مسیر بهشت از جاده ای پر پیچ و خم گذشته که در آن با بسیاری از مشکلات و سختی ها روبرو می شویم و برای رسیدن به بهشت باید در برابر آن ها استقامت نمود. در خطبه 176 نهج البلاغه، امام علی (ع) از قول پیامبر (ص)، به این مسیر پر فراز و نشیب اشاره کرده و راهکار رسیدن به نقطه پایان مسیر بهشت را تبیین می نمایند.
بهشت در ناراحتى ها و جهنم در شهوات
خطبه 176 نهج البلاغه، از خطبه هاى مشروحى است كه از مسائل مهمّى پرده بر مى دارد و توصيه هايى مى كند كه امروز نيز تمام محتواى آن زنده و براى ما سازنده است. امیر مومنان علی (ع) در خطبه ١٧٦ پس از تأکید به اطاعت از خداوند و قبول اندرزهای او که آنچه را دوست داشته برای شما شرح داده و آنچه را منفور می دانسته را نیز بیان کرده، می فرماید:
«پیامبر (ص) همواره می فرمود: إِنَّ الْجَنَّةَ حُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ وَ إِنَّ النَّارَ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ؛[1] بهشت در فراز و نشیب ناراحتی ها پیچیده شده و دوزخ در لابلاى شهوت ها و هوس ها پیچیده است.
مراحل سه گانه مسیر قرب الی الله
امام علی (ع) مردم جهان را مخاطب ساخته، مى فرمايد: «انْتَفِعُوا بِبَيَانِ اللهِ، وَاتَّعِظُوا بِمَوَاعِظِ اللهِ، وَاقْبَلُوا نَصِيحَةَ اللهِ»؛[2] از آن چه خداوند بيان فرموده، بهره گيريد و از مواعظ و اندرزهاى او پند پذيريد و نصايح او را (با جان و دل) قبول کنيد.
ممکن است بگوييم که هر سه جمله، يک حقيقت را با عبارات مختلف بيان مى کند، ولى اين احتمال نيز وجود دارد که هر يک از اين جمله هاى سه گانه به مطلب تازه اى اشاره مى کند.
در مرحله نخست، مردم را به بهره گيرى از بيانات الهى دستور مى دهد که اشاره به اوامر و نواهى است و در مرحله دوّم از مواعظ الهى، يعنى تشويق و ترغيب ها و بشارت و انذارهايى که انگيزه اطاعت و ترک عصيان است، سخن مى گويد. بخش سوّم، مرحله خيرخواهى است که مصالح و برکات اطاعت و ترک معصيت را که عايد مطيعان مى گردد، بيان مى کند.
به اين ترتيب، مراحل سه گانه اى براى پيمودن مسير قرب الى الله بيان شده است. جالب توجّه اين که در هر سه جمله، واژه الله تکرار شده، در حالى که ممکن بود در دو جمله از ضمير استفاده شود و اين براى بيان اهمّيّت مواعظ و نصايح الهى است که مردم با شنيدن نام مبارک پروردگار، به مواعظ و نصايح او اهمّيّت بيشترى مى دهند.
در ادامه، امام علی (ع) به دليل و برهانى متوسّل مى شود و مى فرمايد: «فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْذَرَ إِلَيْكُمْ بِالْجَلِيَّةِ وَ [أَخَذَ] اتَّخَذَ عَلَيْكُمُ الْحُجَّةَ، وَ بَيَّنَ لَكُمْ مَحَابَّهُ مِنَ الْأَعْمَالِ وَ مَكَارِهَهُ مِنْهَا، لِتَتَّبِعُوا هَذِهِ وَ تَجْتَنِبُوا هَذِهِ»؛[3] «چه اين که خداوند با دليل هاى روشن، راه عذر را به روى شما بسته و حجّت را تمام کرده است. اعمالى را که دوست دارد و آن چه را از آن ناخوش دارد، براى شما تبيين نموده است، تا از آن ها تبعيّت کنيد و از اين ها دورى گزينيد».
