آیت الله سید علی نقی اصفهانی آل محمد دیباج[1] معروف به «فیض الاسلام» از عالمان و نویسندگان پر تلاش سده اخیر است. او در سال 1382 در خمینی شهر اصفهان در خانه علم و تقوا و جهاد به دنیا آمد. طبق شجره نامه موجود، ایشان اربعینی بوده یعنی چهل پشت پدری اش به امام علی (ع) می رسد که همه از عالمان و مجتهدان عصر خود بوده اند. وی از پنج سالگی تحصیل را آغاز کرد و در جوانی از محضر مراجع و بزرگان جهان تشیع بهره وافر برد. وی صاحب اجازات اجتهاد و روایی ارزشمند از مراجع و محدثان عالی مقام گردید و در راستای تلاش و جهاد علمی خود، سه کتاب عظیم و مقدس؛ قرآن کریم، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه را ترجمه و شرح نمود. این کار وی موجب آشنایی عموم مردم فارسی زبان با این سه کتاب پر ارج شد، به خصوص کتاب شریف نهج البلاغه که تا آن زمان فاقد شرح و ترجمه کامل فارسی بود.
فیض الاسلام پس از بازگشت از نجف اشرف در تهران ماندگار شد و به کار نشر و تبلیغ حقایق دینی پرداخت و علاوه بر تلاش علمی و قلمی، در کنار روحانیت متعهد و انقلابی، به بیدارگری پرداخت و به همین جهت مدتی گرفتار زندان[2] رژیم طاغوت گردید. زندگی سراسر افتخار وی در سوم شعبان 1405 ه. ق. مطابق با 24 اردیبهشت 1364 ه. ش. به سرآمد و پیکر مطهر او در تهران، بهشت زهرا به خاک سپرده شد.[3]
تحصیلات و استادان
سید علی نقی در خانواده ای سرشار از علم و معنویت از پنج سالگی مقدمات علوم دینی را نزد برادر بزرگتر خود، سید غیاث الدین که مردی فاضل، خطیب و اندیشمند بود فرا گرفت. وی سپس برای سیراب شدن از علوم آل محمد (ع) و با کمک برادر خود، از اصفهان به نجف اشرف، هجرت کرد و بهترین روزهای عمر را با شور و عشق و اخلاص به فراگیری معارف و احکام مقدس اسلام و مذهب شریف اهل بیت (ع) سپری می کرد.
سید علی نقی جوان، با تلاش و جدیت فراوان، به ویژه در نجف اشرف دانش و معنویت را از محضر استادان بزرگی چون آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء الدین عراقی، شیخ محمد کاظم شیرازی، شیخ علی اکبر نهاوندی و شیخ عباس قمی خوشه چینی کرد و در همان جا موفق به نگارش کتاب «الافاضات الغرویه فی الاصول الفقهیه» در دو جلد، شد. از کارهای بزرگ علمی و فرهنگی وی چنین بر می آید که در اغلب علوم دینی متبحر و صاحب نظر بوده و این حقیقت روشن از لابلای آثار وی مشاهده می شود.
اجازه اجتهاد و روایت
آقا سید علی نقی در سال 1352 ه. ق. در حالی که حدود سی سال داشت، آن چنان مدارج علمی و معنوی را طی نمود که از مراجع بزرگ عالم تشیع آقا سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء الدین عراقی و شیخ محمد کاظم شیرازی گواهی اجتهاد گرفت. او در سال 1355 ه. ق. از شیخ علی اکبر نهاوندی در مشهد مقدس اجازه روایی دریافت نمود و همان اجازه را در سال بعد، در نجف اشرف به خاتم المحدثین شیخ عباس قمی نشان داد. و از محضر ایشان نیز مفتخر به دریافت اجازه روایی گردید. وی متن اجازات خود را در صفحات پایانی ترجمه و شرح نهج البلاغه، به چاپ رسانده است.
شخصیت علمی و معنوی آقا سید علینقی در همان سال ها شکوفا شد و مشایخ اجازه، وی را با القاب و اوصاف بسیار بلند توصیف کردند.
مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی در بخشی از اجازه خود آورده است:
«العالم الفاضل، السید الجلیل النبیل، جامع المعقول و المنقول، حاوی الفروع و الاصول، الصفی الزکی …»
و یا مرحوم شیخ محمد کاظم شیرازی وی را به «العالم العلام و الفاضل المهذب الفهام صفوه الاعلام و عمده ملاذ الاسلام، التقی الزکی و الصفی …» ملقب می کند. آقا ضیاء الدین عراقی نیز، وی را چنین توصیف می کند:
«العالم العامل السید السند و الرکن المعتمد التقی و الزکی، افتخار المجتهدین، استاد المحققین، جامع المعقول و المنقول، حاوی الفروع و الاصول غواص بحار العلوم علی العموم و رکن الاسلام و المسلمین و زبده الفقهاء الراشدین، العالم الجلیل و مولانا النبیل … .»
آثار علمی
آثار و نوشته های چاپ شده فیض الاسلام عبارت است از:
- ترجمه و خلاصه التفسیر قرآن عظیم؛ در 1671 صفحه.
- الثقلان فی تفسیر القرآن؛ تفسیر سوره مبارکه فاتحة الکتاب.
- ترجمه و شرح نهج البلاغه؛ در شش جلد.
- ترجمه و شرح صحیفه کامله سجادیه.
- بنادر البحار؛ که شرح، ترجمه و تحقیق بیست و پنج جلد بحار الانوار علامه مجلسی است.
