حضرت مهدی (عج) منجی موعود در نهج البلاغه

یکی از القاب حضرت مهدی (عج) «منجی» به معنای نجات دهنده است. اعتقاد به منجی موعود و تشكيل حكومت جهانی يک اشتياق و ميل جهانی است که اسلام و اديان ديگر نيز با وعده ظهور منجی، اين خواسته و شوق درونی را تازه و زنده نگه داشته اند. در همين راستا هر دين و مذهبی با الهام گرفتن از سخنان انبياء و کتب آسمانی خود، دم از حكومت واحد جهانی می زند و معتقد است فردی به عنوان منجی موعود خواهد آمد که جهان را پر از عدل  و داد می کند، چنان که از ظلم و جور پر شده است.[1]

باور به منجی موعود در منابع دینی

در اسلام، تبیین و ترسیم شخصیت حضرت مهدی (عج) به عنوان منجی موعود، بخش عظیمی از احادیث را به خود اختصاص داده است. چنانکه در نهج البلاغه آمده است که «أَلَا إِنَّ مَثَلَ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) كَمَثَلِ نُجُومِ السَّمَاءِ، إِذَا خَوَى نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ[2]، آگاه باشيد، مثل آل محمّد (ص) چونان ستارگان آسمان است، اگر ستاره اى غروب كند، ستاره ديگرى طلوع خواهد كرد».

پیامبر اکرم (ص) نیز درباره حضرت مهدی (عج) فرموده اند: «لَو لَم یَبقَ مِنَ الدُّنیا إلَّا یَومٌ واحِدٌ، لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلِکَ الیَومَ حَتَّی یَلِیَ رَجُلٌ مِن عِترَتی، اسمُهُ اسمی، یَملَأُ الأرضَ عَدلًا وَ قِسطًا کَما مُلِئَت ظُلمًا وَ جَورًا[3]، اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد خداوند آن روز را دراز مى گرداند تا مردى از نسل مرا برانگيزد كه همنام من است و دنيا را از عدل و داد مى آكند همچنان كه از ستم و بيداد آكنده شده است».

حکومت منجی موعود جهانی و از همبستگی و ارتباط وسیعی برخوردار است و ارتباط افراد آن با یکدیگر بسیار ساده و آسان است همانطور که در حدیث آمده است که: «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ مَدَّ اللَّهُ لِشِيعَتِنَا فِي أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ حَتَّى لا يَكُونَ بَيْنَهُم‏ وَ بَيْنَ الْقَائِمِ بَرِيدٌ يُكَلِّمُهُمْ وَ يَسْمَعُونَ وَ يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ وَ هُوَ فِي مَكَانِهِ[4]، زمانى كه قائم ما قيام كند، خداوند عزّوجلّ گوش ها و چشم هاى شيعيان ما را چنان توانا مى كند كه ميان آنان و قائم پيكى نباشد. از همان جايى كه هست با شيعيان سخن مى گويد و آنها سخنانش را مى شنوند و او را مى بينند».

شيخ طوسى در كتاب «الغيبة» روایت می کند که اميرمؤمنان (ع) در تفسير آيه «وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ[5]، ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم»؛ درباره منجی موعود می فرماید: «هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ يَبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِيُّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيُعِزُّهُمْ وَ يُذِلُّ عَدُوَّهُمْ[6]، خداوند مهدى آنها را بعد از زحمت و فشارى كه بر آنان وارد شده بر مى انگيزد و به آنها عزت مى بخشد و دشمنانشان را خوار و ذليل مى كند».

عدالت جهانی در حکومت منجی موعود

در عصر پایانی جهان ـ معروف به آخرالزمان ـ پیامبران و فرستادگان الهی، نوید فرارسیدن روزگاری مملو از عدل و محبت را به پیروان خود به هنگام ظهور منجی موعود داده اند. در این بین از آن جایی که در کلمات حضرت علی (ع) واژه «عدالت» عبارت پرتکراری است، از این رو ایشان از برقراری عدالت در ابعاد مختلف در هنگامه ظهور منجی موعود خبر داده است:

«أَلَا وَ فِي غَدٍ وَ سَيَأْتِي غَدٌ بِمَا لَا تَعْرِفُونَ، يَأْخُذُ الْوَالِي مِنْ غَيْرِهَا عُمَّالَهَا عَلَى مَسَاوِئِ أَعْمَالِهَا وَ تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفَالِيذَ كَبِدِهَا وَ تُلْقِي إِلَيْهِ سِلْماً مَقَالِيدَهَا؛ فَيُرِيكُمْ كَيْفَ عَدْلُ السِّيرَةِ وَ يُحْيِي مَيِّتَ الْكِتَابِ وَ السُّنَّ[7]،

آگاه باشيد (آنچه خبر مى دهم) در فردا (پس از اين) واقع خواهد شد و به زودى فردا با چيزي كه نمى شناسيد (از آن خبر نداريد) مى آيد، حاكمى از غير طايفه پادشاهان (امام عصر) كارگردانان آنها را به بدى اعمال و كردارشان بازخواست مى کند و زمين پاره هاى جگرش را براى او بيرون خواهد آورد و كليدهايش را تسليم آن بزرگوار مى کند … پس عدالت و دادگسترى در روش مملكت دارى را به شما مى نماياند، و (قوانين) متروک شده از كتاب و سنّت را زنده مي كند».

