راه رسیدن به عزت و بزرگی از منظر امام علی (ع)

عزت و بزرگی، یکی از ویژگی های انسانی است که از درون شخص نشأت می گیرد و با قناعت و اطاعت از پروردگار پیوند عمیقی دارد. انسان عزتمند کسی است که در زندگی به جای دست یافتن به متاع دنیوی، بر رضای خداوند تمرکز کرده و با قناعت از نعمت های خداوند راضی است.

اصل عزت و بزرگی

«عزت» در اصل به معنی صلابت و محکمی و قوت و حالت شکست ناپذیری است، چنانکه گویند: «اَرضٌ عَزازٌ» یعنی زمین سفت و سخت[1]، و بر این اساس از باب توسعه در استعمال در معانی دیگر از جمله غلبه، صعوبت، سختی، غیرت و حمیت و مانند اینها به کار رفته است[2]؛ و عزت و بزرگی آن حالتی است در انسان که نمی گذارد مغلوب کسی و چیزی گردد و شکست بخورد، همچنین به کسی که قاهر است و مقهور نمی شود «عزیز» گفته اند.[3]

البته عزت در اصل متعلق به خداوند است و بالافاضه از آن اهل ایمان؛ و هر که خواهان عزت و بزرگی است باید آن را از خداوند بخواهد، زیرا تمام عزت و بزرگی در اصل از آن اوست، چنانکه آیات قرآن کریم گواه این حقیقت است: «و لِلهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ»[4]، «برای خدای است عزت و بزرگی و برای پیامبر او و مؤمنان». «مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً»[5]، «هر که عزت و بزرگی خواهد پس بداند که عزت و بزرگی همه از آن خداست و به هر که خواهد دهد».

امیرمؤمنان (ع) نیز این حقیقت را چنین بیان کرده است: «الْعَزِيزُ بِغَيْرِ اللهِ ذَلِيلٌ»[6]، «عزیزی که عزت و بزرگی او از خدا نیست ذلیل است». با توجه به این حقیقت، هر که راه بندگی بپیماید به عزت و بزرگی حقیقی رسد و خدای متعال او را بزرگ و ارجمند و راسخ و استوار و نفوذناپذیر و شکست ناپذیر سازد، چنانکه امیرمؤمنان (ع) این را سنت الهی معرفی کرده و فرموده است: «فَإِنَّهُ جَلَّ اسْمُهُ قَدْ تَكَفَّلَ بِنَصْرٍ مَنْ نَصَرَهُ وَ إِعْزَازِ مَنْ أَعَزَّهُ»[7]، «خداوند که بزرگ است نام او، یاری هر که او را یاری کند پذیرفته است و عزت بخشی هر که او را عزیز دارد به عهده گرفته است».

عزت جویی و عزت یابی راهی است اساسی در تربیت. اگر آدمی به این حقیقت توجه نماید که خداوند عزیز علی الاطلاق است و هر عزیز دیگری در برابر او ذلیل است و اینکه همه موجودات ذاتاً فقیر و در نفس خویش ذلیلند و مالک هیچ چیزی برای خود نیستند مگر آنکه خدای رحمان از سر رحمت خویش بهره ای از عزت به آنان بخشد، پس عزت و بزرگی حقیقی را از رب العزة به سلوك بندگی طلب کند، عزت و بزرگی در او جلوه می یابد؛ و این راهی است که انسان باید با آن آشنا شود و آن را طی نماید.

کمال تربیت در سایه عزت و بزرگی

کمال تربیت آدمی در این است که به عزت و بزرگی دست یابد و رسالت تربیتی پیام آوران الهی نیز در این جهت بوده است که عزت های مجازی و دروغین را به کناری زنند و مردمان را به عزت و بزرگی حقیقی رسانند، زیرا هیچ چیز در تربیت چون عزت، شخصیت آدمی را تحکیم و تثبیت نمی کند و هیچ دژی چون عزت، انسان را در برابر وسوسه ها حفظ نمی کند و از تباهی ها به دور نمی دارد.