- اشارات الرضویه؛
- الافاضات الغرویه فی اصول الفقهیه؛ در دو جلد.
- خاتون دو سرا سیدتنا زینب الکبری؛
- چراغ راه؛ که در اثبات معراج پیامبر اسلام (ص) و رد شبهات مخالفان به نگارش درآمده است
- پاسخ نامه ازگلی؛ که در اثبات رجعت و پاسخ اجمالی به انحرافات و شبهات شریعت سنگلجی است.
- رهبر گمشدگان؛ که در اثبات رجعت و پاسخ مفصل و مستدل به شبهات شریعت سنگلجی است.
- مسئله رجعت؛
- قفل دهن شیطان.
- مقدمه ها و بیانیه های عالمانه و متعهدانه؛
آثار وی که در یک نگاه کلی به دو بخش تقسیم می شود گویای تلاش و جهاد علمی، فرهنگی و تبلیغی اوست.
وی در بخش اول همت گماشت و سال ها رنج و مرارت را بر خود هموار کرد تا توانست سه کتاب عظیم و مقدس یعنی قرآن، اخ القرآن (نهج البلاغه) و اخت القرآن (صحیفه سجادیه) را در خور فهم مردم فارسی زبان ترجمه و شرح کند و به خصوص مشتاقان معرفت علوم آل محمد (ص) را از ساحل نهج البلاغه علوی و صحیفه سجادیه سیراب نماید.
در بخش دوم نیز قدم ها را استوار ساخت، تا با تقدس زدایی تعدادی دانشمند و عالم نما که اصلاح مسلمانی و خرافه زدایی را در اسلام زدایی می جستند به مقابله برخیزد در این جا بود که «رهبر گمشدگان» را نوشت و «چراغ راه» او، تاریکی ها را زدود.
ترجمه نهج البلاغه فیض الاسلام
نام فیض الاسلام با نهج البلاغه آمیخته است به طوری که نهج البلاغه فارسی به نهج البلاغه فیض الاسلام مشهور شد و این سعادت برای همیشه در تاریخ به نام ایشان ثبت گردید بسیاری از اندیشمندان و شخصیت های علمی و فرهنگی بر این خدمت بزرگ ایشان آفرین گفته اند و تا کنون بیش از یک میلیون نسخه از آن به چاپ رسیده است.
وی در دیباچه جزء اول ترجمه خود از آشنایی اش با نهج البلاغه چنین می نویسد:
از سال های دراز این کتاب مقدس مورد مطالعه این بنده بود، روز به روز شوقم به خواندن و اندیشه در آن زیاد تر می شد، گویا چیزی نمی دیدم مگر کتاب نهج البلاغه و سخنی نمی شنیدم مگر فرمایش های امیر المؤمنین علی (ع) و هرگاه با فضلا و دانشمندان ملاقاتی پیش می آمد، قبل از شروع به هر سخن، در باب عظمت و بزرگی نهج البلاغه سخن گفته به آنان یادآوری می نمودم که سید شریف رضی رحمة الله علیه یکی از شاهکار های تألیف را در این کتاب به کار برده … و گاهی در بعضی از مجالس دینی و مذهبی پاره ای از کلمات این کتاب را خوانده و معنای آن را بیان می کردم، شنوندگان به شگفت آمده می گفتند اگر علما و رجال دینی ترجمه فرمایش های امام علی (ع) را در کتاب نهج البلاغه به طوری که در خور فهم هر فارسی زبان باشد، نوشته بودند همه از آن بهره مند می شدند … بنابر این بر نگارنده واجب شد که دست از هر کار بردارم (حتی از ترجمه و تفسیر قرآن کریم که از مدتی به نوشتن آن مشغول بوده برای اتمام آن سعی و کوشش بسیار داشتم) و این کتاب جلیل را به زبان فارسی سلیس و روان ترجمه نموده …
گفته شده که تنها جمع آوری مدارک و یاد داشت برداری ترجمه و شرح او بر نهج البلاغه مدت هفده سال طول کشید و تحریر آن در شش سال یعنی از 1365 ه. ق. تا 1371 ه. ق. انجام پذیرفته است.
منشور بازگشت به نهج البلاغه
مرحوم فیض الاسلام در پایان تألیف، ترجمه و شرح نهج البلاغه بیانیه بسیار مهمی تحت عنوان «چاره نگرانی امروزه مردم دنیا» آن هم در آن روزگار خفقان صادر می کند و همگان را به نهج البلاغه و ولایت علوی که همان ولایت خداوند در تمام شئون زندگی است دعوت می کند. گرچه از آن روزها، سال ها گذشته است؛ اما به یقین می توان یافت که این روزها، زندگی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بشر بیش از هر زمان دیگر نیازمند چنین دعوتی است. آن چه او در بیش از پنجاه سال پیش نوشته و فریاد کرده است امروز سخن دل هزاران اندیشمند دلسوز دنیای اسلام است.
تفصیل این بیانیه را در مقاله «فیض الاسلام و منشور بازگشت به نهج البلاغه در دوران معاصر» بخوانیم.
