نظر اندیشمندان عرب در اهمیت و ارزش ادبی و بلاغت نهج البلاغه

فصاحت و بلاغت نهج البلاغه به گونه ای است که هر خواننده ای را مجذوب خود می کند و او را به تفکر عمیق درباره معانی نهفته در آن وا می دارد، به همین سبب در طول تاریخ، اندیشمندان و ادیبان بسیاری به بررسی و تحلیل بلاغت نهج البلاغه پرداخته اند. حقیقتاً نهج البلاغه، روح و روان بشر را تازه می کند و این مطلب را سخن سرایان و ادبا و نویسندگان عرب زبان به صراحت بیان کرده اند، به اذعان آنان فصاحت و بلاغت نهج البلاغه به عنوان منبعی غنی ادبیات، با زبان شیرین و بیان عمیق خود، مفاهیم فلسفی، اجتماعی و سیاسی را به بهترین شکل ممکن منتقل می کند. این مقاله مروری بر اظهار نظرهای اندیشمندان عرب درباره فصاحت و بلاغت نهج البلاغه است.

1. ناصیف یازجی (متوفی 1287ق)

ناصیف الیازجی (1214، 1287 ق)، دانشمند، شاعر و ادیب معروف و پرآوازه لبنانی، در قریه شیمای لبنان به دنیا آمد و در بیروت وفات نمود.[1] این دانشمند و ادیب معروف لبنانی در وصیت خویش به فرزندش گوید:

«هرگاه خواستی از نظر علم و ادب و نگارش، سرآمد همگنانت باشی، قرآن و نهج البلاغه را از بر کن».[2]

2. مِرصفی (متوفی 1307 ق)

محمد حسن نائل مرصفی از دانشمندان کم نظیر اهل سنت، استاد دانشگاه الازهر مصر، از ادبای معروف و استاد ادبیات و تاریخ در دارالعلوم قاهره و یکی از کتاب های معروف او: «الوساع الأدبیه فی العلوم العربیه» است.[3]

متخصص فن بلاغت و بیان در دارالعلوم قاهره و از استادان الازهر مصر است، او درباره عظمت و نورانیت کلام امیرالمؤمنین علی (ع) چنین می نویسد:

«… گمان نمی کنم، برای اثبات موضوع زیبایی تمدن جدید، جمال و سادگی قدیم و شادی آفرینی قرآن کریم، به دلیلی بیشتر و بهتر از نهج البلاغه، نیازمند باشیم؛ آن کتابی که خداوند، آن را دلیل روشنی قرار داد تا ثابت کند که علی (ع) بهترین شاهد زنده نورانیت و پرتو بخش قرآن و حکمت و هدایت و دانش و اعجاز و فصاحت و بلاغت آن کتاب آسمانی است. آیات و نشانه های حکمت ارزنده، قوانین صحیح سیاست و پندهای روشن و دلنشین و برهان های مافوق تصور و بهترین آثار یک پیشوای حق است. هیچ یک از حکمای بزرگ و فلاسفه عالی مقام و نوابغ روزگار کبار الحکماء و أفزاز الفلاسفه و نوابغ الربانیین نظیر آن را نیاورده اند».[4]

3. محمد عبده (متوفی 1323 ق)

شیخ محمد عبده (1849 – 1905م)، استاد ادبیات و تاریخ در دانشگاه الازهر مصر و دانشکده دارالعلوم قاهره، از جمله بنیانگذاران نهضت جدید و از کسانی است که به تجدد و اصلاح در عالم اسلام معتقد بوده است. او مفتی دیار مصر و حافظ قرآن و معاصر سید جمال الدین افغانی بود. وی با سید جمال مجله «عروة الوثقی» را برای مبارزه با استعمار منتشر می نمود. تألیفات: شرح یا تعلیقات بر نهج البلاغه، رسالة التوحید، الاسلام و النصرانیة و … او در مصر وفات یافته است.[5]

