امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) در طول حیات پربرکت خود، الگوی کاملی از عدالت و دادگری را به نمایش گذاشتند. یکی از جلوه های بارز این عدالت، در اجرای احکام الهی، به ویژه عدالت در قصاص بود. حضرت نه تنها به اجرای دقیق احکام الهی اهتمام می ورزیدند، بلکه در عین حال، به حقوق مجرمین نیز احترام می گذاشتند.
عدالت در قصاص به معنای اجرای دقیق حکم الهی است، به گونه ای که حق هیچ یک از طرفین ضایع نشود. امیرالمؤمنین (ع) با رعایت کامل این اصل، در اجرای احکام قصاص، هیچگونه تبعیضی قائل نمی شدند و همه افراد را برابر می دانستند. در واقع، عدالت در قصاص به معنای آن است که حکم قصاص نه تنها به عنوان یک انتقام، بلکه به عنوان یک بازدارنده و عامل حفظ نظم اجتماعی اجرا شود.
در این مقاله به بررسی نکاتی مهم از وصیت امام علی (ع) در مورد قصاص قاتل خود، ابن ملجم ملعون پرداخته و به رویکرد ایشان بر اساس عدالت در قصاص می پردازیم.
گفتار پیامبر در رعایت مرز عدالت در قصاص
امیر مومنان علی (ع) در نامه ٤٧ در ضمن وصیتش به امام حسن و امام حسین (ع) در باره قاتلش ابن ملجم ملعون می فرماید: اگر من از دنیا رفتم به او یک ضربت بزنید، در برابر یک ضربتی که به من زد، او را «مثله» نکنید، زیرا از رسول خدا (ص) شنیدم فرمود:
«اكُمْ وَالْمُثْلَةَ وَلَوْ بِالكَلْبِ العَفُور»؛[1] «از مثله کردن دوری کنید، گرچه نسبت به سگ گزنده باشد». واژه «مثله» به معنی بریدن گوش و بینی و اعضا دیگر است.
توجه به اصول انسانی و عدالت در قصاص
آیین اسلام در همه جا حتی در دستورات قصاص و مقابله به مثل، رعایت اصول انسانی و اخلاقی را کرده است تا آنجا که اگر شخصی کافر باشد و یا بر اثر اعمالی حکم اعدامش صادر شده باشد، اجازه نمی دهد او را «مثله» کنند، چرا که مثله کار زشتی است و برخلاف اصول انسانیت است و این دستور حاکی است که اسلام آیین متانت و اخلاق و آبرو است که حتی در مورد سگ گزنده هم اجازه امور زشت مثل بریدن اعضا را نمی دهد.
ابن ملجم با این که شقی ترین و ناپاکترین افراد بود و کسی را کشت که دومین شخص بشریت در تمام تاریخ انسان بود، در عین حال امام علی (ع) سفارش فرمود: «در مورد او به عدالت رفتار شود، او یک ضربت به من زده، شما نیز یک ضربت به او بزنید و او را «مثله» نکنید».
سفارش اکيد امام علی (ع) درباره قاتلش
امام علی (ع) با خويشاوندان خود از فرزندان عبدالمطلب سخن گفته و سه دستور مهم درباره سرنوشت قاتل خود به آن ها مى دهد که نشانه عظمت فوق العاده امام (ع) و سعه صدر آن حضرت (ع) است.
نخست مى فرمايد: «ثُمَّ قَالَ: يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، لَا أُلْفِيَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْمُسْلِمِينَ خَوْضاً، تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ [قُتِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ]؛ أَلَا لَا تَقْتُلُنَّ بِي إِلَّا قَاتِلِي»؛[2] اى فرزندان عبدالمطلب! نکند بعد از شهادتم (به بهانه قتل من) در خون مسلمانان فرو رويد و بگوييد: اميرمؤمنان کشته شد. آگاه باشيد جز قاتل من را به سبب قتل من نکشيد.
اين قضيه در طول تاريخ بسيار اتفاق افتاده است که وقتى شخص بزرگى يا پادشاه و سلطانى کشته مى شود، گروهى از روى تعصب به کشتار وسيعى دست مى زنند و گروه ديگرى نيز فرصت را غنيمت شمرده و به تسويه حساب هاى شخصى مى پردازند و مخالفان خود را به اين بهانه به قتل مى رسانند.