امیرمؤمنان (ع) در خطبه ای با بیان شأن رب العزة و رسالت پیامبر اکرم (ص) بدین حقیقت اشارت فرموده است: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ فَلَا شَيْءَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ فَلَا شَيْءَ بَعْدَهُ، وَ الظَّاهِرِ فَلَا شَيْءَ فَوْقَهُ، وَ الْبَاطِنِ فَلَا شَيْءَ دُونَه»[8]، «سپاس خدای راست که اول است و چیزی پیش از او نیست و آخر است و پس از او موجودی نیست. برتر است و از او بالاتر چیزی نیست نزدیک است و از او نزدیکتر نیست».

در قسمت دیگری از این خطبه در توصیف پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «مُسْتَقَرُّهُ خَيْرُ مُسْتَقَرٍّ وَ مَنْبِتُهُ أَشْرَفُ مَنْبِتٍ، فِي مَعَادِنِ الْكَرَامَةِ وَ مَمَاهِدِ السَّلَامَةِ، قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ أَفْئِدَةُ الْأَبْرَارِ وَ ثُنِيَتْ إِلَيْهِ أَزِمَّةُ الْأَبْصَارِ، دَفَنَ اللَّهُ بِهِ الضَّغَائِنَ وَ أَطْفَأَ بِهِ الثَّوَائِرَ، أَلَّفَ بِهِ إِخْوَاناً وَ فَرَّقَ بِهِ أَقْرَاناً، أَعَزَّ بِهِ الذِّلَّةَ وَ أَذَلَّ بِهِ الْعِزَّةَ»[9].

«قرارگاه او بهترین قرارگاه است و خاندان او را شریفترین پایگاه است؛ از کان های ارجمندی و کرامت و مهدهای پاکیزگی و عفت. دل های نیکوکاران به سوی او گردیده، و دیده ها در پی او دویده. کینه ها را بدو بنهفت و خون ها به برکت او بخفت. مؤمنان را بدو برادران هم کیش ساخت و جمع کافران را پریش. خواران را بدو ارجمند ساخت و سالار و عزیزان را بدو خوار».

تجلی عزت علوی در جنگ صفین

زندگی حقیقی، زیستن با ارجمندی است و این امر در اندیشه و سیره امام علی (ع) چنان می درخشد که آن حضرت حیات بی عزت را مرگ واقعی معرفی کرده است. در پیکار صفين لشکریان معاویه پیش دستی کردند و شریعه فرات را اشغال نمودند و آب را به روی لشکریان امام (ع) بستند. امیرمؤمنان (ع) خطبه ای شگفت ایراد کرد و فرمود:

«قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ، فَأَقِرُّوا عَلَى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخِيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ الْمَاءِ؛ فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَ الْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ»[10]، «دشمن از شما نبرد می طلبد و گرسنه جنگ است؛ یا تن به ذلت دهید تا تیغ هایتان را با خون دشمن سیراب سازید و سپس خود سیراب شوید؛ خوار گشتن و زنده ماندنتان مردن است و کشته گشتن و پیروز شدن زنده بودن».

این سخنان روح عزتمندی را در کالبد لشکریان چنان برانگیخت که با حمله ای برق آسا لشکریان معاویه را عقب راندند و شریعه را در اختیار گرفتند. آنگاه برخی از یاران امام (ع) گفتند اینک ما آب را بر آنان ببندیم و عمل به مثل کنیم تا از پای درآیند. اما پیشوای عزتمندان از سر عزت نفس فرمود:

«خُذُوا مِنَ اَلْمَاءِ حَاجَتَكُمْ وَ اِرْجِعُوا إِلَى عَسْكَرِكُمْ وَ خَلُّوا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ اَلْمَاءِ؛ فَإِنَّ اَللَّهَ قَدْ نَصَرَكُمْ بِبَغْيِهِمْ وَ ظُلْمِهِمْ»[11]، «به اندازه نیازتان آب بردارید و به لشکرگاه خود باز گردید و راه رسیدن آنها را به آب آزاد بگذارید؛ همانا خداوند شما را بر آنها به سبب سرکشی و ستمگریشان پیروز گردانیده است».

