچه عامل پیشرفت و نجات معرفی گردیده، ایمان و عمل صالح است، نه حسب و نسب. اگر به جای سخت کوشی و پشتکار در پی تمسک به نسبت های فامیلی و روابط هستیم، باید هر لحظه منتظر سقوط نیز باشیم.
پی نوشت ها
[1] . شریف رضی، نهج البلاغه، کلمات قصار 23.
[2] . حجرات، 13.
[3] . مومنون، 101.
[4] . شعراء، 89-88.
[5] . حویزی، تفسیر نور الثقلين، ج۳، ص٥٦٤.
[6] . احزاب، 33.
[7] . غزالى، بحر المحبة، ص41-44 (با تلخیص).
[8] . مجلسی، بحارالانوار، ج46، ص337، ح25.
[9] . شریف رضی، نهج البلاغه، کلمات قصار 96.
منابع
- قرآن کریم.
- حسینی، عبدالزهرا، مصادر نهجالبلاغة و أسانيده، بیروت، دارالزهرا، 1409ق.
- حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، 1415ق.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- غزالى، احمد بن محمد، گوهر دریای عشق (تفسیر عرفانی سورۀ یوسف): بحر المحبة فی اسرار المودة فی تفسیر سوره یوسف، تهران، علم، 1400.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار إحياء التراث العربي، 1403ق.
- موسوی، صادق، تمام نهجالبلاغة، مشهد، موسسه امام صاحب الزمان (عج)، 1376.
منبع مقاله | با اقتباس از:
- محمدی اشتهاردی، محمد، گفتار پیامبر (ص) در نهج البلاغه، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1364.
- مکارم شیرازی، ناصر، پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1375، ج12، ص145-150






















