نهج البلاغه کتاب شریفی شامل احادیث امیر المؤمنین (ع) است که مورد احترام تمام مذاهب اسلامی می باشد. این کتاب ارزشمند در برگیرنده اشارات علمی – طبی بوده که می تواند در بعد بهداشت و درمان مردم مورد توجه قرار گیرد. چرا که اگر سلامت جسم انسان مهیا نباشد، فعالیت علمی، دینی، اجتماعی و سیاسی او تحت تاثیر قرار می گیرد. در این مقاله به مرور گزاره های مرتبط با طب و طبابت در نهج البلاغه می پردازیم.
طب
واژه طب و طبیب در نهج البلاغه به صورت محدود مطرح شده است. این واژه در برخی موارد به درمان روحی و تربیت مردم اشاره دارد و گاهی هم در مورد درمان جسمی است. نمونه هایی از کاربرد واژه طب در نهج البلاغه را مرور می کنیم:
- امام (ع) به علل شکست کوفیان اشاره می کند و در مذمت آنها می فرماید: «مَا بالكم مَا دَوَاؤُكُمْ مَا طبکم»
- [1]؛ دارویتان چیست؟ و روش درمان شما کدام است؟»
- «أريدُ أنْ أدَاوِىَ بِكُمْ وَأَنتُمْ دَائِي… اللَّهُمَّ قَدْ مَلَتْ أطبَّاءُ هَذَا الدَّاءِ الدَّوِى»[2]؛ «شگفتا، می خواهم به وسیله شما بیماری ها را درمان کنم، ولی شما درد بی درمان من شده اید… خدایا! طبیب این درد مرگبار به جان آمده است». در این خطبه امام (ع) به درمان جسمی کوفیان اشاره ندارد، بلکه منظورش بیماری جهل و نادانی (بدترین بیماری) است و خود را طبیب چنین بیمارانی معرفی می کند.
- امام (ع) درباره پیامبر اسلام (ص) می فرماید: «طبيبٌ دَوَارٌ بِطِبَّه» [3]؛ پیامبر طبیبی سیار برای بیماران است. او با داروی خود در پی یافتن بیماران سرگردان بود. پیامبر طبیب تمام بشریت بود و آن ها را از تاریکی های ظلمت و جهل به روشنایی سعادت هدایت می نمود. در این خطبه نیز درمان روحی مورد نظر است؛ نه جسمی، ولی از این خطبه می توان توصیه اخلاقی برای پزشکان دریافت کرد، به این معنا که پزشکان خود به دنبال بیماران بروند.
پیامبر اسلام (ص) بزرگ ترین روان پزشک دنیاست. یک پرفسور برجسته آمریکایی با اشاره به آموزه های انسان ساز و اطمینان بخشی که توسط پیامبر اکرم (ص) بین مسلمانان ترویج می شد، تاکید می کند که آن حضرت بزرگ ترین روان پزشک دنیاست. جیمز لاکمان، می افزاید:
«این شخصیت بزرگوار در دین اسلام همواره پیروان خود را با ارائه آموزه های انسان ساز از بیماری های روحی، روانی و عصبی حفظ می کرد؛ آموزه هایی مانند ایمان و اعتقاد و انجام معنویات، قناعت، رضایت به قضا و قدر، جواب بدی ها را با خوبی ها داده و … تنها دین اسلام است که برای بشریت الگوی کامل انسانی دارد و حضرت محمد (ص) تنها فردی بود که برای انسان ها الگویی کامل به شمار می آمد».[4]
- امام (ع) به کسانی که دنیا را مذمت می کنند نکوهش می کند و می فرماید: مرگ پدر و مادر برای شما درس نبود؟ و اضافه می فرماید:
«کمْ عَلَلْت بِكَفَّیک و کمْ مَرَضْتَ بِيَدَيْك تَبْتَغِی لَهُمُ الشَّفَاءَ وَ تَسْتَوْصِفُ لَهُمُ الأطباء»[5]؛ «آیا با دو دست خویش بیماران را درمان کرده ای؟ و آنان را پرستاری کرده و در بسترشان خوابانده ای؟ درخواست شفای آنان را کرده و از طبیبان داروی آن ها را تقاضا کرده ای؟»
امام (ع) در این بخش به ناکارآیی طبابت و درمان برای کسانی که مرگ و اجل آنها رسیده است، اشاره می کند. به عبارت دیگر حکمت فوق برای درمان جسمی بیان شده است.
- امام (ع) می فرماید:
«ما كان بصحته فَفَرعَ إلَى مَا كانَ عَوَّدَهُ الأطباءُ مِنْ تَسكين الْحَارِّ بالقار»[6]؛ «در حالی که با سلامتی انس داشتند، انواع بیماری ها در پیکرشان پدید آمد و هراسناک به اطبا که دستور دادند، گرمی را با سردی و سردی را با گرمی درمان کنند، روی آوردند که بی نتیجه بود».