حضرت علی (ع) در جایی دیگر در رابطه با منجی موعود بیان می فرماید که روزی حضرت مهدی (ع) مقام رهبری و امامت جهانیان را به دست می گیرد و عدل و داد را گسترش می دهد: «أَلَا وَ إِنَّ مَنْ أَدْرَكَهَا مِنَّا يَسْرِي فِيهَا بِسِرَاجٍ مُنِيرٍ وَ يَحْذُو فِيهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِينَ، لِيَحُلَّ فِيهَا رِبْقًا وَ يُعْتِقَ فِيهَا رِقًّا وَ يَصْدَعَ شَعْبًا وَ يَشْعَبَ صَدْعًا[8]،

آگاه باشيد كسي كه از ما (صاحب الزمان) آن فتنه ها را دريابد، در تاريكى آن فسادها با چراغى روشن (با نور امامت و ولايت) سير مي كند و بر رويّه نيكان رفتار مى کند، تا در آن گرفتاري ها بندى را بگشايد (گرفتار در ضلالت و گمراهى را نجات و رهائى دهد) و اسيرى را (از قيد جهل و نادانى) آزاد كند، و جمعيّت (گمراهى) را پراكنده سازد و پراكندگى (حقّ) را گرد آورد».

ابن ابی الحدید پیرامون این فراز از سخنان امام علی (ع) می نویسد: این کلام اشاره به امامی است که خداوند او را در آخر الزمان به وجود می آورد و همو باشد که در روایات و آثار به او نوید داده شده است؛ مقصود از گرایش به قرآن، لغو احکام صادره از روی رأی و قیاس، و منع از عمل بر طبق گمان و تخمین، و جایگزین کردن عمل بر طبق قرآن است.[9]

پس برنامه حکومت آن منجی موعود، همچون زمامداران جهان، متکی بر هوی و هوس، دین سازی، زورگویی و قوانین تحمیلی نیست؛ بلکه بر اساس رشد عقلی و پیشرفت های علمی است، که در سایه هدایت قرآن و تعالیم عالیه اسلام و رهبری حضرتش پایه گذاری می شود.

همان طوری که پیامبر اسلام (ص)، در پرتو قرآن و دستورات اسلام، در مدت کوتاهی روح ایمان، یکتاپرستی، نوع دوستی، عدالت، رفاه، نظم، امنیّت همه جانبه، علم و دانش را جایگزین عقاید شرک آمیز مذاهب باطل، رذائل اخلاقی، انواع تبعیضات و تجاوزات، فقر علمی، و دیگر چیزها کرده و سرانجام وضع نکبت بار زندگی جاهلی را از ریشه دگرگون ساخت؛ و عالی ترین راه و رسم زندگی و کسب سعادت را به مردم آموخت؛ و درهای ثروت مادی و معنوی را بر روی آنان گشود.[10]

ضرورت وجود منجی موعود

ضرورت وجود امام از جمله مباحث مهمی است که پس از شهادت پیامبر اکرم (ص) در جامعه مسلمین مورد توجه واقع شده است. از آن جا که حضرت محمد (ص) آخرین پیامبر الهی است، آیا لازم و ضروری است که جانشینی برای رهبری و زعامت جامعه اسلامی داشته باشد یا بر پایه نظر خوارج، کتاب خدا کافی است و کسی چنین حقی ندارد؟

از نگاه قرآن کریم و احادیث، در طول تاریخ زندگانی آدمی، هیچ وقت زمین از حجت خدا تهی و خالی نبود و خداوند متعال برای تمام امت ها شخصی شایسته را برگزیده تا انسان ها را در راه رسیدن به کمال مطلوب راهنما باشد.[11] چنانکه حضرت علی (ع) نیز وجود امام را به ستارگانی تشبیه می کند که در صورت غروب یکی، ستاره دیگری آشکار می شود: «كَمَثَلِ نُجُومِ السَّمَاءِ، إِذَا خَوَى نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ».[12]

درباره ضرورت وجود امام، متکلمان و محدثان شیعه و سنی علاوه بر ادله عقلی مانند برهان لطف،[13] ضرورت اجتماعی،[14] نیاز دائمی به امام[15] و تببین دین در تمامی زمان ها[16] که در جای خود بحث شده است، به دلایل نقلی[17] همچون «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ»[18] حدیت «مَنْ ماتَ»[19] که به وجود وصایای دوازده گانه اشاره می کند، استناد کرده اند.

