جمال باطن، سرچشمه همه زیبایی هاست و به ظاهر نیز تسری می یابد. بدیهی است شناخت بیشتر جمال انسانی و اهمیت آن، نقش ارزنده ای در مزین شدن افراد جامعه به انواع آن داشته و انسان و جامعه بشری را در مسیر سعادت قرار خواهد داد. جمال و زیبایی در نهج البلاغه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و در بیشتر موارد مورد توجه و سفارش قرار گرفته است.
مراد از زیبایی ها و جمال ظاهری انسان، آن قسمت از زیبایی های هویدا و آشکار است. امام علی (ع) علاوه بر جسم، فضایل اخلاقی را نیز از جمله جمال ظاهری انسان دانسته اند که از خوانندگان دعوت می شود به مطالعه آن بپردازند.
جمال باطنی انسان
والاترین زیبایی های انسان، جمال باطن است. درونی که آراسته به نیات و خواسته های زیبا باشد، اعمال و رفتار زیبا نیز از خود نشان می دهد؛ چراکه اعمال بر اساس نیات و افکار صورت می پذیرد. بیانات امام علی (ع) در ارتباط با جمال باطن در نهج البلاغه عبارتند از:
1. ایمان:
یکی از زیبایی ها و آراستگی هایی که ایجاد جمال باطنی می کند، ایمان است. خداوند در قرآن می فرماید: «… حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ …»؛[1] «… ولی خدا ایمان را محبوب شما قرار داده و در دل هایتان آن را زینت بخشیده است و …».
خداوند ایمان را رنگ الهی توصیف نموده است؛ یعنی هر کسی ایمان داشته باشد، همرنگ خداست. با خدا یکرنگ شدن یعنی پیوستن به جمال مطلق الهی و آراسته شدن به زیبایی های الهی؛ در این حالت است که نیت و اعمال و رفتار انسان همه زیبا می شود.
قرآن می فرماید: «فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ * صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ»؛[2]
«پس اگر آنان هم به آنچه شما به آن ایمان آورده اید، ایمان آورند (که ایمان به قرآن و به پیامبر است)، مسلماً هدایت یافته اند و اگر روی برتابند، جز این نیست که در ستیز و دشمنی اند، پس به زودی خدا شر آنان را به کشته شدن یا آوارگی از خانه و کاشانه دفع خواهد کرد و او شنوا و داناست. (به یهود و نصاری بگویید:) رنگ خدا را (که اسلام است، انتخاب کنید) و چه کسی رنگش نیکوتر از رنگ خداست؟ و ما فقط پرستش کنندگان اوییم».
واژه صبغه از صبغ یعنی رنگ آمیزی کردن گرفته شده است و منظور از آن حالت و نحوه رنگ آمیزی و به معنای تطهیر است؛ زیرا ایمان به خدا، نفس و روان انسان ها را پاکیزه می کند. رنگ آمیزی خدا که همان فطرت پاک است، موجب تطهیر مسلمانان می شود و هیچ رنگی بهتر از رنگ خدایی نیست.[3]
حضرت علی (ع) نیز در نهج البلاغه ایمان را نور و روشنایی دانسته که هر چه ایمان بیشتر و قوی تر شود، زیبایی نیز بیشتر خواهد شد: «إِنَّ الْإِيمَانَ يَبْدُو لُمْظَةً فِي الْقَلْبِ؛ كُلَّمَا ازْدَادَ الْإِيمَانُ، ازْدَادَتِ اللُّمْظَةُ»؛[4] «ایمان آشکار می شود، به صورت لمظه ای در دل، هر چه ایمان بیشتر شود، این لمظه بزرگ تر گردد» و نیز ایمان و عمل جمال ظاهر و باطن را مکمل یکدیگر دانسته و می فرماید: «فَبِالْإِيمَانِ يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحَاتِ، وَ بِالصَّالِحَاتِ يُسْتَدَلُّ عَلَى الْإِيمَانِ»؛[5] «به ایمان است که به کارهای نیکو راه توان برد و به کارهای نیکوست که ایمان را توان دانست».
2. عقل:
از زینت بخش ترین زیبایی هایی است که خداوند آن را به انسان عطا فرموده است؛ چرا که مهمترین راه به سوی روشنایی هاست. امام علی (ع) می فرماید: «… وَ لاجَمَالَ أَزْيَنُ مِنَ الْعَقْلِ»؛[6] «… هیچ زیبایی زینت بخشتر از عقل نیست».