از منظر بزرگان و دانشوران
مقام مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنه ای: «جز دانشوران و خواص، کسی از نهج البلاغه جز نامی نمی دانست. اولین ترجمه ای که (در عصر حاضر) از آن شده، از مترجم روحانی محترمی است که اول بار، نهج البلاغه را «همه فهم» کرده و به دست مردم داد».[4]
دکتر سید جعفر شهیدی پس از یاد نمودن از برخی ترجمه ها و شرح های معاصر می نویسد:
«ترجمه ای که جایی باز کرد و مقبول همگان افتاد اثر مرحوم سید علی نقی فیض الاسلام است که خطبه ها، نامه ها و سخنان کوتاه امام را با ترجمه و توضیح نشر کرد. مرحوم فیض الاسلام را بارها دیدم؛ مردی فاضل، مسلمان و دیندار و دوستدار اهل بیت (ع) بود و برای این ترجمه رنجی بر خود نهاد و می توان گفت اخلاص وی در فراهم آوردن این ترجمه، در رواج آن تأثیری به سزا داشته است».[5]
در سایه عنایت حضرت زینب (س)
مرحوم فیض الاسلام به بیماری صعب العلاجی دچار شدند و متخصصان عمل جراحی فوری را برای ایشان تجویز کردند و به پیشنهاد و اصرار یکی از دوستانشان، تصمیم به اعزام به انگلیس برای درمان شدند اما در آخرین لحظه، درخواست کردند به همراه خانواده به عراق سفر کنند و معتقد بودند که طبیبشان آنجاست.
شش ماه در کربلا و نجف ماندند، در آنجا نذر کردند که اگر شفا یافتند، داستان زندگانی حضرت زینب (س) را به رشته تحریر درآورند. مرحوم فیض الاسلام در مقدمه کتاب خاتون دو سرا، انگیزه خود از نگارش زندگی حضرت زینب (س) را چنین شرح می دهند:
بیش از دوازده سال پیش به درد شکم گرفتار شدم و معالجه اطبا سودی نبخشید، برای استشفا به اتفاق و همراهی اهل بیت و خانواده به کربلای معلا مشرف شدیم، در آن جا هم سخت مبتلا گشتم. روزی دوستی از زائرین، در نجف اشرف، من و گروهی را به منزلش دعوت نموده با این که رنجور بوده، رفتم، در بین گفت و گوهای گوناگون، یکی از علما که در آن مجلس بود، فرمود:
«پدرم می گفت هرگاه حاجت و خواسته ای داری، خدای تعالی را سه بار به نام علیا حضرت زینب کبری ـ علیها السلام ـ بخوان، بی شک و دو دلی خدای عزوجل خواسته ات را روا می سازد، از این رو من هم چنین کرده شفا و بهبودی بیماریم را از خدای تعالی خواستم، و علاوه بر آن، نذر نموده و با پروردگارم عهد و پیمان بسته که اگر از این بیماری بهبودی یافته، کتابی در احوال سیده معظمه ـ علیهما السلام ـ بنویسم و از بسیاری اشغال و کارها و نوشتن و چاپ و نشر کتاب ترجمه و خلاصه تفسیر قرآن عظیم، به نذر خود وفا ننمودم؛ تا این که چند روز پیش یکی از دخترانم (وفقها الله تعالی) مرا آگاه ساخت که به نذرم وفاء ننموده، من هم از خدای عزاسمه توفیق و کمک خواسته به نوشتن آن شروع نمودم و آن را کتاب ترجمه خاتون دو سرا؛ سیدتنا المعصومه، زینب الکبری (ارواحنا لتراب اقدامها الفداء) نامیدم».
تبلیغ دینی و سازمان روحانیت
مرحوم فیض الاسلام از روحانیان آگاهی است که توطئه دشمنان و جیره خواران داخلی آنان را به خوبی شناخت و در برابر آنان و افکار انحرافی و الحادیشان به مبارزه برخاست.
آن چه می آید بخشی از کتاب «چراغ راه» است که در آبان (1320 هـ. ش) منتشر شده است و روشن بینی این مرد فاضل و آگاه را نشان می دهد. وی با نصیحت و هشدار به روحانیت آن زمان به خاطر نفوذ روحانی نماها چنین می نگارد:
«یکی از مظاهر عظیمه و مجالی بزرگ مذهب شیعه در این مملکت به خصوص از ثلث اخیر دوره قاجاریه تا بحال، همانا تشکیل مجالس دینی و محافل مذهبی می باشد، زمامداری منطق و خطابه در این مجالس به عهده یک دسته خاصی از روحانیون (که بالطبع آنان دارای مشخصات و ممیزات خاصه شده اند) محول آمده.