عزت و بزرگی از چنان جایگاهی در زندگی آدمی برخوردار است که بدون آن زندگی معنا ندارد. سخن حسین بن علی (ع) – تربیت شده مدرسه نبوی و علوی – بیانگر این امر است: «مَوْتٌ في عِزٍّ خَيْرٌ مِنْ حَياةٍ في ذُلٍّ»[12]، «مرگ با عزت از زندگی با ذلت بهتر است».

همچنین سخن حسین (ع) در روز عاشورا آن هنگام که سپاه عمر بن سعد از هر طرف حسینیان را محاصره کرد و دو سپاه رویاروی هم قرار گرفتند، نشان دهنده این تربیت کمالی است: «ألا وَ إنَّ الدَّعيَّ ابنَ الدَّعيِّ قَد رَکَزَ بَينَ اثنَتينِ، بَينَ السِّلَّهِ وَالذِلَّةِ؛ وَ هَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ، يَأبى اللّه ُ ذلك لَنا وَ رَسولُهُ وَ المُؤمِنونَ وَ حُجورٌ طابَت وَ طَهُرَت، وَ أنوفُ حَميَّةٍ وَ نُفوسُ أبيَّةٍ مِن أن تُؤثِرَ طاعَةَ اللِئامِ عَلى مَصارِعِ الكِرامِ»[13].

«آگاه باشید که این فرومایه فرزند فرومایه مرا میان دوراهی شمشیر و ذلت قرار داده است؛ و هیهات که ما زیر بار ذلت رویم، زیرا خداوند و پیامبرش و مؤمنان از اینکه ما زیر بار ذلت رویم ابا دارند، و دامن های پاک مادران و انسان های پاکدامن و مغزهای با غیرت و نفوس با شرافت روا نمی دارند که اطاعت افراد لئیم و پست را بر قتلگاه انسان های کریم و نيك منشان مقدم داریم».

در مدرسه تربیتی علی بن ابی طالب (ع) زندگی با سر بلندی، حیات است هر چند که با سختی بسیار همراه باشد،؛ و زندگی در خواری، ممات است هر چند که با راحتی بسیار مقرون باشد. آن حضرت فرموده است: «الْمَنِيَّةُ وَ لَا الدَّنِيَّةُ، وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّل»[14]، «مرگ آری، اما تن دادن به پستی هرگز؛ قناعت به کم آری، اما دست نیاز به سوی دیگران دراز کردن هرگز».

راه های کسب عزت و بزرگی

با توجه به حقیقت عزت، برای اینکه عزت و بزرگی در درون آدمی جان بگیرد و رشد کند و همه وجود را فرا گیرد و انسان از روحیه ای عزتمند برخوردار شود و شخصیتی پایدار و راست و استوار بیابد، بهترین راه، اطاعت خدا، غلبه بر هوای نفس، آزادی از دنیا، تقوا، قناعت، شجاعت و انصاف است که در سخنان امیرمؤمنان (ع) به صراحت وارد شده است.

چون اصل عزت به طور کلی از آن خداست، اطاعت خدا راهی کوتاه و هموار و مطلوب فطرت در کسب عزت و بزرگی است و غنیمتی بی مانند در تربیت انسان است. امیرمؤمنان (ع) فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الطَّاعَةَ غَنِيمَةَ الْأَكْيَاسِ، عِنْدَ تَفْرِيطِ الْعَجَزَةِ»[15]، «خدای سبحان طاعت را غنیمتی ساخته است برای زیرکان، آنگاه که مردم ناتوان کوتاهی کنند در آن».

انسان خردمند به خوبی درمی یابد که همه موجودات بالذات فقیرند و خداوند بی نیاز مطلق است، و تنها اوست که بی نیاز حقیقی است و همه موجودات سر تا پا نیازند. او ذاتی است مستجمع جمیع کمالات و شایسته طاعت؛ و با اطاعت اوست که آدمی به کمال می رسد و عزت و بزرگی می یابد. امیرمؤمنان (ع) راه عزت و بزرگی را این گونه ترسیم می کند: «إِذَا طَلَبْتَ الْعِزَّ فَاطْلُبُهُ بِالطَّاعَةِ»[16]، «هر گاه خواهان عزت شدی آن را در اطاعت و فرمانبرداری خدای بجوی».