شفاء
در نهج البلاغه واژه شفا بیش از ۹ مرتبه به کار رفته است و اکثر آن ها به شفای روح و قلب انسان اشاره دارند، فقط در چند مورد به شفا و درمان جسمی اشاره شده است، مانند:
- «وَ اسْتَشفُوا بِنُوره فَإِنَّهُ شَفَاءُ الصُّدُور»[7]؛ «از نور (قرآن) شفا و بهبودی خواهید که شفای سینه های بیمار است».
- «شفَاءُ مَرَض أَجْسَادكم»[8]؛ «(همانا تقوا و ترس از خدا)… درمان دردهای بدن های شماست».
امام علی (ع) در بیان خود دارویی ذکر می کند که می توان بیماری ها را با آن شفا داد. برای مثال، قرآن را وسیله شفاء بخش می نامد: [9]«قرآن شفای سینه هاست».[10] خداوند نیز قرآن را شفاء بشر می نامد. «سلامت دردهای خود را از قرآن بخواهید … قرآن شفاء و بهبودی است».[11]
در یک تحقیق پزشکی، تجهیزات پزشکی را بر روی جمجمه تعدادی غیر مسلمان متصل کردند که برخی از آن ها بیمار روانی بودند، آن گاه مدتی تلاوت قرآن را برای آن ها پخش کردند، بعد از مدتی دستگاه های روان سنجی که به مغز آن ها متصل بود نشان داد که فشار روانی بر روی این افراد کم شده است.
در یک تحقیق علمی که در آمریکا منتشر شد، ثابت شد که تلاوت قرآن اثر شگرفی بر حالت مزاجی فرد دارد و نقش عمده ای در کاهش مشکلات و بیماری های روانی بازی می کند. همچنین اثبات شده است که قرآن بر کاهش اضطراب تاثیر دارد. در این تحقیقات آمده است که این تاثیر ناگهانی و کاهش یک باره مشکلات در این افراد، نتیجه جالبی بود که نظیر آن را در هیچ یک از درمان های روانی نمی توان یافت.[12]
پروفسور وان درهوون، متخصص روان شناسی نیز از کشف تاثیر مثبت ذکر نام جلاله خداوند و قرائت قرآن کریم در سلامتی انسان خبر داد. این دانشمند هلندی خبر مذکور را پس از تحقیقات سه ساله اعلام کرد و وی گفت:
«بررسی ها نشان می دهد که قرائت منظم قرآن، از انسان در مقابل تمامی مشکلات روانی دفاع می کند و نیز نقش مهمی در معالجه بیماری های روانی دارد. بسیاری از بیمارانی که با روش من تحت درمان قرار گرفتند، غیر مسلمان هستند و بیشتر آن ها نمی توانند به زبان عربی تکلم کنند؛ لذا ما به آن ها کیفیت تلفظ جلاله الله را آموزش میدهیم. پس از تمرین و فراگیری این کلمه به نتایج شگفت آوری در زمینه مشکلات روانی و یا فشارهای اجتماعی دست یافتیم».[13]
تحقیقاتی که در دانشگاه مشهد روی چند زن باردار صورت گرفته به این نتیجه رسیده اند که آوای قرآن سبب کاهش درد زایمان و کوتاهی مدت زایمان، کاهش اضطراب قبل از زایمان و تحریک تخمگذاری در زنان نابارور و … می شود.[14]
داروهای دیگری مانند: اسلام[15]، تقوا و پرهیزگاری[16]، بندگی و طاعت خدا[17]، سخن حكما و بزرگان[18]، دادن صدقه[19]، و … نیز ذکر شده است. در نهج البلاغه خود «درد» به عنوان شفاء و درمان مطرح شده است:
«ربَّمَا كانَ الدَّوَاءُ دَاءً وَ الدَّاءُ دَوَاء» [20]؛ «چه بسا آن چه را تو دارو تصور کنی، خود باعث درد است و بر عکس چه بسا چیزی را که تو درد و بیماری می پنداری، درمان تو است».
امام (ع) در خطبه ای دیگر داغ کردن موضع درد را نیز دارو بیان کرده است.
«فآخر الدواء الكي[21]»؛ «پس آخرین دواء داغ کردن است».
دواء، دارو و درمان
واژه دواء، دارو و درمان بیش از بیست و هشت مرتبه در نهج البلاغه بیان شده است. بیشتر موارد کاربردی آن غیر از درمان جسم است. نمونه هایی را می خوانیم:
- امام در افشای حوادث جنگ صفین، آرام کردن مردم را به دارو و درمان تشبیه می کند و می فرماید: «فَقُلْنَا تَعَالَوْا تُداوى نُدَاوِ مَا لَا يُدْرَى الْيَوْمَ بِاطْفَا النَّائِرَةِ وَ تَسْكِينِ الْعَامَّةِ. فَقَالُوا بَلْ نداويه بالمكابرة» [22]؛ پس به آنان گفتیم: بیایید با خاموش ساختن آتش جنگ و آرام کردن مردم به چاره جویی و درمان بپردازیم… اما شامیان پاسخ دادند: «چاره ای (درمانی) جز جنگ نداریم».
- «فَآخرُ الدَّوَاء الکی» [23]؛ اما اگر راه چاره ای نیابم با آنان می جنگم که سرانجام درمان، داغ کردن است.