امام علی (ع) به اين نکته اشاره مى کند که سستى و کوتاهى در پذيرش مواعظ الهى و انجام دادن واجبات و ترک محرّمات با هيچ بهانه اى مقبول نيست؛ چرا که خداوند نسبت به همه اتمام حجّت کرده و مسیر قبح عقاب را با بيان روشن خود بسته است.
سرّ پاداش مطيعان و رمز کيفر عاصيان
در اینجا حضرت علی (ع) به پاسخ اشکالات مقدّرى مى پردازد و مى فرمايد: «اگر مشاهده مى کنيد که اطاعت امر و نهى خدا مشکلاتى دارد، جاى تعجب نيست، زيرا رسول خدا (ص) مى فرمود: «بهشت در ميان ناراحتى ها و دوزخ در ميان شهوات پيچيده شده».
در ادامه اين سخن، براى تأکيد و توضيح بيش تر کلام رسول خدا (ص) مى فرمايد: «وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَا مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ شَيْءٌ إِلَّا يَأْتِي فِي كُرْهٍ، وَ مَا مِنْ مَعْصِيَةِ اللَّهِ شَيْءٌ إِلَّا يَأْتِي فِي شَهْوَةٍ، فَرَحِمَ اللَّهُ امْرَأً نَزَعَ عَنْ شَهْوَتِهِ وَ قَمَعَ هَوَى نَفْسِهِ، فَإِنَّ هَذِهِ النَّفْسَ أَبْعَدُ شَيْءٍ مَنْزِعاً، وَ إِنَّهَا لَا تَزَالُ تَنْزِعُ إِلَى مَعْصِيَةٍ فِي هَوًى»؛[4]
«بدانيد هيچ طاعتى نيست، جز اين که انسان آن را با ناراحتى انجام مى دهد و هيچ معصيتى نيست، جز اين که با شهوت (و علاقه) مرتکب آن مى شود. رحمت خدا بر کسى که خود را از شهوات جدا سازد و هواى نفس را مهار کند، چرا که جلوگيرى از نفس سرکش، از مشکل ترين کارهاست و اين نفس، همواره به گناه و هواپرستى ميل دارد».
اين يک واقعيت است که انسان در مسير اطاعت فرمان خدا، اعم از عبادات و غير آن و نيز براى کسب فضايل اخلاقى و دفع رذايل، بايد مسیرهاى پر پيچ و خمى را طى کند و از فراز و نشيب ها و گردنه هاى صعب العبور بگذرد و هر لحظه مراقب خطرهايى که از چپ و راست او را تهديد مى کند باشد تا به سر منزل مقصود برسد. ولى در مسير گناه، نفس سرکش گويى در جاده صاف و بدون مانع و خالى از پيچ و خم با سراشيبى مطلوب حرکت مى کند. همين است سرّ پاداش مطيعان و رمز کيفر عاصيان.
در حديث جالب و پرمعنايى از پيغمبر اکرم (ص) مى خوانيم:
«هنگامى که خداوند، بهشت را آفريد به جبرئيل دستور داد، برو و به آن نگاهى بيفکن! جبریيل رفت و نظرى بر آن انداخت و عرضه داشت: خداوندا! به عزت و جلالت! هر کس اوصاف آن را بشنود، حتماً به سوى آن مى آيد و در آن وارد مى شود.
سپس خداوند آن را در لابه لاى ناراحتى ها قرار داد و باز به جبرئيل دستور داد: برو به آن نگاه ديگرى بيفکن!
جبرئيل رفت و نظرى به آن انداخت و عرضه داشت: خداوندا! من از اين مى ترسم که با اين وصف، کسى به سراغ بهشت نرود و هنگامى که دوزخ را آفريد به جبرئيل فرمود: برو و نگاهى به آن بيفکن. جبریيل رفت و نگاهى به آن افکند و عرضه داشت: به عزّت و جلالت قسم هر کس اوصاف دوزخ را بشنود داخل آن نخواهد شد.
