شناخت دوازده ویژگی اهل نفاق و نیرنگ در خطبه 194 نهج البلاغه

همواره در میان مؤمنان، گروهی وجود داشته اند که نه قلباً ایمان آورده اند و نه قدرت و جرأت مخالفت صریح داشته اند. از این گروه، قرآن به عنوان اهل نفاق یا منافقان یاد می کند. شناخت منافق از مومن یکی از مسائل مهم درجامعه مسلمین عصر رسول الله (ص) بود. شخص منافق به دلیل انجام امور ظاهری اسلام و شرکت در مراسمات مسلمین در ظاهر تفاوتی با شخص مومن ندارد و انسان به راحتی نمی تواند حکم به نفاق شخصی کند. شاید به همین دلیل بود که پیامبر اکرم (ص) آله فرمودند من از کافر بر امتم نمی ترسم بلکه از منافق می ترسم؛ زیرا شخص کافر هر چه در دل دارد اظهار و دشمنی خود را  آشکار کرده است؛ اما شخص منافق دشمنی او در نهان است. همچنین در معرفی منافقان امام علی علیه السلام می فرمایند: «منافق را سه نشانه است: زبانش با دلش، گفتارش با کردارش، و درونش با نمودش یکسان نیست»[1]. در این مقاله، به دوازده ویژگی اصلی منافقان براساس خطبه 194 نهج البلاغه بصورت اختصار اشاره می شود.

ویژگی های اهل نفاق در خطبه 194

امیرمومنان علی ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه در خطبه 194 نهج البلاغه مردم را از اهل نفاق و نیرنگ های منافقان برحذر داشته است و می فرمایند: «أُوصِیكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ، وَ أُحَذِّرُكُمْ أَهْلَ النِّفَاقِ»

ای بندگان خدا شما را به تقوا و پرهیزگاری سفارش می کنم و از اهل نفاق و دو رویی بر حذر می دارم. سپس منافقان را اینگونه توصیف می کنند:

 

1. گمراهان و گمراه کنندگان

«فَإِنَّهُمُ الضَّالُّونَ الْمُضِلُّونَ وَ الزَّالُّونَ الْمُزِلُّونَ»؛ اینها هم گمراهند یعنی از راه خدا منحرف شده و هدایت نیافته اند و هم با القای شبهه های باطل و سخنان نادرست دیگران را به گمراهی می کشانند. هم خطاکارند و هم دیگران را به خطا وا می دارند.

 

2. دگرگونی در رفتارها و همرنگ جماعت شدن

«یتَلَوَّنُونَ أَلْوَاناً» منافقان به رنگ های گوناگون در می آیند یعنی به سبب مقاصد باطل و اغراض فاسدی که دارند احوال آنها پیوسته در تغییر و گفتار و رفتار آنها جوراجور و دستخوش دگرگونی است و با هر کس با چهره و زبانی جداگانه برخورد می کنند.

 

3. فریب کاری

«وَ یفْتَنُّونَ افْتِنَاناً»؛ و به هر وسیله و با هر زبان در صدد فریفتن شمایند.

در ادامه همین خطبه حضرت می فرمایند: «قَدْ هَوَّنُوا الطَّرِیقَ وَ أَضْلَعُوا الْمَضِیقَ»؛ راه را برای فریب دادن مردم هموار گردانیده و طریق رهایی آنان را از تنگنای نیرنگ های شان پر پیچ و خم ساخته اند.

باز می فرماید: «یمْشُونَ الْخَفَاءَ وَ یدِبُّونَ الضَّرَاءَ» پنهانی به سوی مقاصد خویش گام بر می دارند و مانند حرکت بیماری در بدن، آرام آرام به جنبش در می آیند. این سخن کنایه از این است که اقدامات زبانی و عملی خود را در جهت مقاصد و اهدافی که دارند پوشیده داشته و دور از فهم و اطلاع دیگران انجام می دهند.

باز حضرت می فرماید:

«قَدْ أَعَدُّوا لِكُلِّ حَقٍّ بَاطِلًا وَ لِكُلِّ قَائِمٍ مَائِلًا وَ لِكُلِّ حَی قَاتِلًا وَ لِكُلِّ بَابٍ مِفْتَاحاً»؛ آنها برابر هر حقّى باطلى، و برابر هر دلیلى شبهه اى، و براى هر زنده اى قاتلى، و براى هر درى كلیدى تهیه كرده اند.

