ساده زیستی امام علی (ع) در الگوی مصرف ایشان به عنوان یک استراتژی اجتماعی به شمار می رفت تا جامعه ای عادلانه تر و متعادل تر شکل گیرد. ایشان با رفتار خود، دیگران را به استفاده صحیح از نعمت های الهی و پرهیز از زیاده روی تشویق می کردند. امام (ع) بر این باور بودند که مسئولیت پیشوایان دینی است که در زندگی خود بر سخت گیری و قناعت تأکید کنند و این امر به ویژه در شرایط اقتصادی نامناسب، ضرورت بیشتری پیدا می کند. ایشان با رفتار خود، به ویژه در مواجهه با اشرافی گری، به عنوان یک الگو برای دیگران عمل کردند و تلاش کردند تا جامعه را به سمت زندگی ای متعادل و انسانی سوق دهند.
الگوی مصرف در خوراک
مخارج خوراک در الگوى مصرف امام علی (ع) کمترين مقدار ممکن بوده است. حکايات شنيدنى و شگفت آورى در صرفه جويى و قناعت ايشان در الگوی مصرف خوردنى ها و آشاميدنى ها نقل شده است.[1] امير مؤمنان (ع) همواره نان جو که از آرد صاف نشده تهيه مى شد، مى خورد، به گونه اى که نخاله هاى آرد بر روى نان قابل مشاهده بود. خشکى و سفتى اين نان ها به حدى بود که بايد به کمک زانو تکه تکه مى شد.
امام (ع) این نان ها را درون صندوق و يا کيسه اى می گذاشت و بر آن مهر مى زد تا مبادا ديگران از سر دلسوزی، خورشتى بر آن بيفزايند. امام علی (ع) مى فرمود: «دوست ندارم به جز چيزى که بدان علم دارم، چيز ديگرى را به شکمم وارد کنم».[2]
نان خورشت امام علی (ع) غالبا سرکه، نمک، مايعات چرب گياهى و جانورى (الزيت)، شير و خرما بود و گوشت را فقط براى عمل به سنت قربانى می خورده اند. روزى حلوايى تهیه شده از آرد و شکر و عسل به نام فالوذج براى ايشان حاضر کرده بودند، حضرت (ع) از خوردن آن اجتناب کرد و فرمود:
«دوست ندارم چيزى بخورم که رسول خدا (ص) از آن نخورده است». به روايت ديگر فرمود: «تو خوش بو، خوش گوار و خوش طعم هستى، اما من دوست ندارم نفس خود را به چيزى که بدان خو نکرده است، عادت دهم».[3]
اميرمؤمنان خود اين گونه رفتار بود، اما ديگران را از غذاهاى خوب مانند نان گندم و گوشت اطعام مى کرد و هيچ گاه بر آن ها سخت نمى گرفت، مگر آن که کسى به اختيار خود، حاضر به مشارکت در ايثار امام علی (ع) مى شد، چنان که چنین مشارکتی از سوی حضرت فاطمه (س) و فرزندانش نقل شده است.[4] بنابراين عمل به اين شيوه به دلیل ضعف قدرت خريد يا بخل نبوده است.
نبايد تصور کرد که خوددارى امام (ع) از الگوی مصرف خوردنى هاى حلال، به معنای حرام دانستن لذت هاى حلال بر خود يا توصیه ديگران به عمل به این شیوه بوده است. زيرا امام (ع) در سنت گفتارى خود[5] رفتار مطلوب فرد مسلمان را رعايت حد اعتدال مى دانست و تلاش مى کرد تا چنين رفتارى به هنجار اجتماعى تبديل شود.
بنابراین راز اين رفتار او را بايد در اين نکته دانست که امام علی (ع) در اين مقام، نه به عنوان فردی عادى، بلکه اسوه اى است براى اصلاح ناهنجاری هاى اجتماعى و سوق دادن جامعه به سمت اعتدال. شايسته است چنين الگويى خود در مرتبه بالاتر از آن چه دیگران را به آن فرا مى خواند، قرار گرفته باشد.