ما اکنون در بیان اصل تاریخ منبر و واعظ و یا مرثیه خوان و به زبان عمومی، روضه خوان و کیفیت ظهور و تشکیل این مجالس در ایران و غیر آن و مقصد اصلی مؤسسین در تأسیس و این که چه مصالح و منافعی از این مظاهر، دستگیر دین و دنیویون شده یا نشده و این که حقیقتاً آیه به واسطه عدم انتظام امور روحانی در این مملکت و خاصه فقدان نظام در این طبقه، بر خلاف نظر مؤسسین، اثر بخشیده یا نه، نبوده و نیستیم …» .[6]
ایشان سپس به حضور خود پای منبر فردی که سخنان و شبهاتی پیرامون مسئله معراج پیامبر اکرم (ص) مطرح می کند، اشاره و به تعبیر خود ایشان «در دریای غم و اندوه فرو رفته …»، سپس می گوید:
«به عقیده نگارنده القای مباحث مهم دینی و مسائل عویصه مشکله معارفی، در انجمن و محافلی که اکثریت را طبقه توده تشکیل می دهد، غلط صرف و به جای سود، زیان بسیاری دارد؛ ولی افسوس که در دوره هرج و مرج دینی و عدم انتظام، در هیچ یک از مظاهر مذهبی و اجتماعی این مملکت واقع شده ایم که هر کس هر چه خواست، گفت و در مقام تبلیغ برآمد … و بعضی هنوز تشخیص نداده اند که برای یک دسته مردم مسلمان این عصر چه باید گفت و چه باید نوشت.»[7]
مبارزه با بدعت و التقاط
فیض الاسلام با منحرفان از اسلام و تشیع و بدعت گزاران و التقاط اندیشان نیز به مبارزه و مناظره برخاست. شریعت سنگلجی[8] روحانی نمای منحرف، از خاطره تاریخ این کشور و متدینان پاک نشده است. خیانت های او و امثال او، که نقاب نفاق بر چهره داشتند باید همیشه در نظر خاص و عام باشد، به خصوص در این برهه حساس از تاریخ اسلام و ایران و مذهب راستین تشیع که از هر سو برای شکستن آنان و خط مقدم آن، یعنی روحانیت آگاه و متعهد صف آرایی فکری و تبلیغات شده است. سنگلجی به بهانه خرافه زدایی، دین زدای و مذهب زدایی را پیشه خود ساخت. او و هم پیاله ها و اربابانشان به خوبی دریافته بودند تا روزی که پیوند مردم با اسلام و مقدسات محکم است و سایه روحانیت اصیل و آگاه به عنوان عالمان راست اندیش و دور اندیش ریسمان میان ملت و مذهب را در دست دارند، سهمگین ترین طوفان ها نیز نمی تواند بدان آسیب برساند؛ لذا ناشیانه به مقدسات مردم متدین حمله بردند که جز خفت و خواری برای خود چیزی به یادگار نگذاشتند.
امام خمینی در آن زمان پرچم مبارزه را با آن نوشتن «کشف اسرار» بر دوش گرفت و پاسخ های افشاگرانه وی به کسروی و سنگلجی و امثال آنان نقاب از چهره کریهشان برداشت. یادآور می گردد که امام این کتاب را در پاسخ به کتاب اسرار هزار ساله علی اکبر حکمی زاده نگاشت.[9]
مرحوم فیض الاسلام نیز در همین راستا دست به قلم برد و اثر گرانقدر «رهبر گمشدگان» را به رشته تحریر درآورد که از آگاهی و تعبد وی و نزدیکی اندیشه های او با امام خمینی حکایت دارد.
جمع بندی
در گستره مخاطبان زبان فارسی، نام فیض الاسلام برای همیشه با نهج البلاغه آمیخته است به طوری که نهج البلاغه فارسی به نهج البلاغه فیض الاسلام مشهور شد و این سعادت تا ابد در تاریخ به نام ایشان ثبت گردید، سرانجام روح متعبد و ولایی این رادمرد میدان علم و عمل در 24 اردیبهشت سال 1364 شمسی مصادف با سالروز میلاد حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به سوی معبود پرواز کرد و انبوهی از دوستان و علاقمندان را در سوگ خود نشانید و پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
پی نوشت ها
[1] . محمد ديباج فرزند امام جعفر صادق (ع) و جد مرحوم فيض الاسلام است. براي آشنايي با زندگي وي ر.ک: ناسخ التواريخ، ج10 (زندگي امام رضا (ع) )، ص 377 ـ 385؛ سيري در تاريخ تشيع، داود الهامي، ص 564 ـ 567.
[2] . شجره نامه خود نگاشت وي در پايان جزء اول ترجمه و شرح بر نهج البلاغه به خط طاهر خوشنويس آمده است.
[3] . به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي، 24/2/1373.
[4] . از بيانات معظم له در کنگره هزاره نهج البلاغه (کنگره اول)، 1360 ش.
[5] . ترجمه نهج البلاغه، سيد جعفر شهيدي، مقدمه.
[6] . فیض الاسلام، چراغ راه، ص 2 و 3.
[7] . فیض الاسلام، چراغ راه، ص 2 و 3.
[8] . براي آگاهي بيشتر ر.ک: ماهنامه پيام انقلاب، شماره 95 و 96.
[9] . دليل آفتاب، ص 59؛ گروه مؤلفان، هفتاد سال خاطره از آية الله بدلا، ص 202.
فهرست منابع
- سپهر، محمدتقی، ناسخ التواريخ حضرت رسول (ص)، تهران، اسلامیه، 1392، چاپ چهارم.
- فیض الاسلام (آل محمد دیباج)، سید علینقی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، تهران، چاپخانه سپهر، 1365.
- گروه مؤلفان، دلیل آفتاب: خاطرات یادگار امام، تهران، عروج، 1384.
- گروه مؤلفان، هفتاد سال خاطره از آية الله بدلا، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1396، چاپ دوم.
- الهامی، داود، سیری در تاریخ تشیع، قم، مکتب اسلام، 1375.
منبع مقاله: بازنشر و تلخیص از:
براتی، عبدالعلی، گلشن ابرار، ج 5، مقاله «احیاگر نهج البلاغه».
