از آنجایی که نهج البلاغه مشهورترین کتاب شیعه و نماد تفکر شیعی است، و به گفته هانری کربن «این کتاب تنها به قلمرو حیات مذهبی تشیع محدود نیست بلکه تفکر فلسفی شیعه نیز به آن وابسته است و از آن مایه میگیرد»، هرچند وقت شبهاتی از سوی مغرضان بازطرح می شود و هدفی غیر از اینکه رهجویان حق و اندیشه ورزان حقیقت، جذب این کتاب و گوینده مطالب آن نشوند، ندارد. در این مقاله به 10 شبهه نهج البلاغه پرداخته و آن را به بوته نقد می کشیم.
شبهه اول: کنایه زدن به اصحاب رسول خدا (ص)
در نهج البلاغه تعریض به اصحاب رسول خدا (ص) آمده، که این سخنان با مقام امام و خلق و خوی و بزرگواری امام علی (ع) تناسبی ندارد.
پاسخ به این شبهه نهج البلاغه:
«صحبت» در لغت، معنایی بیشتر از همنشینی و همزمانی ندارد و هرگز برای دو مصاحب هماهنگی و اتفاق در رأی و عقیده را اثبات نمی کند. خداوند در قرآن می فرماید: «قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ»؛[1] همنشینش در مقام گفتگو و پند و اندرز به او گفت: آیا به آنکه تو را آفرید کافر شدی؟
یا در خطاب به کفار مکه می فرماید: «مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ»؛[2] صاحب شما مجنون نیست و شواهد دیگری از آیات قرآنی و حدیث و شعر که دانسته می شود اگر کسی با رسول خدا (ص) همزمان و همنشین باشد، اگر چه اطلاق «الصاحب = همنشین» هم بر او درست آید، بمجرد این همزمانی و همنشینی نمی توان او را به ایمان و تقوی و ورع و وثاقت متصف دانست، بلکه بی شک باید تمام زندگی او را از هر جهت بررسی کرد تا آشکار شود که آن صحابی در رفتار و دیانت، و تعهد و مسئولیت تا چه درجه ای استحقاق دارد و در چه میزانی از تقوا و وثاقت و تزکیه حقیقی قرار گرفته است. در سنن «ابن ماجه» آمده است: رسول خدا (ص) فرمود: «لعنت بر شما یا وای بر شما باد اگر بعد از من به کفر بازگردید که در آن حال خون بعضی از شما به دست برخی دیگر ریخته خواهد شد.»[3]
در چنین حالی همه صحابه رسول پاک و منزه نیستند و همه آنان چنان ساحتی ندارند که جای ایراد و اشکالی بر آن نباشد و از این رو هرگز منعی ندارد اگر امام علی (ع) کسی را که درخور ملامت و نکوهش است، به عیب و مذمت یاد کند. مخصوصاً کسانی را که بر وی خروج کردند و علناً با او بر سر جنگ شدند و به هر وسیله ای که ممکن بود درصدد قتل و ریختن خون او برآمدند.
بنابراین اگر آنحضرت، ناسزاواری را نکوهیده، و به مذمت گرفته باشد، چنان نیست که گفته شود: «صدور این سخنان از زبان شخصیتی مانند علی، با آن درجه از دین و علم و تقوی شایسته نیست»، چنانکه محمود محمد شاکر می پندارد. یا چنان نیست که انکار آن لازم باشد «تا از تنزل مقام علی به چنان سطحی جلوگیری شود.» چنانکه دکتر شفیع السید ادعا دارد.
شبهه دوم: وجود کلمات وصی و وصیت
تکرار کلمه وصی و وصایا در نهج البلاغه، این کلمه در آن روز آشنای زبان مسلمانان نبوده و بلکه سال ها پس از آن ساخته شده است.