اندیشیدن و تدبیر را بالاتر از هوش طبیعی انسان ها دانسته است؛ چرا که به واسطه تدبیر است که می توان زشت و زیبا را از هم تشخیص داد و مسیر رشد و هدایت را یافت. با عقل است که می توان به دنبال آموختن علم و ادب و حکمت رفت و آن را زینت بخش باطن خود ساخت.
3. علم:
حضرت علی (ع) علم را زیباترین یادگار پس از مرگ دانسته و می فرماید: «مَعْرِفَةُ الْعِلْمِ دِينٌ يُدَانُ بِهِ، بِهِ يَكْسِبُ الْإِنْسَانُ الطَّاعَةَ فِي حَيَاتِهِ وَ جَمِيلَ الْأُحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفَاتِهِ، وَ الْعِلْمُ حَاكِمٌ وَ الْمَالُ مَحْكُومٌ عَلَيْهِ»؛[7] «شناخت فضیلت علم، رکنی از ارکان دین است که باید بدان گردن نهاد. به علم است که آدمی تا هنگامی که زنده است به اطاعت پروردگارش پردازد و پس از مرگش نام نیک او بر جای ماند. علم، حاکم است و مال، محکوم».
4. تقوا:
حضرت علی (ع) تقوا را زیباترین پناهگاه دانسته و می فرماید: «… وَ لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ»؛[8] «… و هیچ پناهگاهی بهتر از پارسایی نیست».
5. هدایت:
حضرت علی (ع) هدایت را آراستگی درونی دانسته و می فرماید: «وَ مِنْهُ: إِنِّي وَ اللَّهِ لَوْ لَقِيتُهُمْ وَاحِداً وَ هُمْ طِلَاعُ الْأَرْضِ كُلِّهَا مَا بَالَيْتُ وَ لَا اسْتَوْحَشْتُ؛ وَ إِنِّي مِنْ ضَلَالِهِمُ الَّذِي هُمْ فِيهِ وَ الْهُدَى الَّذِي أَنَا عَلَيْهِ لَعَلَى بَصِيرَةٍ»؛[9] «به خدا سوگند، اگر با ایشان روبرو شوم، من تنها باشم و آن ها روی زمین را پر کنند، نه باک دارم و نه هراس، زیرا به آن گمراهی که آنان در آن غرقه اند و آن هدایتی که خود بدان آراسته ام، نیک آگاهم».
6. یقین:
حضرت علی (ع) یقین را برطرف کننده اندوه دانسته و می فرماید: «اطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْيَقِينِ»؛[10] «هر غم و اندوه را که بر تو روی آرد، به افسون شکیبایی و یقین نیکو از خود دور ساز».
7. حسن نیت:
حضرت علی (ع) حسن نیت را افکار زیبای درونی دانسته و می فرماید: «وَ أَشْهَدُ … شَهَادَةَ مَنْ صَدَقَتْ نِيَّتُهُ وَ صَفَتْ دِخْلَتُهُ وَ خَلَصَ يَقِينُهُ وَ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ»؛[11] «شهادت می دهم، شهادت کسی که نیتش صادق است و باطنش از هر شائبه مبراست و یقینش خالص است و کفه ترازوی عملش به نیکی سنگین است».
8. حسن ظن:
برترین جمال باطن، حسن ظن به پروردگار بوده و لازم است با خوف الهی همراه باشد. حضرت علی (ع) می فرماید: «… وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ يَشْتَدَّ خَوْفُكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ أَنْ يَحْسُنَ ظَنُّكُمْ بِهِ فَاجْمَعُوا بَيْنَهُمَا»؛[12] «… اگر توانستید که میان شدت خوفتان از خدا و حسن ظن به او جمع کنید، چنین کنید؛ زیرا بنده خدا باید حسن ظنش به خدا به قدر خوفش از او باشد. از میان بندگان خدا کسانی حسن ظنشان به خدا بیشتر است که خوفشان بیشتر باشد».
ارتباط جمال ظاهر و جمال باطن
گرچه باطن، بخش درونی و مستور انسان هاست، ولی همیشه از دید دیگران پنهان نمی ماند. آثار آنچه که در ضمیر آدمی وجود دارد، در اعمال و کردار افراد نمایان می گردد. حضرت علی (ع) ظاهر را آشکار کننده باطن انسان دانسته و می فرماید: «مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً، إِلَّا ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ»؛[13] «هیچ کس چیزی را در دل نهان ننمود مگر آنکه در سخن نابجایی که از دهانش میپرد یا در صفحات چهره اش هویدا شود».