آیت الله سید علی نقی اصفهانی آل محمد دیباج[1] معروف به «فیض الاسلام» از عالمان و نویسندگان پر تلاش سده اخیر است. او در سال 1382 در خمینی شهر اصفهان در خانه علم و تقوا و جهاد به دنیا آمد. طبق شجره نامه موجود، ایشان اربعینی بوده یعنی چهل پشت پدری اش به امام علی (ع) می رسد که همه از عالمان و مجتهدان عصر خود بوده اند. وی از پنج سالگی تحصیل را آغاز کرد و در جوانی از محضر مراجع و بزرگان جهان تشیع بهره وافر برد. وی صاحب اجازات اجتهاد و روایی ارزشمند از مراجع و محدثان عالی مقام گردید و در راستای تلاش و جهاد علمی خود، سه کتاب عظیم و مقدس؛ قرآن کریم، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه را ترجمه و شرح نمود. این کار وی موجب آشنایی عموم مردم فارسی زبان با این سه کتاب پر ارج شد، به خصوص کتاب شریف نهج البلاغه که تا آن زمان فاقد شرح و ترجمه کامل فارسی بود.
فیض الاسلام پس از بازگشت از نجف اشرف در تهران ماندگار شد و به کار نشر و تبلیغ حقایق دینی پرداخت و علاوه بر تلاش علمی و قلمی، در کنار روحانیت متعهد و انقلابی، به بیدارگری پرداخت و به همین جهت مدتی گرفتار زندان[2] رژیم طاغوت گردید. زندگی سراسر افتخار وی در سوم شعبان 1405 ه. ق. مطابق با 24 اردیبهشت 1364 ه. ش. به سرآمد و پیکر مطهر او در تهران، بهشت زهرا به خاک سپرده شد.[3]
تحصیلات و استادان
سید علی نقی در خانواده ای سرشار از علم و معنویت از پنج سالگی مقدمات علوم دینی را نزد برادر بزرگتر خود، سید غیاث الدین که مردی فاضل، خطیب و اندیشمند بود فرا گرفت. وی سپس برای سیراب شدن از علوم آل محمد (ع) و با کمک برادر خود، از اصفهان به نجف اشرف، هجرت کرد و بهترین روزهای عمر را با شور و عشق و اخلاص به فراگیری معارف و احکام مقدس اسلام و مذهب شریف اهل بیت (ع) سپری می کرد.
سید علی نقی جوان، با تلاش و جدیت فراوان، به ویژه در نجف اشرف دانش و معنویت را از محضر استادان بزرگی چون آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء الدین عراقی، شیخ محمد کاظم شیرازی، شیخ علی اکبر نهاوندی و شیخ عباس قمی خوشه چینی کرد و در همان جا موفق به نگارش کتاب «الافاضات الغرویه فی الاصول الفقهیه» در دو جلد، شد. از کارهای بزرگ علمی و فرهنگی وی چنین بر می آید که در اغلب علوم دینی متبحر و صاحب نظر بوده و این حقیقت روشن از لابلای آثار وی مشاهده می شود.
اجازه اجتهاد و روایت
آقا سید علی نقی در سال 1352 ه. ق. در حالی که حدود سی سال داشت، آن چنان مدارج علمی و معنوی را طی نمود که از مراجع بزرگ عالم تشیع آقا سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء الدین عراقی و شیخ محمد کاظم شیرازی گواهی اجتهاد گرفت. او در سال 1355 ه. ق. از شیخ علی اکبر نهاوندی در مشهد مقدس اجازه روایی دریافت نمود و همان اجازه را در سال بعد، در نجف اشرف به خاتم المحدثین شیخ عباس قمی نشان داد. و از محضر ایشان نیز مفتخر به دریافت اجازه روایی گردید. وی متن اجازات خود را در صفحات پایانی ترجمه و شرح نهج البلاغه، به چاپ رسانده است.
شخصیت علمی و معنوی آقا سید علینقی در همان سال ها شکوفا شد و مشایخ اجازه، وی را با القاب و اوصاف بسیار بلند توصیف کردند.
مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی در بخشی از اجازه خود آورده است:
«العالم الفاضل، السید الجلیل النبیل، جامع المعقول و المنقول، حاوی الفروع و الاصول، الصفی الزکی …»
و یا مرحوم شیخ محمد کاظم شیرازی وی را به «العالم العلام و الفاضل المهذب الفهام صفوه الاعلام و عمده ملاذ الاسلام، التقی الزکی و الصفی …» ملقب می کند. آقا ضیاء الدین عراقی نیز، وی را چنین توصیف می کند:
«العالم العامل السید السند و الرکن المعتمد التقی و الزکی، افتخار المجتهدین، استاد المحققین، جامع المعقول و المنقول، حاوی الفروع و الاصول غواص بحار العلوم علی العموم و رکن الاسلام و المسلمین و زبده الفقهاء الراشدین، العالم الجلیل و مولانا النبیل … .»
آثار علمی
آثار و نوشته های چاپ شده فیض الاسلام عبارت است از:
آثار وی که در یک نگاه کلی به دو بخش تقسیم می شود گویای تلاش و جهاد علمی، فرهنگی و تبلیغی اوست.
وی در بخش اول همت گماشت و سال ها رنج و مرارت را بر خود هموار کرد تا توانست سه کتاب عظیم و مقدس یعنی قرآن، اخ القرآن (نهج البلاغه) و اخت القرآن (صحیفه سجادیه) را در خور فهم مردم فارسی زبان ترجمه و شرح کند و به خصوص مشتاقان معرفت علوم آل محمد (ص) را از ساحل نهج البلاغه علوی و صحیفه سجادیه سیراب نماید.
در بخش دوم نیز قدم ها را استوار ساخت، تا با تقدس زدایی تعدادی دانشمند و عالم نما که اصلاح مسلمانی و خرافه زدایی را در اسلام زدایی می جستند به مقابله برخیزد در این جا بود که «رهبر گمشدگان» را نوشت و «چراغ راه» او، تاریکی ها را زدود.