پاسخ به این شبهه نهج البلاغه:
کلمه «وصیت» و مشتقاتش بارها در قرآن کریم[4] و احادیث نبوی تکرار شده است. از مواردی که در کلام پیامبر (ص) به کار رفته، مربوط به اجتماع «انذار» است: «فایکم یؤازرنی علی هذا الامر علی ان یکون اخی و وصیی و خلیفتی فیکم؟»[5] در این کار بزرگ چه کسی به یاری من برمی خیزد تا برادر، وصی و جانشین من در میان شما گردد؟»
همچنین احادیث متعددی که در آنها امام علی (ع) به اوصافی مانند «وصی»، «افضل الاوصیاء» و «خاتم الوصیین» توصیف شده است و منابع این احادیث، کتب و مراجع معتبری است که در نزد همه مسلمین قابل اعتماد است.[6]
شعرای معروف آن عصر نیز این معنی را در شعر خود به کار بردهاند که از جمله لغوی و نحوی مشهور ابوالاسود الدوئلی را میتوان نام برد. وی می گوید:
احب محمدا حبا شدیدا / و عباسا و حمزه و الوصیا[7]
و نیز حسان بن ثابت که در ضمن قصیدهای خطاب به امام علی (ع) می گوید:
الست اخاه فی الهدی و وصیه / واعلم منهم بالکتاب و بالسنن؟[8]
و بسیاری دیگر از شاعران آن عهد که ابن ابی الحدید در کتاب خود فصلی را به آنان اختصاص داده است. و اینان که در شعرشان از وصایت به امام علی (ع) سخن گفته اند، کسانی هستند که بسیاری از آنان در جنگ بدر، در رکاب پیامبر بوده اند یا از صحابه رسول و تابعین محسوب می شوند.[9]
شبهه سوم: طولانی بودن بعضی از خطبهها
طولانی بودن بعضی از خطبه ها، مانند خطبه «قاصعه» و «اشباح» و نیز بعضی از نامه ها مانند عهدنامه ای که حضرت هنگام نصب مالک اشتر به ولایت شام، خطاب به وی نوشته است. و این کار برخلاف روش مألوف بلیغان آن روز از صحابه و دیگران می باشد.
پاسخ به این شبهه نهج البلاغه:
بلندی و کوتاهی خطبه، نامه و عهدنامه به موقعیت کلام بستگی تام دارد. علمای سخن در باب بلاغت گفته اند: بلاغت عبارت از مطابقت مقال با مقتضای حال است. اگر شرایط و موقعیت، طول کلام را اقتضا نماید، سخنور بلیغ باید گفتار خود را طولانی کند و نیز در وقت دیگری که موقعیت، کوتاهی سخن را بطلبد باید بر کمگویی بسنده نماید.
از همین رو «سحبان وائل» کسی که در عرب به بلاغت مشهور است وقتی در مجلس معاویه، مقتضی را موجود می بیند، قیام می کند و از پایان نماز ظهر تا هنگام نماز عصر به ایراد خطبه می پردازد[10] بی آنکه کسی از حاضران، سخن او را بر خلاف قواعد بلاغت و اصول سخنگویی بداند.
بسیاری از نویسندگان و از جمله دکتر زکی مبارک، به این شبهه پاسخ گفته اند: «در گذشته غالبا اطناب (طولانی سخن گفتن) و ایجاز (کوتاه سخن گفتن) کلام به موقعیت و مقتضای حال بستگی داشت، در این امر هیچ اصل و قاعده ای جز رعایت توافق و تناسب با مقتضای حال شنونده و مخاطبین نبود و شرایط و موقعیت حکم می کرد که چه جایی کوتاه و چه جایی کلام طولانی سزاوار است، نوشته ها، خطبه ها، وصایا و نامه های امام علی (ع) نیز به همین شیوه است».[11]
شبهه چهارم: سجع و آرایشهای لفظی
وجود سجع و موازانه و دیگر آرایشهای لفظی و معنوی که ادب عربی، بعد از عصر امام با آن آشنا شده است.