ابن ابی الحدید در شرح این کلام امام (ع) می گوید: «چشم و چهره و زبان همنشینان خبرهای قلب هستند».[14] امام علی (ع) می فرماید: «هر که باطن خود را نیکو سازد، خداوند هم ظاهرش را نیکو جلوه دهد. هر که برای دینش کار کند، خداوند کار دنیایش را کفایت کند و هر که رابطه خود را با خدا نیکو گرداند، خداوند رابطه او را با مردم نیکو گرداند».[15]
یعنی آراستن باطن و درون انسان به وسیله اخلاق خوب، زمینه ای است برای آن که خداوند گفتار و رفتار ظاهری او را به لطف خود اصلاح کند؛ زیرا آراستگی ظاهر به منزله نتایج آرایش باطن است و همچنین عمل انسان به خاطر دین و برپا داشتن حدود الهی زمینه ای است برای اصلاح حال او در زندگی دنیوی اش و انگیزه ای است برای توجه مردم نسبت به او.
چون او به جای این که مثل آن ها شیفته دنیا گردد، به خدا توجه دارد و جمله آخر نیز همین معنی را دارد، زیرا که خالص ساختن بندگی برای خدا و نیکو ساختن رفتار خود، باعث بریدن از محبت و حرص بر دنیایی است که باعث برهم زدن و فساد ما بین مردم است و در نتیجه زمینه برای از بین بردن و برطرف ساختن این فساد فراهم خواهد بود.[16]
این آشکارسازی به دلیل آزمایش و توجه خداوند بر بندگانش است. هر ظاهری، آشکار کننده درون و باطن خودش است. حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید: «بدان که هر ظاهری را باطنی است، همانند آن، آنچه ظاهرش پاکیزه باشد، باطنش نیز پاکیزه است و آنچه ظاهرش ناپاک باشد، باطنش نیز ناپاک است.
پیامبر راستگوی (ص) فرمود: بسا خداوند بنده ای را دوست دارد، ولی عملش را دوست ندارد و گاه عملش را دوست دارد، ولی کننده آن را دوست ندارد و بدان که هر عملی را درختی است که آن عمل به مثابه میوه آن است و هیچ درختی از آب بی نیاز نیست و آب ها گونه گونه اند. هر آنچه آبیاری اش نیکو، درختش نیکو و میوه اش شیرین است و هر آنچه آبیاری اش بد، درختش بد و میوه اش تلخ است».[17]
مدرس وحید در شرح این خطبه می گوید: «این کلام امام (ع) برگرفته از قرآن مجید است[18] و این یک قضیه کلی است که هر ظاهری، باطنی مثل خودش دارد؛ زیرا ظاهر آئینه باطن است. همچنین در مثل مشهوری است که از کوزه همان برون تراود که در اوست؛ یعنی هر آنچه در باطن افراد هست، در ظاهرشان که شامل چهره و گفتار و افعال آنان است نیز آشکار خواهد شد.
پس حقیقت درونی اشخاص، اگر جمیل و زیبا باشد، ظاهر او نیز زیبا خواهد بود؛ مثل حسن خلق و معاشرت نیکو، جود و سخا، حلم و گفتار نیک و … که دلیل بر وجود این زیبایی ها در باطن و ملکات نفسانی افراد می باشد و بخل، حسد، بدخلقی و … نشان از نازیبایی های باطنی است».[19]
حضرت علی (ع) اشاره می کند که گاهی نفس بنده، محبوب خداست و عملش مبغوض اوست؛ یعنی ممکن است از بنده پرهیزگار و مؤمنی سهواً یا عمداً عمل قبیحی سر بزند که خدا آن را مبغوض می دارد، ولی برعکس، گاهی شخص کافری عمل نیکویی را انجام می دهد که خدا آن را دوست می دارد، ولی نیت شخص و انجام دهنده آن را دوست ندارد.
مدرس وحید در شرح این بخش از خطبه بیان می دارد که استشهاد امام علی (ع) به این کلام پیامبر (ص) برای تشویق و ترغیب افراد به یکسان سازی ظاهر و باطن است؛ یعنی هر که نفس و نیتش خوب است و محبوب خداست، سعی کند تا عملش نیز در همان راستا باشد تا مورد لطف و عنایت خداوند قرار گیرد و برعکس.[20]
بنابراین برای ایجاد جمال ظاهر ابتدا باید به باطن پرداخت و آن را از انواع آلودگی ها تزکیه نمود و به افکار و نیات و خواسته های زیبا آراست تا این آراستگی ها در ظاهر نیز جریان یافته و اعمال و رفتار و گفتار انسان نیز در پی آن زیبا و خوشایند شوند. جمال باطن محقق نمی شود، مگر با اخلاص و پاکیزه کردن نیات. چنان که حضرت علی (ع) در آخر این خطبه مثالی را می زند و بیان می کند: … هیچ درختی از آب بی نیاز نیست …
ابن ابی الحدید آن را به اخلاص که ضد ریا است تفسیر نموده است؛ یعنی هر عملی که با خلوص نیت برای خدا انجام شود، نه برای غیر خدا، پس تزکیه و رشد بوده و محصول آن شیرین است و هر کاری که با ریا و برای شهرت باشد، پس تزکیه و رشدی در آن نیست، بنابراین میوه آن به مذاق تلخ می آید.[21]
بنابراین عملی که بر اساس نیت خالص برای خداوند انجام گیرد، موجب جمال و همچنین رشد و کمال است. این به واسطه لطف و عنایت خداوند نسبت به بندگانش صورت می گیرد؛ یعنی هر کس نیت خود را برای خدا خالص و زیبا گرداند، خداوند نیز لطف خود را شامل حال او نموده، اعمال و رفتار و گفتار او را می آراید؛ یعنی آراستگی ظاهری نیز نصیب او خواهد نمود.