این امر اختصاص به زمان خاصى ندارد، به همین خاطر امام على (ع) درباره امام مهدی (عج) بیان کرده اند: «لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِرًا مَشْهُورًا وَ إِمَّا خَائِفًا مَغْمُوراً لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ، كَمْ ذَا وَ أَيْنَ أُولَئِكَ؟ أُولَئِكَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً، يَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ، أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ آهِ آهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِم[20]،

 خداوندا، زمین هیچ گاه از حجت الهی که برای خدا با برهان روشن قیام کند، خالی نیست، یا آشکار و شناخته شده است، یا بیمناک و پنهان، تا حجت خدا باطل نشود و نشانه هایش از میان نروند. تعدادشان چقدر است؟ و در کجا هستند؟ به خدا سوگند که تعدادشان اندک است، ولی نزد خدا بزرگ مقدارند که خداوند به وسیله آنان، حجت ها و نشانه‌های خود را نگاه‌ می دارد. آن ها جانشینان خدا در زمین و دعوت کنندگان مردم به دین خدایند. آه، آه! چه سخت اشتیاق دیدارشان را دارم».

از مطالب پیش گفته به ویژه سخنان حضرت علی (ع) به خوبی روشن‌ شد که وجود منجی موعود در عالم به عنوان حجت الهی و استمرار خلافت او در زمین ضرورتی انکارناپذیر دارد و جزء حقیقت های حتمی و قطعی نظام حلقت است.

منجی موعود و وراثت حکومت صالحان

بر پایه ده ها آیه از قرآن کریم، موضوع امامت و ظهور منجی موعود قابل استناد است. مرکزیت بیشتر این آیات بر بشارت به حكومت صالحان بر زمين، امامت و وراثت مستضعفان، فراگير شدن دين حق، و رسیدن به قدرت و تأسیس یک حکومت واحد جهانی مبتنی بر حق و عدالت و پیروزی اسلام بر همه مکاتب و ادیان است.

به تعبیر دیگر، خداوند متعال در آیاتی از قرآن کریم به گروهى از مسلمانان كه اهل ايمان و عمل صالح باشند، وعده داده كه در آينده تاريخ به خلافت و قدرت و حكومتى دست خواهند يافت كه ارزش هاى دينى به طور كامل در آن رعايت مى شود و از آرامش مطلق بهره مند می شوند.

از نظر اسلام همان شکل که کلمه توحید در ابتدای ظهور اسلام به سرعت پیشرفت کرد، و بر همه صداها فائق آمد و اسلامی که در ابتدا محدود به وجود مبارک پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و خدیجه (ع) بود به جایی رسید که قدرت های بزرگ را در هم شکست و مردم خسته از ظلم و تشنه عدالت گروه گروه، گرد پیامبر اسلام (ص) حلقه زدند و او و دینش را منجی خود یافتند، در آخرالزمان نیز همان گونه خواهد شد.

حضرت علی (ع) در توصیف ظهور حکومت حضرت مهدی (عج) به عنوان منجی موعود در ذیل آیه «وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»[21]، بیان می کند که دنيا بر ما (آل محمّد) باز گردد و مهربانى کند مثل بازگشت شتر بدخو و گازگير به بچه خويش: «لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيَا عَلَيْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا، عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا».[22]

ابن ابی الحدید در توصیف کلام حضرت علی (ع) درباره منجی موعود بیان می کند که به اتفاق امامیه، این کلام حضرت علی (ع) اشاره به ظهور امامی است که در آخرالزمان اتفاق می افتد و سراسر زمین را تحت حکومت خود در می آورد.[23]

نتیجه گیری

با بررسی کتاب نهج البلاغه و سه موضوع عدالت جهانی در حکومت منجی موعود، ضرورت وجود منجی موعود، منجی موعود و وراثت حکومت صالحان، بدین نتیجه می رسیم که امیرمؤمنان (ع) حضرت مهدی (عج) را به عنوان منجی موعود معرفی کرده است.

پی نوشت ها:

[1]. مجلسی، بحار الانوار، ج36، ص306.‏

[2]. شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 100.

[3]. طبرسی، مجمع البیان، ج7، ص239-240؛ طبرسی، جوامع الجامع‏، ج3، ص117-118؛ بحرانی، البرهان، ج4، ص96.

[4]. قطب الدین راوندی، الخرائج، ج2، ص840-841..

[5]. قصص/5.

[6]. طوسی، الغیبة، ص184.

[7]. شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 138.

[8]. شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 150.

[9]. ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج9، ص128.