به دیگر سخن آنکه منافقان برای این که حقّ را باطل جلوه دهند و آن را در جامه تزویر خود بپوشانند شبهاتی آماده کرده اند و برای از میان بردن هر حقّی وسیله ای مهیا کرده اند و برای هر دری از حیله و تزویر کلیدی ساخته اند.

 

4. فرصت طلبی

«وَ یعْمِدُونَكُمْ بِكُلِّ عِمَادٍ وَ یرْصُدُونَكُمْ بِكُلِّ مِرْصَادٍ»؛ براى شكستن شما از هر پناهگاهى استفاده مى كنند، و در هر كمینگاهى به شكار شما مى نشینند.

پس مراقب باشید که اهل نفاق در هر فرصتی شما را هدف خود قرار داده و در هر کمینگاهی در کمین شما نشسته اند.

 

5. بیمار دل و خوش ظاهر

«قُلُوبُهُمْ دَوِيَّةٌ وَ صِفَاحُهُمْ نَقِيَّةٌ»؛ دل های شان بیمار و ظاهرشان از نشانه های پاکیزگان است.

مراد از بیماری دل های منافقان و پاکیزگی ظاهر آنان، دردهای نفسانی است که جان آنها را فرا گرفته مانند حسد، کینه، مکر و فریب، که در نهان بر ضد آنان حیله و تزویر به کار می برند و در آشکار نسبت به آنان اظهار خوشرویی و دوستی و محبّت و خیرخواهی می کنند و این رویه که انسان با زبان چیزی را خوب و پسندیده بداند و خلاف آن را در دل داشته و پنهان کرده باشد، قانون و ضابطه نفاق است.

 

6. خوش سخن و بدکردار

«وَصْفُهُمْ دَوَاءٌ وَ قَوْلُهُمْ شِفَاءٌ وَ فِعْلُهُمُ الدَّاءُ الْعَيَاءُ»؛ سخن پردازی آنها دواست و گفتارشان شفاست. لیکن کردارشان دردی است درمان ناپذیر. یعنی آنها مانند زاهدان و پارسایان مردمان را موعظه کرده به پرهیزگاری و فرمانبرداری خداوند دستور می دهند. آشکار است که این سخنان درمان ناپاکی و شفابخش گمراهی است، امّا با گناهانی که مرتکب می شوند کردار آنها کردار فاسقان و گمراهان است و گناه کاری منافقان بزرگ ترین درد و درمان ناپذیر است.

حضرت (ع) در جای دیگر درخصوص اهل نفاق چنین هشدار می دهند:

«وَ لَكِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ كُلَّ مُنَافِقِ الْجَنَانِ عَالِمِ اللِّسَانِ، يَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ وَ يَفْعَلُ مَا تُنْكِرُون»[2]

تنها کسانی که از شر آنها بر شما می ترسم آنهایی هستند که در دل منافقند و در زبان دانا، سخنانی می گویند دل پسند ولی اعمالی دارند زشت و ناپسند.[3]

 

7. حسود و دردسر ساز

«حَسَدَةُ الرَّخَاءِ وَ مُؤَكِّدُو الْبَلَاءِ»؛ بر رفاه و آسايش مردم حسد مى ورزند، و بر بلاء و گرفتارى مردم مى افزايند، و اميدواران را نا اميد مى كنند.

یعنی اهل نفاق اگر در زندگی کسی فراخی و گشایشی بینند بر او حسد می ورزند و اگر کسی را در سختی و گرفتاری مشاهده کنند با سخن چینی و فتنه انگیزی بر رنج او می افزایند.

 

8. سوق دادن جامعه به ناامیدی

«وَ مُقْنِطُو الرَّجَاءِ»؛ اگر کسی امید چیزی را داشته باشد مقتضای طبع آنها این است که او را نومید گردانند، زیرا روش منافق دروغگو همواره بر این است که دور را نزدیک و نزدیک را دور نشان دهد.

 

9. مردمی جلوه دادن خود

«وَ لِكُلِّ شَجْوٍ دُمُوعٌ»؛ و در هر غم و اندوهی اشک ها می ریزند.

این سخن حضرت کنایه از این است که برای دست یافتن به مقاصد و اغراض خود در برابر گریه و اندوه دیگران، به دروغ اظهار غمگینی می کنند و اشک می ریزند در حالی که آنان (اهل نفاق) دشمن غمدیدگانند.