ترجمه نهج البلاغه فیض الاسلام
نام فیض الاسلام با نهج البلاغه آمیخته است به طوری که نهج البلاغه فارسی به نهج البلاغه فیض الاسلام مشهور شد و این سعادت برای همیشه در تاریخ به نام ایشان ثبت گردید بسیاری از اندیشمندان و شخصیت های علمی و فرهنگی بر این خدمت بزرگ ایشان آفرین گفته اند و تا کنون بیش از یک میلیون نسخه از آن به چاپ رسیده است.
وی در دیباچه جزء اول ترجمه خود از آشنایی اش با نهج البلاغه چنین می نویسد:
از سال های دراز این کتاب مقدس مورد مطالعه این بنده بود، روز به روز شوقم به خواندن و اندیشه در آن زیاد تر می شد، گویا چیزی نمی دیدم مگر کتاب نهج البلاغه و سخنی نمی شنیدم مگر فرمایش های امیر المؤمنین علی (ع) و هرگاه با فضلا و دانشمندان ملاقاتی پیش می آمد، قبل از شروع به هر سخن، در باب عظمت و بزرگی نهج البلاغه سخن گفته به آنان یادآوری می نمودم که سید شریف رضی رحمة الله علیه یکی از شاهکار های تألیف را در این کتاب به کار برده … و گاهی در بعضی از مجالس دینی و مذهبی پاره ای از کلمات این کتاب را خوانده و معنای آن را بیان می کردم، شنوندگان به شگفت آمده می گفتند اگر علما و رجال دینی ترجمه فرمایش های امام علی (ع) را در کتاب نهج البلاغه به طوری که در خور فهم هر فارسی زبان باشد، نوشته بودند همه از آن بهره مند می شدند … بنابر این بر نگارنده واجب شد که دست از هر کار بردارم (حتی از ترجمه و تفسیر قرآن کریم که از مدتی به نوشتن آن مشغول بوده برای اتمام آن سعی و کوشش بسیار داشتم) و این کتاب جلیل را به زبان فارسی سلیس و روان ترجمه نموده …
گفته شده که تنها جمع آوری مدارک و یاد داشت برداری ترجمه و شرح او بر نهج البلاغه مدت هفده سال طول کشید و تحریر آن در شش سال یعنی از 1365 ه. ق. تا 1371 ه. ق. انجام پذیرفته است.
منشور بازگشت به نهج البلاغه
مرحوم فیض الاسلام در پایان تألیف، ترجمه و شرح نهج البلاغه بیانیه بسیار مهمی تحت عنوان «چاره نگرانی امروزه مردم دنیا» آن هم در آن روزگار خفقان صادر می کند و همگان را به نهج البلاغه و ولایت علوی که همان ولایت خداوند در تمام شئون زندگی است دعوت می کند. گرچه از آن روزها، سال ها گذشته است؛ اما به یقین می توان یافت که این روزها، زندگی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بشر بیش از هر زمان دیگر نیازمند چنین دعوتی است. آن چه او در بیش از پنجاه سال پیش نوشته و فریاد کرده است امروز سخن دل هزاران اندیشمند دلسوز دنیای اسلام است.
تفصیل این بیانیه را در مقاله «فیض الاسلام و منشور بازگشت به نهج البلاغه در دوران معاصر» بخوانیم.
از منظر بزرگان و دانشوران
مقام مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنه ای: «جز دانشوران و خواص، کسی از نهج البلاغه جز نامی نمی دانست. اولین ترجمه ای که (در عصر حاضر) از آن شده، از مترجم روحانی محترمی است که اول بار، نهج البلاغه را «همه فهم» کرده و به دست مردم داد».[4]
دکتر سید جعفر شهیدی پس از یاد نمودن از برخی ترجمه ها و شرح های معاصر می نویسد:
«ترجمه ای که جایی باز کرد و مقبول همگان افتاد اثر مرحوم سید علی نقی فیض الاسلام است که خطبه ها، نامه ها و سخنان کوتاه امام را با ترجمه و توضیح نشر کرد. مرحوم فیض الاسلام را بارها دیدم؛ مردی فاضل، مسلمان و دیندار و دوستدار اهل بیت (ع) بود و برای این ترجمه رنجی بر خود نهاد و می توان گفت اخلاص وی در فراهم آوردن این ترجمه، در رواج آن تأثیری به سزا داشته است».[5]
در سایه عنایت حضرت زینب (س)
مرحوم فیض الاسلام به بیماری صعب العلاجی دچار شدند و متخصصان عمل جراحی فوری را برای ایشان تجویز کردند و به پیشنهاد و اصرار یکی از دوستانشان، تصمیم به اعزام به انگلیس برای درمان شدند اما در آخرین لحظه، درخواست کردند به همراه خانواده به عراق سفر کنند و معتقد بودند که طبیبشان آنجاست.