سپس خداوند آن را در لابه لاى شهوات قرار داد و به جبرئيل فرمود: برو نگاه ديگرى بر آن بيفکن، جبرئيل نگاهى کرد و عرضه داشت: به عزت و جلالت سوگند! من از اين مى ترسم که همه وارد دوزخ شوند».[5]
آن ها که به طاعات عشق مى ورزند
آن چه در عبارت «بدانيد هيچ طاعتى نيست، جز اين که انسان آن را با ناراحتى انجام مى دهد و هيچ معصيتى نيست، جز اين که با شهوت (و علاقه) مرتکب آن مى شود»، خطبه 176 نقل شد، يک حکم غالبى است نه دايمى؛ به تعبير ديگر اکثر طاعات، با مشکلاتى توأم است و غالب معاصى هوس انگيز و همراه با لذّات است.
اين نکته نيز شايان دقت است که اين حکم غالبى در مورد توده هاى مردم است، وگرنه اولياء الله و پويندگان مسیر حق به جايى مى رسند که از هر طاعتى لذت مى برند و به آن عشق مى ورزند و از هر گناهى نفرت دارند و ناراحت مى شوند. همان گونه که در روايتى از رسول خدا (ص) مى خوانيم: «أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ فَعَانَقَها»؛[6] «برترين مردم کسى است که عاشق عبادت باشد و آن را در آغوش گيرد».
از آن جا که مخاطبان امام علی (ع) توده هاى مردمند، نه فقط خاصان و مقربان درگاه خدا، تعبير ياد شده به صورتى که ملاحظه گرديد ذکر شده است.
صدر خطبه نيز شاهد و گواه اين مطلب است. در آیات قرآن مجيد نيز درباره نماز و روزه آمده است: «وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ»؛[7] «اين کار (استعانت به نماز و روزه) کار مشکلى است، جز براى خاشعان».
در تفسير امر به معروف و نهى از منکر گفته مى شود، معروف به معناى شناخته شده است، زيرا نيکى ها با روح انسان آشناست و منکر به معناى ناشناخته است، چرا که روح انسان با بدى ها نا آشناست. آيا اين تفسير مشهور با آن چه در عبارت ياد شده نقل شده منافات ندارد؟
با کمى دقت روشن مى شود، منافاتى در ميان نيست، زيرا شناخته بودن نيکى ها و ناشناخته بودن بدى ها از نظر درک کلى، با جاذبه هاى گناه و دافعه هاى اطاعت منافاتى ندارد. مثلا همه ما از علم، لذت مى بريم و از جهل متنفريم، ولى تحصيل علم مشکلات زيادى دارد که گاه افرادى از آن چشم مى پوشند و در تنبلى آسايشى است که گاه افرادى به سوى آن جذب مى شوند.
سند خطبه 176 نهج البلاغه
ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه اش و همچنين ابن ميثم در شرح خود مى نويسند كه اين خطبه از نخستين خطبه هايى است كه بعد از بيعت با حضرت علی (ع) و بعد از قتل عثمان ايراد فرمود. اين نشان مى دهد كه اين دو شارح نهج البلاغه، آن را در منبعى غير از نهج البلاغه يافته اند؛ زيرا مرحوم سيّد رضى اشاره به آن چه آن ها گفته اند، ندارد.
زمخشرى نيز در كتاب ربيع الابرار بخشى از اين خطبه را با تفاوت هاى متعدّدى نقل كرده است و بخش ديگرى از اين خطبه در چهار كتاب كه قبل از نهج البلاغه تأليف يافته، بيان شده است: كتاب كافى؛ محاسن برقى؛ امالى صدوق و تفسير عياشى.[8]
مبارزه با هوس های نفسانی و سرکوبی آن
آخرین قله تکامل انسان، رضوان خدا و بهشت جاودان است و وقتی بشر به این قله می رسد که با انجام وظایف دینی، پیچ و خم های سختی ها را که در این مسیر سر راهش می آید، تحمل کند و به پیش رود و تلخی ها را بچشد و ناراحتی ها را در مسیر خدا برخود هموار کند و با صبر انقلابی، مسئولیت خود را هر چند سنگین باشد انجام دهد.