جامعه مطلوب از ديدگاه امام على (ع)، جامعه ای است که همگان خصوصا گروه های کم درآمد، در آن به آسانى بتوانند غذاى مورد نياز خود را تهيه کنند. راهبرد مناسب برای رسیدن به اين هدف، اين است که اقشار پر درآمد از زياده روى در الگوی مصرف غذا پرهيز کنند. ولى انسان، لذت جو است و تعذيه را وسيله اى براى کامجويى بيشتر تمی داند و بنابراین در الگوی مصرف غذا از حد اعتدال خارج مى شود.
هنجار شدن اين پديده، اتلاف منابع و سوء تغذيه فقیران را به دنبال خواهد داشت. جامعه برای تغییر این الگوی مصرف، نیازمند اسوه است و بی شک، توان اقتصادى، اقتدار روحى، موقعيت اجتماعى و سوابق مذهبى امام علی (ع) تمام شرايط چنین اسوه ای را فراهم آورده بود.
نامه امام علی (ع) به عثمان بن حنيف، فرماندار بصره، که در ميهمانى پر خرج يکى از ثروتمندان بصره شرکت کرده بود، نشان دهنده همین رفتار امام (ع) است. امام علی (ع) استاندار خود را به دلیل شرکت در چنين مجلسى شديدا توبيخ می کند و آنگاه با بيان سنت رفتارى خود، وى را به عمل به این شیوه فرا مى خواند:
«آگاه باش! هر مأمورى، پيشوايى دارد که بايد به او اقتدا کند و از نور دانش او بهره گيرد. بدان امام شما از دنيايش به همين دو جامه کهنه و از غذاها به دو قرص نان اکتفا کرده است. آگاه باش! که شما توانايى آن را نداريد که چنين باشيد، اما مرا با ورع، تلاش، عفت و پيمودن راه صحيح يارى دهيد».[6]
از سوى ديگر امام (ع)، کسانى را که به دلیل سوء برداشت از سيره ايشان، خوردن غذاهاى پاکيزه را بر خود حرام می کردند، عتاب می کند و با بيان تفاوت خود با آن ها، به دلیل عهده دار بودن رهبرى جامعه اسلامى، آنان را به استفاده صحيح از نعمت هاى الهى فرا مى خواند.
مباحثه امام علی (ع) با عاصم بن زياد در اين باره شنيدنى است. وقتى که به ايشان خبر دادند که او نعمت هاى پاکيزه خدا را بر خود حرام کرده و از زندگى کناره گرفته است، وى را خواست و با چهره اى برافروخته او را کرد و فرمود:
«آيا از خانواده ات شرم نمی کنی؟ آيا به فرزندانت رحم نمى کنى؟ آيا چنين مى پندارى که خداوند چيزهاى پاکيزه را بر تو حلال کرده، اما دوست نداردکه از آن ها استفاده کنى؟ تو در پيشگاه خداوند کمتر از آنى که این گونه با تو رفتار کند.
آيا خداوند نمى گويد: وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ * فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ؛[7] آيا خداوند نمى گويد: «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ * بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ … يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ.[8] به خدا قسم که آشکار کردن نعمت هاى خداوند با عمل، نزد او محبوب تر از بازگويى آن ها با زبان است، در حالی که خداوند فرمود: وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ.[9]
عاصم پس از شنيدن اين سخنان گفت: ای امير مؤمنان! شما خود چرا به غذاهاى ناگوار و لباس هاى خشن اکتفا کرده ايد؟ امام (ع) فرمود: واى بر تو (من مثل تو نيستم) خداوند بر پيشوايان حق واجب کرده که بر خود سخت گيرند و همچون طبقه ضعيف مردم باشند، تا فقر آنان را به ستوده نياورد و سر از فرمان خداوند نکشند».[10]
الگوی مصرف در پوشاک
مخارج پوشاک در الگوی مصرف شخصى مهم است. پوشاک وسيله محافظت بدن از سرما و گرما، پوشش ظاهرى اعضاى آن و مایه حفظ آبرو و حرمت اجتماعى و اظهار نعمت هاى الهى است. از سوی ديگر، پوشاک، نياز انسان به زيبايى را برآورده مى سازد. تأمين پوشاک، در حد اعتدال، لازمه نشاط و سلامت زندگى است. اما عدم اعتدال در آن به ويژه زياده روى برخاسته از حس تفاخر و تکبر، مشکلات اجتماعى و اقتصادى را به دنبال خواهد داشت.