شش ماه در کربلا و نجف ماندند، در آنجا نذر کردند که اگر شفا یافتند، داستان زندگانی حضرت زینب (س) را به رشته تحریر درآورند. مرحوم فیض الاسلام در مقدمه کتاب خاتون دو سرا، انگیزه خود از نگارش زندگی حضرت زینب (س) را چنین شرح می دهند:
بیش از دوازده سال پیش به درد شکم گرفتار شدم و معالجه اطبا سودی نبخشید، برای استشفا به اتفاق و همراهی اهل بیت و خانواده به کربلای معلا مشرف شدیم، در آن جا هم سخت مبتلا گشتم. روزی دوستی از زائرین، در نجف اشرف، من و گروهی را به منزلش دعوت نموده با این که رنجور بوده، رفتم، در بین گفت و گوهای گوناگون، یکی از علما که در آن مجلس بود، فرمود:
«پدرم می گفت هرگاه حاجت و خواسته ای داری، خدای تعالی را سه بار به نام علیا حضرت زینب کبری ـ علیها السلام ـ بخوان، بی شک و دو دلی خدای عزوجل خواسته ات را روا می سازد، از این رو من هم چنین کرده شفا و بهبودی بیماریم را از خدای تعالی خواستم، و علاوه بر آن، نذر نموده و با پروردگارم عهد و پیمان بسته که اگر از این بیماری بهبودی یافته، کتابی در احوال سیده معظمه ـ علیهما السلام ـ بنویسم و از بسیاری اشغال و کارها و نوشتن و چاپ و نشر کتاب ترجمه و خلاصه تفسیر قرآن عظیم، به نذر خود وفا ننمودم؛ تا این که چند روز پیش یکی از دخترانم (وفقها الله تعالی) مرا آگاه ساخت که به نذرم وفاء ننموده، من هم از خدای عزاسمه توفیق و کمک خواسته به نوشتن آن شروع نمودم و آن را کتاب ترجمه خاتون دو سرا؛ سیدتنا المعصومه، زینب الکبری (ارواحنا لتراب اقدامها الفداء) نامیدم».
تبلیغ دینی و سازمان روحانیت
مرحوم فیض الاسلام از روحانیان آگاهی است که توطئه دشمنان و جیره خواران داخلی آنان را به خوبی شناخت و در برابر آنان و افکار انحرافی و الحادیشان به مبارزه برخاست.
آن چه می آید بخشی از کتاب «چراغ راه» است که در آبان (1320 هـ. ش) منتشر شده است و روشن بینی این مرد فاضل و آگاه را نشان می دهد. وی با نصیحت و هشدار به روحانیت آن زمان به خاطر نفوذ روحانی نماها چنین می نگارد:
«یکی از مظاهر عظیمه و مجالی بزرگ مذهب شیعه در این مملکت به خصوص از ثلث اخیر دوره قاجاریه تا بحال، همانا تشکیل مجالس دینی و محافل مذهبی می باشد، زمامداری منطق و خطابه در این مجالس به عهده یک دسته خاصی از روحانیون (که بالطبع آنان دارای مشخصات و ممیزات خاصه شده اند) محول آمده.
ما اکنون در بیان اصل تاریخ منبر و واعظ و یا مرثیه خوان و به زبان عمومی، روضه خوان و کیفیت ظهور و تشکیل این مجالس در ایران و غیر آن و مقصد اصلی مؤسسین در تأسیس و این که چه مصالح و منافعی از این مظاهر، دستگیر دین و دنیویون شده یا نشده و این که حقیقتاً آیه به واسطه عدم انتظام امور روحانی در این مملکت و خاصه فقدان نظام در این طبقه، بر خلاف نظر مؤسسین، اثر بخشیده یا نه، نبوده و نیستیم …» .[6]
ایشان سپس به حضور خود پای منبر فردی که سخنان و شبهاتی پیرامون مسئله معراج پیامبر اکرم (ص) مطرح می کند، اشاره و به تعبیر خود ایشان «در دریای غم و اندوه فرو رفته …»، سپس می گوید:
«به عقیده نگارنده القای مباحث مهم دینی و مسائل عویصه مشکله معارفی، در انجمن و محافلی که اکثریت را طبقه توده تشکیل می دهد، غلط صرف و به جای سود، زیان بسیاری دارد؛ ولی افسوس که در دوره هرج و مرج دینی و عدم انتظام، در هیچ یک از مظاهر مذهبی و اجتماعی این مملکت واقع شده ایم که هر کس هر چه خواست، گفت و در مقام تبلیغ برآمد … و بعضی هنوز تشخیص نداده اند که برای یک دسته مردم مسلمان این عصر چه باید گفت و چه باید نوشت.»[7]
مبارزه با بدعت و التقاط
فیض الاسلام با منحرفان از اسلام و تشیع و بدعت گزاران و التقاط اندیشان نیز به مبارزه و مناظره برخاست. شریعت سنگلجی[8] روحانی نمای منحرف، از خاطره تاریخ این کشور و متدینان پاک نشده است. خیانت های او و امثال او، که نقاب نفاق بر چهره داشتند باید همیشه در نظر خاص و عام باشد، به خصوص در این برهه حساس از تاریخ اسلام و ایران و مذهب راستین تشیع که از هر سو برای شکستن آنان و خط مقدم آن، یعنی روحانیت آگاه و متعهد صف آرایی فکری و تبلیغات شده است. سنگلجی به بهانه خرافه زدایی، دین زدای و مذهب زدایی را پیشه خود ساخت. او و هم پیاله ها و اربابانشان به خوبی دریافته بودند تا روزی که پیوند مردم با اسلام و مقدسات محکم است و سایه روحانیت اصیل و آگاه به عنوان عالمان راست اندیش و دور اندیش ریسمان میان ملت و مذهب را در دست دارند، سهمگین ترین طوفان ها نیز نمی تواند بدان آسیب برساند؛ لذا ناشیانه به مقدسات مردم متدین حمله بردند که جز خفت و خواری برای خود چیزی به یادگار نگذاشتند.
