ثمره طرز تفکر غربی درباره آزادی چیزی جز مفاسد فرهنگی و اخلاقی نیست. امام علی (ع) عقیده دارند، مردم باید خود را آزاد بدانند و شخصیت و روح خود را از قید و بند افراد آزاد سازند. امام علی (ع) در دوره حکومت خویش نه تنها آزادی بیان را محدود نکرد، بلکه آن را تاکید کرد. پذیرش امر و نهی متقابل میان افراد، نشانه ای از احترام به حقوق و وظایفی است که دین اسلام برای زندگی اجتماعی انسان ها ضروری می داند. این اصل، یک نوآوری ویژه در اسلام به شمار می آید. سیره حکومتی علوی الگوی موفق طرح مشورت عمومی برای همه اعصار است.
امر و نهی، کلید رفع موانع آزادی
نقادی و انتقاد، اوج آزادی سیاسی هست که به عنوان یک نیروی سیاسی مشروع در اندیشه سیاسی امام علی (ع) ریشه ای پایدار دارد. پذیرش امر و نهی افراد نسبت به یکدیگر، به رسمیت شناختن حق و تکلیفی است که شرع مقدس لازمه زندگی اجتماعی انسان ها می داند. این امر و نهی یک اصل کاملاً ابتکاری است و به اسلام اختصاص دارد.
این عمل به انسان ها اجازه می دهد که از لینت نقد و انتقاد به سرسختی امر و نهی متوسل شوند و گاه حتی با اعمال زور و قدرت و جانفشانی و فداکاری، کارهای نیک را در جامعه منتشر کنند، از کارهای زشت جلوگیری نموده، ظلم را براندازند و عدل را جانشین آن کنند.
بزرگترین جهادها کلمه حقی است که در مقابل یک دولت ستمگر گفته می شود.[1] مردم هرگز نباید در قبال آنچه در جامعه می گذرد، بی تفاوت باشند، زیرا اعضای یک جامعه سرنوشت مشترکی دارند و در اجتماع انسانی هیچ کار نیک و زشتی به نقطه خاصی محدود نمی شود، بلکه به افراد دیگر نیز سرایت می کند.
زیان های فردی می توانند به صورت زیان های بزرگ اجتماعی درآیند و به همین دلیل افراد اجتماع عقلاً اجازه دارند در پاک نگاه داشتن محیط زیست خود از هیچ تلاش و کوششی خودداری نکنند.
امام علی (ع) به شاگرد خود این گونه آموخت:
یک فرد تبهکار در میان مردم همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی شود. وقتی کشتی در وسط دریا قرار گرفت، تبری برداشته و به سوراخ کردن موضعی که در آن نشسته است بپردازد و هرگاه افراد دیگر به کار او اعتراض کنند، در جواب بگوید: من در نقطه ای که نشسته ام تصرف می کنم. اگر دیگران او را از این عمل خطرناک بازندارند، طولی نمی کشد که آب به داخل کشتی نفوذ کرده و همگی یک باره در دریا غرق می شوند.[2]
وظیفه اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر
امام علی (ع) با داشتن چنین تصویری از اجتماع، امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان وظیفه ای منطقی و مرتبط با سرنوشت همه افراد جامعه مورد توجه قرار داده است. بنابراین امر و نهی به عنوان چهره ملموس آزادی سیاسی یک نیروی اجتماعی قدرتمند به شمار می آید. در واقع این نقش و کارکرد امر و نهی است که آن را به مقوله ای ضروری بدل می کند:
نخست این که گزینش بهترین ها را آسان می سازد، زیرا بدون امر و نهی افراد شایسته کنار گذاشته می شوند یا خود کناره می گیرند و افراد ناشایست بر جامعه حاکم می شوند و طبعاً در میدانی خالی و بی هماورد برای مراقبت از کرده ها و گفته های خود انگیزه چندانی ندارند.
امام علی (ع) می فرمایند: «امر به معروف و نهی از منکر را وامگذارید که اشرار شما بر شما حاکم خواهند شد که آنگاه دعا کنید و از شما پذیرفته نگردد».[3]
علاوه بر این ها امر و نهی برای تداوم نظام حاکم نیز سودمند است، زیرا در نظام امر و نهی اجتماع سالم، محصول تجربه ای است که تنها از رویارویی ایده های مختلف به دست می آید. در این چشم انداز، امر و نهی هم وجود سیاستی مبتنی بر اصلاح را تضمین می کند، هم امکان جانشین سازی را فراهم می آورد.
با وجود امر و نهی تغییر رویه حاکمان جامعه فقط در چارچوب نهادها و بدون به خطر انداختن روند آرام سیاسی انجام می پذیرد و در واقع با این کار از خشونت غیرقانونی کاسته می شود.
به این ترتیب، مثلاً سلیقه هایی که در انتخابات شکست خورده اند، به جبران شکست خود امیدوار می شوند و از صحنه سیاست و چارچوب نظام سیاسی کناره نمی گیرند و گرچه حتی دولت روی کار آمده به خواسته های ایشان اعتنایی نکند، باز هم مانند گروه های بالقوه ،قدرت در صحنه باقی می مانند.
این مسأله از اهمیت ویژه ای برخوردار است، به طوری که بر اساس اصول مکتب علوی یک دولت کاردان باید بیش از هر چیز در اندیشه ایجاد و حفظ فضایی مناسب برای امر و نهی به مثابه یک نهاد ثابت دینی باشد.
اصلاح حکومت و جامعه از طریق امر و نهی، گروه های مخالف را راضی ساخته و آن ها را از اتخاذ موضع گیری های تند باز می دارد. می توان از رفتار ملایم امام علی (ع) و یارانش در زمان خلیفه دوم و برخورد تند و انقلابی آن حضرت (ع) با خلیفه سوم و دستگاه اداری و استانداران وی، نتایج سودمندی به دست آورد.
طرح مشورت عمومی، تضمین آزادی بیان
کاراترین وسیله برای رفع تهدیدهای احتمالی قدرت سیاسی علیه آزادی، فراخواندن تک تک افراد جامعه به مشارکت در سطوح مختلف تصمیم گیری و مشورت است، زیرا به هوای خود رفتن و به رأی دیگران ننگریستن ستمگری بود و خیانت.[4] هر فرد با مشارکت در اعمال قدرت، خود را از خطر تحمل اقدامات خودسرانه دور می دارد و با اثر گذاشتن بر دستگاه اداری و برگزیدن نمایندگان و یا انتخاب برخی کارمندان، استقلال و آزادی فردی خود را تداوم می بخشد.
از آن جا که در سیره سیاسی علوی حاکمیت مردم در کنار حاکمیت الهی به رسمیت شناخته می شود، منطقی ترین شیوه برای استقرار حاکمیت مردم این است که خود مردم به شکلی مستقیم به بیان صریح خواسته هایشان پردازند:
«ای حاکم! بین تو و مردم هیچ واسطه ای نباشد، مگر زبانت و پرده ای نباشد، مگر صورتت و مبادا نیازمندی را از ملاقات با خود منع کنی!».[5]
در واقع نظام علوی تصمیماتی را که آزمون گفتگو و مشورت را از سر نگذرانده باشند، نمی پذیرد. توصیه امام علی (ع) به دولت ها این است:
«آرا صاحبان رأی را در کنار هم قرار دهید و سپس هر کدام از آن ها که به حقیقت نزدیک تر و از شک و تردید دورتر است را انتخاب کنید، زیرا هر کس تنها به رأی خود اکتفا کند و خود را از آرای دیگران بی نیاز بداند خود را به خطر می اندازد».[6]
هر چه در گفتگو گشوده تر باشد، نظام حکومتی تصمیمات مناسب تری اتخاذ می کند. به این ترتیب، اگر اتخاذ هر تصمیم سیاسی منوط به نتیجه بحث و مشورت باشد و همه نهادها و همه سلیقه های فکری نیز در این بحث و مشورت مشارکت کنند، در واقع اصول مورد نظر نظام سیاسی اسلام به بهترین شکل اجرا شده است.
البته این روش بدون خوش بینی نسبت به فضیلت مشورت و راه حل های به دست آمده از آن، راه به جایی نمی برد و بنابراین می توان ادعا کرد، برای جامعه ای که می کوشد به محیطی آزاد، صالح و سالم برسد، تنها نوع حکومت مطلوب، حکومت مبتنی بر مشورت و تبادل نظر است.
اما اگر جامعه ای اصل مشورت و تبادل نظر را پذیرفت، باید در مباحث و گفتگوهای خود زبانی مشترک را به رسمیت بشناسد و این همان زبان خرد است. با استفاده از این زبان تصمیمات اولیه با برخوردی منطقی و مبتنی بر تجربه و احیاناً تغییراتی در آن ها صورت می گیرد.
«هر کس از آرا و اندیشه های گوناگون استقبال کند، موارد اشتباه فکر و اندیشه خود را خواهد شناخت».[7]
نظام مشورتی ملاک وحدت و همبستگی اجتماعی
بدین سان نظام مشورتی نه تنها به دلیل نیروی خرد جمعی، بلکه به دلیل پذیرش حاکمیت مردم به عنوان ملاک وحدت و همبستگی اجتماعی نیز عمل می نماید. نظام علوی پذیرفته است که رهبر جامعه هر قدر هم از قداست برخوردار باشد، باز نیازمند ایجاد یک نظام مشورتی پایدار است، زیرا تصمیمات او باید براساس مصالح جمعی بوده و توانایی تعادل بخشیدن به جامعه را داشته باشد. امام علی (ع) خطاب به مردم می فرمایند:
«از گفتن حق در برابر من یا رأی زدن در عدالت باز نیایستید که من نه برتر از آنم که خطا کنم و نه در کار خود از خطا ایمنم که خدا مرا در کار نفس کفایت کند که از من برتر و تواناتر است».[8]
مسلماً همه گرایش های فکری جامعه باید به نهادهای مشاوره ای دسترسی داشته باشند، به عبارت دیگر این امکانات باید به طور یکسان در اختیار همه گذارده شود. اما باید در نظر داشت که نظریات و پیشنهادات افرادی که با سلایق و گرایش های مختلف در شوراها شرکت می کنند، نسبت به تصمیم نهایی، تنها فرضیاتی قابل بررسی هستند.
بنابراین هیچ کس نمی تواند توقع داشته باشد که نظریاتش ارجح و دارای مشروعیتی انحصاری شناخته شوند، جز مورد احكام الهی که در آن ها نه مشورتی لازم است و نه گزینشی. امام علی (ع) به ابن عباس می فرمایند: «بر تو است که مرا راهنمایی کنی و وظیفه من نیز گوش فرادادن و اندیشیدن است و اگر من با تو مخالفت کردم، تو باید از من پیروی کنی».[9]
به این ترتیب مشورت و امکان مخالفت با برخی تصمیمات اولیه دولت، سازش های ناگزیر و مصلحت طلبانه دولت را آشکار ساخته و امکان دستیابی به راه حل های رضایت بخش را افزایش می دهد.
یکی از استانداران امام علی (ع) در نظر داشت به کمک مردم نهری حفر کند. اگرچه این کار به نفع مردم بود، امام علی (ع) بر انجام آن راضی نمی شدند. استاندار برای جلب رضایت امام (ع) مأمورانی نزد حضرت (ع) فرستاد. امام (ع) به او نوشتند:
«افرادی از عمال تو، از من خواسته اند که به تو نامه بنویسم مردم را به حفر نهر به کارگیری. من مایل نیستم کسی را به کاری که مایل نیست مجبور کنم».[10]
در جنگ صفین نیز وقتی مردم حضرت (ع) را برای پذیرش حکمیت تحت فشار قرار دادند، رأی آنان را پذیرفت و فرمود: «من شما را از پذیرفتن حکمیت نهی کردم، اما شما امتناع کرده و همچون مخالفین پیمان شکن مخالفت نمودید تا این که به میل و خواهش شما رفتار کردم».[11]
نتیجه گیری
امام علی (ع) مردم را بنده حکومت نمی دانست، چرا که خدا انسان را آزاد آفریده است. این آزادی است که منجر به ایجاد تحولات، پیشرفت ها، تمدن ها بوده و هدایت جامعه به سمت سازندگی و ترقی می گردد. امر و نهی صحیح و سازنده، نقایص جامعه را رفع کرده و به تکامل جامعه کمک می کند. در جامعه ای که آزادی بیان وجود نداشته باشد نفاق و درویی گسترش می یابد.
پی نوشت ها
[1] . احسائى، عوالى اللئالى، ج۱، ص۴۲۲.
[2] . سبحانی، مبانی حکومت اسلامی، ج1، ص264.
[3] . احسائی، عوالی اللئالی، ج1، ص422.
[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 53.
[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 67.
[6] . حر عاملی، وسائل الشیعه، ج8، ص429.
[7] . حر عاملی، وسائل الشیعه، ج8، ص429.
[8] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 216.
[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 321.
[10] . بلاذری، انساب الاشراف، ص162.
[11] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 36.
منابع
- احسائی، ابن ابی جمهور، عَوالی اللئالی العَزیزیة فی الاحادیث الدّینیة، قم، سید الشهداء، 1403ق.
- بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، موسسه الاعلمی، 1394ق.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، قم، موسسه نشر اسلامی، 1424ق.
- سبحانی، جعفر، مبانی حکومت اسلامی، قم، موسسه امام صادق (ع)، 1362.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
جهان بزرگی، احمد، آزادی سیاسی، تهران، انتشارات کانون اندیشه جوان، 1384، ص111-99.






