آدمی چون در اطاعت حق قرار می گیرد، به دریای بیکران عزت ربوبی واصل می شود و به اقتدار حقیقی می رسد که از امیرمؤمنان (ع) چنین وارد شده است. «لَا عِزَّ كَالطَّاعَةِ»[17]، «هیچ عزتی چون اطاعت و فرمانبرداری [خدای] نیست». «لَا عِزَّ إِلَّا بِالطَّاعَةِ»[18]، «هیچ عزتی نیست مگر به سبب اطاعت و فرمانبرداری [خدای].

انسان با اطاعت قادر یکتا به صلابت و قوت حقیقی می رسد و در نتیجه از کوه راسخ تر می شود که سرافرازی به تمام معنا در اینجاست: «مَنْ أَطَاعَ اللهَ سُبْحَانَهُ عَزَّ وَ قَوِيَ»[19]، «هر که خدای سبحان را اطاعت کند، عزت و بزرگی یابد و قوی گردد».

تقوای الهی و پرواپیشگی نیز دژی است که آدمی را از آنچه بدو ضرر و زیان می رساند، حفظ می کند و مایه استواری و شکست ناپذیری آدمی در برابر عوامل مخرب حقیقتش می شود و زمینه رسیدن به مقصد تربیت را فراهم می نماید؛ و پرده دری و تبهکاری و ناپارسایی، خانه ای است بی بنیاد که آدمی را به نابودی می کشاند. امیرمؤمنان (ع) در ضمن خطبه ای فرموده است:

«اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْنٍ عَزِيزٍ، وَ الْفُجُورَ دَارُ حِصْنٍ ذَلِيلٍ، لَا يَمْنَعُ أَهْلَهُ وَ لَا يُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ؛ أَلَا وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطَايَا، وَ بِالْيَقِينِ تُدْرَكُ الْغَايَةُ الْقُصْوَى»[20]، «بندگان خدا بدانید که پرهیزگاری خانه ای است چون دژ استوار، و ناپارسایی خانه ای بی بنیاد و خوار، نه ساکنانش را از آسیب نگاهبان است و نه کسی که بدان پناه برد در امان است. بدانید که با پرهیزگاری توان ریشه خطاها را برید و با یقین به نهایت درجه بلند توان رسید».

انسان به میزانی که در عرصه های گوناگون پروا پیشه می کند، به عزت و بزرگی دست می یابد و از پله های کمال بالا می رود، همان طور که پرده دری در هر عرصه ای حریم های وجود آدمی را می درد و خواری و سقوط به بار می آورد، به بیان امام علی (ع): «التَّقْوَى تُعِزُّ؛ الْفُجُورُ تُذِلُّ»[21]، «پرهیزگاری عزت می بخشد، تبهکاری ذلت می آورد».

تقوای الهی در ارجمندی آدمی چنان نقشی دارد که امیرمؤمنان (ع) آن را چنین معرفی کرده است: «لا عِزُّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَى»[22]، «هیچ عزتی عزت بخش تر از تقوا نیست».

آزادی از دنیای نکوهیده و رها شدن از دام های آن نیز آدمی را به قوت و صلابت می رساند و عزتش می بخشد. پیشوای آزادگان، علی (ع) فرموده است: «مَنْ سَلَا عَنْ مَوَاهِبِ الدُّنْيَا عَزَّ»[23]، «هر که بخشش های دنیا را از یاد برد عزت و بزرگی یابد».

هر چه آدمی بر خواهش های نفسانی و تمنیات حیوانی بیشتر چیره گردد، ارجمندی اش فزونی می گیرد و بستر سلوک انسانی به سوی مقصدی متعالی بیشتر برایش فراهم می شود. «مَنْ يَغْلِبُ هَوَاهُ يَعِزُّ»[24]، «هر که بر خواهش نفس خود چیره شود، عزت یابد».

روی برگرداندن از غیر خدا و همه چیز را از خدا دیدن و از او خواستن و جز او را در عالم وجود مؤثر ندانستن، خود بنیانی است عزت آور، چنانکه در بیانی از امیرمؤمنان (ع) بدین امر اشارت رفته است: «الْعِزُّ مَعَ الْیأْسِ»[25]، «عزت با یأس از غیر خدا است». «تروح إلى بقَاءِ عِزِّكَ بِالْوَحْدَةِ»[26]، «ماندگاری عزت خویش را با یکتایی و انقطاع زنده بدار».