همان گونه که در تاريخ وارد شده است، به بهانه قتل عمر به دست ابولؤلؤ، بازماندگان و دوستان او جمعى را به قتل رساندند. همچنين هنگامى که مصعب، برادر عبيد الله بن زياد را کشت، عبيدالله نذر کرد يک صد نفر از قريش را به قتل برساند.
هشتاد نفر را به قتل رساند، سپس با خبر شد که مصعب کشته شده و سر او را براى عبد الملک برده اند. در اين هنگام آرام گرفت.[3] ولى امام علی (ع) با پيش بينى حکيمانه اش جلوی اين کار را گرفت. به همين دليل بعد از شهادت آن حضرت (ع) تسويه حساب هاى شخصى به نام مبارک آن حضرت (ع) صورت نگرفت و ناامنى هايى که در اين گونه موارد پيش مى آيد، پيش نيامد.
آن گاه در ادامه اين سخن امام علی(ع) دستور دوم خود را صادر کرده مى فرمايد: «انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ»؛[4] «(درست) بنگريد هرگاه من از اين ضربت از دنيا چشم پوشيدم، او را تنها يک ضربت بزنيد تا يک ضربت در برابر يک ضربت باشد».
رعایت عدالت در قصاص قاتل خود
جالب اين است که امام علی (ع) عدالت را درباره قاتل خودش حتى در کيفيت قصاص توصيه مى کند. مبادا ناراحتى هاى شديد شيعيانش سبب شود او را به طرز غير عادلانه اى قصاص کنند.
حتى امام علی (ع) مى فرمايد: «إِنْ أَبْقَ فَأَنَا وَلِيُّ دَمِي وَإِنْ أَفْنَ فَالْفَنَاءُ مِيعَادِي وَإِنْ أَعْفُ فَالْعَفْوُ لِي قُرْبَةٌ وَهُوَ لَکُمْ حَسَنَةٌ فَاعْفُوا أَلاَ تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللهُ لَکُمْ»؛[5] اگر زنده بمانم، ولىّ خون خويشم (و مى توانم قصاص يا عفو کنم) و اگر از دنيا چشم بپوشم فنا (در دنيا) ميعاد و قرارگاه من است و اگر عفو کنم، عفو براى من موجب قرب به خداست و براى شما (در صورتى که از ميان شما بروم) حسنه و نيکى در نزد خداوند است، بنابراين عفو کنيد آيا دوست نداريد خدا شما را بيامرزد.
از اين عبارت استشمام مى شود که امام علی (ع) حتى مايل بود قاتلش عفو شود، ولى به يقين شرايط آن محيط هرگز آماده پذيرش اين عفو نبود و لذا امام (ع) در اينجا به حداقل امر قصاص توصيه مى فرمايد.
قابل توجّه اين که در تاريخ طبرى و همچنين در کامل ابن اثير آمده است که قاتل امام على (ع)، عبدالرحمان بن ملجم پيش از آن که مولا (ع) به شهادت برسد گفت: من چهل روز شمشير خود را تيز کردم و از خدا خواستم که بدترين خلقش با آن به قتل برسد. امام (ع) فرمود: (درست گفتى) تو را که بدترين خلق خدا هستى با شمشير خودت قصاص خواهند کرد».[6]
هشدار از مثله کردن قاتل خود
سپس امام علی (ع) در آخرين توصيه خود مى فرمايد: «وَ لَا تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: إِيَّاكُمْ وَ الْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْكَلْبِ الْعَقُور.»؛[7] و او را مثله نکنيد (گوش و بينى و اعضاى او را جدا نسازيد) که من از رسول خدا (ص) شنيدم، مى فرمود: از مثله کردن بپرهيزيد، هرچند نسبت به سگ گزنده باشد!.
مثله کردن به عنوان انتقامى غير انسانى در جاهليت عرب معمول بود و به همين دليل اعراب جاهلى هنگامى که در جنگ احد حمزه عموى پيامبر (ص) را شهيد کردند، گوش و بينى آن بزرگوار را بريدند و به اين هم قناعت نکردند، بلکه پهلوى او را شکافته جگر او را بيرون کشيدند. معروف است که پيامبر (ص) پس از مشاهده اين منظره فرمود: «وَإِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصّابِرينَ»؛[8] اگر خداوند مرا بر قريش پيروز کند با سى نفر (يا هفتاد نفر) از آن ها، همين گونه رفتار مى کنم.