 

10. چاپلوسی و سماجت برای رسیدن به دنیا

«يَتَقَارَضُونَ الثَّنَاءَ وَ يَتَرَاقَبُونَ الْجَزَاءَ»؛ مدح و ستایش را به یکدیگر وام می دهند و پاداش خود را انتظار دارند. یعنی هر یک از آنها همکار خود را می ستاید تا او نیز به ستایش وی اقدام کند و در برابر کار خود از او انتظار پاداش دارد. واگر از کسی درخواستی داشته باشند برای این که او درخواست آنها را انجام دهد اصرار می ورزند و پافشاری می کنند و این از صفات زشت به شمار آمده چنان که حقّ تعالی فرموده است:

«لِلۡفُقَرَآءِ ٱلَّذِينَ أُحۡصِرُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ لَا يَسۡتَطِيعُونَ ضَرۡبࣰا فِي ٱلۡأَرۡضِ يَحۡسَبُهُمُ ٱلۡجَاهِلُ أَغۡنِيَآءَ مِنَ ٱلتَّعَفُّفِ تَعۡرِفُهُم بِسِيمَٰهُمۡ لَا يَسۡـَٔلُونَ ٱلنَّاسَ إِلۡحَافࣰا وَمَا تُنفِقُواْ مِنۡ خَيۡرࣲ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ».[4]

(انفاقِ شما، مخصوصاً باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته اند و نمی توانند مسافرتی کنند و از شدّت خویشتن داری، افراد ناآگاه آنها را بی نیاز می پندارند امّا آنها را از چهره های شان می شناسی و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند. (این است مشخّصات آنها!) و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است.

 

11. هتاک

«وَ إِنْ عَذَلُوا كَشَفُوا»؛ اگر کسی را سرزنش کنند عیب های او را آشکار و از این طریق او را شرمنده و سرافکنده می سازند و بسا این که عیب های او را در حضور کسی به او می گویند که دوست نمی دارد وی در جریان آنها قرار گیرد.

 

12. ستمگری در حکومت

«وَ إِنْ حَكَمُوا أَسْرَفُوا»؛ اگر یکی از آنها حکمرانی و فرمانروایی یابد در بیدادگری و شکم خوارگی زیاده روی می کند و در شهوترانی و بهره گیری از خوشی های دنیا پا از حدّ فراتر می گذارد.

حضرت در پایان خطبه فرمودند: «فَهُمْ لُمَةُ الشَّيْطَانِ وَ حُمَةُ النِّيرَانِ» بعد این آیه شریفه را قرائت فرمودند: «أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُون»[5]؛ آنان یاران و پیروان شیطانند، خداوند متعال می فرمایند: «شیطان بر آنان مسلّط شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده آنان حزب شیطانند! بدانید حزب شیطان زیانکارانند!».

اهل نفاق و دشمنی با امیرالمومنین (ع)

بغض داشتن نسبت به امام علی (ع) از مهمترین ویژگی شناخت منافق است که مورد اتفاق فریقین است. آیت الله مکارم شیرازی در تبیین این ویژگی مهم می نویسند:

روایات فراوانى از پیغمبر اکرم (ص) و صحابه آن حضرت درباره شناختن مؤمنان با محبت على بن ابى طالب (ع) و منافقان با بغض و کینه او در کتب معروف اهل سنت و شیعه به طور گسترده نقل شده است. از جمله بلاذرى و ترمذى از «ابوسعید خدرى» نقل کرده اند که مى گفت: «کُنّا لَنَعْرِفُ الْمُنافِقینَ نَحْنُ مَعاشِرُ الاْنْصارِ بِبُغْضِهِمْ عَلىَّ بْنَ أبى طالِب»؛ ما جمعیت انصار، منافقان را به سبب بغضشان به على بن ابى طالب مى شناختیم.[6]

ابن ابى الحدید مى گوید: استادم من «ابوالقاسم بلخى» مى گفت: «قَدِ اتَّفَقَتِ الاْخْبارُ الصَّحیحَةِ الَّتِی لارَیْبَ فِیها عِنْدَ الْمُحَدِّثینَ عَلى أنَّ النَّبىَّ قالَ: لایَبْغِضُکَ إلاّ مُنافِقٌ وَلا یُحِبُّکَ إلاّ مُؤمِنٌ»[7]؛ اخبار صحیحى که اتفاق بر این در نزد راویان اخبار شکى در آن نیست متفق است که پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله) به على (علیه السلام) فرمود: دشمن نمى دارد تو را جز منافق و دوست نمى دارد تو را جز مؤمن».[8]

