در جاهای متعددی از نهج البلاغه امام علی (ع)، درباره سرنوشت انسانها در قیامت به یاران خود هشدار می دهد که این دنیا سرایی است که فنا بر پیشانی اش نوشته شده «الدنیا دار مُنِیَ لها الفناء»[1] وجلای وطن برای اهل آن مقدر گردیده «ولاهلها منها الجلاء».[2]
و شما برای ماندن در آن خلق نشده اید، آماده کوچ از اين جهان شويد، «تجهَّزوا رحمکم الله فقد نُودی فیکم بالرَّحیل»، دلبستگی به دنیا را کم کنید، «وأَقلّوا العُرجَةَ علی الدنیا»[3] به فکر آخرت خود باشید.
وقتی که کلمات امام را مرور می کنیم ذهن هر انسان غافلی را بیدار می کند، که هر کسی در این دنیا سبکبار باشد، راحت به کاروان ملحق می شود. «تَخفَّفوا تَلحَقوا»[4] زيرا آنان كه از پيش رفته اند چشم به راه شما واپس ماندگان اند.
در خطبه غراء نیز به اوضاع ناپایدار این جهان اشاره کرده و می فرماید: «زمانها پشت سرهم سپری می شود و قیامت نزدیک می گردد.»[5]
امام علی (ع) ترسیم بسیار روشن از وضعیت ناپایدار انسانها در این سرا و حال خلایق در آخرت را بیان نموده، گویی که انسان تمام صحنه ها را با چشم مشاهده می کند. و لرزه بر اندام هر انسان خداترسی می اندازد.
جایگاه دنیا در خطابه های امام علی (ع)
در خطابه های امام علی (ع) دنيا سراى ناپايدارى است كه انسان براى اندوختن زاد و توشه و كسب كمال و معرفت و به دست آوردن بال و پر براى پرواز در سراى قیامت به آن گام نهاده است. «الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ، لَا دَارُ مَقَرٍّ»[6] یا به تعبیر دیگر «إِنَّمَا الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ، فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُمْ».[7]
اى مردم! دنيا تنها سراى عبور است و قیامت خانه جاودانه، حال که چنين است از اين گذرگاه خود براى محل استقرار خويش (در قیامت)، توشه برگيريد. «ابْتُلِيَ النَّاسُ بِهَا فِتْنَةً، فَمَا أَخَذُوهُ مِنْهَا لَهَا أُخْرِجُوا مِنْهُ وَ حُوسِبُوا عَلَيْهِ».[8] انسانها به وسيله آن آزمايش مى شوند، آنچه از دنيا را به خاطر دنيا بدست آورند از آن جدا مى شوند و حسابِ آن را، بايد پس بدهند.
و به همين دليل خداوند او را با انواع آزمايش ها و تمرين هاى سخت، اعم از عبادات و طاعات و ترك شهوات و مصائب و مشكلات- كه با زندگى دنيا آميخته است، پرورش می دهد و براى زندگى ابدى در قیامت آماده می سازد.
امام علی (ع) در نهج البلاغه تعبیرهای متفاوتی از دنیا نموده «إنّ الدّنيا دار صدق لمن صدقها … و دار موعظة لمن اتّعظ بها، مسجد أحبّاء اللّه و مصلّى ملائكة اللّه و مهبط وحي اللّه و متجر أولياء اللّه اكْتَسَبُوا فِيهَا الرَّحْمَةَ وَ رَبِحُوا فِيهَا الْجَنَّةَ »[9] دنيا جايگاه صدق و راستى است، براى آن كس كه با آن به درستى رفتار كند … سراى اندرز است، براى آن كس كه از آن پند گيرد. مسجد دوستان خدا و نمازگاه فرشتگان پروردگار، محل نزول وحى الهى و تجارتخانه اولياء حقّ است.