آفات جمال باطن
برای تثبیت و مداومت هر عملی لازم است که عوامل از بین برنده آن نیز شناخته برطرف شود. در موضوع جمال و زیبایی نیز برخی از اعمال و خصلت ها، همچون آفات نابود کننده آن ها هستند.
حضرت علی (ع) در نهج البلاغه برخی عوامل را موجب از بین رفتن جمال باطن دانسته و پرهیز از آن ها را متذکر شده است؛ چنان که می فرماید:
«وَ اعْلَمُوا أَنَّ يَسِيرَ الرِّيَاءِ شِرْكٌ وَ مُجَالَسَةَ أَهْلِ الْهَوَى مَنْسَاةٌ لِلْإِيمَانِ وَ مَحْضَرَةٌ لِلشَّيْطَانِ، جَانِبُوا الْكَذِبَ فَإِنَّهُ مُجَانِبٌ لِلْإِيمَانِ الصَّادِقُ عَلَى شَفَا مَنْجَاةٍ وَ كَرَامَةٍ وَ الْكَاذِبُ عَلَى شَرَفِ مَهْوَاةٍ وَ مَهَانَةٍ، وَ لَا تَحَاسَدُوا فَإِنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الْإِيمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ، وَ لَا تَبَاغَضُوا فَإِنَّهَا الْحَالِقَةُ، وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْأَمَلَ يُسْهِي الْعَقْلَ وَ يُنْسِي الذِّكْرَ فَأَكْذِبُوا الْأَمَلَ فَإِنَّهُ غُرُورٌ وَ صَاحِبُهُ مَغْرُورٌ».[22]
1- آرزوهای دور و دراز: مهمترین آفات جمال باطن، آرزوهای دور و دراز است که حضرت علی (ع) در خصوص آن می فرماید: «پس به آرزوها که موجب سبکی عقل و فراموشی یاد خداست، میدان ندهید که خود فریبنده است و آرزومند فریب خورده».
2- ریاکاری: همچنین حضرت علی (ع) در این خطبه اشاره می کند: «بدانید که ریاکاری هر چند اندک بود، شرک است».
3- دروغ: همچنین حضرت علی (ع) در این خطبه اشاره می کند: «از دروغ حذر کنید که دروغ از ایمان دور است».
4- حسد: همچنین حضرت علی (ع) در این خطبه اشاره می کند: «حسد مورزید که حسد، ایمان را می خورد، چنان که آتش، هیزم را».
5- همنشینی با هواپرستان: حضرت علی (ع) در این خطبه نیز اشاره می کند: «و همنشینی با اهل هوا و هوس، ایمان را به فراموشی سپارد».
6- دشمنی: حضرت علی (ع) در این خطبه نیز اشاره می کند: با یکدیگر دشمنی مکنید که دشمنی هر خیر و برکتی را تباه می کند و خدا را از یاد می برد».
با توجه به جذابیت جمال و زیبایی و فریبندگی برخی زینت ها، امام علی (ع) در نهج البلاغه، ما را متوجه خطرات برخی از آن ها نموده و برحذر می دارد.
زینت های دنیوی
منظور از زینت های دنیا، دلبستگی به زخارف دنیا و هدف قرار دادن آن هاست. اگر از دنیا بجا استفاده شود، می تواند عاملی کمک کننده در جهت رشد و کمال انسان باشد، اما اگر صرفاً هدف و مقصود قرار گیرد، باعث سقوط آدمی می گردد. حضرت علی (ع) در این خصوص می فرماید:
«وَ أُحَذِّرُكُمُ الدُّنْيَا، فَإِنَّهَا مَنْزِلُ قُلْعَةٍ وَ لَيْسَتْ بِدَارِ نُجْعَةٍ، قَدْ تَزَيَّنَتْ بِغُرُورِهَا وَ غَرَّتْ بِزِينَتِهَا»؛[23] «شما را از دنیا بر حذر می دارم که سرایی است ناپایدار، نه جایی که در آن بار توان گشود و دل در آن بست به زیورهای فریبنده خود را آراسته است و به آن آرایش فریبکارانه دیگران را می فریبد».