«شیخ محمد عبده» مفتی اعظم مصر درباره فصاحت و بلاغت نهج البلاغه، فنون سخنوری، استدلال های قوی و قانع کننده، جهان شمول بودن آن و بیان سیستم و مقررات کشور داری در، می گوید:

«هنگام مطالعه نهج البلاغه، در عالم خیال تصور می کردم که گویا نبردهای سختی درگرفته و حملات فراوانی شروع شده است. بلاغت، با نیروی مافوق تصور فرمانروایی دارد و فصاحت و بلاغت، حمله کوبنده آغاز می کند و در مقابل شک و اوهام به سرکشی برخاسته، سرسختی و چموشی می کند؛

در یک طرف سپاه انبوه خطابه و سربازان بیان در صفوف منظم و تشکیلات مرتب، به شک و شبهه هجوم می آورد و با شمشیرهای منطق و نیزه های برنده استدلال، صفوف دشمن را در هم ریخته و خون دلشان را می ریزد و وسوسه های باطل را شکست می دهد و طولی نکشید که حق را پیروز و باطل را شکست خورده دیدم و روشن است که زمامدار و رهبر این دولت منطق و بلاغت و قهرمان فصاحت و بلاغت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) می باشد.

قبل از مطالعه نهج البلاغه، اشکالاتی در ذهن عبده بود که اندک اندک برطرف گردید … با مطالعه نهج البلاغه، در موارد زیادی تصور می کردم که گویا صدای خطیب بزرگی را می شنوم که با عالی ترین سخنان حکیمانه، زمامداران کشورهای جهان و رهبران ملت ها را مخاطب ساخته، راه های صحیح کشور داری را به آن ها نشان می دهد و آنان را به نکته های دقیق و مهم سیاست و روش کیاست، ارشاد می کند و به راه های صحیح آگاهی هدایت می نماید …

نهج البلاغه که در آن همه فنون بلاغت گرد آمده است، هیچ موضوعی از مقاصد سخن را فروگذار نکرده، جز این که همه را آورده است و هیچ گذرگاه فکر و اندیشه را باقی نگذاشته است؛ بلکه همه آن ها را مطرح کرده است. با مطالعه نهج البلاغه، دولت فصاحت و صولت بلاغت، در نظرم مجسم گشت و به یقین دانستم که مدیر این دولت و قهرمان این صولت و پرچمدار پیروزش حضرت علی ابن ابی طالب (ع) است.[6]

… این کتاب بزرگ، مجموعه سخنان پراکنده حضرت امیر (ع) است که سید رضی (ره) آن را جمع آوری نموده، نام آن را نهج البلاغه نهاده است؛ و من اسمی شایسته تر از نهج البلاغه، برای این کتاب که بیانگر محتوای آن باشد، سراغ ندارم و نه می توانم آن را به بیشتر از آنچه که این اسم بر آن دلالت دارد، این کتاب را توصیف کنم و نه قدرت آن دارم که مزیت آن را بیش از آنچه سید بزرگوار بیان نموده است، بیان کنم».[7]

4. شکیب ارسلان (متوفی 1365 ق)

شکیب ارسلان، ملقب به «امیر البیان»، یکی دیگر از نویسندگان زبر دست عرب در عصر حاضر است، در جلسه ای که به افتخار او در مصر تشکیل شده بود، یکی از حضار می رود پشت تریبون و ضمن سخنان خود می گوید: دو نفر در تاریخ اسلام پیدا شده اند که به حق شایسته اند «امیر سخن» نامیده شوند: یکی حضرت علی بن ابی طالب (ع) و دیگری شکیب؛

شکیب ارسلان با ناراحتی بر می خیزد و پشت تریبون قرار می گیرد و از دوستش که چنین مقایسه ای به عمل آورده، گله می کند. این داستان را دانشمند معاصر، محمدجواد مغنیه (شارح نهج البلاغه) مقیم لبنان در مراسم بزرگداشتی که به افتخار ایشان در مشهد مقدس در چند سال پیش تشکیل شده بود، بیان کرده و از زبان او نقل می نماید:

«من کجا و علی بن ابی طالب (ع) کجا! من بند کفش علی (ع) هم به حساب نمی آیم».[8]

5. عبدالوهاب حمورا (متوفی 1371 ق)

استاد عبدالوهاب حمورا استاد علوم اسلامی دانشگاه «فؤاد» قاهره چنین بیان می دارد:

«نهج البلاغه، شامل همه آن چیزهایی است که پژوهشگران بزرگ، استادان اخلاق، فلاسفه، دانشمندان، پیشوایان مذاهب و سیاستمداران پرهیزگار، می توانند بگویند یا بنویسند. نیروی شگرف پندها، توصیه ها، عمق بینش، ژرفایی محتوای نهج البلاغه، به خوبی نشان می دهد که این اثر جاودانه، از اندیشه بی نظیر امام علی (ع) است».[9]

6. زکی مبارک (متوفی 1373)

زکی عبدالسلام مبارک (1308 – 1373 ق)، نویسنده معروف مصری است، او دارای حافظه بسیار قوی و در دوران جوانی حافظ اشعار عربی بود، دکترای ادبیات عرب خود را با عنوان پایان نامه «الاخلاق عند الغزالی» دفاع نمود.[10] این نویسنده معروف مصری، درباره مطالعه نهج البلاغه و ثمره های آن، در ایجاد روح شهادت و مردانگی در انسان، و برتری این سخن بر سخنان تمامی دانشمندان و ادیبان و فصیحان روزگار، می گوید:

«من اعتقاد دارم که مطالعه کتاب نهج البلاغه، روح شهامت و مردانگی انسان را تقویت می کند؛ زیرا از روح بزرگ و پرتوانی صادر شده است که در برابر تمام دشواری ها، چون شیر ایستاده است».[11]

او در ادامه سخن می افزاید: «نهج البلاغه مشتمل بر خطبه های امیرالمؤمنین (ع) است که فوق سخن مخلوق و دون سخن خالق است و نزدیک به رتبه اعجاز و مبتکر طریق حقیقت و مجاز است».[12]

7. عقاد (متوفی 1384 ق)

عقاد عباس محمود (1307-1384 ق)، نویسنده، ادیب و شاعر بزرگ مصری[13] درباره کتاب نهج البلاغه می گوید:

«فیضی از آیات توحید و حکمت الهی است که ذهن دانشجوی معارف الهی را در اصول توحید توسعه می دهد».[14]

8. سید هبة الدین شهرستانی (متوفی 1386 ق)

سید محمدعلی حسینی شهرستانی معروف به هبة‌ الدین شهرستانی، روحانی شیعه و عالم و مجتهد بزرگ عراقی، مفسر قرآن، مجاهد و مبارز و یکی از بزرگان و وحدت‌گرایان جهان اسلام بود. او در مورد معارف و بلاغت نهج البلاغه می گوید:

«نهج البلاغه کتابی به زبان عربی است که همانند آفتاب نیم روز، در کشور ادبیات جهان معروف است؛ پر از گوهرهای نفیس و پرقیمت از سخنان گهربار و کلمات برگزیده پیشوای جهانیان، امیرالمؤمنین (ع) است که 242 خطبه و 78 نامه و 489 سخن کوتاه را در بر دارد که برگزیده هایی از سخنان نغز و گفتار پرمغز و رساله هایی است که قلم روان و فیاض آن حضرت (ع) از گوهرهای درخشان و درهای گرانبها و شاهوار، به جا گذاشته است …