سند این گفتار حکیمانه نبوی، سخن امیر مومنان ـ علیه السلام ـ در حکمت 45 نهج البلاغه است که می فرمایند:

«لَوْ ضَرَبْتُ خَيْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَيْفِي هَذَا عَلَى أَنْ يُبْغِضَنِي مَا أَبْغَضَنِي، وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْيَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ يُحِبَّنِي مَا أَحَبَّنِي؛ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ قُضِيَ، فَانْقَضَى عَلَى لِسَانِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ (صلی الله علیه وآله) أَنَّهُ قَالَ: يَا عَلِيُّ لَا يُبْغِضُكَ مُؤْمِنٌ وَ لَا يُحِبُّكَ مُنَافِقٌ».[9]

«اگر با شمشیرم بر بینی مؤمن بزنم که دشمن من شود، با من دشمنی نخواهد کرد و اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد و این بدان جهت است که قضای الهی جاری شد و بر زبان پیامبر امّی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گذشت که فرمود: ای علی! مؤمن تو را دشمن نگیرد و منافق تو را دوست نخواهد داشت».

نتیجه گیری                                                                                          

در خطبه 194 پس از اینکه امير مؤمنان (ع) به تقوا و پرهيزگارى سفارش مى كند، از منافقان نیز بر حذر مى دارد، و ويژگي هاى اهل نفاق را بر مى شمارد تا آنان را بتوان شناخت و از آنها دورى گزيد، زيرا امام تصریح می کنند که اهل نفاق هم گمراهند يعنى از راه خدا منحرف شده و هدايت نيافته اند و هم با القاى شبهه هاى باطل و سخنان نادرست ديگران را به گمراهى مى كشانند.

از طرفی پیامبر اکرم (ص) یکی از ملاک های مهم شناخت انسان منافق از انسان مومن را حب و بغض امیر المومنین (ع) بیان فرموده است، این خود یکی از برترین فضائل امیر المومنین (ع) شمرده می شود. این فضلیت برای امیر المومنین (ع) علاوه بر کتب شیعه در کتب اهل سنت نیز به تواتر ثابت است و اجماع اهل سنت بر این فضیلت متفق القول هستند.

پی نوشت ها:

[1] . کراجکی، معدن الجواهر، ج1، ص33.

[2] . شریف الرضی، نهج البلاغه، نامه 27.

[3] . آشتیانی و امامی، ترجمه گویا و شرح فشرده ای بر نهج البلاغه، ج3، ص47، نامه 27.

[4] . سوره بقره، آیه 273.

[5] . سوره مجادله، آیه 19.

[6] . بلاذری، انساب الاشراف، ج2، ص96؛ ترمذی، سنن الترمذی، ج5، ص635.

[7] . ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج4، ص83.

[8] . مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، شرح حکمت 45.

[9] . شریف الرضی، نهج البلاغه، حکمت 45.

 

فهرست منابع

  1. قرآن کریم
  2. ابن ابى الحديد، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، قم، مکتبة آیت الله المرعشي النجفي (ره)، 1363.
  3. آشتياني، محمدرضا؛ امامي، محمد جعفر، ترجمه گويا و شرح فشرده اي بر نهج البلاغه، قم، مطبوعات هدف، 1367.
  4. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، 1417ق.
  5. ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، قاهره، دارالحدیث، 1419ق.
  6. شریف الرضی، نهج البلاغه، ترجمه: محمد آیتی، تهران، بنياد نهج البلاغه، 1376.
  7. کراجکی، محمد بن علی، معدن الجواهر و رياضة الخواطر، تهران، مکتبة المرتضویة، 1394ق. چاپ دوم.
  8. مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1386.

 

منبع مقاله | بازنشر و ویرایش از:

1- مقاله «ویژگی های منافقان در نهج البلاغه چیست؟» وبگاه اندیشه قم وابسته به مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات، حوزه علمیه قم.

2- ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی، ترجمه قربانعلی محمدی مقدم و علی اصغر نوایی یحیی زاده، ج3، ص773.

3- شرح نهج البلاغه، سید عباس موسوی، ج3، ص370.

 

 

شناخت دوازده ویژگی اهل نفاق و نیرنگ در خطبه 194 نهج البلاغه

فهرست مطالب

    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید

    مطالب پربازدید

    هیچ نوشته‌ای پیدا نشد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    ما از کوکی ها برای بهبود کارکردن شما با سایت استفاده می کنیم. با استفاده از این سایت شما استفاده ما از کوکی ها را پذیرفته اید.
    برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.