امام على (ع) در سنت گفتارى خود، همان گونه که گذشت، بر رعايت حد اعتدال تأکيد مى نمود و الگوی مصرف پوشاکش کمترين مقدار ممکن بود. لباس امام علی (ع) غالبا دارای سه قسمت بود: يک شلوار که بلندی آن تا نصف ساق بود، يک پيراهن که بلندی آن تا روى پا بود و يک دوش انداز که از جلو تا روى سینه و از پشت تا روى باسن را مى پوشاند.
جنس اين لباس ها معمولا از کرباس يا پشم و رنگ آن ها سفيد بود و ارزش آن ها از سه يا چهار درهم و يا يک دنيار تجاوز نمى کرد. اگر اندازه آستين و يا ادامه پيراهن بيشتر از مقدار نياز بود، اضافه آن را قطع مى کرد و تا حد ممکن، لباس خود را وصله مى زد و از خريدن لباس نو اجتناب مى کرد.[11] يک بار با اشاره به اين موضوع فرمود:
«به خدا سوگند! اين پيراهن را وصله زدم آن قدر وصله زده ام که از وصله کننده آن شرم دارم. کسى به من گفت: چرا اين لباس کهنه را دور نمى اندازى؟ گفتم: از من دور شو! روهروان شب، صبحگاهان ستايش مى شوند»؛ (آن ها که بيدار بودند و ره سپردند و به مقصود رسيدند از آن ها که خواب ماندند و به مقصد نرسيدند، شناخته مى شوند).[12]
امام علی (ع) در پاسخ اعتراض کسانى که به سادگى و کهنگى و يا اندازه لباس ايشان اعتراض مى کردند، فرمود: اين لباسى است که مؤمنان از آن بهره می گیرند و قلب را خاشع و نفس را رام مى سازد و عورت را بهتر مى پوشاند و نياز را برآورده مى کند.[13]
در تحليل سيره امام على (ع) در پوشاک، علاوه بر نکته اى که درباره خوراک ايشان گفتیم، به نقش شرايط و زمان در تعيين نوع لباس و مخارج پوشاک نيز مى توان اشاره کرد. از ديدگاهی کلى، شکى نیست که با تغيير مقتضیات زمان، الگوی مصرف پوشاک نیز تغيير می کند.
زيرا تعيين حد اعتدال پوشاک، متکى بر معیارهاى عرفى است و عرف اجتماعى با مرور زمان و بر اثر تغييرات واقعى مانند افزايش قدرت خريد مردم و پيشرفت هاى فنى در زمينه توليد پوشاک يا تغيير سليقه عمومى جامعه نیز تغيير می پذیرد.
الگوى پوشاک امام على (ع) نيز از اين قاعده مستثناء نبود. پوشش ایشان، گرچه با انتظارات معدودى از مردم آن زمان که از مقايسه امام (ع) با برخى رهبران سياسى آن عصر نشأت مى گرفت، مطابق نبود، اما با الگوى پوشاک توده هاى فقير آن زمان کاملا سازگار بود. گزارش هاى رقت انگيزى که از وضعيت پوشاک مسلمانان صدر اسلام رسيده است، گواه اين مدعا است.