پاسخ به این شبهه نهج البلاغه:
آوردن آرایشها و صنایع لفظی مانند سجع و مزدوج، امری نیست که برای سخنوران و سخن شناسان زمان امام علی (ع) ناآشنا باشد، چنانکه دکتر احمد امین میپندارد.[12] وجود قرآن کریم برای اثبات این مدعا کافی است. اما برای کسی مانند امام علی (ع) که شاگرد مکتب قرآن است، چه چیزی شایسته تر و سزاوارتر از اینکه از قرآن، حتی در اسلوب کلام و تعبیر، و ساخت و بافت سخن پیروی کند؟
علاوه بر این محدثان و مورخان، سخنان مسجع و مزدوج بسیاری از کلام نبوی[13] و بعضی از یاران رسول خدا (ص) نقل کرده اند ولی دلالت اصیل و مطمئن قرآن شریف ما را از همه بی نیاز میکند و چنانچه آنان در کلام خود به چنان مسائلی توجه کرده باشند روشن است که بی تردید تحت تأثیر جاذبه قرآن و کلام الهی بودهاند.
شبهه پنجم: توصیف های دقیق از حیوانات
توصیف های دقیق، چنانکه در خطبه های مربوط به وصف «خفاش» و «طاووس» و «مورچه» و«ملخ» بکار رفته است، ما نمونه ای برای اینگونه توصیف ها در گفته های بزرگان صدر اسلام نمی یابیم. این چنین وصف های دقیق از آثار ترجمه کتب یونانی و ایرانی و نتیجه تأثر عرب از آن، و خودبه خود از نظر زمانی پس از عصر زندگی امام است.
پاسخ به این شبهه نهج البلاغه:
وصف دقیق از هر چیزی حاصل تأمل دقیق در آن چیز است. در هر سخنی هر چه اندیشه، عمیق تر و دقیق تر و توصیف، همه جانبه تر و کامل تر باشد، می توان نتیجه گرفت که نویسنده یا گوینده، از تیزهوشی و فراست، و نبوغ و عظمت شگفت انگیزتری برخوردار بوده است.
چرا برای دکتر احمد امین[14] پذیرفتنی نیست که امام علی (ع) از ملخ با توصیفی دقیق سخن گوید، یا از مورچه وصفی عمیق کند؟ حتی بعضی از غفلت زدگان خطبه ای را که در آن، امام علی (ع) به وصف طاووس پرداخته است، از او نمی دانند به این دلیل که در مدینه طاووس نبوده است.
باید پاسخ داد که «آن روزها انواع میوه ها و محصولات گوناگون، بعنوان مالیات، به کوفه آورده می شد و هدایای پادشاهان از سراسر جهان بدان سو روان بود».[15] و از این رو آن حضرت طاووس را در کوفه دیده و در خلقت آن به دقت اندیشیده، و دقیق تر از هر عالم هوشمند و نابغه تیزبینی به مطالعه آن پرداخته بود. در خلال این خطبه است که به مطالعه کنجکاوانه و مثبتی بر مشاهده عمیق و رؤیت دقیق اشاره می فرماید و حتی می گوید: «أُحِيلُكَ مِنْ ذَلِكَ عَلَى مُعَايَنَةٍ»[16] دیدن طاووس را به شما سفارش می کنم.
شبهه ششم: دسته بندی و تقسیم معانی
دسته بندی کردن و تقسیم بندی معانی و مسائل، مانند اینکه استغفار بر شش معنی است یا اعیان دارای چهار رکن، و صبر دارای چهار شاخه است. این معنی نیز تحت تأثیر ترجمه آثار دیگران پیدا شده و در زمان امام چندان شایع و آشنا نبوده است.