در تعبير ديگرى، از امام سجاد (ع) از حضرت مسيح (ع) نقل شده است كه به اصحاب خاص خود (حواريون) فرمود: «إنّما الدّنيا قنطرة فاعبروها و لا تعمروها»، دنيا پلى است كه بايد از آن بگذريد، نه اين كه توقف كنيد و به آبادى و زرق و برق آن بپردازيد.[10]
تصویر دنیا و قیامت از دیدگاه امام علی (ع)
امام علی (ع) در خطبه غراء بعد از آماده شدن دلها برای پذیرش فرمان الهی و سوق دادن انسانها به سوی زهد؛ و بی اعتنایی به زرق و برق دنیا، حب دنیا را منشاء فتنه ها و ریشه سختیها «حب الدنیا رأس الفتن و اصل المحن»[11] می داند. لذا بی اعتنایی به دنیا، نخستین و مهم ترین قدم برای تهذیب نفس و مبارزه با فساد فردی و اجتماعی است.
امام علی (ع) برای دل بریدن از محبت دنیا با تمام مظاهر و زیبایی هایش به سراغ قیامت مى رود و ترسيمى تکان دهنده از صحنه قیامت و حال خلايق در آن روز مى کند، که غافل ترين افراد را بيدار مى سازد.
و به سوى آن هدف تربيتى که امام (ع) از اين خطبه دارد، گام به گام نزديک مى کند. به گونه اى که نشان مى دهد اين طبيب روحانى، براى درمان دردمندان کاملاً حساب شده قدم برداشته و انسانها را متوجه قیامت می نماید.
نخست مى فرمايد: اوضاع اين جهانِ ناپايدار، همچنان ادامه مى يابد و زمانها پشت سر هم سپرى مى شود و قیامت نزديک مى گردد. «حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الاْمُورُ، وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ، وَأَزِفَ النُّشُورُ».
اين سه جمله اشاره هاى روشنى به پايان جهان دارد. در نخستين جمله: به گذشت و فناى همه چيز: عمرها، قدرتها، اموال و ثروتها و… اشاره مى کند. و در جمله دوم: به پايان گرفتن ماهها و سالها و قرنها و در جمله سوم: که نتيجه آن است، نزديک شدن قیامت اشاره نموده.
در چنین اوضاع آشفته ای شایسته است کلام امام علی (ع) نصب العین قرار دهیم، که فرموده: سعی کنید با بهترین زاد و توشه ای که در اختیار شماست از دنیا کوچ نمایید و بیش از نیاز و کفاف از آن نخواهید و زائد بر آنچه حاجت دارید، از آن نطلبید. «فارتحلوا منها بأحسن ما بحضرتکم من الزّاد و لا تسألوا فیها فوق الکفاف، و لا تطلبوا منها أکثر من البلاغ».[12]
فراموش نکنید شما مسافرانی هستید که موقتاً در این منزلگاه اقامت جسته اید. مسافران آگاه و بیدار در چنین منزلگاه هایی به تهیۀ زاد و توشه می پردازند و از بهترین و مفیدترین زاد و توشه ها برای خود فراهم می کنند، هرگز بار خود را با اشیای بیهوده سنگین نمی کنند و به گردنه های صعب العبوری که در پایان زندگی خود و قیامت پیشرو دارند، می اندیشند!
امام علی (ع) به سپری شدن دنیا و وداع کردن آن با اهل دنیا اشاره کرده می فرماید: «فإنّ الدّنيا قد أدبرت، و آذنت[13] بوداع» دنیا روی برگردانده و وداع خویش را اعلام داشته است.
آری! آثار و نشانه های پشت کردن دنیا بسیار روشن است، فنا و زوال از در و دیوار جهان نمایان است. درختانی که در بهار شکوفه می آورند و برگ های زیبا بر شاخسار آنها ظاهر می شود، چند ماه بعد به هنگام پاییز پژمرده و خشک شده و با تندباد به هر سو پراکنده می شوند؛ گویی نه بهاری در کار بود و نه برگ و نه شکوفه ای! جوانان نیرومند و پرنشاط دیروز، پیران ناتوان و خسته امروزند و پیران خسته امروز استخوان های پوسیده فردا!