[10]. فقیه ایمانی، مهدی منتظر (ع) در نهج البلاغه، ص58-59.

[11]. صفار، بصائر الدرجات‏، ج1، ص489؛ ابن بابویه، عیون أخبار الرضا، ج1، ص272.

[12]. شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 100.

[13]. علم الهدی، الشافی، ج1، ص47؛ طوسی، تلخیص المحصل، ص407؛ حلی، کشف المراد، ص181.

[14]. ربانی گلپایگانی، امامت در بینش اسلامی،  ص۶۱؛ شریعتی، امامت و رهبری، ص۲۵.

[15]. شریعتی، امامت و رهبری، ص69.

[16]. علم الهدی، الذخیرة‏، ص409؛ ابن میثم، قواعد المرام،‏ ص177؛ شریعتی، امامت و رهبری، ص69.

[17]. رعد/7؛ اعراف/181.

[18]. شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 40؛ مجلسی، بحار الانوار، ج33، ص158.

[19]. کلینی، کافی، ج2، ص269؛ مفید، الاختصاص، ص268؛ ابن حنبل، مسند‏، ج28، ص88-89؛ عیاشی، تفسیر، ج2، ص303؛ ابن بابویه، الإمامة والتبصرة، ص33؛ ابن بابویه، کمال الدین، ج2، ص412.

[20]. حلوانی، نزهة الناظر، ص57-58؛ شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 147.

[21]. قصص/5.

[22]. شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 209.

[23]. ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج19، ص29.

فهرست منابع

1. قرآن کریم

2. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، قم، مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي، چاپ اول، 1363ش.

3. ابن بابويه، على بن حسين، الإمامة و التبصرة من الحيرة،‏ قم، مدرسة الإمام المهدى، چاپ اول، 1404ق‏.‏

4. ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل‏، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1416ق‏.

5. ابن ‏بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1378ق‏.‏

6. ابن‏ بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمة،‏ تهران، اسلاميه‏، چاپ دوم، 1395ق‏.‏

7. بحرانى، ابن ميثم، قواعد المرام في علم الكلام‏ قم، مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، چاپ دوم، 1406ق‏.

8. بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، البرهان في تفسير القرآن‏،‏ قم، مؤسسة البعثة‏، چاپ اول، 1374ش‏.‏

9. حلوانى، حسين بن محمد، نزهة الناظر وتنبيه الخاطر، قم، مدرسة الإمام المهدي، چاپ اول، 1408ق‏.‏

10. حلّی، حسن بن یوسف، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، قسم الالهيات‏، قم، مؤسسه امام صادق (ع)‏، چاپ دوم، 1382 ش‏.

11. خزاز رازى، على بن محمد، كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر، قم، بيدار، چاپ اول، 1401ق‏.

12. ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.

13. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق

14. شریعتی سبزواری، محمدباقر، امامت و رهبری در نگاه عقل و دین، قم، بوستان کتاب، چاپ دوم، ۱۳۸۹ش.

15. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد‏، قم، مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، چاپ دوم، 1404ق‏.

16. طبرسى، فضل بن حسن، تفسير جوامع الجامع‏،‏ قم، مركز مديريت حوزه علميه قم، چاپ اول، 1412ق‏.

17. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن‏،‏ تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش‏.

18. طوسى، نصیرالدین، تلخيص المحصل المعروف بنقد المحصل‏، بیروت، دار الأضواء، چاپ دوم، 1405ق‏.

19. طوسى، محمد بن الحسن، الغيبة،‏ قم، دار المعارف الإسلامية، چاپ اول، 1411ق‏.

20. علم الهدی، سید مرتضی، الذخيرة في علم الكلام‏، قم، مؤسسة النشر الإسلامي‏، چاپ اول، 1411ق.

21. علم الهدی، سید مرتضی، الشافي في الإمامة، تهران، مؤسسة الصادق‏، چاپ دوم، 1410ق.

22. عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العيّاشی‏،‏ تهران، المطبعة العلمية، چاپ اول، 1380ق‏.‏

23. فقیه ایمانی، مهدی، مهدی منتظر (ع) در نهج البلاغه، اصفهان، انتشارات حسینیه عماد زاده، چاپ دوم، 1375ش.

24. قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله، الخرائج و الجرائح‏، قم، مؤسسه امام مهدى (عج)‏، چاپ اول، 1409ق‏.‏

25. كلينى، محمد بن يعقوب، كافي‏، قم، دار الحديث‏، چاپ اول، 1429ق.

26. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار،‏ بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403ق‏.‏

27. مفيد، محمد بن محمد، الإختصاص‏،‏ قم، المؤتمر العالمى لألفية الشيخ المفيد، چاپ اول، 1413ق‏.

حضرت مهدی (عج) منجی موعود در نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.