زینت های شیطانی
شیطان عامل مهمی برای زیبا جلوه دادن بدی هاست و می توان گفت که از آرایشگران ماهر و چیره دست است. شیطان با آراستن گناهان ارتکاب آن را آسان می نماید. حضرت علی (ع) می فرماید: «… وَ الشَّيْطَانُ مُوَكَّلٌ بِهِ يُزَيِّنُ لَهُ الْمَعْصِيَةَ لِيَرْكَبَهَا»؛[24] «… و شیطان مهیا و در کمین است تا گناهان را در چشم او بیاراید و به ارتکاب معاصی برانگیزاندش».
زینت های نفسانی
نفس از دیگر زینت بخش هایی است که دنیا را در چشم دنیا پرستان می آراید. حضرت علی (ع) در این خصوص می فرماید: «أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّي أُحَذِّرُكُمُ الدُّنْيَا فَإِنَّهَا حُلْوَةٌ خَضِرَةٌ … وَ تَحَلَّتْ بِالْآمَالِ وَ تَزَيَّنَتْ بِالْغُرُورِ»؛[25] «… خواهش های نفسانی مردم را با نعمت زوال یابنده خود به دوستی فرا می خواند و متاع اندکش را در چشم آنان زیبا جلوه می دهد. در جامه آرزوها خود را بنمایاند و به فریب، خویشتن را بیاراید».
حضرت (ع) در وصیت به شریح بن هانی، هنگامی که او را به شام می فرستد، می فرماید:
«و در هیچ حال، امینش مشمار و بدان که اگر نفس خویش را از بسیاری از آنچه دوست می داری، به سبب آنچه ناخوش می داری، باز نداری، هوا و هوس تو را به راه هایی می کشاند که زیان های فراوان در انتظارت خواهد بود. پس همواره زمام نفس خویش فرو گیر و راه خطا بر او بربند و چون به خشم آمدی، مقهورش ساز و سرش را فروکوب و خردش نمای».[26]
نتیجه گیری
جمال باطن که مهمترین زیبایی انسان است به مراتب برتر از جمال ظاهر است؛ چرا که باطن زیبا، ظاهر زیبا را نیز می تواند پدیدار سازد و این به معنای پیوند ظاهر و باطن است و در نهایت کسی که از اخلاق و رفتار زیبا برخوردار باشد، نشانی از خصایص پسندیده درونی او می باشد. در نهج البلاغه برخی زیبایی ها و آراستگی ها، به عنوان آفات جمال و زینت های فریبنده همچون زینت های دنیوی شیطانی و نفسانی بیان شده و حضرت علی (ع) در مورد آن ها هشدارهایی را بیان فرموده است تا انسان از هم مسير سعادت منحرف نگردد.
پی نوشت ها
[1] . حجرات، 7.
[2] . بقره، 137و138.
[3] . طبرسی، ترجمه تفسیر جوامع الجامع، ص185.
[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 260.
[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 156.
[6] . کلینی، اصول کافی، ج8، ص19.
[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 147.
[8] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 371.
[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 62.
[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31.
[11] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 178.
[12] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 27.
[13] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 26.
[14] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج18، ص137.
[15] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 415.
[16] . ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج5، ص757.
[17] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 153.
[18] . اعراف، 58.
[19] . مدرس وحید، شرح نهج البلاغه، ج10، ص145.
[20] . مدرس وحید، شرح نهج البلاغه، ج10، ص146.
[21] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج6، ص180.
[22] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 86.
[23] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 113.
[24] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 64.
[25] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 111.
[26] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 56.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، تهران، نشر نی، 1374.
- ابن میثم بحرانی، میثم بن علی، شرح نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر الکتاب، 1379ق.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- طبرسی، حسن بن فضل، ترجمه تفسیر جوامع الجامع، مشهد، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش های اسلامی، 1375.
- کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1365.
- مدرس وحید، احمد، شرح نهج البلاغه، قم، احمد مدرس وحيد، 1360.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
امین ناجی، محمد هادی؛ زمانی، محبوبه، جمال انسانی و دسته بندی های آن از منظر نهج البلاغه، فصلنامه آیین علوی، شماره 13، 1403، ص 94-67.





