پاسخ به این شبهه نهج البلاغه:
دسته بندی و تقسیم معانی مختلف که در نهج البلاغه آمده، امری نوظهور نیست و ظاهرا دکتر احمد امین زحمت مراجعه به کتب گذشتگان را به خود نداده است که هر گاه از این موضوع سخنی به میان میآید، میگوید که این تقسیمات و دستهبندیها در اثر ترجمه کتب فلسفی یونانی به زبان عربی و بعد از تدوین و تنظیم علوم گوناگون پیدا شده است.[17]
در احادیث نبوی آمده است که پیامبر (ص) میفرماید: «ثلاثة لایکاد یسلم منهن احد…»؛[18] سه خصلت ناپسند است که احدی از شر آن درامان نمیماند…» یا «اوصافی ربی بتسع و انا اوصیکم بها…»؛[19] پروردگار مرا به نه چیز سفارش کرد که من شما را بدانها وصیت میکنم…
در روایتی از خلیفه اول، ابوبکر، آمده است: «سه کار را انجام دادم، و ای کاش نکرده بودم، و سه کار را ترک کردم که ای کاش انجام می دادم و سه موضوع برایم مطرح بود که ای کاش از پیامبر (ص) می پرسیدم. اما آن سه…»[20]
شبهه هفتم: علم به غیب از خصایص نبوت است
وجود عباراتی در نهج البلاغه که گاهی خواننده در آنها ادعاهای امام علی (ع) را از آگاهی به غیب می بیند که به این معناست: باید شأن امام علی (ع) برتر از نبوت دانسته شود، زیرا که علم به غیب از خصایص بزرگ نبوت است و کسی جز پیامبر (ص) نمی تواند ادعای علم به غیب داشته باشد.
پاسخ به این شبهه نهج البلاغه:
امام علی (ع) در ضمن خطابه ای که در بصره ایراد می فرمود از جنگهای آینده و هجوم مهاجمین خبر می داد یکی از یارانش پرسید: یا امیرالمؤمنین! آیا خداوند به شما از علم غیب خود بهره ای عطا فرموده است؟
امام علی (ع) در جواب آن مرد که از قبیله کلب بود خندید و گفت: «ای برادر کلبی! این که من گفتم، علم غیب نیست بلکه دانشی آموختنی است که از صاحب آن باید آموخت… این علم را خداوند به پیامبرش و آن بزرگوار به من تعلیم داد و دعا کرد که سینه من حافظ آن باشد.»[21]
این معنی با آنچه شیخ مفید نقل کرده است، تأیید میشود: «یحیی از امام موسی بن جعفر (ع) پرسید: فدایت شوم، عده ای می گویند که شما از غیب آگاهید. امام فرمود: سبحان الله… بخدا نمی دانم مگر آنچه از رسول خدا (ص) به من رسیده است.»[22]
عباس محمود العقاد می گوید: «اخباری که در نهج البلاغه به پیش بینی واقعه حجاج، فتنه زنج و هجوم مغول و تاتار و غیره، اشاره دارد، عموماً مطالبی است که نسخه نویسان سالها پس از وقوع این حوادث، به اصل کتاب افزوده اند.»[23]
البته توجه ندارد که در حال حاضر، در کتابخانه های جهان نسخ خطی بسیاری از نهج البلاغه موجود است[24] که پیش از عصر مغول و اشغال بغداد کتابت شده است.[25]
شبهه هشتم: زهد و یاد مرگ نتیجه تعامل با مسیحیان و صوفیان
سخنان بسیاری در باب زهد، و یاد مرگ در نهج البلاغه آمده که نتیجه برخورد مسلمین با مسیحیان، و از سوی دیگر حاصل تأثر از صوفیه است که این هر دو را ثمره روزهای بعد از امام علی (ع) باید دانست.
پاسخ به این شبهه نهج البلاغه:
احوال و اوضاع متحولی که در صدر اسلام همه جهان را یکباره به روی مسلمانان گشود، متأسفانه عدالتی که توزیع ثروت و تدبیر معاش عمومی را به مقتضای قسط و برابری اسلامی تحقق بخشد، به همراه خود نداشت، در اثر این واقعه، به علت وجود نظام خاص اقتصادی، توزیع غیرعادلانه ثروت و گردآمدن وحشتناک آن بر مال اندوزان و سودپرستان، برای اکثریت مردم فقر و بدبختی روزافزون و مرگ زایی به بار آمد. (امام همزمان با این شرایط، امر خلافت را به دست گرفت).