در سال هاى دهه اول هجرى، وضع پوشاک گروهى از اصحاب پيامبر (ص) که «اصحاب صفه» شهرت داشتند، به حدى بد بود که برخى از آنان از شرم برهنگى خود را پنهان مى کردند[14] و لباس تعدادى از آنان از کتان ضخيم بود که زبرى آن پوست بدن را مى خراشيد و به همين جهت گاهى از زبرى اين لباس ها نزد پيامبر (ص) شکوه مى کردند.[15]
واثلة بن اصقع مى گويد: سى تن از اصحاب رسول خدا (ص) را ديدم که هر یک فقط با پوشیدن يک قطيفه پشت سر ايشان به نماز ايستاده بودند و من يکى از آنان بودم. ابو هريره گفته است: هفتاد نفر از اصحاب صفه را ديدم که هيچ يک جامه دوش انداز نداشتند.[16]
روزى، در حالی که پيامبر (ص) و جمعى از اصحاب کنار هم نشسته بودند، امير مؤمنان (ع) با لباس کهنه که به دليل پارگى قسمت هايى از بدنش را نمى پوشاند، وارد شد و در کنار پيامبر (ص) نشست. پيامبر (ص) براى لحظاتى او را زير نظر گرفت و با مشاهده وضعيت لباس ايشان اين آيه را تلاوت نمود: «وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».[17]
آن گاه فرمود: يا على! تو از والاترین کسانى هستى که اين آيه درباره آن ها نازل شده است. آن گاه پرسيد: يا على! لباسى که به تو پوشانده بودم کجا است؟ امام (ع) فرمود: اى رسول خدا (ص) يکى از ياران شما نزد من آمد و از برهنگى خود و خانواده اش شکوه کرد و من آن لباس را به او بخشیدم.[18]
در چنين روزگارى، ساده پوشى امام (ع) چنان که رسول خدا (ص) فرمود، از مظاهر عالى ايثار محسوب مى شد و با هنجارهاى معمول آن زمان نيز مطابقت داشت. اما در دهه هاى بعد، مانند زمان امام سجاد و امام صادق و يا امام رضا (ع)، به دليل رشد اقتصاد ملى، وضعيت عمومى پوشاک مردم به ميزان زيادى بهبود يافته بود و بنابراین، الگوى پوشاک امير مؤمنان (ع) مورد پسند اجتماع نبود.
از اين رو نقل شده است که امام سجاد (ع)، جامه هایی از خز به ارزش 50 دينار می پوشیده است.[19] سيره امام صادق (ع) نيز وضعيت مشابه داشته است.[20] امام صادق (ع) در پاسخ به اعتراض کسانى که از مغايرت وضعيت لباس او با سيره امير مؤمنان (ع) خرده مى گرفتند، به تغيير شرايط زمان اشاره کرده اند. نقل شده است که سفيان ثورى با لحن اعتراض آميز به امام صادق (ع) گفت:
«شما مى گوييد که حضرت على بن ابى طالب (ع) لباس خشن مى پوشيد، در حالی که خود لباس هاى قوهى و مروى (دو نوع لباس گرانبها) بر تن کرده ايد. امام (ع) در پاسخ فرمود: واى بر تو! حضرت على بن ابى طالب (ع) در زمان تنگی معیشت زندگى مى کرد، (و اکنون زمان فراوانی نعمت است) هنگامی که اقتصاد زمانه شکوفا شود، نيکان آن زمان به استفاده از نعمت هاى خداوند أولى هستند».[21]
اما اين که چرا با بهبود چشمگیر وضعيت رفاهى مسلمانان پس از گسترش فتوحات اسلامى، در دهه دوم هجری (برخلاف دهه اول)، امام على (ع) در الگوی مصرف خود تغییری ایجاد ننمود و ساده پوشى خود را همچنان حفظ کرد، اولا شواهد تاريخى، بهبود نسبى در وضعيت لباس حضرت علی (ع) را نفى نمى کند، بلکه مدارکى نيز در تأييد اين بهبود مى توان يافت.[22]
ثانيا گرچه درآمدهاى عمومى مسلمانان در زمان خليفه دوم و سوم به شدت افزايش يافت، اما به دليل توزيع نابرابر اين درآمدها، شکاف طبقاتى عميقى در جامعه به وجود آمده بود. به گونه اى که گروهی محدود، ثروتمند بودند ولى بیشتر مردم، در فقر و فاقه به سر مى بردند.
در چنين موقعيتى، ساده پوشى امام علی (ع) از سويى، نوعى همدردى با فقيران و از سوى ديگر سرمشقى بود براى دوری از اشرافی گرى و خوشگذرانى طبقه ثروتمندی که در ساليان گذشته بدان خو کرده بودند. خطبه ها و مواعظ امام (ع) در ايام خلافت نشان مى دهد که در آن زمان، خطر اشرافی گری و الگوی مصرف افراطى، جامعه اسلامى را در معرض سقوط قرار داده بود و امام (ع) يکى از وظايف مهم خود را اصلاح اين وضعيت مى دانست.
نکوهش شديد دنياگرايى توسط امام (ع) در نهج البلاغه، به ويژه در خطبه 160، نشان دهنده اهميت اين مطلب نزد آن حضرت (ع) است. چنان که ترويج رهبانيت و صوفى گرى، جامعه زمان امام صادق (ع) را تهديد مى کرد و شيوه پوشش ايشان نیز نوعى مقابله عملى در برابر اين تهديد بود.[23]
نتیجه گیری
مخارج خوراک و پوشاک در الگوی مصرف امام علی (ع) حداقل مقدار ممکن بوده است. در بررسی سيره امام على (ع) در خوراک و پوشاک، مقتضیات زمان و مکان در تغییر خوراک و پوشاک ایشان دخیل بوده است، ولی ایشان چه قبل و چه بعد از خلافت، بنا بر همدردی با فقیران و جلوگیری از الگوی مصرف افراطی و اشرافی گری، همیشه حداقل ها را در مخارج خوراک و پوشاک خود در نظر می گرفتند.
پی نوشت ها
[1] . محمدی ری شهری، موسوعة امام علی بن ابی طالب (ع)، ج9، ص356-349.
[2] . محمدی ری شهری، موسوعة امام علی بن ابی طالب (ع)، ج9، ص350.
[3] . محمدی ری شهری، موسوعة امام علی بن ابی طالب (ع)، ج9، ص355.
[4] . ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج2، ص74.
[5] . کلینی، الکافی، ج4، ص52.
[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 45.
[7] . الرحمن، 10و11.
[8] . الرحمن، 22-19.
[9] . ضحی، 11.
[10] . کلینی، الکافی، ج1، ص410.
[11] . محمدی ری شهری، موسوعة امام علی بن ابی طالب (ع)، ج9، ص364-357.
[12] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 160.
[13] . ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج2، ص96.
[14] . ابونعیم، حلیة الاولیاء، ج1، ص342.
[15] . حاکم نیشابوری، مستدرک علی الصحیحین، ج3، ص16.
[16] . ابن سعد، طبقات الکبری، ج1، ص255.
[17] . حشر، 9.
[18] . مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص60.
[19] . کلینی، الکافی، ج6، ص451و45.
[20] . کلینی، الکافی، ج1، ص411.
[21] . طبرسی، مکارم الاخلاق، ج1، ص218.
[22] . محمدی ری شهری، موسوعة امام علی بن ابی طالب (ع)، ج9، ص362.
[23] . کلینی، الکافی، ج5، ص65.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمية، 1410ق.
- ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل أبيطالب، بیروت، دار الأضواء، 1412ق.
- ابونعیم، احمد بن عبدالله، حلية الأولياء و طبقات الأصفياء، بیروت، دار الکتاب العربی، 1407ق.
- حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، المکتبة العصرية، 1420ق.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- طبرسی، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق، قم، الشريف الرضی، 1370.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، 1430ق.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1300.
- محمدی ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابی طالب (ع) فی الکتاب و السنة و التاريخ، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث، 1425ق.
منبع مقاله | با اقتباس و ویرایش از:
حسینی، سید رضا، سیره اقتصادی امام علی (ع)، تهران، کانون اندیشه جوان، 1386، ص87-69.






