امام خمینی در آن زمان پرچم مبارزه را با آن نوشتن «کشف اسرار» بر دوش گرفت و پاسخ های افشاگرانه وی به کسروی و سنگلجی و امثال آنان نقاب از چهره کریهشان برداشت. یادآور می گردد که امام این کتاب را در پاسخ به کتاب اسرار هزار ساله علی اکبر حکمی زاده نگاشت.[9]
مرحوم فیض الاسلام نیز در همین راستا دست به قلم برد و اثر گرانقدر «رهبر گمشدگان» را به رشته تحریر درآورد که از آگاهی و تعبد وی و نزدیکی اندیشه های او با امام خمینی حکایت دارد.
جمع بندی
در گستره مخاطبان زبان فارسی، نام فیض الاسلام برای همیشه با نهج البلاغه آمیخته است به طوری که نهج البلاغه فارسی به نهج البلاغه فیض الاسلام مشهور شد و این سعادت تا ابد در تاریخ به نام ایشان ثبت گردید، سرانجام روح متعبد و ولایی این رادمرد میدان علم و عمل در 24 اردیبهشت سال 1364 شمسی مصادف با سالروز میلاد حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به سوی معبود پرواز کرد و انبوهی از دوستان و علاقمندان را در سوگ خود نشانید و پیکر مطهرش در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
پی نوشت ها
[1] . محمد ديباج فرزند امام جعفر صادق (ع) و جد مرحوم فيض الاسلام است. براي آشنايي با زندگي وي ر.ک: ناسخ التواريخ، ج10 (زندگي امام رضا (ع) )، ص 377 ـ 385؛ سيري در تاريخ تشيع، داود الهامي، ص 564 ـ 567.
[2] . شجره نامه خود نگاشت وي در پايان جزء اول ترجمه و شرح بر نهج البلاغه به خط طاهر خوشنويس آمده است.
[3] . به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي، 24/2/1373.
[4] . از بيانات معظم له در کنگره هزاره نهج البلاغه (کنگره اول)، 1360 ش.
[5] . ترجمه نهج البلاغه، سيد جعفر شهيدي، مقدمه.
[6] . فیض الاسلام، چراغ راه، ص 2 و 3.
[7] . فیض الاسلام، چراغ راه، ص 2 و 3.
[8] . براي آگاهي بيشتر ر.ک: ماهنامه پيام انقلاب، شماره 95 و 96.
[9] . دليل آفتاب، ص 59؛ گروه مؤلفان، هفتاد سال خاطره از آية الله بدلا، ص 202.
فهرست منابع
منبع مقاله: بازنشر و تلخیص از:
براتی، عبدالعلی، گلشن ابرار، ج 5، مقاله «احیاگر نهج البلاغه».
سیدعلی نقی اصفهانی «فیض الاسلام» احیاگر نهج البلاغه به فارسی
جدیدترین مطالب
شناخت دوازده ویژگی اهل نفاق و نیرنگ در خطبه 194 نهج البلاغه
سیدعلی نقی اصفهانی «فیض الاسلام» احیاگر نهج البلاغه به فارسی
فیض الاسلام و منشور بازگشت به نهج البلاغه در دوران معاصر
طلب باران و دعای آن در کلام ژرف امام علی (ع) در نهج البلاغه
داستان هایی از فضائل فردی و سیره امام علی (ع)
ماجرای نعمان بن بشیر در کتاب شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید
آموزههای ارزشمند در رفتار عادلانه مأموران زکات با مردم
دوری از انسان نیرنگ و حقه باز و خیانت کار
چگونگی معنا کردن ضرب المثل ها در نهج البلاغه
برای آراستگی باطن هر روز باید به آینه درون خود بنگریم
عقل سودمندترین سرمایه و راهنمای سعادت و کمال انسان
بهره مند شدن از نعمت ها و انتقال آن ها به دیگران
دو عامل ذلت و خواری انسان: طمع و افشای سختی های زندگی
ضرورت شناخت احکام شرعی برای ورود به کسب و کار
شخصیت نیک از رفتارش نیک تر و بدکار از کار بدش بدتر
گناهان مانند اسب های سرکش و بدون لجام هستند
اهمیت برخورد با منکر با دست و زبان و قلب
محبت و وابستگی به دنیا، ریشه تمامی گناهان
المخطوطة المحفوظة في المكتبة العامة لآية الله العظمى السيد المرعشي النجفي في قم المقدسة، كتبت في شهر ذي القعدة سنة ٤٩٩ هـ أو ٤٦٩ هـ(تستی)
سیدعلی نقی اصفهانی «فیض الاسلام» احیاگر نهج البلاغه به فارسی
شناخت دوازده ویژگی اهل نفاق و نیرنگ در خطبه 194 نهج البلاغه
سیدعلی نقی اصفهانی «فیض الاسلام» احیاگر نهج البلاغه به فارسی
فیض الاسلام و منشور بازگشت به نهج البلاغه در دوران معاصر
دیگر اخبار
شناخت دوازده ویژگی اهل نفاق و نیرنگ در خطبه 194 نهج البلاغه
سیدعلی نقی اصفهانی «فیض الاسلام» احیاگر نهج البلاغه به فارسی
فیض الاسلام و منشور بازگشت به نهج البلاغه در دوران معاصر
طلب باران و دعای آن در کلام ژرف امام علی (ع) در نهج البلاغه
داستان هایی از فضائل فردی و سیره امام علی (ع)
ماجرای نعمان بن بشیر در کتاب شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید