توصیفی از لحظه های پایان زندگی یا سکرات مرگ در نهج البلاغه

مرگ، حقیقتی مسلم و پایانی اجتناب ناپذیر برای هر موجود زنده ای است،[1] که هیچ راه گریزی از آن نیست.[2] اما آنچه همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته، نه خود پایان؛ بلکه فرایند گذار از این دنیا به دنیای دیگر است. فرایندی که در سنت های دینی و حقیقی با نام «سکرات مرگ» شناخته می شود.

مرحله احتضار، نقطه تلاقی میان حیات دنیوی و سرنوشت اخروی است و درک آن، همواره با ابهام و کنجکاوی همراه بوده است. امام علی (ع) در خطبه 109نهج البلاغه ترسیم بسیار زیبا و ظریفی از سکرات موت نموده است.

در این مقاله به بررسی مفهوم سکرات مرگ و عوامل آسان تر شدن آن از کلام گهربار امام علی (ع) مدد می گیریم.

سکرات مرگ چیست؟

«سکره» که به جمع «سکرات» هم گفته می شود یعنی در آستانه مرگ، حالتى شبيه مستى است که بر اثر فرا رسیدن مقدمات مرگ، هیجان و انقلاب فوق العاده اى به انسان دست مى دهد، و گاه بر عقل او چیره مى گردد، و او را در اضطراب و نا آرامى شدیدی فرو می برد. که به این حالت سکرات مرگ گفته می شود.

در لحظه سکرات مرگ، انسان درک و دید تازه اى پیدا مى کند، بى ثباتى این جهان را با چشم خود مى بیند، و حوادث بعد از مرگ را کم و بیش مشاهده مى کند. اینجا است که وحشتى عظیم سر تا پاى او را فرا مى گیرد، و حالتى شبیه مستى به او دست مى دهد، ولى «مستی» نیست.

امام علی (ع) ترسیم گویایی از لحظه پایانی عمر و سکرات مرگ دارد: «فَغَيْرُ مَوْصُوفٍ مَا نَزَلَ بِهِمْ؛ اجْتَمَعَتْ عَلَيْهِمْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ وَ حَسْرَةُ الْفَوْتِ»[3] لحظه احتضار با هيچ بيانى قابل توصيف نيست، شدائد و سکرات مرگ، و حسرت از دست دادن (همه چيز) بر آنها هجوم آورده.

در آستانه سکرات مرگ، اعضاى بدن سُست مى شود و انسانها در آن لحظه رنگ خود را مى بازند؛ «فَفَتَرَتْ لَهَا أَطْرَافُهُمْ وَ تَغَيَّرَتْ لَهَا أَلْوَانُهُمْ». سپس مرگ تدريجاً در آنها نفوذ مى کند و بين آنها و زبانشان جدايى مى افکند.«ثُمَّ ازْدَادَ الْمَوْتُ فِيهِمْ وُلُوجاً»

امام علی (ع) درباره این شرایط انسان فرموده اند: «سکرات مرگ، همراه با حسرت به انسان هجوم می آورد؛ حسرت آنچه از دست می دهد. اعضای بدن انسان سست می شود، رنگ از صورتش می پرد، به مرور مرگ در او نفوذ می کند. میان او و زبانش جدایی می افتد در حالی که او هنوز در بین اطرافیان است؛ با چشمش می بیند و با گوشش می شنود و عقل و هوشش درک می کند ولی نمی تواند سخنی به زبان بیاورد».

و در جاى دیگر امام علی (ع) مى فرماید: «فَإِنَّکُمْ لَوْ قَدْ عَایَنْتُمْ مَا قَدْ عَایَنَ مَنْ مَاتَ مِنْکُمْ لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ»[4] اگر آنچه را مردگان شما مشاهده کرده اند، شما مى دیدید، وحشت مى کردید، و ترسان مى شدید.

پس از آن ادامه مى دهد: «به کسى که در حال سکرات مرگ است: گفته مى شود: این همان چیزى است که ناخوش داشتى و از آن مى گریختى! «وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِکَ ما کُنْتَ مِنْهُ تَحِیدُ»[5]

حتى انبیاء و اولیاء الهی که در لحظه مرگ از آرامش کاملى برخوردارند، از مشکلات و شدائد این لحظه انتقالى بى نصیب نیستند، چنان که در حالات پیامبر (ص) آمده است، که در لحظات آخر عمر مبارکش، دست خود را در ظرف آبى مى کرد، به صورت مى کشید، و «لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ» می گفت و مى فرمود: «اِنَّ لِلْمَوْتِ سَکَرات» مرگ سکراتى دارد.[6]

عوامل آسان تر شدن سکرات مرگ

می دانیم که برای جان دادن راحت فرد و رهایی از وحشت و اضطراب سکرات مرگ، تلقین کردن به او و خواندن سوره هایی نظیر صافات، یس، سوره واقعه، سوره ق، سوره نازعات و کلمات فرج مفید است. اما این نکته اصلی این است که انسان باید در این دنیا توشه خویش را فراهم نماید.

همانطور که از احادیث مشخص می شود سختی جان دادن هر انسانی به میزان دلبستگی او به دنیا، تعلقات و اعمالش مربوط است. در حالی که باید از همه آنچه در دنیا به آن تعلق خاطر داشته جدا شود و نتیجه اعمال خود را دریافت کند؛ بنابراین هر اندازه فرد اعمال بهتری در دنیا انجام داده و دلبستگی کمتری به دنیا و مادیات آن داشته باشد، سکرات مرگ برای او آسان تر خواهد بود.

البته بسیاری از افراد، اعم از مؤمن و کافر، سکرات مرگ را تجربه می کنند، که این موضوع حکمت هایی دارد.

چنانکه امام صادق (ع) در حدیثی اشاره کرده اند که مرگ برای انسان مؤمن آسان است، مگر اینکه به خاطر پاک کردن گناهانش، با سختی همراه می شود؛ همان طور که مرگ برای مردم کافر سخت و عذاب آور است؛ مگر اینکه گاهی برای جبران اعمال خوبش در دنیا به آسانی انجام می شود.

در روایات اهل بیت (ع) به عواملی اشاره شده که باعث آسان شدن سکرات مرگ، راحت از دنیا رفتن و سختی نکشیدن فرد می شود و هم عواملی که باعث می شود فرد با سلامت از دنیا برود. که به برخی از آنها اشاره می گردد.

1. ایمان و اعتقاد صحیح

اعتقاد درست و ایمان قوی، نقش بسزایی در آسان شدن سکرات مرگ دارد. این اعتقاد به عنوان یک نیروی درونی عمل کرده و به فرد کمک می‌کند تا با آرامش بیشتری با سکرات مرگ مواجه شود.

فردی که دارای اعتقاد راسخ به خداوند و معاد است، با تکیه بر این باور، سختی های لحظات احتضار را راحت تر تحمل می کند. ایمان و عمل صالح حافظ و تثبیت کننده ایمان و هم ارتقاء دهنده ی آن است.

خداوند در این راستا می فرماید: «یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاة الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَة»[7] خدا اهل ایمان را با عقیده ثابت در حیات دنیا و در آخرت پایدار می دارد.

پس اولین عامل راحت جان دادن هنگام سکرات مرگ ایمان به مبدا و معاد است.

2. محبت و ولایت اهل بیت (ع)

انسان ها معمولا مجذوب و شیفته کسی یا جایی می شوند، که توانایی گره گشایی کاری و یا بهره ای برای او داشته باشد. در رابطه های اجتماعی، به وضوح این مساله دیده می شود. در زندگی ممتد و مستمر ما که تا آخرت ادامه می یابد، این مساله وجود دارد که کجاها گیر می کنیم و نیاز به کمک چه کسانی داریم؟

هنگام سکرات مرگ، در برزخ، در رستاخیز، هنگام عبور از صراط و… که بشدت نیازمند و گرفتاریم، به کارسازی محبت اهل بیت (ع) آگاه می شویم. در این زمینه هم احادیث بسیاری موجود است.

از جمله حدیث مشهور رسول خدا (ص): مهمترین و مؤثرترین وسیله برای راحت جان دادن از سکرات مرگ، محبت امیرالمؤمنین علی (ع) است.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «أَلَا وَ مَنْ أَحَبَّ عَلِیّاً هَوَّنَ اللَّهُ عَلَیْهِ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ وَ جَعَلَ قَبْرَهُ رَوْضَة مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّة»[8] آگاه باشید هر کس علی (ع) را دوست بدارد، خداوند سکرات مرگ را بر او سبک گرداند و قبرش را باغی از باغ های بهشت گرداند.

در حدیث نورانی پیامبر (ص) آمده است: «حُبّي و حُبُّ أهلِ بَيْتي نافِعٌ في سَبعةِ مَواطِنَ أهْوالُهنَّ عظيمةٌ: عِند الوَفاةِ، و في القَبرِ، و عِند النُّشورِ، و عِند الكِتابِ، و عِند الحِسابِ، و عِند الميزانِ، و عِند الصِّراطِ»[9]

پيامبراکرم (ص) فرمود: دوست داشتن من و دوست داشتن خاندان من در هفت جاى بسيار وحشتناك به كار آيد: هنگام مردن خصوصاً لحظه جان دادن و سکرات مرگ، در گور، هنگام رستاخيز، هنگام ديدن نامه اعمال، هنگام حسابرسى اعمال، نزد ترازوى اعمال و صراط.

یکی از ثمرات محبت به پیامبر و اهل بیت (ع) او این است که هنگام سکرات مرگ جان دادن او آسان می گردد.

3. داشتن تعلقات دنیوی

برای کسی که در طول زندگی خود به مادیات و امکانات دنیایی تعلق دارد، طبعا در زمان سکرات مرگ هم تعلقات دنیوی گریبانش را خواهد گرفت و جان دادن را برای او سخت خواهد کرد.

امام علی (ع) در مورد سکرات مرگ اهل دنیا می فرماید: «سکرات مرگ، توأم با حسرت از دست دادن آنچه داشتند بر آنها هجوم مى آورد»[10]

در این مى اندیشد که عمرش را در چه راه فانى کرده؟ و روزگارش را در چه راهى سپرى نموده است؟ به یاد ثروت هایى مى افتد که در تهیه آن چشم بر هم گذارده، و از حلال و حرام و مشکوک جمع آورى نموده، و تبعات و مسئولیت گردآورى آن را بر دوش مى کشد.

ممکن است کسانی مؤمن باشند و محبت اهل بیت (ع) را نیز داشته باشند و احترام به والدین و اهتمام به صله ارحام را هم در کارنامه زندگی خود داشته باشند؛ اما نسبت به دنیا و مادیات هم گرایش داشته و جدا شدن از دنیا برایشان سخت باشد.

خداوند این افراد را در حال سکرات موت و جان دادن، یاری داده و با فرستادن دو گُل معطر از بهشت، او را نسبت به مال دنیا و شئون دیگر دنیا بی اعتنا می کند.

برخی از روایات دیگر دلالت دارد که اگر مؤمنی به سختی جان دهد، به دلیل گناهان آن مؤمن است و خداوند سختی جان دادن او را کفاره گناهان او قرار می دهد تا بی گناه وارد آن دنیا شود.

4. صله رحم بخصوص نسبت به والدین

اگر کسی صله ی رحم کرد در حال جذب رحمت خدا است. بنابراین چون شما قدر رحمت خدا را خصوصاً نسبت به والدین دانسته اید مرگ را آسان می کند.

مرحوم شيخ مفيد، به نقل از امام جعفر صادق (ع) حکايت می نمايد: روزي به رسول گرامي اسلام (ص)، خبر دادند که فلان جوان مسلمان، مدّتي است در سکرات مرگ و جان دادن به سر مي برد و نمي ميرد.[11]

چون حضرت رسول بر بالين آن جوان حضور يافت، فرمود: بگو «لا إلهَ إلاّ اللّه»؛ ولي مثل اين که زبان جوان قفل شده باشد ونمي توانست حرکت دهد، حضرت چند بار تکرار نمود و جوان بر گفتن کلمه طيّبه «لا إلهَ إلاّ اللّه» قادر نبود.

زني در کنار بستر جوان مشغول پرستاري از او بود، حضرت از آن زن سؤ ال نمود: آيا اين جوان مادر دارد؟

پاسخ داد: بلي، من مادر او هستم.

حضرت فرمود: آيا از فرزندت ناراحت و ناراضي مي باشي؟

گفت: آري، مدّت پنج سال که است با او سخن نگفته ام.

حضرت پيشنهاد داد: از فرزندت راضي شو. عرض کرد: به احترام شما از او راضي شدم و خداوند نيز از او راضي باشد.