ظاهرا دنيا خاموش است، امّا گويى، با هزار زبان، سخن می گويد! اين، همان است كه امام على (ع) فرموده: «فكفى واعظا بموتى عاينتموهم، حملوا الى قبورهم غير راكبين و انزلوا فيها غير نازلين. فكأنّهم لم يكونوا للدّنيا عمّارا و كأنّ الآخرة لم تزل لهم دارا»[14]
براى عبرت و اندرز شما، همين بس است كه مردگانى را با چشم خود ديده ايد كه آنها را بی اختيارشان، به گورهاشان حمل می کردند و در ميان قبر قرار می دادند، بی آن كه خود، بتوانند يا بخواهند در آن روز فرود آيند. چنان از نظرها محو می شوند كه گويى، هرگز در ميان مردم اين گيتى نبوده اند و گوئى سراى قیامت، همواره خانه آنان بوده است.
تصویر سازی رستاخیز و قیامت در خطبه غراء
امام علی (ع) بعد از تصویر سازی و ترسیم وضعیت دنیا به تصویر سازی قیامت روى آورده «و إنّ الآخرة قد أقبلت، و أشرفت باطّلاع»[15] مرگ اولین پله برای رسیدن به برزخ و قیامت است كه همواره، مردم جهان را يكى پس از ديگرى در كام خود فرو مىبرد و اين، خود نشانه روى آوردن قیامت است.
به اين ترتيب، امام علی (ع) به همگان هشدار می دهد كه دير يا زود، آماده وداع با اين جهان و گام نهادن در سراى قیامت شوند و آنچه را كه لازمه اين سفر عمومى و پر خوف و خطر است فراهم سازند و پيش از آن كه فرصت از دست رود به تهيه ساز و برگ برخيزند.
امام علی (ع) ترسيم بسيار گويا و جالبى از چگونگى اين دنیا و قیامت و پيوند و ارتباط ميان اين دو جهان فرموده و مىگويد: «بدانيد! امروز، روز تمرين و آمادگى است و فردا روز مسابقه، جايزه برندگان بهشت و سرانجام شوم عقب ماندگان آتش دوزخ ست.
«ألا و إنّ اليوم المضمار[16] و غدا السّباق[17] و السّبقة الجنّة و الغاية النّار»[18] در تشبيهى كه در اين جمله زيبا وارد شده، انسان را به سواركارانى تشبیه مى کند كه در يك مسابقه بزرگ شركت می كنند. روشن است كه آنها بايد قبلا به تمرين فراوان بپردازند و خود را آماده كنند و از آنجا كه تمرين سوارى با اسب ها، آنها را چابك و ورزيده و در عين حال لاغر می كند.
امام علی (ع) راجع به پایان این دنیا، و دگونی های هول انگیز آن، هم چنین نسبت به وقایع و اتفاقاتی که در برزخ روی می دهد، اشاره نکرده و مستقیما به سراغ قیامت و مردگان و قيام آنها از قبرها، که قسمت حسّاس مطلب است، مى رود.
مى فرمايد: در اين هنگام آنها را از شکاف قبرها و آشيانه هاى پرندگان و لانه هاى درندگان و ميدان هاى هلاکت خارج مى کنند. «أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ، وَ أَوْکَارِ الطُّيُورِ، وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ، وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِکِ».
گاه انسان به مرگ طبيعى و در ميان جمع از دنيا مى رود و او را به خاک مى سپارند و گاه ممکن است؛ در بيابانى تنها چشم از جهان فرو بندد و بدن بى جان او طعمه پرندگان شود، گاه ممکن است حيوان درنده اى او را بخورد و گاه ممکن است در دريا و صحرايى يکّه و تنها دار فانى را وداع کند و بدن او بپوسد و خاک شود و يا در زلزله ها، در زير آوارها از بين برود.