قناعت و دوری از فزون طلبی و زیاده خواهی، آدمی را به عزت و بزرگی سوق می دهد، چنانکه از امیرمؤمنان (ع) وارد شده است: «الْقناعَةُ تُؤَدِّي إِلَى الْعِزَّء»[27]، «قناعت به سوی عزت می کشاند». حرص و طمع عین دریوزگی و خواری است و قناعت عین بی نیازی و ارجمندی. «الْقَنَاعَةُ عِزٌّ»[28]، «قناعت عزت است».

چون درخت قناعت در وجود آدمی سر زند، عزت به بار نشیند و آدمی تن به خواری در برابر فزون طلبی نفس ندهد؛ به بیان پیشوای پرهیزگاران علی (ع): «ثَمَرَةُ الْقَنَاعَةِ الْعِزَّ»[29]، «میوه قناعت عزت است». بنابراین کسی که خواهان عزت و بزرگی است، فزونخواهی را مهار می زند و زندگی خود را با قناعت، والایی و ارجمندی می بخشد. امام علی (ع) بدین کمال انسانی سفارش کرده و فرموده است: «اِقنَع تَعُزَّ»[30]، «قناعت کن عزیز باش».

شجاعت نیز از موجبات عزت و بزرگی انسان است و نمی گذارد آدمی تن به خواری و پستی دهد، چنانکه در سخنان نورانی امیرمؤمنان (ع) وارد شده است: «الشَّجَاعَةُ أَحَدُ الْعِزَّيْنِ»[31]، «شجاعت یکی از دو عزت است». «الشَّجَاعَةُ عِزُّ حَاضِرَ، الْجُبْنُ ذُلٌّ ظَاهِرٌ»[32]، «شجاعت عزتی مهیا و آماده است، و ترسویی ذلتی آشکار است».

پاس داشتن عدل و داد و حفظ حقوق دیگران همانند حفظ حقوق خود و نصف کردن سود و زبان میان خود و دیگران و در مقام داوری حقوق طرفین را یکسان و برابر رعایت کردن، یعنی انصاف، نیز از اموری است که آدمی را عزت و بزرگی می بخشد. امیرمؤمنان (ع) در ضمن سخنی این حقیقت را اشارت فرموده است: «ألا إِنَّهُ مَنْ يُنْصِفُ النَّاسُ مِنْ نَفْسِهِ لَمْ يَزِدْهُ اللهُ إِلَّا عِزّا»[33]، بدانید هر که از خود به مردم انصاف دهد خداوند جز عزتش نیفزاید».

پیامد های ذلت و خواری

خواری و ذلت پذیری، چه در فرد و چه در جامعه، زمینه پذیرش همه تباهی هاست و هیچ چیز چون ذلت ویرانگر بنیان تربیت حقیقی نیست. در هر دوره ای از تاریخ بشر که مناسبات و روابط ذلت بار بر مردمی حاکم شده است، انواع تباهی ها نیز ظهور کرده است. امیرمؤمنان علی (ع) چنین جامعه ای را این گونه معرفی کرده است:

«وَ اعْلَمُوا – رَحِمَكُمُ اللَّهُ – أَنَّكُمْ فِي زَمَانٍ الْقَائِلُ فِيهِ بِالْحَقِّ قَلِيلٌ وَ اللِّسَانُ عَنِ الصِّدْقِ كَلِيلٌ وَ اللَّازِممُ لِلْحَقِّ ذَلِيلٌ؛ أَهْلُهُ مُعْتَكِفُونَ عَلَى الْعِصْيَانِ، مُصْطَلِحُونَ عَلَى الْإِدْهَانِ؛ فَتَاهُمْ عَارِمٌ، وَ شَائِبُهُمْ آثِمٌ، وَ عَالِمُهُمْ مُنَافِقٌ، وَ قَارِئُهُمْ مُمَاذِقٌ؛ لَا يُعَظِّمُ صَغِيرُهُمْ كَبِيرَهُمْ، وَ لَا يَعُولُ غَنِيُّهُمْ فَقِيرَهُم»[34].

«بدانید خدایتان بیامرزد، شما در زمانی به سر می برید که گوینده حق اندک است در آن، و زبان در گفتن راست ناتوان. آنان که با حقند خوارند و مردم به نافرمانی خدا گرفتار، و سازش با یکدیگر را پذیرفتار. جوانشان بدخو و پیرشان گنهکار، عالمشان دو رو و قاری شان سود خود جو، نه خردشان سالمند را حرمت نهد و نه توانگرشان مستمند را کمک دهد».

وقتی حریم های عزت و بزرگی آدمیان می شکند، رنگ و بویی از انسانیت، سلامت، صداقت و صراحت باقی نمی ماند و انحطاط اخلاقی چون خوره ای فرد و جامعه را به نابودی می کشاند. تربیت انسان های والا جز به عزت ممکن نیست، و اخلاقیات جز در زمین ارجمندی آدمی شکوفا نمی شود. انسانی که زبان به ناراستی می گشاید و به تباهی تن می سپارد از ذلت نفسش است. «الْكَاذِبُ مُهَانٌ ذَلِيلٌ»[35]، «دروغگو [دارای شخصیتی] پست و خوار است». «نِفَاقُ الْمَرْءِ مِنْ ذُلّ يَجِدُهُ فِي نَفْسِهِ»[36]، «نفاق آدمی از ذلتی است که درون خود می یابد».

بنابراین خطرناکترین بیماری های درونی و پلیدترین رفتار آدمی ریشه در زمین ذلت نفس دارد و جز با تربیتی مبتنی بر عزت و بزرگی سیر به سوی کمال مطلق میسر نمی شود.

نتیجه گیری

عزت و بزرگی واقعی نه در قدرت و ثروت دنیاست، بلکه در قناعت و اطاعت از خداوند نهفته است. انسانی که به خدا توکل کرده و از نعمت های او راضی است، از هیچ نیازی احساس فقر نمی کند و در دلش آرامش واقعی را تجربه می کند. زندگی ای سرشار از عزت و آرامش زمانی امکان پذیر است که انسان با ایمان و قناعت در مسیر اطاعت از خداوند گام بردارد.

پی نوشت ها

[1] . راغب، مفردات، ص332-333

[2] . طباطبایی، المیزان، ج17، ص2

[3] . راغب، مفردات، ص333

[4] . منافقین/8

[5] . فاطر/10

[6] . مجلسی، بحارالأنوار، ج78، ص10

[7] . شریف رضی، نهج البلاغه، نامه53

[8] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه96

[9] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه96

[10] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه51

[11] . منقری، وقعة صفین، ج1، ص161

[12] . مجلسی، بحارالأنوار، ج 44، ص192

[13] . ابن طاووس، اللهوف، ص97

[14] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت396

[15] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت331

[16] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص285

[17] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص768

[18] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص780

[19] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص614

[20] . شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه157

[21] . خوانساری، شرح غرر الحكم ، ج1، ص22

[22] . شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت371

[23] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص667

[24] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص576

[25] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص34

[26] . مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۵ ص۵۴

[27] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص60

[28] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص20

[29] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص328

[30] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص817

[31] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص88

[32] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص38

[33] . کلینی، کافی، ج2، ص144

[34] . مجلسی، بحارالأنوار ج34، ص224

[35] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص30

[36] . خوانساری، شرح غرر الحکم، ج1، ص722

منابع

1. قرآن کریم

2. ابن طاووس، علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف، تهران، جهان، چاپ اول، 1348ش

3. راغب، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القران، بیروت، دار الشامیة، چاپ اول، 1412ق

4. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق

5. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، الأعلمی، چاپ سوم، 1393ق

6. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1407ق

7. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1403ق

8. منقری، نصر بن مزاحم، وقعة صفین، قم، مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، چاپ دوم، 1404ق

منبع مقاله | اقتباس از:

دلشاد تهرانی، مصطفی، مکتب مهر، تهران، انتشارات دریا، چاپ اول، 1379ش، ص153-165

راه رسیدن به عزت و بزرگی از منظر امام علی (ع)

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.