به عکس مسیر دوزخ، مملو از هوس ها و خواسته های نفسانی و لذت ها است، اما لذت ها و کیف های زودگذر که آخرش دوزخ است.
امام على (ع) می فرماید: «شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ»؛[9] «امواج کوه پیکر فتنه ها را با کشتی های نجات بشکافید و به پیش روید».
امیر مومنان على (ع) می فرماید: «بندگان خدا بدانید که شخص با ایمان صبح و شام به نفس خود بد گمان است و از خود عیب می گیرد و خواهان تکامل خود است». همچنین می فرماید: «اطاعت خدا رنج دارد ولی گناه خدا سازگار با هوس های انسان است، رحمت خدا بر کسی که نفس سرکش را سرکوب کند که دشوارترین کار است».[10]
به هر حال اگر ما طالب سعادت هستیم، باید با هوس های نفسانی، هر چند سخت باشد، مبارزه کنیم و اگر خواهان بدبختی و دوزخ هستیم، راهش آسان است. ولی شخصی که به خدا ایمان دارد و عقل و آگاهی بر او حاکم است، مسیر اول را بر می گزیند تا به سعادت ابدی برسد، بقول شاعر محمود خوارزمی:
بهشت و دوزخت با تو است در پوست / چرا بیرون از آن می جویی ای دوست
هدف امام علی (ع)، توجه دادن انسان ها به مبارزه با هوس های نفسانی و سرکوبی آن است. هر چند دشوار باشد و انسان را دستخوش تلخی های رنج آور سازد و به عکس، توجه دادن آن ها به این که از فرصت ها و نوبتی که در این دنیا دارند، استفاده کنند و سعادت ابدی و رضوان خدا و بهشت را به خاطر هوس های چند روزه از دست ندهند؛
سختی ها و تلخی ها را در مسیر خدا با کمال میل تحمل کنند و بدانند که پیمودن مسیر سعادت سخت است و پیمودن مسیر بدبختی، آسان و مناسب هوس های انسان می باشد تا در این میدان چه کسی گوی سبقت را برباید؟!
نتیجه گیری
خداوند ما را برای بهشتی بودن خلق کرد و پیامبران و امامان (ع) را فرستاد تا ما را در مسیر بهشت هدایت کنند. اما مبارزه با هوای نفسانی و لذت های زود گذر دنیا برای جز خاشعان کار آسانی نیست. اینجاست که صبر راهبردی به کمک ما می آید و با توسل به آن می توان مسیر سخت سعادت را بر مسیر آسان شقاوت برگزید و به نقطه پایان رضوان الهی رسید.
پی نوشت ها
[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 176.
[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 176.
[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 176.
[4] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 176.
[5] . ابو داود، سنن أبي داود، ج2، ص422 (حديث 4744)؛ مجلسی، بحارالانوار، ج68، ص72.
[6] . کلینی، الکافى، ج2، ص83.
[7] . بقره، 45.
[8] . حسینی، مصادر نهج البلاغه، ج2، ص430.
[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 5.
[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 176.
منابع
- قرآن کریم.
- ابو داود، سلیمان بن اشعث، سنن أبي داود، قاهره، دار الحدیث، 1420ق.
- حسینی، عبدالزهراء، مصادر نهج البلاغة و أسانيده، بیروت، دارالزهرا، 1409ق.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، 1430ق.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار إحياء التراث العربي، 1421ق.
منبع مقاله | با اقتباس از:
- محمدی اشتهاردی، محمد، گفتار پیامبر (ص) در نهج البلاغه، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1364.
- مکارم شیرازی، ناصر، پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1375، ج6، ص: 547-541





