امام علی (ع) مى فرمايد: خداوند از جايگاه همه آنها، در هرجا باشند، با خبر است و با فرا رسیدن قیامت، همه را از جايگاهشان به حرکت در مى آورد و براى حساب و کتاب آماده مى سازد.
امام علی (ع) در ضمن، اشاره لطيفى به اين نکته دارد که هيچ کس نمى داند در پايان عمر، چگونه چشم از دنيا فرو مى بندند و قبر واقعى او کجاست و اين خود نکته اى است آموزنده و بيدارگر، و به گفته قرآن کريم: «وَ مَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَکْسِبُ غَداً وَ مَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَىِّ أَرْض تَمُوتُ»[19] هيچ کس نمى داند فردا چه مى کند و هيچ کس نمى داند در کدامين سرزمين از دنيا مى رود.
اين سخن مانند بسيارى از آيات قرآن، معاد جسمانى را به طور صريح بيان مى کند؛ چرا که آنچه در قبرها يا آشيانه پرندگان و لانه هاى درندگان قرار دارد، خاکها و استخوانهاى اين بدن است وگرنه روح پس از جدايى از بدن، جايگاهش قبر نيست.
سپس امام علی (ع) در ادامه اين سخن مى افزايد: با شتاب به سوى فرمان پروردگار حرکت مى کنند، در حالى که گردن کشيده اند، و نگران سرنوشت خويشند.
هنگامى که در دادگاه الهى حضور مى يابند، به صورت گروههاى خاموش، صف به صف ايستاده، به گونه اى که چشم به خوبى آنها را مى بيند و صداى دعوت کننده الهى به آنها مى رسد. «سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ، مُهْطِعِينَ إِلَى مَعَادِهِ، رَعِيلا[20]صُمُوتاً، قِيَاماً صُفُوفاً، يَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ، وَيُسْمِعُهُمُ الدَّاعِي».
اين جمله هاى کوتاه و پرمعنا، با آهنگ خاصى که دارد، ترسيمى گويا از وضع بندگان در صحنه قیامت است؛ ترسيمى بسيار تکان دهنده و وحشت آفرين!
همين تعبير و تعبيرات مشابهى در قرآن مجيد درباره حرکت انسانها در صحنه قیامت آمده است، که گاهى تعبير به «سِرَاعاً»[21] شده و گاه تعبير به «يَنْسِلُونَ»[22] که آن نيز به معناى شتابان رفتن است و گاه تعبير به «کَاَنَّهُمْ إلَى نُصُب يُوفِضُونَ»[23] که آن نيز به معناى حرکت سريع است.
حرکت آنها به صورت گروهى و ايستادن آنها در قیامت در صفوف مختلف، يا به خاطر اين است که، مردم به تناسب اعمال و رفتارشان از يکديگر جدا مى شوند و هر کس با همانندش، در يک صف قرار مى گيرد و طبعاً سرنوشت مشترکى دارد و يا از اين جهت است که هر گروهى که در گورستانى با هم بودند، با هم به حرکت در می آيند.
قرآن مجيد نيز می فرمايد: «يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجاً»[24] روزى که در صور دميده مى شود و شما فوج، فوج، وارد صحنه قیامت مى شويد.
حرکت سريع آنها، در قیامت نشانه دستپاچگى و وحشت از سرنوشت است و گردن کشيدن به خاطر آن است که هرلحظه در انتظار حادثه اى هستند.
جمله «يَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ…» اشاره به اين است که، جمعيّت آنها با آنکه بسيار عظيم است، امّا به گونه اى در عرصه محشر می ايستند، که همه نمايانند و صدا به گوش همه می رسد.
سپس به ترسيم ديگرى از وضع خلايق در عرصه قیامت پرداخته، می فرمايد: ابهامِ سرنوشت و ترس از نتيجه دادرسى پروردگار و هول و وحشت قیامت چنان است که گويى، لباس نياز و مسکنت و تسليم و خضوع بر تن پوشيده اند، و راههاى چاره بسته شده، و اميد و آرزو قطع گرديده است.
قلبها از کار افتاده، و نفس ها در سينه حبس شده و صداها بسيار ضعيف و کوتاه است، و عرق، لجام بر دهان ها زده، و وحشتى عظيم، همه را فراگرفته است.«عَلَيْهِمْ لَبُوسُ الاِْسْتِکَانَةِ، وَضَرَعُ[25] الاِْسْتِسْلاَمِ وَالذِّلَّةِ. قَدْ ضَلَّتِ الْحِيَلُ، وَانْقَطَعَ الاَْمَلُ، وَهَوَتِ الاَْفْئِدَةُ کَاظِمَةً، وَ خَشَعَتِ الاَْصْوَاتُ مُهَيْنِمَةً[26]، وَألْجَمَ الْعَرَقُ، وَعَظُمَ الشَّفَقُ[27]»
هنگامى که راه بازگشت بسته شود و داور خداوند باشد و تمام اعمال کوچک و بزرگ با دقّت و موشکافى تمام، مورد محاسبه قرار گيرد و جزاى هر کس با قاطعيّت به او داده شود و مجازات هاى دردناک در انتظار بدکاران و آلودگان باشد، بروز و ظهور چنين حالاتى عجيب نيست.
در آيات قرآن مجيد نيز، همين اوصاف ديده می شود و در حقيقت خطبه امام علی (ع) برگرفته از آيات است. در يک جا مى فرمايد: «مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُؤُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ»[28] در صحنه قیامت، گردن ها را کشيده، سرها را به آسمان بلند کرده، حتّى پلک چشم هايشان از حرکت باز می ماند و دل هايشان از انديشه و اميد خالى می گردد.
و در جايى ديگر می خوانيم: «يَوْمَئِذ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لاَعِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الاَْصْوَاتُ لِلرَّحْمنِ فَلاَ تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْساً»[29]در آن روز همه از دعوت کننده الهى که هيچ گونه انحرافى در کار او نيست، پيروى کرده و همه صداها در برابر عظمت خداوند، خاضع می شود و جز صداى آهسته، چيزى نمی شنوى.
تعبير به «أَلْجَمَ الْعَرَقُ» تعبير گويايى است؛ که از نهايت گرفتارى حاضران قیامت، خبر می دهد؛ وحشت و اضطراب از يک سو، گرماى محشر از سوى ديگر، فشردگى جمعيّت و خستگى مفرط از سوى سوم، چنان دست به دست هم می دهند که آب بدنها به عرق تبديل می شود و از تمام پيکرشان جارى می گردد ؛ چنان از سر و صورتشان عرق جارى است، که اطراف دهان را احاطه کرده، به گونه اى که اگر لب بگشايند، دهان پر از عرق خواهد شد.
سپس امام علی (ع) در ادامه اين حالتِ هولناک قیامت، می افزايد: گوش ها از صداى رعد آساى دعوت کننده به سوى حسابرسىِ پروردگار، به لرزه در آمده و همه بايد نتيجه اعمال خود را دريابند: مجازات و کيفر الهى، يا نعمت و ثواب را، «وَ أُرْعِدَتِ الاَْسْمَاعُ لِزَبْرَةِ[30] الدَّاعِي إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ، وَ مُقَايَضَةِ[31] الْجَزَاءِ، وَ نَکَالِ[32] الْعِقَابِ، وَ نَوَالِ[33] الثَّوَابِ».
در واقع تمام ترس و وحشت، از همين جاست که هيچ کس از سرنوشت خود آگاه نيست و خود را در ميان بهشت و دوزخ، و پاداش و عذاب می بيند.
خوف و وحشت، از اينجا ناشى می شود که هيچ کس از ميزان خلوص طاعت هاى خود آگاهى ندارد و از خطاها و لغزش هاى فراموش شده خود، باخبر نمی باشد؛ روز قیامت روز حسابرسى است، حساب رسان از همه چيز آگاهند! هيچ راه بازگشتى وجود ندارد و هيچ کس قادر به دفاع از ديگرى نيست.
نتیجه
با تامل در خطبه غراء، در می یابیم که زندگی، امانتی است از طرف خداوند، و بازگشت به سوی او، امری حتمی است. حال كه چنين است، وظیفه هر انسان عاقلی در اين دنيا، این است که، زاد و توشه اى برگيرد كه در قیامت بتواند خود را با آن حفظ كند، «فتزوّدوا في الدّنيا من الدّنيا ما تحرزون به أنفسكم غدا»[34].
آرى، سفرى طولانى در پيش است و راهى بس دور و دراز. در اينجا، زاد و توشه فراوان به چنگ می آيد، ولى در نيمه راه، خبرى نيست. عاقل باید بار سفر را ببندد و آن اندازه جمع آورى كند كه تا پايان سفر او در قیامت كافى باشد. از خطراتى كه بر سر راهش كمين كردهاند، به شدّت بپرهيزد و از شياطينى كه در هر گوشه و كنار، با سخنان و اعمال وسوسه انگيزشان، او را به سوى خود می خوانند بر حذر باشد.
پی نوشتها
[1] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه45.
[2] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه45.
[3] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 204.
[4] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه21.
[5] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 83.
[6] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت 133.
[7] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه203.
[8] – شریف رضی، نهج البلاغته، خطیه63.
[9] – شریف رضی، نهج البلاغه، حکمت131.
[10] – مجلسی، بحارالانوار، ج14، ص319، حدیث21.
[11] – آمدی، غررالحکم و دررالکلم،4870.
[12] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه45.
[13] – «اذنت» از ماده «اذن» به معنای اعلام کردن است. و به اذان از این جهت اذان می گویند که وقت نماز را اعلام می کند.
[14] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه188.
[15] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه28.
[16] – راغب در مفردات، ضامر، به هر حيوان لاغرى گفته نمىشود بلكه به حيوان لاغرى گفته مىشود كه بر اثر تمرين و كار لاغر شده باشد كه لازمه آن چابكى است
[17] – سباق: مسابقه و «سبقه» به معنای هدفی است که به سوی آن پیش می روند و سبقه (بر وزن لقمه) یه معنای جایزه است.
[18] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه28.
[19] – سوره لقمان، آیه36.
[20] – « رَعيل» به معناى گروهى از سواران يا پيادگان يا پرندگان است.
[21] – سوره معارج، آیه43.
[22] – سوره یاسین، آیه51.
[23] – سوره معارج، آيه 43.
[24] – سوره نباء، آیه18.
[25] – «ضَرَع» (بر وزن طمع) به معناى ضعف و خضوع و ذلّت و درماندگى است.
[26] – «مُهَيْنِمَه» از مادّه «هَيْنَمه» به معناى صداى آهسته است
[27] – «شَفَق» در اصل به معناى آميخته شدن نور روز، با تاريکى شب است; به همين سبب در مورد توجّه آميخته با ترس نسبت به چيزى، اطلاق مى شود و گاه نيز صرفاً به معناى ترس مى آيد.
[28] – سوره ابراهیم، آیه43.
[29] – سوره طه، آیه 108.
[30] – «زَبره» به معناى صداى شديد توأم با آمريّت است
[31] – «مُقايضه» از مادّه «قيض» (بر وزن فيض) به معناى مبادله کردنِ چيزى، با چيزى است و از آنجا که جزاى اعمال در برابر عمل انسانها قرار مى گيرد، در عبارت بالا تعبير به «مقايضه» شده است.
[32] – «نَکال» به معناى مجازات و عقوبت است.
[33] – «نوال» به معنای نعمت است.
[34] – شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه28.
فهرست منابع
- قرآن کریم.
- آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، لقمان، 1379، چاپ سوم.
- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، موسسة الوفاء، 1404ق.





