تعجب و شگفتی ادبا تنها به ملاحظه نظم و هماهنگی و انسجام الفاظ نهج البلاغه نیست؛ دهشت و تحیر دانشمندان فقط از برتری و تفوق معانی آن که به سرحد اعجاز رسیده است، نمی باشد؛ بلکه علت اصلی تحیر و تعجبشان، تنوع و گوناگون بودن اهداف و مقاصد این خطبه ها و سخن هاست؛ از قبیل:

پند و اندرز و امر به معروف و نهی از منکر و دستورهای جنگی، تشویق مردم به جهاد، تعلیم فنون مختلف علم و بحث های عالی در مورد هیأت آسمان ها، اوضاع افلاک، ابواب نجوم و اسرار جهان آفرینش و اثبات وجود خدا و سخنان گوناگون و پرتفنن در معارف الهی و بحث های همه جانبه در توحید و خداشناسی، توصیف مبدأ و معاد و بحث های دامنه دار در امور کشورداری و سیاست و اداره شهرها و زندگی مردم و بالا بردن سطح دانش مردم و آشنا ساختن آن ها با فضایل اخلاقی و انسانی و دینی و منحنی دامنه دار در امور کشورداری، قوانین اجتماعی و آداب معاشرت و مکارم اخلاق، توصیف شاعرانه پدیده های زندگی و مانند آن، از اهداف و مقاصد گوناگونی است که با عالی ترین مظاهر خود در نهج البلاغه آمده است».[15]

9. طه حسین (متوفی 1393 ق)

طه بن حسین بن علی بن سلامه (1307-1393)، ادیب و متفکر مصری دارای دکترای ادبیات عرب است، او متبحر در پاسخ به سؤالات بود، همچنین پایان نامه دکترای وی «فلسفه ابن خلدون» به زبان فرانسه بوده که شهید مطهری از او به عنوان «ادیب و نویسنده معروف مصری معاصر» یاد کرده است.[16] او در کتاب «علی (ع) و بنوه» داستان مردی را نقل می کند که در جریان جنگ جمل دچار تردید می شود، با خود می گوید:

«مگر ممکن است شخصیت هایی از طراز طلحه و زبیر بر خطا باشند؟!» درد دل خود را با حضرت علی (ع) در میان می گذارد و از خود حضرت علی (ع) می پرسد: «مگر ممکن است چنین شخصیت های عظیم و با سابقه ای بر خطا روند؟»

حضرت علی (ع) به او می فرماید: «انک لملبوس علیک، ان الحق و الباطل لا یعرفان بأقدار الرجال، اعرف الحق تعرف اهله و اعرف الباطل تعرف اهله»؛[17]

«تو سخت در اشتباهی! تو کار واژگونه کرده ای، تو به جای آن که حق و باطل را مقیاس شناخت شخصیت ها قرار دهی، شخصیت ها را که قبلا با پندار خود فرض کرده ای، مقیاس حق و باطل قرار داده ای! تو می خواهی حق را با مقیاس افراد بشناسی!

برعکس رفتار کن! اول خود حق را بشناس، سپس اهل حق را خواهی شناخت؛ همچنین اول خود باطل را بشناس، آن وقت اهل باطل را خواهی شناخت. آن گاه، دیگر اهمیت نمی دهی که چه کسی طرفدار حق است و چه کسی طرفدار باطل و از خطا بودن آن شخصیت ها در شگفت و تردید نخواهی بود».

طه حسین در ادامه سخن گوید: «من پس از وحی و سخن خدا، جوابی پرجلاتر و شیواتر از این جواب ندیده ام [18] و بعد از کلام خدا کلامی به این زیبایی در جهان ندیده ام و نمی شناسم.»[19]

10. محی الدین عبدالحمید (متوفی 1394 ق)

محمد بن محی الدین بن عبدالحمید المصری (1318-1394 ق)، علامه نحوی، حافظ قرآن و از محققان بزرگ و بنام معاصر بود. از تألیفاتش: الأحوال الشخصیة فی الشریعة الاسلامیة، احکام المواریث فی الشریعة الاسلامیة و تصریف الأفعال و… است، تحقیقات وی شامل: شرح ابن عقیل، المغنی لابن هشام و اوضع المسالک الی الفیة بن مالک و … است، او در قاهره وفات یافته است.

عبدالحمید در خصوص فصاحت و بلاغت نهج البلاغه این گونه توصیف می نماید: «نهج البلاغه، کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع)، قویترین و فصیحترین مردم، بعد از رسول خدا (ص) است که دارای فنون بلاغت و فصاحت است و برای هر بیننده ای که به آن نظاره کند، اسباب فصاحت و بلاغت را فراهم می سازد».[20]

11. خلیل هنداوی (متوفی 1396 ق)

خليل بن محمد عرفات الهنداوی (1322- 1396 ق) اديب، روایی، شاعر لبنانی ـ سوری و نویسنده و مترجم در مورد نهج البلاغه می گوید:

«هیچ کتابی را پیدا نمی کنی که مانند نهج البلاغه، دارای فصول مختلف و سبک واحد باشد و از شخص واحد صادر شده باشد، از این رو تأکید داریم و تکرار می کنیم که نهج البلاغه از یک شخصیت صادر شده و یک نفس در آن دمیده است».[21]

12. محمدجواد مغنیه (متوفی 1400 ق)

مغنیه، محمد جواد (1322-1400 ق)، فقیه، مفسر و قاضی بیروت، شیعه امامیه اثنی عشری، از علمایی بود که قائل به تقریب مذاهب، و وحدت شیعه و سنی بود. او در روستای «طیردبا» جبل عامل به دنیا آمد و در همانجا مدفون گشت. تألیفات او شامل: تفسیر الکاشف (7 جلدی)، التفسیر المبین (1 جلدی)، الفقه علی المذاهب الخمسة (به فارسی نیز ترجمه شده است)، الشیعة و الحاکمون (با عنوان «زمامداران خودسر» توسط مصطفی زمانی هم ترجمه شده است)، فی ظلال نهج البلاغة و … است.[22]

مغنیه در خصوص معارف الهی و غیبی و همچنین بلاغت نهج البلاغه چنین تصریح می کند: «هیچ سخنی در نهج البلاغه گفته نشده است، مگر آن که قرآن به اجمال یا تفصیل بر آن دلالت دارد، با علم به آن که قرآن، دارای ویژگی هایی است که مختص به آن است و قابل مقایسه با کلام بشر نیست، من این مطلب هماهنگی نهج البلاغه با قرآن را بعد از آن که قرآن را تفسیر کردم و مشغول به تفسیر نهج البلاغه شدم، فهمیدم؛

و به همین خاطر خدا را شکر کردم و متوجه این نکته نیز شده ام که فرق قرآن و نهج البلاغه، مانند فرق بین خالق و مخلوق و رب و مربوب است و باز هم بر این فهم، خدا را شکر می کنم؛ و مرة ثانیة الحمدلله».[23]

13.صبحی صالح (متوفی 1407 ق)

دکتر صبحی صالح، استاد دانشکده ادبیات دانشگاه لبنان می گوید:

«عشق من به امام علی البر و اهل بیت پاک (ع) و هر مبارز مخلصی که پرچم اسلام را برافراشته می سازد، امروز و پس از پایان خدمتی که به یاری حق توانسته ام درباره نهج البلاغه انجام دهم، از من می خواهد که از همه مسلمانان در شرق و غرب جهان بخواهم که زیر پرچم وحدت گرد هم آیند؛ چرا که امروز و پس از گذشت 13 قرن از شهادت امام علی (ع) و فرزندش «شهید کربلا» و پس از آن همه اختلاف و جدایی ها در طول این مدت، باید گذشته های تلخ را فراموش کنیم و به سوی وحدت برویم.[24]

من به نوبه خود، به عنوان شارح و محقق و ضابط نص کتاب، معتقدم که ضروری است، نهج البلاغه امیرالمؤمنین، امام علی (ع) در سراسر جهان، چاپ و توزیع گردد، تا نسل جدید مسلمان از آن بهره مند شود. … از خداوند متعال می خواهم که همه ما را به راه راست هدایت کند و محبت اهل بیت عزیز (ع) را در قلب ما جای دهد و از ما راضی باشد».[25]

14.علی الجندی (متوفی 1430 ق)

علی الجندی، رئیس دانشکده علوم در دانشگاه قاهره مجذوب بلاغت نهج البلاغه شده و با تعابیری شگفت انگیز چنین شوق و شور خود را به قلم درمی آورد: «با مطالعه نهج البلاغه، نوعی خاص از آهنگ موسیقی بر اعماق احساسات انسان پنجه می افکند، از نظر سجع و نظم و ترتیب کلمات و جملات، چنان مرتب است که می توان آن را شعر منثور نامید».[26]

15. محمد امین نواوی

استاد محمد امین نواوی در عظمت بلاغت نهج البلاغه چنین سخنی ایراد می کند:

«هر خطیب توانایی از مبانی سخن حضرت علی (ع) آب نوشیده است و هر واعظ بلیغی بر منوال کلام او سخن سروده است «و علی منواله نسج کل واعظ بلیغ». حضرت علی (ع) آبشخور فصاحت و بلاغت و سرچشمه و بارانداز و منبع و منشأ و ابر سنگین بار آن است».[27]

16. عبد الرحمن

عبدالرحمن مسئول جامعه اسلامی مجارستان نقل می کند: «در سال 1986 میلادی، کارداری در سفارتخانه ایران، کتاب نهج البلاغه را به من هدیه داد، کنجکاو بودم که ببینم در نهج البلاغه به عنوان یک اثر تشیع، چه چیزی نوشته شده است. هنگامی که آن را خواندم، دیدم یک اثر فلسفی است و در آن، حکمت هایی هست که گنجینه اسلام است. آنگاه اسلام را تا حدودی شناختم و متقاعد شدم؛ اکنون هرگاه صحبتی می شود، شدید دفاع می کنم که شیعه و سنی در کار نیست، همه با هم برادرند. این گنجینه ارزشمندی است که ما باید آن را حفظ و نگهداری کنیم، این اسلام است».[28]

 

نتیجه گیری

در نتیجه گیری درباره فصاحت و بلاغت نهج البلاغه، می توان گفت که این اثر بی نظیر به عنوان یک منبع غنی در ادبیات عربی و اسلامی شناخته می شود. فصاحت و بلاغت نهج البلاغه به وضوح نشان دهنده عمق اندیشه های امیرالمؤمنین علی (ع) است که با استفاده از زبان زیبا و بیان شفاف، مفاهیم پیچیده را به سادگی منتقل می کند. اندیشمندان عرب زبان در مورد فصاحت و بلاغت نهج البلاغه به قطع بیان داشته اند که این مجموعه سخنان گهربار حضرت علی (ع) رنگ و بویی الهی دارند و نمی توان آن را از این دسته جدا نمود. همین وحدت شیعه و سنی درباره فصاحت و بلاغت نهج البلاغه می تواند نشان دهنده امکان پیوند قلبی عمیق و استحکام اخوت بین مسلمانان باشد.

 

پی نوشت ها

[1] . بازعی، الموسوعة العالمیه العربیه، ج27، ص294.

[2] . غزالی، نظرات فی القرآن، ص154.

[3] . شهرستانی، ما هو نهج البلاغه، ترجمه سید عباس میرزاده اهری (پیرامون نهج البلاغه)، ص22.

[4] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ج1، ص 108؛ ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ترجمه فارسی، ج1، ص11.

[5] . معلوف، المنجد، ص454؛ عبده، مقدمه نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص78.