سپس حضرت به جوان فرمود: بگو «لا إلهَ إلاّ اللّه»، در اين موقع آن جوان سريع کلمه طيّبه را بر زبان خود جاري کرد.

در روایت دیگری از امام صادق (ع) نقل شده است: «مَن أحَبَّ أن يُخَفِّفَ اللّه عَزَّ وجلَّ عَنه سَكَراتِ المَوتِ، فلْيَكُنْ لقَرابَتِهِ وَصُولاً وبوالِدَيهِ بارّا، فإذا كانَ كذلكَ هَوَّنَ اللّه عَزَّ وجلَّ علَيهِ سَكَراتِ المَوتِ و لَم يُصِبْهُ في حياتِهِ فَقرٌ أبَدا»[12]

هركه دوست دارد خداوند عزّ و جلّ سكرات مرگ را بر او سبك گرداند، بايد به خويشانش رسيدگى و به پدر و مادرش نيكى كند. اگر چنين كند، خداوند عزّ و جلّ سکرات مرگ را بر او آسان گرداند و دیگر اینکه در زندگي دنیایی هرگز دچار فقر و تنگدستی نمی شود. پس چهارمین عامل در آسانی سکرات مرگ صله رحم و نیکی به والدین است.

صله رحم و نیکی به پدر و مادر اثر دنیایی هم دارد. یعنی کسی که دائما صله ارحام دارد و به پدر و مادر خود نیکی می‌کند و در حیات خود هرگز فقر به او نرسد. یکی از آثار ارزنده ارتباط خوب با پدر و مادر و خویشان همین آسان گذشتن زندگی دنیاست که انسان فقیر نمی شود و آسان گذشتن سکرات موت است.

5. صدقه و انفاق به نیازمندان

انفاق و بخشش به نیازمندان و رفع نیازهای آنها یکی دیگر از مواردی است که سکرات موت را آسان می کند. امام صادق (ع) در این رابطه می فرماید: « هر کس بپوشاند برادر خود را جامه زمستانی یا تابستانی خداوند او را از جامه‌­های بهشت می­‌پوشاند و سکرات مرگ را بر او آسان می‌کند و گشاده می‌کند بر او قبر او را»[13]

نتیجه

در آستانه مرگ، انسان با سخت ترین لحظات روبرو می شود، لحظاتی که به تعبیر امام علی (ع) اصلا قابل توصیف نیست، یکی «سکرات مرگ»، و دیگری «حسرت انقطاع» از مال و فرزندان است که تمام عمر خویش را برای آنها صرف کرده است. بر اساس روایات هنگام سکرات مرگ زبان اولین عضوی هست که از کار می افتد و قدرت تکلم را از دست می دهد. سپس گوش و در نهایت چشم ها از کار می افتد و انسان دیگر قادر به سخن گفتن، شنیدن و دیدن نیست. این مراحل به تدریج اتفاق می افتد و نشانه هایی از ضعف و سستی سراسری بدن را فرا می گیرد.

پی نوشتها:

[1] – سوره عنکبوت، آیه57.

[2] – سوره نساء، آیه78.

[3] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 109.

[4] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 20.

[5] – سوره ق، آیه 19.

[6] – حقی، روح البیان، ج9، ص118.

[7] – سوره ابراهیم، آیه 27.

[8] – مجلسی، بحارالانوار، ج7، ص222.

[9] – صدوق، الخصال، ص360.

[10] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 109.

[11] – مجلسی، بحارالانوار، ج92، ص342. به نقل از امالی شیخ مفید(ره).

[12] – طوسی، الامالی، ص432.

[13] – مجلسی، بحار الانوار، ج74، ص379، حدیث 83.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم.
  2. حقی، اسماعیل بن مصطفی، تفسیر روح البیان، انتشارات دارالفکر، بیروت، لبنان.
  3. دیلمی حسن بن محمد،ارشاد القلوب الی الصواب، قم، الشریف الرضی.1412ق.
  4. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، 1379، چاپ سوم.
  5. صدوق (ابن بابویه)، محمد بن علی، الخصال، مصحح علی اکبر غفاری،
  6. طوسی، محمد بن حسن، الامالی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه،
  7. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404ه ق.
  8. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1386 شمسی، چاپ اول.

توصیفی از لحظه های پایان زندگی یا سکرات مرگ در نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.