اينجا بود که آيه شريفه نازل شد: «وهرگاه خواستيد مجازات کنيد، تنها همان گونه که به شما تعدّى شده، کيفر دهيد و اگر شکيبايى کنيد، اين کار براى شکيبايان بهتر است».[9] در اين هنگام پيغمبر اکرم (ص) عرضه داشت: «خداوندا صبر مى کنم، صبر مى کنم (و انتقام نمى گيرم)».[10]
مى دانيم پيغمبر اکرم (ص) پس از فتح مکّه کاملا قدرت داشت که به شديدترين وجهى از آن جنايت کاران انتقام بگيرد، ولى همه را مشمول عفو و رحمت گسترده خود قرار داد.
اضافه بر اين در حديثى از يکى از صحابه آمده است که مى گويد: «مَا خَطَبَنَا رَسُولُ اللهِ (ص) خُطْبَةً أَبَداً إِلاَّ أَمَرَنَا فِيهَا بِالصَّدَقَةِ وَ نَهَانَا عَنِ الْمُثْلَة»؛[11] رسول خدا (ص) هرگز خطبه اى براى ما (در مسير ميدان جهاد) ايراد نفرمود مگر اين که در آن به صدقه دستور داد و از مثله کردن نهى نمود.
هدف امام على (ع) از ذکر گفتار پیامبر (ص)
هدف امام على (ع) از ذکر سخن پیامبر (ص) تأكيد به بستگان است، این که مبادا عصبانیت و بغض آن ها نسبت به دشمن باعث شود که آن ها دشمن را مثله کنند، به آن ها تذکر می دهد که ابن ملجم را مثله نکنند و این یک درس بزرگی است از مکتب امام علی (ع) که در موارد انتقامجویی، از مرز عدالت و اخلاق اسلامی خارج نشویم و مقابله به مثل ما بر اساس دستورات اسلام باشد، نه هوس های نفسانی.
چنانکه قرآن می فرماید: «ولا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى اَلا تَعْدِلُوا»؛[12] دشمنى قومی شما را بر عدم عدالت، واندارد.
نتیجه گیری
کسی که پس از مظلوم واقع شدن بر دشمن مسلط میشود باید بر اساس حق و عدالت در قصاص با او برخورد نماید. اگر بخواهد به دلخواه خود و از روی خشم و انتقام عمل نماید، مطمئنا خود نیز ظالم خواهد شد. رعایت این فضیلت اخلاقی از تندرویها و بیعدالتیها جلوگیری مینماید.
اسلام، مسلمانان را از انتقامجویی منع کرده و برای احقاق حقوق خود به عدالت در قصاص فرا میخواند. ولی باید این مطلب را هم به خاطر داشت که عفو و گذشت از فضایل اخلاقی است. در صورتی که طرف مقابل نیز پایبند اخلاقیات باشد، سفارش دین به صبر و عفو بوده و قصاص همراه با عدالت، آخرین گزینه است. در نهایت، عدالت در قصاص باید همواره مد نظر قرار گیرد تا از ظلم و بیعدالتی جلوگیری شود.
پی نوشت ها
[1] . شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 47.
[2] . شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 47.
[3] . شوشتری، بهج الصباغه، ج11، ص87.
[4] . شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 47.
[5] . شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 23.
[6] . طبری، تاريخ طبرى، ج4، ص111؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج3، ص390.
[7] . شریف رضی، نهج البلاغه، نامه 47.
[8] . نحل، 126.
[9] . نحل، 126.
[10] . مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج11، ذیل آيه 126 سوره نحل.
[11] . مجلسی، بحارالانوار، ج101، ص216، ح4.
[12] . مائده، 8.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن اثیر، علی بن محمد، الكامل في التاريخ، بیروت، دار صادر، 1385ق.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- شوشتری، محمد تقی، بَهْجُ الصَّباغَةِ فی شَرْحِ نَهْجِ الْبَلاغَة، تهران، دار امیر کبیر للنشر، 1418ق.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، تهران، اساطير، 1362.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1421ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامی، 1380.
منبع مقاله | با اقتباس از:
- محمدی اشتهاردی، محمد، گفتار پیامبر (ص) در نهج البلاغه، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1364.
- مکارم شیرازی، ناصر، پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1375، ج10، ص287-291






