اما آنچه آن حضرت را وا می داشت که این گونه در امر پارسایی و زهد که به آن اشاره شده است پافشاری و تأکید کند، این اصل بود که می خواست در فاجعه عجیب سرمایه داری و بلای بزرگ زندگی طبقاتی تخفیفی پدید آورد.
آنچه سخن ما را تأیید می کند این است که می بینیم وقتی افرادی از یاران امام علی (ع) به راستی لباس زهد می پوشند و از دنیا بیزاری می جویند و او می داند که دوستی دنیا و زر و زیور آن، پرده چشم آنان نخواهد شد، آنها را در زهد بیش از حد، ملامت می کند. مانند آن روزی که می شنود عاصم بن زیاد حارثی لباس کهنه ای پوشیده و از اهل دنیا کناره گیری کرده است، به او می فرماید:
ای دشمن جان خود! شیطان ترا به سرگردانی کشیده است. آیا به زن و فرزندت رحم نمیکنی که از قیام به ادای حقوق آنان چشم پوشیدهای؟ آیا میپنداری خداوند طیبات را برای تو حلال کرده است ولی نمی پسندد که تو از آن برخوردار باشی؟»
عاصم گفت: «یا امیرالمؤمنین این کار را از تو آموختم که لباس زبر و خشن می پوشی و غذای ساده و نان خشک می خوری.»
امام علی (ع) فرمود: «وای بر تو! من مانند تو نیستم، زیرا خداوند به رهبران عادل فرض کرده است که زندگی خود را در سطح معاش تهیدستان قرار دهند تا فقر، آنان را به پریشانی نیندازد و درد تهیدستی آنها را نشوراند.»[26]
بنابراین امام علی (ع) با زهد خویش نمی خواست برای زندگی مردم رسم و راه و آئینی وضع کند، بلکه بر آن بود که هر چه بهتر، تعهد و مسئولیت رهبری خود را جامه عمل پوشاند. این نکته را آن حضرت در نامه ای که برای عثمان بن حنیف، که از جانب وی والی بصره بود به تفصیل شرح فرموده است:
«اگر می خواستم، می توانستم به شهد ناب عسل و مغز گندم و بافته ابریشم دست یابم و از آن بهره گیرم. ولی هیهات! چگونه ممکن است من اسیر هوس و تسلیم حرص نفس شوم، و در خوردنی ها در جستجوی غذای بهتر برآیم و انتخاب کنم. در حالی که در حجاز و یمامه کسی باشد که امیدی به قرص نانی ندارد و هیچگاه طعم سیری را نچشیده است.
و چگونه سزاوار است شبی را با شکم سیر بخوابم و در اطراف مملکت تحت حکومت من انسانهایی با شکم گرسنه و جگرسوزان، شبها را به بیداری صبح می کنند؟ آیا تنها به این خرسند باشم که مسلمانان مرا امیرمؤمنان بخوانند ولی در سختی های روزگار همدرد، و در تلخی های زندگی سرمشق آنان نباشم؟»[27]
شبهه نهم: انتساب بعضی از جملات به اشخاص دیگر
انتساب پاره ای از جملات نهج البلاغه به اشخاص دیگر بوسیله بعضی از کتب و مأخذ قدیمی.
پاسخ به این شبهه نهج البلاغه:
اولاً: در پارهای از مراجع و مأخذ ادبی جمله ای چند از نهج البلاغه به دیگران نسبت داده شده است هرگز نسبت کل نهج البلاغه را به آن حضرت نفی و جعلی بودن اسناد آن را اثبات نمیکند.
ثانیاً: این معنی درباره بعضی از احادیث نبوی و تعدادی از سخنان صحابه نیز صادق است. چنانکه نمونه ای از این پیشآمد را در شعر بسیاری از شعرای قدیم عرب میبینیم. پس اگر حدیثی از پیامبر (ص)، یا یک بیت شعر از شاعری، در کتابی به شخص دیگری نسبت داده شود هرگز نمی توان نتیجه گرفت که همه احادیث نبوی در معرض شک و اشکالند یا نسبت دیوان آن شاعر، به او مردود است.
ثالثاً: باتوجه به حملاتی که از جانب امویان و بعضی از خلفای عباسی، نسبت به شخصیت، فضایل و مناقب، سخنان، و چگونگی زندگی امام علی (ع) میشد، بسیاری را وادار کرده بود که آنچه از امام علی (ع) میدانستند کتمان کنند و در بسیاری از مواقع به کلام او استشهاد نمایند بدون اینکه به صراحت نام وی را بر زبان آرند.
شبهه دهم: خالی بودن بسیاری از کتب لغت از کلام علی (ع)
بسیاری از کتب لغت و ادب از نهج البلاغه شاهدی ذکر نکرده اند که این امر نشان می دهد این بزرگان نسبت آن را به امام علی (ع) مردود می شناختند و لذا از استشهاد به آن اعراض نموده اند.
پاسخ به این شبهه نهج البلاغه:
اولاً: باید بگوییم که کتب و مآخذ ادبی و معتبر زیادی وجود دارد که پیش از نهج البلاغه تألیف شده اند.[28] آقای عبدالزهراء خطیب حسینی تعداد 109 مأخذ را شماره کرده و در کتاب خود نام برده است.
ثانیاً: مؤلفان همه این کتابها که آثارشان را پیش از سال چهارصد سال قبل از جمع آوری نهج البلاغه نوشته اند، به سخنان، خطبه ها، و رسائل[29] امام (ع) استشهاد نموده اند، بیآنکه در موردی شک کنند یا محل تردیدی ببینند. نویسندگانی مانند مفضل الضبی (سال168)، نصر بن مزاحم (سال202)، قاسم بن سلام (سال223)، ابن سعد (سال230)، محمد بن حبیب (سال245)، جاحظ (سال255)، سجستانی (سال255)، و…
مطالعه مقاله «دلایل صحت استناد نهج البلاغه به امیر المؤمنین (ع)» کمک می کند تا پاسخ یکی دیگر از شبهات پیرامون نهج البلاغه که در مورد استناد روایات نهج البلاغه به امام علی (ع) است، به دست آید.
نتیجه گیری
به موازات اقبال روزافزون مسلمانان شیعه و سنی به نهج البلاغه، شبهات متعددی درباره نهج البلاغه از سوی مخالفان مطرح شده و پاسخ های مناسب نیز بدان داده شده است. شبهات محتوایی از قبیل چرایی وجود طعنه به اصحاب رسول خدا (ص)، غیر منطقی بودن خطبه ها و نامه های طولانی حضرت، اخبار از غیب که فقط مختص مقام نبوت است، وجود بعضی از مطالب نهج البلاغه در آثار قدیمی تر و… در این گفتار مورد بررسی قرار گرفت.
پی نوشت ها
[1] . سوره کهف آیه37.
[2] . سوره سبأ آیه46.
[3] . سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۰۰.
[4] . سوره البقرة آیه ۱۸۲، سوره النساء آیات ۱۱ و ۱۲؛ سوره المائدة آیه ۱۰۶ و غیره.
[5] . تاریخ طبری، ج۲، ص۳۲۱-۳۱۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۲-۴۱؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱۳، ص۲۱۱.
[6] . برای شناختن این مآخذ و آگاهی از احادیث مربوطه، مراجعه شود به: امینی، الغدیر، ج۲، ص۲۶۰-۲۵۲.
[7] . دیوان ابی الاسود الدوئلی، ص۷۳.
[8] . قرشی، الأخبار الموفقيات، ص۵۹۸؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۶، ص۳۵.
[9] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۱۵۰-۱۴۳؛ ابن ابی الحدید در شرحی که بر این اشعار می نویسد، می گوید که من اشعاری را که نوشته ام از کسانی است که از رجال شیعه محسوب نمی شوند و نیز اشعاری که متضمن کلمه وصی می باشد بسیار است و من تنها مقداری از آنها را نقل کرده ام.
[10] . حسن زاده آملی، سرح العیون، ص۸۰.