[6] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ص115.

[7] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ج1، ص116.

[8] . مطهری، مجموعه آثار، ج16، ص366.

[9] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ص98.

[10] . بازعی، الموسوعة العربیة العالمیة، ج22، ص207.

[11] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ج1، ص100.

[12] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ج1، ص109.

[13] . عقاد، راه محمد (ص)، ترجمه اسدالله مبشری، ص14؛ بازعی، الموسوعة العربیة العالمیة، ج16، ص323.

[14] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ص114.

[15] . شهرستانی، ما هو نهج البلاغه، ترجمه میرزاده (پیرامون نهج البلاغه)، ص61.

[16] . بازعی، الموسوعة العربیة العالمیة، ج9، ص355؛ زرکلی، الاعلام ، ج3، ص231؛ مطهری، مجموعه آثار، ج16، ص365.

[17] . مطهری، سیری در نهج البلاغه، ج1، ص18.

[18] . مطهری، مجموعه آثار، ج16، ص365.

[19] . جمعی از محققان، کاوشی در نهج البلاغه، ص24؛ شناخت نهج البلاغه، ص160.

[20] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ج1، ص 114.

[21] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ج1، ص97.

[22] . ایازی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص568؛ امین، اعیان الشیعه، ج9، ص205.

[23] . مغنیه، فی ظلال نهج البلاغه، ج1، ص8.

[24] . صالح، مقدمه شرح نهج البلاغه، ص30.

[25] . علیقلی، سیمای نهج البلاغه، ص99.

[26] . دشتی، شناخت نهج البلاغه، ص 158.

[27] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ج1، ص113.

[28] . علیقلی، سیمای نهج البلاغه، ص104.

 

منابع

  1. ابن میثم بحرانی، میثم بن علی، شرح نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر الکتاب، 1379ق.
  2. امین، سید محسن، أعيان الشيعة، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، 1403ق.
  3. ایازی، محمدعلی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1414ق.
  4. بازعی، سعد بن عبدالرحمن، الموسوعة العربية العالمية، ریاض، مؤسسة أعمال الموسوعة للنشر و التوزيع، 1419ق.
  5. جمعی از محققان، کاوشی در نهج البلاغه، تهران، بنياد نهج البلاغه، 1364.
  6. حسینی، عبدالزهرا، مصادر نهج‌البلاغة و أسانيده، بیروت، 1409ق.
  7. دشتی، محمد، شناخت نهج البلاغه، قم، مشهور، 1379.
  8. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دار العلم للملايين، 1410ق.
  9. شهرستانی، هبة الدین، ما هو نهج البلاغه، ترجمه سید عباس میرزاده اهری، نجف، دار الثقافة، 1381ق.
  10. صالح، صبحی، مقدمه شرح نهج البلاغه، قم، مؤسسة دار الهجرة، 1414ق.
  11. عبده، محمد، شرح نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، تهران، صبا، 1376.
  12. عقاد، عباس محمود، راه محمد (ص)، تهران، امیر کبیر، 1361.
  13. علیقلی، محمد مهدی، سیمای نهج البلاغه، تهران، نشر غیاث، 1376.
  14. غزالی، محمد، نظرات فی القرآن، قاهره، نهضة مصر، 1426ق.
  15. مطهری، مرتضی، سیری در نهج البلاغه، قم، صدرا، 1351.
  16. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، قم، صدرا، 1376.
  17. معلوف، لویس، المنجد في اللغة و الأعلام، قم، اسماعیلیان، 1371.
  18. مغنیه، محمد جواد، فی ظلال نهج البلاغه، بیروت، دار العلم للملايين، 1400ق.

 

منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:

رضایی، عبدالرحمن، در آستانه آفتاب، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 1380. ص51-25.

 

 

نظر اندیشمندان عرب در اهمیت و ارزش ادبی و بلاغت نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.