- «قَدْ مَلَتْ أطباءُ هَذَا الدَّاءِ الدَّوِى» [24]؛ «خدایا! طبیب این درد مرگبار به جان آمده است».
- «وَ دَوَاءَ دَائكم» [25]؛ «(قرآن) شفاء دهنده دردهای شما است».
بیماری
واژه مرض و بیماری بیش از ۹ مرتبه در نهج البلاغه تکرار شده است و در بیشتر موارد، به بیماری قلب و روح اشاره دارد، مانند: «امرض قلبه»[26] و «مرض القلب».[27] در در بعضی موارد هم به بیماری های جسم اشاره شده است، مانند:
- «شفَاءُ مَرَض أَجْسَادكم»[28]؛ «(همانا تقوا و ترس از خدا)… درمان دردهای بدن های شماست».
- «مِنَ الْفَاقَة مَرَضُ الْبَدَنِ وَأَشَدُّ مِنْ مَرَض الْبَدَن مَرَضَ الْقَلْبِ أَلا وَ إِنَّ مَنَ النِّعَمِ سَعَةَ الْمَالِ وَ أَفْضَلُ مِنْ سَعَةِ الْمَالِ صِحَّةُ الْبَدَنِ وَ أَفْضَلُ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَى القلب»[29]؛ آگاه باشید که فقر نوعی بلا است و سخت تر از تنگ دستی بیماری تن و سخت تر از بیماری، تن بیماری قلب است، آگاه باشید که همانا عامل تندرستی تن، تقوای دل است».
- «امش بدائک مَا مَشَى بک»[30]؛ «مادامی که درد و بیماری تو قابل تحمل است، تحمل كن!».
در اینجا لازم است که برخی از واژه ها که با مسئله طب در ارتباط هستند و آن ها نیز در نهج البلاغه بیان شده است را به صورت فهرست وار بیان کنیم:
الف. صحت: این واژه با مشتقات آن ۱۰ بار در نهج البلاغه آمده است در خطبه 83، 109، 183، 192، 221 و نامه 31 و در کلمات قصار 115، 256، 388 ذکر شده است.
ب. عافیت: این وازه با مشتقات آن 12 بار در نهج البلاغه آمده است. در خطبه های 83، 87، 93، 137، 192، 221، 226 در کلمات قصار 98، 131، 387، 426 بیان شده است.
ج. سلامت: این واژه با مشتقات آن 14 بار در نهج البلاغه آمده است. در خطبه 53، 83، 91، 96، 133، 140،147، 151، 152، 214، 220 و در کلمات قصار 181 و 225 و در نامه 52 آمده است.
واژه هایی چون ید، العیون (چشم)، بطن (شکم)، الهام (سرها)، اوصال (مفاصل)، النواصی (پیشانی ها)، الشوون (غدد اشک در چشم)، رجل (پا)، الدم (خون)، صدر (سینه) و … آمده است.
نتیجه گیری
بیان توصیه های طبی، تغذیه ای و … در نهج البلاغه بر آن است تا با بهره گیری از آن ها، سلامت جسم انسان حفظ شود و برای عبادت و بندگی از آن استفاده نماید. سعادت و کمال انسان، هدف نهج البلاغه است. انسان با عقل و احساس خود می تواند مهارت لازم برای حل مسئله تجربی مانند طب را بدست آورد. مسائل علمی و طبی در نهج البلاغه به صورت اشاره و فرعی بیان گردیده و یکی از اهداف آن سلامتی بشر است.
پی نوشت ها
[1] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 29.
[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 121.
[3] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 107.
[4] . ماهنامه معارف، ش 50، آبان 86، ص 59 به نقل از سایت اخبار شیعیان.
[5] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 131.
[6] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 221.
[7] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 110.
[8] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 198.
[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 109،175،181،189.
[10] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 189.
[11] . قرآن، یونس، 57، اسراء 82، فصلت، 44.
[12] . سایت ابنا.
[13] . نشریه خبر رسانی اخبار ملل، شماره ۱۷، ص۸۳.
[14] . مجله اصول بهداشت روان ش ،۳، ۱۳۸۷، مقاله تاثیر آوای قرآن.
[15] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 152.
[16] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 189.
[17] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 205، 214 و 221.
[18] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 257.
[19] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 7.
[20] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 31، حکمت 40.
[21] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 168.
[22] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 58.
[23] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 168.
[24] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 121.
[25] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 158.
[26] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 10.
[27] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 388.
[28] . شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه 198.
[29] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 388.
[30] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 27.
منابع
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهجالبلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، دار الهجرة، 1414ق.
- قرآن کریم.
- ماهنامه معارف، ش 50، آبان 1386.
- مجله اصول بهداشت روان ش ،۳، ۱۳۸۷، مقاله تاثیر آوای قرآن.
- نشریه خبر رسانی اخبار ملل، شماره ۱۷.
- سایت ابنا abna24.com
منبع مقاله | با اقتباس از:
رضایی، حسن رضا، شگفتی های پزشکی در نهج البلاغه، قم، زمزم هدایت، 1389.






