[11] . زکی مبارک، النثر الفنی، ج۱، ص۵۹-۵۸.
[12] . امین و جمعی از نویسندگان، مجلة فجر الاسلام، ص۱۴۹.
[13] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۳۰-۱۲۸.
[14] . امین و جمعی از نویسندگان، فجر الاسلام، ص149.
[15] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج ۹/۲۷۰٫.
[16] . شریف الرضی، نهج البلاغة، خطبه 165.
[17] . امین و جمعی از نویسندگان، فجر الاسلام، ص۱۴۹.
[18] . ابن عبدربه، عقد الفرید، ج۲، ص۳۰۲.
[19] . ابن عبدربه، عقد الفرید، ج۲، ص۴۱۷.
[20] . تاریخ طبری، ج۳، ص۴۳۱-۴۳۰.
[21] . شریف الرضی، نهج البلاغة، ج۱، ص۲۴۶-۲۴۵.
[22] . مفید، امالی، ص۱۳.
[23] . عقاد، عبقریة الامام علي، ص۱۴۱-۱۴۰.
[24] . مانند نسخه موجود در کتابخانه شخصی استاد محمد محیط طباطبایی در تهران، بتاریخ کتاب ۵۱۲ هجری و نسخه مدرسه فاضل خان مشهد به تاریخ کتابت ۵۴۴ و نسخه کتابخانه المتحف العراقی در بغداد بتاریخ کتابت ۵۶۵ و نسخه کتابخانه آقای یزدی در نجف اشرف به تاریخ کتابت ۶۳۱ هجری.
[25] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱۲، ص۳.
[26] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۴۲۲-۴۲۳.
[27] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۲، ۷۱-۷۲.
[28] . سید رضی خود بنام بعضی از مأخذ تصریح میکند، مانند: البیان و التبیین جاحظ، المغازی سعید بن یحیی، المقتضب مبرد و تاریخ طبری.
[29] . حسینی، مصادر نهج البلاغة و اسانیده، ج۱، ص۳۷-۲۷.
فهرست منابع
- القرآن الکریم
- ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهجالبلاغه، قم، مکتبة آیتالله المرعشي النجفي(ره)، 1363.
- ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، 1965م.
- ابن عبدربه، احمد بن محمد، عقد الفرید، بیروت، دار الکتب العلمية، (مجلد دوم)، 1987م.
- ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، محقق: بشار عواد معروف، بیروت، دار الجيل، 1998م.
- ابوالاسود الدوئلی، ظالم بن عمرو، دیوان ابی الاسود الدوئلی، ریاض، جامعة الریاض، 1975م.
- امین، احمد، حسین طه، عبادی عبدالحمید، مجله فجر الاسلام، مصر، مطبعة الإعتماد، 1928م.
- امینی، عبدالحسین، الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، قم، مرکز الغدير للدراسات الإسلامية، 1995م.
- حسن زاده آملی، حسن، سرح العیون في شرح العیون، قم، بوستان کتاب، 1387.
- حسینی، عبدالزهراء، مصادر نهج البلاغة و أسانيده، بیروت، دار الزهراء، 1409ق.
- زکی مبارک، محمد، النثر الفني في القرن الرابع، قاهرة، مطبعة دارالکتب المصریة، 1934م.
- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، مؤسسة دار الهجرة، 1414ق.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک تاریخ الرسل و الملوک)، تهران، اساطیر، 1362.
- عقاد، عباس محمود، عبقریة الامام علي، بیروت، دار الکتب العربی، 1967م.
- قرشی، زبیر بن بکار، الأخبار الموفقيات، قم، الشريف الرضي، 1374.
- مفید، محمد بن محمد، الأمالی، قم، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم مؤسسة النشر الإسلامي، 1403ق.
منبع مقاله | اقتباس از:
آل یاسین، محمدحسن، پاسخی به شبهات پیرامون نهج البلاغه، نشریه نهج البلاغه، شماره11-12، ص116-139.






















